- www.webfaqt.com -
                                 خوش آمديد
                              به سايت رسمي 
                            تابان خواجه نصيري  
   نويسنده، مترجم، روزنامه نگار، پژوهشگر و سخنران  
            در زمينه هاي بازاريابي، بازاريابي اينترنتي   
                 بازاريابي از طريق پست الكترونيك 
  تجارت الكترونيك، مهارت هاي عصر اطلاعات و ارتباطات
  This Blog Only  All Blogs  Tehran - Iran صفحه اول  درباره ما   مقالات   سمينارها   نظرات شما   تماس  
 
آگهی
کنترل
بايگانی




مطالب اخير














سرآغازی برای روايتی از فرهنگ و هنر

تابان خواجه نصيری
فرهنگ و هنر يكی ديگر از علاقمند‌ی‌های من است. در اين يادداشت‌ها از فرهنگ و هنر، ادبيات، شعر، داستان و موسيقی و كتاب خواهم نوشت. من از هفت هشت سالگي شعر و شاعری را دوست داشتم، يادم مي‌آيد كه تازه خواندن و نوشتن را شروع كرده بودم كه دلم مي‌خواست كتابچه شعری برای خودم درست كنم و بالاخره هم اين كار را كردم و پراكنده، اولين نوشته‌هايی را كه در آن زمان فكر می‌كردم چيزي جز شعر نيست در دفترچه‌ی كوچكي گرد آوردم. شاهدم از اين ماجرا برادرم فرداد است كه شايد چند روز بعد از تهيه‌ی دفترچه، آن را به نفع آيندگان مصادره كرد! نمي‌دانم، شايد هنوز آن دفترچه كوچك را پهلوي خودش نگاه داشته باشد. روز مي‌گفت، اين را نگاه داشته‌ام كه يك روزی اگر براي خودت كسي شدی، آن را چاپ كنم تا همه بدانند كه اوايل، چه شعرهاي مزخرفی می‌گفتی! بعد از آن، شعر گفتن و داستان نوشتن را كنار نگذاشتم، اينها علاقه‌های من بود، چطور مي‌توانستم آنها را كنار بگذارم. برايم مهم نبود كه ديگران درباره چيز‌هايی كه می‌نوشتم چه فكری می‌كنند، فكر می‌كردم كه وقتی آدم احساسی دارد يا وقتی فكری و انديشه‌ای در سرش مي‌چرخد، وقتی مي‌تواند بخواند، می‌تواند بنويسد و خوب خيلي حيف است كه ننويسد. پس نوشتم، اما برای خودم و ديگر دفترچه‌ای هم برای نوشته‌هايم درست نكردم، حالا كه رو به چهل می‌روم، دور تا دورم را كاغذ و نوشته‌هايی فراگرفته كه تنها راه باقی‌ماندنشان را در اين مي‌بينم كه آنها را به صورت اين يادداشت‌ها در اين وبلاگ‌هاي متعدد بياورم. نمي‌دانم تا چه حد موفق مي‌شوم كه اين يادداشتها را جمع‌اوری كنم، اما هر چه باشد، سعی مي‌كنم، آنهایی را در اينجا قرار دهم كه نه فقط خودم، كه ديگرانی هم كه آنها را خوانده يا شنيده‌اند پسنديده‌ باشند. شايد اين از دل نوشته‌هايم به دلتان بنشيند كه اگر اين چنين شد، نظراتتان را برايم بنويسيد، خوشحال مي‌شوم آنها را بخوانم و بدانم.

ما انسانها، فرصت خيلي كوتاهی براي زندگی روي اين كره‌ی خاكی سبز و آبي داريم. چقدر حيف كه از كنار هم می‌گذريم و در طول عمر فقط عده محدودی را در دايره دوست و آشنا و اعضای خانواده می‌بينيم و درك می‌كنيم.

كره‌ی زمين شايد می‌توانست جای بهتری برای زيستن باشد اما چقدر حيف كه اين دنيا پر شده است از دروغ و نيرنگ و فريب، پر از جنگ و جدال و خون و خونريزی و ظلم و بی عدالتی. با اين يادداشت‌ها، نمی‌خواهم از واقعيت‌ها فرار كنم، اما پناه می‌برم به خلوتی با خدا و از برای او مي‌نويسم و از زيبايی‌هايی كه او آفريده است می‌نويسم. می‌خواهم ذره‌بين دلم را بر روی كوچكترين حركت‌های زيبا او و مخلوقات او قرار دهم و از آنها بنويسم.اين نوشته‌ها را تقديم می‌كنم به او كه به هر دليلی فقط اوست كه می‌داند خالق همه چيز است.


مطالعه اين مطلب را به دوستان خود توصيه کنيد ...

«« صفحه‌ی اصلی


     Blog Powered by: www.blogger.com  

© Copyright 1998 - 2008, Taban Khajeh Nassiri. All rights reserved.

اعلاميه کپي رايت ما