- www.webfaqt.com -
                                 خوش آمديد
                              به سايت رسمي 
                            تابان خواجه نصيري  
   نويسنده، مترجم، روزنامه نگار، پژوهشگر و سخنران  
            در زمينه هاي بازاريابي، بازاريابي اينترنتي   
                 بازاريابي از طريق پست الكترونيك 
  تجارت الكترونيك، مهارت هاي عصر اطلاعات و ارتباطات
  This Blog Only  All Blogs  Tehran - Iran صفحه اول  درباره ما   مقالات   سمينارها   نظرات شما   تماس  
 
آگهی
کنترل
بايگانی
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
December 2007
January 2008
April 2008
June 2008
July 2008
August 2008
September 2008
October 2008
November 2008

تازه ترين مطالب






مطالب اخير

:: [FM83161-51]
:: بارديگر دستکاري در عکس‌هايي دربرخي روزنامه ها
:: اينها نام نيکی نه براي روزنامه نگار و نه هنرمند با...
:: ماده‏ی ۵۲۷ قانون مجازات اسلامی
:: چه عميق است خواب خوش روزنامه نگاران ايراني
:: روايتي از محيط هاي کاري روزنامه نگاران ايراني
:: روزنامه‌نگاري؛ كار داوطلبانه به نفع ناشر!
:: چه نيک گفت نيک آهنگ به روزنامه نگار
:: راديو زمانه دو مطلب خواندني و شنيدني در مورد روزنا...
:: روزنامه نگاري بايد با دقت، کنجکاو و در مسير منافع ...
















روزنامه نگاري بايد با دقت، کنجکاو و در مسير منافع مردم باشد

تابان خواجه نصيری
روزنامه نگاري در ايران
روز گذشته،‌ روزنامه اعتماد در صفحه رسانه مطلبي داشت تحت عنوان "وضعيت به کارگيري فارغ التحصيلان ارتباطات، پس از گذشت 42 سال از تاسيس اين رشته " - به بهانه اين مقاله، فکر کردم در اين يادداشت، بخشي از نظراتم را که خيلي وقت است از ذهنم می گذرد اينجاا بنويسم تا بماند:

معتقدم و سخت بر اين نظر، چون هميشه، تاکيد و پافشاري دارم که ما در ايران امروزمان روزنامه نگار به معناي‌ واقعي کلمه يعني ژورناليست نداريم. ژورناليسم داراي ارکاني است که به دلايل مختلف در اين گوشه از دنيا (خاورميانه و شرق دور) فراموش شده است. روزنامه نگاري در ايران فاقد دقت، کنجکاوي و حرکت در سمت و سوي منافع مردم است. اين آفتي است که به جان اين رشته در اين مملکت افتاده است و اگر فردي از جان گذشته، بخواهد فقط يکي از اين ارکان را مورد توجه و عنايت قرار دهد، ديگر نامش را در هيچ روزنامه و رسانه اي نخواهيد يافت. روزنامه نگاري که بخواهد اطلاعات و اخبار و آمار و ارقام صحيح را با دقت جمع آوري کند از همان ابتدا به در بسته زده است، به غلط هدايت می‌شود و به سادگي خواهيد ديد که هيچ مرکز و اداره و سازمان خبری و آماري حاضر به پاسخگويي صريح و صحيح به او نيست. در اينجا، ناگهان تمام منابع ارتباطي و اطلاعاتي، طبقه بندي شده و محرمانه تلقي می‌شوند. روزنامه نگاري که بخواهد خود دست به تحقيق بزند و آمار و ارقامي را ارائه دهد در بسياري از موارد مجبور به خاموشي است چرا که قطعا انعکاس اين موضوع عده ای را خوش نمی‌آيد. حاصل، در اين جور مواقع، ارائه اطلاعات غلط، متعدد، دور از واقعيت و ... است. روزنامه‌نگار بايد کنجکاو باشد و اين، در اين مملکت کمي تا حدودي سخت است. کمي کنجکاوي در برخي از امور يعني پا را از گليم خويش فراتر نهادن. اينجاست که خبرنگار محترم بسنده می‌کند به همان خبري که از سوي خبرگزاريها و يا روابط عمومي ها تهيه و تنظيم شده است. نگاه کنيد به مصاحبه ها، سوالاتي که بي پاسخ رها می‌شوند دقيقا به اين معني است که پا را فراتر گذاشته اي ... پس خموش! ما خود روزنامه نگاری را در اينجا هدايت می‌کنيم به اين سمت و وسو که آنچه توليد می‌شود در راستاي خواست و منافع و نيازهاي اطلاعاتي و خبري مردم نيست، پس رکن سوم مان هم می‌لنگد. آنها که می‌خواهند در اين سمت و سو و راستا حرکت کنند، نياز چنداني به تحصيلات و مدارک کارشناسي و کارشناسي ارشد و دکترا ندارند... آنها فضايي باز می‌خواهند و بهره ای از اخلاق حرفه ای و وجدان و علاقه. ژورناليسم امروز در ايران دچار خود بزرگ‌بيني هم شده است. کاري نمي کند اما پر است از ادعا - بيشتر در حال بيزنس است. مهم گرفتن آگهي است! بگذريم.
اين حال و هواي ژورناليسم سنتي است ... يک صفحه روزنامه يا مجله داريم و تعدادي مطلب جمع آوری شده ناقص از اينجا و آنجا. جا، اما براي آگهي ها بايد مهيا باشد. فونت ها را ريز تر می‌کنيم! مي‌شود؟ اين مطلب (مطلبي که هنوز داغ است) ديگر به روز نيست ... بگذاريد فردا نه ... هفته آینده ... شايد هم ماه آينده کار می‌کنيم. بايد ببينيم... اگر کار هم نکرديم، نکرديم! کي اهميت می‌دهد؟ مردم؟ مگر ما چقدر تيراژ داريم؟ فکر می‌کني چند نفر مطلب تو را می‌خوانند؟ مهم نيست. از هر مطلبي که به دستمان برسد، چند تا پاراگراف کار می‌کنيم... غير متمرکز است؟ مساله ای نيست! کمي آن عکس را بزرگتر کن! ببين می‌تواني با فتوشاپ روي آن کار کني؟ کمي شارژش کن! من اين بابا را اصلا نمي شناسمش! فردا بگوييد بيايد! من بايد شخصا با ايشان صحبت کنم! آري اين فضاي روزنامه نگاري سنتي ماست. اما در طي پانزده سال گذشته ما قدم در راه تازه ای هم گذاشته ايم: روزنامه نگاري آنلاين! با حجمي بسيار بالا که پانزده يا بيست سال پيش غيرقابل تصور بود. ميليون ها کاربر که هريک می‌توانند به راحتي خود، شهروندي روزنامه نگار يا روزنامه نگاري مستقل و آزاد و آنلاين باشند. با به روز ترين و مدرن ترين تجهيزاتي که ارزان و فراوان در دسترس هستند. ميلياردها صفحه اطلاعات در ميليونها سايت و وبلاگ و انجمن و اتاق هاي چت و رسانه هاي صوتي و تصويري و شبکه هاي اجتماعي (رسانه هاي اجتماعي) - با اين شرايط، وضعيت چگونه است؟ ژورناليست سنتي کجا قرار دارد؟ آیا به روز است اگر در همان تحريريه صبح را به بعد از ظهر برساند و يک مطلب دست و پا شکسته آماده کند و تازه بخواهد آن را به دست ماشين نويس بسپارد؟ آن هم در حالي که در هر ثانيه، دو وبلاگ جديد به فضاي وب اضافه شده است و در هر دقيقه، 13 ساعت اطلاعات ويديويي فقط به سايت شبکه اجتماعي يوتوب اضافه شده است؟

روزنامه نگار آنلاين چگونه می‌تواند باشد و درست ادامه دهد؟ او نيز بايد همچون روزنامه نگار سنتي همان دقت و همان کنجکاوي را داشته باشد و در همان مسير نياز و منافع مخاطبين (مردم) گام بردارد اما اينها هم ديگر کافي نيست. کار براي شهروندان روزنامه نگار و يا همان روزنامه نگاران آنلاين در عصر کنوني سخت ترشده است. ژورناليست آنلاين بايد درک صحيحي از همکاري آنلاين داشته باشد، بايد درک و تعامل صحيحي با جوامع آنلاين داشته باشد. اينجا صحبت از يک نفر و دو نفر و حتي بيست نفر و سی نفر نيست، اينجا صحبت از ارتباطات موثر، ديالوگ و گفتگوي موثر با صدها شايد حتي هزاران نفر فرد آنلاين، حاضر در شبکه هاي اجتماعي است. روزنامه نگاري که امروز پشت ميزش می‌نشيند و مي گويد من نياز به خبر ندارم! من؟‌ نيازي به اين مهارت ها ندارم! من نيازی به ارتباط با آدمهاي بيشتر در فضای اينترنت ندارم- خيلي معذرت می‌خواهم - به نظر من يک ... (سه نقطه ي (: ) بزرگ است و من به بزرگي سه نقطه اش می‌خندم و شخصا نمي توانم او را حتي يک لحظه هم تحمل کنم. برايم مهم نيست که (در کدام محيط کاري - روزنامه، مجله يا رسانه) اين آدم چه سمت و چه سرمايه و چه مدرک تحصيلي و چه ارتباطات (محدود)ي دارد. او اگر يک مدير مسئول يا روزنامه نگار سنتي باشد، شاگرد فلان دکتر و فلان استاد و اصلا خود آن استاد فلاني هم که باشد، وقتي چنين تصور و تفکري داشته باشد - به نظرم يک ... (سه نقطه است) است. ما از اين سه نقطه ها بسيار داريم در فضاي کار حرفه ای ژورناليسم، در ايران کنوني. همين (...) سه نقطه ها هستند که تا کم می‌ آورند عکس يا مطلب از وبلاگ ها و سايت هاي اينترنتي می‌دزدند تا صفحه روزشان را تکميل کنند! همين ها هستند که از روي دست اين و آن ياد می‌گيرند به جايي و جايگاهي می‌رسند اما کرديت آن کار را به خود يا کس ديگري می‌دهند. همين ها هستند که در همين صدا و سيماي خودمان (رسانه ملي - که چه اسم دهان پر کني است برايش) با مصاحبه هاي ساختگي با افراد ساختگي، گمنام و بي مايه، اسطوره هاي تاريخی علم و هنر و پژوهشگر و مستند ساز و ... معاصر (با مدارک و درجات علمي ! و ... ) می‌سازند و تحويل جامعه می‌دهند. (آیا اين در راستاي منافع يا ارتقاء سطح علمي و فرهنگي جامعه است؟)

آري درست است ‌90 درصد از روزنامه نگاران ما تحصيلات مرتبط ندارند اما بگوييد يا بپرسيد چند درصد از روزنامه نگاران ما در کارشان دقت دارند و دقيق هستند؟ چند درصد از روزنامه نگاران ما به راستي با کنجکاوي به دنبال تهيه مطلب، خبر يا کسب اطلاع از پشت ميزشان تکان خورده اند و چند قدم آن طرف تر رفته اند؟ بپرسيد چند درصد از روزنامه نگاران ما در جهت منافع مردم گام برداشته و نوشته اند. دنبال اين مطلب را بگيريد، آمار و ارقام را دربياوريد و ببينيد که چند درصد از رسانه هايمان جرات و جسارت در پخش گزارش و خبر شما را خواهند داشت. حرف هاي تکراری ... تکرار مکررات ... آمار و ارقام کهنه، منسوخ و نخ نما را به خورد مردم دادن هنر نيست، علمي نيست، روزنامه نگاري نيست، ژورناليسم حرفه ای نيست. بيزنس است. تمام.

برچسبها: ,



مطالعه اين مطلب را به دوستان خود توصيه کنيد ...



افغان پرس: اخلاق رشوه‌ستانی برخی از خبرنگاران افغان

تابان خواجه نصيری
"شماری از نهادهای فعال در عرصه خبرنگاری می گویند گزارشهایی از ولایات مختلف افغانستان در دست دارند که حاکی از رشوت ستانی برخی از خبرنگاران در برابر پخش خبرها و کنفرانسهای مقامهاست. یک تعداد از والیها گفته اند یکی خبرنگار ماهانه بیست هزار افغانیگی و یک خبرنگار سی هزار افغانیگی از یک والی می گیرد... " افغان پرس - نوشته علي پيام - ادامه اينجا (اخلاق رشوه‌ستانی برخی از خبرنگاران افغان) ...

برچسبها: , ,



مطالعه اين مطلب را به دوستان خود توصيه کنيد ...

آينده ويديو بر روي اينترنت

تابان خواجه نصيری

ده سال پيش، از زمان شکل گيري گوگل، اينترنت بر زندگي مردم دنيا اثري فوق العاده زياد داشته است. اينترنت موضوعات بسياري را تغيير داده و تحت تاثير قرار داده است:‌ موضوعاتي چون سياست، تفريح و سرگرمي، فرهنگ و هنر، تجارت و کسب و کار، سلامتي و بهداشت؛ محيط زيست و تقريبا هر چيز ديگری که فکرش را بکنيد. در شرايطی اين ده سال گذشته است که شاهد ظهور و سقوط هزار هزار سايت اينترنتي بوده ايم. هريک سرويس و خدمات و کالاهاي خود را بر روی اينترنت عرضه کردند، ماندند و پيشرفت کردند و شايد حتي نيامده،‌ از بين رفتند. اولين کاربران حرفه ای اينترنت در آن سالهای اوليه شکل گيري اينترنت متخصصيني بودند چون دکتر ها و خقوق دانان، سرعت ها بسيار پايين بود و پهناي باند محدود و هزينه براي تهيه و ارسال ويديو به اينترنت بسيار بالا. اما در حال حاضر، می‌بينيم که ويديو هاي آنلاين حتي در کنار آيتم هاي خبری حضوری فعال و چشمگير دارند. در حال حاضر، در هر دقيقه، 13 ساعت محتوای ويديويي فقط بر روي سايت يوتوب قرار می‌گيرد. اينها که در بالا گفتم و نوشتم در واقع خلاصه اي ‌از تازه ترين يادداشت وبلاگ رسمي گوگل است که به اهميت ويديو و محتواي خلق شده توسط کاربران متعدد و روزافزون اينترنت پرداخته است و افزايش آن را در يک دهه آينده مورد تاکيد قرار داده است. اين در حالي است که ما در ايران، يوتوب را فيلتر شده می‌يابيم و فکر می‌کنيم و ايجاد اين سطح از محدوديت، می‌توانيم جلوي آينده را بگيريم. اکثر مسئولين محترم که مدارک شان جعلي و آبکي از آب درآمده است متاسفانه از درک و فهم اين مطالب ساده به زبان انگليسی ظاهرا عاجزند و به همين خاطر فکر کردم بد نيست ضمن اشاره به اين مطلب خلاصه ای هم به فارسی به صورتي خلاصه ارائه دهم. ما از دسترسي به حجم بسيار بالايي از اطلاعات و اخبار که به صورت ويديويي در وب منتشر می‌شود به لحاظ مسائل فيلترينگ و سرعت پايين اينترنت و پهناي باند محدود در ايران، منع شده‌ايم و اين جلوي روند رو به رشد رسانه تصويري بر روی اينترنت را نمی‌گيرد و اين فقط ما هستيم که از يک ارتباط صحيح و سالم به محتواي توليد شده توسط کاربران وب از سرتاسر جهان در شبکه ها و سايت ها و رسانه هاي اجتماعي محروم می‌شويم.

برچسبها: , , ,



مطالعه اين مطلب را به دوستان خود توصيه کنيد ...



روايتي ديگر از روزنامه نگاری حرفه ای در ايران

تابان خواجه نصيری
وقتي می‌گويم ما در ايران روزنامه نگار واقعي و حرفه ای نداريم يک عده ای از بيزنسمن ها به من ايراد می‌گيرند: ببينيد که در يکي از اين روزنامه ها چقدر آدم بيکار و البته فوق حرفه‌ای!!! داريم :‌ روايت اينجاست اين آدم ها دست پرورده کدام استاد دانشگاه هستند؟ دنيا دارد به ما و اين کارهاي غير حرفه ای مان می‌خندد!! چه کسي پاسخگوست؟ آیا واقعا کار کردن يک عکس دست کاری شده تا اين حد قيمت دارد که يک صنفي باید بهاي آن را بپردازد؟ شرمتان باد!

برچسبها: ,



مطالعه اين مطلب را به دوستان خود توصيه کنيد ...



راديو زمانه : اعتياد خواندن، اعتياد نوشتن - عباس معروفي

تابان خواجه نصيری
"تا نوشتن و نویسندگی برای کسی تبدیل به اعتیاد و مشغله‌ی روزمره نشود نمی‌توان او را نویسنده‌ی حرفه‌ای خواند." مطلبي خواندني و شنيدني از عباس معروفي در راديو زمانه

برچسبها: , ,



مطالعه اين مطلب را به دوستان خود توصيه کنيد ...

گابریل گارسیا مارکز: روزنامه نگاري بهترين حرفه جهان

تابان خواجه نصيری

گابریل گارسیا مارکز نویسنده کلمبیایی و برنده جایزه نوبل ادبیات از روزنامه‌نگاری به عنوان بهترین حرفه جهان ستایش کرد

خبرگزاری فرانسه چهارشنبه از مکزیکو سیتی این اظهار نظر را یک "اظهار نظر علنی کمیاب" از این نویسنده گزارش کرد.

نویسنده 81 ساله "صد سال تنهایی" که خود نویسندگی را با روزنامه‌نگاری آغاز کرد گفت: "هیچ شغلی بهتر از روزنامه نگاری نیست."

بيشتر ...

برچسبها: , , ,



مطالعه اين مطلب را به دوستان خود توصيه کنيد ...


     Blog Powered by: www.blogger.com  

© Copyright 1998 - 2008, Taban Khajeh Nassiri. All rights reserved.

اعلاميه کپي رايت ما