تابان خواجه نصيری
موضوع دريافت انبوه نامههای ناخواسته يا هرزنامهها (اسپم) تبديل شده است به يكی از اساسی ترين دغدغههای افرادی چون ما كه اگر نه همهی زندگیمان اما حداقل بخشهايي از آن را به بازاريابي و تجارت الكترونيك و در كل فعاليتهای اينترنتی اختصاص دادهايم.
آنچه انجام دادهايم اختصاص دادن وقت، انرژی و سرمايه به كار و فعاليتی است كه براي رسيدن به اهدافی برنامهريزی شده بودند. در آغاز همهی اين فعاليتها، لازم بود كه دانش و مهارتهای لازم را فرابگيريم و بعد لازم شد كه بنشينيم و كلاه خودمان را قاضي كنيم و براي رسيدن به هدف يا اهدافي، بيانديشيم، برنامهريزي كنيم و سپس دست به اقدام و عمل بزنيم. آن ماهها و سالهاي نخستين، هيچگاه فكرش را هم نميكرديم كه اين راه چه دغدغهها و مشكلاتي پيش رويمان قرار ميدهد. هفت سال پيش، من شخصاً فكر نميكردم كه روزي موضوعي چون دريافت نامهها و پيامهاي ناخواسته يا هرزنامهها مرا تا به اين حد دچار مشكل كند و فكر ميكنيم در همان سالهاي نخستين فراگير شدن اينترنت، آنها كه پيشتر وارد گود اينترنت شده بودند هم مثل من هيچگاه به چنين چيزي نيانديشيده بودند.
ما در روز صدها و گاه هزاران هرزنامه دريافت ميكنيم، وقت، انرژی و سرمايهی قابل توجهی از ما براي از بين بردن و پاك كردن آنها تلف ميشود. با استفاده از روشها و استراتژیهايي مثل برداشتن آدرسهاي پست الكترونيك از روي صفحات وب و قرار دادن فرمهاي تماس يا با استفاده از برنامههای ضد اسپم و اسپم فيلترها سعي داريم مانع از ورود آنها شويم، ميخواهيم به هر ترتيب كه شده، به هر قيمت جلوي آنها را بگيريم، ميزان نفوذ آنها را به سيستمها و دستگاههايمان كاهش دهيم، اما آيا موفق بودهايم؟ هر دري را كه ميبنديم، اين جانورها از در ديگری، با شكل و شمايل ديگری وارد ميشوند. در عين حال، استفاده از اسپم فيلترها هم مشكلات ديگری در پي دارد. اين برنامهها هميشه به روز نيستند. برنامههايي كه بر اساس محتواي هرزنامهها تنظيم شدهاند نميتوانند خود را به سرعت با شكل و شمايلهای جديد هرزنامهها تطبيق دهند. هرزنامه نويسان و ارسال كنندنگان هرزنامهها هر روز دارند كليدواژههايشان را و شكل و شمايل نامههايشان را تغيير ميدهند تا نفوذشان را به سيستمها و صندوقهای پستي كاربران اينترنت بالا ببرند.
در حال حاضر، قرار دادن آدرسهاي پست الكترونيك كه يكي از اساسي ترين راههاي تماس با مخاطبين به شمار ميايد، بر روي اينترنت يك ريسك است چرا كه بلافاصله دروكنندگان آدرسهاي پست الكترونيك هرزنامه نويسان آنان را خواهند يافت و از آن به بعد است كه آن آدرس پست الكترونيك روزي حداقل صدها هرزنامه دريافت كند. در اين ميان، وقتي كه داريم خوب را از بد جدا ميكنيم يا برنامهي فيلتركنندهما سرگرم چنين كاري است، چه بسيار مواقعي كه اشتباهي صورت گيرد و نامهای كاری و مهم يا از روي سيستم پاك شود يا اينكه هيچگاه به دستتان نرسد. آنوقت است كه ميبينيد، اين همه هزينه در جهت تفكر و رسيدن به يك ايده و سرمايه گذاري از وقت و انرژي و پول در طراحي و راه اندازي و نگهداري و به روزرساني سايت چطور تلف ميشود وقتي نتوانيد نامهی مخاطبين و مشتريان اصليتان را دريافت كنيد.
كاناداييها با وضع قوانين مشخص و كارا توانستند تا حدودی جلوي اين معضل را بگيرند و به كاهش قابل توجهی در ارسال هرزنامهها دست يابند.
ما در ايران هنوز وضعيت خوبي داريم. هرزنامهها يك تهديدند و بايد پيش از واقعه به فكر باشيم و هر چه سريعتر قوانين جامعي در اين خصوص تدوين كنيم. درست است آمار و ارقام نشان ميدهند كه بيشترين هرزنامهها را امريكاييها ارسال ميكنند و ميدانيم كه زامبيها - كامپيوترهايي كه مورد حمله قرار گرفتهاند و از آنها برای ارسال هرزنامه استفاده ميشود بي آنكه صاحب يا مديريت شبكههاي كامپيوتري مورد نظر از اين موضوع آگاهي داشته باشند - هم در كار ارسال هرزنامه ها هستند، اما وقتي ميبينيم كه كشوري مثل كانادا توانسته است با وضع قوانين صريح و روشني جلوي گسترش هرزنامهنويسي و هرزنامهپراكني را بگيرد، پس ما هم ميتوانيم. اما چرا در اين زمينه مسوولان ما دست روي دست گذاشتهاند؟