- www.webfaqt.com -
                                 خوش آمديد
                              به سايت رسمي 
                            تابان خواجه نصيري  
   نويسنده، مترجم، روزنامه نگار، پژوهشگر و سخنران  
            در زمينه هاي بازاريابي، بازاريابي اينترنتي   
                 بازاريابي از طريق پست الكترونيك 
  تجارت الكترونيك، مهارت هاي عصر اطلاعات و ارتباطات
  This Blog Only  All Blogs  Tehran - Iran صفحه اول  درباره ما   مقالات   سمينارها   نظرات شما   تماس  
 
آگهی
کنترل
بايگانی
October 2005
December 2005
January 2006
February 2006
May 2006
August 2006
May 2007
June 2007
December 2007
January 2008
June 2008
July 2008
August 2008

تازه ترين مطالب






مطالب اخير

:: مورگان فريمن بستري شد
:: راديو زمانه : بیم‌ها و امیدها در نشر کشورم - عباس ...
:: افت شديد سينمای خنده ايران :‌ ده رقمي است
:: خسرو شکيبايي درگذشت
:: وبلاگ برگردان : انتقاد پذيري
:: تئاتر حرفه اي
:: روايتي از کتابهاي عامه پسند در بازار کتاب ايران
:: پرونده ي «چار خونه» هم بسته شد!
:: کنفرانس خبری استاد شجريان در سالگرد فاجعه بم
:: فرهنگ دانشگاهي ما دچار يك كاستي و نقصان عظيم است














فصلنامه‌ی فرهنگ مردم منتشر شد

تابان خواجه نصيری

شماره 14 و 15 فصلنامه‌ی فرهنگي - اجتماعي فرهنگ مردم با پژوهشي از من تحت عنوان «وبلاگ نماد تاريخ شفاهي و فولكلور اينترنتي» منتشر شد. دوست عزيزم استاد سيد احمد وكيليان در اشاره به پژوهش من در بخش سخن سردبير آورده است: «شايد براي بسياري از خوانندگان و پژوهندگان فرهنگ مردم اين مقوله تازگي داشته باشد، اما آنچه مهم است، امروزه جامعه جهاني به فن‌اوريهاي علمي نويني بويژه در عرصع‌ی اطلاع رساني از جمله اينترنت دست يافته است. اين پديده توان آن را دارد كه در كوتاه‌ترين زمان دانش‌ها، اطلاعات، خبرها و مسائل زيست فرهنگي انسانها را از نقطه‌اي دوردست به نقاط ديگر جهان انتقال دهد و چشم‌پوشي ازاين فن‌آوري نه عملي است و نه درست. تمام جوامع انساني به نسبت پيشرفتشان ناچار از استفاده‌ی اين فن‌اوري نوين مي‌باشند، تا فرهنگ خود را در معرض قضاوت جهانيان قرار دهند.»

اين پست ابتدا در تاريخ 2 دسامبر منتشر شده است و در تاريخ 25 دسامبر به روزرساني شد با لينكي به فهرست موضوعي نشريه در سايت Magiran.


مطالعه اين مطلب را به دوستان خود توصيه کنيد ...



گزارش خبرگزاري رويتر از شبهاي برره

تابان خواجه نصيری
خليج تايمز امروز گزارش خبرگزاري رويتر از شبهاي برره را منعكس كرده است. در اين گزارش از استقبال گسترده‌ی ايرانيان از اين برنامه‌ی طنز (90 درصد از جمعيت افرادي كه به تلويزيون دسترسي دارند به نقل از مركز مطالعات صدا و سيما) ياد شده است و اينكه سريال شبهاي برره چرا و چگونه مورد توجه مخاطبين قرار گرفته است.


مطالعه اين مطلب را به دوستان خود توصيه کنيد ...



پينك فلويد، متاليكا و حتي كني جي ممنوع!

تابان خواجه نصيری
محمود احمدي نژاد پخش انواع موسيقي غربي از راديو تلويزيون دولتي را ممنوع كرد. از بعد از انقلاب اسلامي در ايران، راديو تلويزيون دولتي مدتهاست كه از برخي ترانه‌ها و آهنگ‌هاي غربي بدون كلام استفاده مي‌كند. موسيقي بدون كلام ترانه‌هاي گروههايي چون پينك فلويد، متاليكا، Ace of Base و بسياري ديگر به مناسبتهاي مختلف از صدا و سيما پخش مي‌شد كه با اين ممنوعيت اخير، صدا و سيما مجبور است از پخش آنها صرف نظر كند. در بيست و چهار ساعت گذشته، اين خبر، با عناوين مختلفي در رسانه‌ها و سايتهاي غربي از جمله سايت و تلويزيون الجزيره، سان فرانسيسكو كرونيكل، اي بي سي نيوز و ... حتي در استراليا سيدني مورنينگ هرالد كه براي خبرش از اين عنوان استفاده كرده است : «ايران، كني جي را هم ممنوع كرد» منعكس شده است و به اصطلاح مي‌شود گفت كه مثل توپ صدا كرده است.- پيش از اين، Kenny G و آهنگهاي رويايي، دلنشين و بي كلامش هم كه در ميان برنامه‌هاي راديو و تلويزيوني ايران بسيار شنيده مي‌شد به اين ترتيب، از اين پس ممنوع مي‌شود.

با توجه به اين مصوبه‌ی اخير، پيش بيني مي‌شود كه بسياري از مشكلات و معضلات سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي كشور بزودي حل شوند و براي نهادينه ساختن عدالت، بزودي پخش آهنگهاي شرقي از جمله چيني، ژاپني، هندي، پاكستاني و افغاني نيز از صدا و سيما ممنوع خواهند شد! اين اقدامات قطعاً موجب بالا رفتن چند چيز در نزد ايرانيان خصوصاً جوانان خواهد شد: فشار خون و ميزان محبوبيت رئيس جمهور.

صدا و سيما بهتر است از اين به بعد، به پخش نت‌هاي پراكنده و ناموزون و خارج از گام در ميان برنامه‌ها روي آورد. پيشنهاد مي‌كنم يك برنامه پخش كنيد، بعد چند نت سل و چند نت لا، يك سي، يك نت دو روي پيانو بزنيد و يك سكوت چهار ضربي و بعد برنامه‌ی بعدي را پخش كنيد. بهتر است استفاده از سه‌لاچنگ و چهارلاچنگ ممنوع شود چون ممكن است كمي تند ‌شود، خوبيت ندارد!


مطالعه اين مطلب را به دوستان خود توصيه کنيد ...



در نيمه راه شب‌هاي برره

كلارا كرمی
بعد از سريالهاي «پاورچين»، «نقطه چين» و ... اكنون چنديست تماشاگر مجموعه‌ی تلويزيوني جنجال برانگيز «شبهاي برره» هستيم. در شبهاي برره چهره‌هايي آشنا از ديگر سريالهاي مهران مديري را مي‌بينيم كه شايد در امر انتخاب بازيگر سياستي جالب و هوشمندانه باشد چرا كه عملاً بعد از مدتي نامها و چهره‌هايشان در كنار يكديگر شناخته شده و به قول معروف «جا مي‌افتند» و مثل اينكه بعد از مدتي تبديل به يك «خانواده‌ی تلويزيوني» مي‌شوند اگرچه جاي جواد رضويان در بين خانواده‌ی برره‌اي ها واقعاً خالي است.




اما اين سريال، مدتي نظرات مخالف و موافق زيادي را برانگيخت. سخنان زيادي در باب «بد آموزي‌هاي اين فيلم براي بچه‌ها»، «اهانت‌آميز بودن آن به روستائيان ايراني»، «مورد تهديد بودن ادبيات فارسي» و ... خوانديم و شنيديم. از سوي ديگر عده‌‌اي بازتاب معضلات اجتماعي، فرهنگي و اخلاقي جامعه‌ی ما را در اين سريال مي‌بينند و طرح اين موضوعات را مثبت و لازم مي‌دانند. از ديد ايشان بسياري مطالب و نظراتي كه در جاي ديگر مطرح نمي‌شوند در اينجا به گونه‌اي «زيركانه» و آگاهانه و از زبان روستائيان جائي براي بيان شدن مي‌يابند.

واقعيت آن است كه اگر بخواهيم نگران جا افتادن و خطر تقليد بعضي تكيه‌كلام‌ها، واژه‌ها و حركات و رفتار فيگورهاي شب‌هاي برره باشيم دست و بال تهيه كنندگان اين سريال را به دليلي نه چندان قانع كننده بسته‌ايم چرا كه هميشه تا بوده و هست ايراني‌ها در هر زمينه‌اي به دنبال الگويي بوده‌اند كه از او تقليد كنند و اين نه تنها در حيطه‌ی آدمهاي فيلم‌ها بلكه در بسياري از زمينه‌هاي ديگر، از نوع لباس پوشيدن و خريدن وسايل خانه گرفته تا خريدن ماشين و موبايل و ... صدق مي‌كند. تقليد كردن، اصولاً در ميان ما ايراني‌ها بيشتر رواج دارد تا نوآوري و ابتكار! پس بيائيد به اين بهانه «برره‌اي ها» را محكوم نكنيم و اگر راست مي‌گوئيم، آگاهانه تقليد نكنيم. هرچه باشد انسان بيشتر وقت‌ها حق انتخاب دارد!

در مورد بد آموزي كودكان نيز، حتماً همه متوجه شده‌ايم كه مخاطبين اين سريال، اصولاً كودكان و نوجوانان نيستند. يعني اينكه اين سريال براي آنها ساخته نشده و موضوعاتي كه در آن مطرح مي‌شود مربوط به كودكان و نوجوانان نمي‌شود. پس اگر معتقديم كه اين سريال اثر منفي بر اخلاقيات فرزندانمان دارد، بايد آنقدر بر آنها كنترل داشته باشيم تا اجازه ندهيم پاي اين سريال بنشينند و خيلي ساده به آنها بگوئيم: «من تشخيص مي‌دهم كه اين فيلم براي تو مناسب نيست و بهتر است موقع پخش آن خودت را به كار ديگر مشغول كني» و يا براي ايشان سرگرمي ديگري فراهم كنيم.

انصافاً در بسياري فيلم‌ها و سريالهاي ديگر مي‌توان نكاتي بسيار منفي‌تر پيدا كرد كه مي‌توانند براي كودكان بدآموزي‌هايي داشته باشند كه بسيار عميق‌تر از اينهاست، اما هيچ برخورد و انتقادي در مورد تاثير منفي آن فيلم‌ها مطرح نشد. پس اگر واقعاً فكر مي‌كنيم مجموعه‌ی شبهاي برره بدآموزي دارد فرزندانمان را از ديدن آن منع كنيم چرا كه اين فيلم اصولاً براي آنها ساخته نشده.
از آنجايي كه معلوم نيست اين ماجراها در كدام روستا اتفاق مي‌افتد و گويش و لهجه‌ی اين مردم كاملاً جديد و ساخته‌ی تخيلات نويسندگان و كارگردان فيلم است و لباسهايشان نيز ملغمه‌ايست از دوره‌هاي تاريخي و روستاهاي مختلف كه در يك جا جمع شده، بنابر اين نمي‌تواند توهيني به روستائيان ما باشد و در واقع بيشتر مثل آينه‌اي است كه ما شهري‌هاي عزيز و به قول خودمان «مدرن و پيشرفته» خود را دوباره در آن مي‌بينيم.

بسياري از قسمتهاي اين سريال - و نه همه‌ی آنها ‌- رفتارها، عادات، معضلات فرهنگي و اجتماعي و حتي بعضي عرف‌هاي ما را پيش روي‌مان مي‌گذارد تا دوباره به خودمان نگاه كنيم. در اينجاست كه مي‌بينيم ديروز ما با امروزمان تفاوت فاحشي نكرده است و چه بسا ...! البته بايد گفت كه بعضي قسمتهاي سريال، آنچه انتظار داريم به ما نمي‌دهد و گويي نويسندگان سوژه كم آورده و به هجو رو مي‌آورند.

كوتاه سخن: واقعيت آن است كه «شبهاي برره» و «برره‌اي‌ها» مي‌روند تا در جامعه‌ی ما تبديل به Kult (به لفظ آلماني - هوس و جنون براي تقليد از رسم يا طرز فكر) شوند يعني آنكه فيگورها و ماجراهايشان آنقدر جا افتاده و محبوب مي‌شوند كه شايد سالها مردم بخواهند فيلم‌هايشان را دوباره و دوباره ببينند و از آنها تقليد كنند مثل: فيلم‌هاي سينمايي صمد با بازيگري پرويز صياد در دوران سابق، سريال تلويزيوني «پيشتازان فضا» در اروپا و امريكا و يا سريال تلويزيوني «خيابان ليندمن» (Lindemann Strasse) در يكي از كانالهاي دولتي تلويزيون آلمان.

اين موضوع الزاماً چيز زياد بدي هم نيست. در يكصد سال گذشته با اختراع راديو و تلويزيون، مردم همه‌ی جوامع چنين سرگرمي‌هايي داشته‌اند. البته انتقاد بي‌طرفانه و بي غرض هميشه خوب و سازنده است. اما مطلب آنجاست كه اگر در جايي فكر مي‌كنيم چيزي مطابق نظر و سليقه‌ی ما نيست سعي نكنيم دست و پاي آن را ببريم و بگوئيم اصلاً نبايد باشد! اگر چيزي را نمي‌پسنديم، خوب انتخابش نكنيم و سراغ آن چيزي برويم كه مطابق نظر ماست. با حذف و خراب كردن و ايراد گرفتن، فقط دست و پاي خود و ديگران را مي‌بنديم.
سعي كنيم به جاي بازي كردن نقش «قرباني‌ها»، مسئوليت آنچه انجام مي‌دهيم را خود به عهده بگيريم. فراموش نكنيم كه هنوز هم در بسياري مواقع، حق انتخاب داريم!


مطالعه اين مطلب را به دوستان خود توصيه کنيد ...



اژدهاك از نگاهي ديگر

كلارا كرمی

ميكائيل شهرستاني را اولين بار، در «سحوری» كاري بسيار زيبا و متفاوت از قطب‌الدين صادقی كه اوايل سال 81 در تالار سايه‌ی تئاتر شهر بر روي صحنه آمده بود، ديدم و تحت تاثير بازي بسيار قوي و مسلط او قرار گرفتم. اخيراً «اژدهاك» نوشته‌ی بهرام بيضائی به كارگرداني شهرستاني در فرهنگسراي نياوران به صحنه آمده بود كه حتماً بايد آن را مي‌ديدم.
«اژدهاك» برداشتي ديگر از آن حديثي است كه هميشه از ضحاك ماردوش خوانده‌ايم و شنيده‌ايم. ضحاك اين بار «روشن‌بيني عاصي و تنهاست» كه زائيده‌ی زمان خود است و به عقيده‌ی كارگردان: «اگر زمانه‌اش را به درستي نشناسيم، در واقع ضحاك را به خوبي نشناخته‌ايم.» اژدهاك مي‌خواهد گوشه‌اي از يك ديار، خانه‌اي بسازد و زندگي كند و يا مارهايش را به گوري بسپارد اما همه‌ی درها به روي او بسته مي‌شود. او كه هزاران سال سنگيني مارهاي درون خود را «بر دوش» مي‌كشد خواهان مرگ است، مي‌خواهد كه نباشد، مي‌خواهد زبوني و فقر و ملال مردم زير سلطه‌ی ياماي پادشاه و فساد جامعه‌ی اشرافي را نبيند. اما سرنوشت او، زنده ماندن و زجر كشيدن است تا زمانيكه ياماي پادشاه زنده است.
شهرستاني «اژدهاك» را در قالب زن به روي صحنه مي‌فرستد كه اين خود كار وي را برجسته و متمايز مي‌كند. ضحاك ماردوش را «شقايق احمدي» و «بهاره‌ خداورديان» مي‌خوانند و مي‌رقصند كه هر دو بخوبي از عهده‌ی اين كار برمي‌آيند.
آنچه مدتي است صحنه‌هاي تئاتر ما را تحت سلطه‌ی خود گرفته و تاحدودي مد روز شده، كار فرم است كه مي‌رود تا به كليشه تبديل شود. اژدهاك نيز از اين پروسه در امان نمانده و زبان بدن در اين كار، زبان اول است. نوآوري يعني آنچه بتوان گفت: «چقدر تازه و جديد بود، تا به حال نديده بودم!» در آن ديده نمي‌شود و همانطور كه انتظار مي‌رود ايجاد حس و فضا با استفاده از نور و صداي سازهاي مختلف القا مي‌شود.
چادر كه در عقب صحنه برپا شده و راس آن با رنگ سفيد پوشانده شده، نمادي از قله‌ی بلند دماوند است كه بسيار، به جا به كار گرفته شده و فونكسيون‌هاي مختلفي از قبيل مكاني براي قرار گرفتن همسرايان و سازها در طول نمايش دارد.
اژدهاك كه در آن بازيگران زن (همچنين با كار خوب سمانه زندي‌نژاد در نقش ياما، كركس، گاو، جلاد، گور و دروازه) بيشترين بار بازي را بر عهده دارند، كاري جمع و جور و يكدست است و بخوبي، بيننده را با خود مي‌برد.
با آرزوي موفقيت براي ميكائيل شهرستاني منتظر كارهاي ديگر خوب وي در آينده هستيم.


مطالعه اين مطلب را به دوستان خود توصيه کنيد ...



نمايشگاه عكس طبيعت ايران

تابان خواجه نصيری
پريروز فرصتي شد تا به نمايشگاه عكسهاي طبيعت ايران در فرهنگسراي نياوران برويم و اين عكسهاي زيبا را ببينيم.
اطلاعات بيشتر درباره اين نمايشگاه


مطالعه اين مطلب را به دوستان خود توصيه کنيد ...


     Blog Powered by: www.blogger.com  

© Copyright 1998 - 2008, Taban Khajeh Nassiri. All rights reserved.

اعلاميه کپي رايت ما