مقالات، مطالب و نوشته هاي نويسندگان بر روي اينترنت و خارج از آن در فضا و دنياي واقعي (آنجا که به چاپ و نشر محتوا) مربوط ميشود کپيرايت دارند. يعني حقوق آن تمام و کمال متعلق است به نويسنده (مترجم يا محقق) - يک بار ديگر
اينجا ديدم که مقاله ای از من را سر و ته زنده اند و ناممان (که بخورد توی سرمان) را حذف کرده اند و در وبلاگ شان درج فرموده اند. با يادداشتي تذکر دادم. کار من شده است که رعايت ساده ترين حقوق مان را بر روي اينترنت تذکر دهم به اين و آن. اين از من وقت بسياري ميگيرد، اما فکر ميکنم شايد اين تنها راه چاره باشد - يک لينک هم به ايشان ميدهم - تا رتبه شان در گوگل و ساير موتورهاي جستجو بالا رود - شايد اين راه و روش را کنار بگذارند. نميدانم. من خيلي عمر نخواهم کرد ... اين روزها میگذرند و ايران و اينترنت (کم سرعت آن) میماند براي ايرانيان. اين جماعت ايراني در شاهراه ها و بزراگراههاي ارتباطي همانگونه ميرانند که در خيابانها و بزرگراه ها رانندگي ميکنند. ما هم کارگران بيچاره فنآوري اطلاعات، پياده هايي هستيم که دائم داريم قوانين را به سواره ها گوشزد میکنيم. عده اي از دوستان مینويسند: «کو گوش شنوا ؟ کو چشم بينا؟»
آقاي خاتمی ميگويد:«در ایران مردم اغلب فکر میکنند یک نفر میتواند تمام مشکلات را حل کند اما موضوع این نیست»
به قول مرحوم عمران صلاحي، حالا حکايت ماست!