- www.webfaqt.com -
                                 خوش آمديد
                              به سايت رسمي 
                            تابان خواجه نصيري  
   نويسنده، مترجم، روزنامه نگار، پژوهشگر و سخنران  
            در زمينه هاي بازاريابي، بازاريابي اينترنتي   
                 بازاريابي از طريق پست الكترونيك 
  تجارت الكترونيك، مهارت هاي عصر اطلاعات و ارتباطات
  Subscribe in a reader   Tehran - Iran صفحه اول  درباره ما   مقالات   سمينارها   نظرات شما   تماس  
 
آگهی
کنترل













يك ديدار و نقل يك افسانه شهری

تابان خواجه نصيری

پريروز (سه شنبه 25 اكتبر 2005 – 3 آبان ماه 1384) فرصتي شد تا به ديدار دوست عزيزم استاد سيد احمد وكيليان مدير مسئول نشريه‌ی وزين فرهنگ مردم بروم، مطالبي را براي شماره‌ی آينده نشريه كه مراحل نهايي خود را مي‌گذراند آماده كرده بودم كه برايشان بردم. فرصت كوتاهي داشتيم و فقط توانستيم گپ كوتاهي در مورد موضوع مقاله كه همان تاريخ شفاهي و فولكلور اينترنتی بود داشته باشيم. لطف هميشگي استاد شامل حال من نيز بود چون دو نسخه از شماره پيشين مجله (سال چهارم – شماره 13) را هم كه در آن مقاله‌اي داشتم تحت عنوان «دويست سال حضور اندرسن در قلب و ذهن جهانيان» براي آرشيو و كتابخانه‌ام به من تقديم كردند كه جاي تشكر دوباره دارد. استاد ديروز تماس گرفتند و با هم مختصری در مورد مقاله جديد صحبت كرديم و داستان‌هايی كه اخيرا خوانده بودم را برايشان تعريف كردم و از آن جمله اين داستان كه فكر كنم نوشتنش اينجا خالي از لطف نباشد:

چندي پيش در خبرها آمده بود كه راننده‌ای در مسير اتوبان تهران – كرج، با پياده‌اي تصادف می‌كند و به سرعت از محل حادثه فرار می‌كند. چند كيلومتر جلوتر، پليس و مردمی كه ناظر و شاهد اين اتفاق بودند اتومبيل خاطی را متوقف می‌كنند و راننده پس از پياده شدن از اتومبيل، با ناباوری می‌بيند كه مقتول بيچاره چند كيلومتر روی سقف اتومبيل، او (يا به عبارتي قاتل) را دنبال كرده است. جالب است بدانيد كه ديروز در يكي از وبلاگ‌های معروف (و البته پربيننده‌ترين وبلاگ در حال حاضر در دنيا به نام بوئينگ بوئينگ) خواندم كه چند وقت پيش درست عين اين اتفاق براي راننده‌ی نود و سه ساله‌ای در سنت پيترزبورگ، ايالت فلوريدا روي داده است. اينجا را ببينيد! اين راننده هم به عابر پياده‌ای می‌زند و در حالي كه عابر بي جان تا سه چهار كيلومتر به شيشه‌ی جلو‌ی اتومبيل آويزان بوده از محل حادثه فرار مي‌كند. جالبتر اينكه راننده پس از اينكه توسط پليس متوقف مي‌شود مدعي است كه اين آدم از آسمان بر روي ماشينش افتاده است. اگر فيلمي از اين ماجراها ساخته شود، منتقدان نمی‌توانند بگويند اينها تخيلی و تصادفی است، اينها روي داده‌اند و به اين ترتيب تبديل می شوند به افسانه‌های شهری.


مطالعه اين مطلب را به دوستان خود توصيه کنيد ...

«« صفحه‌ی اصلی


     Blog Powered by: www.blogger.com  

© Copyright 1998 - 2008, Taban Khajeh Nassiri. All rights reserved.

اعلاميه کپي رايت ما