تابان خواجه نصيری
در اين يادداشت ميخواهم پاسخ آن دسته از دوستان عزيزي را بدهم كه مثل سلمان عزيز، فرهاد عزيز در بسطام، هانيه و مرتضي در مشهد مقدس، نيلوفر عزيز در كلن آلمان از من پرسيده بودند كه چطور و چگونه كار (خوب و مناسبي) پيدا كنند يا چگونه از طريق اينترنت كار كنند يا اينكه اصولاً چگونه كار از راه دور و يا كار در خانهاي بيابند كه درآمد خوبي داشته باشد و آنها را از لحاظ مالي مستقل كند و اينكه چرا در کارهای یکسان عملکرد افراد مختلف متفاوت است.
حتماً ميدانيد كه وقتي از «كار» و «كار گرفتن» صحبت ميكنيم در واقع داريم در مورد بازاری صحبت ميكنيم كه به آن ميگويند «بازار كار» - در بازار كار، كار ما بازاريابي است و اين بار ميخواهيم خودمان، توانايي ها و مهارتهايي را كه داريم را بازاريابي كنيم. مثل هر بازار ديگري، در اين بازار هم ما خريداراني داريم (كارفرما)، فروشندگاني (كارمند) و دلالاني (آژانسهاي كاريابي). وقتي چنين ديدی نسبت به قضيه داشته باشيم - و لطفاً اگر جواناني در اعضاي خانواده خود داريد كه جوياي كار هستند اين مطلب را حتماً به آنها برسانيد تا بخوانند - متوجه ميشويم كه پيدا كردن كار (در دنياي واقعي يا مجازي) كار راحت، بي زحمت و پيش پا افتادهاي نيست. پيدا كردن كار يك نگرش از بالا لازم دارد و افراد برای انجام همين كار و دسترسي به اين بازار بايد مطالعات لازم را داشته باشند و آموزشهاي لازم را ببينند. والدين يك خانواده چنانچه اين اطلاعات را داشته باشند ميتواند به بچه ها اين مهارت را منتقل كنند و در غير اينصورت بچهها يا خودشان بايد به فكر باشند و يا از سيستم آموزشي (آموزش و پرورش) يا اداره كار و امور اجتماعي بخواهند كه به آنان اين آموزشها را بدهند. در برخي از كشورها - تا آنجا كه من اطلاع دارم مثلاً در آلمان و كانادا - اداره كار و مدارس در تمام زمينههاي مرتبط با كار و خصوصاً در دورهی پيش از ورود به بازار كار يا براي افرادي كه آشنايي كمي دارند مثلاً در زمينه يافتن كار، تكميل و ارسال رزومه، شركت در مصاحبه و ... به مردم خدماتي چون برگزاري سممينار يا جلسات آموزشي و جزوات و كتابهای آموزشي و نيز در رابطه با قوانين و بيمه و ... ارائه ميدهند.
بازار كار هم مثل هر بازار ديگري است و افرادی كه جوياي كار هستند در واقع وارد يك مبارزه جدي ميشوند آن هم با توجه به اين روند رو به رشد تقاضا و كاهش فرصتهاي شغلي در اكثر كشورهاي دنيا و علي الخصوص در همين كشور خودمان. چنين نگرشي به بازار كار به نظرم نه تنها نوميدكننده نيست كه همراه ميشود با يك جور هيجان خاص و حس پيروزی در اين بازار، حسي فوقالعاده شيرين و دلنشين است. افراد جوياي كار نگاهشان به اين «بازار كار» تعيين كننده است چرا كه آنان فروشندگان كالايي هستند كه بايد بخوبي، درست و صادقانه (كه اين نكته خيلي مهمي است براي فردي كه جوياي كار است) عرضه شود، از سوي ديگر خريداران (كارفرماها) كه اكثراً بسيار كاركشته نيز هستند ميخواهند بهترين كالا را جذب كنند.
مي بينيد كه وقتي اينگونه قضيه را ميبينيم يافتن كار مناسب چقدر جذاب ميشود چرا كه ابتدا لازم است شما خودتان را براي ورود به اين بازار از پيش آماده كنيد. افرادي موفق ميشوند كه با اطلاعات بهتر و جامعتر وارد شوند و در عين حال صبر و تحمل هم داشته باشند. تمام آن استراتژیهايي كه در يك بازاريابي كالا و خدمات ميگوييم، اينجا هم مصداق دارند. پس برای آماده شدن براي ورود به بازار كار از پيش بايد خودمان را آماده كنيم، بايد تواناييها و قابليتهاي خودمان را «صادقانه» بشناسيم و «صادقانه» نشان دهيم. همان باشيم كه در رزومهی خودمان مينويسيم. اگر لازم است تا در كلاس، سمينار و يا دورهي ويژهاي براي آشنايي بيشتر با بازار كار و چگونگي ورود به آن شركت كنيم، اين كار را بايد انجام دهيم، اگر لازم است كتاب قوانين كار و بيمه را مطالعه كنيم بايد اين كار را انجام دهيم - چرا كه اين كارها ضروري است. درست مثل آن است كه ميخواهيد كالا يا خدماتي را (كه خود شما هستيد) به بازار كار عرضه كنيد، چه كار ميكنيد؟ اول مطالعه و جمع آوري اطلاعات، بعد تعيين استراتژی، بعد اقدام به تهيهی رزومهی كاري، سوابق تحصيلي و كاري قبلي كه داشته ايد (كاتالوگ و بروشور و كارت ويزيت شما) بعد اقدام به شناسايي باز (چه كسي به شما و كار شما نياز دارد) بعد اقدام به ارسال (هدف گيري بازار كار و كارفرمايان متقاضي همكاري با شما) بعد شركت در مصاحبه، بعد عقد قرارداد و بعد حفظ كار و ... ميبينيد؟ اين مبارزهاي است چرا كه دهها و صدها نفر پيش از شما رزومههايشان را ارسال كردهاند.
اجازه دهيد خاطرهاي را برايتان تعريف كنم، پانزده سال پيش، من تازه از دانشگاه مرخص شده بودم، گرچه پيش از آن به مدت دو سال هم كار ميكردم و هم درس ميخواندم، با مطالعه و تحقيق تازه فهميده بودم كه بازار كار يعني چه؟ مدرسه و دانشگاه هيچ اطلاعات جامع و كاملي از وضعيت بازار كار نداده بود و هيچكسي اين ديد را هم به من نداده بود و فقط من به مرور زمان و با مطالعه و دقيق شدن در قضايا چيزهايي فهميده بودم كه كامل و كافي هم نبود. بعد از اتمام دانشگاه، ميخواستم كار مناسب و خوبي پيدا كنم و در عين حال ميخواستم جايي بروم كه بيشتر ياد بگيرم. براي خودم شروع كردم به جمع آوري اطلاعات، كتابهاي لازم را خريدم و شروع كردم به مطالعه، در همان زمان، شروع كردم به شناخت بيشتر خودم و اينكه بفهمم حقيقتاً چه كارهايي از من برميآيد و در چه زمينههايي ميتوانم مانوور بدهم. رزومهام را تهيه كردم و به صورتي كاملاً سيستماتيك شروع كردم به بازاريابي خودم، پوشهاي آبي رنگ تهيه كرده بودم كه هنوز هم آن را دارم و هر آگهي استخدامي كه مناسب به حال و مهارتهايم تشخيص ميدادم در صفحاتي ميچسباندم و روزمهام را بلافاصله به همراه نامهی معرفي ارسال ميكردم، آنجا، زير آگهي مينوشتم: رزومه ارسال شد در تاريخ ...، وقتي تماسي گرفته ميشد از طرف شركتها و سازمانها، زير ورقهی مربوطه مينوشتم تماس گرفته شد در تاريخ ...، به همين ترتيب مصاحبهها و نتايج تك تك مصاحبه ها و حتي نام افرادي كه با آنها صحبت ميكردم زمان و تاريخ و جزئيات. هر وقت كه به مصاحبهاي دعوت ميشدم براي خودم هديهاي ميگرفتم، يك خودكار جديد مثلاً و خوشحال و خندان ميرفتم به شركت يا سازمان مربوطه، همهی مصاحبهها شكست بود، يا فرد ديگري را پيش از من گرفته بودند يا خيلي راحت رد ميشدم اما با اين حال، من اين پروژه را ادامه ميدادم و صفحه صفحه بود كه به اين پوشهی آبي اضافه ميشد و من هميشه آن را همراهم داشتم براي مصاحبهها. يك روز در مصاحبهام در صدا و سيما، نميدانم چه شد كه لازم شد از لاي پوشه مطلبي يا كاغذي را بيرون بياورم تا در ضمن صحبت با حقيقتاً بهترين مدير آن زمان در صدا و سيما يادداشتي كنم يا چيزي را بخوانم. مهندس جواد متقي عزيز همان مدير بود و توجهاش جلب شد به پوشه آبي و پرسيد اين چيست و اينها (منظورش آگهيهاي بريده شده از روزنامه و چسبانده شده روي كاغذ و نوشتههايم بود) چيست؟ وقتي توضيح دادم گفت نيازي به ادامه صحبت نيست، شما از فردا كارتان را اينجا شروع ميكنيد و برويم با هم من اتاق شما را هم نشان بدهم. مهندس بعدها به من گفت كه نظم و ترتيب و سيستماتيك بودن من در كاريابي براي خودم او را تحت تاثير قرار داده است. - من دو سال صدا و سيما بودم و در بخشهاي مختلف آنجا كارميكردم، اما در حين مطالعاتم، وقتي با اينترنت آشنا شدم - كه آن زمان هنوز بهايران نيامده بود - من از قبل شروع كردم به آماده ساختن خودم براي پروزژهاي ديگر: «كار از راه دور» - رويايي كه آن سالها داشتم، با ورود و توسعهی اولين امكانات و تبادلات الكترونيكي در سطح بي بي اس در تهران، من كار از راه دور را شروع كردم و همان زمان اولين كار خودم را از شيراز گرفتم.
اما چرا در کارهای یکسان عملکرد افراد مختلف متفاوت است چون بازار و رقابت در اين بازار، متفاوت با بازارهاي ديگر نيست. اين يك چالش است، يك چالش واقعي و افراد براي ماندن بايد تغيير استراتژي بدهند، مطالعه كنند و تكنيكهايشان را با توجه به نيازها تطبيق دهند. نياز بازار كار امروز كار كردن با DOS نيست. افراد براي كسب كارهاي بهتر با درآمدهاي بيشتر بايد مهارتهايشان را توسعه دهند و از تمام ابزارهايي كه در اختيار دارند با سرعت بيشتر و حرفهاي تر استفاده كنند.
پاسخ اين بار خيلي طولاني شد. اينترنت فضاي خارق العادهاي است و من امروز خيلي خوشحالم چرا كه پانزده سال پيش اين روز را ميديدم بي آنكه تصوير واضحي از فضاي واقعي اينترنت داشته باشم.
مطالعه اين مطلب را به دوستان خود توصيه کنيد ...
«« صفحهی اصلی