- www.webfaqt.com -
                                 خوش آمديد
                              به سايت رسمي 
                            تابان خواجه نصيري  
   نويسنده، مترجم، روزنامه نگار، پژوهشگر و سخنران  
            در زمينه هاي بازاريابي، بازاريابي اينترنتي   
                 بازاريابي از طريق پست الكترونيك 
  تجارت الكترونيك، مهارت هاي عصر اطلاعات و ارتباطات
  This Blog Only  All Blogs  Tehran - Iran صفحه اول  درباره ما   مقالات   سمينارها   نظرات شما   تماس  
 
آگهی
کنترل











نه شما بفرماييد بيزنس تان را بکنيد و اجازه دهيد ما روزنامه نگار باشيم

تابان خواجه نصيری
از سال ۱۳۷۰ به این طرف دارم کار روزنامه نگاری می کنم و امروز می‌خواهم نزدیک به چهل سالگی ام تعريفی از آن ارائه کنم. اما پیش خودم می گویم بد نیست، در این مقدمه، اشاره ای کوتاه به زندگی ام داشته باشم، حق و حقيقتش را بخواهید یک غم عجيبی با من است که دلم می خواهد بدانم از کجاست و چرا این روزها دور و برم می‌اید و می‌چرخد. آنهایی که مرا از نزدیک می‌شناسند، می دانند که من ليسانسم را از دانشگاه آزاد اسلامی در رشته مترجمی زبان انگليسی گرفته ام، در سال ۱۳۷۰ فارغ التحصيل شدم و بعد از اینکه یک بار و فقط یک بار در آزمون کارشناسی ارشد روزنامه نگاری و ارتباطات شرکت کردم و با بدشانسی هرچه تمام تر پذیرفته نشدم، به خاطر علاقه ام، پيش خودم گفتم، نيازی به تحصيل در دانشگاه ندارم، می‌دانم که چه بايد بخوانم وچقدر باید بخوانم - زياد - با تجربه کردن در مسيری که به آن علاقمندم ادامه می‌دهم. در رشته ای که انتخاب کرده بودم - مترجمی زبان - ما واحدهایی می گذراندیم که مرتبط بود با روزنامه نگاری، آن زمان به آن واحد های درسی می گفتند «ترجمه مطبوعاتی» یا یک همچين چيزی، خلاصه از همان زمان بود که به رشته روزنامه نگاری و کار مطبوعاتی علاقمند شدم. از اين هم نگذریم که همان زمان در حین تحصیل، کار می کردم و در زمینه بازاریابی کالا و خدمات، نرم افزار و سخت افزار فعال بودم، مانده بودم که آخر، علاقه اصلی من چیست؟ اولین کامپيوتر های خانگی، در همان سالهای ۶۷ و ۶۸ وارد بازار ایران شده بود و من، علاقمندانه هم کار می کردم و هم تحصیل، نمی دانم از کجا وقت پيدا می کردم که همزمان با زبان انگليسی، در انستیتو ایران و اطریش، زبان آلمانی هم می خواندم ودر کنار همه اینها، موسيقی را هم دوست داشتم و گيتارمی زدم و شعر می گفتم و آهنگ هایی می‌ساختم.

همه اینها، علاقه های من بودند و این فوق العاده است که در تمام این سالها، همه این علاقمندی هایم را با موفقیت انجام داده ام، به تجارب فوق العاده و برجسته ای دست یافته ام و همين برايم کافی است. شانزده سال از فارغ التحصيلی ام می گذرد و دیروز وقتی که در دوره ماهانه ديدار هم دوره ای های دانشگاه، در کنار دیگر دوستانم بودم، احساس فوق العاده ای داشتم: من در کنار موفق ترین بچه های هنگام تحصیل نشسته بودم، هر کدام در رشته ای که به کار یا تحصیل یا بیزنس ادامه داده بودند موفق بودند و همین کنار آنها بودن برایم کافی بود تا احساس کنم چقدر بودن و تلاش مثبت لذت بخش است.

همين روايت کوتاه از آنچه در این سالها برای من یا هم دانشگاهی های آن سالهای دور و دراز روی داده است، روزنامه نگاری است. سبک و سیاق نوشتن های کوتاه و ساده را در همان سالهای اول دانشگاه از نوشته های همينگوی یاد گرفتم و در فارسی ادامه دادم. نوشتن را دوست داشتم و می دانستم که مهم نيست که نتوانستم در رشته مورد علاقه ام ادامه تحصیل بدهم، مهم این است که اکنون می نویسم و به خصوص در رسانه ی خودم می نویسم - رسانه ای که به اتکای آمار و ارقام، چیزی کمتر از یک مجله با تیراژ ماهانه هجده تا بیست هزار نفر خواننده - اکنون صدها مطلب و مقاله چاپ شده در مطبوعات و مجلات مختلف دارم و سایت وب و وبلاگ هایی که می توانم در آنها کماکان بنویسم و همین مرا در مسير نگاه می دارد و همين مرا راضی می کند.

به چه کسی می گویند روزنامه نگار و روزنامه نگاری چيست؟
این سالها که گذشت، هر بار که کسی از من می پرسید چه کار می کنی و کارت چیست ؟ در پاسخ می گفتم و هنوز می گویم، نويسنده‌ ام، مترجمم، روزنامه نگارم، محقق و پژوهشگرم، سخنرانم و مشاورم در زمینه بازاریابی اینترنتی و ... وقتی می گفتم که روزنامه نگارم، بلافاصله بعضی ها می پرسیدند در کدام روزنامه کار می کنی؟ درآمدت در مجله ای که کار می کنی چقدر است؟ هنوز صدا و سیما هستی ؟ ... هر بار پيش خودم می گفتم، اینبار در وبلاگم باید تعریفی را که از روزنامه نگاری آموخته ام را بنویسم! تا آن دسته از دکترهای ارتباطات و روزنامه نگاری که اتفاقا استاد دانشگاه هم شده اند وبا حمايت این و آن هايشان رئیس خبرگزاری می شوند و غیره، اما در روز روشن به آدم می گویند «این شما هستید که به ما مارک روزنامه نگار می زنید و از ما توقع اطلاع رسانی دارید ... ما داریم اينجا بیزنس مان را می کنیم در نشریه ای که راه انداخته ایم» و هنوز بعد از این همه وقت به دنبال تعریف روزنامه نگار و روزنامه نگاری هستند بگویم که از شما ها روی هم رفته خیلی بیشتر از اینها انتظار داشتم!! واقعا برای هیئت علمی دانشگاهایمان متاسفم !

آقایان محترم! به نويسنده ای که برای روزنامه ها و مجلات یا کلا رسانه ها می نویسد، روزنامه نگار می گویند. روزنامه نگار کسی است کار روزنامه نگاری می کند به این معنی که اطلاعاتی را جمع آوری می کند و بعد آنها را در اختیار مردم می گذارد. مهم این نیست که به خاطر کاری که انجام می دهد پول می گیرد یا نه یا اینکه آیا کارش مستمر است یا نه. روزنامه نگار، یک عاشق است که نوشتن و اطلاع رسانی را دوست دارد و برای او مهم نیست که اسمش جایی باشد یا نباشد. او وظیفه خود می داند که از یک زادویه درست، رويدادی را مشاهده کند، تجزیه و تحلیل کند، ثبت کند و بعد، آن را به دیگران برساند. روزنامه نگاری یک حرفه است اما کسب و کار یا به عبارتی دیگر بيزنس نیست! بعضی ها که به نظرم، خیلی تازه کار و تازه به دوران رسیده اند - خصوصا از دوم خرداد به بعد که تعداد روزنامه های ایرانی افزایش یافت - فکر می کنند وقتی که می گویی روزنامه نگار، باید حتماْ سياسي نویس باشی تا روزنامه نگار شوی!! بعضی ها فکر می کنند که حتما و فقط باید در یک روزنامه کار کنی و فیش حقوقی داشته باشی از آنجا، تا روزنامه نگار باشی! بعضی ها فکر می کنند که باید حتماْ فارغ التحصیل از یکی از همین دانشگاه های خودی باشی دررشته های مرتبط با ارتباطات و روزنامه نگاری تا بتوان تو را روزنامه نگار نامید! بعضی ها فکر می کنند که باید خبرنگار باشی، عکاس یا ویرایشگر خبر و جالب است که در این ایران خودمان آدم هایی هم به هم می رسند که فکر می کنند آنها که در رادیو و تلویزیون کار می کنند که روزنامه نگار نیستند و من متاسفانه دیده ام خبرنگارانی از روزنامه ها یا خبرگزاری هایی را که مثلا خبرنگاران صدا و سیما یا با شگاه خبرنگاران جوان را تحویل نمی گرفتند به خاطر همین تعاریف عجیب و غریبی که معلوم نیست از کجا یافته اند؟! نمی دانم شاید در میان مردم و به خصوص بعضی از دانشجویان آن استاد مسلم که البته برای بیزنس آمده است و نه برای اطلاع رسانی صحیح خبری، باشند و بیابیم افرادی که روزنامه نگاری را یک بیزنس می دانند!

نه دوست محترم! روزنامه نگاری بیزنس نیست و با آن تفاوت دارد، می گویم که روزنامه نگاری یک حرفه است، حرفه اینجا منظورمان Profession است و نه کسب و کار و بيزنس.

روزنامه نگار کسی است که در کار جمع آوری اخبار و اطلاعات است، در کار تهیه گزارش است و بعد در کار پخش و توزیع آن اخبار و رویداد و تحلیل هاست. یادمان باشد که آن زمان هم که در مرحله توزیع و پخش اخباریم، روزنامه نگاریم!

استاد مسلم روزنامه نگاری در ایران البته معتقد است که ما برای اطلاع رسانی نیامده ایم و ما برای بیزنس آمده ایم و احتمالا به خاطر همین اظهار فضل ها بوده است که برای مدتی از دانش و دانشگاه دور افتاد! شاید یکی از همین اظهار نظر ها را سر درس و کلاس کرده باشد. من که دکترا نگرفته ام پس بهتر است خفه شوم و بگذارم این استاد مسلم به بیزنس خود ادامه دهد!

با توجه به تعاریفی که ارائه شد، که خیلی هم پیچیده نبود و حتی یک لیسانسیه بی سواد رشته مترجمی زبان مثل من هم می توانست آن را ارائه دهد نویسندگان روزنامه ها و مجلات، عکاسان و تصویربرداران، دبیران و خبرنگاران و حتی پژوهشگران و محققین و تحلیلگرانی که برای یک یا چند رسانه کار می کنند روزنامه نگار هستند و البته در همه جای دنیا عاشق کار خود و عاشق مردم و مهمتر از همه متعهد به کار خود که اطلاع رسانی است و نه بیزنس، قطعا دارای حق و حقوقی هم هستند و البته اخلاق حرفه ای کار خود را هم می دانند و آن را رعایت می کنند! حالا جالب است که آن استاد مسلم، دم از اخلاق حرفه ای هم می زند و لابد نگران حقوق از دست رفته سایر همکاران بیزنس من خود هست که معتقد است «قرار نیست که ما کسی را که پول تبلیغ نمی دهد را راحت و آسان مطرح کنیم! آن هم با آن نشریه در پیت شان که یازده دوازده شماره بیشتر دوام نیاورد و رها شد! چرا ؟ چون یک بیزنس شکست خورد. متاسفانه بسیارند در ایران روزنامه ها و مجلاتی که به حقیقت بيزنس بیشتر نزدیک اند تا روزنامه نگاری!

ژورناليسم یا روزنامه نگاری اصولا شیوه ای از نگارش است برای ارائه حقايق در جهت توصیف رويدادهای خبری، روزنامه نگاری یک حرفه است، حرفه ای برای جمع آوری اطلاعات، گزارش کردن و به تصوير کشيدن و یرایش اخبار برای یک\ یا چند رسانه. روزنامه نگاری رشته ای علمی است برای جمع آوری، تصحیح و ویرایش، گزارش و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده در خصوص رویدادهای جاری، خطوط و جهت هایی کلی از موضوعات و مسایل مختلف و ارائه دیدگاه های مردم. کسانی که این کارها را انجام می دهند کسانی هستند که کار ژورناليستی انجام می دهند و به آنان ژورناليست یا روزنامه نگار می گویند.

لطف کنید و برای آن دسته از دوستان بیزنسمن کارت روزنامه نگاری و خبرنگاری صادر کنید و البته اجازه دهید که ما
روزنامه نگار باشیم!

برچسبها:



مطالعه اين مطلب را به دوستان خود توصيه کنيد ...

«« صفحه‌ی اصلی


     Blog Powered by: www.blogger.com  

© Copyright 1998 - 2008, Taban Khajeh Nassiri. All rights reserved.

اعلاميه کپي رايت ما