webfaqt.com
German | Persian | English
 
    Tehran - Iran صفحه اول      مقالات   وبلاگ    
 
روایتی از محتوا، متن و مدیریت محتوا

بشنو از نی چون حکایت می‌کند



به «www.webfaqt.com» خوش آمدید!


       تصویر: تهران ؛ زمستان ۲۰۱۰


سایت رسمی
«فراتر» تابان خواجه‌نصیری

تحلیلگر، نظریه‌پرداز، آینده‌پژوه، یوفولوژیست، نويسنده، مترجم، روزنامه‌نگار آزاد، ترانه‌سرا، آهنگساز، نوازنده و مدرس گیتار (پاپ، جز، بلوز)، پژوهشگر و سخنران


Polymath

«اندیشکده مطالعات و پژوهشهای علمی و راهبردی فراتر، حفظ، نشر و گسترش آثار و اندیشه‌های تابان خواجه‌نصیری»


تابان خواجه نصیری


تابان‌خواجه‌نصیری - تحلیلگر، نظریه‌پرداز، آینده‌پژوه، یوفولوژیست، نویسنده، مترجم، پژوهشگر، روزنامه‌نگار آزاد و سخنران - متولد ۱۳۴۶، ساكن تهران است. تابان خواجه‌نصیری ارائه دهنده تئوری‌های «گرداب گسترده گیتی», «فراتر از زمین‌شناسی»، اولین فعال و پژوهشگر در زمینه «کار از راه دور» در ایران است که از سال ۱۳۶۸ تاكنون در زمینه‌ها‌ی مختلف و مرتبط با كامپیوتر، ارتباطات و اینترنت، بازاریابی اینترنتی و بازاریابی از طریق رسانه‌های اجتماعی، علوم و فنون مختلف از جمله زبان و زبان‌شناسی، تاریخ و ادبیات ایران، نقد ادبی و هنری، تاریخ و ادبیات بریتانیا و ایالات متحده آمریکا، شعر و ترانه و موسیقی، روان‌شناسی، فراروان‌شناسی، هیپنوتیزم و تله‌پاتی، رسانه‌های‌جمعی، مدیریت، ارتباطات ماهواره‌ای، زمین‌شناسی, زلزله‌شناسی، هوای فضا و ... مطالعات و پژوهش‌های متعددی داشته است. او دیوانه‌وار عاشق منظومه شمسی، خورشید، کره زمین، ایران، مردم، علوم، فنون و هنرهای مختلف و «در یک نگاه» عاشق تحقیق، مطالعه و یادگیری و نگارش مداوم است. ...

مقالات منتشر شده در فاصله‌ی ۳۰ سال گذشته تابان خواجه‌نصیری با رسانه‌های متعددی از جمله صدا و سیما (روابط بین‌الملل و گروه ورزش صدا و سیمای جمهوری اسلامی)، نهادها و موسسات تحقیق و توسعه، فعالان مطبوعاتی، فرهنگی و هنری، ناشرین، شرکت‌ها و سازمان‌ها و مراکز تحقیقاتی و پژوهشی متعدد همکاری داشته است.

مصاحبه با نشریه سیلیکون در اواخر دهه ۷۰ مطالب و مقالات و مصاحبه‌های متعددی از خواجه‌نصیری در سایت‌های خبری و خبرگزاری‌ها، جراید و مطبوعات کشور از جمله روزنامه‌های ایران، سرمایه، حیات نو اقتصادی، تفاهم و مجلات و نشریاتی چون سروش، علم الكترونیك و كامپیوتر، شبكه، كامیاب، آشیانه، هنرموسیقی و فرهنگ مردم، تجارت و تبلیغات، بازاریابی اینترنتی و ... منتشر شده است. در اولین شماره‌های نشریه‌ی شبکه(سال ۱۳۷۷)، برای اولین بار مقالاتی در زمینه «کار از راه دور» منتشر ساخت.

برگزاری سمینار و سخنرانی علاوه بر سخنرانی و ارائه سمینارهای مرتبط با فن‌آوری اطلاعات و بازاریابی دیجیتالی و بازاریابی از طریق پست الکترونیک، خواجه‌نصیری همچنین با سایت‌های اینترنتی داخلی و خارجی متعددی در رابطه با طراحی سایت، مدیریت سایت، بازاریابی الکترونیکی، بازاریابی رسانه‌های اجتماعی، نگارش و ترجمه متن و بازاریابی محتوا و بومی سازی متن وب، مطلب و مقاله، تولید محتوا، هماهنگی، مشاوره و همكاری داشته است.

ایجاد پل ارتباطی از طریق رسانه‌های اجتماعی سایت وب اف ای کیو تی دات کام سایت رسمی تابان‌ خواجه‌نصیری است که از هفتم ماه اوت سال ۲۰۰۰ روی اینترنت قرار دارد و هدف و قصد نهایی آن علاوه بر ارائه طیف وسیعی از علاقمندی‌ها، مطالعات، پژوهش‌ها، نگرش‌ها و نگارش‌ها، ایجاد یک پل ارتباطی با مخاطبین و هواداران و نیز در عین حال ارائه آرشیو مجموعه‌ای از برخی مقالات و یادداشت ‌های منتشر شده و منتشر نشده، تصاویر، اشعار و نوشته‌های خواجه‌نصیری بر روی اینترنت است.









روایتی از بازاریابی از طریق پست الکترونیک

کلارا کرمی، مترجم و مدرس زبان آلمانی، کارشناس ارشد روزنامه‌نگاری




کلارا کرمی دوست و همراه دیرینه. زاده تهران و کارشناس ارشد روزنامه‌نگاری از دانشگاه دورتمند آلمان است. وی در کنار تجربیاتش در حوزه رسانه، ترجمه ۱۰ عنوان کتاب از کورت تپرواین، ۱۵ عنوان کتاب در حوزه کتاب کودک و نوجوان و نیز مقالات و مصاحبه‌های بسیاری را در کارنامه خود دارد. او همچنین دستی در شعر و بازیگری تآتر داشته است. در زمینه محتوای فرهنگی، بصری و نیز زبان و ترجمه از نظر و پیشنهادات او استفاده می‌کنیم.




اعلان‌ها و یادداشت های کوتاه



تولید محتوا، نگارش و ترجمه
کلیه متون، نقد و بررسی

انگلیسی | فارسی | آلمانی

۰۹۱۰-۹۷۵۹۸۶۹




اجرا و آموزش خصوصی موسیقی

تدریس خصوصی موسیقی، نوازندگی گیتار پاپ و الکتریک

برای کسب اطلاعات بیشتر و هماهنگی برای ثبت نام و رزرو جلسات تماس بگیرید


۰۹۳۲-۹۲۸۵۳۵۲





روایتی از نظرات و پیشنهادات شما

دعوت برای ارسال آثار و نظرات





قابل توجه نویسندگان، پژوهشگران و نشریات و ناشرین محترم

چنانچه کتاب، لوح فشرده، نرم‌افزار یا برنامه‌های کاربردی برای تلفن‌های همراه هوشمند یا مقالاتی درباره زندگی، نظرات، پژوهش‌ها و آثار تابان خواجه‌نصیری به رشته‌ تحریر درآورده و یا در نشریه یا توسط ناشری منتشر ساخته‌اید، کافی است تا یک نسخه از آن مقاله یا کتاب را با ارسال به آدرس: «تهران، انتهای بلوار فردوس غرب (ناصر حجازی)، بهارشمالی:(خیابان شهید طاهر اسپندارفر شمالی)، بن‌بست چهارم، پلاک ۸ کد پستی (۶۳۶۴۱-۱۴۸۴۷)» ارسال فرمایید تا آن مطلب یا کتاب، لوح فشرده یا برنامه و نرم‌افزار شما جهت معرفی به خوانندگان و بازدیدکنندگان سایت به مدت یک ماه به صورت رایگان در این سایت و صفحه‌ اینترنتی قرارگیرد. چنانچه مقاله را به صورت تایپ شده در اختیار دارید می‌توانید آن را به آدرس پست الکترونیک ما «journalist@webfaqt.com» ارسال نمایید.

در روایتی از نظرات و پیشنهادات شما: همه چیز در حال روی دادن است درست طبق برنامه!





::: جهت ارسال نظرات و پیشنهادات‌تان می‌توانید از فرم بالای صفحه و یا ایمیل t.k.nassiri@gmail.com اقدام کنید!


پژوهش خلاقانه
برای
نگرش و نگارش خلاقانه

متعهدم به خوب و ساده نوشتن، بکر، اصل و مبتکرانه نوشتن و دقیقا با توجه به نیاز‌های مردمم نوشتن




از میان پیام‌های دریافتی از شما: سال نو مبارک


فراتر از ادراک: از میان پیام‌های دریافتی از شما: به تو می‌اندیشم!


فراتر از ادراک: در باب خرد و خرد درونی


فراتر از ادراک: ذهن و تازه‌ترین تحقیقات پژوهشگران: «یادگیری سریعتر با تنظیم ریتم مغز»


فراتر از ادراک: چرا نمی‌توان به حافظه انسان اعتماد کامل داشت؟


فراتر از ادراک : واقعیت فراتر از آن چیزی است که ما می‌توانیم درک کنیم


ماموریت ممکن ما ... بیان حقایق تکان‌دهنده!


فراتر از ادراک: ایندیده‌آمیا: فرابویایی و بوی فرش خیس


فراتر از ادراک: ایندیده‌آمیا: از میان یادداشت‌های قدیمی: جهان‌های موازی: دلامون



تازه چه خبر؟
از میان پیام‌های دریافتی از شما: سال نو مبارک

فراتر از ادراک: از میان پیام‌های دریافتی از شما: به تو می‌اندیشم!

فراتر از ادراک: در باب خرد و خرد درونی

فراتر از ادراک: ذهن و تازه‌ترین تحقیقات پژوهشگران: «یادگیری سریعتر با تنظیم ریتم مغز»

فراتر از ادراک: چرا نمی‌توان به حافظه انسان اعتماد کامل داشت؟

فراتر از ادراک : واقعیت فراتر از آن چیزی است که ما می‌توانیم درک کنیم

فراتر از ادراک: ایندیده‌آمیا: فرابویایی و بوی فرش خیس

فرانر از ادراک: در روایتی از ترجمه فنی و واژگان تخصصی: ایندیده‌آمیا: خودآگاه، نیمه‌خودآگاه و ناخودآگاه

فراتر از ادراک: ایندیده‌آمیا: از میان یادداشت‌های قدیمی: جهان‌های موازی: دلامون


::: جهت مشاهده و مطالعه مطالب تازه به مرور این صفحه ادامه‌دهید!


در یک نگاه
از میان پیام‌های دریافتی از شما: سال نو مبارک







فراتر از ادراک: از میان پیام‌های دریافتی از شما: به تو می‌اندیشم!







فراتر از ادراک: در باب خرد و خرد درونی



«بر این باورم که خردی فوق‌العاده قدرتمند، فراتر از تمام افکار و ایده‌هایی که ذهن خودآگاه ما تولید می‌کند، در درون‌مان وجود دارد که ریشه در حقایق درونمان دارد؛ این خرد مستقر، از مجموعه‌ا‌ی از اطلاعات، دانش و تجربه‌هایی که تا این لحظه از عمرمان به دست آورده‌ایم شکل گرفته است. به مرور زمان، ما آرام آرام با این قدرت عظیم و خارق‌العاده در درونمان آشنا می‌شویم و ابعاد و توانایی‌های آن را کشف می‌کنیم، در مقطعی با توجه به شناختی که از قدرت تجزیه و تحلیل افراد، شرایط و موقعیت ‌ها به دست آورده‌ایم چنان آن را باور می‌کنیم که کاملا به آن اعتماد می‌کنیم که به اصطلاح آن را و در واقع خودمان را روی «اتوپایلوت» قرار می‌دهیم و بر همین اساس اجازه می‌دهیم تا این قدرت درونی اکثر افکار، احساسات، رفتارها، اعمال و اقدامات و حتی تصمیمات ما را به طور کامل تحت کنترل خود بگیرد و کارها را انجام دهد.» - تابان‌‌ خواجه‌نصیری




فراتر از ادراک: ذهن و تازه‌ترین تحقیقات پژوهشگران: «یادگیری سریعتر با تنظیم ریتم مغز»



_____      خط پایان فهرست    _____





فراتر از ادراک: چرا نمی‌توان به حافظه انسان اعتماد کامل داشت؟







فراتر از ادراک : واقعیت فراتر از آن چیزی است که ما می‌توانیم درک کنیم







ماموریت ممکن ما ... بیان حقایق تکان‌دهنده!



«ماموریت ممکن ما»
کسب داده‌ها، اطلاعات معتبر، اخذ تصمیمات به موقع، به‌کارگیری روش‌های علمی و برخورداری از مهارت‌های مورد نیاز، سخت‌کوشی در راه رسیدن به اهداف و در نهایت، بیان حقایق تکان‌دهنده!



فراتر از ادراک: ایندیده‌آمیا: فرابویایی و بوی فرش خیس





ارتباطات شهودی ما مثل سوئیچ عمل می‌کند. - تابان‌‌ خواجه‌نصیری


___________ تابان خواجه‌نصیری ___________

حال اجازه دهید به این بحث کمی بیشتر توجه و تمرکز کنیم. ما در مباحث مرتبط با فراروانشناسی و فراادراکات، مبحثی داریم که به آن فرابویایی (Clairalience) می‌گویند. فرابویایی یک قوه درک و ادراک شهودی است که در اثر تمرکز، شما بدون این که منبع فیزیکی مشخصی برای تولید آن بو یا عطر خاص وجود داشته باشد، شما آن بو یا عطر خاص را استشمام می‌کنید. این بحث خیلی جدی، جالب و عجیب است، اما مثل خیلی از موضوعات مرتبط با ادراک‌های فراتر، افرادی هستند که هیچ اعتقاد و باوری به این مسائل ندارند و آن را از روی جهل و ناآگاهی، خیلی ساده رد می‌کنند. جالب اینجاست که برخی از این افراد که این موضوع را اساسا رد می‌کنند، خود بارها تجربیاتی لحظه‌ای و گذرا داشته‌اند. افراد بسیاری از ترس این که دیگران آنها را خل و چل و رویابین و ... بنامند سعی می‌کنند از این موضوعات کلا فاصله بگیرند. در حالی که من بارها اینجا منابعی را معرفی کرده‌ام که نشان می‌دهد در غرب به صورت جدی در مراکزی و بخصوص حتی در دانشگاه ‌‌هایشان سالهاست (بیش از ۴۰۰ سال) که دارند روی این موضوعات تحقیق و مطالعه می‌کنند.

در جلساتم اغلب مثال‌هایی از تجربیات شخصی خودم می‌آورم و یا این که مثال‌هایی از کتب، مقالات و نشریات معتبر می‌آورم، این موارد و مثال‌ها نشان می‌دهد که ما در هر فضازمان ابعاد متعددی داریم که اینها در نقاطی روی هم می‌افتند و اثراتی بر هم می‌گذارند. هیچکس دقیقا نمی‌تواند بگوید، در پس زمینه‌ها، واقعا چه چیزی یا چرا و چگونه این موضوعات در جریان است ما فقط به نوعی شاهد و راوی این حقایق هستیم. از قدیم هم برخی این موجودیت‌ها را ربط داده‌اند به جادو و جادوگری، یا داستان‌های جن و پری‌ها، فرشتگان و شیاطین و ... اصل ماجرا، اما چیز دیگری است، مثل همین «بو» یا «عطر» خاص. اصل ماجرا قدرت درک و فهم این ماجراست که شما با تمرکز بیشتر و قوی‌تر، قرار گرفتن امواج مغز روی موج آلفا می‌توانید این فراادراک را قوی‌تر و هدفمندتر کنید.

نمونه‌ها و مثال‌ها: بوی فرش خیس

شما حتما در زندگی خودتان تجربه‌ای از این بو داشته و دارید. یک بوی خاص است. اگر این تجربه را ندارید، کافی است یک لیوان آب روی گوشه‌ای از فرش بریزید و بعد از مدتی آن را از نزدیک بو کنید. ما الان می‌دانیم که بوها حاصل فعل و انفعالات شیمیایی است در سطح مولکولی و جاندارانی چون باکثری ها، یعنی یک مجموعه‌ای عواملی در کنار هم به صورت فیزیکی و یک فعل و انفعالاتی شیمیایی باعث ایجاد بو یا رایحه‌ای خاص می‌شود. حالا شرایطی را در نظر بگیرید که شما در محیطی هستید که هیچگونه منبع یا منابع فیزیکی لازم برای تولید این بو وجود ندارد و شما ناگهان و در یک لحظه آن «بو»ی خاص را احساس می‌کنید، مثلا شما در یک فضای باز هستید، در یک بیابان، در جنگل، در خیابان، در خانه‌ای که کاملا آن را می‌شناسید و می‌دانید که چه منابع فیزیکی برای تولید بوها آنجا حضور دارد. بعد ناگهان، در یک لحظه و فقط یک لحظه، درست وقتی که روی موضوع خاصی تمرکز کرده‌اید، قوه درک فرابویایی شما آن بو را احساس و درک می‌کند‌. پیش خود می‌گویید «این بوی فرش خیس از کجا می‌آید، این طرف و آن طرف دنبالش می‌گردید، تا منبع و منشاء آن را بیابید» گاه در لحظه چندین و چند فکر دیگر به ذهنتان خطور می‌کند، ممکن است چند خاطره و یاد، چند تصویر از افراد را ذهن ببینید‌ شما برای لحظه‌ای متمرکزید فکر می‌کنید شاید جایی لوله‌ای شکسته، گوشه‌ی فرش جایی خیس شده، جایی لیوان آب برگشته و فرش را خیس کرده ... ذهن شما برای مدتی کاملا درگیر می‌شود و بعد تمام. دیگر هیچ اثری از «بوی فرش خیس» تا مدت‌ها نیست. من اینجا، بوی فرش خیس را به عنوان مثال مطرح می‌کنم.

مجری: پوتین چه ارتباطی با فرش خیس دارد؟!

خواجه‌نصیری: سوال خیلی خوبی است، اما من مجبورم در باین بحث و بحث ایندیده‌امیا، جایی که این را چند بار به آن اشاره کرده‌ام دوباره برگردم که وقتی EEG امواج مغز در شرایطی روی موج دلتا (۴ هرتز - ۰.۵ هرتز) قرار گیرد، شما تقریبا در خوابی عمیق قرار دارید. اکثر تجربیات من در رابطه با ایندیده‌‌آمیاها مربوط است به این وضعیت و این شرایط، مگر زمانی که شما آگاهانه متوجه می‌شوید که عمق خواب کمتر می‌شود تا به شما روی ۸ تا ۹ هرتز در حالت آلفا پیامی داده شود، این معمولا درست زمانی اتفاق می‌افتد که شما به اصلاح از این ایندیده‌آمیا به یک ایندیده‌آمیای دیگری پرتاب می‌شوید. این را داشته باشید، تا من همین‌جا یکی دو نکته‌ی دیگر را برای شما باز کنم ببینید، همانطور که قبلا نیز گفتم، ما معتقدیم که ما از بحث‌های فیزیک نیوتونی و دکارتیسم فاصله گرفته‌ایم، در یک فضا و یا میدان دیگری هستیم که به آن فضا یا میدان کوانتومی می‌گویند. من شخصا معتقدم ذره‌ی «تابان» یا «تابانیک» سمج یا Stubborn یک ذره‌ی ناچیز است که در زمان تولد، به ماده یا توده‌ای از مواد، به شکل یک نوزاد فورموله می‌شود، یکی دو سه روز بعد هم گواهی تولدش به صورت شناسنامه‌ای ثبت می‌شود، اما این ذره‌ی کوچک از من یا از هریک از ما دنیایی کوانتومی با خودش دارد که همه‌اش موج است و امواج، همه‌اش میدانی ابری فوق‌العاده قدرتمندی است که مشخصات انرژی را با خودش دارد، فرکانس و طول موج دارد و چنان قدرتمند است که اگر متمرکز شود، با سرعت نور می‌تواند آن طرف کره زمین باشد، امواجش هم از دل خاک و سنگ و مواد مذاب درون زمین می گذرد و خوودش را آن سوی زمین نشان می‌دهد، درست مثل خاموش و روشن شدنلحظه‌ای یک ال ای دی (LED) یعنی می‌خواهم بگویم ما معتقد به یک چنین فضازمانی هستیم که پس از تمرکز می‌توانیم با چنین سرعتی طی طریق کنیم‌. در رابطه با این میدان کوانتومی بحث بسیار است، من معتقدم و نشان داده‌ام که می‌شود بر این میدان کوانتومی اثر گذاشت. هر آنچه که در رابطه با جادو و جادو گری، جن و پری و روح و ... گفته می‌شود، از نظر من همه و همه اینجا و در این تعبیر و تفسیر از میدان کوانتومی که همه‌اش موج است و انرژی، نهفته‌ است، یعنی این اسامی گمراه کننده‌اند. ما وقتی در حالت آلفا هستیم، در حالتی نیمه هوشیار، نیمه خودآگاه قرار داریم، معتقدیم، تحت این شرایط می‌توان با میدان کوانتومی به یک حالت دیالوگ یا گفتگو برسیم، وقتی در حالت دلتا هستیم یک گیرنده قوی می‌شویم، در حالت کاملا هوشیار، زمانی که مغز موج‌های سریع گاما (۱۰۰ هرتز - ۲۵ هرتز) از خودش ساطع می‌کند، ما به نوعی فرستنده‌ایم، تشعشعاتی که داریم قطعا جایی دریافت می‌شود اما چند روزی زمان می‌برد. بنابر این، در میدان کوانتومی اطراف خودمان ما می‌توانیم اثر بگذاریم، نکته‌ای این جا هست که فکر کنم خیلی اهمیت دارد و من این را روی فیلم‌ها نشان دادم، همه چیز در این دنیای ما بر اساس ارتعاش است و فرکانس و اینها همه نسبی است، یک ارتعاش ذره‌ی تابان در این فضازمان می‌تواند به زمان ما اینجا از چند روز تا چند هفته یا تا پنجاه، یا تا هفتاد و پنج سال کمتر یا بیشتر باشد، طول بکشد، یک ارتعاش ذره‌ی خورشید در ابعاد خودش چندین و چند میلیارد سال، در ابعاد کهکشان، یک ارتعاش میلیاردهامیلیارد سال به زمان ما طول بکشد، اما یک ارتعاش کوچک من در فضازمان، قطعا اثرش با سرعتی عجیب یعنی مربع سرعت نور به آن سوی کائنات می‌رسد و اگر حق با همین من ذره ناچیز باشد پاسخش به گونه‌ای اعجاب‌آور، در لحظه‌ای کوتاه باز می‌گردد و شما اثر یا اثرات آن را می‌بینید، هر چه می‌خواهید می‌توانید ان را بنامید، بگویید دعا کردم، پاسخم را گرفتم، آرزو کردم برآورده شد، بگویید این قانون حذب است یا چیزهای دیگر، به زبانی کاملا علمی، این همان E=mc² است و این همان مکانیک کوانتومی و این همان ارتباط با میدان کوانتومی است. من فکر می‌کنم که ارتباطات شهودی ما مثل سوئیچ عمل می‌کند، یعنی این چیزی است که من بارها آن را در حالت موج دلتا و ایندیده‌آمیاها تجربه کرده‌ام. همین‌جا بگذارید یک چیزی با شما بگویم: ارتباطی عجیب و باورنکردنی بین «پوتین» و «بوی فرش خیس» وجود دارد ...
متاسفانه شما مشترک دیجیتالی ما نیستید ... برای یکسال آبونمان دریافت یادداشت‌های تابان خواجه‌نصیری کافی است با آدرس پست الکترونیک tkhnassiri@gmail.com به صورت مستقیم مکاتبه کنید و درخواست برای دریافت مقالات را ارسال کنید.


متونی که به این ترتیب اینجا در سایت قرار می‌گیرد و یا در ایمیل‌ها برایتان ارسال می‌شود «کپی‌رایت» دارند. لطفا بدون اجازه کتبی و هماهنگی قبلی در نشریه چاپی و یا سایت یا وبلاگ آنلاین خود منتشر نکنید.








فراتر از ادراک: ایندیده‌آمیا: از میان یادداشت‌های قدیمی: جهان‌های موازی: دلامون





من در دلامون متحول شدم. - تابان‌‌ خواجه‌نصیری


___________ تابان خواجه‌نصیری ___________

مجری: آقای خواجه‌نصیری. با سپاس توضیحات شما. اکنون برنامه را بعد از آگهی‌ها ادامه می‌دهیم و شما در زمانی که آگهی‌ها پخش می‌شد، با من از جهانی موازی صحبت کردید که بسیار تکان دهنده بود و من مطمئن هستم که اگر آنچه برای من گفتید، برای حضار محترم و بینندگان و شنوندگان‌مان تعریف کنید آنها هم مانند من تکان خواهند خورد. یعنی این یک واقعیت است که دارم می‌گویم.

فراتر: بلی. خیلی ممنون. سپاسگزارم از لطف و محبت‌تان. باز پیش از این که بخواهم وارد این بحث شوم. لازم است یک مطلب خیلی خیلی مهم را با شما، حضار محترم و بینندگان و شنوندگان‌مان خیلی رک و جدی مطرح کنم. ببینید، این واقعا جدی است و هیچ شوخی با کسی ندارم. همه آنهایی که مرا می‌شناسند می‌دانند که من در فاصله‌ی این سالها، مطالعه و پژوهش و تمرین مداوم به قدرت‌های عجیب و غریبی دست یافته‌ام که حتی نمی‌توانم از برخی از آنها بگویم، یعنی واقعا مجاز نیستم. تنها بخشی از دوستان خیلی قدیمی شاید اگر هنوز یادشان باشد تنها یک چیزهای خیلی کم و کوتاه و مختصر در این زمینه می‌دانند. آنچه اینجا و در حضور شما می‌گویم، دریچه‌ای به دنیایی عجیب است و این مطالب کپی‌رایت دارد و اگر من اینجا صحبتی می‌کنم، افرادی بخواهند کپی‌رایت این صحبت‌ها، مطالب و یادداشت‌ها را رعایت نکنند واقعا کلاهمان در هم می‌رود. مردم این جهان ما باید حق کپی‌رایت را بفهمند، یعنی بدانند که آنچه گفته یا نوشته می‌شود، انچه سروده شده است، اگر شعر است، اگر موسیقی است، این تولیدات فکری و خلاقیت‌ها، اندیشه‌ها متعلق به پدیدآورنده آنهاست. نمی‌توانند و حق ندارند به نام خودشان، جایی منتشر کنند، روی آن فیلم یا تآتر یا حتی تابلوی نقاشی و موسیقی بسازند، به اسم باز خوانی و بازتولید بفروشند و کسب درآمد کنند. این ایده و افکار، یک جریان فکری منحصربفرد است و سالها روی این جریان فکری کار شده است، نه برای قصد و هدف کتاب‌سازی و فیلم‌سازی و انیمیشن‌سازی، بلکه اینها حاصل یک پژوهش کاملا علمی است که با پیشرفت بشر در طیف وسیعی از علوم، دارد به یک نتیجه‌هایی کاملا ملموس نزدیک می‌شود. بنابر این خواهشم از مخاطبین‌مان این است که بگذارند، این اسامی و این طرح‌ها برای پژوهشگر گوینده و یا نویسنده‌اش باقی بماند. اگر می‌خواهند می‌توانند با ذکر نام من به آن اشاره کنند، مورد سوال و یا نقد قرار دهند، اما نمی‌توانند به نام خودشان، با حذف اسم راوی ان را در سایت یا وبلاگشان بیاورند به نام خودشان، نمی‌توانند اسامی و نام‌هایی که اینجا در این برنامه‌ها می‌آوریم، روی «نمایشگاه نقاشی»شان بگذارند، این پست ترین و فرومایه‌ترین کار یک خالق اثر است که می‌رود از تراوشات ذهنی افراد دیگر برای خودش کتاب‌سازی و نمایشگاه نقاشی و ... می‌کند. حتی ایده‌ها را کپی می‌کنند از روی برنامه‌های خارجی، برای بودجه گرفتن. آقای تهیه کننده! حواست را جمع کن! این کارها هنر نیست، هر کسی می‌تواند به راحتی دزد شود، کافی است از یک سری از ارزش‌ها دست بکشد. لطفا این کار را نکنید.

مجری: بینید من در میان سوالات عزیزان دیدم که مطرح شده بود که پرسیده بودند: شما چه تجربه‌ای از جهان‌های موازی دارید؟ آیا این جهان‌های بیشمار که می‌بینید اسم دارند؟! یا مثلا پرسیده بودند که آیا شما کره زمین را با همین شکل و جغرافیا می‌بینید. لطفا برایمان از این فضا بیشتر بگویید!

فراتر: بلی‌. حتما. شما وقتی این سوالات را به من نشان دادید واقعا جا خوردم‌. ما مردم بسیار باهوشی داریم و این یک موهبت است برای ما، همه. اجازه دهید من سخن را اینگونه آغاز کنم که خیلی سال پیش، شاید بیشتر از سی سال پیش، من می‌خواستم، یک فرهنگی را درست کنم که آن فرهنگ دربرگیرنده یک سری پژوهش و مطالعات مجزا بود. این مطالعات و پژوهش‌ها، از مسیرهای مختلف، از افراد مختلف، شروع می‌شد، و قرار بود تا مثل سلول های عصبی در نهایت به یک رشته نرون عصبی هدایت بشه به یک ایده دیگری که آن هم خودش برای خودش یک سلول عصبی دیگر بود، یعنی تصور کنید که ما یک مغزی داشته باشیم که فقط روی یک موضوع کار می‌کند و تمام رشته‌های عصبی و سلول‌های آن مغز متمرکز روی یک موضوع و یک رشته علمی است، حال این فرد و این مغز می‌آید و در کنار مغز و فرد دیگری قرار می‌گیرد که از یک فرهنگ کاملا مجزای دیگر است‌. من برای سالها داشتم روی این موضوع کار می‌کردم که ناگهان، مواجه شدم با بحث «ایندیده‌آمیا» و خواب‌هایی در جهان‌های موازی و جهان‌های بسیار ..‌. در آن فضاها، مباحث و موضوعاتی مطرح می‌شد که من به عنوان مسافر، هیچ اطلاعاتی از آن در آن روزگار نداشتم، اکنون از ان زمان، بیشتر سی سال گذشته‌ است و تازه ارتباطات این جهان‌ها با همدیگر را با علم و دانش امروز متوجه می‌شوم. ما سی سال پیش یا بیشتر، اینترنت نداشتیم ارتباط ما با جهان خارج، با نویسندگان، ایده‌پردازان و نظریه‌پردازان آن دوران محدود بود. حتی شناخت و آشنایی‌ام با علومی چون نجوم و اخترفیزیک و ... اصلا و به هیچوجه به این مقدار امروز نبود‌. اکنون تصورات و دیدهای ما از جهان پیرامون تغییر کرده است. بنابر این امروز که بگوییم تجربیاتی از جهان‌های دیگر داشته‌ایم که با علم و دانش و آگاهی‌های ما در این دوره و عصر و زمان کنونی است واقعا بحثی تکان دهنده است. ما این مطالب را که اینجا می‌گوییم کاملا مبتنی بر یک سری مشاهدات است که بالاخره باید یک جایی اینها ثبت شود. متاسفانه جهان کنونی که در آن زندگی می‌کنیم، پر از فساد و شیادی و کلاهبرداری است، یعنی یک جایی است که افراد واقعا پلید و ریاکار هستند. حالا شما تصور کنید که من بخواهم بیایم و اینجا برای این افراد از یک جهان دیگری صحبت کنم که مطمئنم نمی‌توانند حتی تصورش را بکنند. شاید خیلی‌ها برایشان مسخره باشد، شاید خیلی‌ها به من برچسب بزنند، بگویند خل و چل و دیوانه‌ام، می‌دانید، برای من اصلا مهم نیست که چه می‌گویند و فقط برایم مهم این است که این تجربیات، به نوعی منتقل شود، شاید همه‌ ما را تکان دهد. به خودمان بیاییم. بلی. در پاسخ به آن دوستان عزیز که سوالاتشان را مطرح کرده‌اند باید بگویم. کاملا درست است. جهان‌های موازی که من از آنها در ایندیده‌آمیاها بازدید کرده‌ام، اسامی و نام‌های دیگری دارند، کره و جغرافیای دیگری دارند. این حاصل پژوهش‌های سی ساله من است‌. این پژوهش‌ها کماکان ادامه دارد.

مجری: استاد فراتر عزیز. می‌دانید که مثل همه‌ی برنامه‌های رادیو-تلویزیونی ما فرصت محدودی در اختیار داریم، بنابر این خواهش من این است که شما سعی کنید، در این فرصت کنم، از آن تجربه ای که برای من گفتید برای دوستان بگویید.

فراتر: بلی‌. ببینید من برای شما یک مثال زدم، برای شما توضیح مختصری دادم که لازم است اینجا برای مخاطبین شما هم آن را باز کنم و بازگو کنم. ما اینجا در این جهان زندگی می‌کنیم که در روی کره ای سنگی قرار گرفته است به نام «کره زمین» در لفظ و لغت انگلیسی به آن می‌گوییم Earth و در آلمانی به آن می‌گوییم Erde . حالا شما یک تصویری کاملا روشن از کره زمین در ذهن‌تان دارید و با این فضا کاملا آشنا هستید. یعنی وقتی من به شما بگویم، که می‌خواهم شما را ببرم به بریتانیا یا استرالیا، یا آلمان و فرانسه و ... در ذهن‌تان کاملا معلوم و مشخص است که می‌خواهیم کجا برویم. در ایندیده‌آمیا‌ها، من وارد جهان‌های موازی متعددی شده‌ام که نام یکی از آنها به عنوان مثال «دلامون» است، شاید به زبان فارسی اولین باری که این را بشنوید و ببینید و بخوانید، فکر کنید که یک اسمی است که به دل هایمان ربط دارد، در صورتی که این، یک اسمی است برای کره‌ای به این نام، مثل، زمین که نامش زمین است. آنجا که من دیدم، جایی بود که راوی به من معرفی که : اینجا، «دلامون» است. بعدها و در اثر چرخیدن در میان ایندیده‌آمیاها، متوجه شدم که «دلامون» نام آن کره است. مثل کره زمین، یک خورشید دارد و یک دنیایی مختص به خودش، کشورهایی به همین نام‌ها که ما داریم و البته به نام‌هایی دیگر با جغرافیایی دیگر. آب و هوا، درختان و اتمسفر و زبان‌هایی مشابه و دیگر، مردمانی دیگر.

در دلامون من متحول شدم. به معنای واقعی کلمه. تکان خوردم‌ شدیدا تکان خوردم. به خودم آمدم. ما در این جهان، نویسندگانی داریم که از جهان‌هایی دیگر، مدینه‌های فاضله دیگر، قصرها و قلعه‌ها، افسانه‌ها و قصه‌های دیگر نوشته‌اند. من اگر می‌خواستم آنچه می‌بینم را بنویسم و به تصویر بکشم، می‌توانستم یک آلیس در سرزمین عجایب دیگر بنویسم، یا ماجرای های هری پاتر بنویسم. اما موضوع این نبود‌ من نمی‌خواستم داستان بنویسن. من می‌خواستم واقعیت‌ها و حقایقی از این دنیا و دنیاهای دیگر ببینم تا ذهنم بازتر شود تا بیشتر و بیشتر یادبگیرم. اصلا دنبال این که قصه نویسی و قصه پردازی و افسانه پردازی کنم نبودم، برای همین آنچه که اینجا برای شما می‌گویم، روایت یک سری مشاهدات است. مشاهداتی پراکنده که بعد شما متوجه می‌شوید اینها به گونه‌ای عجیب و اسرارآمیز با هم در ارتباط است. نه برای این که من برای شما داستان گفته باشم، از خودم قصه گفته باشم که شما چشم‌هایتان خسته شود و به خواب بروید بلکه برای این که بیدار شوید، برای این که بیدار شویم که واقعا ممکن است‌ که جهانی دیگر بسازیم و نه این مزخرفی که هست. وقتی با «دلامون» آرام آرام بیشتر و بیشتر آشنا شدم. فهمیدم که این کره و خورشیدش در منظومه ای دیگر است. آنجا «زمین» نیست، آنجا «دلامون» است، کره‌ای دیگر با ابعادی دیگر، اتمسفری تقریبا مشابه اینجا اما به مراتب پاک‌تر. به گونه‌ای عجیب، اما واقعی. نه برای داستان گفتن. امکان و فرصتی استثنایی به من داده شده بود تا از جهانی موازی با جهان خودمان دیدار کنم‌. بارها و بارها آنجا را دیده‌، فرهنگ و رسوم مردم‌شان را دیده‌ام. باور نمی‌کنید اگر بگویم در آن جهان موازی مردم چگونه زندگی می‌کنند. باور نمی‌کنید اگر بگویم آنجا هیچ جنگی بین ملل و قوم و قبایل نیست، هیچ کشت و کشتاری نیست‌، هیچ فقر و تنگدستی نیست و آنجا هیچ پلیدی نیست و همه تا چه حد سالم و خوب هستند. برای اولین بار که راوی با من گفت، اینجا «دلامون» است من بلافاصله پرسیدم دلامون؟ دلامون یعنی چه؟! راوی گفت: «دلامون یعنی خوبی‌ها» بیا تا به تو اینجا را خوب خوب نشان بدهم. تا تو بفهمی که در دنیا «خوب» بودن یک انتخاب است. این مردم قبول کرده‌اند که خوب باشند. فقط همین! مرا از اینجا که ما هستیم برد به دلامون و من با فرابینایی‌ام به وضوح دیدم ...

متاسفانه شما مشترک دیجیتالی ما نیستید ... برای یکسال آبونمان دریافت یادداشت‌های تابان خواجه‌نصیری کافی است با آدرس پست الکترونیک tkhnassiri@gmail.com به صورت مستقیم مکاتبه کنید و درخواست برای دریافت مقالات را ارسال کنید.


متونی که به این ترتیب اینجا در سایت قرار می‌گیرد و یا در ایمیل‌ها برایتان ارسال می‌شود «کپی‌رایت» دارند. لطفا بدون اجازه کتبی و هماهنگی قبلی در نشریه چاپی و یا سایت یا وبلاگ آنلاین خود منتشر نکنید.










روایتی از روزنامه‌نگاری

درباره «روایتی از روزنامه‌نگاری»


یکی از  اولین روزنامه‌ها در تاریخ روزنامه‌نگاری پیش از اختراع ماشین چاپ و آغاز صنعت چاپ و نشر، اولین و ابتدایی‌ترین نوع روزنامه‌نگاری محدود بود به حرف و حدیث‌های مردم. تجار، ملوانان و ماجراجویان و مسافران سرزمین‌های دور و نزدیک که اولین روزنامه‌نگارانی بودند که اخبار سرزمین‌های دور و نزدیک را جمع‌آوری می‌کردند و این اخبار را با خود به سرزمین مادری و وطن‌شان می‌آوردند و اینها بودند که اخبار و داستان‌های خبری را برای دیگران «روایت» می‌کردند. پس از اینها، دوره‌گردان و فروشندگان خرد کالا و خدمات بودند که روایت‌هایی را که شنیده بودند برای مردمان عادی دیگری که می‌دیدند بازگو می‌کردند. همین جا ببینید که «روزنامه‌نگاری» تا چه حد به «بازاریابی» و «فروش» کالا و خدمات نزدیک است. ... پس از اینها قدیمی‌ترین نسل از کاتبان دست به کار می شدند و آنچه از روایت‌های مختلف شنیده و دیده بودند برای استفاده آیندگان بر روی پوست حیوانات و برگ درختان و بعدها بر روی کاغذ می‌نوشتند تا برای نسل‌های آینده باقی بماند. روزنامه‌نگاری به شکل سنتی و پس از اختراع چاپ اما در اواسط قرن شانزدهم در ونیز ایتالیا در قالب «اعلامیه‌های مکتوب» که به قیمت یک گزتا (واحد پول ونیز دران زمان) فروخته می‌شد اما بسیاری شروع رسمی روزنامه نگاری را از قرن ۱۸ می دانند. جمع آوری و توزیع و پخش اخبار و اطلاعات به شکل صوتی و تصویری در قالب رادیو تلویزیون از قرن بیستم و اینترنت هم همانطور که می‌بینید از اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم آغاز شد.

روایتی از روزنامه‌نگاری معتقدم و سخت بر اين نظر، چون هميشه، تاکيد و پافشاري دارم که ما در ايران امروزمان روزنامه نگار به معناي‌ واقعي کلمه يعني ژورناليست نداريم. ژورناليسم داراي ارکاني است که به دلايل مختلف در اين گوشه از دنيا (خاورميانه و شرق دور) فراموش شده است. روزنامه نگاري در ايران فاقد دقت، کنجکاوي و حرکت در سمت و سوي منافع مردم است. اين آفتي است که به جان اين رشته در اين مملکت افتاده است و اگر فردي از جان گذشته، بخواهد فقط يکي از اين ارکان را مورد توجه و عنايت قرار دهد، ديگر نامش را در هيچ روزنامه و رسانه اي نخواهيد يافت. روزنامه نگاري که بخواهد اطلاعات و اخبار و آمار و ارقام صحيح را با دقت جمع آوري کند از همان ابتدا به در بسته زده است، به غلط هدايت می‌شود و به سادگي خواهيد ديد که هيچ مرکز و اداره و سازمان خبری و آماري حاضر به پاسخگويي صريح و صحيح به او نيست. در اينجا، ناگهان تمام منابع ارتباطي و اطلاعاتي، طبقه بندي شده و محرمانه تلقي می‌شوند. (تابان خواجه‌نصیری، تهران - سی و یکم شهریور ماه ۱۳۸۷)

گابریل گارسیا مارکز درباره روزنامه‌نگاری اگر بخواهیم چیزی بگوییم همین قدر کافی است که یادی کنیم از «گابریل گارسیا مارکز» نویسنده کلمبیایی و برنده جایزه نوبل ادبیات. مارکز از روزنامه‌نگاری به عنوان بهترین حرفه جهان یاد می‌کند. این نویسنده فقید "صد سال تنهایی" که خود نویسندگی را با روزنامه‌نگاری آغاز کرده است می‌گوید: "هیچ شغلی بهتر از روزنامه نگاری نیست."

در فاصله بیست و پنج سال گذشته مقالات منتشر شده در رابطه با واژگان تخصصی پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی در مقطع کارشناسی (لیسانس) به سازمان صدا و سیما رفتم و در آنجا به مدت دو سال در اداره بین الملل و نیز برای گروه ورزش در تولید مشغول به کار شدم. ترجمه متون بسیار متعدد و مهمی در آن سازمان بر عهده ام قرار گرفته که دو اساسنامه‌ی اتحادیه‌های سازمانهای رادیوتلویزیونی آسیا و اقیانوسیه موسوم به ABU ‌و سازمانهای رادیوتلویزیونی کشورهای اروپایی موسوم به EBU از جمله مهمترین ترجمه‌های تخصصی ام در آن سازمان بود. همچنین ترجمه اپیزودهای برخی برنامه های ورزشی متعددی که در آن مقطع زمانی در جدول پخش برنامه های ورزشی تلویزیون قرار داشت بر عهده ام بود.

تابان‌خواجه‌نصیری - اواخر  دهه ۷۰ همان زمان در اوایل دهه ۷۰ برخی از اولین کارها و اخبار علم و فن‌اوری‌های مهم آن زمان در زمینه‌های مختلفی چون ارتباطات و بخصوص ارتباطات ماهواره‌ای نیز مقالات متعددی در رابطه با رویدادهای ورزشی مهم همچون المپیک و یا تجهیزات پخش رادیوتلویزیونی و ارتباطات ماهواره ای و ... در هفته‌نامه سروش منتشر شد. در اوایل دهه ۷۰ و بعد از اواسط دهه ۷۰ همکاریم با سازمان‌های فرهنگی و هنری، چاپ و نشر کتاب و ناشرین و مطبوعات به صورت جدی آغاز شد و اولین کارهای روزنامه‌نگاری‌ام از جمله مصاحبه‌ها، مقالات و نوشته‌ها و پژوهش‌هایم در نشریاتی چون علم الکترونیک و کامپیوتر، شبکه و ... و بعدها در نشریات دیگری چون «فرهنگ مردم» و ... منتشر شد. از آن سالها، دو سه مطلب و مقاله و مصاحبه‌هایی که داشتم بسیار برجسته بود: در «علم الکترونیک و کامپیوتر» برای اولین بار در چارچوب یک سری مقالات پشت هم اولین کسی بودم که در مطبوعات شروع کردم به آموزش مفاهیم اولیه و اساسی وب و اینترنت و علی الخصوص شروع کردم به آموزش زبان علامت‌گذاری HTML و جاوااسکریپت. دیگر، حاصل بیش از شش ماه پژوهش وضعیت موجود اینترنت و کارکرد و کاربرد حرفه‌ای آن در آن زمان و آن سالها، منجر شد به نگارش چندین و چند گزارش مختلف، از جمله پژوهشی تحت عنوان «سایبرپانک» که در علم الکترونیک و کامپیوتر منتشر شد.

یکی از علم الکترونیک و کامپیوتر از اوایل دهه هشتاد تا حال حاضر مقالات و مطالب و ترجمه‌هایم اکثرا در همین سایت و در وبلاگ‌های مرتبط و یا سایت‌های مرتبط و بعد چاپ و نشر آنها در مطبوعات و نشریات متعدد بوده است که برخی از آنها به مرور به عنوان نوع یا نمونه ای از کارهای ترجمه‌ام برای دریافت به صورت فایل پی دی اف یا لینک فعال به منبع روی سایت یا اینترنت قرار می گیرد.





نسخه پی دی اف آماده  دریافت









روایتی از علم و فن‌آوری
درباره «روایتی از علم و فن‌آوری»


 روایتی از علم و فن‌آوری علم نوعی فعالیت فکری و عملی است که شامل مطالعه سیستماتیک ساختارها و رفتارهای فیزیکی و طبیعی جهان از طریق مشاهده و آزمایش است. بنابر این تعریف، هر گونه فعالیت فکری و عملی که پروسه و مسیری غیر از این را دنبال کند، فعالیتی غیرعلمی یا شبه علمی است. ...

فن‌آوری تکنولوژی یا فن‌آوری (واژه‌ای از ریشه‌ی یونانی است به معنی "علم هنر و صنعت"، ۱) Techne به معنی "هنر، مهارت، تردستی" و ۲) -logia به معنی -شناسی - به عبارتی دیگر به مجموع تکنیک‌ها، مهارت‌ها، روش‌ها و فرآیندهای مورد استفاده در «تولید» گفته می‌شود. تولید کالا و عرضه خدمات برای تحقق یافتن اهداف مشخص و مورد نظری است تا به واسطه‌ی آن انسان زندگی بهتر و راحت تری داشته باشد، در این مسیر تحقیقات علمی و فن‌آوری می‌تواند مجموعه‌ای از دانش و فنون، فرآیندها و موارد مشابه را دربر بگیرد، یا می‌تواند در ماشین‌ها جاسازی شود تا به این ترتیب امکان بهره‌برداری از آنها حتی برای افرادی که هیچ اطلاع دقیقی از کارکرد یا کارکردن با آنها را ندارد نیز فراهم شود. در این فرایند سیستم‌ها (به عنوان مثال ماشین‌آلات) با استفاده از فن‌آوری، شیوه‌های انجام کار را تغییر می‌دهند و مطابق با استفاده از سیستم، آن را به گونه‌ای تغییر می‌دهند که در نهایت نتیجه مورد نظر حاصل می‌شود. در حالی که در حال نوشتن این متن بودم چندین و چند مثال به ذهنم رسید که شما می‌توانید با تجسم آن مثال‌ها مفهوم تکنولوژی را بهتر درک کنید. مثلا ماشین‌های بزرگی که برای حفر تونل طراحی شده‌اند (TBM) این ماشین‌ها ترکیبی از فن‌آوری‌های مختلف هستند که در کنار هم قرار گرفته‌اند برای انجام و اجرای سریعتر و دقیق‌تر کارهای بسیار بزرگ و شگرف. یا مثلا توربین‌های بخار بسیار بزرگ که با آنها برق تولید می‌شود. ساده‌ترین شکل فن‌آوری ، توسعه و استفاده از ابزارهای اساسی است. کشف ماقبل تاریخ چگونگی کنترل آتش و انقلاب نوسنگی بعد از آن، خیلی چیزها را تغییر داد و متحول کرد، کشاورزی را متحول کرد، منابع غذایی موجود را افزایش داد و همه ی اینها به سرعت باعث شد تا انسان با پختن خوراک خود به مرور باهوش‌تر شود. اختراع «چرخ» که حاصل همین هوشمندی است باعث شد تا انسان به مسافرت و کنترل محیط خود بپردازد. تحولات در زمانهای تاریخی مختلف، از جمله دستگاه‌های چاپ، دستیابی به برق و تلگراف و تلفن و اینترنت ، بسیاری از موانع فیزیکی که در مقابل «ارتباطات» بین انسان‌ها بود را به سرعت كاهش داده به ما انسانها این اجازه را داد كه در مقیاس جهانی آزادانه‌تر در تعامل باشیم. همه اینها مانند معجزه‌ یا معجزه‌هایی است که پشت هم برای انسان رخ دادند و با آنها انسان به مقطع کنونی از تاریخ حیات خود بر کره زمین رسید که به فضا و به لبه‌ی منظومه شمسی سفر کرده است، از دورترین کرات عکس برداری می‌کند و به سفرهایی طولانی تر و مهیج‌تر می‌اندیشد.

فلاسفه یونان باستان حدود سیصدوشصت تا ششصد سال قبل از میلاد مسیح، اولین تفکرات و اندیشه‌های فلسفی بشر توسط یونانی‌ها پایه‌ها و مبانی اصلی «علم» را بنیان نهاد. در فاصله همین ۲۵ قرن مباحثات فلسفی مختلفی در مورد استفاده از علم و فناوری بوجود آمده است و اختلاف نظرها در مورد اینکه آیا فناوری وضعیت انسان را بهتر کرده، بهبود بخشیده یا نه، وضع آن را بدتر کرده است، اختلاف نظرهایی وجود دارد. که از میان اینها می‌توان به تفکراتی چون نئودوديسم، آناركوبدويسم و جنبش‌هاي ارتجاعي مشابه اینها اشاره کرد که با انتقاد از توسعه و فراگيري تكنولوژي، اظهار مي‌كنند كه اين مسیر و این امر رو به انحطاط است و در نهایت به محيط زيست صدمه زده و می زند و افراد و انسان‌ها را به کلی با هم بيگانه کرده و مي كند. از طرف دیگر طرفداران ایدئولوژی‌هایی مانند transhumanism (تراانسان گرایی) و techno-progressivism (پیشروگرایان فن‌آوری)، پیشرفت تکنولوژی را به نفع جامعه و شرایط انسانی می‌دانند.

تراانسان‌گرایی یا Transhumanism (که از آن به اختصار H+ یا h+ نیز یاد می شود) یک جنبش فلسفی بین‌المللی است که با توسعه و ایجاد فن‌آوری‌های پیشرفته، پیچیده و گسترده‌ برای تقویت حافظه، عقل و فیزیولوژی انسان موافق است و از آن حمایت می‌کند و بر همین اساس با اعمال تغییراتی در ژنوم انسان با مقاصدی مانند شبیه‌سازی و یا ترکیب با تجهیزات و روبات‌های هوشمند موافقت دارد. در این فضا به این موضوع و بحث ربات‌ها و اساسا هوش مصنوعی بیشتر پرداخته می‌شود.

 تابان خواجه‌نصیری - تهران - ۲۰۱۹ در فاصله‌ی سی سال گذشته، با کنجکاوی، عشق و علاقه‌یی عجیب به حال و آینده بشر و آینده علم و تکنولوژی اندیشیده‌ام و از هر فرصتی برای آموختن و آموزش بیشتر استفاده کرده‌ام. در این مسیر، مقالات و یادداشت‌های متعددی نوشتم که برخی از آنها را شما در صفحاتی که قبلا در فیسبوک داشتم ملاحظه کرده‌اید اکنون، اینجا در این فضا دنبال می‌کنید.

از اوایل دهه هشتاد تا حال حاضر مقالات و مطالب و ترجمه‌هایم اکثرا در همین سایت و در وبلاگ‌های مرتبط و یا سایت‌های مرتبط و بعد چاپ و نشر آنها در مطبوعات و نشریات متعدد بوده است که برخی از آنها را به مرور برای دریافت به صورت فایل «پی دی اف» یا لینک فعال به منبع روی سایت یا اینترنت اینجا قرار می‌گیرد.

تهران - تابان خواجه‌نصیری - ۲۰۱۹



نسخه پی دی اف آماده  دریافت










روایتی از کپی‌رایت

درباره «روایتی از کپی رایت»


تلاش‌ها و کارهای روزنامه‌نگاری برای احقاق حق شخصی و گروهی حدود چهل سال پیش همزمان با آغاز انقلاب شروع کردم به آموختن موسیقی و ساز گیتار را به عنوان ساز اصلی و موسیقی پاپ و بعدها جز و بلوز را به عنوان سبک یا ژانر موسیقی‌های مورد علاقه‌ام انتخاب کردم. آن زمان هیچ دیدی از آینده این نوع موسیقی وجود نداشت و حتی حمل و نقل ساز تا حدود یک دهه بعد از انقلاب ممنوع بود. ...

کپی‌رایت هفت هشت سال بعد شروع کردم به آهنگسازی و ترانه‌سرایی، اولین ترانه‌هایم را سی و دو سال پیش ساختم و برخی از آنها را در آلبومی گردآوردم تا در موقعیتی مناسب برای دریافت مجوز اقدام کنم. اوایل دهه هفتاد صدا و سیما برای اولین بار اقدام به پخش برخی از آثار نزدیک به موسیقی پاپ کرد و اواسط دهه هفتاد مجموعه‌ای از حدود ده ترانه را برای دریافت مجوز به وزارت ارشاد بردم. در اولین بررسی‌ها شورای شعر و موسیقی وزارت ارشاد به کارهای من در حوزه ترانه و موسیقی مجوز نداد و روی تمام بندهای اشعار و کلام ترانه‌هایم خط قرمز کشیدند. سرنوشتی که از آن می‌توانم به عنوان اولین شکست زندگی‌ام در دوران جوانی یاد کنم.

انعکاس نامه سرگشاده ام به ارشاد در طیف وسیعی از مطبوعات چون خبرگزاری جمهوری اسلامی و روزنامه سرمایه و نشریه های نامه و حافظ اواخر دهه هفتاد دوستانی با من تماس گرفتند که تابان چه نشسته‌ای که فردی به نام هومن بختیاری در فرهنگسرای شفق به همراه گروهش دارد چند تا از ترانه‌های تو را با نام بردن از افراد دیگری به عنوان شاعر و آهنگساز می ‌خواند و اجرا می‌کند. بلافاصله اقدام به پیگیری کردم و با این فرد تماس گرفتم او را از ادامه این حرکت منع کردم. در شرایطی که وزارت ارشاد به صاحب اصلی اثر مجوز نداده بود داشتند ترانه‌هایم را می‌خواندند و اجرا می کردند و با آن پول در می‌اوردند. خبرهایی می‌رسید که برخی از خوانندگان در کیش دارند ترانه هایم را می‌خوانند در حالی که من در کش و قوس و درگیر امور بروکراتیک (کاغذبازیهای اداری مربوط به دریافت مجوز) بودم.

تابان‌خواجه‌نصیری - دهه ۷۰ همین باعث شد تا من بحث کپی‌رایت را به صورت خیلی جدی از همان زمان دنبال کنم. اوایل دهه هشتاد مطلع شدم که فردی به نام وحید حاجی‌تبار یکی از ترانه‌هایم را با عنوان «توی مهتاب» در آلبومی به نام «عشق‌های دروغین» ضبط و منتشر کرده است با مجوز وزارت ارشاد اسلامی، تمامی آن بندهایی که برای من خط قرمز کشیده بودند را حاجی تبار موفق به دریافت مجوز شده بود! چند وقت بعد از آن در شبکه ماهواه ای ام آی تی وی فرشید نوابی در برنامه زنده - گیتار شکسته - (که حتی نام برنامه‌شان را هم از روی ترانه‌ام برداشته بودند) ادعا کرد که سازنده این اثر یعنی ترانه «شعر کوچه» است. این قطعه تضمینی از شعر کوچه شادروان فریدون مشیری است که با اجازه خود ایشان در سال ۶۶ ساخته بودم. بلافاصله با این افراد تماس گرفتم و آنها را از اجرای ترانه‌ام منع کردم و شرح این ماجراها را در نامه ای سرگشاده برای وزارت ارشاد و مطبوعات آن زمان نوشتم و ارسال کردم.

حضور در دفتر نشریه وزین هنر موسیقی و گفتگو با استاد مهدی ستایشگر صاحب امتیاز و سردبیر محترم نشریه و چاپ مقاله در شماره ۷۳ مرداد ۸۵ بخش «روایتی از کپی رایت» اساسا اختصاص دارد به بیش از بیست سال تمام دوندگی‌ها و فعالیت‌هایم برای احقاق یک حق ساده از دست رفته و پامال شده ام به عنوان شاعر، آهنگساز، خواننده و نوازنده گیتار و پدیدآورنده این ترانه‌ها در ایران. وزارت ارشاد اسلامی هیچگاه به تابان خواجه‌نصیری برای اجرا و ضبط آثارش تاکنون هیچ مجوزی نداده است.

نسخه پی دی اف آماده  دریافت برداشت ادبی! در موسیقی پاپ ایران
نوشته: تابان خواجه‌نصیری
هنر موسیقی - مرداد ۸۵
لینک دانلود فایل پی دی اف

https://tinyurl.com/ycw7zjmd




روایتی از فرهنگ و هنر

درباره «روایتی از فرهنگ و هنر»


تلاش‌ها و فعالیت‌های روزنامه‌نگاری برای اعتلای فرهنگ و هنر کشور فرهنگ و هنر يكی ديگر از علاقمند‌ی‌های من است. در اين يادداشت‌ها از فرهنگ و هنر، ادبيات، شعر، داستان و موسيقی و كتاب خواهم نوشت. از هفت هشت سالگي شعر و شاعری را دوست داشتم، يادم مي‌آيد كه تازه خواندن و نوشتن را شروع كرده بودم كه دلم مي‌خواست كتابچه شعری هم برای خودم درست كنم و بالاخره هم اين كار را كردم و پراكنده، اولين نوشته‌هايی را كه در آن زمان فكر می‌كردم چيزي جز شعر نيست در دفترچه‌ی كوچكي گرد آوردم. شاهدم از اين ماجرا کسی است كه شايد تنها چند روز بعد از تهيه‌ی دفترچه آن را به نفع آيندگان مصادره كرد! . ...

 ادبیات با نگاهی تازه نمي‌دانم، شايد هنوز آن دفترچه كوچك را پهلوي خودش نگاه داشته باشد. روزی مي‌گفت، اين را نگاه داشته‌ام كه يك روزی اگر براي خودت كسي شدی، آن را چاپ كنم تا همه بدانند كه اوايل، چه شعرهاي مزخرفی می‌گفتی! فکر می‌کرد با این کار منصرف می‌شوم و شعر و شاعری را به کل کنار می گذارم. بعد از آن، شعر گفتن و داستان نوشتن را كنار نگذاشتم، اينها علاقه‌های من بود، چطور مي‌توانستم آنها را كنار بگذارم.

برخی از نوشته‌ها یا ترجمه‌هایم از مقالات فرهنگی و هنری در نشریات گوناگون چون فرهنگ مردم و ... به چاپ رسیده است برايم مهم نبود كه ديگران درباره چيز‌هايی كه می‌نوشتم بخصوص اشعارم برای خرگوش‌ها و گربه‌ها و گنجشک‌ها چه فكری می‌كنند، فكر می‌كردم كه وقتی آدم احساسی دارد يا وقتی فكری و انديشه‌ای در سرش دارد که چرخ می زند، وقتی مي‌تواند بخواند، می‌تواند بنويسد و خوب خيلي حيف است كه ننويسد. پس برای همین نوشتم، اما برای خودم و ديگر دفترچه‌ای هم برای نوشته‌هايم درست نكردم، حالا كه سنم از پنجاه گذر کرده دارم خودم را برای دور افتخار با پرچم آماده می کنم.

تابان‌خواجه‌نصیری - اواخر دهه ۷۰ فرهنگسرای هنر حالا که دور تا دورم را كاغذ و نوشته‌هايی فراگرفته كه فکر می کنم تنها راه باقی‌ماندنشان در اين است كه آنها را به صورت اين يادداشت‌ها در اين سایت بياورم. نمي‌دانم تا چه حد موفق مي‌شوم كه اين يادداشتها را جمع‌اوری كنم، اما هر چه باشد، سعی مي‌كنم، آنهایی را در اينجا قرار دهم كه نه فقط خودم، كه ديگرانی هم كه آنها را خوانده يا شنيده‌اند پسنديده‌ باشند. شايد اين از دل نوشته‌هايم به دلتان بنشيند كه اگر اين چنين شد، نظراتتان را برايم بنويسيد، خوشحال مي‌شوم آنها را بخوانم و بدانم.

بیگانه - اواخر دهه ۷۰ در فاصله‌ی سی چهل سال اخیر برخی از یادداشت‌ها، اشعار و یا داستان‌ها یا ترجمه‌هایم و یا حتی برخی از طرح‌ها و کاریکاتورهایم در نشریات یا سایت‌های مختلف منتشر شده است که شما در این قسمت به مرور با آن‌ها آشنا می‌شوید و در این بخش یا تحت همین عنوان فرهنگ و هنر آن مطالب را برای مطالعه خواهید یافت.

نسخه پی دی اف آماده  دریافت وبلاگ نماد تاریخ شفاهی و فولکلور اینترنتی
نوشته: تابان خواجه‌نصیری
نشریه فرهنگ مردم -
لینک دانلود فایل پی دی اف

مقاله قدیمی وبلاگ نماد تاریخ شفاهی و فولکلور اینترنتی




روایتی از ترجمه متون فنی و واژگان تخصصی

فرانر از ادراک: در روایتی از ترجمه فنی و واژگان تخصصی: ایندیده‌آمیا: خودآگاه، نیمه‌خودآگاه و ناخودآگاه


متاسفانه در اکثر فرهنگ‌های لغت انگلیسی به فارسی، برای واژه‌هایی چون «Subconscious» و «Unconscious» یک معادل یعنی «ناخوداگاه» آورده شده است که این اشتباه است و به همین لحاظ بسیاری از کارها و اثار ترجمه شده در رابطه با مباحث مرتبط به این موضوع‌ها را گنگ، نامفهوم و عملا غیرقابل استفاده کرده است. یعنی خواننده باید از قبل به موضوع کاملا تسلط داشته باشد تا سیر طبیعی و واقعی را تشخیص دهد. همین امر باعث شده است تا بسیاری از افراد پس از مواجهه با این اصطلاحات جبهه‌گیری کنند و مباحث را ضد و نقیض یا غیرعلمی و شبه‌علمی و ..‌. بخوانند.

همه چیز را همه چیز نپندارید، در همه چیز، چیزهایی هست که نمی‌دانید، یک چیزی نگویید که من یک چیزی بگویم. بعضی‌ها یک چیزی می‌گویند که فقط یک چیزی گفته باشند! یک چیزی بگویید که برای من، دیگر حرفی باقی نماند، باقی نمانده باشد. - تابان‌‌ خواجه‌نصیری


___________ تابان خواجه‌نصیری ___________

ما وقتی کاملا «بیدار» و هوشیار هستیم، ذهن ما در کنترل بخش هوشیار یا خوداگاه ماست بنابر این در این فضای هوشیاری ما کارهای روزمره کار و زندگی را انجام می‌دهیم، داده‌ها و اطلاعات را جمع‌اوری می‌کنیم، تجزیه و تحلیل و فکر می‌کنیم و انجام می‌دهیم. به این حیطه‌ از فعالیت ذهن می‌گویند «خوداگاه» یا «هوشیاری». ما در این شرایط «هوشیار» یا (Conscious) هستیم.

زمانی که ما نه «خواب» هستیم نه «بیدار» ذهن ما در یک شرایط استثنایی قرار گرفته است که حاصل تمرکز ذهن است. شما در حالی که بیدارید، تصاویری ذهنی را مثل رویادیدن تجربه می‌کنید که بسیار قوی و واقعی است. به طوری که حس می‌کنید کاملا در آن فضا و شرایط قرار گرفته‌اید، ذهن کاملا متمرکز است و شما در این فضا و شرایط می‌توانید به ذهن پیشنهادهایی بدهید یا به ذهن تلقین کنید، ذهن را در مسیرهای نو و تازه قرار دهید تا از اعماق ذهن شما اطلاعات یا تصاویر و خاطراتی را بیرون آورده تا بعد روی آنها کار کنید. به این فضا و شرایط استثنایی «نیمه‌خوداگاه» یا «نیمه‌هوشیار» یا «نزدیک به خوداگاه» و «نزدیک به ناخوداگاه» یا (Subconscious) می‌گویند. شما وقتی کاملا بیدارید و کاملا متمرکز سرگرم کاری هستید، مثلا در حال رانندگی هستید، وقتی دارید کاری روزانه مثل ظرفشویی یا آشپزی می‌کنید، وقتی دارید آگاهانه مراقبه یا مدیتیشن می‌کنید و یا وقتی خود را خودهیپنوتیزم می‌کنید و وقتی فردی دیگر شما را هیپنوتیزم می‌کند به نوعی وارد همان شرایط و فضای ذهنی می‌شوید که امواج مغز شما در این فضا و شرایط از نوع «الفا» است.

زمانی که ما کاملا از هوش رفته‌ایم یا زمانی که بسیار عمیق به صورت طبیعی یا در اثر داروهای خواب‌آور و یا مصرف مواد مخدر به خواب عمیق رفته‌ایم و در این خواب عمیق شروع به رویا دیدن می‌کنیم. ذهن ما در حالت کاملا «ناخودآگاه» یا (Unconscious) قرار گرفته است.

متاسفانه شما مشترک دیجیتالی ما نیستید ... برای یکسال آبونمان دریافت یادداشت‌های تابان خواجه‌نصیری کافی است با آدرس پست الکترونیک tkhnassiri@gmail.com به صورت مستقیم مکاتبه کنید و درخواست برای دریافت مقالات را ارسال کنید.


متونی که به این ترتیب اینجا در سایت قرار می‌گیرد و یا در ایمیل‌ها برایتان ارسال می‌شود «کپی‌رایت» دارند. لطفا بدون اجازه کتبی و هماهنگی قبلی در نشریه چاپی و یا سایت یا وبلاگ آنلاین خود منتشر نکنید.







درباره «روایتی از ترجمه فنی و واژگان تخصصی»


ترجمان علوم و فنون مختلف اولین سنگ بنای توسعه رشته‌ی تحصیلی و دانشگاهی ‌ام در اصل زبان انگلیسی و ترجمه است و الان در حدود سی سال است که هر روز درگیر کارهای مرتبط با زبان و ادبیات انگلیسی، زبان‌شناسی، فرهنگ نویسی، ترجمه و ترمینولوژی رشته‌های مختلف علوم و ترجمه متون فنی و تخصصی هستم. شما برای این که بتوانید ترجمه خوب و قابل قبولی از یک متن تخصصی ارائه دهید لازم است که آشنایی و حتی تسلط خوبی نسبت به موضوع و رشته ی اصلی زبان مبدا داشته باشید و این امر نیازمند مطالعه دقیق و بسیار در آن رشته ‌ی تخصصی است. تصویری که اینجا ملاحظه می‌کنید کتیبه ی معروف رزتاست،کتیبه ای که در مصر باستان یافت شده و (با قدمتی حدود ۴۰۰۰ سال) کهن‌ترین کتیبه‌ای است که روی آن یک متن به سه زبان نوشته شده است و در حقیقت قدیمی ترین و معروف ترین نماد ترجمه است. ...

کپی‌رایت بار دیگر در بحث ترجمه ما با موضوع بسیار مهم کپی رایت روبرو هستیم و لازم است که مترجمین و مراکز نشر ایران به این موضوع توجه ویژه ای داشته باشند. در جهان، صنعت چاپ و نشر ایران را جدی نمی گیرند چرا که ما کپی رایت نداریم و این قانون و حقوق بسیار مهم در کشور ما جدی گرفته نشده است برای همین رویکرد من در رابطه با بحث ترجمه، بیشتر یک رویکرد تحقیقی و پژوهشی است به این معنا که در فاصله سی سال گذشته ترمینولوژی و بحث واژگان تخصصی و ترجمه‌های فنی بخصوص در رابطه با صنایع و رشته ‌های مرتبط با رایانه‌ها، شبکه و وب و اینترنت و برنامه‌نویسی یا اساسا فن آوری اطلاعات بسیار حائز اهمیت بوده است.

در فاصله بیست و پنج سال گذشته مقالات منتشر شده در رابطه با واژگان تخصصی پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی در مقطع کارشناسی (لیسانس) به سازمان صدا و سیما رفتم و در آنجا به مدت دو سال در اداره بین الملل و نیز برای گروه ورزش در تولید مشغول به کار شدم. ترجمه متون بسیار متعدد و مهمی در آن سازمان بر عهده ام قرار گرفته که دو اساسنامه‌ی اتحادیه‌های سازمانهای رادیوتلویزیونی آسیا و اقیانوسیه موسوم به ABU ‌و سازمانهای رادیوتلویزیونی کشورهای اروپایی موسوم به EBU از جمله مهمترین ترجمه‌های تخصصی ام در آن سازمان بود. همچنین ترجمه اپیزودهای برخی برنامه های ورزشی متعددی که در آن مقطع زمانی در جدول پخش برنامه های ورزشی تلویزیون قرار داشت بر عهده ام بود.

تابان‌خواجه‌نصیری - اواخر  دهه ۷۰ همان زمان در اوایل دهه ۷۰ برخی از کارها و اخبار علم و فن‌اوری های مهم ارتباطات و نیز مقالات متعددی در رابطه با رویدادهای ورزشی همچون المپیک و یا تجهیزات پخش رادیوتلویزیونی و ارتباطات ماهواره ای و ... در هفته‌نامه سروش منتشر می‌شد. در اوایل دهه ۷۰ نگارش و ترجمه برخی از متون سخنرانی مدیران رده بالای صدا و سیما و از جمله مهمترین آنها متن برخی از سخنرانی های ریاست وقت آن سازمان را انجام داده بودم. از اواسط دهه ۷۰ همکاری با سازمان‌های فرهنگی و هنری، چاپ و نشر کتاب و ناشرین به صورت جدی آغاز شد و اولین ترجمه‌هایم در نشریاتی چون علم الکترونیک و کامپیوتر، شبکه و ... و بعدها در نشریات دیگری چون «کامیاب» و «فرهنگ مردم» و ... منتشر شد.

حضور در میان اعضای تحریریه نشریاتی چون شبکه، کامیاب و ... از اوایل دهه هشتاد تا حال حاضر مقالات و مطالب و ترجمه‌هایم اکثرا در همین سایت و در وبلاگ‌های مرتبط و یا سایت‌های مرتبط و بعد چاپ و نشر آنها در مطبوعات و نشریات متعدد بوده است که برخی از آنها به مرور به عنوان نوع یا نمونه ای از کارهای ترجمه‌ام برای دریافت به صورت فایل پی دی اف یا لینک فعال به منبع روی سایت یا اینترنت قرار می گیرد

نسخه پی دی اف آماده  دریافت









روایتی از کار از راه دور



روایتی از هرزنامه ها



روایتی از جستجوی ما



روایتی از بازاریابی اینترنتی



روایتی از تبلیغات و اینترنت



روایتی از موفقییت

✓ موفقیت یعنی ...


رسیدن به هدف با انعطاف‌پذیری، پشتکار و برخورداری از یک ذهنیت رشد-محور. - تابان خواجه‌نصیری

 
 

© Copyright 1998 - 2023, webfaqt.com - Taban Khajehnassiri. All rights reserved.

اعلاميه کپي رايت ما