webfaqt.com
German | Persian | English
 
    Tehran - Iran صفحه اول      مقالات   وبلاگ    
 

درخواست مشاوره / مصاحبه / مقاله

سایت رسمی تابان خواجه‌نصیری - نويسنده، مترجم، روزنامه‌نگار، ترانه‌سرا، آهنگساز، نوازنده و مدرس گیتار (پاپ، جز، بلوز)، پژوهشگر و سخنران در زمينه هاي بازاريابي، بازاريابي اينترنتي بازاريابي از طريق پست الكترونيك تجارت الكترونيك، مهارت‌های عصر اطلاعات و ارتباطات" در ایران خوش آمدید. شما بازدید کننده گرامی، چنانچه مایلید از مشاوره‌های ایشان در زمینه‌های بازاریابی، بازاریابی اینترنتی و بازاریابی رسانه‌های اجتماعی استفاده کنید جهت تعیین وقت ملاقات برای جلسات تدریس موسیقی / مشاوره / مصاحبه / هماهنگی‌های بیشتر برای نگارش مقاله یا ترجمه متون تخصصی، شرکت در همایش‌ها و یا طرح سوالات و نظرات خود می‌توانید فرم زیر را تکمیل و ارسال کنید. اطلاعات بیشتر بلافاصله برایتان ارسال می‌شود.  

نام و نام خانوادگی شما :        


پست الکترونیک شما:

مشاوره، مصاحبه یا مقاله در زمینه ی ...

كدي را كه در تصوير ملاحظه مي‌كنيد با دقت وارد نماييد
(دقت كنيد كه گزينه پذيرش كوكي در مرورگر شما از قبل فعال باشد)

Code Image - Please contact webmaster if you have problems seeing this image code Load New Code
Powered by Web Wiz CAPTCHA version 2.01
Copyright ©2005-2006 Web Wiz Guide






اعلان‌ها و یادداشت های کوتاه

عکس دیروز: تصویری از کرونای خورشید - امروز ۸ مهر ۹۹




زلزله‌یی به بزرگی ۴,۵ اهرم در استان بوشهر را لرزاند



ساعت ۲:۵۳ به وقت محلی بامداد امروز ۹۹/۷/۷ زلزله‌یی به بزرگی ۴,۵ اهرم در استان بوشهر را لرزاند. این زلزله در عمق ۵ کیلومتری زمین رخ داده است.




موسیقی: موسیقی سنتی و فولکلوریک بومیان آمریکا



اولین ملودی‌های موسیقی سنتی و فولکلوریک بومیان آمریکا در قرن هجدهم (کمی پیش از ۱۷۶۰ میلادی) توسط یک موسیقیدان، مورخ و پژوهشگر موسیقی آلمانی، به نام ف. و. مارپورگ جمع آوری و به صورت نت پیاده و نت نویسی شده است.

تعداد قربانیان بیماری کووید۱۹ در سراسر جهان در حال حاضر بیش از یک میلیون نفر است




تعداد مبتلایان به بیماری کووید۱۹ در سراسر جهان از مرز ۳۰ میلیون نفر گذشت




آلفرد آدلر: ممکن است زمانی فرا برسد که دیگر کسی نامم را به یاد نیاورد.



“There might come a time, when one will not any more remember my name; one might even have forgotten that our school ever existed. But this does not matter because everybody working in our field will act as if he had studied with us!”

- Alfred Adler, Austrian Psychiatrist



ممکن است زمانی فرا برسد که دیگر کسی نامم را به یاد نیاورد. حتی ممکن است فراموش کنند مکتب (علمی) ما همیشه وجود داشته است. اما این اصلا مهم نیست چرا که (یقین دارم) همه آن کسانی که در زمینه و رشته‌ی ما کار می‌کنند (در نهایت) به گونه‌ای عمل خواهند کرد که گویی با ما و در مکتب ما بوده‌اند! - آلفرد آدلر، روانپزشک اطریشی
ترجمه: تابان خواجه‌نصیری


رومن یاکوبسون : صحبت کردن و شنیده شدن



When I speak it is in order to be heard.

Roman Jakobson - Russian , American Linguist



وقتی صحبت می‌کنم برای این است که شنیده شود.
ترجمه: تابان خواجه‌نصیری


در روایتی از روزنامه‌نگاری آمده بود : گاف سایت خبری فرارو + یادداشتی کوتاه جهت آشنایی ببشتر با سفیر کنونی آلمان در ایران



هانس اودو موتسل (Hans-Udo Muzel) سفیر آلمان در ایران از اوت ۲۰۲۰

سایت خبری «فرارو» در اقدامی کاملا غیرحرفه‌ای در دنیای رسانه و خبر، آن هم در زمانی که اینترنت و موتورهای جستجو و تلفن‌های ثابت و همراه و شبکه‌های متعدد خبری داخل و ماهواره‌ای به این راحتی و فراگیر در دسترس است، عکس سفیر قبلی آلمان را به عنوان عکس خبری در مورد خبر احضار سفیر به وزارت خارجه کار کرده است! بیش از سه روز از درج این خبر و عکس سفیر قبلی آقای میشل کلوربرشتولد (Michael Klor-Berchtold) می‌گذرد خبر و عکسی که اشتباه است کماکان در سایت خبری فرارو نمایش داده می‌شود - لینک: https://tinyurl.com/y4b4ntyx

___________ تابان خواجه‌نصیری ___________
به لحاظ اهمیت سیاسی و دیپلماتیک موضوع و در جریان قرار گرفتن عزیزان در وزارت خارجه به جهت اطلاع‌رسانی و پیگیری سریع و به موقع و هماهنگی بیشتر با خبرنگاران و روزنامه‌نگاران در سطح رسانه‌های مختلف، لازم دیدم که ضمن ثبت این گاف تاربخی و رسانه‌ای سایت خبری فرارو و البته شاید رسانه‌های دیگر با هم با سفیر کنونی آلمان بیشتر آشنا شویم.

هانس اودو موتسل (Hans-Udo Muzel) یک دیپلمات آلمانی است که اخیراً جایگزین آقای میشل کلوربرشتولد (Michael Klor-Berchtold)، سفیر قبلی آلمان در ایران شده است. او از سال۲۰۱۵ تا اواسط سال۲۰۲۰ سفیر آلمان در کشور قطر بود و خدمات زیادی را نظیر همکاری سفارت با بخش آموزش زبان آلمانی در دانشگاه دوحه ارائه داد. آقای موتسل بعد از اتمام دوران تحصیل در مدرسه موفق به پایان رساندن تحصیلات دانشگاهی خود نیز شد و بعد از اتمام تحصیلات خود به وزارت امور خارجه آلمان رفت. در سال۲۰۰۶ آقای موتسل به عنوان مدیر بخش فرهنگی سفارت آلمان در هلند کار می‌کرد. هانس اودو موتسل از ماه اوت ۲۰۲۰ به عنوان سفیر آلمان در ایران فعالیت می‌کند.


در روایتی از روزنامه‌نگاری: بیانیه اتحادیه اروپا؛ فریادهای حقوق بشری! + یادداشت



در یک بیانیه اتحادیه اروپا از جمهوری اسلامی ایران و قوه قضائیه آن سخت انتقاد کرده است. در این بیانیه بر مخالفت اتحادیه اروپا با اجرای حکم اعدام در هر شکل و شرایطی تأکید و گفته شده است که «حقوق بشر» موضوع محوری مذاکرات با ایران است. از سوی دیگر، سفارت‌خانه‌های آلمان و فرانسه هم در توئیت‌هایی اعدام نوید افکاری، کشتی‌گیری که مرتکب قتل یک مامور شده بود را محکوم کرده‌اند. جو بایدن اعلام کرده است که چنانچه به عنوان ریاست‌جمهوری آمریکا دست یابد، ایران را در رابطه با مسایل مرتبط با حقوق بشر تحت فشار قرار می‌دهد.

___________ تابان خواجه‌نصیری ___________
بیش از پانصد سال پیش، نه بگذارید دقیق بگویم و بنویسم، ۵۲۸ سال پیش، در ۱۴۹۲ کریستف کلمب با حکمی که از پادشاه و ملکه اسپانیا در دست داشت، از کشتی پیاده شد و پرچم اسپانیا را بر خاک نرم ساحل (هند! - چون فکر می‌کرد هند را گرفته است؟ و همین‌جا به عبارتی باید گفت هندی‌ها شانس آورده‌اند) فرو کرد و فریاد زد که به حکم پادشاه و ملکه اسپانیا این سرزمین تازه کشف شده را به نام اسپانیا و به انضمام آن در می‌آوریم! در همان زمان بر اساس اسناد و مدارک و تاریخ شفاهی جمع اوری شده در سرتاسر امریکا بیش از حداقل ۱۸ میلیون بومی در قالب گروه‌ها و خانواده‌هایشان در این سرزمین تازه کشف شده به صلح و صفا و با فرهنگی باستانی به روایت‌هایی با بیش از پنجاه هزار سال تاریخ حضور و زندگی در آن سرزمین، از شمالی ترین مناطق کانادا، آلاسکا و آمریکای شمالی گرفته تا بخش‌هایی از آمریکای مرکزی و میانه (مزوآمریکا) و شمال امریکای جنوبی، زندگی می‌کردند. در آن زمان، زندگی این مردم بومی از راه کشاورزی و شکار گاومیش کوهان‌دار و بوفالوها، گله‌داری و تجارت‌های کوچک بین گروهی در جریان بود. حمله‌ی اروپایی‌ها به سرزمین تازه کشف شده یکی دو سال بعد و به صورت جدی‌تر در اوایل سالهای ۱۵۰۰ میلادی آغاز شد و از همان زمان اروپایی‌ها با انواع و اقسام میکروب و بیماری پا به ان سرزمین گذاشتند. اول از همه اسپانیایی‌ها وارد آن سرزمین شدند و بعد هلندی‌ها و فرانسوی‌ها و انگلیسی‌ها و دانمارکی‌ها، فرانسوی ها به منطقه کبک رفتند، سالها بعد از آن پای روس‌ها و سوئدی‌ها هم به آن سرزمین باز شد. مردمانی که از اروپا آمده بودند سرزمین را آمریکا و کانادا و آلاسکا نامیدند و خود را آمریکایی خواندند با مجموعه قوانینی که از نظر مذهبی و دینی سهل تر از کشورهای اروپایی بود. اینها ابتدا به بهانه‌ی تجارت و خرید و فروش و داد و ستد با خود و بومیان، بعد به بهانه این که بومیان وحشی و کافرند و باید مسیحی شوند و بعد هم بخاطر منافع خود، بومیان را فریب داده، آنها را به انواع و اقسام بیماری‌ها آلوده کردند و کشتند و حتی در جنگ‌های داخلی مختلف به جان هم انداختند. بیش از پانصد سال است که سرزمین مادری این مردمان بومی توسط اروپایی‌های کثیف، بیمار و وحشی به غارت و چپاول رفت و تا می‌توانستند اینها را می‌کشتند و از آنها برای کارهای سخت در معادن به بیگاری و به بردگی می‌گرفتند. در حال حاضر، بیش از ۳۵۰ تا ۵۰۰ قبیله از بومیان آمریکا در سرتاسر این قاره پهناور به دنبال حق و حقوق خویش‌اند. حق و حقوق بشری خود! آمریکایی‌ها، به بومیان آمریکا وعده‌های بسیاری دادند و با آنها پیمان‌های بسیاری بستند اما به هیچیک از عهد و پیمان‌هایشان عمل نکردند و فقط اینها را از بین بردند و از خانه و کاشانه‌های خود فراری دادند. بسیاری از اینها که فرزندانشان را برای تحصیل به آمریکا فرستاده یا می‌فرستند باید بدانند که آن سرزمین، مثل اسرائیل یک سرزمین اشغال شده است. اینها روش‌شان این است که وارد می‌شوند و در تجارت بدهکارشان می‌کنند و زمین‌هایشان را در عوض بدهی مصادره می‌کنند. زمین‌های مراکز دولتی و اکثر مراکز آموزشی، دانشگاه‌ها در آمریکا و کانادا، زمین‌هایی است که به زور و دام گذاشتن و با فریبکاری غصب شده است و این بلایی است که ابتدا توسط اروپایی‌ها و بعد از حدود یکصد و پنجاه سال با کمک آمریکایی‌های مقیم و تازه به دنیا آمده بر سر مردمان بومی آمریکا آوردند. مداخله در امور داخلی کشورها؟! هاه! این کار و روش اروپایی ‌ها و آمریکایی ها و کانادایی‌هاست. فریادهای حقوق بشری را ببینید که ما داریم از دهان گشاد چه کسانی می‌شنویم!

هر کشوری و هر حکومتی که مستقر و مسلط باشد مجموعه قوانین مدون خود را وضع کرده و دارد و با توجه به همان قوانین مملکت داری می‌کند. آیا سفیر تازه وارد آلمان با قوانین و سیستم سیاسی ایران آشنایی دارد یا این که برای اختراع دوباره «چرخ» آمده است؟! آیا سفیر فرانسه مکرون با تاریخ آمریکا و جنایاتی که به مدت بیش از پانصد سال در ان منطقه از کره زمین مرتکب شده‌اند آشنایی دارد یا این که باید برای ایشان هم کلاس فوق‌العاده تاریخ بگذاریم؟! اروپایی‌ها پا بر روی جمجمه‌های بومیان آمریکا بخصوص چروکی‌های با فرهنگی کهن و پنجاه هزار ساله گذاشته، حرف‌هایی لاطایل اما شیک و قشنگ می‌زنند! مردم دنیا اما امروز آگاه و هشیار است و با چشمانی کاملا باز رویدادها را دنبال می‌کند.

هلن کلر: بدبینی ...



No pessimist ever discovered the secret of the stars, or sailed to an uncharted land, or opened a new doorway for the human spirit. — HELEN KELLER



هیچ بدبینی هرگز راز ستارگان را کشف نکرد، یا به سرزمینی ناشناخته با قایقی پارو نزد، یا دریچه‌یی نو رو به سوی روح انسان باز نکرد.
- هلن کلر، نویسنده فقید آمریکایی
ترجمه: تابان خواجه‌نصیری


ویلیام وردزورث: گرد و غباری هستیم ... در یک جامعه ...



Dust as we are,
the immortal spirit grows
Like harmony in music;
there is a dark
Inscrutable workmanship that reconciles
Discordant elements, makes them cling together
In one society.

William Wordsworth



گرد و غباری هستیم
روحی جاودانه با ما رشد می‌کند
درست مثل هارمونی در موسیقی
(در زندگی‌هایمان نیز)
تاریکی‌هایی هست
(اما) مهارتی نفوذناپذیر و بی‌نظیر
تمام عناصر ناسازگار را
در هم می‌آمیزد،
در یک جامعه.

ویلیام وردزورث
ترجمه: تابان خواجه‌نصیری


از میان نامه‌ها و پیام‌های قدیمی: نامه دستخط شادروان استاد فریدون مشیری، ۱۵ مرداد ۱۳۷۷



تصویری از متن نامه سراسر لطف و مهر و تشویق با دستخط شادروان استاد فریدون مشیری شاعر برجسته معاصر به تابان خواجه‌نصیری در پانزدهم مرداد ۱۳۷۷ (۲۲ سال پیش در یک چنین روزی)

از میان یادداشت‌های قدیمی: آمریکا به دنیا پاسخ دهد: ناسا و کاوشگر نیوهورایزن در لبه منظومه شمسی دقیقا دارند چه کار می‌کنند؟!



تابان خواجه‌نصیری - دستخط یک

یادداشت | ۸ مارس ۲۰۲۰:

از حدود ده سال پیش تا به امروز مطالبی گفته‌ام و یادداشت‌هایی نوشته‌ام که بلافاصله به آن مطالب و نظرات مارک «تئوری توطئه» زده‌اند. این یادداشت را از این روی می‌نویسم که توجه خوانندگان و گویندگان و برچسب‌زنندگان را به چند نکته جلب کنم. ... یک) اگر در متن‌هایی که می‌نویسید روی سخن‌تان دقیقا من هستم، رک و روراست نام ببرید و از کنایه و در لفافه سخن گفتن پرهیز کنید، پیام‌تان را مستقیما برایم ارسال کنید که مستقیما فیدبک بگیریم و اطلاع داشته باشم. دو) برای هر آن چیزی که بخصوص از ده سال پیش به این طرف، در رابطه با موضوعات مختلف صحبت کرده یا نوشته‌ام، صحبت‌ها و نوشته‌هایم بر اساس پژوهش‌ها و مطالعاتی بوده است، اسناد و مدارکی برای حمایت از آن گفته‌ها و نوشته‌ها داشته‌ام که بیان کرده، جایی به ثبت رسانده‌ام. اگر علم و دانشی مستقیما در رابطه با موضوعات مطرح شده داشتید، آن نظرات مرا با ذکر دلایل علمی حاصل از مطالعات و پژوهش‌های شخصی خودتان و یا مقالات و کتب علمی رد کنید. مارک زدن و برچسب زدن که این سخنان و این نوشته‌ها شایعه‌سازی یا فیک‌نیوز و تئوری توطئه و توهم توطئه و ... است، ساده‌ترین کاری است که می‌توانید برای بی اعتبار کردن افراد یا زیر سوال بردن مطالعات و تحقیقات آنان انجام دهید که با این کار قطعا و ابتدا خودتان را زیر سوال برده‌اید. یا شما علم و دانش مرتبط با موضوع مطرح شده دارید یا ندارید. اگر علم و دانش‌تان به قدری هست که می‌توانید تمام ابعاد موضوع یا موضوعات مطرح شده را بخوبی درک کنید، آنگاه قطعا می‌توانید آن موضوع را از زوایای مختلف مورد نقد و بررسی و کنکاش و سوال قرار دهید، موضوع و مرا به چالش بکشید. در غیر اینصورت، بهتر است به جای برچسب زدن، سعی کنید از منابع مختلف خودتان دست به مطالعات و پژوهش‌هایی بزنید و بعد از مدت زمانی، نظرات خود را به اطلاع من یا سایر خوانندگان و علاقمندان برسانید. سه) موضوعات را با هم قاطی نکنید، اگر من اینجا مطلبی گفتم یا نوشتم که در مورد موضوعات علمی است، دقیقا همان خط و مسیر را بگیرید، آن را به سیاست یا اقتصاد یا مسایل جامعه‌شناختی و روان‌شناختی و ... ربط ندهید. در مورد دلایل و استدلال‌هایم بحث کنید و اینها را به نقد بکشید. فقط در مورد موضوع مورد بحث نقد کنید و نظرات خود را بنویسید. برای من این هیچ اهمیتی ندارد که دیگران بیست یا سی سال پیش یا صد سال پیش درباره چه موضوعاتی که اکثرا به صحبت‌ها یا نوشته‌هایم هیچ ربطی ندارند چه فکر کرده‌، چه گفته یا نوشته‌اند. قطعا اگر موضوعات و مطالب‌تان مرتبط با اصل موضوع باشد به دقت مد نظر قرار می‌دهم و استفاده خواهم کرد.

خیلی سریع چند اشاره می‌کنم به طرح‌هایی که در فاصله یک دهه گذشته مطرح کرده‌ام. برای طرح هریک از این مطالب و موضوعات شخصا سالها تحقیق و مطالعه کرده‌ام و نظرات ارائه شده بر اساس اسناد و مدارک معتبری است که در اختیار دارم. روش طرح هریک از موضوعات، ارائه نظر یا نظریه نیست، بلکه طرح «سوال» است. می‌توانید ان سوالات را با ذکر دلایل علمی خود «پاسخ» دهید، این گوی و این میدان، پاسخ‌هایتان را برایم ارسال کنید عینا نظرات‌تان را در همین سایت منعکس می‌کنم.

یکی از مهمترین مطالعات و تحقیقات و یافته‌هایم در رابطه با فعالیت‌های مشکوک «ناسا» آمریکا در لبه‌ی منظومه‌ی شمسی، بخصوص در فاصله‌ سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۶ و حتی تاکنون است. از سال ۲۰۰۰ به طور روزانه نگارنده این متن (تابان خواجه‌نصیری - سایت رسمی www.webfaqt.com) در حال تحقیق و مطالعه در زمینه رخداد‌های زلزله در نقاط مختلف دنیا و بویژه ایران بوده‌ام. این مطالعات حدودا از سال ۲۰۰۶ معطوف به مطالعه در مورد خورشید و بعد از آن در مورد هسته و لایه‌های درون زمین شد. در سال ۲۰۱۳ متوجه فعالیت‌های مشکوکی روی سطح کرونای خورشید شدم. در شرایطی که گفته می‌شد خورشید در دوره‌ای که فعالیتی ندارد و زبانه نمی‌کشد و تعداد لکه‌های سیاه کم شده است، متوجه شدم که روی خورشید اتفاقا مدام و هر روز زبانه‌هایی ثبت می‌شود. نکته‌ی جالب این بود که این زبانه‌های خورشیدی اولا کاملا منطبق بر ساعات استاندارد کره زمین بود، ثانیا زبانه‌ها از هم یک فاصله‌های زمانی ثابت و مشخص داشتند، به طوری که می‌شد دقیقا گفت هر چهار ساعت به چهارساعت بودند، این موضوعی نبود که یک بار اتفاق بیافتد بلکه دایما و تقریبا هر روز این رویدادها و زبانه‌های ریتمیک روی خورشید مشاهده و ثبت می‌شد. در فاصله سال ۲۰۱۳ - ۲۰۱۴ متوجه شدم که ارتباطی عجیب نزدیک بین این زبانه‌ها موسوم به CME (فوران توده‌ای از سطح کرونای خورشید) و برخی رخدادها در جو کره زمین به صورت توفان‌ها و تندبادها و ... و نیز خود کره زمین به صورت بروز زلزله‌هایی کوچک، متوسط و بزرگ متناسب با زبانه‌های خورشیدی (دقیقا با همین طبقه بندی کلاس C، کلاس M و کلاس X) بود. با ارائه دلایلی کاملا مشخص بود که بشر در این کار دست دارد و این زبانه‌ها با استفاده از پرتوهای لیزری/میزری روی خورشید انجام می‌شود، ان دسته از زبانه‌های ریتمیک با فواصل زمانی چهارساعت به چهار ساعت کاملا مشخص و قابل تفکیک بود و با توجه به سرعت لیزر که همان سرعت نور است، مشخص شد که این پرتوها باید از فاصله‌یی دور به خورشید برسد، با توجه به فاصله زمانی چهار ساعت به چهار ساعت، با یک محاسبه ساده می‌شد گفت که این پرتوها باید از فاصله‌ای دقیقا معادل ۲۸/۸ واحد نجومی (هر واحد نجومی AU تقریبا معادل است با ۱۵۰ میلیون کیلومتر) به سمت خورشید پرتاب شود. مطالعات و تحقیقات بعدی نگارنده (تابان خواجه‌نصیری - سایت رسمی www.webfaqt.com) حاکی از آن بود که این بیم‌های لیزری از جایی در لبه‌ی منظومه شمسی ارسال می‌شود. تحقیقات و مطالعات را ادامه دادم که ببینم آیا بشر یا ساخته‌ای از بشر در این فاصله از خورشید قرار دارد که با کمی جستجو متوجه شدم بلی دقیقا سفینه‌ی نیوهورایزن ناسای آمریکا در آن زمان (۲۰۱۳) دقیقا در فاصله ۲۸/۸ واحد نجومی قرار دارد. در همان زمان ناسا خود اعلام کرده بود که هر نوع ارتباط با سفینه کاوشگر نیوهورایزن دقیقا چهار ساعت طول می‌کشد با ادامه مطالعات شبانه‌روزی، متوجه شدم که این در سفینه‌ی نیوهورایزن که برای کشف و عکس‌برداری‌های بیشتر از سیاره پلوتو اعزام شده است، دستگاه‌ها و ابزارهای دقیق تحلیل پلاسما در سطح کرونای خورشید و پرتابگر بیم‌های لیزری با قدرت بالا قرار دارد. به مدتی حدود یکسال به دقت فعالیت‌های مشکوک و بی‌سر و صدای نیوهورایزن را زیر نظر داشتم. پرتاب بیم‌های لیزری به سمت خورشید و بلافاصله پس از حدود ۸ دقیقه برخورد آن به لایه‌های بالایی جو کره زمین و بعد هم زمین. بعد از مدتی، فعالیت‌های مشکوک به گونه‌ای بود که با کمی محاسبات می‌توانستم بگویم کجا زلزله می‌آید. از همان زمان، تقریبا شروع کردم در این رابطه گزارش‌های مختصری نوشتن به شرح مشاهدات و از همان زمان به سرعت عده ای از اساتید تمام‌های رشته زمین‌شناسی و زلزله‌شناسی در رسانه‌های مختلف حضور بهم رسانده، بگونه‌ای مشخص اما بدون اشاره مستقیم یافته‌ها را غیرعلمی و شبه‌علمی و طبق معمول «تئوری توطئه» نامیدند. در یادداشت‌هایی دیگر نگارنده این متن (تابان خواجه‌نصیری) توضیح داد که ما اکنون اسناد و مدارکی در اختیار داریم که بر اساس آن مدارک می‌توان گفت که این موضوع فراتر از تئوری و توهم توطئه است. همان زمان، در سال ۲۰۱۴ برخی از اساتید تمام‌هایمان در رسانه‌ها بدون اشاره مستقیم به من و این یافته‌ها به شکلی فعال و منسجم و هدفمند شروع کردند به طرح این مساله که امکان ندارد از بیرون از زمین یا از سطح زمین باعث ایجاد انفجار و ایجاد زلزله‌ در اعماق زمین شویم و به همین دلیل این تفکر و نظریه را رد می‌کردند که کسی بتواند از بیرون و از فضا در عمق زمین زلزله ایجاد کند.

با توجه به این سخنان و نظرات، مطالعاتم را از ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶ اختصاص دادم به باز بررسی تعاریف و مفاهیم رخداد زلزله، از ابتدا و این بار برای یافتن حقایق. یک سال بعد در سال ۲۰۱۵، در مطالعه لایه‌های درون زمین، توجهم به لایه سست کره / نرم‌کره / (استنسفر Asthenosphere) جلب شد. بررسی ماهیت و فیزیک ماده‌ای که در این لایه از زمین قرار دارد مرا به کلی به وجد آورد، بر اساس آخرین مطالعات زمین‌شناسان و زلزله‌شناسان در کشورهای مختلف از جمله آمریکا (که تماما با استفاده از مطالعه امواج زلزله و عبور آن امواج از لایه‌های مختلف زمین میسر می‌شوذ) ماده‌ای شدیدا ویسکوز و نرم با ترکیبات فلزی خاص در این لایه از زمین قرار دارد. ماده غلیظ و کشدار، در اثر گرمای هسته‌ی درون زمین (۶ تا ۹ هزار درجه سانتی گراد) باعث می‌شود تا این ماده در میان درزها و رگه‌های بالایی خودش بالا بیاید. منابع مختلف را برای اطلاعات بیشتر چک کردم و به شکلی بسیار عجیب و جالب، نظرات دانشمندان آمریکایی ناگهان تا اینجا می‌امد و از اینجا به بعد شما مواجه می‌شوید با یک سکوت ... بعد چه اتفاقی می‌افتد. هیچ توضیحی وجود نداشت و ندارد. نشریه‌ی معتبر دیسکاور، یک مقاله علمی فوق‌العاده در این زمینه داشت، درست به همین جا که رسید، دیگر هیچ توضیح بیشتری ارائه نمی‌دهد. متوجه شدم در حالی که در ایران اساتید تمام‌های ما در رشته زمین‌شناسی خودشان و دانشجویانشان را مشغول حفظ کردن نام گسل‌ها کرده‌اند، زمین‌شناسان آمریکایی سازمان زمین‌شناسی آمریکا حتی گسل‌های نزدیک سن آندریاس‌شان در کالیفرنیا را هم به درستی نمی‌شناسند وقتی مورد سوال قرار می‌گیرند به لکنت می‌افتند و در واقع بین خودشان اصلا بررسی گسل‌ها یک موضوع پیش‌پا افتاده است! بله، پیش پا افتاده و مزخرف! یک عمر است که ما را سرگرم کرده‌اند به بررسی گسل کوفت و زهرمار در شمال و جنوب تهران و شهرستان‌ها و ... آقایان اساتید مسلم، اساتید تمام ... و این در حالی است که خودشان با ایجاد زلزله‌های مداوم در نقاط مختلف دنیا (البته غیر از اروپا و آمریکای شمالی) خودشان! سرگرم بررسی امواج و مطالعه هسته و لایه‌های درونی زمین هستند. پس از مطالعه و پژوهش‌های فراوان، در جلسه‌ای از یکی از اساتید تمام‌های زلزله‌شناسی ایران در جمع سوال کردم آقای دکتر آیا ما در پژوهشگاه زلزله‌شناسی واحد، اداره یا تشکیلاتی برای مطالعه درون زمین، هسته و لایه‌های زمین داریم؟ ایشان صراحتا جواب دادند «خیر» پرسیدم آقای دکتر آیا ما در پژوهشگاه زلزله تشکیلات و سازمانی برای مطالعه خورشید داریم؟ ایشان صریح و واضح پاسخ دادند :«خیر» (تابان خواجه‌نصیری -۲۰۱۶) پس ما در سازمان‌های زلزله‌شناسی ‌مان اگر خدا بخواهد چه کار داریم می‌کنم؟: پاسخ این سوال واضح است، بررسی گسل‌هایی که ۱۱ هزار سال است وجود دارند! پس از مکاتبات فراوان، با سازمان زمین‌شناسی، موفق شدم جلسه‌یی با اساتید مسلم زمین‌شناسی داشته باشم. این جلسه البته یکی دو بار کنسل شد و در نهایت خیلی با اکراه تصمیم گرفتند به من «پنج دقیقه» برای طرح نظرات و سخنانم وقت بدهند. فکر می‌کردند خودم از خیر و شر این جلسه بگذرم. پذیرفتم و حضور یافتم و به سرعت با ذکر رئوس مطالب، شرحی را گفتم که نزدیک به ۲۰ دقیقه از وقت اساتید مسلم را گرفت. رئیس این جلسه به من -تابان خواجه‌نصیری ۲۰۱۶- گفتند که کتبا پاسخ خواهند داد. اکنون چهار سال از ان زمان گذشته و ۲۰۲۰ است و هیچ نامه یا یادداشتی و پاسخی دریافت نکرده‌ام! حدود دو ماه بعد از این جلسه، شرح مطالعات و یافته‌های خودم را در یک جلسه سه ساعته در محضر استاد بهرام عکاشه پدر علم زمین‌شناسی ایران- ارائه دادم با طرح این سوال در انتهای ارایه که آیا شما این مطالعات و پژوهش‌ها را غیر علمی یا شبه علمی می‌بینید، استاد صراحتا به من گفتند که کاملا علمی و دقیق بود. از آن دیدار، کتابی که بتازگی چاپ کرده بودند را نیز برایم نوشتند و امضا کردند که به یادگار از پدر زمین‌شناسی ایران نزد من باقی می‌ماند!

در فاصله سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۰ (شش سال اخیر) پس از افشاگری در زمینه فعالیت‌های مشکوک ناسا در لبه منظومه شمسی در فاصله ۲۸/۸ واحد نجومی تا ۳۰ واحد نجومی از خورشید، به ناگاه، تمام زبانه‌های خورشیدی متوقف شد. خورشید ساکت شد و آرام گرفت. کلیه این فعالیت‌ها را از طریق آزمایشگاه فضایی بررسی ایکس ری زبانه‌های خورشیدی تسیس لبدف روسیه و چند سایت دیگر به صورت انلاین انجام می‌دادم. پس از در کنار هم قرار دادن تمامی پازل‌های این تحقیق در کنار هم به چندین و چند طرح و نظریه رسیده‌ام که سند و مدرک نشان می‌دهد، ایالات متحده آمریکا و مستقیما ناسا در کار استفاده از خورشید به عنوان سلاحی ژئوفیزیکی، هیدرولوژیکی، میتئورولوژیکی، کلایمتولوژیکی و حتی بیولوژیکی است. پس از طرح این ادعا همراه با نمایش برخی از اسناد و مدارک، تصاویر و نمودارها و ... و صحبت در مورد ان در جمع برخی از اساتید ... به سرعت چندین اتفاق افتاد. یکی از مهمترین آنها این بود که دونالد ترامپ اعلام کرد که معاهده آب و هوایی پاریس خارج می‌شود که شد. بعد اعلام کرد که آمریکا صاحب قدرت و نیروی نظامی فضایی می‌شود که این را هم عملی کردند. برای آنچه می‌گویم صدها صفحه مطلب نوشته‌ام و اسناد و مدارکی وجود دارد که اساتید تمام‌هایمان حتی حاضر به دیدن و صحبت در مورد آن نیستند. نگویید این تئوری توطئه است! این خود خود توطیه است. تئوری نیست. تئوری زمانی تئوری است که مدرکی وجود ندارد. - در تصویر بالا، هم‌اکنون پالس‌ها و بیم‌های ریتمیک روی سطح لایه کرونای خورشید را در تصویری از نمودار پرتوهای ایکس‌ری از زبانه‌های خورشیدی ملاحظه می‌کنید!»

چنانچه مایلید پاسخ به سوالات یا موضوعات مشابه در شماره آینده روزنامه یا مجله تان منعکس شود؛ کافی است از طریق فرم تماس بالا درخواست خود را ارسال کنید. همچنین می توانید با آدرس پست الکترونیک journalist@webfaqt.com به صورت مستقیم مکاتبه کنید و درخواست برای نگارش مقاله را ارسال کنید.

متونی که به این ترتیب اینجا در سایت قرار می گیرند «کپی رایت» دارند. لطفا بدون اجازه کتبی و هماهنگی قبلی در نشریه چاپی و یا سایت یا وبلاگ آنلاین خود منتشر نکنید.



از میان عکس‌های قدیمی: رویداد درس آموخته‌های زلزله سر پل ذهاب با رویکرد مدیریت بحران زلزله تهران



  تابان خواجه‌نصیری - دستخط یک عکس یادگاری شرکت‌کنندگان با آقای دکتر استاد مهدی زارع - استاد زمین‌شناسی پژوهشگاه بین‌المللی زلزله - پایان رویداد (درس آموخته‌های زلزله سر پل ذهاب با رویکرد مدیریت بحران زلزله تهران).گوش چپ عکس ایستاده ام، راه راه .

مرکز علوم و ستاره شناسی شهرداری تهران. - ۲۰۱۶

از میان عکس‌های قدیمی: جمهوری آذربایجان، باکو



  تابان خواجه‌نصیری - دستخط یک ...
این باد سرد پاییزی
چه زود!
دل گنجشک‌هایت را برد.
باکو - ٢٠١٦

از کتیبه گنجشک، متن کامل شعر، هم اینک در روایتی از فرهنگ و هنر

از میان گزارش‌های ویژه قدیمی - تابان خواجه‌نصیری: دکتر یونس شکرخواه را «پدر روزنامه‌نگاری آنلاین ایران» نمی‌دانم!



روزنامه ایران شهریور ۱۳۸۰ - شماره ۱۹۰۴ صفحه ۷

  تابان خواجه‌نصیری - دستخط یک تابان خواجه‌نصیری: با تمام احترامی که برای آقای دکتر یونس شکرخواه به عنوان یک «استاد روزنامه‌نگاری» قایل هستم اما ببخشید، با ارائه شرح منحصربفردی که به عنوان تاریخ شفاهی در اختیار دارم و بنابر «دلایل و مستنداتی» که ارائه می‌کنم او را «پدر روزنامه‌نگاری آنلاین ایران» نمی‌دانم!

... در تاریخچه روزنامه همشهری آنلاین آمده است که این روزنامه اولین روزنامه‌ای بود که نسخه الکترونیکی خودش را ارائه داد. این صحت ندارد و من بعید می‌دانم درست باشد. آنچه که روزنامه‌ همشهری به صورت الکترونیکی ارائه می‌داد از همان حدود سال های۷۶ یا ۷۷ به بعد بود و ابتدا گزیده‌ای از مطالب و مقالات و اخبار فقط در سایت ندارایانه به صورت الکترونیکی قرار می‌گرفت که فقط اعضای ندارایانه به آن دسترسی داشتند. در همان تاریخچه همشهری آنلاین آمده است که روزنامه جام جم اولین نسخه الکترونیکی روزنامه را فراتر از نسخه چاپی پیش از همشهری آنلاین ارائه کرده است. خود روزنامه جام جم آنلاین ۱۰ اردیبهشت سال ۱۳۷۹ چاپ شد و نسخه آنلاین آن در سال ۱۳۸۱ شکل گرفت.

حال آن که شما در تصویر بالا، تصویر روزنامه ایران را دارید که مورخ سه شنبه ۲۰ شهریور ۱۳۸۰ - شماره ۱۹۰۴ - صفحه ۷ روزنامه را نشان می‌دهد.



در این مطلب خبری آمده است خوانندگان روزنامه با سایت رسمی شادروان فریدون مشیری در آن زمان (سال ۱۹۹۹) آشنا می‌شوند که در آن زمان در زیرمجموعه سایت webfaqt.com و با طراحی و مدیریت این حقیر و تحت نظارت مستقیم خانواده مشیری بر روی اینترنت قرار گرفته بود و ما اخبار فعالیت‌ها و رویدادهای پس از فوت استاد مشیری را در آن زمان به صورت روزانه و با روشی استثنایی که در آن نیازی به دریافت فونت فارسی هم نبود برای کاربران و جهت مطالعه آماده می‌کردیم. همان زمان ما خبرنامه الکترونیکی سایت «استاد مشیری» را داشتیم. منظور، یعنی این که ما پیش از روزنامه جام جم، فعالیت‌های روزنامه‌نگاری آنلاین یا سایبرژورنالیسم داشتیم و همین گونه بود برای سایت شادروان احمد شاملو و چند تن دیگر از شعرا و نویسندگان مطرح که دوستان دیگر زحمت می کشیدند که متاسفانه هیچگاه جدی گرفته نشدیم و هیچگاه نامی از ما به عنوان «اولین استارتاپ‌های آن زمان» برده نشد و هیچ حمایتی هم از ما نشد ... در متن خبر روزنامه ایران آمده است که در طراحی سایت شادروان مشیری از «یونیکد» استفاده شده است. در صورتی که خیر این طور نبود. آن زمان کمپانی مایکروسافت امکان استفاده از «یونیکد» را به کل بر روی کاربران ایرانی ویندوز بسته بود و چنین امکانی وجود نداشت و من با یک ابتکار منحصربفرد و ترفند خاص برای اولین بار از پاراگراف‌ها تصاویری کم حجمی می‌ساختم و روی وب قرار می‌دادم - روشی که بعدا به خیلی ها آموزش دادم برای فارسی سازی سایت‌ها. این تصاویر آنقدر کم حجم بود که حتی با سرعت پایین اینترنت ایران در آن زمان، صفحات به سرعت لود (بارگیری) می‌شد و به راحتی متون فارسی قابل استفاده و مطالعه بود. همان زمان همین کار را برای سایت‌ها مختلف دیگر از جمله «سایت هادی سیستم» که تولید کننده سی دی های آموزشی نرم‌افزارهای کامپیوتری بود انجام دادم که پس از ارائه این طرح ابتکاری، مایکروسافت آمریکا عملا خود را شکست خورده یافت و کمی بعد «یونیکد» را به روی ایرانیان باز کرد.

یک نکته‌ی مهم در رابطه با یونیکد همین جا هست که تا اواسط یا اواخر سال ۲۰۰۱ امکان استفاده از یونیکد برای زبان فارسی وجود نداشت. بنابر این عملا این امکان وجود نداشت که از بانک‌ داده‌ها به راحتی استفاده کنیم و بک اند و فرانت اند سایت‌ها را به هم متصل داشته باشیم. در رابطه با زبان عربی هم محدودیت‌هایی وجود داشت بنابر این روزنامه‌نگاری سایبر و آنلاین عملا به زبان فارسی از اوایل و اواسط ۲۰۰۲ تازه شروع شد که می شود اواخر ۸۱ ما. در آن سالها من با شرکت‌های نرم‌افزاری متعددی در ارتباط بودم و همه کارشناسان و مهندسین و برنامه‌نویسان بر سر آنلاین کردن آمارها، اخبار و گزارش‌ها و مقالات و مطالب به زبان فارسی و اتصال صفحات وب با دیتابیس‌ها مشکل داشتند و چنین امکانی از لحاظ نرم‌افزاری به راحتی وجود نداشت برای همین هم روزنامه‌ها بعد از سال ۸۱ بود که آرام آرام نسخه آنلاین واقعی خودشان را ارائه دادند، بعد از وقتی که یونیکد از سوی مایکروسافت باز شد. پیش از آن، محدودیت‌ها بسیار بود، فونت فارسی سپهر یا یکان و ... باید دانلود می‌شد، صفحات به هم می ریخت و ...

تاریخ مندرج در تصویر بالا نشان می دهد که ما به مدت ۲ سال پیش از این تاریخ مشغول فعالیت‌های سایبرژورنالیسم بودیم و ما اطلاعات و اخبار نشر واحدهای مختلف بنگاه‌های نشر کتاب و مطبوعات را نیز به همین ترتیب بر روی اینترنت پوشش می دادیم و اخبار ورود سایت‌های وب ایرانی به روی وب را نیز در IranQ.com تا مدت دو سال منعکس می‌ساختیم.

آنچه که در این تصویر ملاحظه می‌کنید نمایی از صفحه ورودی سایت نشریه وزین (و در آن زمان ۲۰ ساله‌) علم الکترونیک و کامپیوتر بر روی اینترنت است. آن زمان که تعداد سایت‌های تجاری روی اینترنت از داخل ایران به تعداد انگشت‌های یک دست هم نمی‌رسید و اساسا اینترنت آنقدر نو و تازه بود که حتی اساتید دانشگاه‌ها که به اجبار به آنها آدرس پست الکترونیک داده بودند از آن استفاده نمی کردند به دو دلیل عمده یک لازم بود تسلط به زبان انگلیسی داشته باشند، دو برای اتصال و امکان استفاده از امکانات اینترنت دو سیستم عامل اضافه بر داس و ویندوز بدانند، سیستم عامل های یونیکس و وکس ... همین باعث شده بود تا اینترنتی که مبتنی بر متن بود و گرافیکی نبود خواهانی نداشته باشد.

اواخر دهه شصت با پایان یافتن جنگ هشت ساله تحمیلی ایران و عراق، شرکت‌های کامپیوتری متعددی تشکیل شدند و واردات اولین کامپیوترهای شخصی سازگار با آی بی ام و مونیتورهای تک رنگ و رنگی و سایر وسایل و تجهیزات جانبی از همان زمان به صورت رسمی و کاملا تجاری آغاز شد.

آن زمان من در نیمه راه تحصیلات دانشگاهی‌ام در رشته مترجمی زبان انگلیسی دانشگاه آزاد بودم و همزمان در شرکتی که برادرم به همراه گروهی از دوستانش راه‌اندازی کرده بود در زمینه کامپیوتر و ارتباطات مشغول به کار بودم. کار با کامپیوتر، فراگرفتن سیستم عامل داس و بعدها ویندوز و انواع و اقسام نرم‌افزارهای مورد نیاز کارهای بازرگانی و تجاری و در نهایت کشیده شدن به کارهای روابط عمومی و تهیه و تنظیم نامه‌ها و مکاتبات تجاری و اخبار و رویدادها و بازاریابی و ... مرا در مسیر فراگیری دائمی و مستمر و در شاخه‌های بسیار متعدد و گسترده قرار داد.

اوایل دهه هفتاد از دانشگاه در رشته کلیدی زبان انگلیسی به عنوان مترجم فارغ التحصیل شدم و همان سال به امور بین‌الملل سازمان صدا و سیما رفتم. با عشق به کار در کارهای خبری، ابتدا برای دفتر «واحد خبر آسیاویژن» اقدام کردم اما نهایتا به دفتر دیگری از آن اداره کل - بین الملل - یعنی دفتر «اتحادیه‌ها» ختم شد. آن زمان، به مدت دو سال در خدمت صدا و سیما بودم، در امور مختلف مرتبط با امور بین‌الملل و برگزاری نشست‌ها و همایش‌های بین‌المللی و ارتباطات ماهواره‌ای و گروه ورزش و ...

پیش از آن که ایران به صورت رسمی و از طریق مرکزی علمی و پژوهشی به اینترنت متصل شود، من در صدا و سیما و در امور بین‌الملل در اوایل دهه ۷۰ بود که بواسطه نشریات متعددی که از خارج از کشور به ما می‌رسید با موضوع شکل‌گیری اینترنت و راه‌اندازی آزمایشی و کاربردی آن در سطح وسیعی از مراکز علمی و پژوهشی دنیا آشنا شدم و ما این اطلاعات و اخبار تازه را به سرعت ترجمه،‌ تهیه و تنظیم و یا حتی تالیف می‌کردیم و در اختیار واحدها مختلف سازمان و از جمله نشریه وزین سروش قرار می‌دادیم. اولین یادداشت‌ها و مقالاتم در مورد اینترنت و ارتباطات ماهواره‌ای در اوایل دهه هفتاد در بولتن‌های مدیریتی سازمان صدا و سیما و گزارش‌های خبری سروش منتشر شد و آن زمان چون اطلاع نداشتم، ابتدا نامی از من در پای مطالب و مقالات برده نمی‌شد و من این را خیلی بعدتر مطلع و متوجه شدم که تقریبا خیلی دیر شده بود. اما بعد از این که از صدا و سیما بیرون آمدم، از همان زمان در فکر اینترنت و حضور در آن و رویاپردازی برای آینده‌ی آن بودم. سال ۷۳، ۷۴ اولین مودم‌های ارتباط الکترونیکی به بازار آمده بود، اولین کامپیوتر شخصی‌ام را در سال ۷۰ همزمان با ورود به صدا و سیما خریداری کرده بودم که سرعت پروسسور آن ۲۵ مگاهرتز بود و یک هارد ۴۰ مگابایتی روی آن وجود داشت که برای زمان خودش خیلی پیشرفته و مدرن بود، شرکتی از شرکت‌های دوستان، سه نمونه سی دی درایو وارد کرده بود و من خریدار یکی از آنها بودم، یک دستگاه مجهز به سی دی درایو در آن زمان برای کارهای روزنامه‌نگاری و خبری که من دیوانه‌وار عاشق‌اش بودم فوق العاده بود.

روی جلد مجله علم الکترونیک آنچه در تصویر مشاهده می‌کنید، تصویر روی جلد مجله وزین علم الکترونیک و کامپیوتر است به شماره ۲۶۷ آبانماه سال ۱۳۷۷ (نوامبر ۱۹۹۸) - اعلام خبر حضور سایت رسمی مجله بر روی اینترنت، با طراحی و مدیریت من روی اینترنت قرار گرفت، یک سال و نیم، دو سال پیشتر از این تاریخ، زمانی که هنوز ایران به طور رسمی در اینترنت قرار نداشت، ما (من با همکاری با دوستان تحریریه مجله) نخستین اخبار و مقالات و مطالب مجله را تهیه و آماده و بر روی شبکه‌های اطلاع‌رسانی الکترونیکی آن زمان مثل شارع، ماورا، خانه‌ملت و عابدی و پژوهشگاه صنعت نفت ... قرار می دادیم. زمانی بود که همشهری آنلاینی وجود نداشت. همان زمان من و دوستانم در قالب فعالیت های الکترونیکی یک بنگاه انتشاراتی، اولین سایت مجله‌ی طنز «پشه» را راه‌انداخته بودیم و صفحات وب آن را روی شبکه الکترونیکی (بی بی اس) ماورا گذاشته بودیم و بعد از یکی دو ماه آن را روی اینترنتی قرار دادیم که هنوز هیچکس از داخل ایران در آن حضور هم نداشت ... و ما پیش خودمان می خندیدیم و می گفتیم ما داریم تاریخ را می‌سازیم. تاریخ حضور ایران در فضای وب. صفحه سایت طنز «پشه» با نوشته‌های «پشه ریزه» هنگام بالا آمدن و لود شدن روی صفحه اولین مرورگرهای آن زمان، قطعه موزیکالی را پخش می کرد که به درخواست من، دوست عزیز و گرامی‌ام «آریا عظیمی‌نژاد» آن را ساخته بود و فایل فرمت MIDI آن را در اختیارم گذاشته بود که در آن زمان از سوی کاربران بسیار جالب بود و مورد استقبال قرار گرفته بود. این کارها همه و همه آن زمانی بود که وب برای ایران فرمت «تکست» داشت و ما باید «یونیکس» و «وکس» می دانستیم تا می‌توانستیم از مطالبی که در وب جهانی بود با اولین مرورگرهایی که گرافیکی نبودند می دیدیم و اخبار و مطالب را برای استفاده سریع مردم آماده می‌کردیم.

از سال‌هایی صحبت می‌کنم که اولین خبرنامه الکترونیکی به نام «شناسه» را در شبکه اطلاع‌رسانی ماورا راه‌اندازی کردم و آن را در کتابخانه‌ی فایل‌ها قرار می دادیم. بعدها همان اولین خبرنامه‌ها (از اواسط دهه ۷۰) به صورت خبرنامه‌های سایت Webfaqt روی اینترنت آمد (اواخر دهه ۷۰)

روزنامه‌نگاری آنلاین چیست؟ روزنامه‌نگاری دیجیتال یا همان روزنامه‌نگاری آنلاین یک نوع تازه و نوین از روزنامه‌نگاری معاصر است، به این معنا که محتوای تولید شده توسط تحریریه‌ها - گروهی از روزنامه‌نگاران و مترجمین و ویراستاران و دبیران واحدهای خبری و گزارشگران و عکاسان - زیر نظر سردبیر یا شورای تحریریه به جای چاپ و نشر مکتوب روی کاغذ یا چاپ و نشر از طریق رسانه‌های صوتی و تصویری مثل کانال های رادیو - تلویزیونی، از طریق اینترنت توزیع و منتشر شود.

کارهایی که ما در آن زمان انجام می‌دادیم به هیچوجه در هیچ رشته‌ی دانشگاهی به عنوان متن درسی گنجانده نشده بود و دانشجویان رشته‌های علوم مرتبط با کامپیوتر و ارتباطات و الکترونیک و سایر علوم دیگر مثل علوم انسانی مرتبط با روزنامه‌نگاری و فتوژورنالیسم هیچ منبعی در رابطه با این «ابزار یا رسانه یا مدیای تازه» نداشتند و ما جز اولین گروه‌هایی بودیم که برای پر کردن این گپ - فاصله و شکاف دیجیتالی - باید خودمان آستین‌ها را بالا و دست به اقدام می‌زدیم. در سال ۷۷ سردبیر محترم نشریه‌ای که کاملا تخصصی در زمینه کامپیوتر و الکترونیک منتشر می‌شد - آقای مهندس بهمن‌دژی - از طریق اخبار، مقالات، یادداشت‌ها و کلا نوشته‌هایم روی شبکه‌های بی بی اس (تابلوهای اعلانات الکترونیکی) آن زمان مثل «ماورا» با من و فعالیت‌هایم آشنا شدند و ما در اولین دیدارهایمان متوجه شدیم که فضای رسانه‌های چاپی مان به شدت از فضای ژورنالیسم آنلاین آن روزها و آن زمان در جهان بسیار عقب و افراد عملا بی‌اطلاع هستند و ما باید تازه شروع می‌کردیم به نوشتن درباره وب و اینترنت تا اخبار و گزارش‌های آن را منعکس کنیم. یک حرکتی واقعا در نوع خودش انقلابی، انقلابی در تولید سریع محتوای به روز از آنچه در فضای اینترنت و وب مبتنی بر تکست و متن که در آن زمان وجود داشت.

توجه مخاطبینم را به این نکته جلب می کنم که اکنون دارم از زمانی صحبت می‌کنم که «وبلاگ» و علی الخصوص وبلاگ «دات» آقای دکتر شکرخواه اصلا هنوز وجود نداشت و ما برای این که مطالب مان را روی اینترنت قرار دهیم در یک دوره‌ای حتی امکان آنلاین کردن مطالب با استفاده از فونت فارسی وجود نداشت. ایرانیان در خارج از کشور با استفاده از حروف و خطوط در هم و بر هم اسکی، فارسی نویسی می‌کردند و چیزهایی درست کرده بودند مثل «گردسوز» که متون را برای قرار گرفتن روی وب به آن شکل و شمایل در می‌آورد که می‌توانستند متن فارسی روی صفحه نمایشی که یونیکس و وکس سیستم عاملش بود نمایش دهند. آن زمان آقای دکتر شکرخواه کجا بودند و چه می کردند برای روزنامه‌نگاری آنلاین.

من از زمانی صحبت می کنم که جمعیت کاربران ایرانی اینترنت از داخل ایران به سیصد چهارصد نفر هم نمی‌رسید. همین تعداد استفاده‌کننده از اینترنت هم نه خودشان سایت داشتند و نه حتی یک صفحه برای معرفی خودشان و فعالیت هایشان به عنوان روزنامه‌نگار یا مترجم یا ادیتور و سردبیر و ... من از زمانی صحبت می‌کنم که ارتباط با تحریریه‌ها فقط از طریق تلفن بود و فکس و کسی نه می‌دانست که ایمیل (پست الکترونیکی) چیست و چگونه باید یکی از جایی روی «هات میل» یا بعدها «یاهو» که تازه راه افتاده بود یک ایمیل مجانی برایش درست می‌کرد. از زمانی صحبت می‌کنم که کسی در ایران «هات میل» را نمی‌شناخت و حتی «پروژه گوتنبرگ» را نمی‌شناخت و من اولین کسی بودم که اینها را در خبرنامه‌هایم معرفی می‌کردم و یا در مورد اینها و رویدادهای تازه‌شان می‌نوشتم.

توجه کنید که نمی‌خواهم بگویم من «پدر» یا «پدر بزرگ» روزنامه‌نگاری آنلاین در آن دوره بودم، شدیدا با این جور عناوین و تعارفات چندش‌آور که متاسفانه فقط در فضای آکادمیک و دانشگاهی‌ ما دیده می‌شود مخالفم و از آن به شدت دوری می‌کنم. می‌خواهم حقیقت تند، تلخ و محکمی را اینجا ثبت کنم که در همان روزهای نخست اینترنت در ایران، بودند بسیاری از همکاران روزنامه‌نگار و فعالان مطبوعات، افرادی که در مورد وب و اینترنت، در مورد اخبار و رویدادهای جاری، در مورد روزنامه‌نگاری و حتی روزنامه‌نگاری آنلاین و در مورد بسیاری از شاخه‌ها و رشته‌های علمی دیگر روی وب و اینترنت می‌نوشتند که هرکدامشان می‌توانند «پدر»، «پدربزرگ» یا «مادر» و «مادر بزرگ» این شاخه‌ی علمی در فضای وب ایران باشند.

اساسا بر این عقیده و باورم که جریانی مافیایی بر بخش وسیعی از رسانه‌های ایران تسلط دارد که همه را غیر از اعضای باند خودش را به مرور حذف کرده و می کند تا در نبود «مردمان عادی» که در میانشان ممکن است ستارگان و نخبگانی هم حضور داشته باشند مجالی برای نمایش قدرت رسانه‌ای داشته باشد. برای این که بخوبی متوجه عرایضم شوید اجازه می خواهم یک مثال خیلی ساده و روشن بزنم و آن این است که آقای دکتر شکرخواه از سال ۶۱ تا ۷۷ در کیهان در شورای تیتر بوده اند، یعنی از سال ۶۱ درگیر کارهای خبری و مطبوعاتی بوده‌اند، از اولین روزهای چاپ جام جم و سایت جام جم آنلاین از ۸۱ تا ۸۴ با این روزنامه بوده اند و از سال ۸۵ تا ۹۸ سردبیر همشهری آنلاین در رزومه و کارنامه‌شان دیده می‌شود. در هریک از پست های مدیریتی دهها نفر زیر نظر ایشان کار روزنامه‌نگاری می‌کردند. نمی گویم از سال ۶۱ اما از سال ۷۷ تا ۹۸ به مدت ۲۱ سال حتی یک نفر از زیر مجموعه‌شان به دفتر من نفرستادند که بگویند آهان تو هم اینجا هستی و داری یک کارهایی انجام می‌دهی بیا و داستانت را بگو! ایشان به مدت بیست و یک سال فعالیت‌های مرا در حوزه روزنامه‌نگاری آنلاین، بازاریابی با پست الکترونیک، بازاریابی اینترنتی، بازاریابی از طریق رسانه‌های اجتماعی و ... بسیاری دیگر از طیف وسیعی از فعالیت‌های مرا در حوزه نشر الکترونیک و اینترنت به کل نادیده گرفتند واقعا باید به این سردبیر محشر و منحصربفرد و عالی جایزه نوبل روزنامه‌نگاری بدهند، عنوان «پدر» واقعا کم است. من سوال می‌کنم از ایشان که نه، از آنهایی که این عنوان را برای آقای دکتر ساخته و پرداخته کرده‌اند که ایشان «پدر» روزنامه‌نگاری آنلاین ایران هستند. سوال من این است که چطور می‌شود با این کارنامه‌یی که من دارم، یک بار، حتی یکبار از طرف جام جم آنلاین یا همشهری آنلاین برای کسب اطلاعات بیشتر از فعالیت‌های من در فضای سایبر یکی از زیر مجموعه‌شان را نفرستادند برای یک هم نه نیم صفحه مصاحبه یا یک لینک ناقابل به سایت من ... نمی‌خواهم گله و گله گذاری کنم، وقت و فرصتی برای این حرف ها نیست، می‌خواهم به صورت مستقیم مدیریت و سردبیری ایشان را زیر سوال ببرم، خیلی رک و پوست کنده و می‌دانم که اصلا خوششان نخواهد آمد. خوانندگان شاید بگویند که دکتر شکرخواه آنقدر سرش شلوغ است با آدم‌های سرشناس و مهم که تو را ممکن است اصلا نشناسند! برای این عزیزان یک خاطره کافی است که تعریف کنم که فکر جواب خوبی است: آقای دکتر شکرخواه سال ۲۰۰۰ یا ۲۰۰۱ مدیر/مشاور امور رسانه‌یی و مطبوعاتی محمدرضا شجریان بودند. سر ماجرای زلزله‌ی بم، با برادرم - فرداد - که اولین طراح پروژه باغ هنر بم بود آشنا می‌شوند و اولین سوالی که از برادرم می‌پرسند همین بود که یک «تابان خواجه‌نصیری» هست که در اینترنت فعالیت‌هایی می کند و چیزهایی می نویسد ... برادرم هم آن زمان می‌گوید بله، او برادرم است و همین می‌شود که حتی آقای دکتر یک ایمیل هم به من می‌زنند و ماجرا را خیلی کوتاه برایم شرح می‌دهند و می‌گویند، حالا اما خاطرم نیست که ما تلفنی هم صحبت کردیم یا نه ... یعنی آقای دکتر، خیلی هم خوب مرا می‌شناختند و در تمام طول این سالها (احتمالا ۲۱ سال) از سال ۷۷ بواسطه نوشته‌هایم در مجلات علم الکترونیک و شبکه و کامیاب و فرهنگ مردم و ... یا اساسا روی اینترنت و برخی رسانه‌های دیگر چون صدا و سیما و جام جم و ... خیلی هم خوب می شناسند ... اما حتی یک بار، حتی یک صفحه، یک مطلب کوتاه خبری، یک جمله در طول این بیست و یک سال از زیر مجموعه خود نخواستند که در مورد فعالیت های خبری،‌ مقالات یا فعالیت‌های آنلاین من خبری یا مصاحبه ای منعکس شود - خیر، ارزش‌اش را نداشته است ... برای من اصلا مهم نیست و اگر این مورد را دارم اینجا ذکر می کنم فقط به عنوان ذکر یک مثال است و یک سوال از آقایانی که راه افتاده‌اند از این مدیر و سردبیر نمونه و شایسته تقدیر و تشکر می‌کنند و دنبال ایشان راه افتاده اند «بابا» ... «بابا» می کنند. شما بگویید! شما بروید بپرسید چرا؟ از «همشهری آنلاین» یا «جام جام آنلاین» حتی یک مطلب در مورد «تابان خواجه‌نصیری» و فعالیت هایش نیست؟ بپرسید چرا هیچ لینکی به سایت من یا مقالاتم نیست! مهم نبودم! کارهایم بی اهمیت و خرد بوده است؟! در حالی که برخی شاگردان ایشان به سرعت معرفی می‌شوند و ... این باندهای مافیایی که فقط خودشان و دور و اطرافی‌های رسانه‌ای خودشان را می‌بینند «آفت» و «فتنه» همین رسانه‌ها هستند و نه سرآمد و کاملا هم مشخص است از کجا دستور می گیرند، که مشخص است چرا برخی به اینها عناوینی چون «بابا» می‌دهند! آقای دکتر! در نبود رسانه‌های آزاد، مستقل و رسانه‌های اجتماعی، در فضایی که فیلترینگ گسترده‌ای را بر فضای وب و رسانه‌های اجتماعی - رسانه هایی چون توئیتر، فیسبوک و یوتوب و ... حاکم کرده‌اند، ناگهان در «روز - گرامی‌داشت - رسانه‌های اجتماعی» فیلشان یاد هندوستان و یاد این روز می‌افتد و جشن می‌گیرند و پایکوبی می‌کنند، روز رسانه‌های اجتماعی را به هم تبریک می گویند! آقایان در آن زمان ظاهرا فراموش کرده‌اند که خودشان یا دوستان شان، «مردمان عادی جامعه» را از حضور در فضای رسانه‌های اجتماعی عملا با برخی نشست‌ها و مصوبه‌هایشان به کل محروم ساخته‌اند! چنین افرادی که دبیر چنین نشست‌ها و همایش‌های مشمئزکننده‌ای می‌شوند به هیچوجه صلاحیت هیچ عنوانی از عناوینی چون «پدر» و «مادر» و «پدر بزرگ» و «مادر بزرگ» و ... در هیچ رشته‌ی علمی و غیرعلمی و شبه‌علمی را ندارند.

به اینها فقط می توانید بگویید: پدرخوانده!

چنانچه مایلید پاسخ به سوالات یا موضوعات مشابه در شماره آینده روزنامه یا مجله تان منعکس شود؛ کافی است از طریق فرم تماس بالا درخواست خود را ارسال کنید. همچنین می توانید با آدرس پست الکترونیک journalist@webfaqt.com به صورت مستقیم مکاتبه کنید و درخواست برای نگارش مقاله را ارسال کنید.

متونی که به این ترتیب اینجا در سایت قرار می گیرند «کپی رایت» دارند. لطفا بدون اجازه کتبی و هماهنگی قبلی در نشریه چاپی و یا سایت یا وبلاگ آنلاین خود منتشر نکنید.


 



تولید محتوا، نگارش و ترجمه
کلیه متون، نقد و بررسی

انگلیسی | فارسی | آلمانی

۰۹۱۰-۹۷۵۹۸۶۹




اجرا و آموزش خصوصی موسیقی

تدریس خصوصی موسیقی، نوازندگی گیتار پاپ و الکتریک

برای کسب اطلاعات بیشتر و هماهنگی برای ثبت نام و رزرو جلسات تماس بگیرید


۰۹۳۲-۹۲۸۵۳۵۲





روایتی از نظرات و پیشنهادات شما

آلمانی را از حرفه‌ای‌ها بیاموزید



(تدریس خصوصی و نیمه خصوصی)


::: جهت ارسال نظرات و پیشنهادات‌تان می‌توانید از فرم بالای صفحه و یا ایمیل t.k.nassiri@gmail.com اقدام کنید!


پژوهش خلاقانه
برای
نگرش و نگارش خلاقانه

متعهدم به خوب و ساده نوشتن، بکر، اصل و مبتکرانه نوشتن و دقیقا با توجه به نیاز‌های مردمم نوشتن




اولین مناظره انتخاباتی ریاست‌جمهوری ایالات متحده آمریکا برگزار شد + یادداشت


در روایتی از ترجمه فنی و واژگان تخصصی: روانشناسی- جنگ روانی، اصطلاح «گربه‌ماهی‌گیری» یعنی چه؟


آلمانی را از حرفه‌ای‌ها بیاموزید



تازه چه خبر؟
اولین مناظره انتخاباتی ریاست‌جمهوری ایالات متحده آمریکا برگزار شد + یادداشت

در روایتی از ترجمه فنی و واژگان تخصصی: روانشناسی- جنگ روانی، اصطلاح «گربه‌ماهی‌گیری» یعنی چه؟

زلزله‌یی به بزرگی ۴,۵ اهرم در استان بوشهر را لرزاند


::: جهت مشاهده و مطالعه مطالب تازه به مرور این صفحه ادامه‌دهید!


در یک نگاه
اولین مناظره انتخاباتی ریاست‌جمهوری ایالات متحده آمریکا برگزار شد + یادداشت



ساعاتی پیش اولین مناظره انتخاباتی ریاست‌جمهوری ایالات متحده آمریکا بین جو بایدن کاندیدای حزب دموکرات و دونالد ترامپ کاندیدای حزب جمهوری‌خواه، رئیس‌جمهور کنونی و مستقر در حضور جمع کوچک و محدودی حدود ۸۰ نفر از افرادی که در ستادهای انتخاباتی از هر دو حریف انتخاباتی فعال هستند، برخی اعضای خانواده‌ها و دوستان‌شان و نیز تعداد کمی از روزنامه‌نگاران برگزار شد. مناظره‌ای بسیار نفس‌گیر و پر از برخوردهای لفظی و قطع کردن پیاپی حرف‌های یکدیگر، همراه با فاصله اجتماعی که به خاطر شیوع بیماری کووید-۱۹ بیش از مناظره‌های پیشین بود. همین فاصله باعث شده بود تا کار فیلمبرداری و کارگردانی مناظره با مشکلاتی روبرو شود.

___________ تابان خواجه‌نصیری ___________
اولین مناظره انتخاباتی ۲۰۲۰ برگزار شد و به اتمام رسید و درست از همان لحظه یا لحظات اولیه مناظره، گمانه‌‌زنی‌ها برای نشان دادن پیروز مناظره در فضای مجازی و دنیای واقعی، در سرتاسر جهان آغاز شد. بسیاری از رهبران کشورها، چشم به این مناظره دوخته بودند تا ببینند در یکی دو ماه و چهار سال پیش رو با کدامیک از این عوضی‌ها باید دست و پنجه نرم کنند. در چشم بسیاری از مردم دنیا، بخصوص با توجه به سیاست‌های دهه‌های گذشته، سیاستمداران امریکایی و ااساسا به لحاظ اثرات تصمیماتی که برای مردم و مملکت خود و نیز مستقیم یا غیرمستقیم برای سایر کشورهای دنیا و مردمان‌شان اتخاذ کرده‌اند، از جایگاه خوبی برخوردار نیستند و با یگشت کوچک در میان مردم و در اینترنت و شبکه‌های اجتماعی شما به راحتی می‌توانید این حس تنفر از هر دو طرف این معامله کثیف را به عینه ببینید.

پیش از این بارها در یادداشت‌های گذشته درباره شخصیت خودشیفته و ظاهرساز دونالد ترامپ نوشته بودم، اما امروز می‌خواهم با توجه به مناظره شب گذشته، پرده از دیگر شخصیت خطرناک ترامپ بردارم که مثل گرگ براحتی می‌تواند به قول خودش «بایدن خواب‌الود» را تیکه پاره کند! در این نباید شک کرد که ترامپ یک بیمار کاملا روانی است که نیاز به مراقب‌های ویژه در بهترین بیمارستان‌های روانی آمریکا را دارد، اما از بد یا خوب حادثه، در لباس شیک و پیک، اکنون چهار سال است که رئیس‌جمهور هالیوود است. چه مردم آمریکا و اروپا و اساسا دنیا بخواهند چه نخواهند، این شخصیت خودشیفته و ظاهرساز و «شکارچی» و «چپاولگر» و «درنده» و مدام «ایرادگیر» خود را برای دور دوم آماده می‌کند‌. با توجه به این مناظره، عرض می‌کنم و می‌نویسم که محال است طرفداران دموکرات‌های ایالات متحده آمریکا و «جو بایدن» خواب‌آلود بتوانند آمریکا و جهان را از دست این بیمار روانی نجات دهند. شخصیت «شکارچی» با درنده‌خویی ذاتی‌اش به دنبال پیروزی است و جز «بردن» و «موفقیت» به هر قیمتی، به چیز دیگری نمی‌اندیشد و انتظار دیگری هم ندارد. برایش هیچ اهمیتی ندارد که مدام ایراد بگیرد و خودش را برتر از طرف مقابل نشان دهد و ببیند. در هفتاد سال گذشته، هالیوود خود در آمریکا از این شخصیت‌های کارتونی ابرقدرت و درنده بسیار ساخته و پرداخته که نسل‌های کنونی و حاضر در امریکا تماما این مشخصات را نشان می‌دهند و الان چهار سال است که «قهرمان» خود را در دونالد ترامپ می‌بینند. این گونه مناظره‌ها قرار نیست رای افرادی که مثل من و شما فکر می‌کنند را حذب کنند، این مناظره‌ها برای جذب آرای آن امریکایی‌هایی است که هفتاد سال است برای این که خود را آقای دنیا نشان دهد، از روی نعش و جنازه هر فردی از آحاد جامعه جهانی به هر طریقی که می‌توانسته گذشته و عبور کرده است. اینها نسل‌های بعد از همان قوم اروپایی هستند که وقتی وارد قاره امریکا و بخصوص وقتی امریکای شمالی را فتح کردند، خود را برتر از بومیان امریکا دیدند و به همین دلیل بیش از پانصد سال است که پاهایشان را روی جمجمه‌های اقوام بومی اپاچی و چروکی و نواجو گذاشته‌اند. این انسان در اصل و ذاتش، اصلا موجود نرمالی نیست، ممکن است خیلی شیک و پیک و مبادی آداب خودش را نشان دهد، اما بیش از پانصد سال است که با همان کفش که از بیرون آمده است تا روی رخت‌خواب خودش و همسایه‌هایش رفته و برایش هیچ اهمیتی ندارد که چه می‌شود و چند نفر در اثر این یاغی‌گری‌ها مریض می‌شوند و می‌میرند‌. این اروپایی‌های بیمار که با خود انواع و اقسام مرض و بیماری را به امریکا بردند، حالا شده‌اند همین امریکایی‌های امروز که می‌بینید، برایش دروغ گفتن اصلا مهم نیست، هشتصد صفحه کتاب مثلا علمی در تیراژ جهانی چاپ می‌کند، پانصد صفحه‌اش تماما دروغ و مزخرف و ادعاهای باطل است. به قدری دروغ گفته‌اند که اندازه ندارد، خودشان هم می‌دانند که وقتی دولت‌شان سخنگو معرفی می‌کند، با نیش و کنایه و شوخی و برخی با التماس از او می‌خواهند که جان مادرش دیگر دروغ نگوید، یا حداقل کمتر بگوید. مردم دنیا با هشیاری کامل این مناظره‌ها را دنبال می‌کنند اما هیچ کس انتظاری برای بهتر شدن آمریکا ندارد. بر این باورم که آمریکا زمانی خوب می‌شود که وجود نداشته باشد، خودشان یکی یکی بروند خودشان را در دریا غرق کنند، کلید شهرها و روستاهایشان را بدهند دست نسل‌های کنونی اقوام بومی که پیش از این به مدت بیش از پنجاه هزار سال در صلح و ارامش ساکن آن قاره پهناور بودند. آمریکای خوب، آمریکای نسل‌های باقیمانده از اقوام بومی آمریکا و حامیان آنان است. هر دو جناح دموکرات و جمهوری‌خواه آمریکا از آن روز بیم دارند که این ۳۵۰ تا ۵۰۰ قبیله‌ی باقیمانده از تمام بومیان آمریکا (بیش از ۱۸ میلیون نفر) دست در دست آمریکایی‌های افریقایی و اسیایی تبار و مکزیکی‌تبار یک روز با هم متحد و یک صدا شوند! سفیدپوست‌های نژادپرست تعدادشان رقمی نیست، همین‌ بومی‌ها هستند که به طرفداران دونالد ترامپ می‌پیوندند و به او رای می‌دهند تا در فاصله چهار سال آینده، آمریکا چنان در جهان منزوی شود که در اقدام بعدی بزنند با لگد از سازمان ملل هم اخراجش کنند. ببینید که در همین مناظره، چقدر از به خیابان آمدن طرفداران هر دو حریف انتخاباتی بیمناکند! ببینید که چطور سعی می‌کنند هر دو طرف را آرام کنند تا خدشه‌ای به رویای امریکایی‌شلن وارد نشود. تروریست‌های امریکایی روزهای سخت و پرچالشی در پیش دارند.




در روایتی از ترجمه فنی و واژگان تخصصی: روانشناسی- جنگ روانی، اصطلاح «گربه‌ماهی‌گیری» یعنی چه؟



Catfishing

___________ تابان خواجه‌نصیری ___________
«گربه‌ماهیگیری» یک اصطلاح روانشناسی جدید است. نوعی جنگ روانی است بر علیه افراد یا گروه‌های اجتماعی مشخص، فعالیتی فریبنده و گمراه‌کننده است که در آن فرد در سرویس شبکه های اجتماعی حضور یافته اما با یک یا چند هویت جعلی و ساختگی که از خود ایجاد می‌کند، معمولاً یک قربانی خاص را مورد سوء استفاده یا کلاه‌برداری‌های هدف‌دار قرار می‌دهد. گربه‌ماهی‌گیری اغلب برای سوءاستفاده‌های جنسی، کلاهبرداری های عاشقانه در وب سایت‌های همسریابی به کار می رود. به تازگی در قوانین آمریکا جرم محسوب می‌شود.





آلمانی را از حرفه‌ای‌ها بیاموزید



(تدریس خصوصی و نیمه خصوصی)



روایتی از روزنامه‌نگاری

در روایتی از روزنامه ‌نگاری و از میان مجلات قدیمی: ۱۴ سال از انتشار شماره ۷۳ نشریه وزین هنر موسیقی گذشت + لینک برای دانلود



___________ تابان خواجه‌نصیری ___________
۱۴ سال از انتشار این شماره بخصوص نشریه وزین و معتبر «هنر موسیقی» گذشت. ۱۴ سال از یک دیدار فوق‌العاده دوستانه و صمیمانه با استاد مهدی ستایشگر در دفتر نشریه که با تمام مشغله‌یی که داشتند نشستند به شنیدن آنچه برای گفتن داشتم و یک به یک اسناد و مدارکم را با دقتی مثال‌زدنی مشاهده کردند و در نهایت، مطلبی برای این شماره از نشریه (شماره ۷۳ - مرداد ۱۳۸۵) اماده و منتشر شد. در صفحه ۲۹ این شماره از «هنر موسیقی» مطلبی چاپ شد با عنوان «برداشت(!) ادبی در موسیقی پاپ ایران» به قلم «تابان خواجه‌نصیری».

«برداشت(!) ادبی در موسیقی پاپ ایران»
نوشته: تابان خواجه‌نصیری
هنر موسیقی - مرداد ۸۵
لینک دانلود فایل پی دی اف

https://tinyurl.com/ycw7zjmd




درباره «روایتی از روزنامه‌نگاری»


یکی از  اولین روزنامه‌ها در تاریخ روزنامه‌نگاری پیش از اختراع ماشین چاپ و آغاز صنعت چاپ و نشر، اولین و ابتدایی‌ترین نوع روزنامه‌نگاری محدود بود به حرف و حدیث‌های مردم. تجار، ملوانان و ماجراجویان و مسافران سرزمین‌های دور و نزدیک که اولین روزنامه‌نگارانی بودند که اخبار سرزمین‌های دور و نزدیک را جمع‌آوری می‌کردند و این اخبار را با خود به سرزمین مادری و وطن‌شان می‌آوردند و اینها بودند که اخبار و داستان‌های خبری را برای دیگران «روایت» می‌کردند. پس از اینها، دوره‌گردان و فروشندگان خرد کالا و خدمات بودند که روایت‌هایی را که شنیده بودند برای مردمان عادی دیگری که می‌دیدند بازگو می‌کردند. همین جا ببینید که «روزنامه‌نگاری» تا چه حد به «بازاریابی» و «فروش» کالا و خدمات نزدیک است. ... پس از اینها قدیمی‌ترین نسل از کاتبان دست به کار می شدند و آنچه از روایت‌های مختلف شنیده و دیده بودند برای استفاده آیندگان بر روی پوست حیوانات و برگ درختان و بعدها بر روی کاغذ می‌نوشتند تا برای نسل‌های آینده باقی بماند. روزنامه‌نگاری به شکل سنتی و پس از اختراع چاپ اما در اواسط قرن شانزدهم در ونیز ایتالیا در قالب «اعلامیه‌های مکتوب» که به قیمت یک گزتا (واحد پول ونیز دران زمان) فروخته می‌شد اما بسیاری شروع رسمی روزنامه نگاری را از قرن ۱۸ می دانند. جمع آوری و توزیع و پخش اخبار و اطلاعات به شکل صوتی و تصویری در قالب رادیو تلویزیون از قرن بیستم و اینترنت هم همانطور که می‌بینید از اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم آغاز شد.

روایتی از روزنامه‌نگاری معتقدم و سخت بر اين نظر، چون هميشه، تاکيد و پافشاري دارم که ما در ايران امروزمان روزنامه نگار به معناي‌ واقعي کلمه يعني ژورناليست نداريم. ژورناليسم داراي ارکاني است که به دلايل مختلف در اين گوشه از دنيا (خاورميانه و شرق دور) فراموش شده است. روزنامه نگاري در ايران فاقد دقت، کنجکاوي و حرکت در سمت و سوي منافع مردم است. اين آفتي است که به جان اين رشته در اين مملکت افتاده است و اگر فردي از جان گذشته، بخواهد فقط يکي از اين ارکان را مورد توجه و عنايت قرار دهد، ديگر نامش را در هيچ روزنامه و رسانه اي نخواهيد يافت. روزنامه نگاري که بخواهد اطلاعات و اخبار و آمار و ارقام صحيح را با دقت جمع آوري کند از همان ابتدا به در بسته زده است، به غلط هدايت می‌شود و به سادگي خواهيد ديد که هيچ مرکز و اداره و سازمان خبری و آماري حاضر به پاسخگويي صريح و صحيح به او نيست. در اينجا، ناگهان تمام منابع ارتباطي و اطلاعاتي، طبقه بندي شده و محرمانه تلقي می‌شوند. (تابان خواجه‌نصیری، تهران - سی و یکم شهریور ماه ۱۳۸۷)

گابریل گارسیا مارکز درباره روزنامه‌نگاری اگر بخواهیم چیزی بگوییم همین قدر کافی است که یادی کنیم از «گابریل گارسیا مارکز» نویسنده کلمبیایی و برنده جایزه نوبل ادبیات. مارکز از روزنامه‌نگاری به عنوان بهترین حرفه جهان یاد می‌کند. این نویسنده فقید "صد سال تنهایی" که خود نویسندگی را با روزنامه‌نگاری آغاز کرده است می‌گوید: "هیچ شغلی بهتر از روزنامه نگاری نیست."

در فاصله بیست و پنج سال گذشته مقالات منتشر شده در رابطه با واژگان تخصصی پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی در مقطع کارشناسی (لیسانس) به سازمان صدا و سیما رفتم و در آنجا به مدت دو سال در اداره بین الملل و نیز برای گروه ورزش در تولید مشغول به کار شدم. ترجمه متون بسیار متعدد و مهمی در آن سازمان بر عهده ام قرار گرفته که دو اساسنامه‌ی اتحادیه‌های سازمانهای رادیوتلویزیونی آسیا و اقیانوسیه موسوم به ABU ‌و سازمانهای رادیوتلویزیونی کشورهای اروپایی موسوم به EBU از جمله مهمترین ترجمه‌های تخصصی ام در آن سازمان بود. همچنین ترجمه اپیزودهای برخی برنامه های ورزشی متعددی که در آن مقطع زمانی در جدول پخش برنامه های ورزشی تلویزیون قرار داشت بر عهده ام بود.

تابان‌خواجه‌نصیری - اواخر  دهه ۷۰ همان زمان در اوایل دهه ۷۰ برخی از اولین کارها و اخبار علم و فن‌اوری‌های مهم آن زمان در زمینه‌های مختلفی چون ارتباطات و بخصوص ارتباطات ماهواره‌ای نیز مقالات متعددی در رابطه با رویدادهای ورزشی مهم همچون المپیک و یا تجهیزات پخش رادیوتلویزیونی و ارتباطات ماهواره ای و ... در هفته‌نامه سروش منتشر شد. در اوایل دهه ۷۰ و بعد از اواسط دهه ۷۰ همکاریم با سازمان‌های فرهنگی و هنری، چاپ و نشر کتاب و ناشرین و مطبوعات به صورت جدی آغاز شد و اولین کارهای روزنامه‌نگاری‌ام از جمله مصاحبه‌ها، مقالات و نوشته‌ها و پژوهش‌هایم در نشریاتی چون علم الکترونیک و کامپیوتر، شبکه و ... و بعدها در نشریات دیگری چون «فرهنگ مردم» و ... منتشر شد. از آن سالها، دو سه مطلب و مقاله و مصاحبه‌هایی که داشتم بسیار برجسته بود: در «علم الکترونیک و کامپیوتر» برای اولین بار در چارچوب یک سری مقالات پشت هم اولین کسی بودم که در مطبوعات شروع کردم به آموزش مفاهیم اولیه و اساسی وب و اینترنت و علی الخصوص شروع کردم به آموزش زبان علامت‌گذاری HTML و جاوااسکریپت. دیگر، حاصل بیش از شش ماه پژوهش وضعیت موجود اینترنت و کارکرد و کاربرد حرفه‌ای آن در آن زمان و آن سالها، منجر شد به نگارش چندین و چند گزارش مختلف، از جمله پژوهشی تحت عنوان «سایبرپانک» که در علم الکترونیک و کامپیوتر منتشر شد.

یکی از علم الکترونیک و کامپیوتر از اوایل دهه هشتاد تا حال حاضر مقالات و مطالب و ترجمه‌هایم اکثرا در همین سایت و در وبلاگ‌های مرتبط و یا سایت‌های مرتبط و بعد چاپ و نشر آنها در مطبوعات و نشریات متعدد بوده است که برخی از آنها به مرور به عنوان نوع یا نمونه ای از کارهای ترجمه‌ام برای دریافت به صورت فایل پی دی اف یا لینک فعال به منبع روی سایت یا اینترنت قرار می گیرد.





نسخه پی دی اف آماده  دریافت









روایتی از علم و فن‌آوری
در روایتی از علم و فن‌آوری: بیگانه‌های فضایی از نزدیک کره زمین را زیر نظر دارند



تابان خواجه‌نصیری - دستخط یک

یادداشت | ۳۰ آوریل ۲۰۲۰:

زمین از فاصله ۱۰۰ هزار کیلومتری       



سریعترین سرعتی که بشر با موتور جت هواپیماهای جنگی به آن دست یافته و رکورد آن را به ثبت رسانده سرعتی معادل ۷۲۰۰ کیلومتر در ساعت است، این یعنی ۱۲۰ کیلومتر در دقیقه، ۲ کیلومتر در ثانیه.

جت‌های معمولی و مسافری معمولا بین ۴۰۰ کیلومتر در ساعت تا ۱۲۰۰ کیلومتر در ساعت سرعت دارند. در فضا و اکنون ( نه ۱۳ سال پیش) سرعت سریعترین فضاپیماهای ساخت بشر (فضاپیمای کاوشگر پارکر متعلق به ناسا آمریکا) ۱۵۳۴۵۴ مایل در ساعت یا ۲۴۵۵۲۶ کیلومتر در ساعت است. این یعنی ۶۸ کیلومتر بر ثانیه.

تصور کنید که کسی بیاید بگوید که من دارم اشتباه می‌کنم و آنچه که من دیده‌ام احتمالا یک شهابسنگ در حال گذر از کنار زمین یا در حال سقوط و یا چیز دیگری چون یکی از همین سریعترین فضاپیماهای ساخت بشر در سال ۲۰۰۳ بوده است. در مورد شهابسنگ همین قدر کافی است بگویم، صدها بار حرکت شهابسنگ‌ها را دیده‌ام، قدر و روشنایی و سرعت‌ آنها را بخوبی می‌شناسم، سرعت شهابسنگ‌ها کمی بیشتر از سرعت حرکت جت‌های کوچک و مسافری حدود ۸ کیلومتر بر ثانیه است.

در مورد فضاپیما و ساخت بشر بودن آنچه دیدم خوب است اشاره کنم سریعترین فضاپیمای آمریکا در آن دهه، نیوهورایزن است که تازه سه سال بعد از آن یعنی در ۲۰۰۶ پرتاب شد. سرعت کاوشگر نیوهورایزن آمریکا هم در حدود ۵۸۵۰۰ کیلومتر بر ساعت (حدود ۱۶/۲۶ کیلومتر بر ثانیه) است. (این یعنی حدود دو برابر سرعت شهابسنگ‌ها) فرض کنیم آنچه که من دیده‌ام نمونه‌ای از فضاپیمای نیوهورایزن در حال تست بوده که در ارتفاع ۴۰۰ کیلومتری زمین در حال اوج گرفتن به سمت قطب شمال باشد. اگر چنین باشد، من قطعا توجهم جلب نمی‌شد، چرا که این فضاپیمای سریع پس از ۱۰ ثانیه (بعد از مشاهده) ۱۶۰ کیلومتر را طی کرده بود، پس از ۲۰ ثانیه ۳۲۰ کیلومتر، بعد از ۳۰ ثانیه ۴۸۰ کیلومتر، بعد از ۳۰ ثانیه دیگر ۹۶۰ کیلومتر (شما بگویید ۱۰۰۰ کیلومتر) را طی کرده بود. در حالی که من دارم می‌گویم حرکت و سرعتی در فضا مشاهده کردم که با توجه به مقیاس‌هایی که امروز به صورت عمومی و تقریبا قابل فهم برای همه (نه فقط نخبگان هوا-فضا و اخترشناسان) در اختیار ما قرار دارد در حدود ۱۰٫۰۰۰ کیلومتر بر ثانیه بود.

حال اجازه دهید گوگل مپ را باز کنیم و از این ابزار به گونه‌ای حرفه‌ای تر استفاده کنیم. این نقشه‌ها پیکسل به پیکسل بسیار دقیق و استاندارد تهیه شده است، وقتی مقیاس نقشه را در شرایطی قرار دهید که حدودا ۲۵۰ مایل از زمین فاصله دارید، یعنی ماهواره یا شی ناشناخته شما در فاصله ۴۰۰ کیلومتری زمین قرار دارد. روی نقشه، هر سانتی‌متر (حدودا) ۵۰۰ متر است، بنابر این وقتی که از یک متر فلزی استفاده کنید و ۲۰ سانتی‌متر را باز کنید و دست خود را رو به آسمان دراز کنید، با همان مقیاس (۲۰ سانتی‌متری) دارید ۱۰ هزار کیلومتر را به چشم خودتان می‌بینید. حالا فقط یک لحظه تصور و تجسم کنید، چطور این شی پرنده ناشناس، در هر ثانیه (می‌توانید به صدای تک تک یک ساعت گوش کنید تا دقیق‌تر متوجه عرایضم شوید) ده هزار کیلومتر را طی کرد.

با همین مقیاس، ۱۰ سانتی متر، یعنی پنج هزار متر، روی صفحه موبایل نقشه را به گونه‌ای تنظیم کنید و بچرخانید که تهران در گوشه سمت راست پایین دیده شود، کلن یا دوسلدورف در گوشه بالا سمت چپ، این فاصله الان روی نقشه شما پنج هزار کیلومتر فاصله دارد و روی متر فلزی شما دقیقا ده سانتی متر است، حالا وقتی متر فلزی را به سمت آسمان بگیرید، هر شی، مثل ماهواره یا یوفو که ببینید در مدار ۴۰۰ کیلومتری از زمین قرار دارد، قدر ظاهری و روشنایی‌اش در شب یک نقطه درخشان و نورانی کاملا مشخص است. قدر ایستگاه فضایی بین‌المللی ISS چیزی شبیه سیاره زهره (ونوس) یا ژوپیتر (مشتری) به ترتیب بین (۴-) تا (۳-) است. آن نقطه نورانی که به چشم و دید من در هر ثانیه ده هزار کیلومتر را طی می‌کرد یعنی حدودا از تهران تا مانیل (فیلیپین) یا سئول (کره جنوبی)، ابتدا قطعا در مدار ۲۵۰ مایلی (۴۰۰ کیلومتری) از زمین قرار داشت، اندازه‌اش در حد و اندازه ایستگاه فضایی (یعنی حدود ۱۱۰ تا ۱۲۰ متر).

شما وقتی در سفینه‌ای باشید که در ده ثانیه می‌تواند تا ۱۰۰ هزار کیلومتر اوج بگیرد، کل کره زمین را می‌بینید و از اینجا باید از ابزاری چون گوگل ارث یا برنامه‌های مشابه استفاده کنید تا متوجه شوید چه نمایی از کره زمین را می‌بینید. گوگل مپ این سطح از ارتفاع را نشان نمی‌دهد ‌

حالا برگردیم به زمین فوتبال‌ استانداردمان، روی کل زمین چمن را پر کنید با لامپ‌های ۴۰ وات روشن، در فواصلی معین شما می‌توانید ۲۵۰ تا ۲۷۰ لامپ ۴۰ وات روشن کنید. حال، ۲۵۰ مایل (۴۰۰ کیلومتر) که از زمین دور شوید در یک شب صاف و بی ابر، زمین فوتبال کاملا روشن شما، به شکل یک نقطه روشن دیده می‌شود، مساحت زمین چمن را بخاطر دارید؟ ۱۰۸۰۰ مترمربع، از دور با این لامپ‌ها مثل یک لامپ ۱۰۰۰ وات روشن در نظر بگیرید با هر ۱۰۰۰ مایل (۱۶۰۰ کیلومتر) که اوج می‌گیرید و دور می شوید، مثل ان است که به اندازه چهار لامپ از چهار طرف زمین فوتبال خاموش کرده باشید، یعنی از قدر و روشنایی زمین فوتبال‌تان همینطور کم می‌شود، وقتی به اندازه ۱۰۰ هزارکیلومتری (حدود ۶۲۰۰۰ مایل) از زمین اوج می‌‌گیرید، شما کاملا در فضا هستید و از فضاپیما، زمین فوتبال به اندازه یک لامپ ۴۰ وات ضعیف از دور است و از روی زمین، فضاپیمای شما هم به اندازه یک لامپ ۴۰ وات دیده می‌شود. آنچه من دیدم و ثبت کردم این بود که روشنایی شی‌ناشناس از قدری در حد و اندازه ونوس یا ژوپیتر (و ایستگاه فضایی که چند سال بعد رسما مورد بهره‌برداری قرار گرفت) به سرعت تنها ظرف شش ثانیه به قدری نزدیک به قدر ستاره ویگا (۰/۰۳ که در اخترشناسی تقریبا مبدا است) کاهش یافت و این نشان می‌دهد که شی پرنده ناشناخته در حال اوج گرفتن بود که من آن را در آسمان دیدم و دنبال کردم. یکی دو ثانیه بعد دو سفینه کوچکتر با همان قدر نزدیک به روشنایی ستاره ویگا (کمی کم نورتر چون کوچکتر بودند) از یوفوی مادر و در یک زمان به جهات مخالف هم یکی به سمت شرق و دیگری سمت غرب جدا شدند و در یک فاصله یکسان و یک اندازه از سفینه مادر به آنی متوقف شدند. فاصله هر کدام از یوفوهای کوچک از سفینه مادر، ۵ هزار کیلومتر بود.

یادداشت‌های دیگر و پیشتر را بخوانید ...

یادداشت | ۲۹ آوریل ۲۰۲۰:

معتقدم «بیگانگان فضایی» وجود دارند چون با همین چشمان خودم انها را ۱۷ سال پیش، در اول فوریه ۲۰۰۳ در آسمان شب تهران دیدم، این موجودات در سفینه‌هایشان درست بالای ایران در نیمکره شمالی کره زمین بودند. ۱۷ سال مطالعه و پژوهش کردم و صبر کردم تا تجهیزات و تکنولوژی ماهواره‌ها و ابزارهایی چون گوگل‌مپ و اطلاعات بیشتر در اختیارم قرار گیرد تا کسی نتواند بگوید چرا این بیگانگان فضایی خودشان را به مشتی خل و چل نشان می‌دهند! (استفان هاوکینگ) اگر وجود دارند، چرا خودشان را به تمام مردم دنیا نشان نمی‌دهند و چرا رسما اعلام نمی‌کنند؟! بلی، آنها وجود دارند و خیلی ساده، خیلی خیلی خیلی پیشرفته‌تر از ما هستند. آنها نشان دادند که به راحتی می‌توانند با سرعتی معادل ۳۶ میلیون کیلومتر در ساعت و حتی تا دو برابر این سرعت در فضا حرکت کنند. این سرعت واقعا عجیب و وحشتناک است و تکان دهنده است وقتی با چشمان خودتان ببینید که اینها با سفینه‌هایشان می‌توانند با این سرعت حرکت کنند و در یک لحظه و یک نقطه مشخص از فضا متوقف شوند.

در یادداشت قبلی شرح مختصری از این مشاهده نوشتم. آنجا اعداد و ارقامی مطرح شد و دوستی گرامی و قدیمی از من در مورد این اعداد و ارقام پرسید. از من پرسید که این مسافت ۶۰۰۰۰ کیلومتر را من از کجا اورده‌ام و چگونه به این عدد رسیده‌ام.

سوال بسیار خوب و دقیقی است. ببینید، لازم است تا توضیحات بیشتری ارائه دهم. آن شب که من این ماجرا را در آسمان تهران دیدم، به حیاط خانه امده بودم، سرم را بالا گرفتم، کمی عقب تر از سرم، یعنی درست از بالای سرم متوجه حرکت فوق‌العاده سریع آن شی مرموز و ناشناس شدم، - فکر نکنید که ارتفاع شی پرنده ناشناس مثل فیلم‌های فضایی از زمین کم است، این شی پرنده ناشناس یا اصطلاحا یوفو بسیار بالا بود، ۱۷ سال پیش من هیچ دیدی از این که این فاصله تا زمین چقدر است نداشتم، نه ابزاری در دسترس داشتم و نه دوربینی که بتوانم این مشاهده را ثبت کنم، من شاهد یک حرکت غیر عادی و یک سرعت عجیب در آسمان صاف و پر ستاره آن شب تهران بودم. بلافاصله، شروع کردم به شمردن یک هزار و یک، یک هزار دو، شی رفت پشت ساختمان، اینجا من در عین حال خودم را رسانده بودم روی پله‌ها که دیدم شی رفت پشت ساختمان، شمارش را همینطور ادامه دادم، آمدم داخل منزل، خیلی سریع سالن را طی کردم، در ورودی آپارتمان را باز کردم و در بالکن حیاط شمالی خانه ادامه حرکت شی را از بالای ساختمان دنبال کردم، شماره ثانیه‌ها به پنج رسیده بود، روی ثانیه ششم، شی در نقطه‌ای از آسمان، به چشم و از زاویه دید من، در شمال تهران، بالای کوه‌های البرز، یا احتمالا دریای مازندران به آنی و در یک لحظه متوقف شد. توقفی کاملا ناگهانی، ایستاد، یکی دو ثانیه بعد، آن دو شی دیگر- که شرح‌شان در یادداشت قبل نیز امده است - از یوفوی مادر جدا شدند به جهت‌های مخالف هم رفتند، با سرعتی عجیب زیاد (دو یا چند برابر سرعت حرکت یوفوی مادر) و آنها هم در نقطه‌هایی در دو طرف سفینه مادر ناگهان و به آنی متوقف شدند.

بعدا من خیلی سعی کردم که راهی پیدا کنم برای محاسبه این فاصله ۶ ثانیه‌ای که دیده بودم‌. ببینید آن سالها، هنوز تلفن‌ها و موبایل‌ها هوشمند در اختیار و در دسترس نبود، سرویس‌هایی چون گوگل مپ و گوگل ارث وجود نداشت (تازه دو سال بعد از آن تاریخ، در هشتم فوریه ۲۰۰۵ گوگل مپ روی اینترنت قرار گرفت) و خیلی چیزهای دیگر، از جمله بسیاری مطالب و مقالات و کتب لازم بود که اینها حتی ساده‌ترین اطلاعات مثل امروز روی اینترنت به این مقدار حجم و دقت وجود نداشت. من هم دانش لازم و اطلاعات و ابزاری نداشتم که بتوانم با اتکا به آن اطلاعات بفهمم دقیقا چه خبر است.  از این قضیه، تنها یک سری یادداشت‌های کوتاه برداشتم که مشاهدات و موارد فراموشم نشود. لازم بود که این ۱۷ سال بگذرد و من هم بیشتر مطالعه کنم.

اکنون فکر می‌کنم اطلاعات و دانشم از قضایا به آن حدی هست که بتوانم با اتکا به آن ابزارها و محاسبات مشاهدات را با دقت بیشتری بررسی و مطالعه و اینجا به صورت این یادداشت‌ها ارائه کنم.

آن ۶۰۰۰۰ کیلومتر که گفتم، در فضاست، قطعا در مکانی که بالای سر ما، دقیقا بالای نیم کره شمالی زمین واقع شده است که من از اینجا، این نقطه دارم این رویداد را مشاهده می‌کنم. اکنون است که ما با اطلاعاتی که داریم و با ابزارهایی که داریم می‌توانیم قاطعانه بگوییم که شی ناشناس در آسمان بالای کره زمین حدودا در چه فاصله‌ای از زمین قرار داشته و با توجه به اندازه‌ای که از آن می‌دیدم و با توجه به مسیر و مسافت، چقدر راه را در آسمان طی کرده است. در بررسی‌هایم به دو عدد رسیدم، یک عدد فاصله شی پرنده ناشناس از زمین است که من فکر می‌کنم ابتدا در یک فاصله ۲۵۰ مایلی بود چون بسیار درخشان‌تر و نورانی‌تر بود و بعد با توجه به این که خیلی ریزتر و کم نورتر شده بود معلوم بود که اوج گرفته و حدودا به ۱۵۰ یا ۲۵۰ برابر یا حتی تا ۳۰۰ برابر فاصله‌ای که از زمین اوج گرفته بود، یعنی ابتدا درست در فاصله ۴۰۰ تا ۵۰۰ کیلومتری زمین بود و بعد تا ۱۵۰ یا ۲۵۰ برابر اوج گرفت. آن شب، ابتدا سرعت عجیب و غریب شی پرنده ناشناس توجه مرا جلب کرد، بعد توقف ناگهانی آن در فضا و بعد کم نور شدن ان نسبت به نقطه نورانی که ابتدا (در حیاط جنوبی خانه) دیده بودم. ارتفاع یا مدار ۴۰۰ کیلومتری، مداری است که از آن به عنوان لئو یا مدار پایین (Low Earth Orbit) یاد می‌شود، جایی که الان ایستگاه فضایی ISS در آن قرار دارد. عدد دیگر، فاصله‌ای است که شی پرنده ناشناس در یک مسیر مستقیم، از جنوب به سمت شمال حرکت کرد و اوج گرفت که من ۶ ثانیه آن و توقف ناگهانی آن را مشاهده کردم. شی ناشناس، ممکن است پیش از این شش ثانیه هم در حرکت بوده باشد من واقعا این را در خاطرم ندارم، حرکت فوق‌العاده سریع را دیدم و متوجه قبل آن نشدم. جز این که شی ابتدا درخشان‌تر بود و بعد در انتهای مسیر بسیار بسیار کم نورتر شده بود و این نشان می‌داد که اوج گرفته است. برای من همین شش ثانیه کافی است که اکنون با توجه به گوگل ارث و تصاویر و مقیاس‌های نقشه‌های ماهواره‌ای می‌توانم بگویم فکر می‌کنم دارم قضایا را بهتر و درست‌تر از ۱۷ سال پیش می‌بینم و آن رویداد و مشاهده را با توجه به این اطلاعات و ابزارهای کنونی می‌توانم مقایسه و تجزیه و تحلیل می‌کنم. با توجه به اندازه‌ایی که اکنون از یک ماهواره در مدار ژئو در فاصله ۳۶ هزار کیلومتری می‌بینم و اندازه‌ای که از ایستگاه فضایی در ذهن داریم و می‌بینم و با توجه به اندازه‌ای که از آن شی ناشناس دیدم و اینهاست و البته یک سری محاسبات دیگر که به این عدد ۶۰ هزار کیلومتر مسافت طی شده رسیدم. بحث مقایسه ها و روش‌های محاسباتی‌ام مفصل و کمی پیچیده است. اما خوب است که بخشی از ان را اینجا اضافه کنم. اما ابتدا همانطور که در متن‌ یادداشت قبلی هم نوشته بودم، پیش از این بارها حرکت و سرعت حرکت جت‌های مسافری یا جنگی را از زمین دیده‌ بودم و این یک تجربه مهم است، نهایت سرعت آنها یک دهم آن چیزی بود که از یوفو می‌دیدم، برای همین هم شدیدا و به سرعت تکان خوردم، دقت کردم و آن را دنبال کردم وگرنه اگر سرعتش غیرعادی نبود با یک نگاه می‌فهمیدم که این یک هواپیمای معمولی و مسافری یا نهایتا جت جنگی است که دارد این مسیر را طی می‌کند و نیازی به توجه خاص و بیشتری نیست و ندارد. اما سرعت حرکت آنقدر زیاد بود که من در همان ثانیه اول متوجه شدم و به سمت پله‌ها خیز برداشتم چون می‌دانستم و فهمیده بودم که حرکت شی ناشناس غیر عادی بسیار زیاد است، نکته دوم توقف ناگهانی‌اش بود که مرا واقعا شوکه کرد و مطمئن شدم که دارم یک یوفو می‌بینم که هوشمندانه توقف کرده است.

اما محاسبات، این محاسبات خیلی ساده و قابل فهم است و با توجه به اطلاعات و ابزارهایی که امروز و اکنون در اختیار داریم کار چندان پیچیده‌ای نیست. برای این که بتوانید شرح و توضیحات مرا بهتر متوجه شوید لازم است که یک دید و اطلاعات کلی به شما بدهم. شما اکنون به راحتی با ابزارهایی چون گوگل‌مپ و گوگل ارث به راحتی می‌توانید بیشتر تحقیق کنید و اطلاعات لازم را جمع اوری کنید. فواصل را به چشم خودتان ببینید و محاسبات لازم را انجام دهید. یک زمین فوتبال استاندارد وسط یک استادیوم ورزشی، ابعاد و طول و عرض مشخصی دارد (۱۲۰ در ۹۰ متر) این یعنی ۱۰۸۰۰ مترمربع. تقریبا می‌شود گفت که ایستگاه فضایی بین‌المللی ISS با ۱۰۸ متر طول براحتی درون یک زمین فوتبال استاندارد قرار می‌گیرد. حال شما با گوگل مپ می‌توانید خودتان تصاویر ماهواره‌ای که از یک استادیوم ورزشی مثلا استادیوم آزادی در غرب تهران است را ببینید، حال زوم اوت کنید، تا جایی که زمین فوتبال تقریبا به اندازه یک i کوچک شود، سمت راست پایین صفحه نمایش، شما می‌توانید ارتفاع کنونی را ببینید، گوگل به شما اطلاع می‌دهد که این دید یک مایلی از زمین است. یک مایل برابر است با ۱/۶۰۹ کیلومتر، ایستگاه فضایی در فاصله کمی بیش از ۲۵۰ مایلی از زمین قرار دارد، (دقیقا ۴۰۸ کیلومتری از زمین) در یک آسمان شب صاف و بی ابر و آلودگی، این i کوچک ۲۵۰ برابر کوچک‌تر و کم‌نور تر و دورتر دیده می‌شود، به اندازه یک نقطه، اما کاملا روشن و واضح که چون به زمین نزدیک است از ستارگان دوردست و ... کاملا قابل تشخیص است. یوفو یا شی پرنده ناشناخته‌یی که دیده بودم، ابتدا در این فاصله از زمین قرار داشت، یعنی مدار پایین، یعنی حدودا همان ۴۰۰ کیلومتر از زمین. حال بین تهران تا باکو را روی گوگل مپ نگاه کنید، به سادگی می‌توانید ببینید که حدود همین حدود ۴۰۰ کیلومتر فاصله است، شما فرض کنید سفینه پر سرعتی دارید که در هر ثانیه می‌تواند ده هزار کیلومتر برود، با آن سفینه بزرگ اگر بخواهید ۴۰۰ کیلومتر بروید بالا باکو بایستید، چاره‌ای ندارید که اوج بگیرد و کلا از زمین دور شوید تا در نقطه مورد نظر دقیقا بالای باکو توقف کنید، سفینه شما در فاصله ۴۰۰ کیلومتری از نقطه‌ای بالای ایران یا عربستان است، فرمانده سفینه می‌گوید برای این که به سرعت بالای باکو باشیم، با حداکثر سرعت ۲۵۰ برابر همین فاصله که از زمین هستیم به سمت باکو اوج می‌گیریم، روی باکو توقف می‌کنیم، باقی محاسبات را خودتان انجام دهید، شکلش را بکشید تا متوجه شوید که من چه می‌گویم و چه می‌نویسم و آن شب چه دیدم و یوفوی بیگانه ‌های فضایی چه سرعت عجیبی داشتند، آنها ممکن است ده ثانیه اوج گرفتند، می‌شود ۱۰۰ هزار کیلومتر از زمین دور شدند، اما درست بالای باکو بودند، به چشم من ناظر، آنها یک خط و یک مسیر را طی کردند، برای من که شاهد حرکت‌شان بودم بسیار کم نورتر از اول شدند و ناگهان متوقف شدند. من شش ثانیه این مسیر را به چشم خودم دیدم و این حرکت فوق‌العاده سریع سفینه یا یوفوی مادر را دیدم که چگونه و با چه سرعت عجیب و باورنکردنی اوج گرفت و در آسمان شمال ایران ناگهان توقف کرد. شما با یک محاسبه ساده مثلث قائم‌الزاویه‌ای دارید که زاویه قائمه آن درست بالای باکوست، زاویه روبروی زاویه قائمه محل قرار گرفتن یوفو (احتمالا در ۴۰۰ کیلومتری بالای تهران یا اصفهان یا از نقطه‌یی دیگر در خاورمیانه)، وتر این مثلث، مسیری است که یوفو برای اوج گرفتن طی کرد و من ۶ ثانیه آن را مشاهده کردم، وتر این مثلث اگر ده ثانیه طول کشیده باشد، -یعنی برای اینکه به یک نقطه اوج ۲۵۰ برابری از یک فاصله ۴۰۰ کیلومتری از زمین اگر بخواهند برسند، یعنی همان اتفاقی که افتاد - یکصدهزار کیلومتر است که در ده ثانیه طی شده است و من فقط ۶ ثانیه آن را مشاهده و به این ترتیب ثبت کردم و می‌کنم. بعنی ۶۰۰۰۰ کیلومترش را دیدم و اوج گرفتن و کم نور شدن و توقف ناگهانی‌اش را دیدم.

فاصله زمین تا ماه ۳۸۴۴۰۰ کیلومتر است، یعنی این یوفوها می‌توانند ظرف ۳۸/۴۴ ثانیه از زمین به ماه بروند و با یوفوهای کوچکترشان حتی در خیلی کمتر از این زمان ...

یادداشت | ۲۷ آوریل ۲۰۲۰:

حدود یک ماه پیش می‌خواستم این یادداشت را بنویسم و روی سایت قرار بدهم که شیوع بیماری عجیب و غریب کووید۱۹ در چین و بعد از ان در سرتاسر کره زمین همه برنامه‌ها را بهم ریخت و همه چیز را تحت کنترل خودش درآورد. درعین حال باید بگویم که در حقیقت بایستی حداقل بخشی از این یادداشت را ۱۷ سال پیش می‌نوشتم، اما آن زمان هما به دلایل متعددی و از جمله شیوع بیماری سارس و توجه و تمرکز بیشترم روی مباحث مرتبط با اینترنت و بازاریابی اینترنت مانع از آن شد که این یادداشت خیلی زودتر از اینها نوشته و بر روی وب سایتم منتشر شود. اول فوریه سال ۲۰۰۳ سالگرد یک تراژدی در برنامه‌های فضایی ناساست. در این تاریخ شاتل فضاپیمای کلمبیا در راه بازگشت از یک ماموریت فضایی پس از ورود به جو کره زمین، منفجر شد و هر هفت فضانوردی که سرنشینان این فضاپیما بودند، به آنی، همگی جان خودشان را از دست دادند و هیچ چیزی از آنان باقی نماند که به زمین برسد. این حادثه‌ی تلخ و وحشتناک خیلی چیزها را تغییر داد و حتی ناسا بسیاری از برنامه‌های مرتبط با سفرهای شاتل‌ها را لغو کرد و به بعد یا زمانی دیگر موکول کرد.

آنچه که بعد از ۱۷ سال می‌خواهم در این یادداشت ثبت شود یک نظر مهم شخصی در کنار ثبت خاطره‌ای است که در طول این سالها و هر سال در سالگرد این تراژدی بزرگ برای بشر در یادم تازه و زنده می‌شود و تا زنده‌ام با من همیشه و همواره همراه خواهد بود.

روی علاقه خاصی که به فضا، کهکشان راه شیری و منظومه شمسی و اساسا مطالب علمی و فضایی دارم، مشاهده آسمان شب، بخصوص اگر هوا صاف و بدون ابر باشد، یکی از علاقمندی‌هایم بوده و هست. دیدن صورت فلکی‌ها بخصوص صورت فلکی شکارچی و ... همیشه یادآور خاطره آشنایی با آسمان شب و برخی مفاهیمش از مرحوم پدرم است که برای اولین بار راه شیری و دب‌ها را نشانم داد و... گاهی اوقات هنوز هم نیمه شب‌ها که هوا صاف و بی ابر باشد، به پشت بام یا حیاط خانه می‌روم برای کمی سر به هوا شدن.

۱۷ سال پیش، شب اول فوریه ۲۰۰۳ تهران هوای فوق‌العاده صاف و بی‌ابری داشت، آن شب الودگی نوری هم بسیار کم بود و شب از نیمه گذشته بود که برای دیدن آسمان به حیاط رفتم. منظره آسمان شب، آن زمان و ساعت در دل شبی از شب‌های تهران فوق‌العاده زیبا بود. منظره‌ای که معمولا شما انتظار دارید وسط کویر مرکزی ایران ببینید نه در تهران. با این فکرها و غرق در اندیشه‌های مرتبط با خوانده‌ها و دانسته‌هایم در حال مشاهده هزاران و یا شاید بهتر است بگویم میلیون ستاره از ستارگان شب در آسمان تهران بودم که ناگهان متوجه حرکت‌های عجیب و غریبی در میان ستارگان آسمان شدم. آنچه که می‌دیدم هرگز پیشتر از آن ندیده بودم، نقطه‌ای درشت به رنگ آبی (در حد و اندازه‌ای کمی کوچکتر از آنچه از ستاره شباهنگ در آسمان می‌بینیم و می‌شناسیم، با سرعتی بسیار بالا از سمت جنوب به سمت شمال آسمان در حرکت بود، به طوری که این نقطه در کسری از ثانیه پشت ساختمان رفت و من برای دنبال کردن آن به سرعت از حیاط جنوبی خانه به حیاط شمالی دویدم و توانستم حرکت آن نقطه روشن را در دل آسمان شب تهران تا بالا کوه‌های البرز دنبال کنم. سرعت حرکت این شی پرنده ناشناخته، فوق‌العاده بالا بود و فاصله‌ی آن از زمین هم زیاد بود، پیشتر حرکت جت‌های جنگی یا مسافری را بارها در آسمان دیده بودم و این تجربه کاملا متفاوت بود چرا که سرعتی که می‌دیدم دهها برابر سرعت حرکت جت‌ها بود، نمی‌توانم بگویم دقیقا شاهد چه صحنه عجیبی بودم، تعریف و حتی واقعا نگارش و ثبت این مشاهده واقعا سخت است. شی پرنده ناشناخته، با سرعتی عجیب در حرکت بود و من در اولین ثانیه‌ها فکر می‌کردم شاید دارم شهابی را دنبال می‌کنم که با سرعت از مقابل زمین عبور می‌کند، یا به زمین نزدیک می‌شود، اما درست در همان لحظه، انفاق دیگری روی داد که به راستی میخکوب شدم. شی پرنده ناشناخته با آن سرعت عجیب زیاد که در حرکت بود، به ناگاه در شمال آسمان (بالای رشته کوه البرز یا نقطه‌ای بالای دریای مازندران به دید من که ناظر ان بودم متوقف شد. یک توقف کامل و ناگهانی سریع که تصور نمی‌کنم هیچ بشری بتواند آن را در فضا تحمل کند. شی ناشناس به آنی متوقف شد و هیچ حرکتی نکرد. با آن توقف آنی مطمئن شدم که شاهد یک شی ناشناس بیگانه هستم که بعید است منشا بشری داشته باشد، خیلی زود، اتفاق دیگری افتاد که ان نیز مهر تاییدی بر این نظر بود، در فاصله یکی دو ثانیه بعد از توقف کامل، از درون شی پرنده ناشناس اول که بزرگتر بود، دو شی پرنده ناشناخته که به صورت دو نقطه آبی رنگ اما کمی کوچک‌تر از شی اول از آن جدا شدند و با سرعتی عجیب و باورنکردنی در دو سمت مخالف یکدیگر (یکی به سمت شرق و دیگری به سمت غرب) در یک لحظه و با یک سرعت از هم جدا شدند و احتمالا می‌شود گفت از سفینه مادر فاصله گرفتند، زمانی که به دید یک ناظر از زمین یک تا سه میلی ثانیه باشد آن دو سفینه کوچکتر با هم و در یک فاصله کاملا برابر از سفینه یا یوفوی مادر به آنی ناگهان متوقف شدند. نمایش این سه نقطه روشن در آسمان گویای یک حقیقت غیر قابل انکار بود که این یک نمایش قدرت فرازمینی است و خیلی سریع و خودمانی این پیام را به ناظرش می‌رساند که حواستان را جمع کنید ببینید با کی طرف هستید! آنچه که من در شب اول فوریه ۲۰۰۳ در آسمان شب دیدم را هیچگاه فراموش نمی‌کنم و اکنون ۱۷ سال است که این مشاهده و رویداد و خاطره همواره با من است. درباره این مشاهده گاه در فاصله این سالها این طرف و آن طرف صحبت کرده‌ام اما این اولین بار است که آن را به این ترتیب مکتوب به ثبت می‌رسانم.

هرگز نتوانستم بفهمم که فاصله این یوفوها از زمین دقیقا چقدر است اما سرعت بالا در حرکت و توقف ناگهانی آنها در فضا می‌تواند گویای این باشد که یک) موجودات یا بیگانه‌های فضایی وجود دارند و قطعا و عملا بسیار پیشرفته تر از ما هستند. دو) با توجه به این نمایش قدرت، می‌توان حدس زد که نمایش یک جور آرایش یا مانوور یا واکنش جنگی است در مقابل نوعی کنش، سه) در همان لحظه با توجه به حرکت سریع و توقف ناگهانی فکر کردم هر اتفاقی که دارد می‌افتد، در فضای آسمان بالای تهران نیست، بلکه در فاصله ای دورتر اما در درون منظومه شمسی است. چهار) در همان زمان یاد شاتل فضاپیمای کلمبیا افتادم که در ماموریت است و قرار بود همان شب به زمین بازگردد. همان موقع، پیش خودم گفتم اگر آنچه که من دیده‌ام را آنان نیز دیده باشند، باید منتظر تعاریف، عکس‌ها یا فیلم‌های این رویارویی باشیم. چه بازگشتی!

بعدها ناسا علت انفجار فضاپیمای کلمبیا را مشکلی در جدا شدن یکی از عایق‌های حرارتی از بدنه سفینه عنوان کردند. هفت فضانورد شاتل کلمبیا درجا کشته شدند.

می‌خواستم یادداشت جداگانه‌ای بنویسم و توضیح دهم که چرا معتقدم این نقاط نورانی بیگانه‌های فضایی بودند.

ابتدا شاید لازم باشد که شما یک سری اطلاعات تازه و به روز داشته باشید. البته توجه داشته باشید که مشاهداتم مربوط به ۱۷ سال پیش است و اطلاعاتی که الان و اینجا قرار می‌گیرد، اطلاعات به روز است. در حال حاضر، سریعترین فضاپیمای ناسا، فضاپیمای پارکر است که در حال حرکت به سوی خورشید است، سرعت این فضاپیما حدود ۹۶۰۰۰ کیلومتر در ساعت است. آنچه که من مشاهده کردم و یک سری محاسبات ساده حاکی از آن است که بیگانه‌های فضایی با سفینه‌هایشان می‌توانستند حدود ۱۰۰۰۰ کیلومتر را در یک ثانیه بروند و بعد ناگهان با آن سرعت، بایستند و کاملا متوقف شوند. آنچه که من ۱۷ سال پیش مشاهده کردم این بود که آنها چیزی حدود ۶۰۰۰۰ کیلومتر را در حدود ۵ ثانیه در راه بودند. با چنین سرعت وحشتناکی یک واحد نجومی (حدود ۱۵۰ میلیون کیلومتر) را می توانند در کمی بیش از چهار ساعت طی کنند. نور این فاصله را در ۸ دقیقه طی می‌کند. خدا از سر تقصیرات و اشتباهاتم بگذرد، یعنی این بیگانه‌های فضایی از سرعتی معادل یک سی‌ام سرعت نور برای فضاپیماهای سنگین و حدود دو برابر ان یعنی یک پانزدهم سرعت نور برای فضاپیماهای سبک خود برخوردارند.

ببینید آنچه که من ۱۷ سال پیش از زمین مشاهده کردم یک نقطه روشن در آسمان بود، در قد و قواره و در حد و اندازه‌ای که ما یک ماهواره مدار پایین یا متوسط را از زمین ببینیم. مثلا همین ماهواره نظامی که ایران اخیرا به مدار ۴۲۵ کیلومتری فرستاد. این ماهواره خیلی کوچک است ولی ایستگاه فضایی در مداری تقریبا در همین اندازه از سطح زمین قرار دارد.

فاصله سطح زمین تا ایستگاه بین‌المللی فضایی ۴۰۸ کیلومتر است. برای یک سفر معمولی، حدود دو روز راه است برای بشر امروزی، اما روس‌ها توانسته‌اند ۶ ساعته این مسیر را طی کنند.

ما از روی زمین کل این ایستگاه فضایی را مثل یک نقطه می‌بینیم. حال آن که طول ایستگاه فضایی حدود ۱۰۸ متر است.

حال تصور کنید به چشم خودمان ببینیم یک موجودی با سفینه‌اش فرضا در همان ابعاد ایستگاه بین‌المللی فضایی که ما آن را مثل یک نقطه می‌بینیم نمایش دهد که می‌تواند ۱۵۰ برابر این فاصله (۴۰۰کیلومتری) را (در فضا) فقط در ۵ ثانیه طی کند. با جداسازی سفینه‌های کوچکتر در جهات مخالف هم نشان دهد که توانایی حرکت‌های سریعتر و پیچیده‌تر را هم دارد به طوری که یک ششم آن فاصله که در پنج ثانیه طی کرده است را می‌تواند در چند میلی ثانیه برود، آن هم با هم و همزمان و در جهات مختلف از دید حریف، شاید در چهار جهت. بر این باورم که این یک نمایش قدرت خیلی ساده بوده است فقط و فقط برای رو کم کنی از بشر و آنها قدرت خود را فقط در سرعت نشان داده‌اند و نه توان نظامی‌شان را!

چنانچه مایلید پاسخ به سوالات یا موضوعات مشابه در شماره آینده روزنامه یا مجله تان منعکس شود؛ کافی است از طریق فرم تماس بالا درخواست خود را ارسال کنید. همچنین می توانید با آدرس پست الکترونیک journalist@webfaqt.com به صورت مستقیم مکاتبه کنید و درخواست برای نگارش مقاله را ارسال کنید.

متونی که به این ترتیب اینجا در سایت قرار می گیرند «کپی رایت» دارند. لطفا بدون اجازه کتبی و هماهنگی قبلی در نشریه چاپی و یا سایت یا وبلاگ آنلاین خود منتشر نکنید.






درباره «روایتی از علم و فن‌آوری»


روایتی از علم و فن‌آوری علم نوعی فعالیت فکری و عملی است که شامل مطالعه سیستماتیک ساختارها و رفتارهای فیزیکی و طبیعی جهان از طریق مشاهده و آزمایش است. بنابر این تعریف، هر گونه فعالیت فکری و عملی که پروسه و مسیری غیر از این را دنبال کند، فعالیتی غیرعلمی یا شبه علمی است. ...

  فن‌آوری تکنولوژی یا فن‌آوری (واژه‌ای از ریشه‌ی یونانی است به معنی "علم هنر و صنعت"، ۱) Techne به معنی "هنر، مهارت، تردستی" و ۲) -logia به معنی -شناسی - به عبارتی دیگر به مجموع تکنیک‌ها، مهارت‌ها، روش‌ها و فرآیندهای مورد استفاده در «تولید» گفته می‌شود. تولید کالا و عرضه خدمات برای تحقق یافتن اهداف مشخص و مورد نظری است تا به واسطه‌ی آن انسان زندگی بهتر و راحت تری داشته باشد، در این مسیر تحقیقات علمی و فن‌آوری می‌تواند مجموعه‌ای از دانش و فنون، فرآیندها و موارد مشابه را دربر بگیرد، یا می‌تواند در ماشین‌ها جاسازی شود تا به این ترتیب امکان بهره‌برداری از آنها حتی برای افرادی که هیچ اطلاع دقیقی از کارکرد یا کارکردن با آنها را ندارد نیز فراهم شود. در این فرایند سیستم‌ها (به عنوان مثال ماشین‌آلات) با استفاده از فن‌آوری، شیوه‌های انجام کار را تغییر می‌دهند و مطابق با استفاده از سیستم، آن را به گونه‌ای تغییر می‌دهند که در نهایت نتیجه مورد نظر حاصل می‌شود. در حالی که در حال نوشتن این متن بودم چندین و چند مثال به ذهنم رسید که شما می‌توانید با تجسم آن مثال‌ها مفهوم تکنولوژی را بهتر درک کنید. مثلا ماشین‌های بزرگی که برای حفر تونل طراحی شده‌اند (TBM) این ماشین‌ها ترکیبی از فن‌آوری‌های مختلف هستند که در کنار هم قرار گرفته‌اند برای انجام و اجرای سریعتر و دقیق‌تر کارهای بسیار بزرگ و شگرف. یا مثلا توربین‌های بخار بسیار بزرگ که با آنها برق تولید می‌شود. ساده‌ترین شکل فن‌آوری ، توسعه و استفاده از ابزارهای اساسی است. کشف ماقبل تاریخ چگونگی کنترل آتش و انقلاب نوسنگی بعد از آن، خیلی چیزها را تغییر داد و متحول کرد، کشاورزی را متحول کرد، منابع غذایی موجود را افزایش داد و همه ی اینها به سرعت باعث شد تا انسان با پختن خوراک خود به مرور باهوش‌تر شود. اختراع «چرخ» که حاصل همین هوشمندی است باعث شد تا انسان به مسافرت و کنترل محیط خود بپردازد. تحولات در زمانهای تاریخی مختلف، از جمله دستگاه‌های چاپ، دستیابی به برق و تلگراف و تلفن و اینترنت ، بسیاری از موانع فیزیکی که در مقابل «ارتباطات» بین انسان‌ها بود را به سرعت كاهش داده به ما انسانها این اجازه را داد كه در مقیاس جهانی آزادانه‌تر در تعامل باشیم. همه اینها مانند معجزه‌ یا معجزه‌هایی است که پشت هم برای انسان رخ دادند و با آنها انسان به مقطع کنونی از تاریخ حیات خود بر کره زمین رسید که به فضا و به لبه‌ی منظومه شمسی سفر کرده است، از دورترین کرات عکس برداری می‌کند و به سفرهایی طولانی تر و مهیج‌تر می‌اندیشد.

فلاسفه یونان باستان حدود سیصدوشصت تا ششصد سال قبل از میلاد مسیح، اولین تفکرات و اندیشه‌های فلسفی بشر توسط یونانی‌ها پایه‌ها و مبانی اصلی «علم» را بنیان نهاد. در فاصله همین ۲۵ قرن مباحثات فلسفی مختلفی در مورد استفاده از علم و فناوری بوجود آمده است و اختلاف نظرها در مورد اینکه آیا فناوری وضعیت انسان را بهتر کرده، بهبود بخشیده یا نه، وضع آن را بدتر کرده است، اختلاف نظرهایی وجود دارد. که از میان اینها می‌توان به تفکراتی چون نئودوديسم، آناركوبدويسم و جنبش‌هاي ارتجاعي مشابه اینها اشاره کرد که با انتقاد از توسعه و فراگيري تكنولوژي، اظهار مي‌كنند كه اين مسیر و این امر رو به انحطاط است و در نهایت به محيط زيست صدمه زده و می زند و افراد و انسان‌ها را به کلی با هم بيگانه کرده و مي كند. از طرف دیگر طرفداران ایدئولوژی‌هایی مانند transhumanism (تراانسان گرایی) و techno-progressivism (پیشروگرایان فن‌آوری)، پیشرفت تکنولوژی را به نفع جامعه و شرایط انسانی می‌دانند.

تراانسان‌گرایی یا Transhumanism (که از آن به اختصار H+ یا h+ نیز یاد می شود) یک جنبش فلسفی بین‌المللی است که با توسعه و ایجاد فن‌آوری‌های پیشرفته، پیچیده و گسترده‌ برای تقویت حافظه، عقل و فیزیولوژی انسان موافق است و از آن حمایت می‌کند و بر همین اساس با اعمال تغییراتی در ژنوم انسان با مقاصدی مانند شبیه‌سازی و یا ترکیب با تجهیزات و روبات‌های هوشمند موافقت دارد. در این فضا به این موضوع و بحث ربات‌ها و اساسا هوش مصنوعی بیشتر پرداخته می‌شود.

فنجان‌های روبرو، تابان خواجه‌نصیری - ۲۰۱۹ در فاصله‌ی سی سال گذشته، با کنجکاوی، عشق و علاقه‌یی عجیب به حال و آینده بشر و آینده علم و تکنولوژی اندیشیده‌ام و از هر فرصتی برای آموختن و آموزش بیشتر استفاده کرده‌ام. در این مسیر، مقالات و یادداشت‌های متعددی نوشتم که برخی از آنها را شما در صفحاتی که قبلا در فیسبوک داشتم ملاحظه کرده‌اید اکنون، اینجا در این فضا دنبال می‌کنید. از اوایل دهه هشتاد تا حال حاضر مقالات و مطالب و ترجمه‌هایم اکثرا در همین سایت و در وبلاگ‌های مرتبط و یا سایت‌های مرتبط و بعد چاپ و نشر آنها در مطبوعات و نشریات متعدد بوده است که برخی از آنها را به مرور برای دریافت به صورت فایل «پی دی اف» یا لینک فعال به منبع روی سایت یا اینترنت اینجا قرار می‌گیرد.

فنجان‌های روبرو - تابان خواجه‌نصیری - ۲۰۱۹



نسخه پی دی اف آماده  دریافت










روایتی از کپی‌رایت

آلمانی را از حرفه‌ای‌ها بیاموزید


(تدریس خصوصی و نیمه خصوصی)

درباره «روایتی از کپی رایت»


تلاش‌ها و کارهای روزنامه‌نگاری برای احقاق حق شخصی و گروهی حدود چهل سال پیش همزمان با آغاز انقلاب شروع کردم به آموختن موسیقی و ساز گیتار را به عنوان ساز اصلی و موسیقی پاپ و بعدها جز و بلوز را به عنوان سبک یا ژانر موسیقی‌های مورد علاقه‌ام انتخاب کردم. آن زمان هیچ دیدی از آینده این نوع موسیقی وجود نداشت و حتی حمل و نقل ساز تا حدود یک دهه بعد از انقلاب ممنوع بود. ...

کپی‌رایت هفت هشت سال بعد شروع کردم به آهنگسازی و ترانه‌سرایی، اولین ترانه‌هایم را سی و دو سال پیش ساختم و برخی از آنها را در آلبومی گردآوردم تا در موقعیتی مناسب برای دریافت مجوز اقدام کنم. اوایل دهه هفتاد صدا و سیما برای اولین بار اقدام به پخش برخی از آثار نزدیک به موسیقی پاپ کرد و اواسط دهه هفتاد مجموعه‌ای از حدود ده ترانه را برای دریافت مجوز به وزارت ارشاد بردم. در اولین بررسی‌ها شورای شعر و موسیقی وزارت ارشاد به کارهای من در حوزه ترانه و موسیقی مجوز نداد و روی تمام بندهای اشعار و کلام ترانه‌هایم خط قرمز کشیدند. سرنوشتی که از آن می‌توانم به عنوان اولین شکست زندگی‌ام در دوران جوانی یاد کنم.

انعکاس نامه سرگشاده ام به ارشاد در طیف وسیعی از مطبوعات چون خبرگزاری جمهوری اسلامی و روزنامه سرمایه و نشریه های نامه و حافظ اواخر دهه هفتاد دوستانی با من تماس گرفتند که تابان چه نشسته‌ای که فردی به نام هومن بختیاری در فرهنگسرای شفق به همراه گروهش دارد چند تا از ترانه‌های تو را با نام بردن از افراد دیگری به عنوان شاعر و آهنگساز می ‌خواند و اجرا می‌کند. بلافاصله اقدام به پیگیری کردم و با این فرد تماس گرفتم او را از ادامه این حرکت منع کردم. در شرایطی که وزارت ارشاد به صاحب اصلی اثر مجوز نداده بود داشتند ترانه‌هایم را می‌خواندند و اجرا می کردند و با آن پول در می‌اوردند. خبرهایی می‌رسید که برخی از خوانندگان در کیش دارند ترانه هایم را می‌خوانند در حالی که من در کش و قوس و درگیر امور بروکراتیک (کاغذبازیهای اداری مربوط به دریافت مجوز) بودم.

تابان‌خواجه‌نصیری - دهه ۷۰ همین باعث شد تا من بحث کپی‌رایت را به صورت خیلی جدی از همان زمان دنبال کنم. اوایل دهه هشتاد مطلع شدم که فردی به نام وحید حاجی‌تبار یکی از ترانه‌هایم را با عنوان «توی مهتاب» در آلبومی به نام «عشق‌های دروغین» ضبط و منتشر کرده است با مجوز وزارت ارشاد اسلامی، تمامی آن بندهایی که برای من خط قرمز کشیده بودند را حاجی تبار موفق به دریافت مجوز شده بود! چند وقت بعد از آن در شبکه ماهواه ای ام آی تی وی فرشید نوابی در برنامه زنده - گیتار شکسته - (که حتی نام برنامه‌شان را هم از روی ترانه‌ام برداشته بودند) ادعا کرد که سازنده این اثر یعنی ترانه «شعر کوچه» است. این قطعه تضمینی از شعر کوچه شادروان فریدون مشیری است که با اجازه خود ایشان در سال ۶۶ ساخته بودم. بلافاصله با این افراد تماس گرفتم و آنها را از اجرای ترانه‌ام منع کردم و شرح این ماجراها را در نامه ای سرگشاده برای وزارت ارشاد و مطبوعات آن زمان نوشتم و ارسال کردم.

حضور در دفتر نشریه وزین هنر موسیقی و گفتگو با استاد مهدی ستایشگر صاحب امتیاز و سردبیر محترم نشریه و چاپ مقاله در شماره ۷۳ مرداد ۸۵ بخش «روایتی از کپی رایت» اساسا اختصاص دارد به بیش از بیست سال تمام دوندگی‌ها و فعالیت‌هایم برای احقاق یک حق ساده از دست رفته و پامال شده ام به عنوان شاعر، آهنگساز، خواننده و نوازنده گیتار و پدیدآورنده این ترانه‌ها در ایران. وزارت ارشاد اسلامی هیچگاه به تابان خواجه‌نصیری برای اجرا و ضبط آثارش تاکنون هیچ مجوزی نداده است.

نسخه پی دی اف آماده  دریافت برداشت ادبی! در موسیقی پاپ ایران
نوشته: تابان خواجه‌نصیری
هنر موسیقی - مرداد ۸۵
لینک دانلود فایل پی دی اف

https://tinyurl.com/ycw7zjmd




روایتی از فرهنگ و هنر

در روایتی از فرهنگ و هنر: «خورشید» مجید مجیدی خوش درخشید در ونیز



فیلم خورشید به کارگردانی و نویسندگی مجید مجیدی کارگردان صاحب سبک سینمای ایران در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و توانست جایزه بهترین فیلم، بهترین طراحی صحنه و بهترین فیلمنامه را از آن خود کند. این فیلم همچنین توانست تا به عنوان یکی از سه نماینده ایران در جشنواره فیلم ونیز ۲۰۲۰ نیز حضور داشته باشد. در جشنواره ونیز نیز «روح‌الله زمانی» با بازی درخشان خود در «خورشید» موفق شد عنوان بهترین بازیگر جوان این دوره را به خود اختصاص دهد و جایزه مارسلو ماستریانی این جشنواره را به دست آورد. متاسفانه این بازیگر جوان به علت ابتلا به بیماری کووید ۱۹ در سالن حضور نداشت و مجید مجیدی به همراه شمیلا شیرزاد برای گرفتن جایزه او روی صحنه رفتند، «زمانی» در ویدئویی که فرستاده بود از هیئت داوران و مجیدی بسیار تشکر کرد. در جشنواره فیلم ونیز، جایزه لانترنا ماجیکا هم به فیلم خورشید اهدا شد.

  تابان خواجه‌نصیری بار دیگر مجید مجیدی از میان سیارک‌های منظومه شمسی که بین مدارهای سیاره‌های مریخ و مشتری سرگردانند اما همگی چون سیاره زمین و دیگر سیاره‌های این منظومه به دور خورشید می‌گردند چند تایی را انتخاب کرد و از آنان ستارگانی ساخت، عین خورشید. موفقیت مجید مجیدی کارگردان صاحب سبک ایران را به او و همه دست‌اندرکاران فیلم «خورشید» تبریک می‌گویم و برای همه بازیگران و عوامل فیلم خورشید بویژه برای «روح‌الله زمانی» آرزوی سلامتی و موفقیت‌های بیشتر دارم.

درباره «روایتی از فرهنگ و هنر»


تلاش‌ها و فعالیت‌های روزنامه‌نگاری برای اعتلای فرهنگ و هنر کشور فرهنگ و هنر يكی ديگر از علاقمند‌ی‌های من است. در اين يادداشت‌ها از فرهنگ و هنر، ادبيات، شعر، داستان و موسيقی و كتاب خواهم نوشت. از هفت هشت سالگي شعر و شاعری را دوست داشتم، يادم مي‌آيد كه تازه خواندن و نوشتن را شروع كرده بودم كه دلم مي‌خواست كتابچه شعری هم برای خودم درست كنم و بالاخره هم اين كار را كردم و پراكنده، اولين نوشته‌هايی را كه در آن زمان فكر می‌كردم چيزي جز شعر نيست در دفترچه‌ی كوچكي گرد آوردم. شاهدم از اين ماجرا کسی است كه شايد تنها چند روز بعد از تهيه‌ی دفترچه آن را به نفع آيندگان مصادره كرد! . ...

 ادبیات با نگاهی تازه نمي‌دانم، شايد هنوز آن دفترچه كوچك را پهلوي خودش نگاه داشته باشد. روزی مي‌گفت، اين را نگاه داشته‌ام كه يك روزی اگر براي خودت كسي شدی، آن را چاپ كنم تا همه بدانند كه اوايل، چه شعرهاي مزخرفی می‌گفتی! فکر می‌کرد با این کار منصرف می‌شوم و شعر و شاعری را به کل کنار می گذارم. بعد از آن، شعر گفتن و داستان نوشتن را كنار نگذاشتم، اينها علاقه‌های من بود، چطور مي‌توانستم آنها را كنار بگذارم.

برخی از نوشته‌ها یا ترجمه‌هایم از مقالات فرهنگی و هنری در نشریات گوناگون چون فرهنگ مردم و ... به چاپ رسیده است برايم مهم نبود كه ديگران درباره چيز‌هايی كه می‌نوشتم بخصوص اشعارم برای خرگوش‌ها و گربه‌ها و گنجشک‌ها چه فكری می‌كنند، فكر می‌كردم كه وقتی آدم احساسی دارد يا وقتی فكری و انديشه‌ای در سرش دارد که چرخ می زند، وقتی مي‌تواند بخواند، می‌تواند بنويسد و خوب خيلي حيف است كه ننويسد. پس برای همین نوشتم، اما برای خودم و ديگر دفترچه‌ای هم برای نوشته‌هايم درست نكردم، حالا كه سنم از پنجاه گذر کرده دارم خودم را برای دور افتخار با پرچم آماده می کنم.

تابان‌خواجه‌نصیری - اواخر دهه ۷۰ فرهنگسرای هنر حالا که دور تا دورم را كاغذ و نوشته‌هايی فراگرفته كه فکر می کنم تنها راه باقی‌ماندنشان در اين است كه آنها را به صورت اين يادداشت‌ها در اين سایت بياورم. نمي‌دانم تا چه حد موفق مي‌شوم كه اين يادداشتها را جمع‌اوری كنم، اما هر چه باشد، سعی مي‌كنم، آنهایی را در اينجا قرار دهم كه نه فقط خودم، كه ديگرانی هم كه آنها را خوانده يا شنيده‌اند پسنديده‌ باشند. شايد اين از دل نوشته‌هايم به دلتان بنشيند كه اگر اين چنين شد، نظراتتان را برايم بنويسيد، خوشحال مي‌شوم آنها را بخوانم و بدانم.

بیگانه - اواخر دهه ۷۰ در فاصله‌ی سی چهل سال اخیر برخی از یادداشت‌ها، اشعار و یا داستان‌ها یا ترجمه‌هایم و یا حتی برخی از طرح‌ها و کاریکاتورهایم در نشریات یا سایت‌های مختلف منتشر شده است که شما در این قسمت به مرور با آن‌ها آشنا می‌شوید و در این بخش یا تحت همین عنوان فرهنگ و هنر آن مطالب را برای مطالعه خواهید یافت.

نسخه پی دی اف آماده  دریافت وبلاگ نماد تاریخ شفاهی و فولکلور اینترنتی
نوشته: تابان خواجه‌نصیری
نشریه فرهنگ مردم -
لینک دانلود فایل پی دی اف

مقاله قدیمی وبلاگ نماد تاریخ شفاهی و فولکلور اینترنتی




روایتی از ترجمه متون فنی و واژگان تخصصی

در روایتی از ترجمه فنی و واژگان تخصصی: روانشناسی- جنگ روانی، اصطلاح «گربه‌ماهی‌گیری» یعنی چه؟


Catfishing

___________ تابان خواجه‌نصیری ___________
«گربه‌ماهیگیری» یک اصطلاح روانشناسی جدید است. نوعی جنگ روانی است بر علیه افراد یا گروه‌های اجتماعی مشخص، فعالیتی فریبنده و گمراه‌کننده است که در آن فرد در سرویس شبکه های اجتماعی حضور یافته اما با یک یا چند هویت جعلی و ساختگی که از خود ایجاد می‌کند، معمولاً یک قربانی خاص را مورد سوء استفاده یا کلاه‌برداری‌های هدف‌دار قرار می‌دهد. گربه‌ماهی‌گیری اغلب برای سوءاستفاده‌های جنسی، کلاهبرداری های عاشقانه در وب سایت‌های همسریابی به کار می رود. به تازگی در قوانین آمریکا جرم محسوب می‌شود.




درباره «روایتی از ترجمه فنی و واژگان تخصصی»


ترجمان علوم و فنون مختلف اولین سنگ بنای توسعه رشته‌ی تحصیلی و دانشگاهی ‌ام در اصل زبان انگلیسی و ترجمه است و الان در حدود سی سال است که هر روز درگیر کارهای مرتبط با زبان و ادبیات انگلیسی، زبان‌شناسی، فرهنگ نویسی، ترجمه و ترمینولوژی رشته‌های مختلف علوم و ترجمه متون فنی و تخصصی هستم. شما برای این که بتوانید ترجمه خوب و قابل قبولی از یک متن تخصصی ارائه دهید لازم است که آشنایی و حتی تسلط خوبی نسبت به موضوع و رشته ی اصلی زبان مبدا داشته باشید و این امر نیازمند مطالعه دقیق و بسیار در آن رشته ‌ی تخصصی است. تصویری که اینجا ملاحظه می‌کنید کتیبه ی معروف رزتاست،کتیبه ای که در مصر باستان یافت شده و (با قدمتی حدود ۴۰۰۰ سال) کهن‌ترین کتیبه‌ای است که روی آن یک متن به سه زبان نوشته شده است و در حقیقت قدیمی ترین و معروف ترین نماد ترجمه است. ...

کپی‌رایت بار دیگر در بحث ترجمه ما با موضوع بسیار مهم کپی رایت روبرو هستیم و لازم است که مترجمین و مراکز نشر ایران به این موضوع توجه ویژه ای داشته باشند. در جهان، صنعت چاپ و نشر ایران را جدی نمی گیرند چرا که ما کپی رایت نداریم و این قانون و حقوق بسیار مهم در کشور ما جدی گرفته نشده است برای همین رویکرد من در رابطه با بحث ترجمه، بیشتر یک رویکرد تحقیقی و پژوهشی است به این معنا که در فاصله سی سال گذشته ترمینولوژی و بحث واژگان تخصصی و ترجمه‌های فنی بخصوص در رابطه با صنایع و رشته ‌های مرتبط با رایانه‌ها، شبکه و وب و اینترنت و برنامه‌نویسی یا اساسا فن آوری اطلاعات بسیار حائز اهمیت بوده است.

در فاصله بیست و پنج سال گذشته مقالات منتشر شده در رابطه با واژگان تخصصی پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی در مقطع کارشناسی (لیسانس) به سازمان صدا و سیما رفتم و در آنجا به مدت دو سال در اداره بین الملل و نیز برای گروه ورزش در تولید مشغول به کار شدم. ترجمه متون بسیار متعدد و مهمی در آن سازمان بر عهده ام قرار گرفته که دو اساسنامه‌ی اتحادیه‌های سازمانهای رادیوتلویزیونی آسیا و اقیانوسیه موسوم به ABU ‌و سازمانهای رادیوتلویزیونی کشورهای اروپایی موسوم به EBU از جمله مهمترین ترجمه‌های تخصصی ام در آن سازمان بود. همچنین ترجمه اپیزودهای برخی برنامه های ورزشی متعددی که در آن مقطع زمانی در جدول پخش برنامه های ورزشی تلویزیون قرار داشت بر عهده ام بود.

تابان‌خواجه‌نصیری - اواخر  دهه ۷۰ همان زمان در اوایل دهه ۷۰ برخی از کارها و اخبار علم و فن‌اوری های مهم ارتباطات و نیز مقالات متعددی در رابطه با رویدادهای ورزشی همچون المپیک و یا تجهیزات پخش رادیوتلویزیونی و ارتباطات ماهواره ای و ... در هفته‌نامه سروش منتشر می‌شد. در اوایل دهه ۷۰ نگارش و ترجمه برخی از متون سخنرانی مدیران رده بالای صدا و سیما و از جمله مهمترین آنها متن برخی از سخنرانی های ریاست وقت آن سازمان را انجام داده بودم. از اواسط دهه ۷۰ همکاری با سازمان‌های فرهنگی و هنری، چاپ و نشر کتاب و ناشرین به صورت جدی آغاز شد و اولین ترجمه‌هایم در نشریاتی چون علم الکترونیک و کامپیوتر، شبکه و ... و بعدها در نشریات دیگری چون «کامیاب» و «فرهنگ مردم» و ... منتشر شد.

حضور در میان اعضای تحریریه نشریاتی چون شبکه، کامیاب و ... از اوایل دهه هشتاد تا حال حاضر مقالات و مطالب و ترجمه‌هایم اکثرا در همین سایت و در وبلاگ‌های مرتبط و یا سایت‌های مرتبط و بعد چاپ و نشر آنها در مطبوعات و نشریات متعدد بوده است که برخی از آنها به مرور به عنوان نوع یا نمونه ای از کارهای ترجمه‌ام برای دریافت به صورت فایل پی دی اف یا لینک فعال به منبع روی سایت یا اینترنت قرار می گیرد

نسخه پی دی اف آماده  دریافت









روایتی از کار از راه دور

کوتاه و مختصر درباره تابان خواجه‌نصیری، اولین فعال و پژوهشگر در زمینه «کار از راه دور» در ایران


تابان خواجه نصیری تابان خواجه‌نصیری - نویسنده، مترجم، پژوهشگر، روزنامه‌نگار و سخنران - متولد ۱۳۴۶، ساكن تهران است. وی از سال ۱۳۶۸ تاكنون در زمینه‌ها‌ی مختلف و مرتبط با كامپیوتر، ارتباطات و اینترنت، بازاریابی اینترنتی و بازاریابی از طریق رسانه‌های اجتماعی، علوم و فنون مختلف مطالعات و پژوهش‌های متعددی داشته است. او دیوانه‌وار عاشق منظومه شمسی، خورشید، کره زمین، ایران، مردم، علوم، فنون و هنرهای مختلف و «در یک نگاه» عاشق مطالعه و یادگیری مداوم است. ...

مقالات منتشر شده در فاصله‌ی ۳۰ سال گذشته تابان خواجه‌نصیری با رسانه‌های متعددی از جمله صدا و سیما (روابط بین‌الملل و گروه ورزش صدا و سیمای جمهوری اسلامی)، نهادها و موسسات تحقیق و توسعه، فعالان مطبوعاتی، فرهنگی و هنری، ناشرین، شرکت‌ها و سازمان‌ها و مراکز تحقیقاتی و پژوهشی متعدد همکاری داشته است.

مصاحبه با نشریه سیلیکون در اواخر دهه ۷۰ مطالب و مقالات و مصاحبه‌های متعددی از خواجه‌نصیری در سایت‌های خبری و خبرگزاری‌ها، جراید و مطبوعات کشور از جمله روزنامه‌های ایران، سرمایه، حیات نو اقتصادی، تفاهم و مجلات و نشریاتی چون سروش، علم الكترونیك و كامپیوتر، شبكه، كامیاب، آشیانه، هنرموسیقی و فرهنگ مردم، تجارت و تبلیغات، بازاریابی اینترنتی و ... منتشر شده است. در اولین شماره‌های نشریه‌ی شبکه(سال ۱۳۷۷)، برای اولین بار مقالاتی در زمینه «کار از راه دور» منتشر ساخت.

برگزاری سمینار و سخنرانی علاوه بر سخنرانی و ارائه سمینارهای مرتبط با فن‌اوری اطلاعات و بازاریابی دیجیتالی و بازاریابی از طریق پست الکترونیک، خواجه‌نصیری همچنین با سایت‌های اینترنتی داخلی و خارجی متعددی در رابطه با طراحی سایت، مدیریت سایت، بازاریابی الکترونیکی، بازاریابی رسانه‌های اجتماعی، نگارش و ترجمه متن و بازاریابی محتوا و بومی سازی متن وب، مطلب و مقاله، تولید محتوا، هماهنگی، مشاوره و همكاری داشته است.

ایجاد پل ارتباطی از طریق رسانه‌های اجتماعی سایت وب اف ای کیو تی دات کام سایت رسمی تابان‌ خواجه‌نصیری است که از هفتم ماه اوت سال ۲۰۰۰ روی اینترنت قرار دارد و هدف و قصد نهایی آن علاوه بر ارائه طیف وسیعی از علاقمندی‌ها، مطالعات، پژوهش‌ها، نگرش‌ها و نگارش‌ها، ایجاد یک پل ارتباطی با مخاطبین و هواداران و نیز در عین حال ارائه آرشیو مجموعه‌ای از برخی مقالات و یادداشت ‌های منتشر شده و منتشر نشده، تصاویر، اشعار و نوشته‌های خواجه‌نصیری بر روی اینترنت است.



روایتی از هرزنامه ها



روایتی از جستجوی ما





روایتی از جستجوی ما



روایتی از محتوا، متن و مدیریت محتوا



روایتی از بازاریابی از طریق پست الکترونیک



روایتی از تبلیغات و اینترنت



روایتی از موفقییت

 
 

© Copyright 1998 - 2020, Taban Khajehnassiri. All rights reserved.

اعلاميه کپي رايت ما