تابان خواجه نصيری
اصطلاح جديدي است كه توسط برخي از كارشناسان اينترنت ساخته شده است. «سلطنت مطلقهی گوگل» شيوهاي كه الگوريتمهاي موتورهاي جستجوي معروفي چون گوگل در پيش گرفتهاند به طوري كه بيشترين ترافيك وب را به سمت و سوي سايتهايي معروف و محبوب كه داراي ترافيك بالايي هستند سوق ميدهند.
تابان خواجه نصيری
«ترس بيجا از وبلاگها» ، «تشويش از وبلاگها» - كساني مثل برخي نويسندهها يا روزنامهنگاران از وبلاگها ترس خاص و بي جايي دارند، مثلاً ميترسند كه در مورد كتاب اخيرشان اظهار نظرهايي شود كه اعتبار آنان و به دنبال آن فروش كتاب را پايين آورد.
تابان خواجه نصيری
اين هم واژهی جديد است كه اخيراً بسيار مورد استفاده قرار گرفته است. اين اصطلاح مشابه بلاگوسفير است. اشاره دارد به فضايي از سايتها و وبلاگهايي كه اتم يا آر اس اس توليد ميكنند و محتواي متني توليد شده خود را به اشتراك ميگذارند. اين فضاي مجازي فقط وبلاگها را شامل نميشود و سايتهاي خبريي مثل بي بي سي يا نيويورك تايمز و ... را كه محتواي خود را از طريق آر اس اس به اشتراك ميگذارند نيز دربرميگيرد.
تابان خواجه نصيری
خوشبختانه امروز نامهای از گروه واژه گزينی فرهنگستان فارسی در پاسخ به درخواست از فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای تصويب واژگان فارسی در حوزه وبلاگ نويسی دريافت کردم. بر اساس اين نامه فرهنگستان واژه وب نوشت را به عنوان معادل کلمه وبلاگ تصويب نموده است. ادامه ...
تابان خواجه نصيری
در ميان وبلاگنويسان، وبلاگنويساني را خواهيد يافت كه به صورت تخصصي در وبلاگشان فقط دربارهی موتورهاي جستجو مطلب مينويسند، اخيراً برخي از فعالان و كارشناسان موتورهاي جستجو واژهی جديدي - Searchosphere - را به كار ميبرند كه با به كار بردن آن اشاره دارند به اين وبلاگنويسان موتورهاي جستجو و مجموعهي وبلاگهايشان.
Searchosphere يعني وبلاگنويسان موتورهاي جستجو، كساني كه در وبلاگهايشان از آخرين تغيير و تحولات موتورهاي جستجو مينويسند.
به عنوان مثال، وبلاگ «روايتي از جستجوی ما» وبلاگي است از Searchosphere به زبان فارسي.
ما چه معادل مناسبي براي اين اصطلاح جديد ميتوانيم ارائه كنيم؟ ايا به بيان برخي از دوستان اصولاً نيازي به معادل يابي داريم؟ من شخصاً فكر ميكنم كه برخورداري و استفاده از معادلهاي مناسبي كه بين مردم و كاربران اينترنتي رايج شود كار درستي است و در نهايت باعث حفظ و تداوم، توسعه و پويايي زبان فارسي ميشود.
تابان خواجه نصيری
اصطلاحي است كه اخيراً در امريكا در بين متخصصين بهداشت رواني متداول شده است. متخصصين بهداشت رواني، بيماراني با علائم نابهنجاري اعتياد به كامپيوتر و اينترنت را Onlineaholic مينامند. استفادهی بيش از حد از كامپيوتر و اينترنت، وبگردي، ارسال پيامهاي آني يا IM، ساعات طولاني آنلاين بودن و وبلاگنويسي و پرداختن به بازيهاي ويديويي اينترنتي و حتي خريد و فروش بيش از حد سهام از جمله علائم ياد شدهاند. در امريكا، 189 ميليون كاربر اينترنتي وجود دارد كه متخصصين معتقدند كه از اين تعداد چيزي حدود 6 تا 10 درصد به نوعي وابستگي شديدي به فعاليتهاي آنلاين دارند كه ميتواند به اندازه اعتياد به الكل يا مواد مخدر مخرب و زيانآور باشد.
معادل پيشنهاديام براي اين اصطلاح جديد : «برخطي» است مثل الكلي. مثلا ميتوانيم بگوييم كه 6 تا 10 درصد از كاربران اينترنت در امريكا «برخطي»اند.
روز گذشته مقالهی جالبي در اين باره در نيويورك تايمز خواندم تحت عنوان «درگير يا آويزان وب: كمك در راه است» كه اگر به موضوع اعتياد به اينترنت و فضاي سايبر علاقمند باشيد خواندن آن را به شما نيز توصيه ميكنم.
حدود ده سال پيش، مقالهاي داشتم كه در مجلهی شبكه منتشر شد تحت عنوان «اعتياد به سايبراسپيس»