webfaqt.com
German | Persian | English
 
    Tehran - Iran صفحه اول      مقالات   وبلاگ    
 

درخواست مشاوره / مصاحبه / مقاله

شما بازدید کننده گرامی، چنانچه مایلید از مشاوره‌های تابان خواجه‌نصیری در زمینه‌های بازاریابی، بازاریابی اینترنتی و بازاریابی رسانه‌های اجتماعی استفاده کنید جهت تعیین وقت ملاقات برای مشاوره / مصاحبه / هماهنگی‌های بیشتر برای نگارش مقاله یا ترجمه متون تخصصی، شرکت در همایش یا طرح سوالات و نظرات خود می‌توانید فرم زیر را تکمیل و ارسال کنید. اطلاعات بیشتر بلافاصله برایتان ارسال می‌شود.  

نام و نام خانوادگی شما :        


پست الکترونیک شما:

مشاوره، مصاحبه یا مقاله در زمینه ی ...

كدي را كه در تصوير ملاحظه مي‌كنيد با دقت وارد نماييد
(دقت كنيد كه گزينه پذيرش كوكي در مرورگر شما از قبل فعال باشد)

Code Image - Please contact webmaster if you have problems seeing this image code Load New Code
Powered by Web Wiz CAPTCHA version 2.01
Copyright ©2005-2006 Web Wiz Guide






اعلان‌ها و یادداشت های کوتاه




☑ از میان بایگانی اخبار خبرگزاری‌ها: ایرنا، ۱۳۸۵

يك هنرمند: رعايت نكردن قانون كپي رايت حق صاحبان اثر را پامال كرده است



تهران ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۵/۰۴/۰۶‬

داخلي. فرهنگي. موسيقي. كپي‌رايت.

"تابان خواجه نصيري" هنرمند حوزه موسيقي گفت : رعايت نكردن قوانين كپي رايت ، موجب سرقت‌هاي ادبي- هنري و ضايع شدن حق هنرمندان شده است.

به گزارش روز سه‌شنبه خبرنگار فرهنگي ايرنا،اين هنرمند طي نامه‌اي به ايرنا خواهان رعايت قانون كپي رايت از سوي مسولان فرهنگي و حمايت از صاحبان آثار هنري شد. ...

وي همچنين از ترانه "شعر كوچه" كه شعر و ملودي آن در ‪ ۱۹ ‬سال پيش (اکنون در سال ۹۸ بعد از ۳۲ سال) توسط خود او ساخته شده بود ياد كرد وافزود:اين ترانه امسال توسط شحص ديگري اجرا و "فرشيد نوايي" به عنوان ترانه‌سراي اين اثر معرفي شد.

وي تصريح كرد: كه در چهار سال اخير چندين بار شاهد اجراي اثر خود آن هم با كيفيت بد بودم.

خواجه نصيري افزود : ترانه "شعر كوچه" را در سال ‪ ۱۳۶۶‬ به مناسبت سالگرد تولد شادروان فريدون مشيري ساخته است.

وي همچنين ادعا كرد كه ملودي اين اثر را به رويت استاد "فرهاد فخرالديني" رساندم و مورد تاييد وي قرار گرفت.

اين هنرمند افزود: با توجه به شرايط و قوانين حاكم در آن سالها ، پيگيري جدي و حرفه‌اي اين ترانه‌ها معلق ماند تا آنكه در سال ‪ ۱۳۷۶‬با ايجاد فضاي بازتري براي موسيقي پاپ ، جهت دريافت مجوز براي ترانه‌هايم اقدام كردم كه متاسفانه به جايي نرسيد و مجوزي از سوي وزارت ارشاد اسلامي صادر نشد.

وي اضافه‌كرد: در سال ‪ ۷۹‬فردي به نام "هومن بختياري" در فرهنگسراي شفق برخي از ترانه‌هاي مرا با مجوز فرهنگ و ارشاد اسلامي به صورت زنده (كنسرت) آن هم با نام بردن از افراد ديگر به عنوان شاعر و آهنگ ساز اجرا كرد.

وي مدعي شد : پس از چندي فردي به نام "وحيد حاجي تبار" (خواننده وآهنگساز) با تنظيم "بابك سعيدي" ترانه "شعر كوچه"ام را با نام "توي مهتاب"در آلبومي با عنوان"عشق‌هاي دروغين"(با مجوز فرهنگ وارشاد اسلامي) باز خواني كرده است.

خواجه نصيري افزود : طي تماسي كه با حاجي تبار داشتم ، وي اظهار داشت آهنگ ياد شده متعلق به خواننده‌اي به نام "آرتوش"از نسل "ويگن"است.

به گفته وي بروكراسي (كاغذ بازي) موجب شده تا سازندگان اثر نتوانند از حقوق خود دفاع كنند.

پایان متن خبر

برای اطلاعات بیشتر فایل زیر را دریافت کنید که متن کامل مطلب در نشریه وزین «هنر موسیقی» در مرداد همان سال ۱۳۸۵ همراه با تصویری از دستخط شادروان فریدون مشیری به چاپ رسید:

نسخه پی دی اف مقاله را دانلود و مطالعه کنید!
Honar-e-Mosighi-MyArticleMordad85.pdf



 



تولید محتوا، نگارش و ترجمه
کلیه متون، نقد و بررسی

انگلیسی | فارسی | آلمانی

۰۹۱۰-۹۷۵۹۸۶۹









  تابان خواجه نصیری - ۹۵


تصویر سیاهچاله کهکشان مسیه هشتاد و هفت



گزارش ویژه : تقلب بنیاد ملی علوم آمریکا در ارائه تصویر جعلی از سیاهچاله کهکشان



می گویند اگر نمی‌توانیم خود سیاهچاله‌ها را ببینیم اما می توانیم سایه آنها را ببینیم و ثبت کنیم.

تابان خواجه‌نصیری - دستخط یک



بیست و یکم فروردین ماه سالجاری در یک کنفرانس مطبوعاتی در بنیاد ملی علوم آمریکا موسوم به NSF خبری به جهان مخابره شد که ناسا و بنیاد ملی علوم ایالات متحده آمریکا موفق شده اند پس از یک دهه کار و تلاش مستمر گروهی از حدود ۲۰۰ دانشمند اخترفیزیک از معتبرترین مراکز علمی و تحقیقاتی و آموزشی سرتاسر جهان اولین تصویر از سایه ی سیاهچاله کهکشان m87 را پس از طی مراحل آزمایش های مختلف در نهایت پس از سه سال جمع آوری اطلاعات و داده های تصویری از فوتون های در حال فرار از افق رویداد سیاهچاله کهکشان m87 به دست آورد. ...

آن خبر و رویداد مهم که به لطف اینترنت تصاویر و فیلم های آن به سرعت در تمام عالم منتشر شد یک اتفاق حیرت انگیز بود و تا هنوز و حتی تا همین لحظه بسیاری از مردم بخصوص پژوهشگران و دانشمندان علاقمند به فضا و کهکشان ها و سیاهچاله ها در حال مطالعه و پژوهش و صحبت از آن هستند.

پس از برگزاری آن کنفرانس خبری مهم - که بنابر دلایل نامشخصی خیلی هم غیرمنتظره و ناگهانی بود، بلافاصله خبر ثبت اولین «تصویر از سیاهچاله ی کهکشان m87» (تصویر بالا) مخابره و در بسیاری از سایتها، خبرگزاریها و رسانه های خبری جهان قرار گرفت.

دو سه ماه پیش که آمریکا از این تصویر رونمایی کرد، درست همزمان بود با وقتی که من در فیسبوک درباره ماجرای نیوهورایزن و پرتاب بیم های لیزری از نیوهورایزن به سمت خورشید افشاگری می کردم و برخی از اطلاعات و اسناد، تصاویر و نمودارهایم را منتشر می ساختم خیلی ناگهانی ناسا و بنیاد ملی علوم خیلی غیرمنتظره و ناگهانی و تقریبا بدون اعلام قبلی - تا آنجا که من مطلع هستم - این کنفرانس مطبوعاتی را برگزار کردند و ناگهان این تصویر را از سیاهچاله کهکشان m87 رو کردند که به سرعت در بوق رسانه ها پیچید. شرح این که این دانشمندان چگونه این کار را انجام داده اند و این تصویر چگونه تهیه شده است، کار فوق العاده پیچیده و فوق العاده عجیب و غریب است و به نوعی برای من و بسیاری از پژوهشگران فضا و اخترفیزیک امری نزدیک به غیرممکن است اما چه می شود کرد و چه می شود گفت ناساست و آمریکاست و بنیاد ملی علوم ... این تشکیلات به سرعت فیلم ها و مصاحبه های خبری و آن چنانی گذاشتند و در کنفرانس خبری شان همه مدیران و اساتید تمام و کارشناسان ارشد اخترشناسی گرد هم فراخواندند تا توضیح دهند که چگونه این عکس تهیه شده است. موضوعی که بقدری پیچیده و علمی است که افراد و آدم های عادی جوامع مختلف به کلی گیج می شوند.

همان روز وقتی تصویر را دیدم همان موقع به این فکر کردم که با توجه به جذابیت عجیبی که این تصویر داراست و از آنجایی که خیلی خیلی کامل است و با توجه به ناگهانی بودن نشست مطبوعاتی و سرعت عجیب انعکاس این تصویر کمی تا حدودی مشکوک شدم به کل قضیه و فکر کردم کاری دارند می کنند که ذهن عموم مردم را از یک رویداد سیاسی یا اجتماعی منحرف کنند و .. آن زمان زیاد دقیق نشدم، اما پیش خودم گفتم به دلایلی که به عقل من می رسد، یک جورایی این کار ممکن نیست، اگر هم ممکن باشد هرگز نمی تواند اینقدر کامل، زیبا و بی عیب و نقص باشد.

توجه کنید که فاصله ی کهکشان m87 از زمین در حدود ۵۴ میلیون سال نوری است، یعنی نوری که از این کهکشان به ما می رسد، همین حدود یعنی ۵۴ میلیون سال در راه است چه برسد به نور سایه ی فوتون های در حال فرار از افق رویداد سیاهچاله ی عظیم این کهکشان که خود جای بحث دارد.

یک گفته معروف هست که می گوید «کائنات اجازه کامل بودن نمی دهد» .. این حرف و دیدگاه فوق العاده ای است نمونه اش انواع سیارات و ستاره ها و خوشه ها و کهکشان ها و سحابی ها، اصلا چرا راه دور برویم همین سنگ های معمولی یا قیمتی که روی زمین است یا الماس ها که همه اینها یک رگه ها و ناخالصی هایی دارند ... هیچ دو سیاره یا ستاره یا سحابی مثل هم نمی توانید بیابید از همین جا بگیرد و بروید تا به خود کهکشانهای عالم. با توجه به این است که می گویم و معتقدم نمی توان از این فاصله به چنین تصویر تقریبا بی عیب و نقص آن هم تا این حد محو و مات دست یابیم - اما باز چه می توان گفت که تشکیلات عریض و طویل ناساست و بنیاد ملی علوم ایالات متحده آمریکا و آن هم در پنجاهمین سالگرد فرود بر کره ماه!

از آن روز در هر فرصتی که یافتم شروع کردم به تحقیق و مطالعه بیشتر همه عکس ها و فیلم ها و مطالب و مقالات مرتبط با پروژه سیاهچاله کهکشان ها و بخصوص همین کهکشان m87. خواندم و دیدم تا این که هفته پیش گفتم حالا می‌توانیم بشینیم این تصویر و عکس جنجالی را با دقت بیشتری ببینیم. عکس بالا را مطابقت دادم با اصل عکسی (هایی) که از خود کهکشان هست (فاصله بسیار زیاد است، حدود ۵۵ میلیون سال نوری دور تر از زمین) بعد دیدم که یک جورایی زاویه دید ما نسبت به آن کمی تا حدودی به نظر خطا دارد اما این چیزی نیست که من بتوانم در مورد آن قضاوت یا داوری کنم کار فوق العاده پیچیده ای است هم علم پیچیده ای می خواهد و هم باید برای اثبات آن ابزارهای دقیق و آزمایشگاه های مجهز و غیره ... را به کار گرفت.

همه عکس ها را و بخصوص عکس بالا را چک کردم ... شدیدا محو و مات - Blurred - بود، در حین بررسی دقیق تصویر ناگهان در یکی دو نقطه از تصویر لبه هایی از پیکسل های راف دیدم که کاملا نشان می داد روی این عکس با فتوشاپ (یا برنامه های مشابه) کار و ادیت شده است. این مطلب را دو سه روز پیش زمانی که اکانتم در فیسبوک هنوز فعال بود آنجا نوشتم و دوباره رفتم سراغ عکس و شروع کردم با دقت بیشتری آن را مورد بررسی قرار دادم با ابزارهای مختلفی که در اختیار داشتم تا این که دیروز صبح ناگهان در قسمت راست سوژه و تصویر یک زمینه بافت توری مشبک عجیب زیر سوژه اصلی دیدم. معتقدم که این کشف از کشف خود سیاهچاله کهکشان m87 جالب تر است.

این تصویر را دانلود و روی آن زوم کنید بنیاد ملی علوم آمریکا و ناسا در آن نشست مطبوعاتی صراحتا اعلام کردند که این عکس در فاصله ی سه سال گذشته کاملا از تجمیع داده های دیجیتالی درست شده است و این داده ها همه از چندین و چند رادیوتلسکوپ در نقاط مختلف جهان و به شکل یک دیش بزرگ عمل می کنند که مرکز آن در نقطه ای در قلب اروپاست جمع آوری شده و اساسا این تصویر به همین لحاظ و دلیل است که تا این حد جذاب، کامل و دقیق و عالی است.

کشف من - مشاهده نوعی بافت توری در نقاط مختلف عکس - نشان می دهد که خیر چنین نیست و این عکس (عکس بالا) کاملا ساختگی است و به صورت صنعتی از سوزه ای که مشخص نیست چیست عکس برداری شده و بعد هم با فتوشاپ آن را دستکاری و ادیت کرده اند.

با پوزش فراوان، به یک عبارت خیلی عامیانه باید بگویم که با این کشف موفق شدم گند مشمئز کننده دروغ های ناسا و بنیاد ملی علوم آمریکا را پیش از این که بخواهد پنجاه سال از آن بگذرد با نوشتن این متن و گزارش و توئیت عکس ها آن را توضیح دادم و برای تعدادی از سایت های خبری داخلی و خارجی از جمله برخی خبرگزاری های داخلی و خارجی و رسانه های چون پرس تی وی و مجلاتی چون تایم و نیوزویک و چند جای دیگر افشا کنم.

صبح امروز متوجه شدم تمام عکس های آپلودی مرا روی توئیتر تغییر داده اند و همه را بیش از پیش محو و مات کرده اند تا این گندکاری بزرگ دیده نشود و آن را از چشم مردم دنیا و آمریکا بپوشانند.

در توئیتر ... یک سری عکس های محو و مات شده جدید که از نظر سایز بزرگتر از این تصویر اصلی است جای عکس های اصلی قرار داده اند که بر اساس آنها نمی شود ادعایی کرد با این شیوه محو و مات کردن تصویر اصلا تصویر را مخدوش کرده اند تا اصلا دیده نشود. (: یعنی در واقع ببخشید به زبان حماقت خودشان حرف و ادعای مرا اصلا پیش از طرح رسمی آن به صورت این متن و مطلب تایید کردند.

مردم عادی، کاربران عادی اینترنت افراد متخصصی در این رشته های فوق العاده پیچیده مثل هوا فضا و اخترفیزیک نیستند خیلی راحت هرچیزی که به آنها بگویند را اکثرا بدون دردسر خیلی زود قبول و باور می کنند. تشکیلات ناسا و بنیاد ملی علوم آمریکا با پول مالیات دهندگان آمریکایی میلیاردها دلار بودجه برای این کارها و پروژه های تحقیقاتی دارد که مرتب باید گزارش عملکرد بدهند و نهایتا یک چیزی قابل قبول نشان دهند ... آنچه نشان دادند را کشف کردم و در فاصله دیروز و امروز در اکانت توئیترم منعکس ساختم که نشان می دهد این تصویر جعلی و ساختگی از روی سوژه ای (یک دونات یا ناف یک آدم فربه عکس صنعتی گرفته شده - با فتوشاپ روی آن بگونه ای حرفه ای کار شده است. آنچه که بعد متوجه شدم بعد از افشاگریهایم توئیتر، گوگل و شاید سایر شبکه های اجتماعی به سرعت و با دست‌پاچگی تمام در حال حذف یا عوض کردن این تصویر با تصویر محوتر و مات تر و بزرگتر و مخدوش تر شده اند.

اکنون و بعد از این دیگر زمان آن است تا روزنامه نگاری علمی و مستقل وارد عمل شود.


چنانچه مایلید در رابطه با این پژوهش مصاحبه یا اطلاعات بیشتری در شماره آینده روزنامه یا مجله تان منعکس شود؛ کافی است از طریق فرم تماس بالا درخواست خود را ارسال کنید. همچنین می توانید با آدرس پست الکترونیک researcher@webfaqt.com به صورت مستقیم مکاتبه کنید و درخواست برای نگارش مقاله را ارسال کنید.

متونی که به این ترتیب اینجا در سایت قرار می گیرند «کپی رایت» دارند. لطفا بدون اجازه کتبی و هماهنگی قبلی در نشریه چاپی و یا سایت یا وبلاگ آنلاین خود منتشر نکنید.



از میان مقالات : مدیریت موثر چیست؟

تابان خواجه‌نصیری - دستخط یک



مدیریت موثر با توجه به طرح موضوعات مدیریتی، فکر کردم بهتر باشد موضوع مورد بحث را به «مدیریت موثر» اختصاص دهم که فکر کنم همه موضوعات و موارد مدیریتی را شامل می شود. آنچه تلاش دارم در اين يادداشت‌ها برای شما بنویسم و ارسال کنم، بیشتر کاربردی است تا اينکه بخواهد تئوريک و آکادميک و دانشگاهی باشد. عرصه، عرصه کار و بيزنس است و واقعيات جوامع کاری و حرفه ای. موضوع، فضای رقابت شدید جهانی است و کسب و کارهایی که با سرمایه های کوچک و بزرگ بوجود آمده‌اند تا بمانند و رشد کنند و به موفقیت دست یابند. بنابر این، کمی از شاخه‌های آکادميک فاصله می‌گیرم و سعی می‌کنم با زبانی ساده، مهمترین اصول در شيوه‌ها و روش های مدیریتی را بیان کنم. ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ ...

در کار و زندگی، دست آخر، اگر کمی دقیق نگاه کنیم هر کسی یک نفری دارد که می خواهد یا باید او را مدیریت کند. چه بخواهید، چه نخواهید شما هم باید مدیر باشيد. چه تاجر باشید، چه معلم، چه بنای ساختمان، چه خانم (يا آقای خانه دار)، چه یک پزشک، چه یک بازاریاب، چه یک فروشنده و اين قانون خداست که افراد یکدیگر را به نوعی مدیریت کنند تا کارها درست تر و به موقع تر و با کیفیت بهتر انجام شوند. اما چه جور مديریتی؟ فرقی نمی کند، در مدیریت آگهی، مدیریت بازاریابی، مدیریت اجرایی، مدیریت مالی، مدیریت بازرگانی، روابط عمومی یا منابع انسانی و در همه اینها معتقدیم که مدیریت باید «مدیریت موثر» باشد. فکر می‌کنم که روند کنونی و پیش روی جوامع انسانی در هدایت کسب و کارها و سازمانها، امروز و حتی فردا، مدیریت موثر باشد.

در طول سالها تحقیق و مطالعه، نگارش و ترجمه، کار اجرایی و مشاوره و همکاری با شرکت های کوچک، متوسط و حتی سازمانهای بزرگی چون صدا و سیما و ناشرین و مطبوعات و به یک سری اصول رسیده‌ام که از آنها یادداشت هایی برای خودم برداشته‌ام و قصد دارم آنها را اينجا، در پاسخ به آن دسته از دوستانی که از من در خصوص انواع و اقسام مدیریت پرسیده‌اند، ارائه دهم. در سطح جامعه ایرانی، در سطح دانشجویان، تجار، بازرگانان، تولید کنندگان و فروشندگان و عرضه کنندگان خدمات، موضوع مدیریت موثر فوق‌العاده اهمیت دارد. چرا؟ چون بسیاری از شرکت‌ها بخاطر عدم برخورداری از آن شکست خورده‌اند، سطح کاری‌شان افت کرده و بهترین کارکنان‌شان را از دست داده‌اند. تاکید من در اینجا بر مدیریت موثر است چرا که همه شاخه‌ها را در بر می گیرد. ببينید، یادمان باشد که مدیران و رهبران شرکت‌ها و سازمان‌ها نباید آدم های معمولی باشند، آنها باید که یک سر و گردن در کار تخصصی شان بالاتر از افراد معمولی باشند تا بتوانند دیگران را هدایت و رهبری کنند. اصولی را که می‌خواهم با شما مطرح کنم، اصولی است که بزرگ ترین و موفق ترین شرکت ها (در سطح ملی، منطقه ای یا بین المللی) از آن به عنوان اصول «مدیریت موثر» یاد کرده‌اند و چون آن اصول را به کار گرفته‌اند، توانسته‌اند به موفقیت‌های چشمگیری دست یابند. اجازه دهید يکی از آن اصول را با ذکر مثالی در اینجا بیاورم و شما را به فکر بیاندازم. همه ما (مردان) می دانیم که خانم‌ها به جزئيات خیلی توجه دارند و به زبان خودمان مو را از ماست بیرون می‌کشند و با دقتی مثال زدنی. حالا این را در نظر بگیرید، در امريکا، در سه ماهه اول سال ۲۰۰۹ یک بررسی نشان داده بود که ۳۸ درصد از بالاترین پست‌های مدیریتی در سطح هيئت مدیره و تصمیم‌گیرندگان و مدیران اصلی و اجرایی در دست خانم‌ها بوده است. توجه کنید! یعنی، قابل توجه دوستان و دانشجویانی که از من ایده برای تحقیق و پژوهش می‌خواستند: چرا؟ چون این اصول دارد کار می‌کند: مشاهده شده است که شرکت‌هایی موفق بوده‌اند که توانسته‌اند مدیرانی داشته باشند که خیلی دقیق به جزئيات توجه و اهميت داده‌اند. یعنی بخصوص در همین سالهای اخیر مدیرانی موفق بوده‌اند که توانایی انجام چند کار با هم را داشته‌اند درست مثل خانم ها آنها کسانی بوده اند که هفت روز هفته و بیست و چهار ساعت شبانه روز، همه چیز را، از وضعیت مالی خودشان و کسب و کارشان گرفته تا نیازهای مشتریان شان را به دقت زیر نظر داشته‌اند. حالا، از من می شنوید، این روند رو به رشد را در سطح جهان و در میان شرکت‌ها و سازمانهایی که می‌شناسید زیر نظر داشته باشید. اگر اخبار آنها را دنبال کنید خواهید دید که چه در فکرشان می‌گذرد. این یکی از اصول بود، مدیریت موثر، يعنی همه چیز را زیر نظر داشته باشید و با دقت و تا سر حد امکان به جزئيات توجه کنید.

مدیریت موثر، کلید موفقیت مدیران در سطح فردی، گروهی و سازمانی است. به تجربه دیده‌ام مدیرانی موفق و موثر بوده اند که در فاز اول توانسته‌اند مدیریت خوبی بر خود داشته باشند. اما به عنوان یکی از اصول اگر بخواهم اشاره کنم، باید بگویم که نفوذ و اثر مثبت و خوب مدیران بر روی رفتار نیروی کار یکی دیگر از عوامل مدیریت موثر است. اکثر بحرانهایی که در شرکت‌ها و سازمانهای پرمساله دیده می‌شود به علت اثر غیر موثر و خارج از کنترل مدیران بر روی رفتار و عملکرد کارکنان‌شان بوده است. يک حرکت دست يا صورت اضافه، يک ژست عجیب و غریب يا اخم بی موقع، يک ترش کردن غیر ضروری نشان از آن دارد که مدیر شرایط و محیط و روانشناسی اجتماعی کارمندش را متوجه نشده است. انتظارات بیش از حد برخی از مدیران از کارکنان و عدم درک گفتار، رفتار و واکنش‌های آنان موجب بروز مسائل بسیاری در سطح گروه‌های کاری، کل شرکت یا سازمان می‌شود. مدیرانی موفق بوده‌اند که روی این موضوع، بسیار فکر کرده‌اند و روی خودشان با گذراندن دوره‌های آموزشی مرتبط سرمایه گذاری و کار کرده‌اند.

اگر به این نکته توجه داشته باشیم که مدیریت یعنی انجام کارها از طریق مردم، آن وقت است که به بخش دیگر مدیریت یعنی مردم و انسان ها بیشتر توجه خواهیم کرد. افرادی که زیر نظر شما برای انجام درست کارها به عنوان کارمند يا کارگر قرار گرفته‌اند، پیش از اینکه کارمند یا کارگر شما و موسسه و سازمان شما باشند، انسان‌هایی هستند درست مثل خود شما. بين شما (به عنوان مدیر) و آنها (به عنوان کارمند) یک ارتباط بین فردی، يک نوع دینامیک (پویایی) بین فردی Interpersonal Dynamics وجود دارد. مدیران موثر، افرادی هستند که ابتدا از خودشان به یک درک مناسب رسیده‌اند. نقاط قوت و ضعف خود را بخوبی شناسایی کرده‌اند و آنها را می شناسند. مدیران موثر، به درک خوبی از محیط و رفتارهای مردم رسیده‌اند و باید همواره بر میزان این درک بیافزایند. یعنی چون آدم‌ها و شرایط و محیط دائما در حال تغییر است، آنها باید حواسشان به این تغییرات باشد و دائما خود را با آن تغییرات به روز کنند. به همین سبب، اطلاع مدیران از اصول روانشناسی جامعه بسیار ضروری و حیاتی است. مدیران موثر باید رفتارهای خود و کارکنانشان را بخوبی درک کنند. مدیران موثر باید بدانند که چرا مردم آن گونه رفتار کردند و چرا این گونه عمل می کنند. مدیران موثر، از اثری که رفتارشان بر سایرین می گذارد آگاه و مطلع هستند. آنها مدیرانی هستند که از قبل خودشان را برای رویارویی با چالش های پیش رو آماده ساخته اند.

ببینید هرکدام از این موارد که در بالا ذکر کردم، می تواند سرفصل يک تحقیق يا يک مقاله پژوهشی در سطح شرکت يا سازمان شما باشد. آيا شما يا مدیران شما با این مسائل آشنا هستند. گفتنش ساده است در ایران اغلب مدیران، همه چیز می‌دانند و اجازه و مجالی هم به اين نمی دهند که کسی بیاید و آنها را به نقد بکشد و زیر ذره‌بین بگذارد. اين یک ایراد اساسی و ریشه دار است.

شما نگاه کنید به اطراف خودتان، در شرکت یا سازمانی که هستید و ببینید چند درصد از مدیران تان، از جمله مدیران موثری هستند که در تعامل و ارتباط با سایرین، درک خوبی از رفتارها و دینامیک های خودشان و سایرین دارند. بگذارید مثالی بزنم، شما جلو می روید و درخواستی دارید، مثلا مرخصی می‌خواهید، يا می‌خواهید که میز و صندلی تان عوض شود، شما نیازمند نیروهایی تازه برای انجام درست تر و به موقع‌تر کارها هستید و شما هر بار که درخواست خود را پیش مدیر می‌برید، با شما به نوعی رفتار می شود که گویی شما را نشنيده‌اند، ندیده‌اند، اهمیتی ندارید، سرشان شلوغ است، وقتی برای این حرف ها ندارند، بودجه ندارند، گرفتاری‌های دیگری دارند، موضوعاتی مهمتر از این دارند، جلسه دارند، برایتان وقتی ندارند، حوصله‌تان را ندارند، کار دارند و دست آخر شما را به سر کار خودتان هدایت می‌کنند و با کارهای بیشتری رو به رو می سازند تا دست از این خواسته‌های اساسی خود بردارید یا به کل آنها را فراموش کنید. نکات مثبت و منفی از مشاهدات خودتان را بنویسید و آنها را فهرست کنید. آيا خودتان مدیر موثری بر خودتان و بر کارکنان‌تان هستید؟ آيا مدیریتی که در رده بالاتر خود دارید، مدیریت موثری دارد؟

در سمینارها و يادداشت هایم بارها و بارها به این موضوع اشاره کرده‌ام و مورد تاکید قرار داده‌ام که مدیران موثر و موفق، مدیرانی هستند که در زمینه موضوعاتی چون ایجاد انگیزه و خلاقیت، بالا بردن میزان درک اجتماعی، حرکت ها، ارتباطات و کنش‌های فعال بین فردی، نفوذ، اثر و اثرگذاری، ترغیب و تشویق کارکنان، تصمیم گیری‌های گروهی، تعهد و فرهنگ سازمانی، اخلاقیات و هدایت رهبری صحح از دقت نظر بالایی برخوردارند.

مدیران موثر این را بخوبی درک کرده‌اند که چطور به صورت موثر بر دیگران اثر بگذارند و آنها را در جهت درست انجام دادن کارها تحت تاثیر قرار دهند و بر آنها نفوذ داشته باشند. این نفوذ که از آن صحبت می کنم، ایجاد ترس نیست، برخی از مدیران به اشتباه فکر می‌کنند کارکنان باید از آنها بترسند تا کاری را انجام دهند، در صورتی که مدیر موثر بخوبی می‌داند که کارمندش چه نیازهایی دارد و آن نیازها را که شناسایی کرده، با رفتار و گفتارش می‌تواند او (يا آنها) را به سمتی که درست است هدایت، تشویق و ترغیب کند. او کاری می‌کند که کارمند با میل و اشتیاق باطنی، کاری که مورد نظر است به نحو احسن انجام می‌دهد. او را مورد حمایت قرار می دهد و چنانچه لازم باشد (که قطعا در طول مسیرهای کاری لازم و ضروری است) به او آموزش‌های لازم را می‌دهد یا شرایط آموزش و بازآموزی را فراهم می‌کند. این یک سرمایه گذاری موثر است که او روی نیروی کار شرکت یا سازمان خود انجام می‌دهد.

مدیران موثر این را بخوبی آموخته‌اند که چگونه دیگران را و بخصوص تیم‌های کاری را به گونه‌ای بانگیزه در جهت درست هدایت و راهبری کنند و همانطور که پیشتر نیز گفتم، مدیران موثر از اثری که رفتارشان بر دیگران گذاشته است یا می گذارد مطلع‌اند. آنها بخوبی می دانند که انجام کار با عشق آغاز می شود و با عشق ادامه می يابد. آنها می دانند که عشق، یک بازی بده و بستان است، آنها خوب می دانند که در این بازی چه چیزی می‌دهند و چه چیزی در مقابل می‌گیرند. آنها می‌دانند که آن چیزی که می‌دهند باید فراتر از پول، حق الزحمه یا حقوق ساعتی و ماهانه و سالانه و پاداش و مزایا و... باشد. توجه، درک، محبت، حمایت و .. اينها هستند که در این بازی نقش ایفا می‌کنند. پیشتر، به این نیز اشاره کرده بودم که مدیران موثر و موفق، کسانی هستند که در کارشان صداقت، دوستی و صمیمیت داشته‌اند، کسانی هستند که در کارشان، از خود، امانت، شجاعت و تعهد نشان داده‌اند، با شور و شوق عجیبی پیش از کارکنان در محیط کارشان حاضر بوده اند و گاه ساعت‌ها بعد از اینکه کارکنان محل کار را ترک کرده‌اند، با عشق به کارشان ادامه داده‌اند. عشق به کار و محیط کار، حمایت، مهربانی، روی خوش داشتن، عزم و اراده برای رسیدن به اهداف و اجرای برنامه‌ها در نوع نگاه مدیران موثر بخوبی قابل تشخیص و قابل مشاهده است و مدیران موثر دارای مهارت های خلاقانه‌ای در حل مشکلات هستند. آنها بیشتر گوش می‌دهند و خیلی خوب و دقیق گوش می‌دهند، آنها بسیار فکر می‌کنند چون که می‌دانند که فکر کردن سخت ترین کار است و آنها خوب ارتباط برقرار می کنند، خوب پاسخ می‌دهند و همه چیز را بخوبی گزارش می‌کنند. مدیران موثر، مسئولیت پذیرند، آنها توانایی هدایت دارند، توانایی نظارت و سرپرستی دارند و بخوبی می‌دانند که چطور به کارکنان‌شان در انجام کارها دلگرمی بدهند، آنها امر و نهی نمی‌کنند، تشویق و ترغیب می‌کنند. مدیران موثر، الهام بخش کارکنان هستند در میان آنها ایجاد تفاهم و هماهنگی می‌کنند. مدیران موثر دارای مهارت‌هایی در مذاکره هستند. آنها از مهارت‌هایی در زمینه مدیریت بحران و حل و فصل درگیری‌ها برخوردارند. آنان موانع، کاستی‌ها و دشواری‌های سیستماتیک مشترک را بخوبی می‌شناسند و از اثرات این موضوعات بر تصمیم‌گیری‌های خود و سایر مدیران واقفند. مدیران موثر بخوبی از پس مذاکرات بر می‌آیند و کم و کاستی‌های مذاکرات را می‌شناسند و تشخیص می‌دهند و در نهایت بر این مشکلات و کاستی ها غلبه می‌کنند. آنها به مرور زمان، با کسب دانش و تجربه و مطالعه بیشتر، مکانیزم‌هایی را یاد می‌گیرند که می‌توانند بر اساس آنها در شرایط دشوار و زمان‌هایی که با شک و تردید مواجه می‌شوند تصمیم‌گیری کنند.

اما بگذارید در انتها، مطلبی بگویم که یک واقعیت است، در طی این سالها که خبرنامه‌های مختلفی را عضوم از منابع داخلی و یا خارجی به این درک و کشف هم رسیده‌ام که: مدیران موثر، معمولا عضو خبرنامه های موثری هستند. از اینکه شما را در فهرست خبرنامه‌هایم خواهم داشت بسیار خوشحالم و از همین حالا به شما تبریک می کویم (: اگر عضو نیستید، برای عضویت در خبرنامه هایم به سایت رسمی‌ام مراجعه کنید و از طریق فرم‌های تماس با ما ، با ما تماس بگیرید، یک نامه الکترونیکی بلافاصله به صندوق پست الکترونیک شما ارسال می‌شود، به آن نامه پاسخی ارسال کنید. شما به این ترتیب عضو خبرنامه‌هایمان خواهید شد. خبرنامه هایم به صورت کاملا شخصی شده برایتان ارسال می شود. از چالش های خود برایم بنویسید. از آنچه مشاهده می‌کنید، از مثالها و يادداشت هایتان خوب در مورد آنها فکر کنید و این یادداشت را با دوستان خود به اشتراک بگذارید. با همکاران دیگر، با مدیران دیگر، هم سطح یا بالاتر. موفق و پیروز باشید. (این مطلب در سال ۲۰۱۰ نوشته شده است)


چنانچه مایلید پاسخ به سوالات یا موضوعات مشابه در شماره آینده روزنامه یا مجله تان منعکس شود؛ کافی است از طریق فرم تماس بالا درخواست خود را ارسال کنید. همچنین می توانید با آدرس پست الکترونیک journalist@webfaqt.com به صورت مستقیم مکاتبه کنید و درخواست برای نگارش مقاله را ارسال کنید.

متونی که به این ترتیب اینجا در سایت قرار می گیرند «کپی رایت» دارند. لطفا بدون اجازه کتبی و هماهنگی قبلی در نشریه چاپی و یا سایت یا وبلاگ آنلاین خود منتشر نکنید.




داستان کوتاه - مطب

تابان خواجه‌نصیری - دستخط یک

داستان کوتاه مطبی - تابان خواجه‌نصیری، عکس: پیوتر ژپانکویچ ‌می‌دانید که من داستان‌نویس خوبی نیستم. داستان‌نویس خوب، داستانش را آنقدر خوب می‌نویسد که از ذوقش آن را در اولین فرصت خیلی فوری می‌فرستد برای یک ناشر کار درست که چاپش کند. اما داستانهایی را که من می‌نویسم به درد چاپ کردن و پخش کردن نمی‌خورند، فقط به درد همین یکی دو سه ساعت دیده شدن و «لایک خوردن یا نخوردن خوردن، مساله این است» می‌خورند، برای همین داستانهایم را می‌دهم این دختر زیبای همسایه مان تایپ می‌کند با یک عکس بامزه از شیری، زرافه ای، گاوی، گوسفندی، بزی، گربه‌ای، گنجشکی می‌گذارد روی فیسبوک. ... بعد، هفته‌ی بعد، برایم خبر می‌آورد که استاد چه نشسته‌اید داستانتان سه تا لایک خورده، دو شکلک خنده گرفته و یک دانه دل قرمز کوچک! همیشه از او پرسیده‌ام با این سن و سال که از ما می رود دل دیگر چیست، چه کاربردی دارد؟ دخترک هم هر بار همین را می‌گوید و با زبان کودکانه تکرار می‌کند «استاد! آن را من خودم آنجا می‌گذارم برای شما! اما همیشه با استفاده از یک اسم دیگر که معلوم نیست و نباشد که این دلداده به داستان ها ی شما در اصل کیست. این دل قرمز کوچکم یعنی این که او خیلی خوشش آمده است از این داستان، یا شعر یا ترانه، طوری که گویی پاک عاشقش شده است!

من هم هر بار و همیشه به او گفته‌ام که آدمی خوب است همیشه راستش را بگوید. آخرین داستانی که نوشته بودم را توی پاکت گذاشتم و دادم به دستش گفتم: «نظر واقعی ات را به اسم واقعی خودت بنویس، این ارزش بیشتری دارد! دل هم اگر خواستی که بگذاری، بگذار! من و همه گنجشک ها و گربه هایی که به این خانه رفت و آمد دارند خوشمان خواهد آمد.» این را گفتم و در خانه را بستم و راه افتادم به سمت مطب دوست قدیمی‌ام آقای دکتر.

می‌دانید که من الان یک چند وقتی هست که اصلا حال و روز خوب و خوشی ندارم. مدام مریض احوالم. یکی در راه از داخل اتومبیلش برایم بوق و داد می‌زد که پدر جان یکم سریعتر! من هم اشاره می‌کردم که دارم می روم دیگر مگر کوری نمی بینی، این آخرین سرعتی است که می‌توانستم داشته باشم برای عبور از عرض خیابان. مطب دکتر درست آن طرف همین خیابان خودمان است، همیشه هم خیلی شلوغ و پر سر و صداست. امروز دو ساعت زودتر از خانه بیرون آمدم تا زودتر برسم، تا زودتر برگردم. ساختمان مطب پله‌های کمی دارد، بالا رفتن از این پله‌ها، نیم ساعت بیشتر از من زمان می‌گیرد با این سن و سال، باید که از قبل فکر و حساب همه چیز را کرده باشم.

فکر کنم حدودا بعد از یک ساعت و نیم، رسیدم مطب. این وسط در راه تمام زندگی ام را دیدم. قشنگ ترین صحنه ای که از تمام زندگی ام به یادم مانده اما این بود که می دیدم پشت پنجره رو به خیابان مطب، گنجشکی لانه کرده مرا تمام مدت با دقت زیر نظر دارد تا وقتی که من وارد مطب می‌شوم، همیشه معمولا ساکت است اما امروز تا که وارد مطب شدم شروع کرد به سر و صدا و جیک جیک! یکی از خانم‌هایی که بچه‌اش را آورده بود مطب، از خانم منشی پرسید چه می‌گوید این گنجشک که اینطور جیک جیک می‌کند این موقع روز؟ خانم منشی سرش توی رایانه‌اش بود اصلا نشنید که آن خانم اصلا چه دارد می پرسد. من نشستم کنار پای آن خانم و در حالی که دست بچه اش را می‌بوییدم جواب دادم: «مگر خروس است که خواندنش وقت خاصی بخواهد؟ گنجشک است دیگر از اول صبح تا موقع غروب هر وقت که بخواهد جیک جیک می‌کند، من حتی گاهی اوقات شنیده ام گنجشک‌ها نیمه شب‌ها خیلی ریز با هم جیک جیک می‌کنند. اما این الان من را دیده؛ کمی تعجب کرده، ترسیده. تمام مدت که با پیرمرد عرض خیابان را طی می‌کردیم به جای پاییدن پیرمرد تمام حواسش به من بود از آن بالا، من هم از این پایین با او حرف می زدم، حالا دارد به دوستانش خبر می دهد به تمام گربه‌ها و گنجشک‌های این محله که چه خبر شده است اینجا... »

مطب خیلی شلوغ بود. صدای همهمه ‌ی عجیبی هم از خیابان می‌آمد. از جایم کنار پای آن خانم و بچه‌اش بلند شدم، بی حوصله بودم، بی آن که توجهی به خانم منشی کنم به طرف در اتاق آقای دکتر رفتم. در اتاق نیمه باز بود. با سرم در را کمی هل دادم و باز کردم و خیلی جدی سلام کردم. آقای دکتر پشت میزش نشسته بود و سرش در کتابی قطور داشت متن و مطلبی را با دقت می‌خواند، روی کاغذی چیزی یادداشت می‌کرد. دکتر گفت: «رفیق عزیزم دارد می‌آید ... امروز با گربه اش می‌آید ... گنجشک اما این بار زودتر از خانه بیرون زده، از این بالا، از پشت پنجره مطب دیدم که داری به سمت مطب می‌آیی ... همه خیابان را هم بند آورده بودی ...! تو و آن گربه ات! دارم نگاه می‌کنم ببینم چرا این داروها که برایت می‌نویسم جواب نمی‌دهد ..‌. پیش از این حالت بهتر بود، پای پیاده نیم ساعته می‌رسیدی مطب.» پیش خودم گفتم «آری آری ای تنها رفیق شفیق من، بهتر بودم، می‌دانی که ما با هم دوستان خیلی قدیمی بودیم، از بچگی، یادتان هست دیگر؟

دوران قشنگ کودکی‌مان، دوران مدرسه، دوران نوجوانی و جوانی ... تو دکتر شدی، من شاعر، یک نویسنده، حالا هم که این گربه ... تو در تمام طول مدت تحصیلت هر چه دارو شناختی و یاد گرفتی روی من امتحان کردی من هم برای پیشرفت علم هر چه گفتی گفتم چشم. این بهترین داستان زندگی بی‌فایده من است. اما دکتر جان، این روزها این قرص های آخری که برایم نوشتی ظاهرا ساید افکت هایش زیاد بوده، نمی‌دانم چرا اصلا حال ‌روز خوشی نداشتم این چند روز اخیر، خیلی آهسته راه می‌روم، خیلی خیلی آهسته، درد هم داشتم که البته دیگر ندارم ... خدا را شکر الان فکر کنم که دیگر هیچ دردی ندارم. آقای دکتر مردم الان خیلی درد دارند، خیلی رنج می‌کشند برای همین خیلی در همه‌ چیز عجله می‌کنند، صبر ندارند. می‌خواهند زود به همه چیز و همه جا برسند‌‌. نمی‌دانم. فکر می‌کنم که دیگر کار از کارم گذشته باشد، یعنی آیا امیدی هست؟ کارم قطعا تمام است و من هم دیگر تا الان هیچ علائم حیاتی نباید داشته باشم.»

دکتر همانطور که سرش روی کتاب بود گفت «عجب ... پس این ساید افکت ها برای این بود» و چیزی یادداشت کرد!

خانم منشی سراسیمه به اتاق دکتر آمد، آنقدر هول بود که مرا ندید. یک راست رفت پشت پنجره و اشاره کرد به وسط خیابان و گفت: «آقای دکتر بیایید، بیایید اینجا، فکر کنم تصادف شده است. آقای «گنجشک» همان دوست‌تان که بیمارتان بود، شاعر و نویسنده بود ... فکر کنم یکی با ماشین زد بهش و فرار کرد بی‌شرف! اون پایین در خیابان غوغایی است. زنگ زدم آمبولانس بیاید. آقای دکتر ... بیایید!»

گربه ای که از کنار پیرمرد راهش را کشیده بود از توی خیابان یکراست به اتاق آقای دکتر آمده بود، روی میز دکتر پرید و دست دکتر را بویید و بوسید. نگاهی به خانم منشی کرد و با صدایی شبیه به یک میوی خفیف گفت: «یک آمبولانس هم برای دوست قدیمی ام، آقای دکتر لطفا! چیزیش نیست. به قول خودش که با من شوخی می‌کرد، «کت اسکن» کردم، زنده است. چون خبر را کمی ناگهانی دادید، از حال رفت... دوست قدیمی من!»

گنجشک این بار از پشت پنجره اتاق دکتر مدام جیک جیک می‌کرد و بال‌هایش را به شیشه می‌زد. گربه سرش را به بالا تکان آهسته ای داد. پرنده خاموش شد.

همه چیز تمام.




چنانچه مایلید داستان یا نقدی ادبی و هنری در شماره آینده روزنامه یا مجله تان منعکس شود؛ کافی است از طریق فرم تماس بالا درخواست خود را ارسال کنید. همچنین می توانید با آدرس پست الکترونیک writer@webfaqt.com به صورت مستقیم مکاتبه کنید و درخواست برای نگارش مقاله را ارسال کنید.

متونی که به این ترتیب اینجا در سایت قرار می گیرند «کپی رایت» دارند. لطفا بدون اجازه کتبی و هماهنگی قبلی در نشریه چاپی و یا سایت یا وبلاگ آنلاین خود منتشر نکنید.


 
 

© Copyright 1998 - 2019, Taban Khajeh Nassiri. All rights reserved.

اعلاميه کپي رايت ما