webfaqt.com
German | Persian | English
 
    Tehran - Iran صفحه اول      مقالات   وبلاگ    
 

درخواست مشاوره / مصاحبه / مقاله

سایت رسمی تابان خواجه نصیری - نویسنده، مترجم، پژوهشگر، روزنامه‌نگار و سخنران در ایران خوش آمدید. شما بازدید کننده گرامی، چنانچه مایلید از مشاوره‌های تابان خواجه‌نصیری در زمینه‌های بازاریابی، بازاریابی اینترنتی و بازاریابی رسانه‌های اجتماعی استفاده کنید جهت تعیین وقت ملاقات برای مشاوره / مصاحبه / هماهنگی‌های بیشتر برای نگارش مقاله یا ترجمه متون تخصصی، شرکت در همایش‌ها و یا طرح سوالات و نظرات خود می‌توانید فرم زیر را تکمیل و ارسال کنید. اطلاعات بیشتر بلافاصله برایتان ارسال می‌شود.  

نام و نام خانوادگی شما :        


پست الکترونیک شما:

مشاوره، مصاحبه یا مقاله در زمینه ی ...

كدي را كه در تصوير ملاحظه مي‌كنيد با دقت وارد نماييد
(دقت كنيد كه گزينه پذيرش كوكي در مرورگر شما از قبل فعال باشد)

Code Image - Please contact webmaster if you have problems seeing this image code Load New Code
Powered by Web Wiz CAPTCHA version 2.01
Copyright ©2005-2006 Web Wiz Guide






اعلان‌ها و یادداشت های کوتاه

هیچ زلزله‌یی که طبیعی باشد تهران را تهدید نمی‌کند، زلزله دماوند هم سفارشی بود



  تابان خواجه‌نصیری - دستخط یک از آقایانی که خود را استاد تمام زمین‌شناسی و زلزله‌شناسی ایران و جهان می‌دانند، تمام فعالیت‌ها و مقالات و پژوهش‌های گسلی خود را شایان تقدیر و تشکر و توجه می‌دانند، مدام مردم را از زلزله‌یی بزرگ در تهران می‌ترسانند و بخصوص افراد متخصصی که علت زلزله اخیر دماوند و تهران را گسل مشا و فعالیت‌های اخیر آن می‌دانند و معرفی می‌کنند، آنان که بعد از عمری آموزش و پژوهش تازه یادشان افتاده درون زمین گرم است و این گرما و حرارت یعنی حرکت! به جای سوالات کلیشه‌ای و همیشگی یکبار و برای همیشه سوال کنید و از آنها بخواهید برای خودشان، شاگردان و علاقمندان به علم زمین‌شناسی و اساسا، مردم توضیح دهند که چرا در بریتانیا و بخصوص در خود خود این جزیره به لحاظ تکتونیک صفحه‌ای مثلا چرا در لندن هیچ زلزله‌یی نمی‌آید، چرا نیویورک یا واشنگتن با بزرگی ۵ ، ۶ یا ۷ نمی‌لرزد، بپرسید، چرا گسلی که خود معلول یک علت اصلی دیگر است را به مردم، بخصوص مردم ایران به عنوان «علت» رخداد زلزله معرفی می‌کنند؟

بر اساس بیش از سی سال مطالعه و پژوهش معتقدم «هیچ زلزله‌یی که به صورت طبیعی باشد تهران را تهدید نمی‌کند.» معتقدم زلزله دماوند هم مثل زلزله ملارد سفارشی برخی از همین استاد تمام‌هایمان بود که اعتبارشان بخصوص و به شدت بخاطر یادداشت‌های اخیر نویسنده این متن - تابان خواجه‌نصیری، سایت رسمی www.webfaqt.com - زیر سوال رفته است. برای این بیان و ادعا قطعا دلایلی روشن و کاملا میتنی بر علم و فیزیک رو و درون زمین دارم. خیلی ساده فقط این را می‌گویم که دشت وسیع تهران امروز، تهران ۱۵۰، ۳۰۰ یا ۴۵۰ و ۶۰۰ سال پیش نیست. شدت گرمایشی که ما امروز در کره زمین شاهدش هستیم امری تازه و مربوط به ۷۰ سال گذشته است.

مردم از آقایان دکتر! و اساتید تمام زمین‌شناس و زلزله‌شناس انتظار دارند که با همین امکانات موجود و با همین تجهیزات موجود که در بخش‌های آی سی یوی پژوهشگاه‌های زمین‌شناسی و زلزله‌شناسی بومی و داخلی خودمان داریم شرحی واقعی و علمی از زلزله به مردم و مسوولان تصمیم‌گیری‌های کلان مملکت بدهند، نه این که تا جایی لرزید، بگویند آهان، این گسل که لرزید، فلان گسل کشک بود... مردم این داستان‌های کلیشه‌ای و حرف‌های مزخرف را در عصر دیجیتال، عصر اطلاعات و ارتباطات ماهواره‌ای، عصر فضا و پارکر و نیوهورایزن و لیزرش به این راحتی‌ها نمی‌پذیرند. مردم انتظار ندارند که اساتید تمام‌های زمین‌شناسی و زلزله‌شناسی کشور، زلزله‌ها را پیش‌بینی یا پیش‌یابی کنند، مردم آگاه و هوشمند ایران انتظار دارند ببینند آقایان و خانم‌های اساتید تمام رشته‌های مرتبط با زمین و زمین‌شناسی چه تکنولوژی و تجهیزات نوین، چه طرح‌ها و ابتکاراتی دارند برای جلوگیری از بروز رخداد زلزله یا کاستن از شدت و بزرگی آن. نگویید چنین چیزی و چنین کاری امکان‌پذیر نیست. ممکن است کسی که این متن را دارد می‌نویسد مدرک فوق‌لیسانس و دکترا در رشته زمین‌شناسی و زلزله‌شناسی و هوا و فضا و ... نداشته‌ باشد، اما تمام ان زمان‌ها که شما اساتید تمام‌های محترم و دانا در ترافیک و تردد برای شرکت در جلسات و سمینارهای متعدد گسل‌شناسی و حرف‌های صدمن یک غاز و تکراری‌تان بودید، به لطف اینترنت و آزمایشگاه‌های آنلاین و ماهواره و همین تلفن‌های همراه هوشمند به شدت در حال مطالعه و پژوهش بوده‌ام. برای همین است که قاطعانه می‌گویم زلزله نیازی به پیشیابی و پیشگویی ندارد، زلزله یک حرکت و حاصل یک کنش و واکنش طبیعی زمین است که اگر نباشد حرکتی برای زمین وجود ندارد، بارها در جلساتی حتی برای برخی از اساتید تمام‌هایمان این را گفته‌ام، کسر شان‌شان می‌آید که اعتباری به این بیان بدهند چون فکر می‌کنند هم ترازشان از لحاظ علمی نیستم، قطعا هم تراز نیستیم، «زمین درست مثل یک باتری قابل شارژ بسیار بزرگ دارد عمل می‌کند، نیکل و آهن در هسته‌ی درون زمین و مواد و حرکت اینها در منتل و تا پوسته و حتی تا لایه‌های بالاتر و پوسته، نفت و گاز و آب دریاها و اقیانوس‌ها و تا خود خورشید، در یک جریان الکتریکی مداوم است. شما شاهد مشابه همان چیزی هستید که مثلا برای باتری موبایل‌تان رخ می‌دهد وقتی که مدام ضعیف و ضعیف‌تر می‌شود، و آرام آرام باد می‌کند، ورم می‌کند و یک جایی می‌رسد که دیگر کار نمی‌کند و شما مجبور می‌شوید ان را عوض کنید. درون باتری، پوسته پوسته می‌شود، درون زمین و حتی درون خورشید هم همین فعل و انفعالات است و شما می‌دانید که روزی خواهد رسید که خورشید تا مدار زمین، مریخ یا حتی برخی معتقدند تا مدار مشتری بزرگ می‌شود و تبدیل به ستاره‌ای سرخ می‌شود. این طبیعی است و طبیعت اینهاست. اگر آن استاد محترم در هر مصاحبه‌ای که دارد به بالا امدن و افزایش ارتفاع کوه‌ها اشاره می‌کند، همین است، اما نه الزاما بخاطر گرما و حرکت، بلکه بخاطر همین مدام ضعیف شدن این باتری قابل شارژ درونی، بخاطر استفاده بیش از حد بشر از ذخایر نفت و گاز و آلودگی‌هایی که حرکت و انتقال ایزوتوپ ‌ها و الکترون‌ها و مواد الکترولیتی درون زمین را با چالشی جدی روبرو ساخته است.

مردم انتظار ندارند که شما پیش‌یابی و پیش‌گویی کنید، انتظار ندارند که شما با دست‌گاه و تجهیزات دقیق گزارش لحظه به لحظه و دقیق از حرکت گسل‌های بی‌بخار ده یازده هزارساله تهران یا دیگر نقاط ایران و جهان بدهید، مردم اما انتظار دارند که با علم و دانش و تجهیزات نوین جریان طبیعی استنوسفر (نرم کره) در زیر فلات ایران را آرام کنید. نگویید که چنین چیزی و چنین کاری امکان‌پذیر نیست، ما نمی‌توانیم بر عمق ده، بیست یا سی کیلومتری زمین اثر بگذاریم. با اتکا به همین بیست سی سال مطالعه و پژوهشم قاطعانه می‌گویم و نشان می‌دهم که چگونه امکان‌پذیر است و آنان که گسل گسل نمی‌کنند، سالهاست هوشمندانه و زیرکانه و حتی می‌شود گفت ... برای کشورهای خودشان این کار را انجام داده‌اند و دارند انجام می‌دهند، برای ما هم مشتی مزدور گذاشته‌اند که به دانشجوها درس گسل کوفت و زهرمار بدهند تا در جهل مرکب‌مان دست و پا بزنیم. دانشجویی؟ دنبال علمی؟ استادت را به چالش بکش؟ ازش سوال کن، مدام بپرس! بپرس چرا از میان این همه کشور وسیع و فراخ ایالات متحده صحرای نوادا، به بزرگی بیش از ۶ لرزید، چرا بوستون یا فیلادلفیا یا کارولینای شمالی و جنوبی و فلوریدا نمی‌لرزند! بپرس! چهار تا استاد زمین‌شناسی و زلزله‌شناسی دانشگاه‌های آمریکا را زیر نظر بگیر ببین بسامد استفاده از واژه «گسل» در زبانش در طول سال چقدر است، بعد از طریق همین اینترنت و ایمیل از انها بخواه که نام و شرح تک تک گسل‌های مهم آمریکا را برایت بگویند، بفهم که نمی‌دانند، بفهم که به لکنت می‌افتند یعنی چه، بفهم که وقتی می‌گویم زلزله دماوند سفارشی همان مزدورانی بود که برای کسب اعتبارات گسلی شان وقتی یکی دو ماه هیچ رسانه‌ای سراغشان نرفت مجبور شدند دست به دامان ارباب شوند برای یکی دو تکان ضروری. سوال کن و در عین حال رسانه‌های خبری آنلاین مزدور آمریکا را هم بشناس که فوری دستور می‌گیرند، اجرا و مصاحبه می‌کنند: آقای دکتر! آقای دکتر! می‌کنند. آقای دکتر پاسخ شما به آنهایی که شما را کاسب زلزله می‌دانند چیست؟! اینها سوالاتی مزخرف است. آقای دکتر وقت جلسه‌ی پرسش و پاسخ علمی ندارند اما وقت مصاحبه و اظهارنظرهای گسلی، تا دلتان بخواهد دارند! بدبخت و مزدور امریکا! آن آقای دکتر هم مثل تو مزدور است، کاسب زلزله در واقع تو و رسانه‌ی جعلی‌ات هستید که باید برای گرفتن آگهی و جذب خواننده در بحبوحه بحران کرونا سفارش زلزله بدهید تا برایت جایی را بلرزانند تا تو و استادتمامت بنشینید سر فرصت از قصه و افسانه گسل کوفت و زهرمار برای مردم از همه جا بی‌خبر داستان‌سرایی کنی!


بامداد جمعه ۱۹ اردیبهشت تهران لرزید



زلزله‌ای به بزرگی ۵,۱ ساعت ۴۸ دقیقه بامداد امروز جمعه، ۱۹ اردیبهشت تهران را لرزاند. مرکز این زلزله ۶ تا ۸ کیلومتری دماوند در شمال ایران و عمق آن در ۷ کیلومتری زمین گزارش شده است. این زمین لرزه در تهران و استان‌های البرز، قم و قزوین نیز احساس شده است. ۵ تیم ارزیاب به محل اعزام شدند. این زلزله دو قربانی و تعدادی مصدوم داشت.

در تازه‌ترین تصاویر باکیفیت ناسا از مریخ: تیوب خالی ضدعفونی‌کننده دست چه کار می‌کند



  تابان خواجه‌نصیری - دستخط یک یادداشت | ۲ می ۲۰۲۰:



حدود دو ماه پیش در چهارم مارس ۲۰۲۰ ناسا، سازمان فضایی ایالات متحده آمریکا در اقدامی تکان‌دهنده با کیفیت‌ترین تصاویر دریافتی از «کنجکاوی» ربات سیار فرستاده شده به کره مریخ را به صورت تصاویری پانوراما (تصاویری از یک چشم‌انداز یا منظره به صورت وسیع) در بخش JPL سایت ناسا بر روی اینترنت قرار داد. کیفیت این تصاویر فوق‌العاده بود، به طوری که می‌شد چیزهای بسیاری در سطح مریخ ناسا دید: بطری نوشابه، تیوب خالی ضدعفونی کننده دست (درست در بحبوحه‌ی بحران کرونا در چین و جهان، انوع و اقسام لامپ، رژلب، شیشه‌های کوچک و بزرگ دارو، انواع تایر و لاستیک‌های فرسوده در سایز‌های کوچک، متوسط و بزرگ کامیونی... براستی اینها در کره مریخ و کنار ربات سیار کنجکاوی ناسا چه کار می‌کند؟



یادداشت | ۳۰ آوریل ۲۰۲۰:



در تازه‌ترین تصاویر باکیفیتی که ناسا از سطح مریخ منتشر کرده است این قسمت تصویر فوق‌العاده جالب به نظر می‌آید، گویی مثل آن است که شاهد یک محوطه باستانی باشیم، شاهد نمایی از کلبه‌یی زیرزمین که در مقابلش راهرویی باریک قرار دارد با سقف ضربی به شکل یک کمان کامل، کل محوطه دایره‌ای شکل است و سقف کلبه کاملا کروی که دورش سنگچین شده است. با دقت که به همین عکس نگاه کنید در اطراف محوطه پر است از حفره‌ها دوتایی و سه‌تایی، سقف‌های کروی سوراخ‌دار که با دقت دور آنها صاف و حلقه کامل است. اینجا یا یک شهر باستانی بوده یا گورستان و یا مخازنی برای جمع آوری آب باران.

فلش دوم از سمت راست را با دقت نگاه کنید، لبه‌ی حفره کاملا صاف شده است و با بقیه قسمت‌ها تفاوت دارد، روبروی آن هم قطعه‌ی مقابل همین قطعه به همین شکل صاف و رنگش روشن‌تر است.

کل محوطه زیر سه فلش اول در سمت چپ تصویر را با دقت ببینید، چهار حفره به همین ترتیب در کنار هم قرار دارد، تمام محوطه پر از این سقف‌های حفره‌دار است، شاید مثل نورگیر بازارهای شرقی روی کره زمین، نمونه‌هایش را در بازارهای خودمان در ایران بسیار داریم.

اما هیجان‌انگیزترین قسمت، فلش پایین است که اشاره دارد به یک کانال و سقف یا طاق ضربی آن، با دقت زیر فلش را نگاه کنید، سمت چپ فلش، تصویری از سر مجسمه یا تصویر یک آدم فضایی را می‌بینید که دور تا دور آن قلوه سنگ‌های ریز چیده شده است.

زیبا بود نه؟ باور کردید؟! واقعا باید به ناسا تبریک گفت. من حالا شما را دعوت می‌کنم تا هر چه زودتر به سایت ناسا بروید و این شاهکار هالیوودی ناسا را برای خودتان و نسل‌های آینده دانلود کنید و به بچه‌هایتان نشان دهید. برایشان تعریف کنید که چطور یک سازمان فضایی کشوری که ادعای بزرگ بودن و آزاد بودن و ابرقدرت بودن دارد، جمعیت عظیمی از مردم دنیا را اینطور با دروغ‌هایش سرکار گذاشته است. سفر به مریخ و آخرین تصاویر با کیفیت از مریخ ... هاه! میلیون‌ها پیکسل از یک زباله‌دانی بزرگ... واقعا شاهکار است. واقعا ناسا با چه رویی این فیلم‌ها را می‌سازد؟ کاری به فیلم‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی ایران به اشتراک گذاشته شده ندارم. به سایت خود ناسا بروید و از آنجا فیلم پانوراما را دریافت کنید. لینک برای دانلود فیلم در پایین صفحه است. تا آن را برنداشته‌اند بروید دانلود کنید. باید سر فرصت، وقت بگذارید و بعضی از صحنه‌ها را فریم به فریم نگه دارید و خودتان زوم کنید در این دشتی که به شما نشان می‌دهند، انجا که دوردست‌ها را نشان می‌دهند و بخصوص انجا که کمی خاکستری مایل به آبی است. تمام بک زباله‌دانی در نقطه‌ای نامعلوم است. کوهی از زباله است که رویش را رنگ یا موادی تیره کننده پاشیده‌اند که معلوم نشود، اما شما هر چی دل‌تان بخواهد در میان زباله‌های امریکایی‌ها خواهید یافت، کیسه جاروبرقی، بطری کچاپ و آب‌جو، رژلب، فیلم‌های دوربین عکاسی قدیمی و فاسد، دکور فیلم‌های مریخی محبوب من و آشغال‌های دیگر از جمله تا دل‌تان بخواهد سر‌ها و جمجمه‌های انسان و ادم فضایی‌های قلابی، تیوپ نو ضدعفونی کنند یا کرم دست و ... که تصاویری از آن را در یادداشت‌های بعدی قرار خواهم داد. واقعا باورتان شد؟ چرا ناسا این تصاویر را می‌سازد و به دنیا دروغ می‌گوید؟ و واقعا چرا پنتاگون فیلم‌های یوفوها را الان و از این زاویه پخش می‌کند که هواپیماها و خلبانانش را در حالی و حالتی خونسرد نشان می‌دهد که دارند یوفویی که معلوم نیست ان هم قلابی باشد را ردگیری و دنبال می‌کنند؟ یادداشت‌های بعدی مرا بخوانید.

این اصل تصویری است که ناسا در بخش برنامه JPL خودش قرار داده است. عکس را دانلود و ذخیره کنید و خودتان زوم کنید در بالا سمت چپ تصویر، کوهی از زباله می‌بینید. لاستیک و تایرهای مستعمل تلنبار شده‌اند روی هم. این را بخصوص گذاشته‌ام برای انها که بچه‌هایشان را می‌فرستند آمریکا تحصیل کنند!

واقعا باورش سخت است نه؟ به این تصویر با دقت نگاه کنید و تایرها را خودتان با چشم خودتان در مریخ ببینید.

بیگانه‌های فضایی از نزدیک کره زمین را زیر نظر دارند



تابان خواجه‌نصیری - دستخط یک

یادداشت | ۳۰ آوریل ۲۰۲۰:

زمین از فاصله ۱۰۰ هزار کیلومتری       



سریعترین سرعتی که بشر با موتور جت هواپیماهای جنگی به آن دست یافته و رکورد آن را به ثبت رسانده سرعتی معادل ۷۲۰۰ کیلومتر در ساعت است، این یعنی ۱۲۰ کیلومتر در دقیقه، ۲ کیلومتر در ثانیه.

جت‌های معمولی و مسافری معمولا بین ۴۰۰ کیلومتر در ساعت تا ۱۲۰۰ کیلومتر در ساعت سرعت دارند. در فضا و اکنون ( نه ۱۳ سال پیش) سرعت سریعترین فضاپیماهای ساخت بشر (فضاپیمای کاوشگر پارکر متعلق به ناسا آمریکا) ۱۵۳۴۵۴ مایل در ساعت یا ۲۴۵۵۲۶ کیلومتر در ساعت است. این یعنی ۶۸ کیلومتر بر ثانیه.

تصور کنید که کسی بیاید بگوید که من دارم اشتباه می‌کنم و آنچه که من دیده‌ام احتمالا یک شهابسنگ در حال گذر از کنار زمین یا در حال سقوط و یا چیز دیگری چون یکی از همین سریعترین فضاپیماهای ساخت بشر در سال ۲۰۰۳ بوده است. در مورد شهابسنگ همین قدر کافی است بگویم، صدها بار حرکت شهابسنگ‌ها را دیده‌ام، قدر و روشنایی و سرعت‌ آنها را بخوبی می‌شناسم، سرعت شهابسنگ‌ها کمی بیشتر از سرعت حرکت جت‌های کوچک و مسافری حدود ۸ کیلومتر بر ثانیه است.

در مورد فضاپیما و ساخت بشر بودن آنچه دیدم خوب است اشاره کنم سریعترین فضاپیمای آمریکا در آن دهه، نیوهورایزن است که تازه سه سال بعد از آن یعنی در ۲۰۰۶ پرتاب شد. سرعت کاوشگر نیوهورایزن آمریکا هم در حدود ۵۸۵۰۰ کیلومتر بر ساعت (حدود ۱۶/۲۶ کیلومتر بر ثانیه) است. (این یعنی حدود دو برابر سرعت شهابسنگ‌ها) فرض کنیم آنچه که من دیده‌ام نمونه‌ای از فضاپیمای نیوهورایزن در حال تست بوده که در ارتفاع ۴۰۰ کیلومتری زمین در حال اوج گرفتن به سمت قطب شمال باشد. اگر چنین باشد، من قطعا توجهم جلب نمی‌شد، چرا که این فضاپیمای سریع پس از ۱۰ ثانیه (بعد از مشاهده) ۱۶۰ کیلومتر را طی کرده بود، پس از ۲۰ ثانیه ۳۲۰ کیلومتر، بعد از ۳۰ ثانیه ۴۸۰ کیلومتر، بعد از ۳۰ ثانیه دیگر ۹۶۰ کیلومتر (شما بگویید ۱۰۰۰ کیلومتر) را طی کرده بود. در حالی که من دارم می‌گویم حرکت و سرعتی در فضا مشاهده کردم که با توجه به مقیاس‌هایی که امروز به صورت عمومی و تقریبا قابل فهم برای همه (نه فقط نخبگان هوا-فضا و اخترشناسان) در اختیار ما قرار دارد در حدود ۱۰٫۰۰۰ کیلومتر بر ثانیه بود.

حال اجازه دهید گوگل مپ را باز کنیم و از این ابزار به گونه‌ای حرفه‌ای تر استفاده کنیم. این نقشه‌ها پیکسل به پیکسل بسیار دقیق و استاندارد تهیه شده است، وقتی مقیاس نقشه را در شرایطی قرار دهید که حدودا ۲۵۰ مایل از زمین فاصله دارید، یعنی ماهواره یا شی ناشناخته شما در فاصله ۴۰۰ کیلومتری زمین قرار دارد. روی نقشه، هر سانتی‌متر (حدودا) ۵۰۰ متر است، بنابر این وقتی که از یک متر فلزی استفاده کنید و ۲۰ سانتی‌متر را باز کنید و دست خود را رو به آسمان دراز کنید، با همان مقیاس (۲۰ سانتی‌متری) دارید ۱۰ هزار کیلومتر را به چشم خودتان می‌بینید. حالا فقط یک لحظه تصور و تجسم کنید، چطور این شی پرنده ناشناس، در هر ثانیه (می‌توانید به صدای تک تک یک ساعت گوش کنید تا دقیق‌تر متوجه عرایضم شوید) ده هزار کیلومتر را طی کرد.

با همین مقیاس، ۱۰ سانتی متر، یعنی پنج هزار متر، روی صفحه موبایل نقشه را به گونه‌ای تنظیم کنید و بچرخانید که تهران در گوشه سمت راست پایین دیده شود، کلن یا دوسلدورف در گوشه بالا سمت چپ، این فاصله الان روی نقشه شما پنج هزار کیلومتر فاصله دارد و روی متر فلزی شما دقیقا ده سانتی متر است، حالا وقتی متر فلزی را به سمت آسمان بگیرید، هر شی، مثل ماهواره یا یوفو که ببینید در مدار ۴۰۰ کیلومتری از زمین قرار دارد، قدر ظاهری و روشنایی‌اش در شب یک نقطه درخشان و نورانی کاملا مشخص است. قدر ایستگاه فضایی بین‌المللی ISS چیزی شبیه سیاره زهره (ونوس) یا ژوپیتر (مشتری) به ترتیب بین (۴-) تا (۳-) است. آن نقطه نورانی که به چشم و دید من در هر ثانیه ده هزار کیلومتر را طی می‌کرد یعنی حدودا از تهران تا مانیل (فیلیپین) یا سئول (کره جنوبی)، ابتدا قطعا در مدار ۲۵۰ مایلی (۴۰۰ کیلومتری) از زمین قرار داشت، اندازه‌اش در حد و اندازه ایستگاه فضایی (یعنی حدود ۱۱۰ تا ۱۲۰ متر).

شما وقتی در سفینه‌ای باشید که در ده ثانیه می‌تواند تا ۱۰۰ هزار کیلومتر اوج بگیرد، کل کره زمین را می‌بینید و از اینجا باید از ابزاری چون گوگل ارث یا برنامه‌های مشابه استفاده کنید تا متوجه شوید چه نمایی از کره زمین را می‌بینید. گوگل مپ این سطح از ارتفاع را نشان نمی‌دهد ‌

حالا برگردیم به زمین فوتبال‌ استانداردمان، روی کل زمین چمن را پر کنید با لامپ‌های ۴۰ وات روشن، در فواصلی معین شما می‌توانید ۲۵۰ تا ۲۷۰ لامپ ۴۰ وات روشن کنید. حال، ۲۵۰ مایل (۴۰۰ کیلومتر) که از زمین دور شوید در یک شب صاف و بی ابر، زمین فوتبال کاملا روشن شما، به شکل یک نقطه روشن دیده می‌شود، مساحت زمین چمن را بخاطر دارید؟ ۱۰۸۰۰ مترمربع، از دور با این لامپ‌ها مثل یک لامپ ۱۰۰۰ وات روشن در نظر بگیرید با هر ۱۰۰۰ مایل (۱۶۰۰ کیلومتر) که اوج می‌گیرید و دور می شوید، مثل ان است که به اندازه چهار لامپ از چهار طرف زمین فوتبال خاموش کرده باشید، یعنی از قدر و روشنایی زمین فوتبال‌تان همینطور کم می‌شود، وقتی به اندازه ۱۰۰ هزارکیلومتری (حدود ۶۲۰۰۰ مایل) از زمین اوج می‌‌گیرید، شما کاملا در فضا هستید و از فضاپیما، زمین فوتبال به اندازه یک لامپ ۴۰ وات ضعیف از دور است و از روی زمین، فضاپیمای شما هم به اندازه یک لامپ ۴۰ وات دیده می‌شود. آنچه من دیدم و ثبت کردم این بود که روشنایی شی‌ناشناس از قدری در حد و اندازه ونوس یا ژوپیتر (و ایستگاه فضایی که چند سال بعد رسما مورد بهره‌برداری قرار گرفت) به سرعت تنها ظرف شش ثانیه به قدری نزدیک به قدر ستاره ویگا (۰/۰۳ که در اخترشناسی تقریبا مبدا است) کاهش یافت و این نشان می‌دهد که شی پرنده ناشناخته در حال اوج گرفتن بود که من آن را در آسمان دیدم و دنبال کردم. یکی دو ثانیه بعد دو سفینه کوچکتر با همان قدر نزدیک به روشنایی ستاره ویگا (کمی کم نورتر چون کوچکتر بودند) از یوفوی مادر و در یک زمان به جهات مخالف هم یکی به سمت شرق و دیگری سمت غرب جدا شدند و در یک فاصله یکسان و یک اندازه از سفینه مادر به آنی متوقف شدند. فاصله هر کدام از یوفوهای کوچک از سفینه مادر، ۵ هزار کیلومتر بود.

یادداشت‌های دیگر و پیشتر را بخوانید ...

یادداشت | ۲۹ آوریل ۲۰۲۰:

معتقدم «بیگانگان فضایی» وجود دارند چون با همین چشمان خودم انها را ۱۷ سال پیش، در اول فوریه ۲۰۰۳ در آسمان شب تهران دیدم، این موجودات در سفینه‌هایشان درست بالای ایران در نیمکره شمالی کره زمین بودند. ۱۷ سال مطالعه و پژوهش کردم و صبر کردم تا تجهیزات و تکنولوژی ماهواره‌ها و ابزارهایی چون گوگل‌مپ و اطلاعات بیشتر در اختیارم قرار گیرد تا کسی نتواند بگوید چرا این بیگانگان فضایی خودشان را به مشتی خل و چل نشان می‌دهند! (استفان هاوکینگ) اگر وجود دارند، چرا خودشان را به تمام مردم دنیا نشان نمی‌دهند و چرا رسما اعلام نمی‌کنند؟! بلی، آنها وجود دارند و خیلی ساده، خیلی خیلی خیلی پیشرفته‌تر از ما هستند. آنها نشان دادند که به راحتی می‌توانند با سرعتی معادل ۳۶ میلیون کیلومتر در ساعت و حتی تا دو برابر این سرعت در فضا حرکت کنند. این سرعت واقعا عجیب و وحشتناک است و تکان دهنده است وقتی با چشمان خودتان ببینید که اینها با سفینه‌هایشان می‌توانند با این سرعت حرکت کنند و در یک لحظه و یک نقطه مشخص از فضا متوقف شوند.

در یادداشت قبلی شرح مختصری از این مشاهده نوشتم. آنجا اعداد و ارقامی مطرح شد و دوستی گرامی و قدیمی از من در مورد این اعداد و ارقام پرسید. از من پرسید که این مسافت ۶۰۰۰۰ کیلومتر را من از کجا اورده‌ام و چگونه به این عدد رسیده‌ام.

سوال بسیار خوب و دقیقی است. ببینید، لازم است تا توضیحات بیشتری ارائه دهم. آن شب که من این ماجرا را در آسمان تهران دیدم، به حیاط خانه امده بودم، سرم را بالا گرفتم، کمی عقب تر از سرم، یعنی درست از بالای سرم متوجه حرکت فوق‌العاده سریع آن شی مرموز و ناشناس شدم، - فکر نکنید که ارتفاع شی پرنده ناشناس مثل فیلم‌های فضایی از زمین کم است، این شی پرنده ناشناس یا اصطلاحا یوفو بسیار بالا بود، ۱۷ سال پیش من هیچ دیدی از این که این فاصله تا زمین چقدر است نداشتم، نه ابزاری در دسترس داشتم و نه دوربینی که بتوانم این مشاهده را ثبت کنم، من شاهد یک حرکت غیر عادی و یک سرعت عجیب در آسمان صاف و پر ستاره آن شب تهران بودم. بلافاصله، شروع کردم به شمردن یک هزار و یک، یک هزار دو، شی رفت پشت ساختمان، اینجا من در عین حال خودم را رسانده بودم روی پله‌ها که دیدم شی رفت پشت ساختمان، شمارش را همینطور ادامه دادم، آمدم داخل منزل، خیلی سریع سالن را طی کردم، در ورودی آپارتمان را باز کردم و در بالکن حیاط شمالی خانه ادامه حرکت شی را از بالای ساختمان دنبال کردم، شماره ثانیه‌ها به پنج رسیده بود، روی ثانیه ششم، شی در نقطه‌ای از آسمان، به چشم و از زاویه دید من، در شمال تهران، بالای کوه‌های البرز، یا احتمالا دریای مازندران به آنی و در یک لحظه متوقف شد. توقفی کاملا ناگهانی، ایستاد، یکی دو ثانیه بعد، آن دو شی دیگر- که شرح‌شان در یادداشت قبل نیز امده است - از یوفوی مادر جدا شدند به جهت‌های مخالف هم رفتند، با سرعتی عجیب زیاد (دو یا چند برابر سرعت حرکت یوفوی مادر) و آنها هم در نقطه‌هایی در دو طرف سفینه مادر ناگهان و به آنی متوقف شدند.

بعدا من خیلی سعی کردم که راهی پیدا کنم برای محاسبه این فاصله ۶ ثانیه‌ای که دیده بودم‌. ببینید آن سالها، هنوز تلفن‌ها و موبایل‌ها هوشمند در اختیار و در دسترس نبود، سرویس‌هایی چون گوگل مپ و گوگل ارث وجود نداشت (تازه دو سال بعد از آن تاریخ، در هشتم فوریه ۲۰۰۵ گوگل مپ روی اینترنت قرار گرفت) و خیلی چیزهای دیگر، از جمله بسیاری مطالب و مقالات و کتب لازم بود که اینها حتی ساده‌ترین اطلاعات مثل امروز روی اینترنت به این مقدار حجم و دقت وجود نداشت. من هم دانش لازم و اطلاعات و ابزاری نداشتم که بتوانم با اتکا به آن اطلاعات بفهمم دقیقا چه خبر است.  از این قضیه، تنها یک سری یادداشت‌های کوتاه برداشتم که مشاهدات و موارد فراموشم نشود. لازم بود که این ۱۷ سال بگذرد و من هم بیشتر مطالعه کنم.

اکنون فکر می‌کنم اطلاعات و دانشم از قضایا به آن حدی هست که بتوانم با اتکا به آن ابزارها و محاسبات مشاهدات را با دقت بیشتری بررسی و مطالعه و اینجا به صورت این یادداشت‌ها ارائه کنم.

آن ۶۰۰۰۰ کیلومتر که گفتم، در فضاست، قطعا در مکانی که بالای سر ما، دقیقا بالای نیم کره شمالی زمین واقع شده است که من از اینجا، این نقطه دارم این رویداد را مشاهده می‌کنم. اکنون است که ما با اطلاعاتی که داریم و با ابزارهایی که داریم می‌توانیم قاطعانه بگوییم که شی ناشناس در آسمان بالای کره زمین حدودا در چه فاصله‌ای از زمین قرار داشته و با توجه به اندازه‌ای که از آن می‌دیدم و با توجه به مسیر و مسافت، چقدر راه را در آسمان طی کرده است. در بررسی‌هایم به دو عدد رسیدم، یک عدد فاصله شی پرنده ناشناس از زمین است که من فکر می‌کنم ابتدا در یک فاصله ۲۵۰ مایلی بود چون بسیار درخشان‌تر و نورانی‌تر بود و بعد با توجه به این که خیلی ریزتر و کم نورتر شده بود معلوم بود که اوج گرفته و حدودا به ۱۵۰ یا ۲۵۰ برابر یا حتی تا ۳۰۰ برابر فاصله‌ای که از زمین اوج گرفته بود، یعنی ابتدا درست در فاصله ۴۰۰ تا ۵۰۰ کیلومتری زمین بود و بعد تا ۱۵۰ یا ۲۵۰ برابر اوج گرفت. آن شب، ابتدا سرعت عجیب و غریب شی پرنده ناشناس توجه مرا جلب کرد، بعد توقف ناگهانی آن در فضا و بعد کم نور شدن ان نسبت به نقطه نورانی که ابتدا (در حیاط جنوبی خانه) دیده بودم. ارتفاع یا مدار ۴۰۰ کیلومتری، مداری است که از آن به عنوان لئو یا مدار پایین (Low Earth Orbit) یاد می‌شود، جایی که الان ایستگاه فضایی ISS در آن قرار دارد. عدد دیگر، فاصله‌ای است که شی پرنده ناشناس در یک مسیر مستقیم، از جنوب به سمت شمال حرکت کرد و اوج گرفت که من ۶ ثانیه آن و توقف ناگهانی آن را مشاهده کردم. شی ناشناس، ممکن است پیش از این شش ثانیه هم در حرکت بوده باشد من واقعا این را در خاطرم ندارم، حرکت فوق‌العاده سریع را دیدم و متوجه قبل آن نشدم. جز این که شی ابتدا درخشان‌تر بود و بعد در انتهای مسیر بسیار بسیار کم نورتر شده بود و این نشان می‌داد که اوج گرفته است. برای من همین شش ثانیه کافی است که اکنون با توجه به گوگل ارث و تصاویر و مقیاس‌های نقشه‌های ماهواره‌ای می‌توانم بگویم فکر می‌کنم دارم قضایا را بهتر و درست‌تر از ۱۷ سال پیش می‌بینم و آن رویداد و مشاهده را با توجه به این اطلاعات و ابزارهای کنونی می‌توانم مقایسه و تجزیه و تحلیل می‌کنم. با توجه به اندازه‌ایی که اکنون از یک ماهواره در مدار ژئو در فاصله ۳۶ هزار کیلومتری می‌بینم و اندازه‌ای که از ایستگاه فضایی در ذهن داریم و می‌بینم و با توجه به اندازه‌ای که از آن شی ناشناس دیدم و اینهاست و البته یک سری محاسبات دیگر که به این عدد ۶۰ هزار کیلومتر مسافت طی شده رسیدم. بحث مقایسه ها و روش‌های محاسباتی‌ام مفصل و کمی پیچیده است. اما خوب است که بخشی از ان را اینجا اضافه کنم. اما ابتدا همانطور که در متن‌ یادداشت قبلی هم نوشته بودم، پیش از این بارها حرکت و سرعت حرکت جت‌های مسافری یا جنگی را از زمین دیده‌ بودم و این یک تجربه مهم است، نهایت سرعت آنها یک دهم آن چیزی بود که از یوفو می‌دیدم، برای همین هم شدیدا و به سرعت تکان خوردم، دقت کردم و آن را دنبال کردم وگرنه اگر سرعتش غیرعادی نبود با یک نگاه می‌فهمیدم که این یک هواپیمای معمولی و مسافری یا نهایتا جت جنگی است که دارد این مسیر را طی می‌کند و نیازی به توجه خاص و بیشتری نیست و ندارد. اما سرعت حرکت آنقدر زیاد بود که من در همان ثانیه اول متوجه شدم و به سمت پله‌ها خیز برداشتم چون می‌دانستم و فهمیده بودم که حرکت شی ناشناس غیر عادی بسیار زیاد است، نکته دوم توقف ناگهانی‌اش بود که مرا واقعا شوکه کرد و مطمئن شدم که دارم یک یوفو می‌بینم که هوشمندانه توقف کرده است.

اما محاسبات، این محاسبات خیلی ساده و قابل فهم است و با توجه به اطلاعات و ابزارهایی که امروز و اکنون در اختیار داریم کار چندان پیچیده‌ای نیست. برای این که بتوانید شرح و توضیحات مرا بهتر متوجه شوید لازم است که یک دید و اطلاعات کلی به شما بدهم. شما اکنون به راحتی با ابزارهایی چون گوگل‌مپ و گوگل ارث به راحتی می‌توانید بیشتر تحقیق کنید و اطلاعات لازم را جمع اوری کنید. فواصل را به چشم خودتان ببینید و محاسبات لازم را انجام دهید. یک زمین فوتبال استاندارد وسط یک استادیوم ورزشی، ابعاد و طول و عرض مشخصی دارد (۱۲۰ در ۹۰ متر) این یعنی ۱۰۸۰۰ مترمربع. تقریبا می‌شود گفت که ایستگاه فضایی بین‌المللی ISS با ۱۰۸ متر طول براحتی درون یک زمین فوتبال استاندارد قرار می‌گیرد. حال شما با گوگل مپ می‌توانید خودتان تصاویر ماهواره‌ای که از یک استادیوم ورزشی مثلا استادیوم آزادی در غرب تهران است را ببینید، حال زوم اوت کنید، تا جایی که زمین فوتبال تقریبا به اندازه یک i کوچک شود، سمت راست پایین صفحه نمایش، شما می‌توانید ارتفاع کنونی را ببینید، گوگل به شما اطلاع می‌دهد که این دید یک مایلی از زمین است. یک مایل برابر است با ۱/۶۰۹ کیلومتر، ایستگاه فضایی در فاصله کمی بیش از ۲۵۰ مایلی از زمین قرار دارد، (دقیقا ۴۰۸ کیلومتری از زمین) در یک آسمان شب صاف و بی ابر و آلودگی، این i کوچک ۲۵۰ برابر کوچک‌تر و کم‌نور تر و دورتر دیده می‌شود، به اندازه یک نقطه، اما کاملا روشن و واضح که چون به زمین نزدیک است از ستارگان دوردست و ... کاملا قابل تشخیص است. یوفو یا شی پرنده ناشناخته‌یی که دیده بودم، ابتدا در این فاصله از زمین قرار داشت، یعنی مدار پایین، یعنی حدودا همان ۴۰۰ کیلومتر از زمین. حال بین تهران تا باکو را روی گوگل مپ نگاه کنید، به سادگی می‌توانید ببینید که حدود همین حدود ۴۰۰ کیلومتر فاصله است، شما فرض کنید سفینه پر سرعتی دارید که در هر ثانیه می‌تواند ده هزار کیلومتر برود، با آن سفینه بزرگ اگر بخواهید ۴۰۰ کیلومتر بروید بالا باکو بایستید، چاره‌ای ندارید که اوج بگیرد و کلا از زمین دور شوید تا در نقطه مورد نظر دقیقا بالای باکو توقف کنید، سفینه شما در فاصله ۴۰۰ کیلومتری از نقطه‌ای بالای ایران یا عربستان است، فرمانده سفینه می‌گوید برای این که به سرعت بالای باکو باشیم، با حداکثر سرعت ۲۵۰ برابر همین فاصله که از زمین هستیم به سمت باکو اوج می‌گیریم، روی باکو توقف می‌کنیم، باقی محاسبات را خودتان انجام دهید، شکلش را بکشید تا متوجه شوید که من چه می‌گویم و چه می‌نویسم و آن شب چه دیدم و یوفوی بیگانه ‌های فضایی چه سرعت عجیبی داشتند، آنها ممکن است ده ثانیه اوج گرفتند، می‌شود ۱۰۰ هزار کیلومتر از زمین دور شدند، اما درست بالای باکو بودند، به چشم من ناظر، آنها یک خط و یک مسیر را طی کردند، برای من که شاهد حرکت‌شان بودم بسیار کم نورتر از اول شدند و ناگهان متوقف شدند. من شش ثانیه این مسیر را به چشم خودم دیدم و این حرکت فوق‌العاده سریع سفینه یا یوفوی مادر را دیدم که چگونه و با چه سرعت عجیب و باورنکردنی اوج گرفت و در آسمان شمال ایران ناگهان توقف کرد. شما با یک محاسبه ساده مثلث قائم‌الزاویه‌ای دارید که زاویه قائمه آن درست بالای باکوست، زاویه روبروی زاویه قائمه محل قرار گرفتن یوفو (احتمالا در ۴۰۰ کیلومتری بالای تهران یا اصفهان یا از نقطه‌یی دیگر در خاورمیانه)، وتر این مثلث، مسیری است که یوفو برای اوج گرفتن طی کرد و من ۶ ثانیه آن را مشاهده کردم، وتر این مثلث اگر ده ثانیه طول کشیده باشد، -یعنی برای اینکه به یک نقطه اوج ۲۵۰ برابری از یک فاصله ۴۰۰ کیلومتری از زمین اگر بخواهند برسند، یعنی همان اتفاقی که افتاد - یکصدهزار کیلومتر است که در ده ثانیه طی شده است و من فقط ۶ ثانیه آن را مشاهده و به این ترتیب ثبت کردم و می‌کنم. بعنی ۶۰۰۰۰ کیلومترش را دیدم و اوج گرفتن و کم نور شدن و توقف ناگهانی‌اش را دیدم.

فاصله زمین تا ماه ۳۸۴۴۰۰ کیلومتر است، یعنی این یوفوها می‌توانند ظرف ۳۸/۴۴ ثانیه از زمین به ماه بروند و با یوفوهای کوچکترشان حتی در خیلی کمتر از این زمان ...

یادداشت | ۲۷ آوریل ۲۰۲۰:

حدود یک ماه پیش می‌خواستم این یادداشت را بنویسم و روی سایت قرار بدهم که شیوع بیماری عجیب و غریب کووید۱۹ در چین و بعد از ان در سرتاسر کره زمین همه برنامه‌ها را بهم ریخت و همه چیز را تحت کنترل خودش درآورد. درعین حال باید بگویم که در حقیقت بایستی حداقل بخشی از این یادداشت را ۱۷ سال پیش می‌نوشتم، اما آن زمان هما به دلایل متعددی و از جمله شیوع بیماری سارس و توجه و تمرکز بیشترم روی مباحث مرتبط با اینترنت و بازاریابی اینترنت مانع از آن شد که این یادداشت خیلی زودتر از اینها نوشته و بر روی وب سایتم منتشر شود. اول فوریه سال ۲۰۰۳ سالگرد یک تراژدی در برنامه‌های فضایی ناساست. در این تاریخ شاتل فضاپیمای کلمبیا در راه بازگشت از یک ماموریت فضایی پس از ورود به جو کره زمین، منفجر شد و هر هفت فضانوردی که سرنشینان این فضاپیما بودند، به آنی، همگی جان خودشان را از دست دادند و هیچ چیزی از آنان باقی نماند که به زمین برسد. این حادثه‌ی تلخ و وحشتناک خیلی چیزها را تغییر داد و حتی ناسا بسیاری از برنامه‌های مرتبط با سفرهای شاتل‌ها را لغو کرد و به بعد یا زمانی دیگر موکول کرد.

آنچه که بعد از ۱۷ سال می‌خواهم در این یادداشت ثبت شود یک نظر مهم شخصی در کنار ثبت خاطره‌ای است که در طول این سالها و هر سال در سالگرد این تراژدی بزرگ برای بشر در یادم تازه و زنده می‌شود و تا زنده‌ام با من همیشه و همواره همراه خواهد بود.

روی علاقه خاصی که به فضا، کهکشان راه شیری و منظومه شمسی و اساسا مطالب علمی و فضایی دارم، مشاهده آسمان شب، بخصوص اگر هوا صاف و بدون ابر باشد، یکی از علاقمندی‌هایم بوده و هست. دیدن صورت فلکی‌ها بخصوص صورت فلکی شکارچی و ... همیشه یادآور خاطره آشنایی با آسمان شب و برخی مفاهیمش از مرحوم پدرم است که برای اولین بار راه شیری و دب‌ها را نشانم داد و... گاهی اوقات هنوز هم نیمه شب‌ها که هوا صاف و بی ابر باشد، به پشت بام یا حیاط خانه می‌روم برای کمی سر به هوا شدن.

۱۷ سال پیش، شب اول فوریه ۲۰۰۳ تهران هوای فوق‌العاده صاف و بی‌ابری داشت، آن شب الودگی نوری هم بسیار کم بود و شب از نیمه گذشته بود که برای دیدن آسمان به حیاط رفتم. منظره آسمان شب، آن زمان و ساعت در دل شبی از شب‌های تهران فوق‌العاده زیبا بود. منظره‌ای که معمولا شما انتظار دارید وسط کویر مرکزی ایران ببینید نه در تهران. با این فکرها و غرق در اندیشه‌های مرتبط با خوانده‌ها و دانسته‌هایم در حال مشاهده هزاران و یا شاید بهتر است بگویم میلیون ستاره از ستارگان شب در آسمان تهران بودم که ناگهان متوجه حرکت‌های عجیب و غریبی در میان ستارگان آسمان شدم. آنچه که می‌دیدم هرگز پیشتر از آن ندیده بودم، نقطه‌ای درشت به رنگ آبی (در حد و اندازه‌ای کمی کوچکتر از آنچه از ستاره شباهنگ در آسمان می‌بینیم و می‌شناسیم، با سرعتی بسیار بالا از سمت جنوب به سمت شمال آسمان در حرکت بود، به طوری که این نقطه در کسری از ثانیه پشت ساختمان رفت و من برای دنبال کردن آن به سرعت از حیاط جنوبی خانه به حیاط شمالی دویدم و توانستم حرکت آن نقطه روشن را در دل آسمان شب تهران تا بالا کوه‌های البرز دنبال کنم. سرعت حرکت این شی پرنده ناشناخته، فوق‌العاده بالا بود و فاصله‌ی آن از زمین هم زیاد بود، پیشتر حرکت جت‌های جنگی یا مسافری را بارها در آسمان دیده بودم و این تجربه کاملا متفاوت بود چرا که سرعتی که می‌دیدم دهها برابر سرعت حرکت جت‌ها بود، نمی‌توانم بگویم دقیقا شاهد چه صحنه عجیبی بودم، تعریف و حتی واقعا نگارش و ثبت این مشاهده واقعا سخت است. شی پرنده ناشناخته، با سرعتی عجیب در حرکت بود و من در اولین ثانیه‌ها فکر می‌کردم شاید دارم شهابی را دنبال می‌کنم که با سرعت از مقابل زمین عبور می‌کند، یا به زمین نزدیک می‌شود، اما درست در همان لحظه، انفاق دیگری روی داد که به راستی میخکوب شدم. شی پرنده ناشناخته با آن سرعت عجیب زیاد که در حرکت بود، به ناگاه در شمال آسمان (بالای رشته کوه البرز یا نقطه‌ای بالای دریای مازندران به دید من که ناظر ان بودم متوقف شد. یک توقف کامل و ناگهانی سریع که تصور نمی‌کنم هیچ بشری بتواند آن را در فضا تحمل کند. شی ناشناس به آنی متوقف شد و هیچ حرکتی نکرد. با آن توقف آنی مطمئن شدم که شاهد یک شی ناشناس بیگانه هستم که بعید است منشا بشری داشته باشد، خیلی زود، اتفاق دیگری افتاد که ان نیز مهر تاییدی بر این نظر بود، در فاصله یکی دو ثانیه بعد از توقف کامل، از درون شی پرنده ناشناس اول که بزرگتر بود، دو شی پرنده ناشناخته که به صورت دو نقطه آبی رنگ اما کمی کوچک‌تر از شی اول از آن جدا شدند و با سرعتی عجیب و باورنکردنی در دو سمت مخالف یکدیگر (یکی به سمت شرق و دیگری به سمت غرب) در یک لحظه و با یک سرعت از هم جدا شدند و احتمالا می‌شود گفت از سفینه مادر فاصله گرفتند، زمانی که به دید یک ناظر از زمین یک تا سه میلی ثانیه باشد آن دو سفینه کوچکتر با هم و در یک فاصله کاملا برابر از سفینه یا یوفوی مادر به آنی ناگهان متوقف شدند. نمایش این سه نقطه روشن در آسمان گویای یک حقیقت غیر قابل انکار بود که این یک نمایش قدرت فرازمینی است و خیلی سریع و خودمانی این پیام را به ناظرش می‌رساند که حواستان را جمع کنید ببینید با کی طرف هستید! آنچه که من در شب اول فوریه ۲۰۰۳ در آسمان شب دیدم را هیچگاه فراموش نمی‌کنم و اکنون ۱۷ سال است که این مشاهده و رویداد و خاطره همواره با من است. درباره این مشاهده گاه در فاصله این سالها این طرف و آن طرف صحبت کرده‌ام اما این اولین بار است که آن را به این ترتیب مکتوب به ثبت می‌رسانم.

هرگز نتوانستم بفهمم که فاصله این یوفوها از زمین دقیقا چقدر است اما سرعت بالا در حرکت و توقف ناگهانی آنها در فضا می‌تواند گویای این باشد که یک) موجودات یا بیگانه‌های فضایی وجود دارند و قطعا و عملا بسیار پیشرفته تر از ما هستند. دو) با توجه به این نمایش قدرت، می‌توان حدس زد که نمایش یک جور آرایش یا مانوور یا واکنش جنگی است در مقابل نوعی کنش، سه) در همان لحظه با توجه به حرکت سریع و توقف ناگهانی فکر کردم هر اتفاقی که دارد می‌افتد، در فضای آسمان بالای تهران نیست، بلکه در فاصله ای دورتر اما در درون منظومه شمسی است. چهار) در همان زمان یاد شاتل فضاپیمای کلمبیا افتادم که در ماموریت است و قرار بود همان شب به زمین بازگردد. همان موقع، پیش خودم گفتم اگر آنچه که من دیده‌ام را آنان نیز دیده باشند، باید منتظر تعاریف، عکس‌ها یا فیلم‌های این رویارویی باشیم. چه بازگشتی!

بعدها ناسا علت انفجار فضاپیمای کلمبیا را مشکلی در جدا شدن یکی از عایق‌های حرارتی از بدنه سفینه عنوان کردند. هفت فضانورد شاتل کلمبیا درجا کشته شدند.

می‌خواستم یادداشت جداگانه‌ای بنویسم و توضیح دهم که چرا معتقدم این نقاط نورانی بیگانه‌های فضایی بودند.

ابتدا شاید لازم باشد که شما یک سری اطلاعات تازه و به روز داشته باشید. البته توجه داشته باشید که مشاهداتم مربوط به ۱۷ سال پیش است و اطلاعاتی که الان و اینجا قرار می‌گیرد، اطلاعات به روز است. در حال حاضر، سریعترین فضاپیمای ناسا، فضاپیمای پارکر است که در حال حرکت به سوی خورشید است، سرعت این فضاپیما حدود ۹۶۰۰۰ کیلومتر در ساعت است. آنچه که من مشاهده کردم و یک سری محاسبات ساده حاکی از آن است که بیگانه‌های فضایی با سفینه‌هایشان می‌توانستند حدود ۱۰۰۰۰ کیلومتر را در یک ثانیه بروند و بعد ناگهان با آن سرعت، بایستند و کاملا متوقف شوند. آنچه که من ۱۷ سال پیش مشاهده کردم این بود که آنها چیزی حدود ۶۰۰۰۰ کیلومتر را در حدود ۵ ثانیه در راه بودند. با چنین سرعت وحشتناکی یک واحد نجومی (حدود ۱۵۰ میلیون کیلومتر) را می توانند در کمی بیش از چهار ساعت طی کنند. نور این فاصله را در ۸ دقیقه طی می‌کند. خدا از سر تقصیرات و اشتباهاتم بگذرد، یعنی این بیگانه‌های فضایی از سرعتی معادل یک سی‌ام سرعت نور برای فضاپیماهای سنگین و حدود دو برابر ان یعنی یک پانزدهم سرعت نور برای فضاپیماهای سبک خود برخوردارند.

ببینید آنچه که من ۱۷ سال پیش از زمین مشاهده کردم یک نقطه روشن در آسمان بود، در قد و قواره و در حد و اندازه‌ای که ما یک ماهواره مدار پایین یا متوسط را از زمین ببینیم. مثلا همین ماهواره نظامی که ایران اخیرا به مدار ۴۲۵ کیلومتری فرستاد. این ماهواره خیلی کوچک است ولی ایستگاه فضایی در مداری تقریبا در همین اندازه از سطح زمین قرار دارد.

فاصله سطح زمین تا ایستگاه بین‌المللی فضایی ۴۰۸ کیلومتر است. برای یک سفر معمولی، حدود دو روز راه است برای بشر امروزی، اما روس‌ها توانسته‌اند ۶ ساعته این مسیر را طی کنند.

ما از روی زمین کل این ایستگاه فضایی را مثل یک نقطه می‌بینیم. حال آن که طول ایستگاه فضایی حدود ۱۰۸ متر است.

حال تصور کنید به چشم خودمان ببینیم یک موجودی با سفینه‌اش فرضا در همان ابعاد ایستگاه بین‌المللی فضایی که ما آن را مثل یک نقطه می‌بینیم نمایش دهد که می‌تواند ۱۵۰ برابر این فاصله (۴۰۰کیلومتری) را (در فضا) فقط در ۵ ثانیه طی کند. با جداسازی سفینه‌های کوچکتر در جهات مخالف هم نشان دهد که توانایی حرکت‌های سریعتر و پیچیده‌تر را هم دارد به طوری که یک ششم آن فاصله که در پنج ثانیه طی کرده است را می‌تواند در چند میلی ثانیه برود، آن هم با هم و همزمان و در جهات مختلف از دید حریف، شاید در چهار جهت. بر این باورم که این یک نمایش قدرت خیلی ساده بوده است فقط و فقط برای رو کم کنی از بشر و آنها قدرت خود را فقط در سرعت نشان داده‌اند و نه توان نظامی‌شان را!

چنانچه مایلید پاسخ به سوالات یا موضوعات مشابه در شماره آینده روزنامه یا مجله تان منعکس شود؛ کافی است از طریق فرم تماس بالا درخواست خود را ارسال کنید. همچنین می توانید با آدرس پست الکترونیک journalist@webfaqt.com به صورت مستقیم مکاتبه کنید و درخواست برای نگارش مقاله را ارسال کنید.

متونی که به این ترتیب اینجا در سایت قرار می گیرند «کپی رایت» دارند. لطفا بدون اجازه کتبی و هماهنگی قبلی در نشریه چاپی و یا سایت یا وبلاگ آنلاین خود منتشر نکنید.



وضعیت کنونی آمریکا، کار گرافیکی فوق‌العاده در اشپیگل



بر اساس آخرین گزارش‌ها تا امروز، بیش از ۲۰ هزار نفر در آمریکا جان خودشان را بخاطر ابتلا به بیماری کووید۱۹ از دست داده‌اند. اشپیگل یک گزارش مفصل دارد از وضع کنونی این بیماری در آمریکا که این طرح گرافیکی فوق‌العاده تصویر مرتبط با ان گزارش و مطلب است.در این گزارش به نقل از یک بررسی که توسط بانک فدرال رزرو انجام شده است تا ماه ژوئن ۴۷ میلیون آمریکایی شغل خودشان را از دست خواهند داد.

کار گرافیک از: میشائیل مایسنر و مونا آینش، اشپیگل

Illustration: Michael Meissner & Mona Eing / DER SPIEGEL

نیوهورایزن ناسا فعالیت‌های مشکوک خود روی خورشید را از سرگرفته است



  تابان خواجه‌نصیری - دستخط یک

یادداشت | ۴ آوریل ۲۰۲۰:

همانطور که در این نمودار اشعه ایکس از زبانه‌ها و فعالیت‌های خورشید ملاحظه می‌کنید، سه تماس خیلی کوتاه بر لایه کرونای خورشید به صورت ریتمیک (هر شش ساعت یکبار) در فاصله روزهای اول (ساعت ۲۰) و دوم آوریل (ساعت ۲ و ۸) ثبت شده است. این زبانه‌های کوتاه از فاصله‌ای دور به خورشید پرتاب شده است که ۶ ساعت در راه بوده است تا پرتوهای لیزری به خورشید برسد و بر روی لایه کرونای خورشید اثر بگذارد، یک محاسبه ساده نشان می‌دهد که نیوهورایزن (تنها سفینه و تجهیزات ساخت بشر حدودا در همین فاصله از خورشید و کمی بیشتر از زمین قرار دارد) از فاصله ۶,۵ میلیارد کیلومتری (۴۳,۲ واحد نجومی) از خورشید قرار دارد. همانطور که می‌دانید ماموریت نیوهورایزون تا سال ۲۰۲۱ برای اکتشافات بیشتر در عمق کمربند کوئیپر تمدید شده است.

زبانه مشکوک راس ساعت یک بامداد یو تی سی پس از این پرتوهای ریتمیک به سمت خورشید، امروز (۴ آوریل) یک زبانه درست راس ساعت یک بامداد به وقت استاندارد زمین بر روی لایه کرونای خورشید ثبت شد که تصویر آن نیز در اینجا آمده است و ملاحظه می‌کنید.

زلزله مشکوک در پورتوریکو - ایندوس، دریای کارائیب  درست ۸ دقیقه و ۱۳ ثانیه بعد زلزله‌یی به بزرگی ۲.۹ در پورتوریکو، ایندیوس، دریای کارائیب ثبت شده است، زلزله‌یی که در عمق ۱۵ کیلومتری زمین رخ داده است. فاصله زمانی رسیدن بیم‌های لیزری از خورشید به زمین کمی‌ کمتر از ۸ دقیقه در راه است تا به زمین برسد. این که دقیقا چه اتفاقی افتاده یا می‌افتد را نمی‌توانید از اساتید مسلم زمین‌شناسی در ایران جویا شوید، چرا که اساتید تمام‌هایمان برای تعریف و توضیح زلزله دنبال حرکت و فعالیت گسل‌هایی هستند که بیش از ۱۱ هزار سال است در پوسته زمین جایی روی زمین افتاده‌اند بی آنکه فعالیتی داشته باشند. آنچه که اتفاق می‌افتد که باعث زلزله می‌شود نه در پوسته زمین بلکه در عمق و در لایه استانسفر - asthenosphere - (سست‌کره / نرم‌کره است) که من بر این باورم عامل اصلی زلزله‌ها آنجاست و نه در اثر حرکت و فعالیت گسل‌ها بلکه در اثر ضربه‌ی رخ می‌دهد که آن ضربه در عمق ۱۵ کیلومتری روی می‌دهد، به زیر پوسته زمین می‌خورد. برای ایجاد این زلزله‌ها نیاز به هیچ انفجاری هم در عمق زمین نیست که بخواهد موج آن با امواج ثبت شده در اثر زلزله‌های دیگر متفاوت باشد. زلزله‌یی که رخ می‌دهد کاملا مشابه زلزله‌های طبیعی و نرمال دیگر نقاط زمین است. این که دقیقا چه اتفاق می‌افتد را من در جلسات متعدد (از جمله جلسه‌یی در سازمان زمین‌شناسی، در ژئوفیزیک و در نزد برخی از اساتید زمین‌شناسی ایران) شرح، توضیح و نشان داده‌ام، اما هیچکس در خارج از ناسا و در کشورهای دیگر دقیقا نمی‌تواند توضیح دهد که آمریکایی‌ها در درون این پروژه‌ها دارند چه هدفی را دنبال می‌کنند. ما تنها می‌توانیم با توجه به قطعات پازل‌هایی که در اختیار داریم و بخصوص وقتی که تعداد اینها زیاد شد، گمانه‌هایی بزنیم و یا به قول برخی از عزیزان، تئوری‌هایی ارایه کنیم، اما این تئوری‌ها بر اساس یک سری شواهد و اسناد و مدارک و توضیحاتی کاملا علمی است. تعداد این شواهد و اسناد و مدارک دایما در حال افزایش است و روزی خواهد رسید که از داخل مراکز فرماندهی نیوهورایزن ناسا افرادی بیرون خواهند آمد با دست پر، پر از کاغذ، پر از فلش دیسک، تصویر و نمودار و نقشه و این افراد به دنیا خواهند گفت که نیوهورایزن نه برای تصویربرداری از سیارک دورافتاده پلوتو و ماه‌هایش و نیز کشف سیارک‌های دیگر در کمربند کوئیپر، بلکه برای مطالعه و اثرگذاری بر خورشید و زمین، کشف رازهای درون آنها و در نهایت استفاده از خورشید و اتمسفر زمین به عنوان سلاحی ژئوفیزیکی، هیدرولوژیکی، میتئورولوژیکی، کلایمتولوژیکی و یا حتی بیولوژیکی و در راستای کشف، تجهیز و چینش سلاح و نیرو برای اهداف ارتش و نیروهای نظامی آمریکا در فضاست.

عکس هفته در اشپیگل، بحران کرونا یا بحران دستمال‌توالت




سه سوال اساسی از ویروس‌شناسان ایرانی



تابان خواجه‌نصیری - دستخط یک

سه سؤال اساسی وجود دارد که در سه ماه گذشته ذهن تمام ویروس‌شناسان برجسته‌ی دنیا در اغلب کشورها را به شدت به خود مشغول ساخته است: یک) چه چیزی باعث می‌شود تا کروناویروس جدید اینقدر خوب و سریع افراد را مبتلا کند؟ دو) این ویروس چگونه اینقدر سریع تکثیر می‌شود آن هم به محض اینکه داخل بدن و بعد داخل سلول‌های بدن انسان می‌شود؟ سه) چرا ویروس بلافاصله پس از ورود باعث ایجاد علائمی نمی‌شود و این امکان را می‌دهد تا همانطور کشف نشده و پنهانی شیوع و گسترش یابد؟

چنانچه در ایران هستید و ویروس‌شناس و پاسخ‌هایی برای این سه سوال دارید، نام ، نام‌خانوادگی، آدرس پست الکترونیک، شماره‌های تماس (همراه و ثابت) و نام دانشگاه محل و تاریخ اخذ مدرک‌تحصیلی و محل کنونی کار، عنوان شغلی و فعالیت‌های پژوهشی خود را همراه با پاسخ‌هایتان از طریق فرم تماس (در صفحه اول ورود به سایت از طریق وب، دسکتاپ) برایم ارسال کنید. پاسخ‌های شما به نام خودتان اینجا بر روی وب منتشر می‌شود. سعی کنید، پاسخ‌هایتان کاملا گویا، صریح و مختصر باشد، به طوری که برای خوانندگان براحتی قابل درک باشد.

الکل اتانول، وایتکس، آب اکسیژنه و بتادین چقدر زمان لازم دارند تا ویروس‌ها رو نابود کنند؟




بدون سلامت روان هیچ بهداشت و سلامتی‌یی وجود ندارد



                           © Nicolás Muñoz/​EyeEm.com

  تابان خواجه‌نصیری - دستخط یک سالهاست که اخبار، مطالعات و مباحث مرتبط با روانشناسی را به صورت روزانه و جدی دنبال می‌کنم و در فاصله‌ی سی سال گذشته تقریبا می‌توانم بگویم روزی نبوده که مطلب یا مقاله‌ای در رابطه با روانشناسی نخوانده‌ باشم. از میان علوم و بخصوص علوم انسانی، روانشناسی شاخه و رشته علمی فوق‌العاده جالبی است که ... حتی مطالعه روزانه ان مرا هیچگاه سیراب نکرده و همیشه تشنه‌ی درک و فهم و دانستن بیشتر در این شاخه مهم از علوم بوده‌ام. آنچه که در فاصله این سالها از روانشناسی و ارتباط ان با زبان‌شناسی و علوم دیگری چون بازاریابی و یا حتی هوش مصنوعی اموخته‌ام بسیار هیجان‌انگیز بوده است.

متاسفانه مطالعات روانشناختی در ساختار نظام‌های آموزشی و اقتصادی یا به عبارت دیگر در فضاهای آموزشی در مقاطع تحصیلی مختلف تا دانشگاه‌ها و همینطور فضاها و محیط‌های کاری در ایران بسیار ضعیف است به طوری که قاطعانه می‌توانم بگویم در فاصله این سالها دریغ از یک بررسی و مطالعه قابل توجه از سوی مراکز معتبر علمی و پژوهشی ایران در این زمینه ندیده و نخوانده‌ام که جایی مثل اینجا بتوانم به ان مطالعات و بررسی‌ها اشاره و استناد کنم. اما در همین رابطه با بحث روانشناسی و علی‌الخصوص بیماریهای روانی، تقریبا هر روز مطالبی از آخرین و تازه‌ترین مطالعات و پژوهش‌ها در مراکز و پژوهشگاه‌های خارج از کشور و بخصوص در آمریکا و برخی کشورهای اروپایی از جمله آلمان و بریتانیا به دستم می‌رسد و مطالعه می‌کنم که فوق‌العاده است و بسیار از آنها در صحبت‌ها و نوشته‌هایم استفاده کرده‌ام.

در اروپا و بخصوص آلمان اخیرا متوجه شده‌ام که در سالهای اخیر توجه بیشتری به بحث مطالعات روانشناسی در مراکز آموزشی‌شان، در مدارس و دانشگاه‌ها داشته‌اند و اساسا مراکزی مطالعاتی برای این بررسی‌ها ایجاد کرده‌اند که رسانه‌ها بخصوص رادیوتلویزیون‌ها، مطبوعات و سایت‌های خبری ‌شان با انعکاس مقالات و انجام مصاحبه‌ها موضوعات مرتبط با مطالعات روانشناختی را بخوبی پوشش داده نتایج را از طریق گزارش‌ها به اطلاع پژوهشگران و کلا علاقمندان می‌رسانند.

مصاحبه‌ای که به تازگی در این رابطه خوانده‌ام، مصاحبه سایت زایت‌آنلاین با «مانوئلا ریشتر-ورلینگ» - Manuela Richter-Werling - روزنامه‌نگار و اکنون مدیر «ایرسینیش منشلیش» - Irrsinnig Menschlich e. V. - یکی از همین مراکز تحقیقاتی در لایپزیگ است که پیشتر به آن اشاره کرده‌ام. لینک مطلب اصلی که به زبان آلمانی است را هم اینجا در بخش فارسی و هم در بخش آلمانی جهت اطلاع و مراجعات بعدی آورده‌ام.

به طور خیلی خلاصه از جمله نکات مهمی که در این مصاحبه به آن اشاره شده است می‌توانم به این موارد اشاره کنم که مطالعات روانشناختی و بررسی وضعیت روحی و روانی دانش‌اموزان و دانشجویان در مدارس -بخصوص دبیرستان‌ها - و دانشگاه‌های آلمان بویژه در سالهای اخیر از اهمیت و توجه بالایی برخوردار بوده است و بر همین اساس مراکز آموزشی تشویق شده‌ و می‌شوند به برگزاری جلساتی با دانش‌آموزان و دانشجویان که بیایند و خیلی راحت در مورد مشکلات و مسایل روحی و روانی‌شان با متخصصین صحبت کنند چرا که نوجوانان و جوانان در شرایط سنی حساسی قرار دارند و آنچه که در دوران کودکی در محیط خانواده سپری کرده‌اند با توجه به شرایطی که در دوران تحصیلات بعدی شان می‌گذرانند به گونه مرتبط بوده می‌تواند تشدید شود و منجر به بیماری‌های روحی و روانی حاد چون شیزوفرنی و ... شود. در این مصاحبه متوجه می‌شویم که اکنون در میان دانش‌آموزان و دانشجویان از هر ۱۷ درصد‌شان یک نفر مبتلا به یکی از انواع بیماری‌های روانی است و مطالعات اخیر در سال ۲۰۱۸ نشان داده است که نرخ ابتلا به بیماری‌های روانی در آلمان نسبت به دهه‌های گذشته افزایش نداشته و به نوعی می‌توان گفت که آلمانی‌ها توانسته‌اند این روند را کنترل کنند.

متن اصلی مصاحبه را اینجا در زایت آنلاین به زبان آلمانی بخوانید ...

چنانچه مایلید پاسخ به سوالات یا موضوعات مشابه در شماره آینده روزنامه یا مجله تان منعکس شود؛ کافی است از طریق فرم تماس بالا درخواست خود را ارسال کنید. همچنین می توانید با آدرس پست الکترونیک journalist@webfaqt.com به صورت مستقیم مکاتبه کنید و درخواست برای نگارش مقاله را ارسال کنید.

متونی که به این ترتیب اینجا در سایت قرار می گیرند «کپی رایت» دارند. لطفا بدون اجازه کتبی و هماهنگی قبلی در نشریه چاپی و یا سایت یا وبلاگ آنلاین خود منتشر نکنید.





تولید محتوا، نگارش و ترجمه
کلیه متون، نقد و بررسی

انگلیسی | فارسی | آلمانی

۰۹۱۰-۹۷۵۹۸۶۹






روایتی از نظرات و پیشنهادات شما

الکل اتانول، وایتکس، آب اکسیژنه و بتادین چقدر زمان لازم دارند تا ویروس‌ها رو نابود کنند؟




طرح دریافتی امروز: خودت را باور کن ...







اگر خودتان را در چاله‌‌ای یافتید ..‌



اگر خودتان را در چاله یافتید، اولین اقدام این است که از کندن دست بردارید!




و او با شماست ...








::: جهت ارسال نظرات و پیشنهادات‌تان می‌توانید از فرم بالای صفحه و یا ایمیل t.k.nassiri@gmail.com اقدام کنید!


پژوهش خلاقانه
برای
نگرش و نگارش خلاقانه

متعهدم به خوب و ساده نوشتن، بکر، اصل و مبتکرانه نوشتن و دقیقا با توجه به نیاز‌های مردمم نوشتن




تصویر ملخ مشاهده شده در غرب تهران - ۲۷ می ۲۰۲۰


زلزله‌یی به بزرگی ۴ مشا در استان تهران را لرزاند



تازه چه خبر؟
تصویر ملخ مشاهده شده در غرب تهران - ۲۷ می ۲۰۲۰

زلزله‌یی به بزرگی ۴ مشا در استان تهران را لرزاند


::: جهت مشاهده و مطالعه مطالب تازه به مرور این صفحه ادامه‌دهید!


در یک نگاه
تصویر ملخ مشاهده شده در غرب تهران - ۲۷ می ۲۰۲۰



همانطور که انتظار می‌رفت و من در یادداشتی به این موضوع اشاره کرده بودم، اوایل تابستان (ماه ژوئن) احتمال دارد شاهد حضور و شاید تهاجمی گسترده از سوی ملخ‌ها در تهران باشیم. یک نمونه آن را امروز عصر در غرب تهران دیدم که تصویر آن اینجا ملاحظه می‌کنید. فعلا تعدادشان زیاد نیست، اما گزارش‌های دیگری نیز از مشاهده ملخ‌ها در تهران ثبت شده است.




زلزله‌یی به بزرگی ۴ مشا در استان تهران را لرزاند



دقایقی پیش یک زلزله خفیف مشا در نزدیکی دماوند را لرزاند. این زلزله به بزرگی ۴ و در عمق ۱۲ کیلومتری زمین رخ داده است.






روایتی از روزنامه‌نگاری

درباره «روایتی از روزنامه‌نگاری»


یکی از  اولین روزنامه‌ها در تاریخ روزنامه‌نگاری پیش از اختراع ماشین چاپ و آغاز صنعت چاپ و نشر، اولین و ابتدایی‌ترین نوع روزنامه‌نگاری محدود بود به حرف و حدیث‌های مردم. تجار، ملوانان و ماجراجویان و مسافران سرزمین‌های دور و نزدیک که اولین روزنامه‌نگارانی بودند که اخبار سرزمین‌های دور و نزدیک را جمع‌آوری می‌کردند و این اخبار را با خود به سرزمین مادری و وطن‌شان می‌آوردند و اینها بودند که اخبار و داستان‌های خبری را برای دیگران «روایت» می‌کردند. پس از اینها، دوره‌گردان و فروشندگان خرد کالا و خدمات بودند که روایت‌هایی را که شنیده بودند برای مردمان عادی دیگری که می‌دیدند بازگو می‌کردند. همین جا ببینید که «روزنامه‌نگاری» تا چه حد به «بازاریابی» و «فروش» کالا و خدمات نزدیک است. ... پس از اینها قدیمی‌ترین نسل از کاتبان دست به کار می شدند و آنچه از روایت‌های مختلف شنیده و دیده بودند برای استفاده آیندگان بر روی پوست حیوانات و برگ درختان و بعدها بر روی کاغذ می‌نوشتند تا برای نسل‌های آینده باقی بماند. روزنامه‌نگاری به شکل سنتی و پس از اختراع چاپ اما در اواسط قرن شانزدهم در ونیز ایتالیا در قالب «اعلامیه‌های مکتوب» که به قیمت یک گزتا (واحد پول ونیز دران زمان) فروخته می‌شد اما بسیاری شروع رسمی روزنامه نگاری را از قرن ۱۸ می دانند. جمع آوری و توزیع و پخش اخبار و اطلاعات به شکل صوتی و تصویری در قالب رادیو تلویزیون از قرن بیستم و اینترنت هم همانطور که می‌بینید از اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم آغاز شد.

روایتی از روزنامه‌نگاری معتقدم و سخت بر اين نظر، چون هميشه، تاکيد و پافشاري دارم که ما در ايران امروزمان روزنامه نگار به معناي‌ واقعي کلمه يعني ژورناليست نداريم. ژورناليسم داراي ارکاني است که به دلايل مختلف در اين گوشه از دنيا (خاورميانه و شرق دور) فراموش شده است. روزنامه نگاري در ايران فاقد دقت، کنجکاوي و حرکت در سمت و سوي منافع مردم است. اين آفتي است که به جان اين رشته در اين مملکت افتاده است و اگر فردي از جان گذشته، بخواهد فقط يکي از اين ارکان را مورد توجه و عنايت قرار دهد، ديگر نامش را در هيچ روزنامه و رسانه اي نخواهيد يافت. روزنامه نگاري که بخواهد اطلاعات و اخبار و آمار و ارقام صحيح را با دقت جمع آوري کند از همان ابتدا به در بسته زده است، به غلط هدايت می‌شود و به سادگي خواهيد ديد که هيچ مرکز و اداره و سازمان خبری و آماري حاضر به پاسخگويي صريح و صحيح به او نيست. در اينجا، ناگهان تمام منابع ارتباطي و اطلاعاتي، طبقه بندي شده و محرمانه تلقي می‌شوند. (تابان خواجه‌نصیری، تهران - سی و یکم شهریور ماه ۱۳۸۷)

گابریل گارسیا مارکز درباره روزنامه‌نگاری اگر بخواهیم چیزی بگوییم همین قدر کافی است که یادی کنیم از «گابریل گارسیا مارکز» نویسنده کلمبیایی و برنده جایزه نوبل ادبیات. مارکز از روزنامه‌نگاری به عنوان بهترین حرفه جهان یاد می‌کند. این نویسنده فقید "صد سال تنهایی" که خود نویسندگی را با روزنامه‌نگاری آغاز کرده است می‌گوید: "هیچ شغلی بهتر از روزنامه نگاری نیست."

در فاصله بیست و پنج سال گذشته مقالات منتشر شده در رابطه با واژگان تخصصی پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی در مقطع کارشناسی (لیسانس) به سازمان صدا و سیما رفتم و در آنجا به مدت دو سال در اداره بین الملل و نیز برای گروه ورزش در تولید مشغول به کار شدم. ترجمه متون بسیار متعدد و مهمی در آن سازمان بر عهده ام قرار گرفته که دو اساسنامه‌ی اتحادیه‌های سازمانهای رادیوتلویزیونی آسیا و اقیانوسیه موسوم به ABU ‌و سازمانهای رادیوتلویزیونی کشورهای اروپایی موسوم به EBU از جمله مهمترین ترجمه‌های تخصصی ام در آن سازمان بود. همچنین ترجمه اپیزودهای برخی برنامه های ورزشی متعددی که در آن مقطع زمانی در جدول پخش برنامه های ورزشی تلویزیون قرار داشت بر عهده ام بود.

تابان‌خواجه‌نصیری - اواخر  دهه ۷۰ همان زمان در اوایل دهه ۷۰ برخی از اولین کارها و اخبار علم و فن‌اوری‌های مهم آن زمان در زمینه‌های مختلفی چون ارتباطات و بخصوص ارتباطات ماهواره‌ای نیز مقالات متعددی در رابطه با رویدادهای ورزشی مهم همچون المپیک و یا تجهیزات پخش رادیوتلویزیونی و ارتباطات ماهواره ای و ... در هفته‌نامه سروش منتشر شد. در اوایل دهه ۷۰ و بعد از اواسط دهه ۷۰ همکاریم با سازمان‌های فرهنگی و هنری، چاپ و نشر کتاب و ناشرین و مطبوعات به صورت جدی آغاز شد و اولین کارهای روزنامه‌نگاری‌ام از جمله مصاحبه‌ها، مقالات و نوشته‌ها و پژوهش‌هایم در نشریاتی چون علم الکترونیک و کامپیوتر، شبکه و ... و بعدها در نشریات دیگری چون «فرهنگ مردم» و ... منتشر شد. از آن سالها، دو سه مطلب و مقاله و مصاحبه‌هایی که داشتم بسیار برجسته بود: در «علم الکترونیک و کامپیوتر» برای اولین بار در چارچوب یک سری مقالات پشت هم اولین کسی بودم که در مطبوعات شروع کردم به آموزش مفاهیم اولیه و اساسی وب و اینترنت و علی الخصوص شروع کردم به آموزش زبان علامت‌گذاری HTML و جاوااسکریپت. دیگر، حاصل بیش از شش ماه پژوهش وضعیت موجود اینترنت و کارکرد و کاربرد حرفه‌ای آن در آن زمان و آن سالها، منجر شد به نگارش چندین و چند گزارش مختلف، از جمله پژوهشی تحت عنوان «سایبرپانک» که در علم الکترونیک و کامپیوتر منتشر شد.

یکی از علم الکترونیک و کامپیوتر از اوایل دهه هشتاد تا حال حاضر مقالات و مطالب و ترجمه‌هایم اکثرا در همین سایت و در وبلاگ‌های مرتبط و یا سایت‌های مرتبط و بعد چاپ و نشر آنها در مطبوعات و نشریات متعدد بوده است که برخی از آنها به مرور به عنوان نوع یا نمونه ای از کارهای ترجمه‌ام برای دریافت به صورت فایل پی دی اف یا لینک فعال به منبع روی سایت یا اینترنت قرار می گیرد.





نسخه پی دی اف آماده  دریافت









روایتی از علم و فن‌آوری
ربات سیار جدید ناسا: استقامت (perseverance) احتمالا در حال تست و ثبت اخترآشغال‌های زباله‌دانی‌های کانبرا



قرار است ناسا در ماه ژوئیه پیش رو علیرغم تمام مشکلات بوجود آمده و ناشی از اپیدمی و پاندمی کروناویروس، ربات سیار تازه‌ای به نام «استقامت» - ( perseverance ) - را به کره مریخ بفرستد. پیش از این پرتاب، ناسا «استقامت» را در بیابان‌های استرالیا مورد آزمایش قرار داده است تا اخترزیست‌شناسان استرالیایی (البته در همکاری نزدیک، تنگاتنگ و دست در دست اخترآشغالولژیست‌های* آمریکایی) با چشمان خودشان ببینند که ناسا و امریکا چه غولی ساخته است. در اولین آزمایش‌های فسیل‌شناسی و میکروبیولوژیکی در شرایط آب و هوایی خاص در بیابان‌های استرالیا که از نظر وزش باد، خشکی و حرارت بسیار شبیه شرایط آب و هوایی در سطح کره مریخ است، در اولین آزمایش‌ها ربات سیار «استقامت» موفق به کشف فسیل‌های فیزیکی و حیات میکروبی با قدمتی چندصد میلیون ساله در بیابان‌های استرالیا شده است! دانشمندان استرالیایی - که نمونه‌هایی از این استاد تمام‌ها را ما نیز در سازمان‌ها و مراکز تحقیقاتی خودمان در زمینه‌های مختلف علوم از جمله زمین‌شناسی، زیست‌شناسی و اپیدمولوژی و ویروس‌شناسی داریم - با ربات سیار استقامت در بیابان‌های استرالیا موفق به کشف حیات فسیلی واقعی و حیات میکروبی باستانی از دوره کامبرین کره زمین شده‌اند، دوره‌ای که در طی آن جانوران مختلف پا به عرصه وجود گذاشتند. این دانشمندان حاصل مطالعات و تحقیقات اخیر خود را در شماره ماه مارس نشریه اخترزیست‌شناسی (Astrobiology) منتشر ساخته‌اند.

براستی پس از فرود استقامت بر سطح کره مریخ، یعنی ناسا می‌خواهد آشغال‌های کدام زباله‌دانی در بیابانهای اطراف کانبرا (پایتخت و در جنوب شرق استرالیا) را به دنیا نشان‌ دهد؟!

*) اخترآشغالولوژی رشته‌ی جدیدی است که ناسا شرح مختصری از آن را در تصاویر با کیفیت بالا (۱,۸ میلیون پیکسل) و به شکل پانوراما، دریافتی از ربات سیار «کنجکاوی» از سطح سیاره مریخ در چهارم مارس ۲۰۲۰ به جهانیان معرفی کرده است.

آمریکا به دنیا پاسخ دهد: ناسا و کاوشگر نیوهورایزن در لبه منظومه شمسی دقیقا دارند چه کار می‌کنند؟!



تابان خواجه‌نصیری - دستخط یک

یادداشت | ۸ مارس ۲۰۲۰:

از حدود ده سال پیش تا به امروز مطالبی گفته‌ام و یادداشت‌هایی نوشته‌ام که بلافاصله به آن مطالب و نظرات مارک «تئوری توطئه» زده‌اند. این یادداشت را از این روی می‌نویسم که توجه خوانندگان و گویندگان و برچسب‌زنندگان را به چند نکته جلب کنم. ... یک) اگر در متن‌هایی که می‌نویسید روی سخن‌تان دقیقا من هستم، رک و روراست نام ببرید و از کنایه و در لفافه سخن گفتن پرهیز کنید، پیام‌تان را مستقیما برایم ارسال کنید که مستقیما فیدبک بگیریم و اطلاع داشته باشم. دو) برای هر آن چیزی که بخصوص از ده سال پیش به این طرف، در رابطه با موضوعات مختلف صحبت کرده یا نوشته‌ام، صحبت‌ها و نوشته‌هایم بر اساس پژوهش‌ها و مطالعاتی بوده است، اسناد و مدارکی برای حمایت از آن گفته‌ها و نوشته‌ها داشته‌ام که بیان کرده، جایی به ثبت رسانده‌ام. اگر علم و دانشی مستقیما در رابطه با موضوعات مطرح شده داشتید، آن نظرات مرا با ذکر دلایل علمی حاصل از مطالعات و پژوهش‌های شخصی خودتان و یا مقالات و کتب علمی رد کنید. مارک زدن و برچسب زدن که این سخنان و این نوشته‌ها شایعه‌سازی یا فیک‌نیوز و تئوری توطئه و توهم توطئه و ... است، ساده‌ترین کاری است که می‌توانید برای بی اعتبار کردن افراد یا زیر سوال بردن مطالعات و تحقیقات آنان انجام دهید که با این کار قطعا و ابتدا خودتان را زیر سوال برده‌اید. یا شما علم و دانش مرتبط با موضوع مطرح شده دارید یا ندارید. اگر علم و دانش‌تان به قدری هست که می‌توانید تمام ابعاد موضوع یا موضوعات مطرح شده را بخوبی درک کنید، آنگاه قطعا می‌توانید آن موضوع را از زوایای مختلف مورد نقد و بررسی و کنکاش و سوال قرار دهید، موضوع و مرا به چالش بکشید. در غیر اینصورت، بهتر است به جای برچسب زدن، سعی کنید از منابع مختلف خودتان دست به مطالعات و پژوهش‌هایی بزنید و بعد از مدت زمانی، نظرات خود را به اطلاع من یا سایر خوانندگان و علاقمندان برسانید. سه) موضوعات را با هم قاطی نکنید، اگر من اینجا مطلبی گفتم یا نوشتم که در مورد موضوعات علمی است، دقیقا همان خط و مسیر را بگیرید، آن را به سیاست یا اقتصاد یا مسایل جامعه‌شناختی و روان‌شناختی و ... ربط ندهید. در مورد دلایل و استدلال‌هایم بحث کنید و اینها را به نقد بکشید. فقط در مورد موضوع مورد بحث نقد کنید و نظرات خود را بنویسید. برای من این هیچ اهمیتی ندارد که دیگران بیست یا سی سال پیش یا صد سال پیش درباره چه موضوعاتی که اکثرا به صحبت‌ها یا نوشته‌هایم هیچ ربطی ندارند چه فکر کرده‌، چه گفته یا نوشته‌اند. قطعا اگر موضوعات و مطالب‌تان مرتبط با اصل موضوع باشد به دقت مد نظر قرار می‌دهم و استفاده خواهم کرد.

خیلی سریع چند اشاره می‌کنم به طرح‌هایی که در فاصله یک دهه گذشته مطرح کرده‌ام. برای طرح هریک از این مطالب و موضوعات شخصا سالها تحقیق و مطالعه کرده‌ام و نظرات ارائه شده بر اساس اسناد و مدارک معتبری است که در اختیار دارم. روش طرح هریک از موضوعات، ارائه نظر یا نظریه نیست، بلکه طرح «سوال» است. می‌توانید ان سوالات را با ذکر دلایل علمی خود «پاسخ» دهید، این گوی و این میدان، پاسخ‌هایتان را برایم ارسال کنید عینا نظرات‌تان را در همین سایت منعکس می‌کنم.

یکی از مهمترین مطالعات و تحقیقات و یافته‌هایم در رابطه با فعالیت‌های مشکوک «ناسا» آمریکا در لبه‌ی منظومه‌ی شمسی، بخصوص در فاصله‌ سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۶ و حتی تاکنون است. از سال ۲۰۰۰ به طور روزانه نگارنده این متن (تابان خواجه‌نصیری - سایت رسمی www.webfaqt.com) در حال تحقیق و مطالعه در زمینه رخداد‌های زلزله در نقاط مختلف دنیا و بویژه ایران بوده‌ام. این مطالعات حدودا از سال ۲۰۰۶ معطوف به مطالعه در مورد خورشید و بعد از آن در مورد هسته و لایه‌های درون زمین شد. در سال ۲۰۱۳ متوجه فعالیت‌های مشکوکی روی سطح کرونای خورشید شدم. در شرایطی که گفته می‌شد خورشید در دوره‌ای که فعالیتی ندارد و زبانه نمی‌کشد و تعداد لکه‌های سیاه کم شده است، متوجه شدم که روی خورشید اتفاقا مدام و هر روز زبانه‌هایی ثبت می‌شود. نکته‌ی جالب این بود که این زبانه‌های خورشیدی اولا کاملا منطبق بر ساعات استاندارد کره زمین بود، ثانیا زبانه‌ها از هم یک فاصله‌های زمانی ثابت و مشخص داشتند، به طوری که می‌شد دقیقا گفت هر چهار ساعت به چهارساعت بودند، این موضوعی نبود که یک بار اتفاق بیافتد بلکه دایما و تقریبا هر روز این رویدادها و زبانه‌های ریتمیک روی خورشید مشاهده و ثبت می‌شد. در فاصله سال ۲۰۱۳ - ۲۰۱۴ متوجه شدم که ارتباطی عجیب نزدیک بین این زبانه‌ها موسوم به CME (فوران توده‌ای از سطح کرونای خورشید) و برخی رخدادها در جو کره زمین به صورت توفان‌ها و تندبادها و ... و نیز خود کره زمین به صورت بروز زلزله‌هایی کوچک، متوسط و بزرگ متناسب با زبانه‌های خورشیدی (دقیقا با همین طبقه بندی کلاس C، کلاس M و کلاس X) بود. با ارائه دلایلی کاملا مشخص بود که بشر در این کار دست دارد و این زبانه‌ها با استفاده از پرتوهای لیزری/میزری روی خورشید انجام می‌شود، ان دسته از زبانه‌های ریتمیک با فواصل زمانی چهارساعت به چهار ساعت کاملا مشخص و قابل تفکیک بود و با توجه به سرعت لیزر که همان سرعت نور است، مشخص شد که این پرتوها باید از فاصله‌یی دور به خورشید برسد، با توجه به فاصله زمانی چهار ساعت به چهار ساعت، با یک محاسبه ساده می‌شد گفت که این پرتوها باید از فاصله‌ای دقیقا معادل ۲۸/۸ واحد نجومی (هر واحد نجومی AU تقریبا معادل است با ۱۵۰ میلیون کیلومتر) به سمت خورشید پرتاب شود. مطالعات و تحقیقات بعدی نگارنده (تابان خواجه‌نصیری - سایت رسمی www.webfaqt.com) حاکی از آن بود که این بیم‌های لیزری از جایی در لبه‌ی منظومه شمسی ارسال می‌شود. تحقیقات و مطالعات را ادامه دادم که ببینم آیا بشر یا ساخته‌ای از بشر در این فاصله از خورشید قرار دارد که با کمی جستجو متوجه شدم بلی دقیقا سفینه‌ی نیوهورایزن ناسای آمریکا در آن زمان (۲۰۱۳) دقیقا در فاصله ۲۸/۸ واحد نجومی قرار دارد. در همان زمان ناسا خود اعلام کرده بود که هر نوع ارتباط با سفینه کاوشگر نیوهورایزن دقیقا چهار ساعت طول می‌کشد با ادامه مطالعات شبانه‌روزی، متوجه شدم که این در سفینه‌ی نیوهورایزن که برای کشف و عکس‌برداری‌های بیشتر از سیاره پلوتو اعزام شده است، دستگاه‌ها و ابزارهای دقیق تحلیل پلاسما در سطح کرونای خورشید و پرتابگر بیم‌های لیزری با قدرت بالا قرار دارد. به مدتی حدود یکسال به دقت فعالیت‌های مشکوک و بی‌سر و صدای نیوهورایزن را زیر نظر داشتم. پرتاب بیم‌های لیزری به سمت خورشید و بلافاصله پس از حدود ۸ دقیقه برخورد آن به لایه‌های بالایی جو کره زمین و بعد هم زمین. بعد از مدتی، فعالیت‌های مشکوک به گونه‌ای بود که با کمی محاسبات می‌توانستم بگویم کجا زلزله می‌آید. از همان زمان، تقریبا شروع کردم در این رابطه گزارش‌های مختصری نوشتن به شرح مشاهدات و از همان زمان به سرعت عده ای از اساتید تمام‌های رشته زمین‌شناسی و زلزله‌شناسی در رسانه‌های مختلف حضور بهم رسانده، بگونه‌ای مشخص اما بدون اشاره مستقیم یافته‌ها را غیرعلمی و شبه‌علمی و طبق معمول «تئوری توطئه» نامیدند. در یادداشت‌هایی دیگر نگارنده این متن (تابان خواجه‌نصیری) توضیح داد که ما اکنون اسناد و مدارکی در اختیار داریم که بر اساس آن مدارک می‌توان گفت که این موضوع فراتر از تئوری و توهم توطئه است. همان زمان، در سال ۲۰۱۴ برخی از اساتید تمام‌هایمان در رسانه‌ها بدون اشاره مستقیم به من و این یافته‌ها به شکلی فعال و منسجم و هدفمند شروع کردند به طرح این مساله که امکان ندارد از بیرون از زمین یا از سطح زمین باعث ایجاد انفجار و ایجاد زلزله‌ در اعماق زمین شویم و به همین دلیل این تفکر و نظریه را رد می‌کردند که کسی بتواند از بیرون و از فضا در عمق زمین زلزله ایجاد کند.

با توجه به این سخنان و نظرات، مطالعاتم را از ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶ اختصاص دادم به باز بررسی تعاریف و مفاهیم رخداد زلزله، از ابتدا و این بار برای یافتن حقایق. یک سال بعد در سال ۲۰۱۵، در مطالعه لایه‌های درون زمین، توجهم به لایه سست کره / نرم‌کره / (استنسفر Asthenosphere) جلب شد. بررسی ماهیت و فیزیک ماده‌ای که در این لایه از زمین قرار دارد مرا به کلی به وجد آورد، بر اساس آخرین مطالعات زمین‌شناسان و زلزله‌شناسان در کشورهای مختلف از جمله آمریکا (که تماما با استفاده از مطالعه امواج زلزله و عبور آن امواج از لایه‌های مختلف زمین میسر می‌شوذ) ماده‌ای شدیدا ویسکوز و نرم با ترکیبات فلزی خاص در این لایه از زمین قرار دارد. ماده غلیظ و کشدار، در اثر گرمای هسته‌ی درون زمین (۶ تا ۹ هزار درجه سانتی گراد) باعث می‌شود تا این ماده در میان درزها و رگه‌های بالایی خودش بالا بیاید. منابع مختلف را برای اطلاعات بیشتر چک کردم و به شکلی بسیار عجیب و جالب، نظرات دانشمندان آمریکایی ناگهان تا اینجا می‌امد و از اینجا به بعد شما مواجه می‌شوید با یک سکوت ... بعد چه اتفاقی می‌افتد. هیچ توضیحی وجود نداشت و ندارد. نشریه‌ی معتبر دیسکاور، یک مقاله علمی فوق‌العاده در این زمینه داشت، درست به همین جا که رسید، دیگر هیچ توضیح بیشتری ارائه نمی‌دهد. متوجه شدم در حالی که در ایران اساتید تمام‌های ما در رشته زمین‌شناسی خودشان و دانشجویانشان را مشغول حفظ کردن نام گسل‌ها کرده‌اند، زمین‌شناسان آمریکایی سازمان زمین‌شناسی آمریکا حتی گسل‌های نزدیک سن آندریاس‌شان در کالیفرنیا را هم به درستی نمی‌شناسند وقتی مورد سوال قرار می‌گیرند به لکنت می‌افتند و در واقع بین خودشان اصلا بررسی گسل‌ها یک موضوع پیش‌پا افتاده است! بله، پیش پا افتاده و مزخرف! یک عمر است که ما را سرگرم کرده‌اند به بررسی گسل کوفت و زهرمار در شمال و جنوب تهران و شهرستان‌ها و ... آقایان اساتید مسلم، اساتید تمام ... و این در حالی است که خودشان با ایجاد زلزله‌های مداوم در نقاط مختلف دنیا (البته غیر از اروپا و آمریکای شمالی) خودشان! سرگرم بررسی امواج و مطالعه هسته و لایه‌های درونی زمین هستند. پس از مطالعه و پژوهش‌های فراوان، در جلسه‌ای از یکی از اساتید تمام‌های زلزله‌شناسی ایران در جمع سوال کردم آقای دکتر آیا ما در پژوهشگاه زلزله‌شناسی واحد، اداره یا تشکیلاتی برای مطالعه درون زمین، هسته و لایه‌های زمین داریم؟ ایشان صراحتا جواب دادند «خیر» پرسیدم آقای دکتر آیا ما در پژوهشگاه زلزله تشکیلات و سازمانی برای مطالعه خورشید داریم؟ ایشان صریح و واضح پاسخ دادند :«خیر» (تابان خواجه‌نصیری -۲۰۱۶) پس ما در سازمان‌های زلزله‌شناسی ‌مان اگر خدا بخواهد چه کار داریم می‌کنم؟: پاسخ این سوال واضح است، بررسی گسل‌هایی که ۱۱ هزار سال است وجود دارند! پس از مکاتبات فراوان، با سازمان زمین‌شناسی، موفق شدم جلسه‌یی با اساتید مسلم زمین‌شناسی داشته باشم. این جلسه البته یکی دو بار کنسل شد و در نهایت خیلی با اکراه تصمیم گرفتند به من «پنج دقیقه» برای طرح نظرات و سخنانم وقت بدهند. فکر می‌کردند خودم از خیر و شر این جلسه بگذرم. پذیرفتم و حضور یافتم و به سرعت با ذکر رئوس مطالب، شرحی را گفتم که نزدیک به ۲۰ دقیقه از وقت اساتید مسلم را گرفت. رئیس این جلسه به من -تابان خواجه‌نصیری ۲۰۱۶- گفتند که کتبا پاسخ خواهند داد. اکنون چهار سال از ان زمان گذشته و ۲۰۲۰ است و هیچ نامه یا یادداشتی و پاسخی دریافت نکرده‌ام! حدود دو ماه بعد از این جلسه، شرح مطالعات و یافته‌های خودم را در یک جلسه سه ساعته در محضر استاد بهرام عکاشه پدر علم زمین‌شناسی ایران- ارائه دادم با طرح این سوال در انتهای ارایه که آیا شما این مطالعات و پژوهش‌ها را غیر علمی یا شبه علمی می‌بینید، استاد صراحتا به من گفتند که کاملا علمی و دقیق بود. از آن دیدار، کتابی که بتازگی چاپ کرده بودند را نیز برایم نوشتند و امضا کردند که به یادگار از پدر زمین‌شناسی ایران نزد من باقی می‌ماند!

در فاصله سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۰ (شش سال اخیر) پس از افشاگری در زمینه فعالیت‌های مشکوک ناسا در لبه منظومه شمسی در فاصله ۲۸/۸ واحد نجومی تا ۳۰ واحد نجومی از خورشید، به ناگاه، تمام زبانه‌های خورشیدی متوقف شد. خورشید ساکت شد و آرام گرفت. کلیه این فعالیت‌ها را از طریق آزمایشگاه فضایی بررسی ایکس ری زبانه‌های خورشیدی تسیس لبدف روسیه و چند سایت دیگر به صورت انلاین انجام می‌دادم. پس از در کنار هم قرار دادن تمامی پازل‌های این تحقیق در کنار هم به چندین و چند طرح و نظریه رسیده‌ام که سند و مدرک نشان می‌دهد، ایالات متحده آمریکا و مستقیما ناسا در کار استفاده از خورشید به عنوان سلاحی ژئوفیزیکی، هیدرولوژیکی، میتئورولوژیکی، کلایمتولوژیکی و حتی بیولوژیکی است. پس از طرح این ادعا همراه با نمایش برخی از اسناد و مدارک، تصاویر و نمودارها و ... و صحبت در مورد ان در جمع برخی از اساتید ... به سرعت چندین اتفاق افتاد. یکی از مهمترین آنها این بود که دونالد ترامپ اعلام کرد که معاهده آب و هوایی پاریس خارج می‌شود که شد. بعد اعلام کرد که آمریکا صاحب قدرت و نیروی نظامی فضایی می‌شود که این را هم عملی کردند. برای آنچه می‌گویم صدها صفحه مطلب نوشته‌ام و اسناد و مدارکی وجود دارد که اساتید تمام‌هایمان حتی حاضر به دیدن و صحبت در مورد آن نیستند. نگویید این تئوری توطئه است! این خود خود توطیه است. تئوری نیست. تئوری زمانی تئوری است که مدرکی وجود ندارد. - در تصویر بالا، هم‌اکنون پالس‌ها و بیم‌های ریتمیک روی سطح لایه کرونای خورشید را در تصویری از نمودار پرتوهای ایکس‌ری از زبانه‌های خورشیدی ملاحظه می‌کنید!»

چنانچه مایلید پاسخ به سوالات یا موضوعات مشابه در شماره آینده روزنامه یا مجله تان منعکس شود؛ کافی است از طریق فرم تماس بالا درخواست خود را ارسال کنید. همچنین می توانید با آدرس پست الکترونیک journalist@webfaqt.com به صورت مستقیم مکاتبه کنید و درخواست برای نگارش مقاله را ارسال کنید.

متونی که به این ترتیب اینجا در سایت قرار می گیرند «کپی رایت» دارند. لطفا بدون اجازه کتبی و هماهنگی قبلی در نشریه چاپی و یا سایت یا وبلاگ آنلاین خود منتشر نکنید.



درباره «روایتی از علم و فن‌آوری»


روایتی از علم و فن‌آوری علم نوعی فعالیت فکری و عملی است که شامل مطالعه سیستماتیک ساختارها و رفتارهای فیزیکی و طبیعی جهان از طریق مشاهده و آزمایش است. بنابر این تعریف، هر گونه فعالیت فکری و عملی که پروسه و مسیری غیر از این را دنبال کند، فعالیتی غیرعلمی یا شبه علمی است. ...

  فن‌آوری تکنولوژی یا فن‌آوری (واژه‌ای از ریشه‌ی یونانی است به معنی "علم هنر و صنعت"، ۱) Techne به معنی "هنر، مهارت، تردستی" و ۲) -logia به معنی -شناسی - به عبارتی دیگر به مجموع تکنیک‌ها، مهارت‌ها، روش‌ها و فرآیندهای مورد استفاده در «تولید» گفته می‌شود. تولید کالا و عرضه خدمات برای تحقق یافتن اهداف مشخص و مورد نظری است تا به واسطه‌ی آن انسان زندگی بهتر و راحت تری داشته باشد، در این مسیر تحقیقات علمی و فن‌آوری می‌تواند مجموعه‌ای از دانش و فنون، فرآیندها و موارد مشابه را دربر بگیرد، یا می‌تواند در ماشین‌ها جاسازی شود تا به این ترتیب امکان بهره‌برداری از آنها حتی برای افرادی که هیچ اطلاع دقیقی از کارکرد یا کارکردن با آنها را ندارد نیز فراهم شود. در این فرایند سیستم‌ها (به عنوان مثال ماشین‌آلات) با استفاده از فن‌آوری، شیوه‌های انجام کار را تغییر می‌دهند و مطابق با استفاده از سیستم، آن را به گونه‌ای تغییر می‌دهند که در نهایت نتیجه مورد نظر حاصل می‌شود. در حالی که در حال نوشتن این متن بودم چندین و چند مثال به ذهنم رسید که شما می‌توانید با تجسم آن مثال‌ها مفهوم تکنولوژی را بهتر درک کنید. مثلا ماشین‌های بزرگی که برای حفر تونل طراحی شده‌اند (TBM) این ماشین‌ها ترکیبی از فن‌آوری‌های مختلف هستند که در کنار هم قرار گرفته‌اند برای انجام و اجرای سریعتر و دقیق‌تر کارهای بسیار بزرگ و شگرف. یا مثلا توربین‌های بخار بسیار بزرگ که با آنها برق تولید می‌شود. ساده‌ترین شکل فن‌آوری ، توسعه و استفاده از ابزارهای اساسی است. کشف ماقبل تاریخ چگونگی کنترل آتش و انقلاب نوسنگی بعد از آن، خیلی چیزها را تغییر داد و متحول کرد، کشاورزی را متحول کرد، منابع غذایی موجود را افزایش داد و همه ی اینها به سرعت باعث شد تا انسان با پختن خوراک خود به مرور باهوش‌تر شود. اختراع «چرخ» که حاصل همین هوشمندی است باعث شد تا انسان به مسافرت و کنترل محیط خود بپردازد. تحولات در زمانهای تاریخی مختلف، از جمله دستگاه‌های چاپ، دستیابی به برق و تلگراف و تلفن و اینترنت ، بسیاری از موانع فیزیکی که در مقابل «ارتباطات» بین انسان‌ها بود را به سرعت كاهش داده به ما انسانها این اجازه را داد كه در مقیاس جهانی آزادانه‌تر در تعامل باشیم. همه اینها مانند معجزه‌ یا معجزه‌هایی است که پشت هم برای انسان رخ دادند و با آنها انسان به مقطع کنونی از تاریخ حیات خود بر کره زمین رسید که به فضا و به لبه‌ی منظومه شمسی سفر کرده است، از دورترین کرات عکس برداری می‌کند و به سفرهایی طولانی تر و مهیج‌تر می‌اندیشد.

فلاسفه یونان باستان حدود سیصدوشصت تا ششصد سال قبل از میلاد مسیح، اولین تفکرات و اندیشه‌های فلسفی بشر توسط یونانی‌ها پایه‌ها و مبانی اصلی «علم» را بنیان نهاد. در فاصله همین ۲۵ قرن مباحثات فلسفی مختلفی در مورد استفاده از علم و فناوری بوجود آمده است و اختلاف نظرها در مورد اینکه آیا فناوری وضعیت انسان را بهتر کرده، بهبود بخشیده یا نه، وضع آن را بدتر کرده است، اختلاف نظرهایی وجود دارد. که از میان اینها می‌توان به تفکراتی چون نئودوديسم، آناركوبدويسم و جنبش‌هاي ارتجاعي مشابه اینها اشاره کرد که با انتقاد از توسعه و فراگيري تكنولوژي، اظهار مي‌كنند كه اين مسیر و این امر رو به انحطاط است و در نهایت به محيط زيست صدمه زده و می زند و افراد و انسان‌ها را به کلی با هم بيگانه کرده و مي كند. از طرف دیگر طرفداران ایدئولوژی‌هایی مانند transhumanism (تراانسان گرایی) و techno-progressivism (پیشروگرایان فن‌آوری)، پیشرفت تکنولوژی را به نفع جامعه و شرایط انسانی می‌دانند.

تراانسان‌گرایی یا Transhumanism (که از آن به اختصار H+ یا h+ نیز یاد می شود) یک جنبش فلسفی بین‌المللی است که با توسعه و ایجاد فن‌آوری‌های پیشرفته، پیچیده و گسترده‌ برای تقویت حافظه، عقل و فیزیولوژی انسان موافق است و از آن حمایت می‌کند و بر همین اساس با اعمال تغییراتی در ژنوم انسان با مقاصدی مانند شبیه‌سازی و یا ترکیب با تجهیزات و روبات‌های هوشمند موافقت دارد. در این فضا به این موضوع و بحث ربات‌ها و اساسا هوش مصنوعی بیشتر پرداخته می‌شود.

فنجان‌های روبرو، تابان خواجه‌نصیری - ۲۰۱۹ در فاصله‌ی سی سال گذشته، با کنجکاوی، عشق و علاقه‌یی عجیب به حال و آینده بشر و آینده علم و تکنولوژی اندیشیده‌ام و از هر فرصتی برای آموختن و آموزش بیشتر استفاده کرده‌ام. در این مسیر، مقالات و یادداشت‌های متعددی نوشتم که برخی از آنها را شما در صفحاتی که قبلا در فیسبوک داشتم ملاحظه کرده‌اید اکنون، اینجا در این فضا دنبال می‌کنید. از اوایل دهه هشتاد تا حال حاضر مقالات و مطالب و ترجمه‌هایم اکثرا در همین سایت و در وبلاگ‌های مرتبط و یا سایت‌های مرتبط و بعد چاپ و نشر آنها در مطبوعات و نشریات متعدد بوده است که برخی از آنها را به مرور برای دریافت به صورت فایل «پی دی اف» یا لینک فعال به منبع روی سایت یا اینترنت اینجا قرار می‌گیرد.

فنجان‌های روبرو - تابان خواجه‌نصیری - ۲۰۱۹



نسخه پی دی اف آماده  دریافت










روایتی از کپی‌رایت

درباره «روایتی از کپی رایت»


تلاش‌ها و کارهای روزنامه‌نگاری برای احقاق حق شخصی و گروهی حدود چهل سال پیش همزمان با آغاز انقلاب شروع کردم به آموختن موسیقی و ساز گیتار را به عنوان ساز اصلی و موسیقی پاپ و بعدها جز و بلوز را به عنوان سبک یا ژانر موسیقی‌های مورد علاقه‌ام انتخاب کردم. آن زمان هیچ دیدی از آینده این نوع موسیقی وجود نداشت و حتی حمل و نقل ساز تا حدود یک دهه بعد از انقلاب ممنوع بود. ...

کپی‌رایت هفت هشت سال بعد شروع کردم به آهنگسازی و ترانه‌سرایی، اولین ترانه‌هایم را سی و دو سال پیش ساختم و برخی از آنها را در آلبومی گردآوردم تا در موقعیتی مناسب برای دریافت مجوز اقدام کنم. اوایل دهه هفتاد صدا و سیما برای اولین بار اقدام به پخش برخی از آثار نزدیک به موسیقی پاپ کرد و اواسط دهه هفتاد مجموعه‌ای از حدود ده ترانه را برای دریافت مجوز به وزارت ارشاد بردم. در اولین بررسی‌ها شورای شعر و موسیقی وزارت ارشاد به کارهای من در حوزه ترانه و موسیقی مجوز نداد و روی تمام بندهای اشعار و کلام ترانه‌هایم خط قرمز کشیدند. سرنوشتی که از آن می‌توانم به عنوان اولین شکست زندگی‌ام در دوران جوانی یاد کنم.

انعکاس نامه سرگشاده ام به ارشاد در طیف وسیعی از مطبوعات چون خبرگزاری جمهوری اسلامی و روزنامه سرمایه و نشریه های نامه و حافظ اواخر دهه هفتاد دوستانی با من تماس گرفتند که تابان چه نشسته‌ای که فردی به نام هومن بختیاری در فرهنگسرای شفق به همراه گروهش دارد چند تا از ترانه‌های تو را با نام بردن از افراد دیگری به عنوان شاعر و آهنگساز می ‌خواند و اجرا می‌کند. بلافاصله اقدام به پیگیری کردم و با این فرد تماس گرفتم او را از ادامه این حرکت منع کردم. در شرایطی که وزارت ارشاد به صاحب اصلی اثر مجوز نداده بود داشتند ترانه‌هایم را می‌خواندند و اجرا می کردند و با آن پول در می‌اوردند. خبرهایی می‌رسید که برخی از خوانندگان در کیش دارند ترانه هایم را می‌خوانند در حالی که من در کش و قوس و درگیر امور بروکراتیک (کاغذبازیهای اداری مربوط به دریافت مجوز) بودم.

تابان‌خواجه‌نصیری - دهه ۷۰ همین باعث شد تا من بحث کپی‌رایت را به صورت خیلی جدی از همان زمان دنبال کنم. اوایل دهه هشتاد مطلع شدم که فردی به نام وحید حاجی‌تبار یکی از ترانه‌هایم را با عنوان «توی مهتاب» در آلبومی به نام «عشق‌های دروغین» ضبط و منتشر کرده است با مجوز وزارت ارشاد اسلامی، تمامی آن بندهایی که برای من خط قرمز کشیده بودند را حاجی تبار موفق به دریافت مجوز شده بود! چند وقت بعد از آن در شبکه ماهواه ای ام آی تی وی فرشید نوابی در برنامه زنده - گیتار شکسته - (که حتی نام برنامه‌شان را هم از روی ترانه‌ام برداشته بودند) ادعا کرد که سازنده این اثر یعنی ترانه «شعر کوچه» است. این قطعه تضمینی از شعر کوچه شادروان فریدون مشیری است که با اجازه خود ایشان در سال ۶۶ ساخته بودم. بلافاصله با این افراد تماس گرفتم و آنها را از اجرای ترانه‌ام منع کردم و شرح این ماجراها را در نامه ای سرگشاده برای وزارت ارشاد و مطبوعات آن زمان نوشتم و ارسال کردم.

حضور در دفتر نشریه وزین هنر موسیقی و گفتگو با استاد مهدی ستایشگر صاحب امتیاز و سردبیر محترم نشریه و چاپ مقاله در شماره ۷۳ مرداد ۸۵ بخش «روایتی از کپی رایت» اساسا اختصاص دارد به بیش از بیست سال تمام دوندگی‌ها و فعالیت‌هایم برای احقاق یک حق ساده از دست رفته و پامال شده ام به عنوان شاعر، آهنگساز، خواننده و نوازنده گیتار و پدیدآورنده این ترانه‌ها در ایران. وزارت ارشاد اسلامی هیچگاه به تابان خواجه‌نصیری برای اجرا و ضبط آثارش تاکنون هیچ مجوزی نداده است.

نسخه پی دی اف آماده  دریافت برداشت ادبی! در موسیقی پاپ ایران
نوشته: تابان خواجه‌نصیری
هنر موسیقی - مرداد ۸۵
لینک دانلود فایل پی دی اف

https://tinyurl.com/ycw7zjmd




روایتی از فرهنگ و هنر

در روایتی از فرهنگ و هنر: احساس تعلق به جامعه، اثربخش‌‌تر از آموزش‌های اخلاقیست



مهسا کلانکی در خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - گفتگویی دارد با ابراهیم موسی‌پور بشلی، نویسنده، مترجم، پژوهشگر و جامعه‌شناس، مدیر گروه تاریخ اجتماعی بنیاد دایره‌المعارف اسلامی، در این گفتگو وی معتقد است آموزش‌های اخلاقی و فرهنگی و دینی و قوانین، همگی تا جایی می‌توانند رفتارهای مردم را در هنگام بروز بحران و مصیبت‌های عمومی کنترل کنند و احساس تعلق به جامعه از این موضوع بسیار مهم‌تر است. - عکس: رضا دشتی، خبرگزاری ایبنا.

بخوانید| اینجا در خبرگزاری کتاب: احساس تعلق به جامعه، اثربخش‌‌تر از آموزش‌های اخلاقیست

درباره «روایتی از فرهنگ و هنر»


تلاش‌ها و فعالیت‌های روزنامه‌نگاری برای اعتلای فرهنگ و هنر کشور فرهنگ و هنر يكی ديگر از علاقمند‌ی‌های من است. در اين يادداشت‌ها از فرهنگ و هنر، ادبيات، شعر، داستان و موسيقی و كتاب خواهم نوشت. از هفت هشت سالگي شعر و شاعری را دوست داشتم، يادم مي‌آيد كه تازه خواندن و نوشتن را شروع كرده بودم كه دلم مي‌خواست كتابچه شعری هم برای خودم درست كنم و بالاخره هم اين كار را كردم و پراكنده، اولين نوشته‌هايی را كه در آن زمان فكر می‌كردم چيزي جز شعر نيست در دفترچه‌ی كوچكي گرد آوردم. شاهدم از اين ماجرا کسی است كه شايد تنها چند روز بعد از تهيه‌ی دفترچه آن را به نفع آيندگان مصادره كرد! . ...

 ادبیات با نگاهی تازه نمي‌دانم، شايد هنوز آن دفترچه كوچك را پهلوي خودش نگاه داشته باشد. روزی مي‌گفت، اين را نگاه داشته‌ام كه يك روزی اگر براي خودت كسي شدی، آن را چاپ كنم تا همه بدانند كه اوايل، چه شعرهاي مزخرفی می‌گفتی! فکر می‌کرد با این کار منصرف می‌شوم و شعر و شاعری را به کل کنار می گذارم. بعد از آن، شعر گفتن و داستان نوشتن را كنار نگذاشتم، اينها علاقه‌های من بود، چطور مي‌توانستم آنها را كنار بگذارم.

برخی از نوشته‌ها یا ترجمه‌هایم از مقالات فرهنگی و هنری در نشریات گوناگون چون فرهنگ مردم و ... به چاپ رسیده است برايم مهم نبود كه ديگران درباره چيز‌هايی كه می‌نوشتم بخصوص اشعارم برای خرگوش‌ها و گربه‌ها و گنجشک‌ها چه فكری می‌كنند، فكر می‌كردم كه وقتی آدم احساسی دارد يا وقتی فكری و انديشه‌ای در سرش دارد که چرخ می زند، وقتی مي‌تواند بخواند، می‌تواند بنويسد و خوب خيلي حيف است كه ننويسد. پس برای همین نوشتم، اما برای خودم و ديگر دفترچه‌ای هم برای نوشته‌هايم درست نكردم، حالا كه سنم از پنجاه گذر کرده دارم خودم را برای دور افتخار با پرچم آماده می کنم.

تابان‌خواجه‌نصیری - اواخر دهه ۷۰ فرهنگسرای هنر حالا که دور تا دورم را كاغذ و نوشته‌هايی فراگرفته كه فکر می کنم تنها راه باقی‌ماندنشان در اين است كه آنها را به صورت اين يادداشت‌ها در اين سایت بياورم. نمي‌دانم تا چه حد موفق مي‌شوم كه اين يادداشتها را جمع‌اوری كنم، اما هر چه باشد، سعی مي‌كنم، آنهایی را در اينجا قرار دهم كه نه فقط خودم، كه ديگرانی هم كه آنها را خوانده يا شنيده‌اند پسنديده‌ باشند. شايد اين از دل نوشته‌هايم به دلتان بنشيند كه اگر اين چنين شد، نظراتتان را برايم بنويسيد، خوشحال مي‌شوم آنها را بخوانم و بدانم.

بیگانه - اواخر دهه ۷۰ در فاصله‌ی سی چهل سال اخیر برخی از یادداشت‌ها، اشعار و یا داستان‌ها یا ترجمه‌هایم و یا حتی برخی از طرح‌ها و کاریکاتورهایم در نشریات یا سایت‌های مختلف منتشر شده است که شما در این قسمت به مرور با آن‌ها آشنا می‌شوید و در این بخش یا تحت همین عنوان فرهنگ و هنر آن مطالب را برای مطالعه خواهید یافت.

نسخه پی دی اف آماده  دریافت وبلاگ نماد تاریخ شفاهی و فولکلور اینترنتی
نوشته: تابان خواجه‌نصیری
نشریه فرهنگ مردم -
لینک دانلود فایل پی دی اف

مقاله قدیمی وبلاگ نماد تاریخ شفاهی و فولکلور اینترنتی




روایتی از ترجمه متون فنی و واژگان تخصصی

درباره «روایتی از ترجمه فنی و واژگان تخصصی»


ترجمان علوم و فنون مختلف اولین سنگ بنای توسعه رشته‌ی تحصیلی و دانشگاهی ‌ام در اصل زبان انگلیسی و ترجمه است و الان در حدود سی سال است که هر روز درگیر کارهای مرتبط با زبان و ادبیات انگلیسی، زبان‌شناسی، فرهنگ نویسی، ترجمه و ترمینولوژی رشته‌های مختلف علوم و ترجمه متون فنی و تخصصی هستم. شما برای این که بتوانید ترجمه خوب و قابل قبولی از یک متن تخصصی ارائه دهید لازم است که آشنایی و حتی تسلط خوبی نسبت به موضوع و رشته ی اصلی زبان مبدا داشته باشید و این امر نیازمند مطالعه دقیق و بسیار در آن رشته ‌ی تخصصی است. تصویری که اینجا ملاحظه می‌کنید کتیبه ی معروف رزتاست،کتیبه ای که در مصر باستان یافت شده و (با قدمتی حدود ۴۰۰۰ سال) کهن‌ترین کتیبه‌ای است که روی آن یک متن به سه زبان نوشته شده است و در حقیقت قدیمی ترین و معروف ترین نماد ترجمه است. ...

کپی‌رایت بار دیگر در بحث ترجمه ما با موضوع بسیار مهم کپی رایت روبرو هستیم و لازم است که مترجمین و مراکز نشر ایران به این موضوع توجه ویژه ای داشته باشند. در جهان، صنعت چاپ و نشر ایران را جدی نمی گیرند چرا که ما کپی رایت نداریم و این قانون و حقوق بسیار مهم در کشور ما جدی گرفته نشده است برای همین رویکرد من در رابطه با بحث ترجمه، بیشتر یک رویکرد تحقیقی و پژوهشی است به این معنا که در فاصله سی سال گذشته ترمینولوژی و بحث واژگان تخصصی و ترجمه‌های فنی بخصوص در رابطه با صنایع و رشته ‌های مرتبط با رایانه‌ها، شبکه و وب و اینترنت و برنامه‌نویسی یا اساسا فن آوری اطلاعات بسیار حائز اهمیت بوده است.

در فاصله بیست و پنج سال گذشته مقالات منتشر شده در رابطه با واژگان تخصصی پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی در مقطع کارشناسی (لیسانس) به سازمان صدا و سیما رفتم و در آنجا به مدت دو سال در اداره بین الملل و نیز برای گروه ورزش در تولید مشغول به کار شدم. ترجمه متون بسیار متعدد و مهمی در آن سازمان بر عهده ام قرار گرفته که دو اساسنامه‌ی اتحادیه‌های سازمانهای رادیوتلویزیونی آسیا و اقیانوسیه موسوم به ABU ‌و سازمانهای رادیوتلویزیونی کشورهای اروپایی موسوم به EBU از جمله مهمترین ترجمه‌های تخصصی ام در آن سازمان بود. همچنین ترجمه اپیزودهای برخی برنامه های ورزشی متعددی که در آن مقطع زمانی در جدول پخش برنامه های ورزشی تلویزیون قرار داشت بر عهده ام بود.

تابان‌خواجه‌نصیری - اواخر  دهه ۷۰ همان زمان در اوایل دهه ۷۰ برخی از کارها و اخبار علم و فن‌اوری های مهم ارتباطات و نیز مقالات متعددی در رابطه با رویدادهای ورزشی همچون المپیک و یا تجهیزات پخش رادیوتلویزیونی و ارتباطات ماهواره ای و ... در هفته‌نامه سروش منتشر می‌شد. در اوایل دهه ۷۰ نگارش و ترجمه برخی از متون سخنرانی مدیران رده بالای صدا و سیما و از جمله مهمترین آنها متن برخی از سخنرانی های ریاست وقت آن سازمان را انجام داده بودم. از اواسط دهه ۷۰ همکاری با سازمان‌های فرهنگی و هنری، چاپ و نشر کتاب و ناشرین به صورت جدی آغاز شد و اولین ترجمه‌هایم در نشریاتی چون علم الکترونیک و کامپیوتر، شبکه و ... و بعدها در نشریات دیگری چون «کامیاب» و «فرهنگ مردم» و ... منتشر شد.

حضور در میان اعضای تحریریه نشریاتی چون شبکه، کامیاب و ... از اوایل دهه هشتاد تا حال حاضر مقالات و مطالب و ترجمه‌هایم اکثرا در همین سایت و در وبلاگ‌های مرتبط و یا سایت‌های مرتبط و بعد چاپ و نشر آنها در مطبوعات و نشریات متعدد بوده است که برخی از آنها به مرور به عنوان نوع یا نمونه ای از کارهای ترجمه‌ام برای دریافت به صورت فایل پی دی اف یا لینک فعال به منبع روی سایت یا اینترنت قرار می گیرد

نسخه پی دی اف آماده  دریافت









روایتی از کار از راه دور

در «روایتی از کار از راه دور» - آمریکا و گزارشی از برنامه‌های موفق در رابطه با دورکاری از سال ۲۰۱۳


  تابان خواجه‌نصیری - دستخط یک بر اساس یک مطالعه و آمار و ارقامی که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد در ایالات متحده آمریکا، ۹۰٪ سازمان‌ها برنامه‌های «کار از راه دور» را در دستور کار خودشان قرار داده بودند که در پایان یک دوره مطالعاتی، مشخص شد تنها ۳٪ از این سازمانها برنامه‌های خودشان را متوقف ساخته‌اند و این نشان می‌دهد که از آن زمان، برنامه‌ها با موفقیت همراه بوده و پیش رفته است.

در یک سری از جلسات مشاوره‌ای و سمینارهایم به صورت مفصل در رابطه با بحث «کار از راه دور» و بخصوص اهمیت «دورکاری» و ضرورت و نیاز به آن در ایران گفته و یا در مقالات و مطالب و یادداشت‌های متعدد برای سایت‌ها و وبلاگ‌ها مطرح ساخته‌ام که اگر یک زمانی می‌گفتیم و می‌نوشتیم که «دورکاری» هم می‌تواند یکی از گزینه‌های روی میز صاحبان مشاغل و مدیران سازمان‌ها و کسب و کارها باشد، امروز «کار از راه دور» یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است. شرح و رئوس مطالب ارائه شده در مجموعه سمینارهای مرتبط با «کار از راه دور» و آنچه در این جلسات و سمینارهای مرتبط با آن مطرح می‌شود به زودی بر روی سایت قرار می‌گیرد. اما شما برای دریافت بروزرسانی‌ها کافی است از طریق فرم تماس در بالای همین صفحه اقدام کنید. در متن پیام بنویسید «کار از راه دور» و بعد به نامه الکترونیکی یا رایانامه‌یی که برایتان ارسال می‌شود پاسخی ارسال کنید. به این ترتیب شما بلافاصله در فهرست خبرنامه‌های مرتبط با بحث «کار از راه دور» و «دورکاری» یا زیرمجموعه‌‌های آن که از این سایت - سایت رسمی تابان خواجه‌نصیری - ارسال می‌شود قرار می‌گیرید.

کوتاه و مختصر درباره تابان خواجه‌نصیری


تابان خواجه نصیری تابان خواجه‌نصیری - نویسنده، مترجم، پژوهشگر، روزنامه‌نگار و سخنران - متولد ۱۳۴۶، ساكن تهران است. وی از سال ۱۳۶۸ تاكنون در زمینه‌ها‌ی مختلف و مرتبط با كامپیوتر، ارتباطات و اینترنت، بازاریابی اینترنتی و بازاریابی از طریق رسانه‌های اجتماعی، علوم و فنون مختلف مطالعات و پژوهش‌های متعددی داشته است. او دیوانه‌وار عاشق منظومه شمسی، خورشید، کره زمین، ایران، مردم، علوم، فنون و هنرهای مختلف و «در یک نگاه» عاشق مطالعه و یادگیری مداوم است. ...

مقالات منتشر شده در فاصله‌ی ۳۰ سال گذشته تابان خواجه‌نصیری با رسانه‌های متعددی از جمله صدا و سیما (روابط بین‌الملل و گروه ورزش صدا و سیمای جمهوری اسلامی)، نهادها و موسسات تحقیق و توسعه، فعالان مطبوعاتی، فرهنگی و هنری، ناشرین، شرکت‌ها و سازمان‌ها و مراکز تحقیقاتی و پژوهشی متعدد همکاری داشته است.

مصاحبه با نشریه سیلیکون در اواخر دهه ۷۰ مطالب و مقالات و مصاحبه‌های متعددی از خواجه‌نصیری در سایت‌های خبری و خبرگزاری‌ها، جراید و مطبوعات کشور از جمله روزنامه‌های ایران، سرمایه، حیات نو اقتصادی، تفاهم و مجلات و نشریاتی چون سروش، علم الكترونیك و كامپیوتر، شبكه، كامیاب، آشیانه، هنرموسیقی و فرهنگ مردم، تجارت و تبلیغات، بازاریابی اینترنتی و ... منتشر شده است.

برگزاری سمینار و سخنرانی علاوه بر سخنرانی و ارائه سمینارهای مرتبط با فن‌اوری اطلاعات و بازاریابی دیجیتالی و بازاریابی از طریق پست الکترونیک، خواجه‌نصیری همچنین با سایت‌های اینترنتی داخلی و خارجی متعددی در رابطه با طراحی سایت، مدیریت سایت، بازاریابی الکترونیکی، بازاریابی رسانه‌های اجتماعی، نگارش و ترجمه متن و بازاریابی محتوا و بومی سازی متن وب، مطلب و مقاله، تولید محتوا، هماهنگی، مشاوره و همكاری داشته است.

ایجاد پل ارتباطی از طریق رسانه‌های اجتماعی سایت وب اف ای کیو تی دات کام سایت رسمی تابان‌ خواجه‌نصیری است که از هفتم ماه اوت سال ۲۰۰۰ روی اینترنت قرار دارد و هدف و قصد نهایی آن علاوه بر ارائه طیف وسیعی از علاقمندی‌ها، مطالعات، پژوهش‌ها، نگرش‌ها و نگارش‌ها، ایجاد یک پل ارتباطی با مخاطبین و هواداران و نیز در عین حال ارائه آرشیو مجموعه‌ای از برخی مقالات و یادداشت ‌های منتشر شده و منتشر نشده، تصاویر، اشعار و نوشته‌های خواجه‌نصیری بر روی اینترنت است.



روایتی از هرزنامه ها

به‌ دنبال‌ تعريفي‌ جامع‌ از اسپم یا هرزنامه


Spam چيست؟ آيا مي توان تعريفي دقيق و جامع از آن ارائه داد؟ آيا اين موضوع، تنها به دايره فضاهاي مجازي و اينترنت ربط دارد؟ آيا مردم ما از اين قضيه آگاهي دارند؟ آيا آن را مي شناسند؟ اين مقاله یی قدیمی اما راه گشا که در يكي از شماره هاي قدیمی نشريه «آشيانه» - که دیگر منتشر نمی شود - به چاپ رسيده است.

[ نسخه دسکتاپ ]      [ نسخه موبایل ]



روایتی از جستجوی ما

از میان خبرها: با گوگل‌فوتوز می‌توانید متون درون عکس‌ها را جستجو کنید



گوگل می‌تواند به جستجوی متون نوشته شده در عکس‌ها بپردازد و حتی از این پس می‌توان متن‌های موجود در عکس‌ها را کپی کرد.





روایتی از جستجوی ما

در روایتی از بازاریابی اینترنتی؛ پاسخ به پرسش‌های متداول: بازاریابی آنلاین چیست؟



  تابان خواجه‌نصیری - دستخط یک تعریف «بازاریابی آنلاین» در خود این عبارت به روشنی بیان شده است. بازاریابی آنلاین همان بازاریابی اینترنتی است. با بازاریابی آنلاین، ما کالا یا خدمات یک فرد، یک موسسه یا یک شرکت را روی اینترنت، تبلیغ، بازاریابی و ترویج می‌کنیم و پیش می‌بریم. اساس این نوع بازاریابی در جذب یک تعداد وسیع و انبوه از مخاطبین و توزیع و پخش پیام تبلیغاتی در سطحی جهانی است.

در فاصله دو دهه گذشته تا به امروز ما از شیوه‌های مختلفی در بازاریابی آنلاین استفاده کرده‌ایم که این شیوه‌ها عبارت بوده‌اند از رسانه‌های بی‌سیم و پست الکترونیک. بازاریابی آنلاین یک ترکیب و یا ملقمه‌یی است از بکارگیری روش‌هایی خلاقانه و جنبه‌های فنی از خود اینترنت و سرویس‌هایی که این فضای فوق‌العاده ارائه می‌دهد. شما اکنون می‌بینید که ما روی اینترنت علاوه بر تبلیغ و فروش کالا و خدمات، «طرح و توسعه» نیز داریم و اینها موضوعاتی است که باعث شده تا بحث «بازاریابی آنلاین» یا اساسا «بازاریابی اینترنتی» یک سر و گردن بالاتر از «بازاریابی سنتی» قرار گیرد.



روایتی از محتوا، متن و مدیریت محتوا

در روایتی از متن، محتوا و مدیریت محتوا - درک ارتباط با مشتری برای یافتن ایده‌هایی جهت تولید محتوا فوق‌العاده مهم است


  تابان خواجه‌نصیری - دستخط یک مطالعات و تجربیات ما در فاصله سالهای گذشته و کار با طیف وسیعی از صنایع و یا کسب و کارهای مختلف ما را به یک اصل اساسی رسانده است و ان اصل درک ساده این مفهوم است که هر خدمتی که ارائه می‌دهید و یا هر نوع محصول یا محصولاتی را که می‌فروشید، بازاریابی با استفاده از «محتوای مؤثر» در ارتباط با مشتری یا مشتریان بالقوه و و تداوم و حفظ ارتباط با مشتریان کنونی و بالفعل شماست که منجر به فروش و اساسا فروش بیشتر در کسب و کار و تجارت شما می‌شود. ...

خیلی ساده می‌توانم بگویم که در بازاریابی محتوا آنچه که ما تولید می‌کنیم چه متنی باشد که خودمان می‌نویسیم و یا از منابع مختلف اما موثق و درست تهیه و ترجمه کرده یا جمع‌اوری می‌کنیم، از عکس‌ها و تصاویر، فایل‌های صوتی و تصویری و ویدیویی، نمودارها و جداول اطلاعات و آمار و ارقام و ... همه و همه، برای استفاده مخاطبین‌مان روی سایت‌هایمان قرار می‌گیرد. ما از طریق این مواد و ترکیبات است که مرحله به مرحله به مخاطبین‌مان آموزش های لازم را ارائه می‌کنیم. اینها در واقع محتوایی است که می‌تواند «پایه و اساس» اکثر برنامه‌های بازاریابی باشد. در این فاز، قصد مان این است که از طریق ایجاد و حفظ این ارتباط، کمک کنیم مشتری با کالا و خدمات ما آشنا شود و ما در این مسیر آموزش‌های لازم را به او ارائه کنیم.

در سال ۲۰۱۸، eMarketer تخمین زد و اعلام کرد که تقریبا ۹۰٪ شرکت‌های B2B در ایالات متحده از بازاریابی محتوای دیجیتال استفاده کرده‌اند.

از بیست سال پیش به این طرف شرکت‌ها و کسب و کارهای کوچک، متوسط و بزرگ در حال تولید محتوا هستند، افراد متخصص بر روی اینترنت با نوشتن مطالب و مقالات مفید، همه و همه در حال آموزش دادن به مشتریان احتمالی خود هستند. شرایط به گونه‌ای است که شما بخوبی احساس می‌کنید که گویی اینترنت و تولید محتوای مناسب برای کالا و خدمات مختلف در جوامع بشری اساسا به نوعی حالت و وضعیت اشباع رسیده است. اینجاست که اصلاح برنامه‌ها و روش‌ها بسیار مهم می شود و این یک کار تخصصی است که از عهده نوامدگان به صحنه‌ی اینترنت برنمی‌آید. وقتی که این کار درست و به خوبی انجام شود ، بازاریابی محتوا به امری چند وجهی تبدیل می‌شود. بسیاری از نوامدگان به صحنه اینترنت و تولید محتوا به درک مناسبی از این مفهوم نوین نرسیده‌اند و برای همین باعث تلف شدن سرمایه‌های شرکت‌ها در بازاریابی اینترنتی و بخصوص بازاریابی محتوا می‌شوند.

مطالبی که عالی تهیه و تنظیم، نگارش یا ترجمه شوند و در اختیار مخاطبین هدف قرار گیرند باعث ایجاد نوعی «آگاهی» می‌شوند، تا بعد همین مطالب هستند که به ما و شرکت یا موسسه و سازمانی که اداره می‌کنیم و پیش می‌بریم تا محصول (کالا و خدماتی) به مشتریان و مصرف کنندگان مان ارایه کنیم به ما به عنوان تولیدکننده اعتبار دهند و برای فروشندگان ما به دلیلی محکم برای ایجاد و حفظ ارتباط موثر و مستمر با مشتریان احتمالی در آینده بدل شوند.

بگذارید همین جا یک مثال بزنم، Demand Metric نشان داده است كه بازاریابی محتوا باعث می‌شود تا فروش ما تا ۳ برابر بیشتر از بازاریابی سنتی باشد و این در حالی است که ما می دانیم که بازاریابی محتوا، با تولید محتوای درخور توجه مخاطبین مان با ۶۲٪ هزینه كمتر به این میزان از فروش دست می‌یابیم. علاوه بر این، گزارش DemandGen نشان می‌دهد که ۷۵٪ از خریداران B2B قبل از تصمیم گیری برای خرید، از محتوایی که شما و تیم بازاریابی شما تهیه کرده است به عنوان یک رسانه تحقیقاتی استفاده می‌کنند.

من در جلسات مختلف بوضوح در رابطه با این موضوع صحبت کرده‌ام و نشان داده‌ام که ما دائما باید در کار خلق «ایده‌های نو» باشیم. یعنی فضای‌ اینترنت و وب تعاملی 2.0 و رقابت شدیدی که ایجاد شده این را از ما می‌طلبد بنابر این از هر فرصت و امکانی باید استفاده کنیم تا در میان مردم، مشتریان و مخاطبین احتمالی‌مان، ببینیم اینها به چه نوع مواد و متریالی، چه بافت و چه ترکیبی از انواع «متن و محتوا» نیاز دارند. توجه داشته باشید که ما در این مرحله می‌خواهیم با محتوایی که خلق می‌کنیم ابتدا با آنان ارتباط برقرار کنیم. درک این «ارتباط» فوق‌العاده مهم است. محتوایی که ساخته و پرداخته می‌شود با تشخیص نیاز مخاطب به آموزش است. به این مفهوم که ما در ارتباطات خودمان متوجه نیازهای اطلاعاتی و آموزشی مشتریان و مخاطبین‌مان می‌شویم که در نتیجه می‌فهمیم که بخش از عمده تلاش ما روی این محور باید سوار شود و قرار بگیرد.


چنانچه مایلید پاسخ به سوالات یا موضوعات مشابه در شماره آینده روزنامه یا مجله تان منعکس شود؛ کافی است از طریق فرم تماس بالا درخواست خود را ارسال کنید. همچنین می توانید با آدرس پست الکترونیک journalist@webfaqt.com به صورت مستقیم مکاتبه کنید و درخواست برای نگارش مقاله را ارسال کنید.

متونی که به این ترتیب اینجا در سایت قرار می گیرند «کپی رایت» دارند. لطفا بدون اجازه کتبی و هماهنگی قبلی در نشریه چاپی و یا سایت یا وبلاگ آنلاین خود منتشر نکنید.





روایتی از بازاریابی از طریق پست الکترونیک

در روایتی از بازاریابی با پست الکترونیک: حتی دیگر نیازی به فکر کردن نیست برای شرکت در سمینارهای بازاریابی با پست الکترونیک همین امروز اولین گام را بردارید و اقدام کنید!


  تابان خواجه‌نصیری - دستخط یک بگذار تا ببینیم... آیا شما می‌دانید بازاریابی از طریق پست الکترونیک چیست یا نه، اگر می‌دانید، و دارید از این روش استفاده می‌کنید شما چند گام جلو هستید، اگر نمی‌دانید و هنوز خودتان را با یک استراتژی بازاریابی از طریق ایمیل یا پست الکترونیک برای کسب و کار و تجارت خودتان تجهیز نکرده‌اید و شروع به اقدامی نکرده اید؟ آن وقت توصیه من به شما این است که در اولین فرصت با من برای جلسه بسیار بسیار مهمی که من در آن به صورت یک سمینار نکات مهم در اولین گام‌ها در بازاریابی از طریق پست الکترونیک را با شما بازگو خواهم کرد.

در این مرحله هیچ نیازی به تماس تلفنی نیست کافی است فرم بالای این صفحه سمت چپ را پر کنید - از طریق کامپیوتر دسکتاپ به سایت وارد شوید - و در آن قسمت مربوطه «مشاوره، مصاحبه یا مقاله در زمینه ی ...» بنویسید «شرکت در سمینارهای بازاریابی از طریق پست الکترونیک» اطلاعات اولیه بلافاصله و اطلاعات بیشتر در صورتی که به اولین ایمیل از طرف ما پاسخ دهید به مرور برایتان ارسال می‌شود. می‌خواهیم اطمینان حاصل کنیم که شما مسیر درست را انتخاب کرده‌اید و کمپین‌های ایمیل شما خواسته‌ها و نیازهای مشترکان را برآورده می‌کند؟



روایتی از تبلیغات و اینترنت

هشدار امنیتی: گرفتن دامنه gov. کار چندان سختی نیست و مشکل از همین جا شروع می‌شود


  تابان خواجه‌نصیری - دستخط یک بسیاری از مردم فکر می‌کنند که دامنه‌های gov. که اساسا اختصاص دارند به سازمان‌ها و مراکز دولت فدرال آمریکا امن و مطمئن هستند چرا که حتما گرفتن دامنه‌های gov. کاری سخت و پیچیده است و فیشرها و اسکمرها و اسپمرها بخاطر همین نمی‌توانند سراغ این دامنه‌ها بروند و از طریق آنها به فریب کاربران اینترنت اقدام کنند. برایان کربز یکی از متخصصین صاحب نام امنیت اینترنتی اخیرا در پستی در سایتش اعلام می‌کند که از پژوهشگری که نخواسته نامش آشکار شود ایمیل دریافت کرده مبنی بر این که اتفاقا چقدر راحت توانسته با ساخت یک ایمیل در جیمیل و دریافت یک اکانت تلفن صوتی و جعل چند سربرگ به نام (واقعی) شهردار یک شهر کوچک و دور افتاده در امریکا، تنها با پر کردن یک فرم آنلاین برای خودش یک دامنه gov. ثبت کند.

مردم روی اینترنت - و بخصوص مردم خودمان در ایران که علاقه بسیاری به گرین‌کارت و تحصیل و سفر‌های لاکچری و ... به آمریکا و اروپا و سایر نقاط دنیا دارند - باید روی اینترنت خیلی حواس‌شان به این موارد و موارد مشابه جمع باشد. لینک به متن اصلی و مفصل مطلب برایان کربز را اینجا و در بخش انگلیسی سایت آورده‌ام و مطالعه آن را به علاقمندان و پژوهشگران امنیت شبکه و سایت‌های اینترنتی و بویژه کارشناسان در پلیس فتا توصیه می‌کنم.

اینجا بخوانید - متن به زبان انگلیسی است در Krebsonsecurity.com ...



روایتی از موفقییت

در روایتی از موفقیت: هیچ چیز بهتر از تشویق نیست!


تابان خواجه‌نصیری - دستخط یک در زندگی همیشه سوالاتی هست که هنوز هیچ پاسخی برای آن وجود ندارد. علم و دانش و آگاهی های انسان اگرچه در فاصله یکصد سال گذشته به سرعت افزایش یافته اما هنوز موضوعات و سوالات گاه پیچیده گاه حتی به ظاهر ساده‌ای لاینحل باقی مانده است و دانشمندان برای آن هیچ پاسخی ندارند. به عنوان مثال، هنوز هیچ دانشمندی نتوانسته علت این امر را توضیح دهد که چرا آب داغ سریعتر از آب سرد یخ می زند. آیا می‌دانستید؟ آیا توضیحی برای این سوال دارید؟ آیا می‌دانید چطور می‌توانید به سادگی این موضوع را آزمایش کنید؟ آیا سوالات و موضوعات مشابه این به ذهنتان راه یافت؟ فرصت کردید کمی درباره این سوال فکر کنید. شباهت های جالبی بین این موضوع با رویدادها و پدیده های روزمره دیگری از زندگی ما در طبیعت وجود دارد. مثلا کسی که دارد برای بهتر شدن زندگی اش بسیار بیشتر تلاش می کند، بسیار جنب و جوش دارد را خیلی سریعتر و خیلی راحت تر می‌توان با یکی دو حرف و نگاه از ادامه راهش بازداشت و مایوسش کرد. کافی است کمی کم محلی‌اش کنید تا به کل متوقف شود. هیچگاه! هیچوقت این کار را نکنید! هیچ چیز بهتر از تشویق نیست! بر شور و شوق شان بیافزایید. شاید آنها همان دانشمندی شوند که نیازشان داریم. شاید روزی مشکلی را برطرف کردند. شاید سوالی را پاسخ گفتند، مساله یی را حل کردند.

افلاطون می گوید: «هیچگاه کسی را مایوس و نومید نکنید بخصوص اگر می‌بینید و می‌دانید که پیوسته و مداوم در حال پیشرفت است اگرچه آرام و آهسته!» روی این بحث بیشتر فکر کنید. آن ظرف داغ و پر شور ممکن است یک دوست باشد، یک برادر، یک خواهر، یک هموطن، با حرفی و سخنی نسنجیده متوقفش نکنید مایوسش نکنید. بگذارید ادامه دهد.

 
 

© Copyright 1998 - 2020, Taban Khajehnassiri. All rights reserved.

اعلاميه کپي رايت ما