webfaqt.com
German | Persian | English
 
    Tehran - Iran صفحه اول      مقالات   وبلاگ    
 

درخواست مشاوره / مصاحبه / مقاله

شما بازدید کننده گرامی، چنانچه مایلید از مشاوره‌های تابان خواجه‌نصیری در زمینه‌های بازاریابی، بازاریابی اینترنتی و بازاریابی رسانه‌های اجتماعی استفاده کنید جهت تعیین وقت ملاقات برای مشاوره / مصاحبه / هماهنگی‌های بیشتر برای نگارش مقاله یا ترجمه متون تخصصی، شرکت در همایش یا طرح سوالات و نظرات خود می‌توانید فرم زیر را تکمیل و ارسال کنید. اطلاعات بیشتر بلافاصله برایتان ارسال می‌شود.  

نام و نام خانوادگی شما :        


پست الکترونیک شما:

مشاوره، مصاحبه یا مقاله در زمینه ی ...

كدي را كه در تصوير ملاحظه مي‌كنيد با دقت وارد نماييد
(دقت كنيد كه گزينه پذيرش كوكي در مرورگر شما از قبل فعال باشد)

Code Image - Please contact webmaster if you have problems seeing this image code Load New Code
Powered by Web Wiz CAPTCHA version 2.01
Copyright ©2005-2006 Web Wiz Guide






یادداشت های کوتاه
عکس امروز
بوریس جانسون خروج از اتحادیه اروپا را امتحان می‌کند.


من عاشق زمین و تمام موجوداتش هستم ...
بخصوص آن خروس دم قرمز که دیروز از اینجا رد می‌شد! یعنی که آیا من خواب می‌دیدم؟


بدون شرح امروز


زندگی زندگی ساده‌ی من!


مرا ببین
ببین که من همیشه اینجا
در این دم
در این لحظه
زندگی می‌کنم.

می‌دانی چیست
بهترین بهترین
لحظه‌های زندگی من؟
زندگی زندگی ساده ی من؟

لحظه‌یی که پشت من می‌خارد!
یا که وقتی نوک انگشتانم،
مثلا انگشتان دستم
یا که پاهایم

ناگهان می سوزد ...
سوزن سوزن می‌شود ...

بخصوص وقتی که
کف دستم می‌خارد!

می‌گویند کف دستت که می‌خارد
لاجرم، پول دستت می آید!

بهترین بهترین لحظه‌های زندگی من
آن زمانی است که
من
با خودم تنهام
دور و بر،
هیچکس نیست ...

می‌دانی؟ لحظه‌هایی هست
با خودت تنها نشستی
چای می‌نوشی، فکر می‌کنی ...
یک نوایی فی‌البداهه می‌سرایی
می‌خوانی:
«دیدی آخر تو چطور تنها شدی ...
ای دل! ای جان»

که ناگهان ...
بدنت می‌لرزد ...

آن زمان را می‌گویم ..‌
لحظه‌هایی که
بعضی ها می‌گویند
«عزرائیل بود از کنارت رد شد ...»

هیچ شده؟! آیا؟

بهترین بهترین لحظه‌های زندگی من
آن زمانی است که

بدنم با من
به روش‌های ناب خویش
به زبان «مورمور»
به سخن می‌آید ...
می‌نشیند،
جزئی‌ترین احساساتش را با من
در میان می گذارد ...

و صد البته .‌‌.‌‌
صدایی که از دور
مرا با مهربانی به نامم صدا می‌زند،
آرام به گوشم نجوا می‌کند می‌گوید:
«با این ریش! این هیبت! شده ای تو
«آدمی دیگر» ..‌.
خودمانیم ...
این ... ریش ... ای جان!

به تو هم می‌آید! خوب است.»

تمامش این است .‌‌..
همین ...

زندگی زندگی ساده‌ی من


تابان خواجه‌نصیری



چرخی در اخترفیزیک: تشعشعات گاما از ماه
تشعشعات گاما از ماه


شاید که به نظر خیلی غیرواقعی بیاید اما به گزارش «یونیورس تودی» تازه‌ترین تحقیقات و دستگاه‌های اندازه‌گیری نشان می‌دهند که تشعشعات گامایی که از ماه منتشر می‌شود بسیار درخشان‌تر از تشعشعات «خورشید» است. این در حالی است که این تشعشعات اساسا برای چشم بشر غیرقابل رویت است.


تابان خواجه‌نصیری


از میان پاسخ به پرسش‌های متداول: رمزنگاری
رمزنگاری چیست؟

رمزنگاری در لغت یعنی هنر نگارش یا گشودن رمز (حل) کدها (آکسفورد) . شیوه ای است برای حفظ و نگهداری اطلاعات و ارتباطات از طریق بکارگیری کدها به طوری که اطلاعات فقط برای کسانی قابل دسترسی و قابل استفاده است که از قبل برای سیستم تعیین و تعریف شده‌اند.

رمزنگاری چیز تازه ای نیست و موضوعی بسیار کهن و قدیمی است. تا آنجا که می‌دانیم نخستین رمزنگاری‌ها باز می‌گردد به چیزی در حدود ۴۰۰۰ سال پیش در مصر باستان و به صورت نقش و نگارها و حروف تصویری هیروگلیف، - ریشه واژه یونانی به معنی نگارش مقدس - کد یا رمزی که فقط بین کاتبان و شاهان بوده است، اما اکنون رمزنگاری مدرن تشکیل شده است از یک سری معادلات پیچیده ریاضی (الگوریتم‌ها) و کلیدهای رمزی که برای رمزدار کردن داده ها یا خارج ساختن از حالت رمزدار شده به کار می رود.

امروزه از رمزنگاری برای تأمین رازداری و حفظ یکپارچگی اطلاعات و داده‌های ما و همچنین احراز هویت و یا ناشناس بودن و ناشناس ماندن ارتباطات ما استفاده می شود.

تابان خواجه‌نصیری


انتشار تاریخ شفاهی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات
تاریخ شفاهی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات شامل گفت‌وگو با ۴۵ وزیر، معاون وزیر و مدیرحوزه ارتباطات در قالب ۲۲ مجلد منتشر می‌شود.

https://tinyurl.com/yy9jdfzq


ترانه‌‌یی خوش برای خوابی خوش
خواب و استراحت فقط برای رسیدن به آرامش و کسب انرژی لازم برای ادامه حیات نیست، خواب و استراحت کافی برای مغز یک ضرورت است تا مغز بتواند تمام دانش و آموخته‌ها در طول مدت روز را به درستی طبقه‌بندی کند.

نوشتن یک نامه یا یک یادداشت کوتاه برای خودم یا برای دوستانم و حتی برای مخاطبین و بازدیدکنندگان سایت و آنانی که پیامی می‌نویسند، نظری می‌دهند و سوالی می‌پرسند، گاه چیزی حدود یک تا دو یا حتی سه ساعت وقت می‌گیرد. گاه برای نوشتن همین یادداشت‌ها که اینجا روی سایت قرار می‌گیرد ساعت دو و سه بامداد بیدار می‌شوم و در حالی که تنها دو یا سه ساعت بیشتر نخوابیده‌ام، ضمن خواندن آخرین اخبار و مقالات و تازه‌ها، مطالب را به صورت یکپارچه یا جدا از هم در یادداشت‌های کوتاه‌تری می‌نویسم.

تعداد ساعات خواب و استراحت برایم چندان اهمیتی ندارد مهم کیفیت خواب است، این که شما بتوانید به سرعت خودتان را برای یک خواب آرام و باکیفیت آماده کنید و به سرعت به خوابی عمیق فرو روید. در طول روز بگونه‌ای تنظیم کرده ام که اوقاتی را اختصاص داده ام به خواب و استراحت و می‌دانم و متوجه‌ام که بدن، سیکل/چرخه نرمال خواب و استراحت مورد نیازش را بالاخره در میان ساعات شبانه‌روز پیدا می‌کند و روح و روان و جسم آدمی نهایتا در یک پروسه و روتین سالم قرار می‌گیرد.

در مورد این یادداشت‌ها ذکر این نکته ضروری است که شما باید فکر و ایده‌ای که به ذهنتان خطور می‌کند را همان زمان یادداشت کنید. نمی‌توانید این را به بعد موکول کنید. چرا که افکار به سرعت ممکن است فراموش شوند، ایده‌ها به کل از دست بروند و یا اینکه به سرعت تغییر کنند.

مثال خیلی ساده، نت، ملودی و هارمونی و آکوردهای یک آهنگ یا ترانه است... شما یک ملودی منحصربفرد به ذهنتان خطور می‌کند، شما باید این را به سرعت ثبت کنید. ترانه‌ها بعد، از همین یادداشت‌ها و پاره‌ها در کنار هم شکل می‌گیرد ... متوجه شده‌ام که این، روش بسیاری از آهنگسازان است و آهنگسازان گنجه‌ها و گنجینه‌های گرانبهایی از نت‌ها و ملودی‌ها و قطعات کوتاه دارند که بنابر مناسبت‌های مختلف در فرصتی دیگر، مثل پازل‌هایی موزون، ریتمیک و هارمونیک کنار هم قرار می‌گیرند تا یک یا چند اثر موسیقی ساخته و پرداخته شود.

تابان خواجه‌نصیری


از میان خبرها: تعداد کاربران ایرانی در فضای مجازی
کاربران فضای مجازی از تعداد ۳۰۰ هزار نفر در سال ۹۲ به تعداد ۷۰ میلیون کاربر افزایش یافته است.

-سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی


بسیاری «برف پائیزی» مرا به اشتراک گذاشته‌اند
قطعه شعر برف پائیزی ...


بسیاری «ماه» مرا به اشتراک گذاشته‌اند
قطعه شعر قدیمی ماه ...


برداشت ادبی(!) در موسیقی پاپ ایران
نوشته: تابان خواجه‌نصیری
هنر موسیقی - مرداد ۸۵
لینک دانلود فایل پی دی اف

https://tinyurl.com/ycw7zjmd


تابان خواجه‌نصیری
نویسنده، مترجم، پژوهشگر و سخنران

تابان خواجه‌نصیری - سخنران
برای اتخاذ هر نوع تصمیمی شرکت یا سازمان شما همیشه باید آماده دریافت اطلاعات و داده‌های تازه و یادگیری باشد.


بدون شرح دیروز
بدون شرح


روزنامه‌نگاری از دید جورج اورول
جورج اورول - درباره روزنامه‌نگاری




آگهی ها
ترجمه کلیه متون، فنی و تخصصی

انگلیسی و فارسی



تلفن :

۰۹۱۰-۹۷۵۹۸۶۹









  تابان خواجه نصیری - ۹۵


تصویر سیاهچاله کهکشان مسیه هشتاد و هفت



گزارش ویژه : تقلب بنیاد ملی علوم آمریکا در ارائه تصویر جعلی از سیاهچاله کهکشان



می گویند اگر نمی‌توانیم خود سیاهچاله‌ها را ببینیم اما می توانیم سایه آنها را ببینیم و ثبت کنیم.

بیست و یکم فروردین ماه سالجاری در یک کنفرانس مطبوعاتی در بنیاد ملی علوم آمریکا موسوم به NSF خبری به جهان مخابره شد که ناسا و بنیاد ملی علوم ایالات متحده آمریکا موفق شده اند پس از یک دهه کار و تلاش مستمر گروهی از حدود ۲۰۰ دانشمند اخترفیزیک از معتبرترین مراکز علمی و تحقیقاتی و آموزشی سرتاسر جهان اولین تصویر از سایه ی سیاهچاله کهکشان m87 را پس از طی مراحل آزمایش های مختلف در نهایت پس از سه سال جمع آوری اطلاعات و داده های تصویری از فوتون های در حال فرار از افق رویداد سیاهچاله کهکشان m87 به دست آورد.

آن خبر و رویداد مهم که به لطف اینترنت تصاویر و فیلم های آن به سرعت در تمام عالم منتشر شد یک اتفاق حیرت انگیز بود و تا هنوز و حتی تا همین لحظه بسیاری از مردم بخصوص پژوهشگران و دانشمندان علاقمند به فضا و کهکشان ها و سیاهچاله ها در حال مطالعه و پژوهش و صحبت از آن هستند.

پس از برگزاری آن کنفرانس خبری مهم - که بنابر دلایل نامشخصی خیلی هم غیرمنتظره و ناگهانی بود، بلافاصله خبر ثبت اولین «تصویر از سیاهچاله ی کهکشان m87» (تصویر بالا) مخابره و در بسیاری از سایتها، خبرگزاریها و رسانه های خبری جهان قرار گرفت.

دو سه ماه پیش که آمریکا از این تصویر رونمایی کرد، درست همزمان بود با وقتی که من در فیسبوک درباره ماجرای نیوهورایزن و پرتاب بیم های لیزری از نیوهورایزن به سمت خورشید افشاگری می کردم و برخی از اطلاعات و اسناد، تصاویر و نمودارهایم را منتشر می ساختم خیلی ناگهانی ناسا و بنیاد ملی علوم خیلی غیرمنتظره و ناگهانی و تقریبا بدون اعلام قبلی - تا آنجا که من مطلع هستم - این کنفرانس مطبوعاتی را برگزار کردند و ناگهان این تصویر را از سیاهچاله کهکشان m87 رو کردند که به سرعت در بوق رسانه ها پیچید. شرح این که این دانشمندان چگونه این کار را انجام داده اند و این تصویر چگونه تهیه شده است، کار فوق العاده پیچیده و فوق العاده عجیب و غریب است و به نوعی برای من و بسیاری از پژوهشگران فضا و اخترفیزیک امری نزدیک به غیرممکن است اما چه می شود کرد و چه می شود گفت ناساست و آمریکاست و بنیاد ملی علوم ... این تشکیلات به سرعت فیلم ها و مصاحبه های خبری و آن چنانی گذاشتند و در کنفرانس خبری شان همه مدیران و اساتید تمام و کارشناسان ارشد اخترشناسی گرد هم فراخواندند تا توضیح دهند که چگونه این عکس تهیه شده است. موضوعی که بقدری پیچیده و علمی است که افراد و آدم های عادی جوامع مختلف به کلی گیج می شوند.

همان روز وقتی تصویر را دیدم همان موقع به این فکر کردم که با توجه به جذابیت عجیبی که این تصویر داراست و از آنجایی که خیلی خیلی کامل است و با توجه به ناگهانی بودن نشست مطبوعاتی و سرعت عجیب انعکاس این تصویر کمی تا حدودی مشکوک شدم به کل قضیه و فکر کردم کاری دارند می کنند که ذهن عموم مردم را از یک رویداد سیاسی یا اجتماعی منحرف کنند و .. آن زمان زیاد دقیق نشدم، اما پیش خودم گفتم به دلایلی که به عقل من می رسد، یک جورایی این کار ممکن نیست، اگر هم ممکن باشد هرگز نمی تواند اینقدر کامل، زیبا و بی عیب و نقص باشد.

توجه کنید که فاصله ی کهکشان m87 از زمین در حدود ۵۴ میلیون سال نوری است، یعنی نوری که از این کهکشان به ما می رسد، همین حدود یعنی ۵۴ میلیون سال در راه است چه برسد به نور سایه ی فوتون های در حال فرار از افق رویداد سیاهچاله ی عظیم این کهکشان که خود جای بحث دارد.

یک گفته معروف هست که می گوید «کائنات اجازه کامل بودن نمی دهد» .. این حرف و دیدگاه فوق العاده ای است نمونه اش انواع سیارات و ستاره ها و خوشه ها و کهکشان ها و سحابی ها، اصلا چرا راه دور برویم همین سنگ های معمولی یا قیمتی که روی زمین است یا الماس ها که همه اینها یک رگه ها و ناخالصی هایی دارند ... هیچ دو سیاره یا ستاره یا سحابی مثل هم نمی توانید بیابید از همین جا بگیرد و بروید تا به خود کهکشانهای عالم. با توجه به این است که می گویم و معتقدم نمی توان از این فاصله به چنین تصویر تقریبا بی عیب و نقص آن هم تا این حد محو و مات دست یابیم - اما باز چه می توان گفت که تشکیلات عریض و طویل ناساست و بنیاد ملی علوم ایالات متحده آمریکا و آن هم در پنجاهمین سالگرد فرود بر کره ماه!

از آن روز در هر فرصتی که یافتم شروع کردم به تحقیق و مطالعه بیشتر همه عکس ها و فیلم ها و مطالب و مقالات مرتبط با پروژه سیاهچاله کهکشان ها و بخصوص همین کهکشان m87. خواندم و دیدم تا این که هفته پیش گفتم حالا می‌توانیم بشینیم این تصویر و عکس جنجالی را با دقت بیشتری ببینیم. عکس بالا را مطابقت دادم با اصل عکسی (هایی) که از خود کهکشان هست (فاصله بسیار زیاد است، حدود ۵۵ میلیون سال نوری دور تر از زمین) بعد دیدم که یک جورایی زاویه دید ما نسبت به آن کمی تا حدودی به نظر خطا دارد اما این چیزی نیست که من بتوانم در مورد آن قضاوت یا داوری کنم کار فوق العاده پیچیده ای است هم علم پیچیده ای می خواهد و هم باید برای اثبات آن ابزارهای دقیق و آزمایشگاه های مجهز و غیره ... را به کار گرفت.

همه عکس ها را و بخصوص عکس بالا را چک کردم ... شدیدا محو و مات - Blurred - بود، در حین بررسی دقیق تصویر ناگهان در یکی دو نقطه از تصویر لبه هایی از پیکسل های راف دیدم که کاملا نشان می داد روی این عکس با فتوشاپ (یا برنامه های مشابه) کار و ادیت شده است. این مطلب را دو سه روز پیش زمانی که اکانتم در فیسبوک هنوز فعال بود آنجا نوشتم و دوباره رفتم سراغ عکس و شروع کردم با دقت بیشتری آن را مورد بررسی قرار دادم با ابزارهای مختلفی که در اختیار داشتم تا این که دیروز صبح ناگهان در قسمت راست سوژه و تصویر یک زمینه بافت توری مشبک عجیب زیر سوژه اصلی دیدم. معتقدم که این کشف از کشف خود سیاهچاله کهکشان m87 جالب تر است.

این تصویر را دانلود و روی آن زوم کنید بنیاد ملی علوم آمریکا و ناسا در آن نشست مطبوعاتی صراحتا اعلام کردند که این عکس در فاصله ی سه سال گذشته کاملا از تجمیع داده های دیجیتالی درست شده است و این داده ها همه از چندین و چند رادیوتلسکوپ در نقاط مختلف جهان و به شکل یک دیش بزرگ عمل می کنند که مرکز آن در نقطه ای در قلب اروپاست جمع آوری شده و اساسا این تصویر به همین لحاظ و دلیل است که تا این حد جذاب، کامل و دقیق و عالی است.

کشف من - مشاهده نوعی بافت توری در نقاط مختلف عکس - نشان می دهد که خیر چنین نیست و این عکس (عکس بالا) کاملا ساختگی است و به صورت صنعتی از سوزه ای که مشخص نیست چیست عکس برداری شده و بعد هم با فتوشاپ آن را دستکاری و ادیت کرده اند.

با پوزش فراوان، به یک عبارت خیلی عامیانه باید بگویم که با این کشف موفق شدم گند مشمئز کننده دروغ های ناسا و بنیاد ملی علوم آمریکا را پیش از این که بخواهد پنجاه سال از آن بگذرد با نوشتن این متن و گزارش و توئیت عکس ها آن را توضیح دادم و برای تعدادی از سایت های خبری داخلی و خارجی از جمله برخی خبرگزاری های داخلی و خارجی و رسانه های چون پرس تی وی و مجلاتی چون تایم و نیوزویک و چند جای دیگر افشا کنم.

صبح امروز متوجه شدم تمام عکس های آپلودی مرا روی توئیتر تغییر داده اند و همه را بیش از پیش محو و مات کرده اند تا این گندکاری بزرگ دیده نشود و آن را از چشم مردم دنیا و آمریکا بپوشانند.

در توئیتر ... یک سری عکس های محو و مات شده جدید که از نظر سایز بزرگتر از این تصویر اصلی است جای عکس های اصلی قرار داده اند که بر اساس آنها نمی شود ادعایی کرد با این شیوه محو و مات کردن تصویر اصلا تصویر را مخدوش کرده اند تا اصلا دیده نشود. (: یعنی در واقع ببخشید به زبان حماقت خودشان حرف و ادعای مرا اصلا پیش از طرح رسمی آن به صورت این متن و مطلب تایید کردند.

مردم عادی، کاربران عادی اینترنت افراد متخصصی در این رشته های فوق العاده پیچیده مثل هوا فضا و اخترفیزیک نیستند خیلی راحت هرچیزی که به آنها بگویند را اکثرا بدون دردسر خیلی زود قبول و باور می کنند. تشکیلات ناسا و بنیاد ملی علوم آمریکا با پول مالیات دهندگان آمریکایی میلیاردها دلار بودجه برای این کارها و پروژه های تحقیقاتی دارد که مرتب باید گزارش عملکرد بدهند و نهایتا یک چیزی قابل قبول نشان دهند ... آنچه نشان دادند را کشف کردم و در فاصله دیروز و امروز در اکانت توئیترم منعکس ساختم که نشان می دهد این تصویر جعلی و ساختگی از روی سوژه ای (یک دونات یا ناف یک آدم فربه عکس صنعتی گرفته شده - با فتوشاپ روی آن بگونه ای حرفه ای کار شده است. آنچه که بعد متوجه شدم بعد از افشاگریهایم توئیتر، گوگل و شاید سایر شبکه های اجتماعی به سرعت و با دست‌پاچگی تمام در حال حذف یا عوض کردن این تصویر با تصویر محوتر و مات تر و بزرگتر و مخدوش تر شده اند.

اکنون و بعد از این دیگر زمان آن است تا روزنامه نگاری علمی و مستقل وارد عمل شود.

تابان خواجه نصیری



برخی نقل قول ها از میان صحبت ها و جلسات مشاوره




  • اهمیت رسانه های اجتماعی و سایت ها و شبکه های اجتماعی بر کسی پوشیده نیست. اما لازم می دانم در این زمینه ها از فضاهای آکادمیک و دانشگاهی کمی بیرون بیاییم و به صورت عملی تر به این موضوع بسیار مهم بپردازیم. چرا که اکنون در فضایی هستیم که کمتر می توانیم درباره رسانه های اجتماعی صحبت کنیم و بنویسیم و نسل جوان سطح متوسط به بالای جامعه ی ما شدیدا درگیر این فضای مجازی است اما متاسفانه در ایران امروز می بینیم بسیاری از کسانی که در فضا های آموزشی در این زمینه ها ادعای فضل و دانش می کنند آنقدر درگیر کتاب سازی و نامگذاری های آکادمیک پیش پا افتاده و بعضا پیچیده خود (مثل آن قضیه ی فضاهای دوبعدی شده مسخره ی فقط وقت تلف کن شان) هستند که یادشان رفته است که ظاهرا موضوع اصلی چیست و باید مهمترین تاکیداتشان را کجا بگذارند. این را می دانیم که از این فضا و شبکه های مجازی برای رشد و توسعه و موفقیت کسب و کارها استفاده می شود اما از جمله موارد مهمی که باید مورد توجه قرار گیرد موضوع کاربرد این رسانه ها و سایت ها و شبکه های اجتماعی در فضای خانواده ها آنجا که بحث «کار از راه دور» مطرح می شود و این که چه بخواهیم چه نه، این شبکه ها در حال حاضر به صورت گسترده مورد استفاده ی کودکان و نوجوانان ما نیز قرار گرفته است و والدین جامعه ایرانی باید خودش را از قبل آماده کند. من اینجا می خواهم علاوه بر بعد علمی، به بعد عملی و این نکته هایی اشاره کنم که آنها را بسیار مهم تر می دانم بخصوص وقتی می بینم که ما چگونه داریم زمان را از دست می دهیم بدون آنکه واقعا کاری کرده باشیم کارستان و معتقدم که ما در این زمینه ها در طول یک دهه گذشته واقعا کار شایان توجهی انجام نداده ایم. گرچه مطمئن هستم بعد از این صحبت آقایان بلافاصله مرا به کناری می کشند و می گویند یا جایی اعلام می کنند که کجایی آقا که ما کارگروه های ضربتی خود را با استفاده از همان نیروهای خودی و بی خودی مان تشکیل داده ایم و اینجا و آنجا یاد می کنند که اصلا این گروه را هفت سال پیش داشته ایم و اتفاقا آن گروه را شش ماه پیش راه انداخته ایم...

    شما ممکن است در فضای مجازی، در سطح شبکه های اجتماعی صفحاتی داشته باشید که از آنها برای کسب و کار خود استفاده می کنید. شما سخت مشغول کارهای خودتان هستید و تا نیمه های شب دارید روی برندیگ و بازاریابی اینترنتی و اجتماعی خود کار می کنید. شما بیدارید و شما نمی دانید که فرزندانتان هم تا اتاق دیگر بیدارند و آنلاین هستند. کار یک طرف، اما مراقب فرزندانتان هم باشید. فضای اینترنت طرف تاریکی هم دارد. این بد نیست که شما مواظب فرزندانتان باشید اصلا بد نیست و بلکه واقعا ضروری است. خیلی ساده می گویم، از آنها بخواهید که برایتان تعریف کنند که آنلاین چه می کنند. از آنها بخواهید سایت هایی که استفاده می کنند را به شما نشان دهند. آدرس آن سایت ها را یادداشت کنید و سر فرصت به آن سایت ها سر بزنید و رفتار فرزندانتان را زیر نظر بگیرید و نکات ایمنی و امنیتی را یادداشت کنید و با آنها در این مورد صحبت کنید. امنیت خودتان و خانواده را بالا ببرید. در عصر کنونی به عنوان کسی که باید مراقب فرزندانتان باشد این هم یکی از وظایف کاری مهم شماست. (در انگلستان به عنوان مثال) 46 درصد از پدر و مادرهایی که مورد سوال قرار گرفته اند تایید کرده اند که فرزدانشان در مورد کامپیوتر و اینترنت و شبکه های اجتماعی و ... اطلاعاتشان به مراتب بیشتر از والدین است. پس شما باید دائما مطالعه کنید و یاد بگیرید وگرنه شما را خواهند پیچاند و دور خواهند زد. اینها مهم است و باید این را جدی بگیرید.

    در کشوری مثل انگلیس 80 درصد از بچه ها در سنین بین 12 تا 15 ساله به اینترنت و شبکه های اجتماعی دسترسی دارند و قطعا در یکی دو تا از آنها حسابی فعال هستند. در جامعه ایرانی ما هم دور از انتظار نیست علیرغم این همه محدودیت که اعمال شده است. اما مهم این است که شما به عنوان والدینی که می دانید فرزندانتان در اتاق دیگر دارند با دوستانشان چت می کنند موظف هستید رفتار و اعمال آنها را زیر نظر داشته باشید. از آنها بپرسید که با چه کسانی چت می کنند. دوستان آنلاین آنان را بشناسید و به فرزندانتان این را بیاموزید که افراد می توانند هویت های دروغین و قلابی داشته باشند و آنها فقط می توانند اطلاعات واقعی خود را به افرادی بدهند که در دنیای واقعی آنها را به خوبی می شناسند و نه آدم هایی که کاملا ناشناس و غریبه اند. برخی پژوهش ها نشان می دهد که 35 درصد از بچه ها نوعی دسترسی کاملا آزاد و بدون کنترل روی اینترنت و سایت ها و شبکه های اجتماعی دارند و این می تواند خیلی خطرناک و مخاطره انگیر باشد.

    شما می دانید که بچه ها بخصوص در سنین بین 12 تا 15 سال بیشترین زمان را در اینترنت و بر روی شبکه های اجتماعی می گذرانند. غیر از گفتگوهای آنلاین، به اشتراک گذاشتن عکس های شخصی و خصوصی شان یکی از کارهایی است اغلب به آن مشغول هستند و این شما هستید که باید به عنوان والدین این بچه ها وارد این فضا و وارد عمل شده مراقب این بچه ها باشید. آنها را از به اشتراک گذاری عکس ها منع نکنید فقط از آنها بخواهید که مسوولانه عمل کنند، عکس هایی را که قصد دارند در فضای مجازی به اشتراک بگذارند را قبلا به شما نشان دهند و از شما در مورد آنها مشورت بخواهند یا از آنها بخواهید که عکس هایی را به اشتراک بگذارند که از نشان دادن آنها به شما ناراحت و خجالت زده نمی شوند و مطمئن هستند که این عکس ها و آپلودشان روی شبکه های اجتماعی مثل فیسبوک یا اینستاگرام و .. از نظر شما ایرادی نداشته است.

    تابان خواجه نصیری - جلسات مشاوره


  • در بازاریابی اینترنتی، چون هنوز بسیاری از مطالب به صورت متن بر روی وب قرار می گیرد، نگارش متن فوق العاده اهمیت دارد و از آن مهم تر، نگارش عناوین، متون و جملات کوتاه است. باید روی این موضوع بیشتر کار کنید و تمرین کنید، هرچه بیشتر تمرین کنید، جملات بهتری می نویسید. در ادامه چند مثال می آورم: شما مطلبی نوشته اید در مورد تاریخچه ی شرکت تان... شما می خواهید مطلب شما خوانده شود بنابر این به جای نوشتن عبارت تاریخچه ی شرکت ما ... آیا بهتر نیست بنویسید: تمام آنچه که شما باید در مورد شرکت ما بدانید؟ مثالی دیگر: شما می خواهید در مورد مزایای استفاده از کالا و خدمات تان مطلبی بنویسی. مطلب را می نویسید و بعد می خواهید لینک آن را در توئیترتان توئیت کنید برای دوستان و دنبال کننده هایتان. شما چه می نویسید؟ می نویسید : این هم از مزایای کالای تولیدی ما؟ خب حالا یک جور دیگر همین را بنویسیم: 10 راز موفقیت ما در فروش این کالا یا اینکه: بالاخره دست ما رو شد: چرا مردم بیشتر از ما می خرند؟ شما با این شیوه نگارش کنجکاوی مردم را هدف می گیرید و آنها را به سمت و سویی که می خواهید هدایت می کنید: خواندن مطلب شما - شما فرصت خیلی زیادی برای جلب توجه ندارید... روی اینترنت این فرصت خیلی کوتاه است در بعضی مواقع مثل توئیتر این فرصت تصمیم گیری چند ثانیه بیشتر نیست. - تابان خواجه نصیری - جلسات مشاوره


  • به عناوین و عبارت ها و جملاتی که می نویسید باید یک زمانی بدهید .. آنها را تست کنید - به افرادی که بهترین متن ها و عناوین را می نویسند Copywriter می گویند. این افراد برای نامه های فروش، آگهی های مطبوعاتی و یا رسانه ای و عناوین کتاب ها و ... عبارت هایی می نویسند که گاه ممکن است برای نوشتن یکی از آنها یک ماه فکر کنند. - تابان خواجه نصیری - جلسات مشاوره


  • بارها این را در جلسات و سمینارهایم گفته ام که «واقعا" اگر می خواهید یک پولی بدهید و سایت راه بیاندازید و بعد دنبال کار رو نگیرید، خوب بهتر است که از همان اول این پول را ببرید بدهید به یک خیریه ای جایی... تا اینکه بخواهید یک کار نیمه تمام را که نه وقت روی آن می گذارید و نه انرژی شروع کنید، حداقل با این کار یک ثوابی هم برده اید - - تابان خواجه نصیری - جلسات مشاوره و سمینارهای بازاریابی اینترنتی - آذر 89

  • شما نمی توانید انتظار داشته باشید که کاربرانی که از ایران به سایت شما می آیند زمان بیشتری در سایت شما سپری کنند اگر محتوای در خور توجهی برای شان نداشته باشید. ما می دانیم که بیشتر کاربرهای ایرانی از اینترنت برای ارتباطاتی ساده بخصوص برای گفتگوهای آنلاین و آفلاین استفاده می کنند، ضریب نفوذ اینترنت هنوز پایین است و مردم هنوز از اینترنت به صورت حرفه ای استفاده نمی کنند. - - تابان خواجه نصیری - جلسات مشاوره و سمینارهای بازاریابی اینترنتی - آذر 89


  • آیا از توانایی های مخاطبین خود اطلاع دارید؟ هیچگاه استراتژی های مرتبط با رسانه های اجتماعی را بدون فکر کردن در این مورد شروع نکنید. براستی بازار شما در شبکه های اجتماعی کجاست؟ باید بدانید که بازار شما چگونه با هم و با شما می تواند و می خواهد ارتباط برقرار کند و اساسا به چه موضوعاتی پاسخ می دهد.
    یادمان نرود: ما داریم با حضور خود در وب و استفاده از اینترنت و رسانه های اجتماعی آن آرام آرام پیر می شویم. رسانه های اجتماعی دیگر فقط منحصر به نسل جوان و نوجوان نیست، اکنون میانسالان بسیاری در سطح جهان دارند از وبلاگ ها، ویکی ها و شبکه های اجتماعی مثل فیس بوک و توئیتر و ... استفاده می کنند - این موضوع مهمی است - تابان خواجه نصیری - صفحه ی بازاریابی رسانه های اجتماعی در فیسبوک


  • رسانه‌های اجتماعی تبدیل شده اند به زبان مردم، باید اين زبان تازه را مثل زبان دوم به عنوان زبان سوم آموخت و بخصوص در دنیای کسب و کار و تجارت، آن را به کار برد، درست همانطور که شما باید به یک زبان دوم مثل انگلیسی تسلط داشته باشید، باید خود را با تسلط بر زبان مردم - رسانه‌های اجتماعی - نیز مجهز کنید. - تابان خواجه نصیری - صفحه ی بازاریابی رسانه های اجتماعی در فیسبوک


  • در سطح رسانه های اجتماعی کار ما این است که درست و دقیق بشنویم (دیده بانی کنم)، کمک کنیم، آموزش دهیم، ایده های جدید مطرح کنیم و تلاش کنیم تا مشکلی از مشکلات مردم را با کالا و خدماتمان حل کنیم - تابان خواجه نصیری - صفحه ی بازاریابی رسانه های اجتماعی در فیسبوک


  • رسانه های اجتماعی تازه ترین روندی است که بر تحرک بازار، تجارت و کسب و کارها افزوده است و من معتقدم که یکی از عوامل رکود اقتصادی ما در سطح داخلی و خارجی عدم حضور جدی، حرفه ای و فعال تجار و کسب و کار های ما در استفاده از پلتفرمهایی چون توئیتر و فیس بوک - و سایر رسانه های اجتماعی - است. در حالی که دنیا این تحول و تکامل را بخوبی پذیرفته است و از آن بخوبی استفاده می کند ما از آن خواسته یا ناخواسته فاصله گرفته ایم و این فاصله دارد به ما و کسب و کارهایمان ضربه می زند و شاید سالها بعد متوجه این کمبود و نقصان شویم. - تابان خواجه نصیری - صفحه ی بازاریابی رسانه های اجتماعی در فیسبوک


  • چرا حضور و فعالیت در رسانه های اجتماعی تا این حد برای توسعه ی کسب و کارها مهم بوده است؟

    پاسخ تابان خواجه نصیری به این پرسش این است: این ابزارهای جدید و استفاده از آنها به شدت ارزان، سرِیع و آنی است. فراگیری روش کار با آنها و کسب مهارت در بکارگیری آنها خیلی راحت و آسان و کم هزینه است. دلیل دیگر استفاده گسترده بسیاری از مردم، در سطح جهان - میلیونها نفر - از این رسانه ها است بیش از 500 میلیون نفر از فیس بوک استفاده می کنند و درست است که خیلی ها از آن برای تفریح و سرگرمی استفاده می کنند اما هنوز هستند افرادی که مایلند در مورد کسب و کار شما بدانند. - 3 اکتبر 2010


  • تبلیغ یعنی بالا بردن میزان ارتباط با مخاطب / بازار هدف چه ابزاری بهتر از رسانه های اجتماعی برای تبلیغ ارزان، فراگیر و تعاملی با مشریان بالقوه؟ بیزنس زمانی انجام می شود که اعتماد بین طرفین بوجود آید، چه ابزاری بهتر از رسانه های اجتماعی برای ایجاد و حفظ ارتباطات جدید و مستحکم و ایجاد اعتماد متقابل؟ هم اکنون بسیاری از شرکت ها و سازمانهای کوچک، متوسط و بزرگ در سطح بین المللی از پلتفرم هایی چون فیس بوک و توئیتر برای ارتقاء تجارت و کسب و کار خود بهره می برند، ده سال دیگر را ببینید که چگونه از حضور و گسترش رسانه های اجتماعی به عنوان انقلابی در کسب و کارها یاد می شود. - تابان خواجه نصیری - جلسات مشاوره







داستان کوتاه - مطب


‌می‌دانید که من داستان نویس خوبی نیستم. داستان نویس خوب، داستانش را آنقدر خوب می‌نویسد که از ذوقش آن را در اولین فرصت خیلی فوری می‌فرستد برای یک ناشر کار درست که چاپش کند. اما داستانهایی را که من می‌نویسم به درد چاپ کردن و پخش کردن نمی‌خورند، فقط به درد همین یکی دو سه ساعت دیده شدن و «لایک خوردن یا نخوردن خوردن، مساله این است» می‌خورند، برای همین داستانهایم را می‌دهم این دختر زیبای همسایه مان تایپ می‌کند با یک عکس بامزه از شیری، زرافه ای، گاوی، گوسفندی، بزی، گربه‌ای، گنجشکی می‌گذارد روی فیسبوک. بعد، هفته‌ی بعد، برایم خبر می‌آورد که استاد چه نشسته‌اید داستانتان سه تا لایک خورده، دو شکلک خنده گرفته و یک دانه دل قرمز کوچک! همیشه از او پرسیده‌ام با این سن و سال که از ما می رود دل دیگر چیست، چه کاربردی دارد؟ دخترک هم هر بار همین را می‌گوید و با زبان کودکانه تکرار می‌کند «استاد! آن را من خودم آنجا می‌گذارم برای شما! اما همیشه با استفاده از یک اسم دیگر که معلوم نیست و نباشد که این دلداده به داستان ها ی شما در اصل کیست. این دل قرمز کوچکم یعنی این که او خیلی خوشش آمده است از این داستان، یا شعر یا ترانه، طوری که گویی پاک عاشقش شده است!

من هم هر بار و همیشه به او گفته‌ام که آدمی خوب است همیشه راستش را بگوید. آخرین داستانی که نوشته بودم را توی پاکت گذاشتم و دادم به دستش گفتم: «نظر واقعی ات را به اسم واقعی خودت بنویس، این ارزش بیشتری دارد! دل هم اگر خواستی که بگذاری، بگذار! من و همه گنجشک ها و گربه هایی که به این خانه رفت و آمد دارند خوشمان خواهد آمد.» این را گفتم و در خانه را بستم و راه افتادم به سمت مطب دوست قدیمی‌ام آقای دکتر.

می‌دانید که من الان یک چند وقتی هست که اصلا حال و روز خوب و خوشی ندارم. مدام مریض احوالم. یکی در راه از داخل اتومبیلش برایم بوق و داد می‌زد که پدر جان یکم سریعتر! من هم اشاره می‌کردم که دارم می روم دیگر مگر کوری نمی بینی، این آخرین سرعتی است که می‌توانستم داشته باشم برای عبور از عرض خیابان. مطب دکتر درست آن طرف همین خیابان خودمان است، همیشه هم خیلی شلوغ و پر سر و صداست. امروز دو ساعت زودتر از خانه بیرون آمدم تا زودتر برسم، تا زودتر برگردم. ساختمان مطب پله‌های کمی دارد، بالا رفتن از این پله‌ها، نیم ساعت بیشتر از من زمان می‌گیرد با این سن و سال، باید که از قبل فکر و حساب همه چیز را کرده باشم.

فکر کنم حدودا بعد از یک ساعت و نیم، رسیدم مطب. این وسط در راه تمام زندگی ام را دیدم. قشنگ ترین صحنه ای که از تمام زندگی ام به یادم مانده اما این بود که می دیدم پشت پنجره رو به خیابان مطب، گنجشکی لانه کرده مرا تمام مدت با دقت زیر نظر دارد تا وقتی که من وارد مطب می‌شوم، همیشه معمولا ساکت است اما امروز تا که وارد مطب شدم شروع کرد به سر و صدا و جیک جیک! یکی از خانم‌هایی که بچه‌اش را آورده بود مطب، از خانم منشی پرسید چه می‌گوید این گنجشک که اینطور جیک جیک می‌کند این موقع روز؟ خانم منشی سرش توی رایانه‌اش بود اصلا نشنید که آن خانم اصلا چه دارد می پرسد. من نشستم کنار پای آن خانم و در حالی که دست بچه اش را می‌بوییدم جواب دادم: «مگر خروس است که خواندنش وقت خاصی بخواهد؟ گنجشک است دیگر از اول صبح تا موقع غروب هر وقت که بخواهد جیک جیک می‌کند، من حتی گاهی اوقات شنیده ام گنجشک‌ها نیمه شب‌ها خیلی ریز با هم جیک جیک می‌کنند. اما این الان من را دیده؛ کمی تعجب کرده، ترسیده. تمام مدت که با پیرمرد عرض خیابان را طی می‌کردیم به جای پاییدن پیرمرد تمام حواسش به من بود از آن بالا، من هم از این پایین با او حرف می زدم، حالا دارد به دوستانش خبر می دهد به تمام گربه‌ها و گنجشک‌های این محله که چه خبر شده است اینجا... »

مطب خیلی شلوغ بود. صدای همهمه ‌ی عجیبی هم از خیابان می‌آمد. از جایم کنار پای آن خانم و بچه‌اش بلند شدم، بی حوصله بودم، بی آن که توجهی به خانم منشی کنم به طرف در اتاق آقای دکتر رفتم. در اتاق نیمه باز بود. با سرم در را کمی هل دادم و باز کردم و خیلی جدی سلام کردم. آقای دکتر پشت میزش نشسته بود و سرش در کتابی قطور داشت متن و مطلبی را با دقت می‌خواند، روی کاغذی چیزی یادداشت می‌کرد. دکتر گفت: «رفیق عزیزم دارد می‌آید ... امروز با گربه اش می‌آید ... گنجشک اما این بار زودتر از خانه بیرون زده، از این بالا، از پشت پنجره مطب دیدم که داری به سمت مطب می‌آیی ... همه خیابان را هم بند آورده بودی ...! تو و آن گربه ات! دارم نگاه می‌کنم ببینم چرا این داروها که برایت می‌نویسم جواب نمی‌دهد ..‌. پیش از این حالت بهتر بود، پای پیاده نیم ساعته می‌رسیدی مطب.» پیش خودم گفتم «آری آری ای تنها رفیق شفیق من، بهتر بودم، می‌دانی که ما با هم دوستان خیلی قدیمی بودیم، از بچگی، یادتان هست دیگر؟

دوران قشنگ کودکی‌مان، دوران مدرسه، دوران نوجوانی و جوانی ... تو دکتر شدی، من شاعر، یک نویسنده، حالا هم که این گربه ... تو در تمام طول مدت تحصیلت هر چه دارو شناختی و یاد گرفتی روی من امتحان کردی من هم برای پیشرفت علم هر چه گفتی گفتم چشم. این بهترین داستان زندگی بی‌فایده من است. اما دکتر جان، این روزها این قرص های آخری که برایم نوشتی ظاهرا ساید افکت هایش زیاد بوده، نمی‌دانم چرا اصلا حال ‌روز خوشی نداشتم این چند روز اخیر، خیلی آهسته راه می‌روم، خیلی خیلی آهسته، درد هم داشتم که البته دیگر ندارم ... خدا را شکر الان فکر کنم که دیگر هیچ دردی ندارم. آقای دکتر مردم الان خیلی درد دارند، خیلی رنج می‌کشند برای همین خیلی در همه‌ چیز عجله می‌کنند، صبر ندارند. می‌خواهند زود به همه چیز و همه جا برسند‌‌. نمی‌دانم. فکر می‌کنم که دیگر کار از کارم گذشته باشد، یعنی آیا امیدی هست؟ کارم قطعا تمام است و من هم دیگر تا الان هیچ علائم حیاتی نباید داشته باشم.»

دکتر همانطور که سرش روی کتاب بود گفت «عجب ... پس این ساید افکت ها برای این بود» و چیزی یادداشت کرد!

خانم منشی سراسیمه به اتاق دکتر آمد، آنقدر هول بود که مرا ندید. یک راست رفت پشت پنجره و اشاره کرد به وسط خیابان و گفت: «آقای دکتر بیایید، بیایید اینجا، فکر کنم تصادف شده است. آقای «گنجشک» همان دوست‌تان که بیمارتان بود، شاعر و نویسنده بود ... فکر کنم یکی با ماشین زد بهش و فرار کرد بی‌شرف! اون پایین در خیابان غوغایی است. زنگ زدم آمبولانس بیاید. آقای دکتر ... بیایید!»

گربه ای که از کنار پیرمرد راهش را کشیده بود از توی خیابان یکراست به اتاق آقای دکتر آمده بود، روی میز دکتر پرید و دست دکتر را بویید و بوسید. نگاهی به خانم منشی کرد و با صدایی شبیه به یک میوی خفیف گفت: «یک آمبولانس هم برای دوست قدیمی ام، آقای دکتر لطفا! چیزیش نیست. به قول خودش که با من شوخی می‌کرد، «کت اسکن» کردم، زنده است. چون خبر را کمی ناگهانی دادید، از حال رفت... دوست قدیمی من!»

گنجشک این بار از پشت پنجره اتاق دکتر مدام جیک جیک می‌کرد و بال‌هایش را به شیشه می‌زد. گربه سرش را به بالا تکان آهسته ای داد. پرنده خاموش شد.

همه چیز تمام.

تابان خواجه‌نصیری

 
 

© Copyright 1998 - 2019, Taban Khajeh Nassiri. All rights reserved.

اعلاميه کپي رايت ما