webfaqt.com
German | Persian | English
 
    Tehran - Iran صفحه اول      مقالات   وبلاگ    
 


روایتی از محتوا، متن و مدیریت محتوا

در روایتی از محتوا: از میان پیامهای دریافتی از شما: عکس دیروز





به سایت «www.webfaqt.com» خوش آمدید!


       تصویر: تهران ۲۰۲۲


سایت رسمی
«فراتر» تابان خواجه‌نصیری

تحلیلگر، نظریه‌پرداز، آینده‌پژوه، یوفولوژیست، نويسنده، مترجم، روزنامه‌نگار آزاد، ترانه‌سرا، آهنگساز، نوازنده و مدرس گیتار (پاپ، جز، بلوز)، پژوهشگر و سخنران

«اندیشکده مطالعات و پژوهشهای علمی و راهبردی فراتر، حفظ، نشر و گسترش آثار و اندیشه‌های تابان خواجه‌نصیری»

حدود ۲۰ سال پیش در یک مصاحبه با مجله‌ای در پاسخ به این سوال که دغدغه امروز (ان زمان) شما در مورد اینترنت چیست، گفتم «سرریز اطلاعات».

برخی بعدا پرسیدند چرا؟ پاسخم ساده و کوتاه بود: «وقتی دچار انباشت یا سرریز اطلاعات می‌شویم، خیلی ساده و ناخودآگاه ذهن خودمان را خاموش می‌کنیم و به اصطلاح آن را از مدار خارج می‌کنیم و دیگر چیزی نمی‌شنویم، نمی‌خوانیم، نمی‌آموزیم و چیزی را حفظ نمی‌کنیم.

آدم‌ها، اگر آدم‌های سالم، باهوش، فهمیده، فرهیخته و دانایی باشند ...

وقتی برای اولین بار با یکدیگر صحبت یا ملاقات می‌کنید و شما خود را به آنان معرفی می‌کنید، شماره‌ها یا کارت ویزیت خود را به آنان می‌دهید، آنان نیز متقابلا خود را معرفی می‌کنند، کارت ویزیت یا شماره خود را به شما می‌دهند. - تابان خواجه‌نصیری








روایتی از بازاریابی از طریق پست الکترونیک

یادداشت‌های کوتاه روزانه: چهارشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ - ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۲


___________ تابان خواجه‌نصیری ___________

همه در فیلم‌ها دیدند که چطور مهسا امینی پس از داشتن دیالوگ کوتاهی ناگهان با دو دستش چهره‌اش را پوشاند و بلافاصله از حال رفت. همین لحظه‌ی کوتاه، اما، او تلنگری قدرتمند به تمام قدرت‌های پوشالی که بیش از چهل سال است درست بر لبه‌ی پرتگاه راه می‌روند زد و رفت. این تلنگر اما چنان قدرتمند بود که تمام درپیت‌ها جیلینگ جلینگ بهم خوردند و صدا دادند. به طوری‌ که صدا و سیما از روی عجز مطلق پناه برد به مناظره مسخره‌ای با حضور دو دلقک نیمچه سلبریتی همیشه‌دم‌دست همه‌جاحاضر که برای شرکت در مناظره‌های داغ و پرحرارت ترک لباس کرده سر و دستار می‌اندازند، حرف‌هایی می‌زنند که تاکنون مسبوق به سابقه نبوده است! بیش از چهل سال از انقلاب گذشته، آقایان سلبریتی همین حکومت، از این که سلبریتی خطاب و خوانده شوند کهیر می‌زنند تا خود را مردمی و از جنس مردم نشان دهند. بیش از نیمی از این چهل سال در عصر دیجیتال و اینترنت گذشته، برخی از همین کارشناسان خبره ارتباطات ناگهان یاد سواد رسانه‌ای افتاده، در صدا و سیمای درپیت پاورپوینت درست کرده سعی در جمع کردن تبعات همان تلنگر را دارند. آقای رئیس‌جمهور رییسی در نیویورک به همراه هیات همراه گازش را می‌گیرد و با سرعت و فاصله از جلوی صف خبرنگاران عبور می‌کند و سوالات در مورد گشت ارشاد و مهسا امینی را بی پاسخ می‌گذارد. آقای رئیس‌جمهور از چه می‌ترسید؟ از تلنگری دیگر؟ بایستید و پاسخگو باشید مگر نه این که منتخب مردم ایران هستید؟ اگر شما مردم ایران را نمایندگی می‌کنید باید که مراقب آبرو و احترام همین مردم و نظام خود باشید. در هر صورت ظاهرا یاد گرفته‌اید رهبران کشورهای دیگر مثل روسیه یا فرانسه را یک دقیقه‌ای معطل بگذارید. عیب ندارد، شما که کار حقوقی کرده‌اید، حداقل دلیل محکمه پسندی هم برای دیر رسیدن سر قرارها و ملاقات‌ها داشته باشید. آقای رئیس‌جمهور، کاش آن غو‌‌لبچه‌ی بی‌ادب و بی چاک و دهن پُرتَتو را هم با خودتان همراه می‌کردید و می‌بردید نیویورک را هم ببیند! کم هوادار درپیت ندارد! عکس سلفی یا دورهمی‌تان کلی لایک می‌گرفت!


چنانچه مایلید از طرف خود یا روابط عمومی سازمان / شرکت و موسسه خود به این مطلب پاسخی بنویسید تا ذیل این مطلب درج شود؛ کافی است با استفاده از ایمیل دامنه خود با آدرس پست الکترونیک journalist@webfaqt.com به صورت مستقیم مکاتبه کنید.

متونی که به این ترتیب اینجا در سایت قرار می گیرند «کپی رایت» دارند. لطفا بدون اجازه کتبی و هماهنگی قبلی در نشریه چاپی و یا سایت یا وبلاگ آنلاین خود منتشر نکنید.







رضایت‌نامه‌ها و توصیه‌نامه‌ها: ترجمه از آلمانی به فارسی: توصیه‌نامه‌ی دفتر نمایندگی صلیب سرخ آلمان در تهران




(ترجمه‌ای از متن)
توصیه‌نامه مشتری -
ترجمه آلمانی به فارسی

نمایندگی صلیب سرخ آلمان - در تهران
«Deutsches Rotes Kreuz Teheran»

برای تصویر بزرگتر روی تصویر توصیه‌نامه کلیک کنید!

این متن جهت تایید این مطلب است که صلیب سرخ آلمان از دفتر ترجمه WEBFAQT (مترجم خانم کرمی) برای ترجمه متون و مطالب بسیاری (به صورت کتاب) از آلمانی به فارسی استفاده کرده است.

این ترجمه ها تا حدودی از لحاظ محتوا بسیار تخصصی و خاص بودند، اما همیشه با کیفیت بالا، تحویل به موقع و با هزینه‌ای قابل قبول و رقابتی انجام و ارائه شدند.

از توصیه WEBFAQT به اشخاصی که به خدماتی مشابه نیاز دارند دریغ نمی‌کنم.

۱۵.۱۱.۰۴
آلفرد هازن‌اورل
نماینده

در روایتی از همکاران و مشاوران: کلارا کرمی، مترجم و مدرس زبان آلمانی، کارشناس ارشد روابط عمومی، مشاور هنری و رسانه‌ای‌ام




کلارا کرمی، روزنامه‌نگار، مترجم و مدرس زبان آلمانی، دارای کارشناسی‌ارشد روزنامه‌نگاری از دانشگاه دورتموند آلمان، بازیگر تئاتر نیز هست. در فاصله‌ی ۲۵ سال گذشته، مقالات متعددی از او در مطبوعات ایران و آلمان، دهها کتاب (از کورت تپرواین، نویسنده آلمانی و نویسندگان دیگر) ترجمه و منتشر شده است. با بیش از سی سال دوستی و همکاری‌های صمیمانه. او اکنون سالهاست با تابان خواجه‌نصیری به عنوان مترجم و مدرس برجسته زبان آلمانی، کارشناس شناخت سطوح مختلف علوم، جامعه، فرهنگ و هنر آلمان، مشاور ارشد در موضوعات مرتبط با روابط عمومی، مسائل فرهنگی، هنری و رسانه‌ای‌ در ایران و آلمان همکاری دارد.

تابان خواجه‌نصیری: بازاریابی محتوا به بازاریابان قدرت برقراری ارتباط با مشتریان بالقوه و بالفعل می‌دهد. در کوتاه سخن هر کاری که در فضای اینترنت انجام می‌دهیم برای شناسایی راه‌های گسترش برند، کسب و کار و تجارت شما است.


دوستی برایم نوشت:

«تولید محتوا، اخبار و تازه‌ها، مطالب و مقالات سایتمان را می‌سپاریم به شما»؛
عکس: در یکی از کافه کتاب‌های تهران - ۲۰۱۶



Polymath


تابان خواجه نصیری تابان‌خواجه‌نصیری - تحلیلگر، نظریه‌پرداز، آینده‌پژوه، یوفولوژیست، نویسنده، مترجم، پژوهشگر، روزنامه‌نگار آزاد و سخنران - متولد ۱۳۴۶، ساكن تهران است. او اولین فعال و پژوهشگر در زمینه «کار از راه دور» در ایران است که از سال ۱۳۶۸ تاكنون در زمینه‌ها‌ی مختلف و مرتبط با كامپیوتر، ارتباطات و اینترنت، بازاریابی اینترنتی و بازاریابی از طریق رسانه‌های اجتماعی، علوم و فنون مختلف از جمله زبان و زبان‌شناسی، تاریخ و ادبیات ایران، نقد ادبی و هنری، تاریخ و ادبیات بریتانیا و ایالات متحده آمریکا، شعر و ترانه و موسیقی، روان‌شناسی، فراروان‌شناسی، هیپنوتیزم و تله‌پاتی، رسانه‌های‌جمعی، مدیریت، ارتباطات ماهواره‌ای، زمین‌شناسی, زلزله‌شناسی، هوای فضا و ... مطالعات و پژوهش‌های متعددی داشته است. او دیوانه‌وار عاشق منظومه شمسی، خورشید، کره زمین، ایران، مردم، علوم، فنون و هنرهای مختلف و «در یک نگاه» عاشق مطالعه و یادگیری و نگارش مداوم است. ...

مقالات منتشر شده در فاصله‌ی ۳۰ سال گذشته تابان خواجه‌نصیری با رسانه‌های متعددی از جمله صدا و سیما (روابط بین‌الملل و گروه ورزش صدا و سیمای جمهوری اسلامی)، نهادها و موسسات تحقیق و توسعه، فعالان مطبوعاتی، فرهنگی و هنری، ناشرین، شرکت‌ها و سازمان‌ها و مراکز تحقیقاتی و پژوهشی متعدد همکاری داشته است.

مصاحبه با نشریه سیلیکون در اواخر دهه ۷۰ مطالب و مقالات و مصاحبه‌های متعددی از خواجه‌نصیری در سایت‌های خبری و خبرگزاری‌ها، جراید و مطبوعات کشور از جمله روزنامه‌های ایران، سرمایه، حیات نو اقتصادی، تفاهم و مجلات و نشریاتی چون سروش، علم الكترونیك و كامپیوتر، شبكه، كامیاب، آشیانه، هنرموسیقی و فرهنگ مردم، تجارت و تبلیغات، بازاریابی اینترنتی و ... منتشر شده است. در اولین شماره‌های نشریه‌ی شبکه(سال ۱۳۷۷)، برای اولین بار مقالاتی در زمینه «کار از راه دور» منتشر ساخت.

برگزاری سمینار و سخنرانی علاوه بر سخنرانی و ارائه سمینارهای مرتبط با فن‌آوری اطلاعات و بازاریابی دیجیتالی و بازاریابی از طریق پست الکترونیک، خواجه‌نصیری همچنین با سایت‌های اینترنتی داخلی و خارجی متعددی در رابطه با طراحی سایت، مدیریت سایت، بازاریابی الکترونیکی، بازاریابی رسانه‌های اجتماعی، نگارش و ترجمه متن و بازاریابی محتوا و بومی سازی متن وب، مطلب و مقاله، تولید محتوا، هماهنگی، مشاوره و همكاری داشته است.

ایجاد پل ارتباطی از طریق رسانه‌های اجتماعی سایت وب اف ای کیو تی دات کام سایت رسمی تابان‌ خواجه‌نصیری است که از هفتم ماه اوت سال ۲۰۰۰ روی اینترنت قرار دارد و هدف و قصد نهایی آن علاوه بر ارائه طیف وسیعی از علاقمندی‌ها، مطالعات، پژوهش‌ها، نگرش‌ها و نگارش‌ها، ایجاد یک پل ارتباطی با مخاطبین و هواداران و نیز در عین حال ارائه آرشیو مجموعه‌ای از برخی مقالات و یادداشت ‌های منتشر شده و منتشر نشده، تصاویر، اشعار و نوشته‌های خواجه‌نصیری بر روی اینترنت است.





اعلان‌ها و یادداشت های کوتاه

در روایتی از تاریخ شفاهی: از میان پیام‌های دریافتی از شما: گل‌ها: بنفشه - ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۲




مجازات شهادت کذب و دروغ



شهادت کذب عبارت است از ادای گواهی دروغ توسط گواه نزد مقامات رسمی در دادگاه.

بر اساس ماده ۶۵۰ بخش تعزیرات قانون مجازات اسلامی، هر کس در دادگاه نزد مقامات رسمی شهادت دروغ بدهد به ۳ ماه و یک روز تا ۲ سال حبس یا به یک میلیون و ۵۰۰ هزار تا ۱۲ میلیون ریال جزای نقدی محکوم خواهد شد. 

اطلاعیه مهم و فوری



تمام اعداد تاریخ و ساعاتی که اعلام می‌کنم به وقت UTC (اروپای مرکزی) است. لطفا توجه کنید ... به عنوان مثال، اکنون که این یادداشت و اطلاعیه را می‌نویسم ساعت به وقت اروپای مرکزی (مثلا آلمان) ۰۲:۱۹ برابر با ٫۴:۵۰ به وقت محلی تهران است. این زلزله که برای فین هرمزگان پیش‌بینی کرده‌ام، بین ۰۲:۳۰ تا ۰۳:۳۰ (به وقت UTC) است که می‌شود یک زلزله‌ی بامدادی (۵ صبح تا ۶ صبح به وقت محلی تهران). این نکته بسیار مهم است چرا که تمام تجزیه و تحلیل‌هایم بر اساس اطلاعات دریافتی از دیاگرام‌های بین‌المللی است و چاره‌ای جز این ندارم که برای دقت بیشتر روی تاریخ میلادی و UTC اغلب گزارش‌هایم را بنویسم و روی سایت قرار دهم. پیش‌بینی صحیح و درست زلزله‌هایی که در بهاباد یزد و کهنوج کرمان آمد نشان از صحت کامل این نظریه دارد که در سال ۲۰۱۳ طی یادداشت‌ها و گزارش‌هایی به نهادهای مهم کشوری این را به ثبت رسانده‌ام، منتظر دریافت اطلاعات و جداول از آزمایشگاه‌ها هستم. امیدوارم در این زلزله‌ها، هیچ آسیب‌، خسارات و تلفات جدی نداشته باشیم. - تابان خواجه‌نصیری، ۹ دسامبر ۲۰۲۱ - تهران بامداد ۱۸ آذر ۱۴۰۰

درخواست از بازدیدکنندگان سایت: به دنبال رگه‌هایی شاخص از اندیشه‌هایی نو



از این که بازدیدکننده و خواننده مطالبم هستید، بسیار سپاسگزارم. برای همین هم، یک زحمتی برایتان دارم و آن این است که هر وقت مطالبی از من را جایی یا در سایتم ‌خواندید، اگر به مطلب، موضوع یا جمله‌ای برخورد کردید که فکر کردید لازم است تا در موردش توضیح بیشتری بنویسم برایم بگویید و بنویسید. هر جمله‌ای هم که فکر کردید خوب و جذاب و مهم و به یادماندنی است به طوری که خوب است تا از متن جدا شود و به صورت نقل قول یا سوتیتر جایی در متن یا سایت قرار گیرد، آن جمله را هم کپی پیست کنید برام اینجا یا روی ایمیل بفرستید. بسیار از توجه‌تان سپاسگزارم.

آشنایی با خیریه مردم‌ نهاد «آبشار عاطفه‌ها»



  تابان خواجه‌نصیری در حالی که شما مشغول استفاده از اینترنت و خواندن این متن‌ها و مطالب این سایت بودید، درست زمانی که من داشتم این پژوهش‌ها را انجام می‌دادم و این متن‌ها و مقالات و نوشته‌ها را می‌نوشتم، حتی درست زمانی که در حال نوشتن همین متن بودم، بسیاری از ایتام و نیازمندان و عزیزان هموطن‌مان که مبتلا به بیماریهای خاص و صعب‌العلاج، در حال گذران همین روزهای زندگی با درد و رنجی فراوان و چه بسیار ناله‌های شبگیر مداوم و بی وقفه‌ بوده‌اند. این عزیزان نیاز مبرم به توجه و مراقبت‌های دائم، ویژه و پرهزینه دارند.

از هر فرصت و از هر امکانی که در اختیار دارید برای کمک به بیماران خاص دریغ نکنید. اگر توانایی مادی و معنوی‌اش را دارید و دست‌تان می‌رسد، برای کمک و یاری رساندن، فردا دیر است، همین حالا، همین امروز اقدام کنید!

خیریه آبشار عاطفه‌ها
آدرس دفتر مرکزی : مشهد - خیابان ابوطالب - بین ابوطالب ۱۷ و ۱۹

تلفن تماس ۳۷۱۳۷۲۹۲-۰۵۱

برای مطالعه و کسب اطلاعات بیشتر در مورد این خیریه و جهت کمک‌های مادی و معنوی‌تان همین حالا اقدام کنید.

در روایتی از تاریخ شفاهی : ❐ ماه



آیا اینجا / از میان پنجره ها / پنجره ای هست / که تنها یکبار / رو به من باز شود؟ / آه اگر اینجا/ رو به من پنجره ای باز شود. / من به آواز بلند می خوانم: / همه ی نور من از خورشید است.
- تابان خواجه نصيری - بهمن ۱۳۶۸






تولید محتوا، نگارش و ترجمه
کلیه متون، نقد و بررسی

انگلیسی | فارسی | آلمانی

۰۹۱۰-۹۷۵۹۸۶۹




اجرا و آموزش خصوصی موسیقی

تدریس خصوصی موسیقی، نوازندگی گیتار پاپ و الکتریک

برای کسب اطلاعات بیشتر و هماهنگی برای ثبت نام و رزرو جلسات تماس بگیرید


۰۹۳۲-۹۲۸۵۳۵۲





روایتی از نظرات و پیشنهادات شما

درخواست از بازدیدکنندگان سایت: به دنبال رگه‌هایی شاخص از اندیشه‌هایی نو



از این که بازدیدکننده و خواننده مطالبم هستید، بسیار سپاسگزارم. برای همین هم، یک زحمتی برایتان دارم و آن این است که هر وقت مطالبی از من را جایی یا در سایتم ‌خواندید، اگر به مطلب، موضوع یا جمله‌ای برخورد کردید که فکر کردید لازم است تا در موردش توضیح بیشتری بنویسم برایم بگویید و بنویسید. هر جمله‌ای هم که فکر کردید خوب و جذاب و مهم و به یادماندنی است به طوری که خوب است تا از متن جدا شود و به صورت نقل قول یا سوتیتر جایی در متن یا سایت قرار گیرد، آن جمله را هم کپی پیست کنید برام اینجا یا روی ایمیل بفرستید. بسیار از توجه‌تان سپاسگزارم.

:: پیوندهای پیشنهادی




به فکر «خیریه آبشار عاطفه‌ها» باشید



خیریه آبشار عاطفه‌ها
آدرس دفتر مرکزی : مشهد - خیابان ابوطالب - بین ابوطالب ۱۷ و ۱۹

تلفن تماس ۳۷۱۳۷۲۹۲-۰۵۱

برای مطالعه و کسب اطلاعات بیشتر در مورد این خیریه و جهت کمک‌های مادی و معنوی‌تان همین حالا اقدام کنید.


::: جهت ارسال نظرات و پیشنهادات‌تان می‌توانید از فرم بالای صفحه و یا ایمیل t.k.nassiri@gmail.com اقدام کنید!


پژوهش خلاقانه
برای
نگرش و نگارش خلاقانه

متعهدم به خوب و ساده نوشتن، بکر، اصل و مبتکرانه نوشتن و دقیقا با توجه به نیاز‌های مردمم نوشتن




یادداشت‌های کوتاه روزانه: چهارشنبه ۶ مهر ۱۴۰۱ - ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۲ : مصاحبه وزیر امور خارجه با رادیو سراسری آمریکا


یادداشت‌های کوتاه روزانه: سه‌شنبه ۵ مهر ۱۴۰۱ - ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۲ : طاغوت، طاغوت است!


یادداشت‌های کوتاه روزانه: یکشنبه ۳ مهر ۱۴۰۱ - ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۲


زن ، زندگی ، آزادی


مردم‌شناسی: زبان و فرهنگ‌ها: یک ضرب‌المثل ایتالیایی می‌گوید: «همه‌ی دنیا یک کشور است»


پژوهش‌های مردم‌شناسی: معرفی کتاب: فرهنگ بدوی - سر ادوارد برنت تایلر


راجر واترز: مهسا امینی خواهرم بود



تازه چه خبر؟
یادداشت‌های کوتاه روزانه: چهارشنبه ۶ مهر ۱۴۰۱ - ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۲ : مصاحبه وزیر امور خارجه با رادیو سراسری آمریکا

یادداشت‌های کوتاه روزانه: سه‌شنبه ۵ مهر ۱۴۰۱ - ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۲ : طاغوت، طاغوت است!

یادداشت‌های کوتاه روزانه: یکشنبه ۳ مهر ۱۴۰۱ - ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۲

زن ، زندگی ، آزادی

مردم‌شناسی: زبان و فرهنگ‌ها: یک ضرب‌المثل ایتالیایی می‌گوید: «همه‌ی دنیا یک کشور است»

پژوهش‌های مردم‌شناسی: معرفی کتاب: فرهنگ بدوی - سر ادوارد برنت تایلر

راجر واترز: مهسا امینی خواهرم بود

در روایتی از روزنامه‌نگاری: یادداشت‌های کوتاه روزانه: جمعه ۱ مهر ۱۴۰۱ - ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۲ : جمهوری اسلامی ایران (۱۳۵۷ - ۱۴۰۱)

در روایتی از روزنامه نگاری: پشه ریزه: یک پیشنهاد

در روایتی از روزنامه‌نگاری: از میان پیامهای دریافتی از شما: تابلوی هوشمند ایستگاه اتوبوس در میدان تجریش کماکان هوشمندانه خاموش است

در روایتی از روزنامه‌نگاری: از میان پیامهای دریافتی از شما: واکنش درخور تحسین از سازمان نظام پزشکی بندرعباس

در روایتی از روزنامه‌نگاری: سخنی با رئیس جمهور رئیسی پیش از سفر به نیویورک

در روایتی از محتوا: از میان پیامهای دریافتی از شما: عکس دیروز

در روایتی از فرهنگ و هنر: یادبود: چارلز رید نویسنده انگلیسی ، قرن ۱۹

یادداشت‌های کوتاه روزانه: چهارشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ - ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۲

در روایتی از علم و فن‌آوری: فراتریادنبشت: بیگانه‌های فضایی از نزدیک کره زمین را زیر نظر دارند (به‌روزرسانی ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۲)

در روایتی از تاریخ شفاهی : ❐ ماه


::: جهت مشاهده و مطالعه مطالب تازه به مرور این صفحه ادامه‌دهید!


در یک نگاه
یادداشت‌های کوتاه روزانه: چهارشنبه ۶ مهر ۱۴۰۱ - ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۲ : مصاحبه وزیر امور خارجه با رادیو سراسری آمریکا



حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه ایران در گفتگو با NPR (رادیو سراسری آمریکا) با بیان اینکه «ایران جایی نیست که کسی بتواند کودتا یا انقلاب رنگین کند| تا هروقت لازم باشد محدودیت اینترنت پابرجاست!»، وی خطاب به دولتمردان آمریکایی گفت: هیچ خبر مهمی در ایران نیست و تغییر رژیمی صورت نخواهد گرفت.

به گزارش ایرنا (خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران) حسین امیرعبداللهیان در گفت وگو با رادیو سراسری آمریکا ( ان پی آر) در پاسخ به پرسشی درباره درگذشت دختر جوان ایرانی مهسا امینی، گفت: در مورد اتفاقی که برای خانم مهسا امینی افتاده است، همه ما متاسف هستیم.

امیرعبداللهیان یادآور شد: این اتفاق در همه جای دنیا رخ می‌دهد از جمله ده‌ها مورد در سال در آمریکا، انگلیس و دیگر کشورها.

وزیر خارجه ایران گفت: از زمان وقوع این اتفاق رئیس جمهور کشورم موضوع را با دقت دنبال و با خانواده خانم امینی صحبت کردند. دستگاه قضایی نیز  با جدیت در حال پیگیری موضوع است.

وی تصریح کرد: به دلیل احساسات پاک مردم ایران در ساعات اولیه این حادثه، مردم اعتراضاتی را به شکل مسالمت آمیز ابراز کردند اما موضوع تمام شد و همه منتظر نظر دستگاه قضایی هستند.

امیرعبداللهیان اظهار داشت: ولی برخی از خارج از کشور با سوء استفاده از احساسات پاک مردمی، از طریق ماهواره‌ها، فضای مجازی در حال تحریک مردم در داخل ایران هستند به نحوی که اعتراضات مسالمت آمیز را به خشونت تبدیل کرده‌اند.

وی گفت: البته ما تعجب می‌کنیم که چرا برخی مقام‌های آمریکا در این موضوع دخالت می‌کنند.

وزیر خارجه ایران در پاسخ به پرسشی درباره نحوه درگذشت مهسا امینی افزود: بر اساس تحقیقاتی که تاکنون انجام شده است، اولا اسنادی وجود دارد که خانم امینی قبلا دچار مشکل مغزی بوده و عمل جراحی انجام داده، ثانیا شاهدان را که به دادگاه احضار کرده‌اند، شهادت داده‌اند که مورد ضرب و شتم از طرف پلیس قرار نگرفته است اما هنوز ما نمی‌توانیم قضاوت کنیم و باید منتظر تحقیقات نهایی دقیق و منتظر نظر دستگاه قضایی باشیم.

امیرعبداللهیان تاکید کرد: اما اکنون سوال من این است، اتفاقی افتاده است، چرا باید شبکه‌های ماهواره‌ای که از لندن اداره می‌شوند یا در داخل آمریکا برخی از مقام‌های آمریکا حرف‌های تحریک آمیز بزنند و مداخله کنند؟

وی گفت: بعضی از این شبکه‌ها که از لندن هدایت می‌شوند علنا مردم را به شورش، آتش زدن و کشتن ترغیب می‌کنند. بگذارید دستگاه قضایی نظرش را بدهد.

ارشدترین دیپلمات جمهوری اسلامی ایران افزود: معترضانی در ایران نسبت به این حادثه وجود دارند که مطالبه شان را به شکل مسالمت آمیز بیان می‌کنند اما اکنون شبکه‌های سازماندهی شده‌ای در حال کار در حوزه ایجاد ناامنی هستند و اخلال در نظم عمومی را دنبال می‌کنند.

وی اضافه کرد: گروهک تروریستی منافقین که ۱۷ هزار ایرانی را به شهادت رسانده، از آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی در حال تحریک هستند و عواملشان را به داخل ایران می‌فرستند.

وزیر خارجه ایران تاکید کرد: ایران جایی نیست که کسی بتواند کودتا یا انقلاب رنگین کند. مردم ایران فهیم هستند. بین اعتراض، اخلال و آشوب تفاوت وجود دارد. ما در ایران به مطالبات مردم توجه می‌کنیم اما با کسانی که بخواهند آشوب کنند و تحت تاثیر خارج از کشور باشند، طبق قوانین مان عمل می‌کنیم.

ما از دموکراسی کامل برخورداریم

وی در پاسخ به پرسش دیگر این خبرنگار آمریکایی درباره برخی درخواست‌ها مبنی بر تغییر قوانین پوشش زنان گفت: کشورها چارچوب‌ها، قوانین، مقررات و ارزش‌هایی دارند. ما در کشورمان از دموکراسی کامل برخورداریم. همین وضعیتی که در ایران می‌بینید نشان دهنده وجود دموکراسی در ایران است. بگذارید منتظر نتیجه قوه قضاییه بمانیم. وی در پاسخ به پرسش دیگری درباره برخی ویدئوهای منتشر شده خشونت آمیز مبنی بر برخورد پلیس با معترضان افزود: هر جا که مطالبه و درخواست به شکل مسالمت آمیز مطرح شود، در چارچوب مقررات کشور آزادانه می‌توانند اقدام کنند. اما پلیس با کسی بخواهد آمبولانس آتش بزند و بانک سرقت کند، با قدرت برخورد می‌کند. در کشور شما وقتی مردم ریختند کنگره را اشغال کردند، چه کردید؟

وزیر امور خارجه ایران ادامه داد: حتی دستگاه امنیتی شما توییتر رئیس جمهور (دونالد ترامپ) را مسدود کرد. دموکراسی بود یا برای حفظ امنیت؟ تشخیص دادید برای حفظ امنیت، توییتر مقام اول مملکتتان را هم مسدود کنید چون نماد دموکراسی تان توسط مردم اشغال شده بود.

افراد در چارچوب آزادی بیان و تجمعات در ایران آزادند

امیرعبداللهیان در پاسخ به این پرسش خبرنگار رادیو سراسری آمریکا درباره علت محدودیت اینترنت در روزهای اخیر گفت: ما برای حفظ امنیت و آرامش عمومی مردم در سراسر کشور وظیفه داریم و هر آنچه که به امنیت کشور کمک کند در چارچوب قانون، پلیس باید انجام دهد. کسی که اخلال کند طبق مقررات با او برخورد می‌شود اما در چارچوب آزادی بیان و تجمعات، افراد در ایران آزادند. ببینید اتفاقی افتاده است، همین اتفاق برای یک فرد سیاهپوست بطور عمد و وحشتناک توسط پلیس آمریکا اتفاق افتاد.

وزیر خارجه ایران اضافه کرد: تحقیقات ما تاکنون نشان می‌دهد، اینجا عمدی در کار نبوده است. البته ما منتظر نتیجه تحقیقات بیشتر و دقیقتر می‌مانیم.

رئیس دستگاه سیاست خارجی ایران پرسید: چرا باید بعضی از کشورهای خارجی از غرب اظهار نظرهایی را برای تغییر نظام در ایران بکنند؟ این موضوعات اصلا چه ارتباطی با هم دارد؟ یک شبکه ماهواره‌ای که بطور فارسی از لندن پخش می‌شود، مردم ایران را دعوت به سرنگونی نظام می‌کند. یکسری از سایت‌ها که از غرب هدایت می‌شوند، دارند مردم را تحریک می‌کنند که سلاح و مواد منفجره بصورت دستی بسازند.

امیرعبداللهیان درپاسخ به ادعای دیگر این خبرنگار آمریکایی گفت: کسانی که در کف خیابان حضور پیدا کردند، مردم در دسته جات بزرگ و چند میلیونی در سراسر ایران به خیابان‌ها آمدند. بیش از ۲۸ میلیون ایرانی - اجتماع بزرگ امت رسول اللّه (ص) - در اعتراض به آشوب و شورش به خیابان آمدند اما رسانه‌های غربی این ۲۸ میلیون را ندیدند. یک تصویر هم از آن منعکس نکردند اما یک جمع ده نفری، ۵۰ نفری یا ۱۰۰ نفره را در میدانی در حال آتش زدن بانک و سطل زباله بزرگنمایی کردند.

وزیر خارجه ایران یادآور شد: این داستان قبلا هم در کشور ما و سایر کشورها اتفاق افتاده و طرف‌های خارجی هم سعی کرده‌اند دخالت و سوء استفاده کنند.

وی اضافه کرد: پیشنهاد می‌کنم منتظر باشید تا نتیجه تحقیقات روشن شود . همه چیز در ایران تحت کنترل است. آنقدر که شما به آن می پردازید و نگران هستید، نگرانی وجود ندارد.

آمریکا و غرب به جای نگرانی درباره اینترنت، نگران وضعیت بیماران ایرانی باشند

امیرعبداللهیان در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینکه با توجه اعلام وزارت خارجه آمریکا مبنی بر کمک به رفع محدودیت اینترنت در ایران، آیا جمهوری اسلامی ایران در آینده قادر به کنترل اینترنت خواهد بود؟ گفت: ما فضای مجازی را بطور آزاد در اختیار مردم قرار داده‌ایم و این فضا را حفظ می‌کنیم.

وزیر خارجه ایران افزود: ایالات متحده اگر نگران مردم ایران است، هزاران کودک ایرانی به خاطر تحریم دارو فوت کرده‌اند، آمریکا برای داروی کودکان پروانه‌ای در ایران حاضر نشد همکاری کند. آمریکا در زمان کرونا حاضر نشد یک واکسن به ایران ارسال کند. به جاهای دیگری که به ایران واکسن می‌دادند، فشار آورد که ایران تحریم است و واکسن ندهید.

امیرعبداللهیان تصریح کرد: تا زمانی که دستگاه امنیتی ما تشخیص دهد به دلیل سوء استفاده بیگانگان، اینترنت باید کنترل شود، حتما این کار را انجام می‌دهیم.

ارشدترین دیپلمات جمهوری اسلامی ایران گفت: اگر آمریکا و غرب نگران وضعیت اینترنت در ایران هستند، نگران تحریم و وضعیت بیماران ایران باشند که آمریکا دارو را تحریم کرده و اجازه نمی‌دهد به دست آنها برسد.

وزیر خارجه ایران گفت: توصیه‌ام به مقام‌های آمریکایی این است ما در حال مذاکره و تبادل پیام برای بازگشت به برجام هستیم، هیچ خبر مهمی در ایران نیست. تغییر رژیمی در ایران صورت نخواهد گرفت. با احساسات مردم ایران هم در این طراز نمی‌توانند بازی کنند.

وی یادآور شد: زمانی اوباما هم دچار این اشتباه شد، نامه نوشت و صحبت از حل مشکلات کرد، چندی بعد که تحولاتی سیاسی – اجتماعی در ایران رخ داد و البته گسترده تر از وضعیت فعلی، بلافاصله از کسانی که کف خیابان‌ها بودند ، اعلام حمایت کرد و شبکه‌های ماهواره‌ای هم ترغیب کردند که مردم کف خیابان‌ها بریزند و بانک‌ها را آتش بزنند و همه چیز را تغییر دهند.

امیرعبداللهیان اضافه کرد: مقام‌های آمریکا باید صبر کنند و شتابزده عمل نکنند به ویژه اینکه ما در حال مذاکره و تبادل پیام درباره برجام هستیم. این رفتارها اعتماد ما را نسبت به آمریکایی‌ها کمتر می‌کند. ما همین گونه اعتمادی به آنها نداریم چه رسد به اینگونه رفتارها و موضعگیری‌ها.

درباره تضمین به درک مشترک نزدیک شده‌ایم

وزیر امور خارجه درباره مذاکرات رفع تحریم‌ها نیز گفت: در مجموع گفت وگوهای مثبت و رو به جلویی را در وین پشت سر گذاشتیم. تاکنون پیام‌های زیادی را با طرف آمریکایی تبادل کرده‌ایم. مسیری طولانی را پشت سر گذاشته‌ایم و اکنون در گام‌هایی قرار داریم که موضوعاتی اندک ولی مهم روی میز قرار دارد.

امیرعبداللهیان تصریح کرد: ما دیپلماسی را راه حل می‌دانیم و برای رسیدن به توافق قوی و پایدار جدی هستیم. آمریکایی‌ها در موضوعات باقی‌مانده متنی را دادند که ابهام زیادی در آن وجود دارد. به هماهنگ کننده اتحادیه اروپا گفتیم این متن باید شفاف، روشن و قوی شود.

ارشدترین دیپلمات جمهوری اسلامی ایران ادامه داد: پیشنهادهایمان را به طرف مقابل از جمله آمریکا ارائه کردیم و متن را شفاف تر بیان کردم که خیلی قابل تفسیر نباشد. ما برای توافق جدی هستیم اما نمی‌دانیم آیا طرف آمریکایی واقع بینی و شجاعت لازم را برای اتخاذ تصمیم دارد؟ البته آنها گاهی اوقات از مشکلاتشان در درون آمریکا و کنگره می‌گویند. اینها مشکلات طرف آمریکایی است.

وزیر خارجه ایران گفت: من هم هر هفته به مجلس می‌روم و به مخالفان برجام پاسخ می‌دهم لذا در مورد برجام اگر طرف آمریکایی مشکل داخلی دارد، ما هم مشکل داخلی داریم ولی ما شجاعانه پای میز مذاکره آمده‌ایم و مذاکره می‌کنیم.

رئیس دستگاه سیاست خارجی ایران درباره تضمین‌ها از سوی آمریکا نیز افزود: موضوع تضمین برای ما خیلی مهم است. اهمیتش اول از همه این است که آمریکای ترامپ این وضعیت را ایجاد کرد . دلیل دوم این است آقای بایدن مخالف فشارهای حداکثری و رفتار ترامپ بود ولی مثل او، در این مدت ضمن مذاکره بطور متوسط هر ماه یک یا دو تحریم علیه ایران اعمال کرد.

امیرعبداللهیان ادامه داد: فکر می‌کنم درباره تضمین به درک  مشترک نزدیک شده‌ایم. طرف آمریکایی در موضوع تضمین گام‌هایی را برداشته که اگر آن گام‌ها کاملتر شود، می‌توانیم به نقطه توافق برسیم.

وزیر امور خارجه درباره زندانیان دوتابعیتی همچون باقر نمازی که خبرنگار ان پی آر از او پرسید، گفت: این موضوع را از برجام جدا می‌دانیم. پرونده کاملا انسانی است و آمادگی داریم هر زمان طرف آمریکایی آمادگی داشته باشد، برای تبادل اقدام کنیم.

وی افزود: در این مورد پیام‌هایی در گذشته بین ما تبادل شده است و درصورت وجود اراده در طرف آمریکایی ما بدون ارتباط به برجام نسبت به این تبادل اقدام خواهیم کرد.



___________ تابان خواجه‌نصیری ___________

وزیر امور خارجه ایران در این مصاحبه صحبت‌هایی کرده است که لازم دیدم در این یادداشت کوتاه نکاتی را با ایشان مطرح کنم.

آقای وزیر! در چهل و سه چهار سال که از انقلاب اسلامی می‌گذرد، هر بار که اتفاقی افتاد و مردم اعتراض کردند، حکومت شما مردم را در همان اولین ساعات اعتراض به شدت سرکوب کرد، این سرکوب‌ها دقیقا از همان روز‌های اول انقلاب که زنان در امجدیه بر علیه حجاب اجباری تجمع و تظاهراتی برگزار کردند آغاز شد. علاوه بر اعتراضات زنان به قوانین و محدودیت‌های مختلف بویژه در رابطه با حجاب اسلامی، جمهوری اسلامی تمام توده‌ای‌ها، چپی‌ها، مجاهدین خلق، کرد‌ها و هواداران و رای دهندگان به بنی‌صدر اولین رئیس جمهور ایران، رد صلاحیت ‌ها برای شرکت نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری، مجلس شورای اسلامی و یا شوراهای شهر و ... و حتی اعتراضات. مردم و بخصوص دانشجویان به بستن روزنامه‌ها، دستگیری روزنامه‌‌نگاران، زندانی کردن، ضرب و شتم، اقدام به طراحی طرح‌هایی برای ترور و یا قتل‌های زنجیره‌ای نویسندگان و کشتن عکاسان، وکلا و فعالان سیاسی و اجتماعی و ... در مقاطع زمانی و مراحل و مکان‌های مختلف از کف خیابان گرفته تا درون گردهمایی‌ها، دانشگاه‌ها، دانشکده‌ها و داخل خوابگاه‌ها و دفاتر و یا تشکل‌هایشان به اشکال مختلف و به شدیدترین وضع ممکن سرکوب کرده است. همه ‌ی این اتفاقات ناگوار، در طی تمام این سالها در مطبوعات و اسناد داخلی سازمان‌های امنیتی و برخی بولتن‌ها و کتب نویسندگان، بخصوص تاریخ‌نگاران و مهمتر از همه در حافظه‌ی جمعی به ثبت رسیده است و موضوعی نیست که بتوانید آن را کتمان کنید. همه‌ی ما به نوعی یادمان هست که شما و دوستانتان در چهل و چند سال چه با مردم کشور خودتان کرده‌اید. آیا شما که اکنون در مقام وزیر امورخارجه کشور در مقابل خبرنگار آن رسانه می‌نشینید و دم از دموکراسی کامل می‌زنید، پیش از این سخنرانی، کمی تصویر از تصویری که در بالا برشمردم در ذهن خود تجسم و تصور کردید؟ آیا به یاد آوردید که چگونه موتورسوارهایتان در خیابان رژه می‌رفتند و با فریاد حزب‌الله حزب‌الله در دل مردم کشور ایجاد رعب و وحشت می‌کردند تا مردم برای اعتراض حتی پا در خیابان نگذارند، تجمع‌هایشان را پراکنده می‌کردید، جلوی دانشگاه‌ها می‌ایستادید و موضعگیری‌های سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی‌شان را شماتت و تمسخر می‌کردید؟ برخی از این اعتراضات مربوط به سالهایی می‌شود که ماهواره‌ها و شبکه‌های ماهواره‌ای مثل آنچه که امروز می‌بینیم اینقدر زیاد و فراگیر نبود، دم از آزادی بیان و آزادی اندیشه و ارتباطات می‌زنید؟! آن زمانی که ماهواره‌ها و شبکه‌های ماهواره‌ای به این تعداد نبود، سازهای مردم را می‌شکستید، نیروهایتان را به مهمانی‌ها و عروسی‌ها و عزاهای مردم گسیل می‌کردید، سازهایشان را می‌شکستید، نوارهای کاست موسیقی‌شان را می‌شکستید و ویدیوها و نوارهای ویدیویی شان را نابود می‌کردید، پلاکاردها و بنرهایشان را آتش می‌زدید و از بین می‌بردید. خاطرتان هست که به خانه‌ها می ریختید برای کشف مقالات و نوشته‌ها و کتاب های ممنوعه در کتابخانه ‌های شخصی و خصوصی مردم؟ خاطر مبارک‌تان نیست که همین نیروهای انتظامی از در و دیوار و پشت بام بالا می رفتند و پایین می‌آمدند تا با لگد بزنند آنتن‌های ماهواره‌ای را از در در و دیوار و پشت‌بام‌ها جمع کنند؟ اگر این حکومت و این دموکراسی دینی است که شما آن را کامل می‌دانید واقعا باید به شما جایزه بدهند چرا که من اکنون پنجاه و پنج سال سن دارم هرگز ندیدم که حکومت‌های دیگر با مردمانشان چنان کنند که شما و یاران‌تان کردید در فاصله تمام این سالها! قطعا باید به خود ببالید و افتخار کنید! آقای وزیر، همه می‌دانند که شخصا به هیچوجه من الوجوه طرفدار دموکراسی ‌های غربی به ان شکل که در آمریکا یا اروپا و جاهای دیگر دنیا می‌بینیم نیستم و همیشه از انتقادات خودم را داشته‌ام، اما من از وقاحت و دروغ بیزارم و حالم بد می‌شود. در این دموکراسی کامل شما یک وزارتخانه و دهها سازمان موازی با آن دارید که دست ساواک زمان شاه اگرا از پشت بسته است، گرچه این هم باید در نظر بگیریم که من شخصا با توجه به ابعاد معترضان و دشمنانی که در طی این چهل و سه چهار سال برای خود و حکومت دینی خود ساخته‌اید باید که این تعداد دستگاه امنیتی خود را حداقل دو یا سه برابر کنید اگر فرصتش را یافتید. این خیلی ساده است که بیان و لفظ و لفاظی بنشینید مقابل خبرنگار آمریکایی و از دموکراسی کامل بگویید و یا بعدا مقاله کنید و در نیویورک تایمز یا واشنگتن پست و تابمز و نیوزویک و ... چاپ و منتشر کنید، یعنی از قوانین محکم و آزادی بیان موجود در آن کشورها استفاده کنید تا پیام خود را براحتی منعکس کنید اما در کشور خودتان وزارت ارشادی بگذارید که براحتی خط قرمز روی اشعار و نوشته می‌کشد تا جایی که سی صفحه متن را کاملا حذف می‌کند و یا حتی هرگز به آلبوم موسیقی یا کتاب شعر، داستان و نمایشنامه، نمایش یا فیلمی مجوز چاپ و انتشار می‌دهد. واقعا شرم نکردید وقتی در روز روشن با زبان شیطان (دروغ) گفتید که ما یک دموکراسی کامل هستیم؟! شما این زبان شیطانی (دروغگویی) را از چه کسی آموختید؟! آیا دروغ، حیله گری و دستکاری در حقایق و وارونه سخن گفتن آن هم تا این حد، یعنی اینقدر راحت و عادی شده است؟! شما وقتی این دری‌وری ها را می‌گفتید از خدای تبارک و تعالی نترسیدید و شرم نکردید؟ اقای وزیر؛ در یکی از همین فیلم‌ها که از مردم معترض توسط همان شبکه تلویزیونی ماهواره‌ای که مقرش در لندن است و قطعا شعبات مختلف در نقاط مختلف دنیا دارد و هیچکس نمی‌تواند بگوید که یک شبکه مستقل خبری دقیقا به کجا وصل است یا نیست، می بینید زنی کنار خیابان ایستاده و دارد تماشا می‌کند ببیند چه خبر است در مملکت، نیروی گارد امنیتی به او با تهدید باتوم می‌گوید برود و آنجا نایستد، زن پس از مخالفت، فریاد می‌زند بر سر آن مامور که می‌خواهم اینجا بایستم، مگر خیابان ارث پدرت است؟ چهل و چهار سال است که جان مردم را به لبشان رسانده‌اید، من نمی‌روم، تو برو!» آقای وزیر! این تاریخ شفاهی یک ملت است که به این دموکراسی دینی شما باور ندارد که هیچ، آن را مسخره، توهم و دروغ و شیطانی می‌داند‌. آقای وزیر بد نیست اگر به خودتان بیایید! مردم همین به اصطلاح دموکراسی دینی یا مردم‌سالاری دینی شما را فریاد می‌زنند که نمی‌خواهند، جمهوری اسلامی را نمی‌خواهند، تعدادشان هم بسیار بسیار بیشمارتر از آن چیزی است که تصورش حتی برای شما بسیار دشوار است. شما و همفکران شما، با تمام آن سلاح‌های سرد و گرم و سپر و کلاه‌خود و جلیقه های ضد گلوله و فشنگ‌های جنگی و ساچمه‌ای و خودروهای ضد شورش و آبپاش با فشار قوی، هر بار و در هر دوره از تظاهرات ضد حکومتی مردم، هزار هزار، نفر از مردم را می‌کشید و مجروح و دستگیر می‌کنید و برای سال‌ها به زندان می‌اندازید و در زندان‌ها آنها را شکنجه می‌کنید و می‌کشید و بعد همه را از سطح خیابان‌ها متفرق و پراکنده می‌کنید، بعد می‌روید می‌نشینید جلوی خبرنگار آمریکایی می‌گویید یک جمع‌های محدود پنجاه تا صد نفره از معترضان را بزرگنمایی می‌کنید؟! آیا وقتی این دری‌وری ها را می‌گفتید پیش خود و خدای خودتان شرم نکردید و نمی‌کنید؟! معلوم است که هیچ بویی از شرم و خجالت نبرده‌اید! آقای وزیر! در حالی که مردم خودتان را می‌کشید، مجروح می‌کنید و برای سالها به زندان می‌اندازید انتظار دارید که این مردم بیایند قربان‌تان بروند روی گل و ماه‌تان را ببوسند؟! این مردم صبور را در خیابان، زندان‌ها و خوابگاههای دانشجویی می‌زنید و می‌کشید بعد ابزارهای ارتباطی، موبایل و اینترنت انها را قطع می‌کنید، بعد بین خودتان و گروهایتان که همگی حقوق‌بگیران شما در دستگاههای مختلف اداری و اجرای کشور هستند به قول خودتان ۲۸ میلیون نفری برای قدرت نمایی به خیابان می‌آیید و می‌آورید به اسم محمد رسول‌الله، - اولا این یک ادعای بی اساس است، من شخصا در انواع و اقسام این تظاهرات‌های حکومتی‌تان حضور داشته ام و دقیقا می‌توانم بفهمم در کل کشور چه تعداد نفر امده‌اند به نظرم کلا دو تا سه میلیون نفر باشند و نه بیشتر آن هم در کل کشور- آیا این کار، یک کار دینی است؟ آیا این عادلانه است کاری که می‌کنید؟! یعنی طرح‌هایتان پیش همه رسواست و این عدالت شماست که از اساس وارونه است! کاری ندارد، تمام نیروهای سرکوبگرتان را بخاطر سرکوب بیش از حد مردم یک هفته به زندان بیاندازید و روزی چند نفرشان را شگنجه کنید یا بکشید، خانواده‌هایشان را با باتوم تهدید و زجرکش کنید، و به اندازه همان یک هفته، به مردمان عادی و معمولی جامعه اطمینان دهید که ۲۴ ساعت هفت روز و هفت شب می‌توانند در خیابان بر ضد شما تظاهرات کنند و هیچ نیرویی هم از نیرو های سرکوبگرتان از نیروی انتظامی و بسیج و سپاه و ... جلوی آنها را نگیرد. بعد ببینید که چه جمعتی می‌آید؟ اگر شما اینقدر از خودتان و این دموکراسی دینی خودتان مطمئن هستید چرا رجوع نمی‌کنید به یک رفراندوم قانونی بر اساس قانون اساسی؟! از چه می‌ترسید آقای وزیر؟! زیر نظر چند سازمان بین‌المللی و از جمله مهمترین آنها سازمان ملل متحد، یک رفراندوم آزاد و کاملا قانونی برگزار کنید! این خواسته مردم است چرا تن نمی‌دهید و نمی‌دهند به رفراندوم؟ مگر نه این که می‌گویید و ادعا می‌کنید که ۲۸ میلیون نفر آمدند تظاهرات، مردم را آزاد بگذارید و اعلام کنید که مخالفان تظاهرات آرام خود را برگزار کنند و بعد با حضرت آقا و آقای رئیس‌جمهور تمام یاران‌تان در خانه بنشینید تماشا کنید و بشمرید چند نفر آمدند و می‌آیند تظاهرات و ... آقای وزیر! شما در رابطه با آمریکا یک نظری دادید که بسیار مسخره و خنده‌دار بود. شما اشاره کردید به ماجرای حمله و تسخیر کنگره و بعد بستن اکانت توییتر دونالد ترامپ. به نظرم این قیاس درست نیست، چرا که تا جایی که یادم هست این خود شرکت توییتر بود که اکانت بر اساس قوانین خودش بست و نه یک حکم قضایی و حکومتی چرا که این پروسه در آمریکا و در ان زمان خیلی سریع اتفاق افتاد در صورتی که اگر قرار بود از طریق مراجع قضایی باشد طولانی می‌شد، به همین جهت هم که ترامپ قهر کرد و از توئیتر کامل خارج شد و برای خودش شبکه خودش را راه انداخت. دولت آمریکا در آن زمان برای همه محدودیت در استفاده از اینترنت اعمال نکرد و اینترنت را قطع نکرد. شما و همکاران و همفکران ‌تان، با هر اعتراض مردم، اولین کاری که می‌کنید بستن اینترنت، قطع کامل یا اختلال در سرویس های آن است. به عنوان مثال، همین سایت خودم، که برای مدیریت محتوای آن، لازم است به سرویس FTP به طور کامل و سرعت مناسب دسترسی داشته باشم. اختلال کنونی در اینترنت و پایین اوردن سرعت ان باعث اختلال در مدیریت این سایت شده است. در طی سالهای گذشته و دقیقا بعد اتفاقات ۸۸ به همین علت و علل دیگر، بسیاری از مخاطبان سایت را از دست دادیم. تفاوت شما و امریکا در برخورد با موضوعات مشابه این است که آمریکایی‌ها اکانت یک مسئول ارشد نظام خودشان در سطح ریاست‌جمهوری آمریکا را می‌بندند و شما و همکاران کاملا دموکراتیک‌! تان کل اینترنت را در مناطق، شهرها یا کل کشور قطع و مختل می‌کنید! همین نشان می‌دهد که تا چه حد از جمعیت بسیار زیاد مردمی که در فاصله این چهل و چهار سال به مرور از بدنه انقلاب و حامیان آن جدا شدند و به صف مخالفات «طاغوت» شما در جمهوری اسلامی پیوسته‌اند ترسیده‌اید و وحشت دارید و همین نشان می‌دهد که تعداد معترضان و مخالفان شما تا چه حد بیشمار است که اینترنت را کلا مختل یا قطع می‌کنید. در حال حاضر، ما عملا چیزی که به عنوان اینترنت به مردم ایران داده شده است را اینترنت به معنای واقعی کلمه نیست، یک تعریف فشل و من درآوردی شما از اینترنت است, بسیاری از سایت‌ها و وبلاگ‌ها و سرویس‌ها را فیلتر کرده‌اید که اقایان علمایتان حتی همین مقدار کم و اب باریکه را هم زیاد و ولنگار و رها می‌دانند! شما به این می‌گویید آزادی بیان؟! آزادی بیان فقط این نیست که من بنشینم اینجا بیان کنم اما مخاطبینم را بخاطر این قطع و وصل‌ها در طول دو دهه از دست داده باشم، ازادی بیان در ارتباط مستقیم با آزادی اندیشه است و اندیشه از مطالعه متون، کتب در طیف‌های مختلف و بدون سانسور است، شما یک سایت‌های خبری خود را باز گذاشته‌اید هر آنچه خودتان تولید می‌کنید به مردم داده شود، جلوی حضور خبرنگاران خارجی و احداث دفاترشان در ایران و شهرهای مختلف و کنفرانس‌های خبری چه در داخل و خارج را می‌گیرید و اینترنت را انگونه که خود و علمایتان در قم می‌پسندند بسته بندی می‌کنید و تحویل مشتری می‌دهید بعد ادعای آزادی و عدالت و بی‌شمار بودن می‌کنید! بنابر این از نظرم آنچه که با این خبرنگار بخت برگشته ان پی ار امریکا گفتید مشتی دروغ، اراجیف، دری‌وری و مزخرف است که سر هم کردید که یک چیزی گفته باشید. آن خبرنگار آمریکایی و این مردم را خیلی ساده ساده‌لوح تصور کرده‌اید!؟ اکنون مردم در خیابان هستند و همین لحظه دارند برای حضور برای امشب و شب‌های آینده را برنامه‌ریزی می‌کنند، در سرتاسر کشور بزرگ ایران، آنچه من می‌بینم و تجزیه و تحلیل می‌کنم این است که مردم خود را برای یک انقلاب دموکراتیک گسترده با حمایت‌های میلیونی مردم از کشورهای سراسر دنیا آماده می‌کنند. آقای وزیر! بدتان نیاید، می‌گویم تا در گوشه‌ی سالنامه یا دفتر خاطرات خود بنویسید، وقتی صحبت ‌های شما را خواندم فهمیدم که تا چه حد خام و بی تجربه‌اید و افسوس خوردم که آقای رئیس‌جمهور رئیسی، وزیر خارجه‌ی بهتر از شما نداشت، برخی را دیدم که توصیه می‌کردند اقای عراقچی بیاید در جایگاه شما، فرق چندانی ندارد، می‌دانید؟ موضوع داشتن شجاعت و جسارت در بیان حقایق و برخورداری از دانش، اطلاعات و تجربه است، موضوع در این است که اول از همه با خود صادق باشید، با مردم صداقت داشته باشید، مثل شیطان و شیطان‌پرستان دروغ نگویید. قطعا این برای شما طاغوتی‌های این عصر بسیار سخت است.

زمان انقلاب سال ۵۷ را بخوبی به یاد دارم، زمانی که کردم در پشت بام‌ها «الله اکبر» می‌گفتند تا «شاه برود» و برادران بزرگتر شما سر کار آیند، من حجم و قدرت آن «الله اکبر» گفتن ها را بخوبی بخاطر دارم وقتی مقایسه می‌کنم با آنچه امروز از مردم کف خیابان و بالای پشت بام‌ها و پشت پنجره‌ها می‌شنوم کاملا تکان دهنده است. یعنی حجم و قدرت و شدت همه شعارهای شبانه‌ی مردم دو تا سه برابر است، بسیار شبیه فریادهایی بسیار قدرتمند است، گویی می‌خواهند وارد یک جنگ تن به تن شوند، مردم اینگونه رفتن‌تان را اینجا در تهران آرزو می‌کنند و فریاد می‌زنند.


چنانچه مایلید از طرف خود یا روابط عمومی سازمان / شرکت و موسسه خود به این مطلب پاسخی بنویسید تا ذیل این مطلب درج شود؛ کافی است با استفاده از ایمیل دامنه خود با آدرس پست الکترونیک journalist@webfaqt.com به صورت مستقیم مکاتبه کنید.

متونی که به این ترتیب اینجا در سایت قرار می گیرند «کپی رایت» دارند. لطفا بدون اجازه کتبی و هماهنگی قبلی در نشریه چاپی و یا سایت یا وبلاگ آنلاین خود منتشر نکنید.








یادداشت‌های کوتاه روزانه: سه‌شنبه ۵ مهر ۱۴۰۱ - ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۲ : طاغوت، طاغوت است!



طاغوت؛ کسی است که تمام  تکبر و بزرگ‌بینی در او جمع شده است.

طاغوت؛ کسی است که خود را فراتر از قانون می‌داند و به هیچ‌کس پاسخگو نیست.

طاغوت؛ کسی است که خود را عقل کل و دیگران را نادان می‌داند.

طاغوت؛ کسی است که با زور و قلدری بجای مردم تصمیم می‌گیرد و مخالفانش را سرکوب می‌کند.

طاغوت؛ هزارچهره است و می‌تواند در هر شکل و لباسی ظاهر شود.

طاغوت؛ ممکن است با کراوات و ظاهری بسیار مدرن شود.

طاغوت؛ ممکن است در لباس نظامی ظاهر شود.

طاغوت؛ ممکن است در لباس پادشاهی ظاهر شود.

طاغوت؛ ممکن است در همین لباسی که تن بنده است یعنی در لباس روحانیت ظاهر شود.

تعجب نکنید!

خلاصه باید بگم:

طاغوت؛ طاغوته

چه تاج به سر

چه عمامه به سر!

سخنرانی آیت الله بهشتی، ۲۴ اسفند ۱۳۵۷، دانشگاه تهران

طاغوت؛ کسی است که تمام  تکبر و بزرگ‌بینی در او جمع شده است.

طاغوت؛ کسی است که خود را فراتر از قانون می‌داند و به هیچ‌کس پاسخگو نیست.

طاغوت؛ کسی است که خود را عقل کل و دیگران را نادان می‌داند.

طاغوت؛ کسی است که با زور و قلدری بجای مردم تصمیم می‌گیرد و مخالفانش را سرکوب می‌کند.

طاغوت؛ هزارچهره است و می‌تواند در هر شکل و لباسی ظاهر شود.

طاغوت؛ ممکن است با کراوات و ظاهری بسیار مدرن شود.

طاغوت؛ ممکن است در لباس نظامی ظاهر شود.

طاغوت؛ ممکن است در لباس پادشاهی ظاهر شود.

طاغوت؛ ممکن است در همین لباسی که تن بنده است یعنی در لباس روحانیت ظاهر شود.

تعجب نکنید!

خلاصه باید بگم:

طاغوت؛ طاغوته

چه تاج به سر

چه عمامه به سر!

سخنرانی آیت الله بهشتی، ۲۴ اسفند ۱۳۵۷، دانشگاه تهران

___________ تابان خواجه‌نصیری ___________

بارها سعی کرده‌ام به سهم خودم این پیام را به مسئولین آی تی و اینترنت برسانم که مختل ساختن سرویس‌های اینترنت و اخلال در کار با پیام‌رسان‌های واتساپ و تلگرام و غیره، سانسور سایت‌های خبری و وبلاگ ها و ... تمامش به ضرر و زیان شماست. شما فکر می‌کنید خیلی زرنگ و باهوش هستید که این سرویس‌ها را قطع یا محدود می‌کنید؟ زمانی که مایکروسافت آمریکا یونیکد فارسی را روی ویندوز ۹۵ و ۹۸ آن زمان و سالها به روی ایران و ایرانیان بسته بود، من به آنها پیام دادم که این کار شما خیلی مسخره است و من می‌توانم با ترفندی خیلی ساده، پیام‌های فارسی را روی اینترنت قرار دهم بدون استفاده از یونیکد و فونت فارسی، اینها، کارکنان ساده‌لوح مایکروسافت در آن زمان در چت به من خندیدند و مرا با کلمات و جملات و اصطلاحاتی نوازش کردند. به آنان گفتم این کارها برای خودتان که مدعی آزادی و آزادی بیان هستید شرم آور است و درست نیست، این مکالمات ما مربوط می‌شود به سال ۱۹۹۹ و ۲۰۰۰ ، بعد حدود یک ماه بعد به آنها نشان دادم که چطور و چگونه می‌شود آنان را دور زد. الان ۲۲ سال از آن دوران و روزگار گذشته است. آن زمان، روزنامه ایران در یادداشتی کوتاه درباره سایتی که روی اینترنت برده بودم با استفاده از «یونیکد»! که علنا به روی ایرانیان بسته و‌ غیرقابل استفاده بود نوشت که خواجه‌نصیری در طراحی سایت موفق به استفاده از یونیکد شد. چند روز بعد با عزیزانی در آن روزنامه تماس گرفتم و گفتم، یونیکد هنوز بسته‌ است و من از یونیکد استفاده نکردم، محتوای من به فارسی روی این سایت، تماما تصویر است، تصاویری با حجم بسیار کم و کاهش‌یافته به طوری که حتی با سرعت حلزونی اینترنت در آن سال ها هم به سرعت بارگیری می‌شد و روی مرورگر و صفحه نمایش نشان داده می‌شد. بعدها این روش را به برخی از طراحان و مدیران سایت‌های شرکت‌های خصوصی و دولتی دیگر، آموزش دادم که به سرعت فراگیر شد. حالا، روی سخنم به مسئولان داخلی خودمان است. می‌روید و در سازمان ملل می‌ایستید راست راست در چشم سران کشورهای دنیا نگاه می‌کنید و «دروغ» می‌گویید و دم از اسلام و مسلمانی می‌زنید؟! شما نمی‌دانید دروغ زبان شیطان است؟! شما از خود شیطان و تمام شیطان‌پرستان و جادوگران دنیا بدترید وقتی دروغ می‌گویید. کسی که حقایق را دستکاری و وارونه می‌کند، کسی که حق و حقوق مردم را پایمال می‌کند، کسی که اختلاس می‌کند، رشوه می‌گیرد، رانت ایجاد می‌کند و برای بستگانش پارتی بازی می‌کند، شعار مرگ بر آمریکا و انگلیس می‌دهد با توجه به فضا و‌ موقعیتی که نظام برایش فراهم کرده فرزندانش را به همان کشورها و کشورهای آزاد دیگر نقاط جهان می‌فرستد، یا این که فرزندانش را در مسیر بیزنس‌های کلان حاصل از تجارت با کمپانی‌های بزرگ آن سوی آب قرار داده، هدایت و مدیریت می‌کند، از جنس همان طاغوتی شده است که چهل و چهار سال پیش بر علیه آن شورید و ‌انقلاب کرد. اما شما انقلاب نکردید، این مردم بودند که شاه را در آن زمان نمی‌خواستند و به خیابان آمدند. چه آزادی بیانی به مردم داده‌اید وقتی تمام اینترنت را قطع و مختل و سایت‌ها و اپلیکیشن ‌های ارتباطی‌ مردم را محدود می‌کنید؟! می‌روید آنجا در مصاحبه با خبرنگاران می‌گویید مردم در رابطه با حجاب، خودشان خودجوش با حجاب هستند در حالی که چهل و سه سال است که حجاب اجباری را به زور و بواسطه برخی قوانین و آیین‌نامه‌ها و بخشنامه ها و تابلوهای جلوی در مغازه‌ها و فروشگاه‌ها، مراکز دانشگاهی و ادارات دولتی به آنان تحمیل کرده‌اید به طوری که اگر از انها کوچکترین تخطی کنند کسب و کارهایشان را می‌بندید و از کار بی‌کارشان می‌کنید و هل شان می دهید و سرشان را به سقف ماشین‌های گشت ارشاد و به گوشه جدول خیابان می‌کوبید و می زنید و می‌کشید تا بگویید حتی یک تلنگر به مهسا امینی‌ها نزده‌اید؛ بعد از پاسخگویی به مردم و خبرنگاران طفره می‌روید و داستان سرایی می‌کنید که در حال بررسی پرونده هستید و یک هفته گذشته و هنوز پزشک‌قانونی فشل و ناکارآمد تان نتوانسته پاسخی تهیه، آماده و ارائه کند؟! پروژه‌ای که بسیار به همان سه روز تا یک هفته اول پس از سرنگونی پرواز اوکراینی و خیلی از پروژه‌ها و پرونده‌های دیگر شباهت دارد؟! پشت آن پرده کثیف چه کار دارید می‌کنید که نمی‌توانید گزارش و پاسخ دهید. در فاصله همین یک هفته گذشته تا به امروز با تفنگ‌هایتان در دست دهها نفر از این مردم را در تظاهراتی که حق مسلم‌شان بوده کشته‌اید به طوری که به ارقام و آماری که خودتان منتشر کرده اید. هزاران نفر دیگر را هم مجروح و دستگیر کرده‌اید! وزیر ارشاد بی لیاقت‌تان در این فضای ملتهب برای مردم شاخ و شانه می‌کشد که بازیگرانی که حجاب از سر برداشته‌اند بروند آزادانه دنبال کسب و کار دیگری و ... صراحتا در نماز جمعه‌ها آنها را تهدید به تحدید بیشتر و مقابله‌ی بیشتر و بدتر و جدی‌تر و خشن‌تر و بدون شوخی‌تر و عبرت‌آموز‌تر می‌کنید؟

بگذارید رک و روراست به شما بگویم. شما آقایان روحانیون به مردم ایران نشان دادید که اصلا و ابدا دیگر به هیچوجه من الوجوه قابل اعتماد نیستید؛ نگاه کنید به فوج فوج مردمی که الان یک هفته است با نیروهای تا بن دندان مسلح‌تان از عصر و شب‌ها تا دم سپیده‌ی صبح به مبارزه مستقیم و شجاعانه ایستاده‌اند، من انقلاب به اصطلاح اسلامی شما در ایران را کاملا و از همان ابتدا تا انتهایش به خاطر دارم و سند و مدرک این را که می‌گویم موجود است در دل همان صدا و سیمای درپیت‌تان که این مردم که به خیابان آمدند، صدها هزار برابر آن جمعیت و مردم در سال ۵۷ هستند و این کاملا مشخص است که این بار خیلی خوب می‌دانند چه می‌خواهند. مگر زمان انقلاب ۵۷ فکس و کامپیوتر ‌های شخصی، موبایل و اینترنت و پیامک و واتساپ و تلگرام و اینستاگرام وجود داشت؟! فقط رادیو و تلویزیون بود و تلفن و تلکس آن هم در مراکز دولتی و خبرگزاری پارس، اما خبرنگاران از خبرگزاری های مهم دنیا حضور داشتند و با مسئولان نظام پادشاهی و مدیران ادارات و ... مصاحبه می‌کردند. اما شما چه کرده و چه می‌کنید؟ راه‌های ارتباطی مردم را مسدود می‌کنید، دفاتر برخی خبرگزاری‌ها و شبکه‌های خبری مستقل را بسته‌اید و به بهانه‌های مختلف از شرکت در مصاحبه‌های آنها سر باز می‌زنید!

بگذارید خیلی راحت و بدون لکنت به شما بگویم: برای ارتباط با «هوش فراتر» یکدیگر، این مردم هیچ نیازی به «اینترنت» یا حتی «واتساپ» و «پیامک» و «ایمیل» ندارند چرا که سطح ارتباطات واقعی مردم نسبت به چهل و چهار سال پیش «فراتر» رفته است. علت این امر خیلی ساده است: آن مردمی که اکنون بر علیه شما در خیابان تظاهرات می‌کنند، یا از پشت‌بام‌ها و پشت پنجره‌ها بر علیه‌تان شعار می‌دهند، کاملا با هم متحد و بر روی هدف مشترک شان متمرکز شده‌اند، بنابر این کاملا می‌توان این در میان‌شان دید و احساس کرد که ۱۰۰ درصد با هم همسو شده‌اند. درست مثل زنبورها در هنگام کار در کندو، تماما متمرکز هستند بر روی یک هدف، برای همین تمرکز و اتحاد است که شما روز به روز ضعیف‌تر و حقیرتر می‌شوید. البته شما هم هنوز زنبورها و کندوها و عسل خود را دارید، جمعیتی از نیروهای همیشه در صحنه خود را به خیابان می‌کشانید تا بخاطر تمام کشت و کشتارها و خشونتی که با معترضان داشته‌‌اند از آنها و نیروهای انتظامی خود تشکر و قدردانی کنید.

امروز این را با دوستان و عزیزانی گفتم و نوشتم که با توجه به آنچه از جنبش و خیزش مردم در سطح خیابان‌ها می‌بینم، تحلیلم از قضایا شدیداً تکان دهنده است. این مردم ظرف دو تا سه ماه شاید هم کوتاه‌تر «جمهوری اسلامی» را چلانده، پشت و رو و بعد وارونه می‌کنند! روی بند آویزان‌تان می‌کنند تا خشک شوید! برای این که می‌گویم و می‌نویسم دلایل متعددی دارم که تا امروز ندیدم هیچکدام از آنها را حتی یک تحلیلگر سیاسی این طرف و انطرف گفته باشد و یا حتی به آن دلایل اشاره‌ای داشته باشد. مشکل اکثر شما مسئولین نظام جمهوری اسلامی این است که بعد از چهل و چهار سال حکومت بر مردم - مردمی که بعد از انقلاب خاموش شدند تا یک فرصت قابل توجه به ایدئولوژی اسلامی بدهند که تعاملش را با مردم و شیوه حکومت‌داری شما را به طور عینی ببینند - واقعا فکر می‌کنید خیلی زرنگ و باهوش و قدرتمند شده‌اید؟! تمام جامعه‌شناسان و مردم‌شناسان ایران و جهان را اگر جمع کنید و از ایشان بپرسید به شما خواهند گفت که این مردم امروز ایران، مردم چهل و چهار سال پیش نیستند. این مردم همپا و شاید حتی بتوانم بگویم بسیار فراتر از مردم دنیا تغییر کرده‌اند. این طبیعی است و این طبیعت و ماهیت انسان به صورت فردی و با توجه به نقش و جایگاهش در جامعه است که تغییر کند. دید و نگاه این مردم بازتر شده، فراتر رفته است. در حالی که حکومت و دولت‌های مختلف شما در فاصله‌ی چهل و چهار ساله گذشته به دنیا و به مردم و مطمئنا حتی به خود خدا نشان داده‌اند که به شدت از مردم عقب افتاده‌ اند. شما فکر می‌کنید که در چهل و چهار سال گذشته در مباحث مختلفی چون نانو، فضا، هسته‌ای، ساخت، پرتاب و هدایت ماهواره یا موشک‌های بالستیک و ... پیشرفت‌هایی حاصل کرده‌اید و دیگر هیچ قدرتی در منطقه و دنیا نمی‌تواند با شما طرف شود. در حالی که اکنون تنها نام یک دختر جوان ۲۲ ساله سقزی که خانواده‌اش هفته پیش پیکرش را به خاک سپردند دارد تمام ارکان و ستون‌های نظام طاغوتی و شیطان‌پرست شما را تکان می‌دهد و بلرزه در می‌آورد. ممکن است با من مخالف باشید و بگویید چطور یک نظام، یک جمهوری اسلامی که نظام‌اش مبتنی بر دین مبین اسلام است و مسئولینش همگی حاجی، معمم، نماز خوان و روزه‌گیر و بازگشته از پیاده روی و سفر اربعین هستند شیطان‌پرست باشند و شده باشند و خودشان هم نفهمیده باشند. به شما می‌گویم، دقیقا به همان شکل که قوم بنی‌اسرائیل در زمانی که موسی برای راز و نیاز و دریافت و دانلود ده فرمانش به کوه رفت و پناه برد، پس از چندی کوتاه، به جای خداپرستی و یگانه پرستی، بزغاله پرست شدند. مردم شناسی بسیار مهم است و این طبیعت و ماهیت انسان است که به سمت خوب شدن یا بد شدن، خوب ماندن یا بد ماندن تغییر می‌کند، فرهنگ‌ها و سنت‌های انسان‌ها دائما در حال تغییر است و در این فرایند، فقط علم و تکنولوژی نیست که به کمک انسان می‌آید. یک ویروس که آن‌ هم از عجایب و مخلوقات خدای تبارک و تعالی است می‌تواند باعث جهش ژنی در ‌یک باکتری یا تک‌یاخته و جانوران و انسان که آن هم دیگر مخلوق خداست شود. بسیاری هستند از مردم دنیا که هیچ اعتقادی به خدا و پیغمبران الهی و دین و مذاهب مختلف و گوناگون ندارند. شخصا و در این گفتار یا نوشتار به آنها کاری ندارم. بحث من «فراتر» از جسم و کالبد مادی ویروس‌ها، تک‌یاخته‌ها، باکتری‌ها، جلبک‌ها، گیاهان یا جانوران و انسان‌هاست. اشاره‌ام به فضایی است کاملا آگاه و مطلع که به نوعی شگفت‌انگیز با «قادر متعال» هریک از ما به عنوان موجودات زنده در ارتباط است، اما در حالت عادی هیچ کنترلی روی آن ندارد، مگر زمانی که یک لحظه و فقط یک لحظه روشن و خاموش شود، یک سیگنال و تنها یک سیگنال کافی است تا پیامی به شکل یک تصویر (که بیش از هزار واژه بار معنایی دارد) را به سرعت نور مخابره کند و «هوش فراتر» هریک از ما پیامی را به «روحی فراتر» می‌رساند که به عنوان مثال اینجا و در این لحظه و اکنون «ظلم» بدی رخ داد. تا شما بخواهید به خود بجنبید که تمام راههای ارتباطی بین افراد را ببندید و سانسور کنید پیام منتقل شده است. این موضوع و این حرف مرا شعرا، نویسندگان، داستان‌نویسان، نمایشنامه‌نویسان و بازیگران، عکاسان و کارگردانان سینما و فیلمسازان بخوبی می‌فهمند و متوجه می‌شوند و دقیقا به همین خاطر است که حکومت شما وزارتخانه ‌ای به نام وزارت ارشاد ایجاد می‌کند تا مانع از انتقال پیام و تصاویر شود. بارها درباره «تسلا» در صحبت‌ها یا جلسات و یادداشت‌هایم به آن صراحتا اشاره کرده‌ام، که او نقل به مضمون می‌گوید ما انسانها اگر از راه و‌ ‌مسیر متافیزیک به علم می‌پرداختیم بسیار بسیار پیشرفته تر از این بودیم که الان هستیم (که این البته نظر و سخنی است که تسلا در اواخر عمرش مطرح کرده است یعنی حدود ۸۰ سال پیش.) زمانی که در این رابطه خواندم یعنی چیزی حدود سی، سی و پنج سال پیش، مسیر درک، یادگیری و شیوه‌های تفکر و آموختنم را به کل تغییر دادم و اکنون تنها با توجه به تجربیاتم در یک دهه گذشته این را می‌گویم و می‌نویسم که تسلا فوق‌العاده بود، فوق‌العاده درست دیده بود، فوق‌العاده هم درست گفته است. پیروان اگنوستیسیزم (عرفان‌های منکر خدا - agnosticism) به سخنان دینی و مذهبی معتقدان و باورمندان به الوهیت خدا را گوش نمی‌کنند، اما شما وقتی با زبان مکانیک کوانتومی با آنها صحبت می‌کنید دست آخر متوجه می‌شوند و می‌گیرند که درست است، یک ابر یا یک فضای عجیب و ناشناخته‌ای وجود دارد که دارد همه چیز را کنترل می‌کند و به اصلاح مراقب همه چیز هست، بسیار بسیار «فراتر» از آن چیزی که ما به صورت مادی می‌بینیم و حس می‌کنیم و می‌پنداریم. نمی‌خواهم بیشتر از این وارد این فضا و مقوله شوم، یک گروه‌هایی در دنیا فکر می‌کنند چون به دانشی دست یافته‌اند مثلا دانش پرتاب موشک‌های بالستیک، یا مثلا چون به قدرت هسته‌ای دست یافته اند، الان دیگر خود غول دانش و فناوری ‌اند یعنی مثل آمریکایی ‌ها، انگیس‌ها، فرانسوی‌ها، بریتانیایی ها، روس‌ها و چینی‌ها و همین اخیرا مردمان کره‌شمالی... هرکدام‌شان فکر می‌کنند که دیگر خدای قدرت و فن‌آوری هستند. در حالی که اینطور نیست، با دقت و تمرکز که نگاه کنید، می‌بینید همین کشورها موقع استفاده و صدور فرمان به لکنت می‌افتند و سعی می‌کنند از این بحث تا آنجا که ممکن است دوری کنند. الان روسیه را نگاه کنید در یک تنگنا قرار گرفته است، در جریان جنگ با اوکراین تهدید می کند و لاف می‌زند. کره شمالی در رابطه با امریکا یا حتی چین در مورد تایوان، در یک تنگا قرار گرفته است چرا که بمب اتم، یعنی یک زنجیره‌ای از کنش و واکنش ‌هایی که دیگر کاملا خودکار و از پیش طراحی شده عمل می‌کند و امکان جمع کردن آن وجود ندارد. ایران در صنایع دفاعی و نظامی خود بخصوص در رابطه با رادار، گریز از رادار، جنگ الکترونیک، انواع موشک‌ها و یا پهپادها و اخیرا ساخت انواع ناوها و شناورها به آب انداختن آنها، به پیشرفت‌های قابل توجهی دست یافته است، فکر می‌کند، در یک دست کتاب قرآن و در دستی دیگر چند موشک بالستیک و پهپاد، چند ورد و آیه بر زبان خود شده است جادوگر قبیله‌ اش، آنقدر قدرتمند است که می‌تواند به زور به دختر ۲۲ ساله‌یی که خیلی ساده و فقط برای تفریح و دیدن فک و فایل و دوستانش به تهران آمده است تمام آنچه از تعصب در مغز مفلوکش جمع شده است را به او القا کند که بگوید «آنچه که من - یعنی گشت ارشاد نیروی انتظامی - می‌گویم! سبک زندگی‌ای را داشته باش که من می‌گویم درست است» - برای شما که اهل خدا و قران و پیغمبر و اهل بیت هستید می‌گویم و می‌نویسم. آن مامور نیروی انتظامی، وقتی دختر مردم را چنان هل می‌دهد که سرش به جدول خیابان می‌خورد (در شیراز) به طور قطع و یقین خدای تبارک و تعالی را در ذهن نداشت چرا که اگر داشت، مهسا الان زنده بود و داشت بقیه سفرش به تهران را می‌گذراند و اصلا این همه ماجرا درست نشده بود. من اینجا به زبان مکانیک کوانتومی صحبت نمی‌کنم و نمی‌نویسم، به زبان ساده می‌گویم. این جور مواقع، که یک نفر یا یک گروه و دسته، شما بگو یک حزب یا ملت، خودش را در مقامی، خدا می‌پندارد، خدای تبارک و تعالی هم، چنان می‌گذارد در کاسه‌اش که بیا و ببین! از نظر من، که بیش از سه دهه از زندگی ام را به مطالعه و تفکر در بحث و مباحث مرتبط با فلسفه‌ی متافیزیک گذرانده‌ام این است که خیلی ساده، «روح‌فراتر» (شما بگو طبیعت، کائنات یا خدای تبارک و تعالی) منظورم «قادر متعال» همه‌ی ما برای رساندن یک پیام ساده به این جماعت که خود را در جایگاه او قرار داده است و «خدایی» می کند، برای یک لحظه و فقط یک لحظه، این است: او «مهسا امینی» را خاموش می‌کند. خوب دقت کنید، از نظر من «مهسا امینی» نمرده است، او بدون شک زنده است، او در این فضازمان یا ابر کوانتومی که ما در آن هستیم، برای «فضازمان» ما خاموش می‌شود و سوئیچ می‌شود به جای دیگری، جای بهتری که خداوند می‌داند و تعیین می‌کند، «روح فراتر» ما می‌داند کجا، او آنجا، بقیه‌ی زندگی خود را بر یک خط یا یک مسیر، احتمالا یک مسیر مارپیچی به سوی تعالی‌ خودش ادامه می‌دهد. او امروز که یک هفته از نبودش در این فضازمان می‌گذرد، به عبارت بهتر، با هوش‌فراترش فراتر از ما رفته است و آنجا در آرامش است. اما، اینجا و در این فضازمان، در این لابیرنت چه اتفاقی افتاده است؟! مردم این سرزمین پاره‌ای از جان و روحش را از دست داده است. مادر و پدری، خانه و خانواده و بعدا دوستان و آشنایان و خانواده‌هایی به عزا نشسته‌اند. مردم و هوش‌فراتر مردم در یک لحظه مطلع می‌شوند و خیلی ساده واکنش نشان می‌دهند تا تغییر کنند و این تغییر را بسط دهند و فراگیر کنند. این یک بحث طبیعی است. یک بحث بیولوژیک است، یک بحث مکانیک کوانتومی است. بحث تنازع بقاست. شما یک تک سلولی را به عنوان یک سیستم زیر میکروسکوپ در نظر بگیرید، حال با روش های ازمایشگاهی شروع کنید به دست بردن در ساختار یا محتوای آن تک سلولی و تغییری ایجاد کنید، بلافاصله آن تک سلولی شروع می‌کند به بازسازی عنصر یا محتوایی که حذف شده یا تغییر یافته و به سرعت جایگزین می‌کند تا پایدار به بقای خودش در آن فضازمان ادامه دهد.

وقتی که گروه گروه بعد از نماز جمعه فریاد زدید و از نیروی انتظامی بخاطر مقابله‌ی عبرت‌آموز با معترضین تشکر کردید بخاطر این همه کُشت و کُشتارها و این همه بداخلاقی‌، قتل و خشونت‌ها، آن هم بر علیه این مردمان صبور تحت ظلم و فشار حداکثری از همه طرف، مردمان کشور خودتان که برای اقتدار و استقرار همین نظام تان، برای هشت سال جنگ تحمیلی با عراق شهید دادند، برای ساخت همان و همین شهرها که خراب شد، برای ساخت همان و همین راه‌ها و سدها و خط آهن ‌ها، مترو و ... که ساخته شد کنارتان بودند، برای همان و همین موشک‌ها و پهپادها و ماهواره‌ها و دانش نانو و کوفت و زهرمارتان که هر چه خواستید، ساختند و دو دستی تقدیم تان کردند، خوب دقت کنید: آه همین‌ مردم، خدای قادر متعال‌، که همان خدای تبارک و تعالی‌ امام خمینی شماست، شما و نظام طاغوتی شما را بر زمین خواهد کوبید. شرمتان باد! طاغوت که فقط «شاه» نبود و نیست. بر اساس اسلام یک تعریف کاملا مشخص برای «طاغوت» وجود دارد : «طاغوت در اسلام، به معنی هر آن چیز یا کسی است که به جای خداوند در جایگاه پرستش قرار گیرد. طبق این تعریف، جز خداوند یکتا هر موجودی همچون: شیطان، بتها، انسان یا هر مصداق دیگری که به عنوان معبود واقع شوند طاغوت محسوب می‌شود.» سال ۵۷ یک انقلاب بر علیه طاغوت آن زمان شکل گرفت که شاه را سرنگون ساخت. اکنون شاهد خیزش و جنبشی دوباره پس از چهل و چهار سال از زمان براندازی نظام پادشاهی در ایران هستیم، مردمی که به خیابان آمده‌اند، شعار می‌دهند دقیقا چه پیامی را دارند به یکدیگر می‌رسانند؟ آنان دارند طاغوت را نشان می‌دهند و شما نمی‌توانید جلوی آنان را بگیرید چرا که قادر متعال این مردم حافظ و نگهبان انان است. شما ممکن است بگویید که «نه! ما طاغوت زمان نیستیم. چون ما خود مسلمانیم، معتقد به دین و مذهب، اصول دین و معتقد به ولایت مطلقه فقیه و حافظ قرآن و سنت پیامبریم و ... » اما عزیزان دل برادر، اینها یک سری ادعاست که شما دارید. در همان فقه اسلامی، طاغوت دقیقا تعریف شده است به این معنی که «این واژه‌ای قرآنی به معنای طغیان‌گر و متجاوز شده یا متجاوز از حدود، به‌خصوص حدود دینی و اخلاقی» است. شما خود طاغوت هستید چرا که از حد و حدود همه چیز عبور کرده‌اید. طاغوتی‌ها کسانی هستند که یا قدرت و سیاست حکمرانی و حاکمیت دارند و یا این که به آن شکل قدرت و حاکمیت ندارند اما اصل این است که «حدود بندگی خدا را رعایت ننموده و با نافرمانی از آن، تجاوز نموده و موجب فساد، ظلم و خون‌ریزی در میان بشر شده‌اند.» بحث و واژه مرتبط با طاغوت، بحث مفصل و قابل تامل و توجهی است که هشت بار در قرآن آمده است، اینجا تا حدودی به آن اشاره شد، اما از مهمترین اشارات قرآن به این جماعت این است که اینها بواسطه این که احساس «بی‌نیازی» می‌کنند، بر مردم خود طغیان و ظلم می‌کنند. یک مثال ساده، همین بحث حجاب است، شما (مسئولین مربوطه، مثلا آقای رئیس‌جمهور) نه فقط در داخل که الان حتی در خارج از کشور، در نیویورک آمریکا و یا وین اطریش، در همین هفته‌ی گذشته، در جلسات یا مصاحبه‌ها، میزبان را مجبور کرده‌ و وادار می‌کنید به رعایت حجاب! این دقیقا یعنی از حد و حدود دینی و اخلاقی خود خارج شده‌اید، شما نمی‌توانید در کشور ثالث، قوانین یا خواسته‌های خود را به اتباع آن کشورها تحمیل کنید! مگر شما فکر می‌کنید که هستید؟ این خارج از عرف دیپلماتیک و تشریفات و تمام پروتکل‌های بین‌المللی است. این یعنی طاغوت و شما خیلی ساده طاغوتی شده‌اید. احساس می‌کنید به هیچکس و هیچ چیزی دیگر نیازی ندارید! نیروهای پلیس و انتظامی و بسیج‌تان را عملا می‌فرستید برای سرکوب زن و بچه‌ی مردم که به این رفتار شما اعتراض دارند و فقط برای اتمام حجت به شما به صحنه آمده‌اند. جمع کنید این بساط را! مثال دیگر، خیلی ساده، ساده‌ترین قوانین را هم زیر پا گذاشته‌اید: درون دانشگاه‌ها و خوابگاههای دانشجویی، ما یک حریم خصوصی و جمعی واقعا قابل احترام داریم، پدر و مادرها، والدین این جوانان برومند و دانشجویان، پدر و مادرها اینها را به دست شما سپرده‌اند که بیایند در آرامش تحصیل کنند، باید در فضای دانشگاه از آنها مراقبت شود. آنوقت شما دستور برخورد قاطع و عبرت آموز می‌دهید؟ یک اتفاقی روی داده، روح این بچه‌ها آزرده شده و می‌شود، دست به اعتراض می‌زنند، هجوم می‌آورید به داخل دانشگاه و خوابگاههای دانشجویی و اینها را ضرب و شتم و دستگیر می‌کنید، نه تنها به والدین‌شان اطلاع نمی‌دهید بلکه حتی والدین‌شان را هم جلوی بازداشتگاه مورد ضرب و شتم قرار می‌دهید، خوب این خارج از دین و اخلاق است، این طغیان کور شماست و بنابر این شما دارید فریاد می‌زنید که تبدیل شده‌اید به یک نظام و حکومت طاغوتی! همین حالا، مثالی دیگر: تلویزیون ‌تان را روشن کنید و کانال ‌ها را بالا و پایین کنید ببینید که صدا و سیمای درپیت‌تان با پول بیت‌المال چه می‌کند و چه به خورد این ملت می‌دهد و در فاصله‌ی چهل و چهار سال گذشته چه بر سر مردم و روح و روان‌شان آورده است. من در حالی که در حال نگارش این متن بودم این کار را خودم انجام دادم، در هر شبکه‌ای که گشتم و دیدم، یک آخوند به عنوان کارشناس در رابطه با موضوعی مرتبط یا غیرمرتبط، نشسته است با نگاه عاقل اندر سفیه به مجری یا بینندگان نگاه می‌کند، اراجیفی تکراری به خورد مردم می‌دهد. در طول سال گروهی بالا و پایین می‌پرند و بر سر و مغزشان و سینه‌شان می‌کوبند که جایی بر کسی یا گروهی از افراد ظلمی شده است. موضوع خیلی ساده چهل و چهار سال است که چنین است به طوری که خودتان در فیلم مارمولک با خودتان شوخی کردید! هنوز هم همینطور است و چیزی تغییر نکرده است. ادبیات و طنز، کتاب و داستان‌ها و فیلم‌ها و سریال‌ها برای این است که ما اول از همه از آن ادبیات درس بگیریم و رشد کنیم و بهتر شویم، اگر تغییری هم کرده‌اید، تبدیل به یک مشت انقلابی طاغوتی شده اید. در حالی که ما در کشور هیچ شبکه‌ی خصوصی رادیوتلویزیونی نداریم، اگرچه روی قبض برق از مردم یک مبلغی بعنوان آبونمان و حق صدا و سیما گرفته می‌شود، در واقع نباید شبکه‌های ملی دیگر آگهی پخش کنند، - من این بحث را حتی در زمانی که در صدا و سیما بودم در گزارشی نوشتم و تاکید کردم که شبکه‌های دولتی و حکومتی رادیوتلویزیونی نباید آگهی پخش کنند، یعنی درستش این است و اگر غیر از این باشد شرایطی دارد و جزییاتی که در حوصله‌ی این متن نیست. در حالی که شما قبل و در حین و بعد از برنامه‌ها مدام تبلیغ پخش، تبلیغ زیرنویس می‌کنید حتی مجریان بخصوص مجریان برنامه‌های ورزشی به شیوه‌ای منزجرکننده اپلیکیشن‌های اسپانسر برنامه را در حین اجرای برنامه، گزارش فوتبال و ... مدام تکرار می‌کنند آن هم در تلویزیونی که تمام بودجه‌ی آن از بیت‌المال و مالیات‌های مردم تامین می‌شود. اینها وقتی از حد و حدود عرفی و اخلاقی‌اش خارج شود می شود طاغوت، باعث می‌شود مردم شبکه‌هایی که برایش روی فیش برقی مالیات و آبونمان و حق پخش پرداخت کرده‌اند، تلویزیون را خاموش کنند، این می‌شود تلف کردن سرمایه و بیت‌المال که باعث می‌شود شاهد ریزش مخاطبین، بسته شدن کانال‌ها و بی کار شدن عده بسیاری از مردم و کارکنان آن تشکیلات عریض و طویل شود. اینها همگی، مشت نمونه خروار است. در همان تلویزیون جایی اگر مردم را نشان می‌دهید تماما آن مردمی هستند که تماما حقوق‌بگیر خودتان هستند در تظاهرات‌ها و آنجا که بخش‌های دیگری از مردم را نشان می‌دهید که مخالف شما هستند از دید شما مشتی فتنه‌گر، مشتی خلاف کار، اراذل و اوباش، حالا تعدادی خس و خاشاک، مشتی فریب خورده، مشتی در حال اعتراف، مشتی دزد و چاقو کش! واقعا شرم نمی‌کنید؟! از حد و حدودتان گذشته‌اید که مردم الان بیش از یک هفته است «مرگ و نابودی‌تان» را پشت پنجره‌ها و بالای پشت بام و کف خیابان و در ایستگاه‌های مترو و کنسرت‌ها فریاد می‌زنند. این یعنی چه که به مردم می‌گویید اغتشاشگر!؟ این یعنی چه که وزیر ارشادتان می‌گوید آن بازیگران که کشف حجاب کردند آزادانه بروند سراغ کسب و کاری دیگر؟ ۴۴ سال پیش همین مردم شما را بر سر کار آوردند، آن موقع هم رسانه‌های شاه به شما چیزی مشابه همین می‌گفتند، که «مشتی خرابکار و اغتشاشگر این کار و آن کار را کردند!» آیا آن موقع شما خرابکار و اغتشاشگر بودید، همان موقع را خوب بخاطر دارم که سعی می‌کردید صف مردم انقلابی را از اغتشاشگران جدا کنید، می‌گفتید عوامل شاه بودند که سینما رکس آبادان و سایر سینماها را آتش زدند، تخریب اموال عمومی کار ساواک است. یادتان هست؟ حالا خودی‌ها و دور و اطرافی‌های خود را همان مردم انقلابی می‌دانید و مردم دیگر که دست خالی برای اعتراض آمده بودند را مشتی «لات و چاقوکش و مزدور آمریکا و انگلیس، و ... می‌خوانید؟! این تمام کاری است که می‌کنید و خشونتی که با مردم معترض نشان می‌دهید هم از حد و حدود دینی و اخلاقی خودش خارج شده است و برای همین است که کلیت نظام کنونی شما نظامی شیطانی و طاغوتی است که خارج از حد و حدود قانون، دین و اخلاقی شده است. این نظام ممکن است در ظاهر اسلامی باشد، ادعای اسلامی بودن داشته باشد اما وقتی از حد و حدود دینی و اخلاقی و قانونی خودش خارج شد، از دید مردم دیگر یک حکومت طاغوت و محکوم به فنا و فروپاشی و نابودی است. بنشینید با روحانیون و فقهای برجسته خود، آقایان امام جمعه‌ها و امام پنجشنبه‌ها و امام چهارشنبه‌ها و امام سه‌شنبه‌ها و امام دوشنبه‌ها و امام یک‌شنبه ‌ها و امام شنبه‌های صدا و سیمای درپیت‌تان یک جلسه بگذارید ببینید آیا این درست است که فلانی یا فلانی‌ها می‌گویند نظام جمهوری اسلامی از حد و حدود قانونی، عرفی، دینی و اخلاقی خود خارج شده است یا نه، طاغوت است و محکوم به فروپاشی و نابودی یا نه؟! اگر نظرات فقها همیشه و همه‌جاحاضرتان این بود که بلی، ظاهرا ما طاغوت زمان خود شده‌ایم، پس تا دیرتر نشده چمدان‌های خود و فرزندان نخبه‌گانی و دانش ‌بنیانی و تمام وام‌هایی که به همین خاطر برای اعطلای مملکت خود گرفته‌اند را ببندید چرا که سرنوشتی بهتر از همانها که اول انقلاب اسلامی خودتان بالای آن مدرسه اعدامشان کردید ندارید.

بدتان بیاید یا نیاید، با توجه به یک تجزیه و تحلیل عمیق شهودی و مبتنی بر تمام این داده‌ها، اخبار و اطلاعات موثق از فضای رسانه‌های داخلی و خارجی و فضای مجازی و ... با توجه به ریزش‌های فوق‌العاده زیاد از همان‌ها که در این ۴۴ سال در کنارتان بودند، از شاعر و نویسنده و ترانه‌سرا و مسیقی‌دان گرفته تا هنرمندان سینما و تلویزیون و ورزشکاران در سطح تیم‌های ملی و سایر مردمان عادی که به لطف شما و دستگاه‌ها و رانت‌ها و تشکیلاتی چون صدا و سیما به شهرت رسیده‌اند ان گونه که خود گویید و خندید و براساس یک سری تحلیل‌های عمیق و خیلی پیچیده در فضای هوش‌فراتر، ضمیرناخودآگاه و نیمه خودآگاه همین مردم معترض که در سطح و عمق جامعه و همین تظاهرات‌ها، حضوری فعال دارند و متاسفانه در حوصله و حوزه و حیطه‌‌ی این یادداشت برای پرداختن بیشتر به آن نیست - می‌گویم و می‌نویسم که به طور قطع و یقیق چیزی بیشتر از دو تا سه ماه دیگر به عمرتان باقی نماده است. یعنی اگر، رژیم طاغوتی محمدرضا شاه پهلوی توسط همین مردم ظرف شش ماه ساقط شد، «جمهوری اسلامی» به احتمال بسیار زیاد حداکثر ظرف دو تا سه ماه دیگر فروپاشی کامل خواهد داشت. امروز در خبرها خواندم که این دقیقا همان چیزی است که «فرانکفورتر الگماینه» هم دیده و گزارش کرده است.


چنانچه مایلید از طرف خود یا روابط عمومی سازمان / شرکت و موسسه خود به این مطلب پاسخی بنویسید تا ذیل این مطلب درج شود؛ کافی است با استفاده از ایمیل دامنه خود با آدرس پست الکترونیک journalist@webfaqt.com به صورت مستقیم مکاتبه کنید.

متونی که به این ترتیب اینجا در سایت قرار می گیرند «کپی رایت» دارند. لطفا بدون اجازه کتبی و هماهنگی قبلی در نشریه چاپی و یا سایت یا وبلاگ آنلاین خود منتشر نکنید.








یادداشت‌های کوتاه روزانه: یکشنبه ۳ مهر ۱۴۰۱ - ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۲



سلام. روز همه شما خوانندگان عزیز بخیر و تندرستی باشد. حقیقت این است که اتصال و امکان استفاده از سرویس‌های مختلف اینترنت بخصوص سرویس FTP به شدت مختل شده است و به همین لحاظ امکان مدیریت محتوای سایت را در حال حاضر نداریم.




زن ، زندگی ، آزادی



امکان بروزرسانی برای سایم وجود ندارد! ارتباط با اینترنت بسیار مختل است.




مردم‌شناسی: زبان و فرهنگ‌ها: یک ضرب‌المثل ایتالیایی می‌گوید: «همه‌ی دنیا یک کشور است»



"tutto il mondo è paese”




پژوهش‌های مردم‌شناسی: معرفی کتاب: فرهنگ بدوی - سر ادوارد برنت تایلر







راجر واترز: مهسا امینی خواهرم بود









روایتی از روزنامه‌نگاری

در روایتی از روزنامه‌نگاری: یادداشت‌های کوتاه روزانه: جمعه ۱ مهر ۱۴۰۱ - ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۲ : جمهوری اسلامی ایران (۱۳۵۷ - ۱۴۰۱)



___________ تابان خواجه‌نصیری ___________

مردم‌شناسی چیست؟ مردم‌شناسی اساسأ عبارت است از بررسی و مطالعه علمی مردم، انسان، فرهنگ مردم و مردم در جامعه یا جوامع بشری، این رشته‌ی فوق‌العاده جذاب هنوز خیلی جوان است اما در کل سعی دارد به این سوالات پاسخ دهد که اساسأ طبیعت یا ماهیت انسان و جامعه چیست؟ چرا مردم و فرهنگ‌ها تغییر می‌کنند؟ رابطه بین یک شخص بعنوان یک فرد منفرد و یک شخص بعنوان عضوی از یک گروه اجتماعی چیست؟ مشخصات برجسته‌ی انسانیت کدام است؟ و این که چرا زبان‌ها، قومیت‌ها و فرهنگ‌ها متفاوتند؟

بیشتر از سی سال است که در این زمینه و موضوعات مرتبط با آن مطالعه و تحقیق می‌کنم و همین مطالعات مرا به مطالعه عمیق‌تر در رشته‌های دیگر کشانده است. به زبان و زبانشناسی، به سیاست و روابط بین‌الملل، به ارتباطات و ارتباطات درون‌فردی، به روزنامه‌نگاری و تاریخ معاصر و تاریخ شفاهی، به رفتارشناسی، اخلاق، شناخت‌شناسی، روح و روان و روانشناسی و حتی متافیزیک و ...

سر ادوارد برنت تایلور (Edward Burnett Tylor) مردم‌شناسی اهل بریتانیا در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بود که به‌عنوان بنیان‌گذار مردم‌شناسی فرهنگی شناخته می‌شود. تایلور نماینده تکامل فرهنگی است. در آثارش «فرهنگ بدوی» و «مردم‌شناسی» زمینه مطالعات علمی مردم‌شناسی را بر اساس نظریه تکامل چارلز داروین تعریف کرده است. 

شما وقتی موجود و موجودیتی را بیش از چهل سال زیر میکروسکوپ یا ذره بین مطالعه می‌کنید، بسیار می‌فهمید که هریک از اجزا و عناصر آن موجود یا موجودیت چگونه دارد حس می‌کند، به چه چیزی فکر می‌کند و به کجا دارد پیش می‌رود. می‌خواهم بگویم شناخت و مطالعه مردم کار ساده‌ای نیست اما به طور قطع و یقین امکان پذیر است.

بار دیگر اینترنت در ایران شدیدا مختل شده است. ارتباطات از طریق سایت‌ها و اپ‌های واتساپ و اینستاگرام نیز کاملا مختل و یا قطع و فیلتر شده است. راه‌های دسترسی به گوگل پلی و اپ‌استور مسدود شده است. همیشه اینجا و آنجا گفته و نوشته‌ام که این همه که حکومت ایران دم از عدالت و آزادی بیان می‌زند و مرا در کنار مردم ایران و جهان واقعا شگفت‌زده می‌کند، هیچ کجای دنیا اینگونه دم از عدالت و آزادی بیان نمی‌زنند و مدعی آن نیستند. همه چیز بهم ریخته است. در سرتاسر ایران ظاهرا ایرانیان تصمیم خود را گرفته‌اند که یک بار دیگر انقلاب کنند. استادان مسلم دانشگاه‌ها اما کماکان سکوت کرده‌اند. سر خود را در کتاب‌های درسی‌شان فرو برده‌اند در حالی که ذهن‌شان به کل قفل شده است، در حالی که «مدارک تحصیلی» فوق و دکترای جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی شان را به دیوار قاب کرده‌اند در فرهنگ لغات معین و دیکشنری‌هایشان دنبال معنای واژه «anthropology» و واژه‌ی «humanness» می‌گردند. یاد زمان موشک باران شهرها از جمله تهران اواخر جنگ ایران و عراق افتادم، زمانی که ما و گروهی از دوستان برای کنکور می‌خواندیم و یکی از دوستان عزیز و نازنین قدیمی مان نصف شب ها را اختصاص داده بود به خواندن ادبیات و همانطور که در حال راه رفتن بود تقریبا کاملا خواب یا خودهیپنوتیزم شده مشغول حفظ کردن یک واژه از روی فهرستی که تهیه کرده بود، بلندبلند با خودش می‌گفت و تکرار می‌کرد: «سرباز» یعنی «جنگجو»! من وقتی که با این صحنه مواجه شدم برای اولین بار توجه‌ام به بحث حالت «خلسه» و «مراقبه» از طریق تکرار و بحث «خودهیپنوتیزم» و ... بشدت جلب شد.

این و آنچه که ما در ایران اکنون شاهدش هستیم بسیار شبیه آن زمان اوایل انقلاب اسلامی، اوایل، اواسط و اواخر جنگ و «موشک باران» است که ذهن مردم کاملا درگیر رویدادهای پشت سر هم و بی وقفه بود. هرکسی هرچه می‌گفت، همه مثل بز اخوش سری تکان می‌دادند و قبول می‌کردند و هر جا می رفتند بی آن که در مورد آن تحقیق و مطالعه کرده باشند می‌گفتند و برای هم تکرار می‌کردند که امام خمینی پنج زبان زنده دنیا را صحبت می‌کند و همه عکس او را شب گذشته روی ماه در ۳۰۰ هزار کیلومتری از زمین دیده‌اند. سال ۱۳۵۷ سال بسیار عجیبی در زندگی ما بود، و من این را برای بسیاری از دوستان و آشنایان و مردم تعریف کرده و حتی اینجا در یادداشت های قدیمی‌تر نوشته‌ام که حتی برای من که آن زمان ده دوازده سال بیشتر سن نداشتم کاملا واضح و روشن و مبرهن بود که مردم در حالتی شبیه خلسه یا خواب‌خرگوشی مسخ شده اند. این داستان را برای بقیه تعریف کرده‌ام که می‌دانستم و می‌دیدم که در اولین تظاهرات بر علیه حکومت شاه و خاندان سلطنتی اش، هیچکس به درستی آیت‌الله خمینی را نمی‌شناخت، در حالی که بسیاری همان زمان «آیت‌الله خویی» را که مرجع دیگری با مواضع معتدل‌تر بود را بهتر و بیشتر می‌شناختند. اما درست مثل دعا یا جادویی که جادوگر قبایل وحشی آفریقایی پس از رقص خاص به دور آتش برای قبایل اطراف و اکناف می‌خوانند یک وردی ناگهان بر زبان همه افتاد : «روح منی خمینی، بت‌شکنی خمینی!» در جمع خانواده و دوستان در یکی از این تظاهرات‌ها، در میدان آزادی، به «خاله جان» گفتم «آیا شما می‌دانید دارید چه می‌کنید؟! اگر می‌دانید، که هیچ، من هیچ نمی‌گویم.» خاله جان با اعتماد به نفس و اطمینان خاطر، محکم و با تکان دادن سرش رو به من گفت : «می‌دانیم! می‌دانیم! داریم شاه را می‌اندازیم و ساقط می‌کنیم.» اکنون چهل و اندی سال از آن زمان و دوران گذشته است. مردم چند شب و چند روز است که بار دیگر به خیابان امده‌اند و در خیابان شعار می‌دهند. حدود کمی بیش از یک دهه پیش، خاله‌جان در یک جمع خانوادگی همه را خطاب قرار داد و با اشاره به من گفت «درست زمانی که هنوز انقلاب به ثمر ننشسته بود، در یکی از تظاهرات ‌ها، تابان که آن موقع ده دوازده سال بیشتر نداشت، از من این سوال را پرسید که «آیا می‌دانید دارید چه کار می‌کنید؟ و من به او گفتم «آری، می‌دانیم!» - او بعداً صراحتا اعتراف کرد که «اشتباه» کرده اند. انقلاب به ثمر نشست، شاه و خانواده سلطنتی پهلوی ایران را با بیرقی که مزین به شیر و خورشیدی طلایی که در وسط پرچم بود ترک کردند. با هدف بازگرداندن شاه، دانشجویان پیرو خط امام از در و دیوار سفارت آمریکا - در خیابان تخت جمشید سابق که بعد از فوت آیت‌الله طالقانی به نام ایشان نام گرفت - بالا رفتند و آمریکایی‌ها را به گروگان گرفتند و بعد از ۴۴۴ روز آزاد کردند، حکومت، حجاب اسلامی را ابتدا در ادارات دولتی و بعد در کل جامعه اجباری کرد، ابتدا گروه‌هایی از زنان به صورت محدود با این طرح مخالفت کردند، اما ره به جایی نبردند، هواداران حزب توده، چپی‌ها و مجاهدین خلق به زندان افتادند و آرام ارام و پس از ان بود که نمایندگان مردم و حکومت اسلامی از طریق مجلس شورای اسلامی شروع کردند به نوشتن قوانین جدید مبتنی بر شرع اسلام، سه سال اول انقلاب، دانشگاه‌ها به منظور مقدمات یک انقلاب فرهنگی کاملا تعطیل شدند، بسیاری از مردم، هنرمندان، دانشجویان و اساتید، به دلایل مختلف اخلاقی یا ایدئولوژیک و ... دستگیر شدند، آنها که می‌توانستند با دلار ۷ تومانی (۷۰ ریالی) دار و ندارشان را فروختند، دلار کردند و به طرق مختلف از کشور گریختند و به آمریکا و کشورهای اروپایی مهاجرت کردند. عده‌ای که نمی‌توانستند به شکل قانونی از کشور خارج شوند، با پرداخت مبالغ هنگفتی به قاچاقچیان انسان، از مرزهای شرقی و غربی کشور فرار کردند تا خود را به شرق و غرب مورد نظر برسانند. دو سال پس از انقلاب ۵۷ صدام حسین عراق به تحریک غرب و عواملی در داخل به ایران حمله کرد، «بنی صدر» اولین رئیس‌جمهور ایران که در یک سخنرانی تاریخی از «تشعشعات خاص موی زنان» صحبت کرده بود بعد دست در دست مسعود رجوی (رهبر مجاهدین خلق) ظاهرا با ظاهری زنانه!!! به خارج از کشور گریخت و در همان سالها بسیاری از هواداران اینها یکی یکی یا گروه گروه که در خانه‌های تیمی پنهان شده بودند، کشته، مجروح یا دستگیر و به زندان افتادند؛ با پایان جنگ تحمیلی، یکی یکی یا دسته جمعی در سال‌ ۱۳۶۷ همگی اعدام شدند. بسیاری از نیروهای مجاهدین خلق به عراق رفتند و آنجا با کمک‌های مالی و نظامی از شرق و غرب و صدام حسین و کشورهایی که دشمن ایران و انقلاب تازه پیروز شده بودند تشکیل ارتش دادند و در مقطعی با هدف گرفتن تهران به ایران حمله کردند که به شدت شکست خوردند و تلفات بسیاری دادند. مجاهدین خلق که تقریبا از زمان فاصله گرفتن از رژیم و پناه بردن به عراق در داخل کشور به عنوان «منافقین» نامیده می‌شدند، عملا وارد جنگ با جمهوری اسلامی شدند و طرح ترور مسئولان جمهوری اسلامی را در برنامه خود قرار دادند، از جمله مهمترین اقدامات اینها، هفتم تیر ماه ۱۳۶۰ با دو بمب قوی ساختمان مقر حزب جمهوری اسلامی را منفجر کردند و آیت‌الله بهشتی و عده‌ بسیاری از مسئولان نظام و حزب جمهوری اسلامی و بعد هم دفتر نخست‌وزیری را در هشتم شهریور ۱۳۶۰ منفجر کردند که در اثر آن انفجار رئیس جمهور (دولت دوم جمهوری اسلامی) محمدعلی رجایی و حجه‌الاسلام دکتر محمدجواد باهنر نخست‌وزیر ایشان (دومین نخست وزیر پس از بازرگان اولین نخست‌وزیر در دولت موقت بود) که در هنگام انفجار در آسانسور بودند به شهادت رساندند.

پس از ترور محمدعلی رجایی، رئیس‌جمهور، محمدرضا مهدوی کنی به ریاست دولت موقت سرکار بودند، به سرعت انتخابات ریاست‌جمهوری برگزار شد که آیت‌الله سید علی خامنه‌ای اولین دوره ریاست‌جمهوری خود را آغاز کردند که ریاست جمهوری ایشان مشتمل بر دولت‌های سوم و چهارم نظام جمهوری اسلامی ایران بود که آغاز فعالیت آن دقیقا از ۱۷ مهر ۱۳۶۰ و پایان فعالیت ۲۵ مرداد ۱۳۶۸ بود. از ۷ آبان ۱۳۶۰، میرحسین موسوی رسماً به نخست‌وزیری ایران رسید. 

پس از پایان جنگ ایران و عراق و فوت آیت‌الله خمینی در سال ۶۷، دوران سازندگی کشور با به رهبری رسیدن آیت‌الله خامنه‌ای و انتخاب آیت‌الله رفسنجانی به عنوان رئیس جمهور در دو دوره مشتمل بر دولت‌های پنجم و ششم نظام جمهوری اسلامی ایران ادامه یافت که آغاز فعالیت ریاست‌جمهوری آیت‌الله رفسنجانی ۱۲ مرداد ۱۳۶۸ و پایان فعالیتش ۱۲ مرداد ۱۳۷۶ بود. اجرای اولین برنامه پنج ساله توسعه اقتصادی بعد از انقلاب در این دولت انجام گرفت. سیاست باز اقتصادی و وضع قوانین ضد انحصار از جمله اقدامات مؤثر هاشمی رفسنجانی بود.

پس از آیت‌الله رفسنجانی، سیّد محمّد خاتمی محقق، روحانی و سیاستمدار اصلاح‌طلب، پنجمین رئیس‌جمهور ایران بود که طی دو دوره بین سال‌های ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ این مسئولیت را عهده‌دار بود. در این دوره روزنامه‌های اصلاح‌طلب متعددی شروع به انتشار کردند که با توجه به کمی آزادی مطبوعات که به دست آورده بودند انتقاد از دوره‌های ریاست‌جمهوری قبلی، بویژه دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی را سرلوحه اقدامات خود قرار دادند. به همین خاطر همان روزنامه ‌ها و مجلات اصطلاحا زنجیره‌ای از اواسط و اواخر این ریاست‌جمهوری و اوایل ریاست‌جمهوری بعدی (محمود احمدی‌نژاد) یکی بعد از دیگری یا به اصطلاح بعدا به صورت فله‌ای تعطیل شدند. بسیاری از نویسندگان مطبوعاتی و روزنامه‌نگاران، طراحان و کاریکاتوریست‌ها و عکاسان خبری و هنری دستگیر و زندانی شدند که بعدا پس از پایان دوره محکومیت خود بلافاصله یکی بعد از دیگری یا حتی در مواردی گروه گروه از ایران گریختند و به ترکیه یا اروپا و کانادا و آمریکا رفتند و برای همیشه از ایران مهاجرت کردند.

ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد در ۱۲ مرداد ۱۳۸۴ آغاز شد و او ششمین رئیس جمهوری اسلامی ایران بود. احمدی‌نژاد زمان پیروزی بر اکبر هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست‌جمهوری ایران، شهردار تهران بود. ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد در دوره دوم (سال ۱۳۸۸) همراه شد با موضع‌گیری او در خصوص هولوکاست و کشته شدن شش میلیون یهودی در زمان جنگ جهانی دوم توسط هیتلر، آن را «افسانه»یی خواند که باید مورد پژوهش‌های تاریخی بیشتر قرار گیرد. احمدی‌نژاد قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل را کاغذ پاره خواند و همان تحریم‌های سازمان ملل به مرور دمار از اقتصاد کشور درآورد درحالی که قیمت نفت در دوره‌ی او بیشترین درآمدها را نصیب ایران ساخت اما دولت که برای فاینانس پروژه‌های نفت به بیش از ۱۵۰ میلیارد دلار نیاز داشت توان این سرمایه ‌گذاری و یا جذب سرمایه‌های خارجی را نداشت. احمدی‌نژاد در دوران ریاست‌جمهوری ‌اش با اولین اعتراضات جدی بخش قابل توجهی از مردم و تظاهرات میلیونی آنان و درگیری‌هایی که با کشته و زخمی شدن و دستگیری‌های بسیاری از جوانان و در نهایت شکل گرفتن جنبش سبز به عنوان حرکتی سیاسی تحولخواه شد که خواستار تغییرات جدی در سیاست‌ها و مفاد قانون اساسی و قوانین دیگر و تغییر جدی در طرز برخورد مسئولان جمهوری اسلامی با مردم طبق اصل ۲۷ قانون اساسی به هنگام اعتراضات مردم به عنوان یک حق مسلم دیگر مردم بود. هواداران این جنبش از رهبرانش میرحسین موسوی و مهدی کروبی که بعدا و از زمان اعلام نتایج دور دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد در حصر خانگی قرار گرفتند حمایت می‌کردند. پس از شکست جنبش سبز، بسیاری از فعالان سیاسی دستگیر و زندانی شدند که پس از آن هم بسیاری از مردم، بویژه نخبگان، هنرمندان و ورزشکاران، دانشجویان، دانشمندان، متخصصان، پزشکان و پرستاران سرخورده از انتخاب‌ها و انتخابات‌ها و جدل‌های انتخاباتی و نیز نتایج حاصل از آنها، رفتار تبعیض‌آمیز و سلیقه‌ای حاکمیت و شورای نگهبان در رد صلاحیت ها، رفتار حاکمان و رژیم جمهوری اسلامی را خودخواهانه‌ و دیکتاتوری دانستند با قطع یا کاهش فعالیت‌های سیاسی خود، دلخور از وضعیت کسب و کار، سیاست، اقتصاد و فرهنگ و هنر و صنعت و تجارت که به دست گروه یکدست شده‌ای افتاده بود از کشور مهاجرت کردند و برای همیشه از ایران رفتند که این موج مهاجرتی و فرار و فریب مغزها تا امروز و تا تاریخ نگارش این متن همچنان ادامه دارد.

حسن روحانی (با نام قبلی حسن فریدون) با سابقهٔ پنج دوره نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی از سال ۱۳۷۸ و نایب رئیسی مجلس، پژوهشگر مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام و ... از حزب اعتدال و توسعه دو دوره به مدت هشت سال از سال ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۰ رئیس‌جمهور ایران بود. در دوره های ریاست‌جمهوری او، مردم (از هر قشر و گروه و دسته و قبیله‌ای) دو بار به خیابان آمدند، یک‌بار پس از توافق برجام (توافق اتمی، JCPOA) با گروه ۱+۵ (مشتمل بر چین، روسیه، ایالات متحده آمریکا، بریتانیا، فرانسه + آلمان) به خاطر غش غش خنده جواد ظریف وزیر امورخارجه روحانی با جان کری، موگرینی و فرانک والتر اشتاین‌مایر و سایرین و کلا جشن و پایکوبی مردم که فکر می‌کردند اینها تخم دو زرده‌ای گذاشته‌اند که با آن، همه‌ی مشکلات اقتصادی، بی‌کاری و تورم و رکود تورمی و افزایش قیمت کالاهای اساسی و مورد نیاز صنعت و مردم و (سلطان‌ها و مافیاهای مختلف) ... به یکباره حل می‌شود. بار دیگری که مردم همیشه در صحنه و همه‌جاحاضر به خیابان ‌ها ریختند بخاطر افزایش ناگهانی قیمت بنزین بود که باعث تظاهرات، اعتراضات و اغتشاشات گسترده در سطح کشور شد. حسن روحانی در انتخابات دوره دوم علنا در مناظره‌های انتخاباتی، مردم را از احتمال جنگ با آمریکا و غرب می‌ترساند و معتقد بود وجود و انتخاب مجدد او به عنوان رئیس ‌جمهور سایه‌ی جنگ را از روی کشور و سر مردم دور می‌کند. او در عمل با اتخاذ این شیوه و استراتژی (شما بخوانید، دستکاری حقایق، حیله و نیرنگ و فریب - Manipulation , به معنای واقعی کلمه) موفق به پیروزی مجدد در انتخابات دوره دوم شد. در اواخر دوره دوم ریاست جمهوری حسن روحانی، با خروج آمریکا از برجام، تحریم‌های حداکثری آمریکا بر علیه ایران و خروج شرکت‌های اروپایی از ایران، عدم همکاری و انجام تعهدات ترویکای اروپایی (بریتانیا، فرانسه و آلمان) عدم موفقیت توافق برجام در افق مذاکرات قرار گرفت، بسیاری از مردم سرخورده از رکود و وضع اقتصادی متزلزل، شکست خورده و زیان دیده در کسب و کارهای خود اعتراضات پراکنده‌ای داشتند، ترور و شهادت حاج قاسم سلیمانی (رهبر نیروهای سپاه قدس ایران و نیروهای چندملیتی مبارزه با داعش در سوریه، عراق، افغانستان و یمن و لبنان) توسط امریکا و به دستور مستقیم دونالد ترامپ رئیس جمهور وقت آمریکا، مردم ایران و کشورهای منطقه خاورمیانه حتی تا بخش هایی از اروپا و آمریکا، بالاخص آمریکای جنوبی، آفریقا و آسیای مرکزی و ... را شوکه کرد و اقشار مختلف مردم ایران، با حجاب و کم حجاب و بی‌حجاب و بدحجاب یک بار دیگر در یک نمایش قدرت و اتحاد در مقابل آمریکا، مراسم تشییع بی‌نظیر و بی‌سابقه‌ای در بدرقه پیکر شهید قاسم سلیمانی از پس از فوت و تشییع بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله خمینی از خود به جهانیان نشان دادند.

سید ابراهیم رئیسی که در انتخابات سال ۱۳۹۶ از حسن روحانی شکست خورده بود در انتخابات ۱۴۰۰ از کل ۲۸ میلیون رای ماخوذه با رقمی در حدود ۱۸ میلیون رای به ریاست جمهوری رسید. او هشتمین رئیس‌جمهور در نظام جمهوری اسلامی ایران است. در یکسال گذشته پس از انتخابات ریاست‌جمهوری در سال ۱۴۰۰، ابراهیم رئیسی بیشتر سرگرم سفرهای استانی و چندین سفر خارجی به همراه هیاتی از برخی وزرا و مشاوران به کشورهای تاجیکستان، ترکمنستان، روسیه، قطر، عمان و همین دو سه روز پیش به شهر نیویورک آمریکا برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به جهت ایراد سخنرانی بود. رئیس‌جمهور متن سخنرانی خود را با چند سکته و دوباره خوانی کاملا از رو خواند و ضمن ارایه شرح کوتاهی از شخصیت، اهداف و رشادت‌ها در دو مقطع تصاویر شهید قاسم سلیمانی را به حضار نشان داد. بیشتر تاکید رئیس‌جمهور رئیسی در این سخنرانی چهل و پنج دقیقه‌ای حول محور مباحثی چون ظلم، عدالت و عدالت‌خواهی، مساله‌ی مناقشات هفتادساله‌ی رژیم اشغالگر قدس و فلسطین و مذاکرات هسته‌ای و پیشرفت ‌های ایران در سالهای گذشته در طیف وسیعی از علوم از جمله در علوم نانو و فضا بود.

درست پیش از سفر رئیس جمهور رئیسی به نیویورک، حدود یک هفته پیش رخداد ناگواری برای دختر جوان ۲۲ ساله‌ی سقزی در مقر نیروی انتظامی خیابان وزراء تهران باعث شد تا موجی از غم و اندوه و ابهام تمام کشور را فرابگیرد. مردم بسیاری که بسیار شوکه و ناراحت شده بودند، خشمگین به خیابان‌های شهرهای تهران، سقز و سنندج و رشت و مشهد ریختند و در فاصله کوتاهی بیش از ۸۰ شهر بزرگ و کوچک صحنه‌ی تظاهرات و اعتراضات مردم به رفتار گشت ارشاد و نیروی انتظامی با مردم بویژه زنان و بر سر نوع پوشش و حجاب اجباری. در این تظاهرات نیز اغتشاشات و درگیری‌هایی بین مردم و نیروهای انتظامی رخ داد. در اکثر این شهرها، بسیاری از دختران و زنان کشف حجاب کردند و روسری‌های خود را آتش زدند.

درست زمانی که آقای رئیس‌جمهور رئیسی در مجمع عمومی سازمان ملل و در جلسه‌ی مصاحبه مطبوعاتی خود از عدالت و آزادی بیان سخن می‌گفتند، سرعت اینترنت بار دیگر کاهش یافت و پس از این سخنرانی‌ها و جلسات، با توجه به گسترش اعتراضات و اغتشاشات که در شهرهای ایران بوجود امده بود، شورای امنیت ملی در تصمیم و اقدامی که انتظار آن هم می‌رفت، بار دیگر پیام‌رسان‌های واتساپ و اینستاگرام را مسدود ساخت. سرویس‌های گوگل مختل شد و سایت‌ها و سرویس‌های اف تی پی اینترنت، گوگل پلی و اپ‌استور هم مسدود شد.

در «جمهوری اسلامی» این مصداق «عدالت وارونه» است! این چه عدالتی است که مدعی پیاده‌سازی اش هستید؟ آقای رئیس‌جمهور شما در سخنرانی خود تلویحا این مفهوم و این مدعی را رد کردید اما چون خوب و با دقت نگاه کنید این گونه نیست؟ واقعیت این است. کسی دیگر در این مقطع به شما و قوانین شما اهمیت نمی‌دهد چون می‌داند برخورد خودتان در درون خودتان برخورد و استانداردی دوگانه است. جمله به جمله - آنجا که از ظلم و عدالت داد سخن می‌دادید - از تمام آنچه شما آقای رئیس‌جمهور در متن سخنرانی خود که متن آن را حتی از رو می‌خواندید را می‌توان بر علیه خودتان و بر علیه حکومت و رژیم مستقر در ایران و در رابطه با نوع رفتاری که با مردم دارید و نوع برخورد نیروهای انتظامی شما با مردم انجام داده و می‌دهید برعلیه خودتان و نظام استفاده کرد و به کار برد و این دقیقا همان کاری است که بسیاری از رسانه‌های دنیا با آن کردند. در بازی شطرنج، وقتی به اینجا می‌رسید، شما دو راهه شده‌اید، کیش و مات شده‌اید! تمام است و باید قبول کنید وگرنه فقط هزینه هایتان بیشتر می‌شود.

اکنون نگاه کنید در درون خودتان دو گروه شده‌اید و مملکت و مردم را تکه پاره کرده‌اید به چندین و چند گروه فکری و عقیدتی، با هر گروهی که در مقابل‌تان باشد شما در جنگ هستید و هر جوری که بخواهید تصورش را بکنید و در این جنگ نابرابر تا مورد انتقاد و پرسشگری مردم قرار می‌گیرید، در اولین اقدام تمام ابزارهای ارتباطی طرف مقابل خود را از او می‌گیرید و سلب و خلع سلاح می‌کنید. شما خودتان و نیروهای خودی نظامی و بسیجی خودتان را تا بن دندان مسلح کرده‌اید و مردمان مقابل خود را از هر نوع سلاح نرم برای بیان عقاید و نظرات و انتقادات سازنده قانونی (طبق قانون اساسی) و انواع مداد و قلم و خودکار و خودنویس و سایر سلاح‌های سرد و گرم و شوکرهای الکتریکی و گاز اشک‌آور و فلفل و ... که نیروهایتان مثل نقل و نبات در تمام درگیری‌ها استفاده می‌کنند محروم ساخته‌اید. آنوقت می‌گویید عدالت دارید؟ این که همه‌اش ظلم است و تبعیض، شما از کدام عدالت سخن گفتید؟ این چه شیوه‌ی حکومت و حکومت داری و مردم‌داری و مردم‌سالاری است که شما با مردم خود می‌کنید و دارید؟! چرا می‌روید و به عنوان نماینده مردم ایران به سران کشورهای دنیا دروغ می‌گویید؟! شما در کشور میزبان حق ندارید کریستین امانپور را و یا هر کس دیگری را وادار به رعایت حجاب اسلامی اجباری خود کنید! پیش خود نگفتید که ما را مسخره می‌کنند، که دقیقا همین کار را هم کردند. شما این را ببینید که در فاصله بیش از یک دهه گذشته چقدر از یاران و هواداران انقلاب اسلامی خود را از دست داده‌اید، کارد از هر لحاظ به استخوان «مردم» رسیده است و مردم گروه گروه دارند از شما جدا و منشعب می‌شوند، هر اسم جدیدی که می‌خواهید روی این پدیده بگذارید، آخرش به یک پیام می‌رسید و آن این است که مردمانی که تعدادشان هم کم نیست شما و نظام جمهوری اسلامی شما را نمی‌خواهند، همه مردم دارند از دین و دین‌داری و مسلمانی‌شان هم روی برمی‌گردانند. واقعیت این است که شما باید بتوانید این موضوع را بخوبی درک کنید. این چه عدالتی است که مدام از آن دم می‌زنید، خودتان و نیروهایتان را مسلح به خیابان می‌آورید و بر سر و کله مردم معترضی که به شیوه‌های گفتاری و رفتاری ظالمانه نظام شما نسبت به خودشان به خیابان آمده اند تا کمی انتقاد و اعتراض کنند می‌زنید، می‌کوبید، می‌کشید تا بعد بگویید، نزدید، نکوبیدید و نکشتید. این دیگر چه جورش است. روی اعصاب مردم چرا رژه می‌روید؟ چون خودتان نمی‌خواهید به این شیوه و روش پایان بدهید، مردم را در مسیری قرار می‌دهید که برای همیشه نقطه پایان برای مردم‌سالاری دینی‌‌تان بگذارند. بازی را خوب در این چهل و اندی سال یادگرفته‌اید، تا گروهی از مردم به صورت خودجوش به موضوعی اعتراض می‌کنند، ابتدا سکوت می‌کنید، جوانب را می‌سنجید و سبک سنگین می‌کنید، وقتی تمام هماهنگی‌ها با گروه‌های خودی‌تان را از طریق همین تلفن و تلفن همراه و شبکه‌های مجازی و شبکه‌های ماهواره‌ای و کد‌های کلامی رسانه‌ای تان انجام دادید، پیش از اعلام روز معود برای حضورهای میلیونی خود در سرتاسر کشور، تمام سرویس‌ها و ابزارهای ارتباطی مردم را به رویشان می‌بندید که نتوانند خود را آماده کنند و ایپ گونه ماجرا را همیشه به نفع خود جمع می‌کنید. آقایان و خانم‌ها! مسئولین محترم! چه کسی قرآن آتش زد؟ چه کسی عکس‌ها و بنرها را پاره کرد؟ چه کسی شعارهای به قول خودتان ساختارشکنانه داد؟ جهت یادآوری می‌گویم اقای رییس‌جمهور رئیسی! «دروغ؛ زبان شیطان است» وقتی که می‌خواهید دروغ بگویید، تمام سیستم‌های روحی و روانی، فرمان‌های مغزی و زبانی و کلامی شما و زبان بدنتان به هم می‌ریزد، از روی یک متن ساده به زبان فارسی مادری‌تان هم نمی‌توانید بخوانید و مدام تپق می‌زنید. بازگردید نیویورک و فیلم تپق‌های‌تان و نه سخنرانی‌تان را چند بار مرور کنید‌!

می‌خواهم به شما و کل نظام بچه‌زرنگ‌های جمهوری اسلامی هشدار تندی بدهم که به خودتان بیایید. با مردم و سران کشورهای مهم دنیا شوخی نکنید و آنها را اصلا دست کم نگیرید! این مردم، منظورم مردم کشور خودتان است، با اینها شوخی نکنید، اکنون که دارید آنها را این‌گونه کوچک و خار و تحقیرشان می‌کنید اصلا در شرایط خوب و مناسبی نیستید و هیچکس بهتر از ما - یعنی کسانی که خارج از دایره نفوذ و قدرت‌های مادی و معنوی شما نشسته است - نمی‌تواند این را بخوبی ببیند و حس کند که شما تا چه حد در دنیا و در نزد کشورهای بزرگ و کوچک دنیا و مردم دنیا منفور شده‌اید. همان گونه که شما تمام زور و قدرت خودتان را به مردم کشور خودتان نشان می‌دهید، غرب هم تمام زور و توان و قدرت حداکثری خود را در جنگ‌های فرهنگی و روانی، انواع و اقسام تحریم‌های تجاری و اقتصادی و فشارهای حداکثری‌شان و بعد احتمالا حملات و تحریم‌های سیاسی و دیپلماتیک بیشتر و بعد اگر لازم شود از نوع نظامی‌اش را به شما نشان می‌دهد. این یک سیر طبیعی است اما برای آنها هیچ کاری ندارد چون آنها دیگر خودشان را وارد هیچگونه رویارویی نظامی با شما نمی‌کنند. با بصیرت‌های‌تان بنشینید و چند بار فیلم‌های درگیری‌‌های چند روز گذشته را ببینید، اگر در رابطه با رفتار خود با مردم تجدید نظر نکنید، اگر به خواسته‌های بر حق این مردم که تا اینجای کار شما و رفتارهای نابهنجار شما را تحمل کرده‌اند تمکین نکنید، بیم یک رویارویی جدی و در حد «جنگ داخلی» می‌رود و این بسیار جدی است. فکر می‌کنید فقط خودتان زرنگ و قوی هستید و سلاح دارید؟! شما که مردم خودتان را خوب می‌شناسید. چهل و اندی سال پیش همین مردم، اجازه دهید مثل آقای رئیس‌جمهور، «تکرار» کنم، «همین مردم»، پیر و جوان، زن و مرد وقتی که خون‌شان به جوش آمد با دست خالی، رژیم تا بن دندان مسلح شاه را سرنگون کردند! یادتان رفته؟! روزنامه‌ها را می بندید، ویدیوها و رسیورهای ماهواره‌‌ای را جمع می‌کنید، مانع از ورود دستگاههای فکس و کامپیوتر می‌شوید؟ نوارهای کاست و سی دی و دی وی دی و تلفن‌های همراه مردم را می‌گیرید و می‌شکنید و این اواخر، اینترنت را قطع می‌کنید؟! بعد آنوقت می‌روید در مجمع عمومی سازمان ملل، دم از «عدالت» و «آزادی بیان» می‌زنید؟! اکنون، اما این «عدالت» شما «وارونه» است. مردم شاکی‌اند و ناراحت. امروز روز جمعه پس نماز هماهنگ کردید چندهزار نفر تا چند صد هزار نفر از حقوق‌بگیران سازمان تبلیغات اسلامی و سایر ارگان‌های خود را با برنامه‌ریزی قبلی و نمایش قدرت به مردم خودتان، مردمی که دشمن نیست و نبوده، در چهل سال گذشته، همه جوره در کنار نظام، در جنگ، در تحریم‌های اقتصادی و فشارهای حداکثری، گرانی و تورم و بی ارزش شدن پول ملی، با تمام رانت‌ها و پارتی‌بازی‌ها و زمین خواری‌ها و فساد و رشوه و اختلاس‌های عزیز دردانه‌هایتان از آن خاوری و فریدون ... گرفته تا دختران و پسران این اقای وزیر و آن اقای وزیر و مشاور و معاون و ... و هزاران هزار اختلاس میلیاردی که گاه معلوم نیست به ریال است یا دلار یا یورو ... خوب دقت کنید! این آن گونه است که من قضایا را می‌بینم، از روی همین فیلم ها و تصاویر، «مردم تصمیم خود را گرفته‌اند» و دیگر حتی هیچ نیازی به هیچ رهبری برای انقلاب خود ندارند، چهل سال پیش یک بار این کار را کرده‌اند و این تجربه را کسب کرده‌اند. می‌گویم، آنها که بیرون از این ظرف داغ و آتشین نشسته‌اند بخوبی می‌توانند ببینند و بفهمند و تجزیه تحلیل کنند. خوب دقت کنید: نیویورک تایمز و گاردین و طیف وسیعی از رسانه‌های آنطرف آب، شما و نظام جمهوری اسلامی را «متزلزل» توصیف کرده‌اند‌. این بی‌خود نیست. حالا شما یک میلیون پیر و پاتال سازمان تبلیغات اسلامی و دیگر نهادهای نظامی و انتظامی و سپاه و خانواده‌هایشان را «۹ دی»وار و با هماهنگی ‌های قبلی به خیابان بیاورید و «اینترنت» و «شبکه‌های اجتماعی» و سرویس‌های ارتباطی دیگر را به روی مردم خودتان ببندید! آنها که بیرون از بوته‌ی آزمایش نشسته‌اند روی میزهای آزمایشگاه و صفحه مانیتورهای کامپیوتر ‌های خود مغزهای شما و عملکردهای مختلف نرون‌ها و شیوه‌های برخوردی روحی و روانی و کلامی و زبان بدن شما را تجزیه و تحلیل کرده‌ و می‌کنند عملا به این نتیجه رسیده‌اند و این را فقط آنها نیستند که فهمیده‌اند، حتی همین مردم خودمان و حتی بگذارید بگویم طرفداران و هواداران و حقوق‌بگیران شما نیز آن را فهمیده‌اند، که جلوی صورت شان را مقابل دوربین‌ها می‌گیرند تا شناخته نشوند. نگاه می‌کردم به محافظین شما آقای رئیس‌جمهور، در نیویورک، وقتی که ترجیح دادید مسیر تا هتل را پیاده‌روی کنید. هیچکدام از محافظان ‌تان مواظب شما آقای رئیس جمهور، نبود، همگی به هم ریخته، درهم و برهم و مغشوش، اصطلاحا کاملا در خود فرورفته و Preoccupied از لحاظ فکری درگیر فقط زمین را نگاه می‌کردند: «کی فرصت می‌کنند بروند سوغاتی بگیرند» یا این که آخ مبادا یک وقت خودشان سُر بخورند، با سر، نقش بر زمین شوند! کاملا از چهره‌هایشان می‌شود این را دید و تشخیص داد که شدیدا مخالف این سیرک و نمایش پیاده‌روی یا ریسک پیاده‌روی نمایشی هستند.


چنانچه مایلید از طرف خود یا روابط عمومی سازمان / شرکت و موسسه خود به این مطلب پاسخی بنویسید تا ذیل این مطلب درج شود؛ کافی است با استفاده از ایمیل دامنه خود با آدرس پست الکترونیک journalist@webfaqt.com به صورت مستقیم مکاتبه کنید.

متونی که به این ترتیب اینجا در سایت قرار می گیرند «کپی رایت» دارند. لطفا بدون اجازه کتبی و هماهنگی قبلی در نشریه چاپی و یا سایت یا وبلاگ آنلاین خود منتشر نکنید.









در روایتی از روزنامه نگاری: پشه ریزه: یک پیشنهاد



___________ تابان خواجه‌نصیری ___________

چند وقت پیش چون سوژه‌ای برای گزیدن و نیش زدن نداشتیم نشسته بودیم بیکار روی یک قوطی کبریت خالی یادمان نیست کف خیابان بود یا روی سکوی مترو، بعد همینطوری ناگهان فکر کردیم چه خوب است برای شهردار وقت تهران و وزیر بهداشت و سلامت و وزیر ارشاد و نیروی انتظامی و روسای سازمان پزشکی قانونی و نظام پزشکی و سازمان بهشت زهرا یک نامه‌ی سرگشاده عمومی بنویسیم، رونوشت بزنیم به چند جای دیگر مثل مجلس شورای اسلامی، دفتر رئیس‌جمهور و ... فکر کردیم موضوع نامه‌مان باشد «یک پیشنهاد» و محتوای نامه‌مان هم باشد چیزی مثل این که «با توجه و عنایت به پایان قریب الوقوع پاندمی‌های کروناویروس و سایر واریانت‌های محترم بالاخص سویه‌های دلتا و اومیکرون عزیز که بسیاری از عزیزان‌مان را گرفتند و با توجه به قاراش‌میش شدن اوضاع و احوال مملکت پس از حل فیزیکی خشن و خشونت‌بار مشکل ساپورت مشکل‌دار یکی از هموطنان نازنین که پس دستگیری توسط گشت ارشاد بدون حتی یک تلنگر (و تنها با چند خشونت کلامی) پیش چشم جماعت بی‌تفاوت در آن مقر باشکوه و شلوغ و پرازدحام و رفت و آمد و نه در خیابان آنگونه که بعدا به پرستاران و پزشکان بیمارستان گفته شد از حال رفت و به رحمت ایزدی پیوست، بیایم در متروی تهران همچون ایستگاه «مدافعان سلامت» در یکی یا چند تا از ایستگاه‌های مترو در یکی از چهار خط جدید (در حال احداث) برای ثبت در حافظه جمعی و ثبت در تاریخ شهر و مردمشناسی‌مان سه ایستگاه جدید به ترتیب نامگذاری کنیم : «مدافعان زن، زندگی، آزادی» به مفهوم واقعی کلمه بدون نیاز به توضیح بیشتر, دیگری به نام «مدافعان ناجوانمرد، مرگ، زندان» و دیگری و بعد هم «مدافعان پس از مرگ» که وجود هر سه بسیار مهم و ضروری است. علت این نام گذاری‌ها هم کاملا واضح و مبرهن است چرا که می‌بینید در حالی که از این پیش‌آمد غم‌انگیز دل عموم مردم یک مملکت مهم دنیا از زن و مرد، پیر و جوان و کودکان هفت هشت ساله‌شان آن چنان به درد آمده است که آوازه آن به اقصی نقاط دنیا هم رسیده است بعد می بینید که برخی از وکلای وقیح همین مردم در مجلس می‌گویند که چشمش کور می‌خواست زیر مانتویش جوراب ساپورت و شلوار و تاپ مناسب بپوشد که کارش به این جاهای باریک و باریک‌تر نکشد! در تمام دنیا، وقتی گوشه‌ی از شهر تظاهرات می‌شود نیروهای انتظامی و امنیتی و حفاظتی - و در کشور ما نیروهای بسیج و گشت‌های ویژه و لباس شخصی‌ها و ...- دور هم جمع می‌شوند و حضور بهم می‌رسانند، که چی؟ در کشورهای خارجی اگر دیده باشید برای حفاظت از مردم و صیانت از ماده ۲۷ نوعی قانون اساسی خودشان، اگر مشت و لگد و سنگ و چوب و چماق و تازیانه و کارد و گلوله هم بخورند، هیچ نمی‌گویند و خم به ابروی مبارک‌شان نمی‌آورند، چرا که طبق قانون موظف هستند به حفظ جان و مال و ناموس مردم، مثل این مملکت گل و بلبل خودمان نیست که اصلا به قصد آب‌پاشی با فشار قوی و سنگ پرانی به معترضان، گلوله پلاستیکی و ساچمه‌ای‌ و جنگی زدنبه معترضان و به قصد دستگیری و زندان این است برای ایستگاه یا بزنگاه «مدافعان ناجوانمرد، مرگ، زندان» ، تمام دانشگاه‌ها در همان روزهای نخست از آغاز سال تحصیلی شده است هشیاری و بیداری و فریاد، اساتید مسلم دانشگاه سر فروبرده در کتاب‌هایی که نمی‌دانند و نمی‌خوانند احتمالا در خوابی عمیق به سر می‌برند، براستی ما باید ایستگاهی به این نام برازنده و بامسما داشته باشیم و چون برای اساتید باسوادمان طراحی و ساخته شده است و بسیار شلوغ هم خواهد بود پیشنهاد می‌کنم زیر تابلوهای فارسی حتما این عبارت - The Posthumous Advocates Station - به زبان انگلیسی با حروف درشت حک شود چرا که برای این عزیزان شیطان‌پرست اساسا کلاس بالاتری دارد بخصوص وقتی بخواهند عکس‌های سلفی یادگاری بگیرند با این تابلوها به هنگام مراسم‌های افتتاحیه‌های آتی کنار شهردار و وزیر و معاونین محترمشان در این ایستگاه بویژه با چندین و چند ورودی و خروجی، پله‌های برقی و آسانسور، اتاق مادر و کودک نخبه‌ی خارج دوست ‌فیلترشکن‌پرست (اکثرا در کانادا و آمریکا، آلمان، مالزی، استرالیا و اسپانیا) قطعا و هزار و صد البته که به منظور پیشرفت و اعطلای کشور، اتاق فکر فوری با نوت‌بوک‌های پیشرفته برای نخبگان دانش‌بنیان ، دستگاه ATM وام و کمک‌های ضروری و ناگهانی برای آقازاده‌های نخبگانی و دانش‌بنیان‌ و یک یا چند اتاق خاص و اختصاصی و مخصوص برای آقای مهدی ت. و کرسی ویلچیر مخصوص برای اساتید و مربیان مسلمی چون کارلوس کی‌ افسانه‌ای... اتاقی برای اساتید مسلم عادل ف. و مهران م. و مسعود کاف اسطوره‌ای، محسن گوارای چ. فالش‌خوان و علیرضا ع. فالش‌خوان درپیت اول ... برای این ایستگاه و بزنگاه شلوغ و پرازدحام «مدافعان پس از مرگ» داشته باشیم که منتظرند یکی بمیرد یا کشته شود تا ناگهان برای از دست ندادن بازار فروش کتاب‌ها، فیلم‌ها و سریال‌ها و آلبوم‌هایشان ناگهان دوپهلو صحبت کردن را کنار بگذارند و به مردم همیشه در صحنه‌ی کشورشان بپیوندند، در موردش بنویسند و «نظریه پردازی» کنند! چقدر خوبیم ما ... نه؟ اما من، خیلی تلخم، خیلی بد، خیلی، نه؟! - پشه ریزه


چنانچه مایلید از طرف خود یا روابط عمومی سازمان / شرکت و موسسه خود به این مطلب پاسخی بنویسید تا ذیل این مطلب درج شود؛ کافی است با استفاده از ایمیل دامنه خود با آدرس پست الکترونیک journalist@webfaqt.com به صورت مستقیم مکاتبه کنید.

متونی که به این ترتیب اینجا در سایت قرار می گیرند «کپی رایت» دارند. لطفا بدون اجازه کتبی و هماهنگی قبلی در نشریه چاپی و یا سایت یا وبلاگ آنلاین خود منتشر نکنید.









در روایتی از روزنامه‌نگاری: از میان پیامهای دریافتی از شما: تابلوی هوشمند ایستگاه اتوبوس در میدان تجریش کماکان هوشمندانه خاموش است



___________ تابان خواجه‌نصیری ___________

هر شهرداری که می‌آید با خودش طرح‌ها و پروژه‌هایی می‌آورد که رونمای آن خیلی زیبا و فریبنده است: آخرین تکنولوژی، صفحات هوشمند، ارتباط با بانک داده‌ها، ارتباط با مرکز، ارتباط با اینترنت و اپلیکیشن های مختلف و متعدد. بسیاری از این ابزار و تجهیزات را در ایستگاه‌های مختلف تاکسی و اتوبوس در سطح شهر تهران و ترمینال‌ها دیده‌ایم، چند روز یا چند ماه کار می کنند و بعد کاملا به فراموشی سپرده می‌شوند. عزیزان شهردار توجه کنند که مردم حواس‌شان هست شما دارید چه می‌کنید. شما هم حواس‌تان باشد که پولی را که دارید صرف این بریز و بپاش‌ ها و فن‌آوری ‌های جدید می‌کنید، خیلی هم خوب است، اما توجه کنید که از «بیت‌المال» است، از عوارض و مالیاتی است که از همین مردم می‌گیرید. این سیستم‌ها باید هوشمندانه کار کنند نه این که گوشه ای از مترو، ایستگاه اتوبوس یا میدان و ترمینال‌های مسافربری و ... خاک و آب باران بخورند و به مرور فرسوده و مستهلک شوند. طرحی را بیاورید و به کار بگیرید که توان حفظ و نگهداری و پشتیبانی فنی، به روزرسانی، توسعه و مهندسی آن را داشته باشید. لطفاً.


چنانچه مایلید از طرف خود یا روابط عمومی سازمان / شرکت و موسسه خود به این مطلب پاسخی بنویسید تا ذیل این مطلب درج شود؛ کافی است با استفاده از ایمیل دامنه خود با آدرس پست الکترونیک journalist@webfaqt.com به صورت مستقیم مکاتبه کنید.

متونی که به این ترتیب اینجا در سایت قرار می گیرند «کپی رایت» دارند. لطفا بدون اجازه کتبی و هماهنگی قبلی در نشریه چاپی و یا سایت یا وبلاگ آنلاین خود منتشر نکنید.









در روایتی از روزنامه‌نگاری: از میان پیامهای دریافتی از شما: واکنش درخور تحسین از سازمان نظام پزشکی بندرعباس



___________ تابان خواجه‌نصیری ___________

عکس‌های مهسا امینی روی تخت بیمارستان را که دیدم دقیقا همین به ذهنم رسید که پانسمان گوش و گردن، این همه التهاب و ورم روی صورت و اطراف بینی پس برای چیست؟! واقعا خدا کند که مسؤولان و پزشکان متخصص و مجرب و حاذق، دقیق بررسی کنند تا حقایق معلوم شود.


چنانچه مایلید از طرف خود یا روابط عمومی سازمان / شرکت و موسسه خود به این مطلب پاسخی بنویسید تا ذیل این مطلب درج شود؛ کافی است با استفاده از ایمیل دامنه خود با آدرس پست الکترونیک journalist@webfaqt.com به صورت مستقیم مکاتبه کنید.

متونی که به این ترتیب اینجا در سایت قرار می گیرند «کپی رایت» دارند. لطفا بدون اجازه کتبی و هماهنگی قبلی در نشریه چاپی و یا سایت یا وبلاگ آنلاین خود منتشر نکنید.









در روایتی از روزنامه‌نگاری: سخنی با رئیس جمهور رئیسی پیش از سفر به نیویورک



نیویورک
___________ تابان خواجه‌نصیری ___________

آقای رئیس‌جمهور رییسی! بخاطر آینده کشور و مردم ایران، در آمریکا همانطور که در سمرقند ایستادید و نشستید با پوتین روسیه و شی چین ملاقات و صحبت کردید،، با بایدن امریکا هم بایستید و بنشینید، خیلی جدی ملاقات و رودر رو صحبت کنید. شما یک فرصت استثنایی دارید تا «قدرت» و «اقتدار» ایران در مذاکره و نه ترس ایران از مذاکره را به همه‌ی طرف‌ها و بخصوص امریکا نشان دهید اجازه ندهید که این فرصت از دست برود. تاریخ ساز و خبرساز شوید و کاری کنید که تمام رسانه‌های دنیا مات و مبهوت و غافلگیر شوند. رو در رو حرف‌هایتان را بزنید.

آقای رئیس‌جمهور، بعدا نگویید کسی به ما نگفت! ما گفتیم!

چنانچه مایلید از طرف خود یا روابط عمومی سازمان / شرکت و موسسه خود به این مطلب پاسخی بنویسید تا ذیل این مطلب درج شود؛ کافی است با استفاده از ایمیل دامنه خود با آدرس پست الکترونیک journalist@webfaqt.com به صورت مستقیم مکاتبه کنید.

متونی که به این ترتیب اینجا در سایت قرار می گیرند «کپی رایت» دارند. لطفا بدون اجازه کتبی و هماهنگی قبلی در نشریه چاپی و یا سایت یا وبلاگ آنلاین خود منتشر نکنید.









یکی از آدرس‌های پست الکترونیکی ما: infodesk@webfaqt.com



این آدرس پست الکترونیکی برای دریافت نظرات و پیشنهادات، طرح سوالات کلی و متداول شماست. شما همچنین می‌توانید از طریق یک «فرم تماس» که لینک آن در بالا گوشه سمت چپ صفحه اصلی سایت نیز قرار دارد (قابل دسترسی از طریق مرورگر وب کامپیوتر تبلت، لپ‌تاپ یا دسکتاپ شما» می‌باشد) با ما تماس بگیرید‌.


درباره «روایتی از روزنامه‌نگاری»


یکی از  اولین روزنامه‌ها در تاریخ روزنامه‌نگاری پیش از اختراع ماشین چاپ و آغاز صنعت چاپ و نشر، اولین و ابتدایی‌ترین نوع روزنامه‌نگاری محدود بود به حرف و حدیث‌های مردم. تجار، ملوانان و ماجراجویان و مسافران سرزمین‌های دور و نزدیک که اولین روزنامه‌نگارانی بودند که اخبار سرزمین‌های دور و نزدیک را جمع‌آوری می‌کردند و این اخبار را با خود به سرزمین مادری و وطن‌شان می‌آوردند و اینها بودند که اخبار و داستان‌های خبری را برای دیگران «روایت» می‌کردند. پس از اینها، دوره‌گردان و فروشندگان خرد کالا و خدمات بودند که روایت‌هایی را که شنیده بودند برای مردمان عادی دیگری که می‌دیدند بازگو می‌کردند. همین جا ببینید که «روزنامه‌نگاری» تا چه حد به «بازاریابی» و «فروش» کالا و خدمات نزدیک است. ... پس از اینها قدیمی‌ترین نسل از کاتبان دست به کار می شدند و آنچه از روایت‌های مختلف شنیده و دیده بودند برای استفاده آیندگان بر روی پوست حیوانات و برگ درختان و بعدها بر روی کاغذ می‌نوشتند تا برای نسل‌های آینده باقی بماند. روزنامه‌نگاری به شکل سنتی و پس از اختراع چاپ اما در اواسط قرن شانزدهم در ونیز ایتالیا در قالب «اعلامیه‌های مکتوب» که به قیمت یک گزتا (واحد پول ونیز دران زمان) فروخته می‌شد اما بسیاری شروع رسمی روزنامه نگاری را از قرن ۱۸ می دانند. جمع آوری و توزیع و پخش اخبار و اطلاعات به شکل صوتی و تصویری در قالب رادیو تلویزیون از قرن بیستم و اینترنت هم همانطور که می‌بینید از اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم آغاز شد.

روایتی از روزنامه‌نگاری معتقدم و سخت بر اين نظر، چون هميشه، تاکيد و پافشاري دارم که ما در ايران امروزمان روزنامه نگار به معناي‌ واقعي کلمه يعني ژورناليست نداريم. ژورناليسم داراي ارکاني است که به دلايل مختلف در اين گوشه از دنيا (خاورميانه و شرق دور) فراموش شده است. روزنامه نگاري در ايران فاقد دقت، کنجکاوي و حرکت در سمت و سوي منافع مردم است. اين آفتي است که به جان اين رشته در اين مملکت افتاده است و اگر فردي از جان گذشته، بخواهد فقط يکي از اين ارکان را مورد توجه و عنايت قرار دهد، ديگر نامش را در هيچ روزنامه و رسانه اي نخواهيد يافت. روزنامه نگاري که بخواهد اطلاعات و اخبار و آمار و ارقام صحيح را با دقت جمع آوري کند از همان ابتدا به در بسته زده است، به غلط هدايت می‌شود و به سادگي خواهيد ديد که هيچ مرکز و اداره و سازمان خبری و آماري حاضر به پاسخگويي صريح و صحيح به او نيست. در اينجا، ناگهان تمام منابع ارتباطي و اطلاعاتي، طبقه بندي شده و محرمانه تلقي می‌شوند. (تابان خواجه‌نصیری، تهران - سی و یکم شهریور ماه ۱۳۸۷)

گابریل گارسیا مارکز درباره روزنامه‌نگاری اگر بخواهیم چیزی بگوییم همین قدر کافی است که یادی کنیم از «گابریل گارسیا مارکز» نویسنده کلمبیایی و برنده جایزه نوبل ادبیات. مارکز از روزنامه‌نگاری به عنوان بهترین حرفه جهان یاد می‌کند. این نویسنده فقید "صد سال تنهایی" که خود نویسندگی را با روزنامه‌نگاری آغاز کرده است می‌گوید: "هیچ شغلی بهتر از روزنامه نگاری نیست."

در فاصله بیست و پنج سال گذشته مقالات منتشر شده در رابطه با واژگان تخصصی پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی در مقطع کارشناسی (لیسانس) به سازمان صدا و سیما رفتم و در آنجا به مدت دو سال در اداره بین الملل و نیز برای گروه ورزش در تولید مشغول به کار شدم. ترجمه متون بسیار متعدد و مهمی در آن سازمان بر عهده ام قرار گرفته که دو اساسنامه‌ی اتحادیه‌های سازمانهای رادیوتلویزیونی آسیا و اقیانوسیه موسوم به ABU ‌و سازمانهای رادیوتلویزیونی کشورهای اروپایی موسوم به EBU از جمله مهمترین ترجمه‌های تخصصی ام در آن سازمان بود. همچنین ترجمه اپیزودهای برخی برنامه های ورزشی متعددی که در آن مقطع زمانی در جدول پخش برنامه های ورزشی تلویزیون قرار داشت بر عهده ام بود.

تابان‌خواجه‌نصیری - اواخر  دهه ۷۰ همان زمان در اوایل دهه ۷۰ برخی از اولین کارها و اخبار علم و فن‌اوری‌های مهم آن زمان در زمینه‌های مختلفی چون ارتباطات و بخصوص ارتباطات ماهواره‌ای نیز مقالات متعددی در رابطه با رویدادهای ورزشی مهم همچون المپیک و یا تجهیزات پخش رادیوتلویزیونی و ارتباطات ماهواره ای و ... در هفته‌نامه سروش منتشر شد. در اوایل دهه ۷۰ و بعد از اواسط دهه ۷۰ همکاریم با سازمان‌های فرهنگی و هنری، چاپ و نشر کتاب و ناشرین و مطبوعات به صورت جدی آغاز شد و اولین کارهای روزنامه‌نگاری‌ام از جمله مصاحبه‌ها، مقالات و نوشته‌ها و پژوهش‌هایم در نشریاتی چون علم الکترونیک و کامپیوتر، شبکه و ... و بعدها در نشریات دیگری چون «فرهنگ مردم» و ... منتشر شد. از آن سالها، دو سه مطلب و مقاله و مصاحبه‌هایی که داشتم بسیار برجسته بود: در «علم الکترونیک و کامپیوتر» برای اولین بار در چارچوب یک سری مقالات پشت هم اولین کسی بودم که در مطبوعات شروع کردم به آموزش مفاهیم اولیه و اساسی وب و اینترنت و علی الخصوص شروع کردم به آموزش زبان علامت‌گذاری HTML و جاوااسکریپت. دیگر، حاصل بیش از شش ماه پژوهش وضعیت موجود اینترنت و کارکرد و کاربرد حرفه‌ای آن در آن زمان و آن سالها، منجر شد به نگارش چندین و چند گزارش مختلف، از جمله پژوهشی تحت عنوان «سایبرپانک» که در علم الکترونیک و کامپیوتر منتشر شد.

یکی از علم الکترونیک و کامپیوتر از اوایل دهه هشتاد تا حال حاضر مقالات و مطالب و ترجمه‌هایم اکثرا در همین سایت و در وبلاگ‌های مرتبط و یا سایت‌های مرتبط و بعد چاپ و نشر آنها در مطبوعات و نشریات متعدد بوده است که برخی از آنها به مرور به عنوان نوع یا نمونه ای از کارهای ترجمه‌ام برای دریافت به صورت فایل پی دی اف یا لینک فعال به منبع روی سایت یا اینترنت قرار می گیرد.





نسخه پی دی اف آماده  دریافت









روایتی از علم و فن‌آوری
در روایتی از علم و فن‌آوری: فراتریادنبشت: بیگانه‌های فضایی از نزدیک کره زمین را زیر نظر دارند (به‌روزرسانی ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۲)



تابان خواجه‌نصیری - دستخط یک

زمین از فاصله ۱۰۰ هزار کیلومتری

فراتریادنبشت | ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۲ :

مطلب مهمی که می‌خواستم در این یادداشت کوتاه به آن اشاره کنم بحث پرداختن رسانه‌های ایران به دو موضوع و مقوله جذاب و مهم است که اخیرا می‌بینم رسانه‌هایمان به ان می‌پردازند، یکی بحث پوشش خبری فعالیت‌های خورشیدی و CMEها و طوفان‌های ژئومغناطیسی و شفق‌های قطبی و اختلالات رادیویی و عملکرد ماهواره‌ها و سیستم‌های ناوبری و جی پی اس حاصل از آن روی زمین است و دیگری مقوله‌ی «هوش فرازمینی و بیگانه‌های فضایی و بحث مشاهده یوفوها در میان اخبار و گزارش‌های خبری است که اینها واقعا مهم هستند و ما باید به انها اهمیت بدهیم و هوش و حواسمان کاملا جمع باشد. ... در اخبار روز گذشته گزارش‌هایی بود مبنی بر این که اوکراینی‌ها از مشاهده یوفوهایی خبر داده‌اند که با سرعتی بسیار بالا (در حدود ۱۵ هزار کیلومتر در ثانیه) در آسمان شهرهای اوکراین ظاهر شده‌اند. در یادداشت‌های خودم در سال ۲۰۲۰ (دو سال پیش) از تجربه مشاهده همین نوع یوفوها (که با سرعت بسیار زیاد و طبق محاسباتی که داشتیم در حدود ۱۲ هزار کیلومتر بر ثانیه بود) در حدود یک دهه پیش از آن گفته و نوشته بودم. فراتریادنبشت | ۳۰ ژانویه ۲۰۲۱ :

این یک نکته مهم و برجسته در تاریخ یوفولوژی است که پس از پایان جنگ دوم جهانی، نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا به طور جدی و مستقیم پایش به ماجرای مطالعه، بررسی و کنکاش در رابطه با موضوع مشاهده یوفو‌ها کشیده شود. پیش از آن مطالعاتی پراکنده و در سطح یکی دو دانشگاه امریکا از جمله دانشگاه کلورادو مطرح بود، اما در سال ۱۹۴۷ ، پس از دو پروژه مطالعاتی تحت عناوین پروژه‌های (Sign) و پروژه (Grudge) ، مهمترین پروژه تحت عنوان پروژه کتاب آبی (Blue Book) آغاز شد‌ این پروژه ۲۲ سال ادامه یافت و نیروی هوایی آمریکا، در دسامبر ۱۹۶۹ گروه مطالعاتی را متلاشی و اسناد و مدارک را کاملا بایگانی کرد.

شاید که خیلی‌ها بخصوص در ایران نخواهند ببینند و یا این که اصلا متوجه نباشند که این مشاهده منحصربفرد به چه معنی است. بیش از یک دهه مطالعه خورشید از طریق انواع و اقسام تجهیزات و سرویس‌های آنلاین به صورت شبانه‌روزی مرا در موقعیتی قرار داد که مشاهده منحصربفرد و استثنایی را داشته باشم و ان را اینجا ثبت کنم و به اطلاع شما برسانم. این چیست؟! چه تعریفی برای آن وجود دارد؟ «جستجوی حقیقت در مورد بشقاب پرنده‌ها به شدت ناقص و معلول است. چرا که اول از همه، یک تجربه مشاهده را نمی‌توان در آزمایشگاه تولید کرد. همچنین نمی‌توان یک بشقاب پرنده را برای آزمایشات و بررسی‌های دقیق (از هوا و یا روی زمین) گرفت و مصادره کرد. زمان و مکان مشاهدات آینده را نمی‌توان پیش‌بینی کرد. مشاهدات تصادفی و خود به خودی آنقدر مختصر و پراکنده است که به راحتی نمی‌توان کارشناسان و ابزارهای دقیق علمی را به موقع برای مشاهده به صحنه آورد و به کار گرفت. »- «یوفولوژی، پیشرفتی بزرگ در درک علمی اشیا پرنده ناشناخته، جیمز ام. مک کمپبل، ۱۹۷۶، صفحه ۷» واقعا ممکن است مسخره به نظر بیاید اما در حال حاضر، مشاهدات ما تنها منبع اطلاعاتی ما در مورد یوفوهاست. این ممکن است برای فردی که به دنبال حقایقی در رابطه با یوفوهاست تا حدی تکان دهنده باشد که بفهمد و مطلع شود که «متوسط ​​تعداد موارد یوفوهای مشاهده شده از سال ۱۹۴۷ بیشتر از ۲۰۰ مورد در سال است. فقط بیش از ۱۰۰۰ مورد مشاهده در سال ۱۹۶۷ گزارش شده است. از آنجا که ثبت این اعداد و ارقام فقط در ایالات متحده انجام می‌شود و بشقاب پرنده‌ها یک بحث و مساله‌یی جهانی هستند، تعداد گزارشات مشاهده واقعا قابل توجه است. تعداد کل مشخص نیست، اما نشانه‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد تعداد آنها ۵۰۰,۰۰۰ یا بیشتر است.» «یوفولوژی، پیشرفتی بزرگ در درک علمی اشیا پرنده ناشناخته، جیمز ام. مک کمپبل، ۱۹۷۶، صفحه ۸ .» در فاصله یک دهه گذشته، کتب، مقالات مرتبط با موضوع یوفوها مطالعه کرده و انواع و اقسام داستان‌های مشاهده را با دقت زیر نظر داشته‌ام، با استفاده از تکنولوژی‌های مختلف از جمله Rss اخبار مرتبط را از منابع مختلف آنلاین به صورت شبانه روزی زیر نظر داشته و دارم و بر اساس همین است که این مشاهده را (که رصد و ثبت آن بیش از یک دهه زمان برده است) مشاهده‌ای منحصربفرد می‌دانم. این مورد مشاهده و ثبت تصویری یک اتفاق ساده نیست، بیش از یک دهه است که منتظر چنین مشاهده‌ای بوده‌ام. چند وقت قبل, تصویر دیگری را نیز ثبت کردم، اما ان تصویر خیلی واضح و گویا نبود، آن تصویر را که قبلا در سایت هم قرار داده بودم، یک شی پرنده ناشناخته را نشان می‌داد، اما در آن زمان، فکر کردم ممکن است که یکی از رصدگرهای خورشید در مدار باشد. اما بر این باورم که این یکی دیگر نمی‌تواند کاوشگر خودی باشد، این یک یوفوی بسیار بسیار بزرگ است، با مشخصاتی مشابه و مشترک که از سال ۱۹۴۷ به بعد در برخی از گزارش‌های ثبت شده از یوفوها خوانده‌ایم، چیزی در حدود ۱۲,۵ درصد از مواردی که به عنوان «ناشناخته» ثبت شده است.

فراتریادنبشت | ۲۳ ژانویه ۲۰۲۱ :

این سوال همیشه در ذهنم بوده که چرا بشر حداقل در یکصد و پنجاه سال گذشته نتوانسته است با استفاده از تلسکوپ و تجهیزات رصدی دیگر، وجود یا عدم وجود یوفوها (اشیاء پرنده ناشناخته) را ثبت یا ردگیری کند. (البته اخیرا آمریکا بالاخره یک سری پرونده‌های مرتبط با این موضوع را منتشر ساخته است که در حال مطالعه و بررسی انها هستیم) بیشتر از یک دهه است که از طریق تصاویر و فیلم‌ها یا تجهیزات رصدی آنلاین، فضا و بویژه متظومه شمسی و خورشید را تا آنجا که امکانش بوده زیر نظر دارم. پیشتر از این، یکی دو مورد مشاهده را در پرونده‌هایم ثبت داشته و دارم اما هیچیک به این وضوح که در تاریخ ۲۰ ژانویه ۲۰۲۱ به تبت رسید نبوده است. ساعت ۱۴:۱۵ (به وقت محلی) درحال مطالعه و بررسی آخرین و تازه‌ترین تصاویر ثبت شده از خورشید، لایه‌های مختلف آن بویژه کرونا و میدان مغناطیسی خورشید و بادهای خورشیدی، از طریق امکانات آنلاین آزمایشگاه فضایی تسیس لبدف روسیه بودم. در هنگام بررسی تصویر مرتبط با بادهای خورشیدی، در گوشه‌ی سمت چپ تصویر متوجه این شی ناشناخته شدم. به سرعت تصاویر را ذخیره کردم چرا که آزمایشگاه فضایی این تصاویر را با تصاویر جدید به روزرسانی می‌کند و تا آنجا که می‌دانم دیگر آنلاین امکان دسترسی به بایگانی این تصاویر نیست.

بعد روی این تصاویر زوم کردم که اکنون و اینجا نیز شما این تصاویر را می‌بینید. یوفو بیگانه ظاهرا در حال عبور است و نوعی خط سیر حرکتی از بالا به پایین مشاهده می‌شود.

با مشاهده و ثبت و گزارش رسمی این تصویر منحصر بفرد، پس از بیش از یک دهه تحقیق و مطالعه در این رشته رسما نام خودم را به عنوان یک یوفولوژیست ایرانی و یکی از مشاهده کنندگان یوفوها که اکنون دارای مشاهدات، اسناد و مدارکی برای دفاع از این مدعاست ثبت می‌کنم.

با توجه به این مشاهدات، اسناد و مدارک و تصاویر ثبت شده با استفاده از امکانات و تجهیزات آنلاین آزمایشگاه فضایی تسیس لبدف روسیه، قاطعانه می‌گویم و می‌نویسم که «بیگانه‌های فضایی» با سرعت بیشتر و فن‌آوری‌های فوق‌العاده پیشرفته‌تر نه تنها وجود دارند، بلکه آنها سالهاست که در منظومه شمسی حضور دارند و از دور و نزدیک (و یا حتی بسیار نزدیک‌تر) بشر و تمام موجودات روی کره زمین را به دقت زیر نظر دارند. (تابان خواجه‌نصیری - ۲۰۲۱)



فراتریادنبشت | ۳۰ آوریل ۲۰۲۰:



سریعترین سرعتی که بشر با موتور جت هواپیماهای جنگی به آن دست یافته و رکورد آن را به ثبت رسانده سرعتی معادل ۷۲۰۰ کیلومتر در ساعت است، این یعنی ۱۲۰ کیلومتر در دقیقه، ۲ کیلومتر در ثانیه. ...

جت‌های معمولی و مسافری معمولا بین ۴۰۰ کیلومتر در ساعت تا ۱۲۰۰ کیلومتر در ساعت سرعت دارند. در فضا و اکنون ( نه ۱۳ سال پیش) سرعت سریعترین فضاپیماهای ساخت بشر (فضاپیمای کاوشگر پارکر متعلق به ناسا آمریکا) ۱۵۳۴۵۴ مایل در ساعت یا ۲۴۵۵۲۶ کیلومتر در ساعت است. این یعنی ۶۸ کیلومتر بر ثانیه.

تصور کنید که کسی بیاید بگوید که من دارم اشتباه می‌کنم و آنچه که من دیده‌ام احتمالا یک شهابسنگ در حال گذر از کنار زمین یا در حال سقوط و یا چیز دیگری چون یکی از همین سریعترین فضاپیماهای ساخت بشر در سال ۲۰۰۳ بوده است. در مورد شهابسنگ همین قدر کافی است بگویم، صدها بار حرکت شهابسنگ‌ها را دیده‌ام، قدر و روشنایی و سرعت‌ آنها را بخوبی می‌شناسم، سرعت شهابسنگ‌ها کمی بیشتر از سرعت حرکت جت‌های کوچک و مسافری حدود ۸ کیلومتر بر ثانیه است.

در مورد فضاپیما و ساخت بشر بودن آنچه دیدم خوب است اشاره کنم سریعترین فضاپیمای آمریکا در آن دهه، نیوهورایزن است که تازه سه سال بعد از آن یعنی در ۲۰۰۶ پرتاب شد. سرعت کاوشگر نیوهورایزن آمریکا هم در حدود ۵۸۵۰۰ کیلومتر بر ساعت (حدود ۱۶/۲۶ کیلومتر بر ثانیه) است. (این یعنی حدود دو برابر سرعت شهابسنگ‌ها) فرض کنیم آنچه که من دیده‌ام نمونه‌ای از فضاپیمای نیوهورایزن در حال تست بوده که در ارتفاع ۴۰۰ کیلومتری زمین در حال اوج گرفتن به سمت قطب شمال باشد. اگر چنین باشد، من قطعا توجهم جلب نمی‌شد، چرا که این فضاپیمای سریع پس از ۱۰ ثانیه (بعد از مشاهده) ۱۶۰ کیلومتر را طی کرده بود، پس از ۲۰ ثانیه ۳۲۰ کیلومتر، بعد از ۳۰ ثانیه ۴۸۰ کیلومتر، بعد از ۳۰ ثانیه دیگر ۹۶۰ کیلومتر (شما بگویید ۱۰۰۰ کیلومتر) را طی کرده بود. در حالی که من دارم می‌گویم حرکت و سرعتی در فضا مشاهده کردم که با توجه به مقیاس‌هایی که امروز به صورت عمومی و تقریبا قابل فهم برای همه (نه فقط نخبگان هوا-فضا و اخترشناسان) در اختیار ما قرار دارد در حدود ۱۰٫۰۰۰ کیلومتر بر ثانیه بود.

حال اجازه دهید گوگل مپ را باز کنیم و از این ابزار به گونه‌ای حرفه‌ای تر استفاده کنیم. این نقشه‌ها پیکسل به پیکسل بسیار دقیق و استاندارد تهیه شده است، وقتی مقیاس نقشه را در شرایطی قرار دهید که حدودا ۲۵۰ مایل از زمین فاصله دارید، یعنی ماهواره یا شی ناشناخته شما در فاصله ۴۰۰ کیلومتری زمین قرار دارد. روی نقشه، هر سانتی‌متر (حدودا) ۵۰۰ متر است، بنابر این وقتی که از یک متر فلزی استفاده کنید و ۲۰ سانتی‌متر را باز کنید و دست خود را رو به آسمان دراز کنید، با همان مقیاس (۲۰ سانتی‌متری) دارید ۱۰ هزار کیلومتر را به چشم خودتان می‌بینید. حالا فقط یک لحظه تصور و تجسم کنید، چطور این شی پرنده ناشناس، در هر ثانیه (می‌توانید به صدای تک تک یک ساعت گوش کنید تا دقیق‌تر متوجه عرایضم شوید) ده هزار کیلومتر را طی کرد.

با همین مقیاس، ۱۰ سانتی متر، یعنی پنج هزار متر، روی صفحه موبایل نقشه را به گونه‌ای تنظیم کنید و بچرخانید که تهران در گوشه سمت راست پایین دیده شود، کلن یا دوسلدورف در گوشه بالا سمت چپ، این فاصله الان روی نقشه شما پنج هزار کیلومتر فاصله دارد و روی متر فلزی شما دقیقا ده سانتی متر است، حالا وقتی متر فلزی را به سمت آسمان بگیرید، هر شی، مثل ماهواره یا یوفو که ببینید در مدار ۴۰۰ کیلومتری از زمین قرار دارد، قدر ظاهری و روشنایی‌اش در شب یک نقطه درخشان و نورانی کاملا مشخص است. قدر ایستگاه فضایی بین‌المللی ISS چیزی شبیه سیاره زهره (ونوس) یا ژوپیتر (مشتری) به ترتیب بین (۴-) تا (۳-) است. آن نقطه نورانی که به چشم و دید من در هر ثانیه ده هزار کیلومتر را طی می‌کرد یعنی حدودا از تهران تا مانیل (فیلیپین) یا سئول (کره جنوبی)، ابتدا قطعا در مدار ۲۵۰ مایلی (۴۰۰ کیلومتری) از زمین قرار داشت، اندازه‌اش در حد و اندازه ایستگاه فضایی (یعنی حدود ۱۱۰ تا ۱۲۰ متر).

شما وقتی در سفینه‌ای باشید که در ده ثانیه می‌تواند تا ۱۰۰ هزار کیلومتر اوج بگیرد، کل کره زمین را می‌بینید و از اینجا باید از ابزاری چون گوگل ارث یا برنامه‌های مشابه استفاده کنید تا متوجه شوید چه نمایی از کره زمین را می‌بینید. گوگل مپ این سطح از ارتفاع را نشان نمی‌دهد ‌

حالا برگردیم به زمین فوتبال‌ استانداردمان، روی کل زمین چمن را پر کنید با لامپ‌های ۴۰ وات روشن، در فواصلی معین شما می‌توانید ۲۵۰ تا ۲۷۰ لامپ ۴۰ وات روشن کنید. حال، ۲۵۰ مایل (۴۰۰ کیلومتر) که از زمین دور شوید در یک شب صاف و بی ابر، زمین فوتبال کاملا روشن شما، به شکل یک نقطه روشن دیده می‌شود، مساحت زمین چمن را بخاطر دارید؟ ۱۰۸۰۰ مترمربع، از دور با این لامپ‌ها مثل یک لامپ ۱۰۰۰ وات روشن در نظر بگیرید با هر ۱۰۰۰ مایل (۱۶۰۰ کیلومتر) که اوج می‌گیرید و دور می شوید، مثل ان است که به اندازه چهار لامپ از چهار طرف زمین فوتبال خاموش کرده باشید، یعنی از قدر و روشنایی زمین فوتبال‌تان همینطور کم می‌شود، وقتی به اندازه ۱۰۰ هزارکیلومتری (حدود ۶۲۰۰۰ مایل) از زمین اوج می‌‌گیرید، شما کاملا در فضا هستید و از فضاپیما، زمین فوتبال به اندازه یک لامپ ۴۰ وات ضعیف از دور است و از روی زمین، فضاپیمای شما هم به اندازه یک لامپ ۴۰ وات دیده می‌شود. آنچه من دیدم و ثبت کردم این بود که روشنایی شی‌ناشناس از قدری در حد و اندازه ونوس یا ژوپیتر (و ایستگاه فضایی که چند سال بعد رسما مورد بهره‌برداری قرار گرفت) به سرعت تنها ظرف شش ثانیه به قدری نزدیک به قدر ستاره ویگا (۰/۰۳ که در اخترشناسی تقریبا مبدا است) کاهش یافت و این نشان می‌دهد که شی پرنده ناشناخته در حال اوج گرفتن بود که من آن را در آسمان دیدم و دنبال کردم. یکی دو ثانیه بعد دو سفینه کوچکتر با همان قدر نزدیک به روشنایی ستاره ویگا (کمی کم نورتر چون کوچکتر بودند) از یوفوی مادر و در یک زمان به جهات مخالف هم یکی به سمت شرق و دیگری سمت غرب جدا شدند و در یک فاصله یکسان و یک اندازه از سفینه مادر به آنی متوقف شدند. فاصله هر کدام از یوفوهای کوچک از سفینه مادر، ۵ هزار کیلومتر بود.



یادداشت | ۲۹ آوریل ۲۰۲۰:

معتقدم «بیگانگان فضایی» وجود دارند چون با همین چشمان خودم انها را ۱۷ سال پیش، در اول فوریه ۲۰۰۳ در آسمان شب تهران دیدم، این موجودات در سفینه‌هایشان درست بالای ایران در نیمکره شمالی کره زمین بودند. ۱۷ سال مطالعه و پژوهش کردم و صبر کردم تا تجهیزات و تکنولوژی ماهواره‌ها و ابزارهایی چون گوگل‌مپ و اطلاعات بیشتر در اختیارم قرار گیرد تا کسی نتواند بگوید چرا این بیگانگان فضایی خودشان را به مشتی خل و چل نشان می‌دهند! (استفان هاوکینگ) اگر وجود دارند، چرا خودشان را به تمام مردم دنیا نشان نمی‌دهند و چرا رسما اعلام نمی‌کنند؟! بلی، آنها وجود دارند و خیلی ساده، خیلی خیلی خیلی پیشرفته‌تر از ما هستند. آنها نشان دادند که به راحتی می‌توانند با سرعتی معادل ۳۶ میلیون کیلومتر در ساعت و حتی تا دو برابر این سرعت در فضا حرکت کنند. این سرعت واقعا عجیب و وحشتناک است و تکان دهنده است وقتی با چشمان خودتان ببینید که اینها با سفینه‌هایشان می‌توانند با این سرعت حرکت کنند و در یک لحظه و یک نقطه مشخص از فضا متوقف شوند.

در یادداشت قبلی شرح مختصری از این مشاهده نوشتم. آنجا اعداد و ارقامی مطرح شد و دوستی گرامی و قدیمی از من در مورد این اعداد و ارقام پرسید. از من پرسید که این مسافت ۶۰۰۰۰ کیلومتر را من از کجا اورده‌ام و چگونه به این عدد رسیده‌ام.

سوال بسیار خوب و دقیقی است. ببینید، لازم است تا توضیحات بیشتری ارائه دهم. آن شب که من این ماجرا را در آسمان تهران دیدم، به حیاط خانه امده بودم، سرم را بالا گرفتم، کمی عقب تر از سرم، یعنی درست از بالای سرم متوجه حرکت فوق‌العاده سریع آن شی مرموز و ناشناس شدم، - فکر نکنید که ارتفاع شی پرنده ناشناس مثل فیلم‌های فضایی از زمین کم است، این شی پرنده ناشناس یا اصطلاحا یوفو بسیار بالا بود، ۱۷ سال پیش من هیچ دیدی از این که این فاصله تا زمین چقدر است نداشتم، نه ابزاری در دسترس داشتم و نه دوربینی که بتوانم این مشاهده را ثبت کنم، من شاهد یک حرکت غیر عادی و یک سرعت عجیب در آسمان صاف و پر ستاره آن شب تهران بودم. بلافاصله، شروع کردم به شمردن یک هزار و یک، یک هزار دو، شی رفت پشت ساختمان، اینجا من در عین حال خودم را رسانده بودم روی پله‌ها که دیدم شی رفت پشت ساختمان، شمارش را همینطور ادامه دادم، آمدم داخل منزل، خیلی سریع سالن را طی کردم، در ورودی آپارتمان را باز کردم و در بالکن حیاط شمالی خانه ادامه حرکت شی را از بالای ساختمان دنبال کردم، شماره ثانیه‌ها به پنج رسیده بود، روی ثانیه ششم، شی در نقطه‌ای از آسمان، به چشم و از زاویه دید من، در شمال تهران، بالای کوه‌های البرز، یا احتمالا دریای مازندران به آنی و در یک لحظه متوقف شد. توقفی کاملا ناگهانی، ایستاد، یکی دو ثانیه بعد، آن دو شی دیگر- که شرح‌شان در یادداشت قبل نیز امده است - از یوفوی مادر جدا شدند به جهت‌های مخالف هم رفتند، با سرعتی عجیب زیاد (دو یا چند برابر سرعت حرکت یوفوی مادر) و آنها هم در نقطه‌هایی در دو طرف سفینه مادر ناگهان و به آنی متوقف شدند.

بعدا من خیلی سعی کردم که راهی پیدا کنم برای محاسبه این فاصله ۶ ثانیه‌ای که دیده بودم‌. ببینید آن سالها، هنوز تلفن‌ها و موبایل‌ها هوشمند در اختیار و در دسترس نبود، سرویس‌هایی چون گوگل مپ و گوگل ارث وجود نداشت (تازه دو سال بعد از آن تاریخ، در هشتم فوریه ۲۰۰۵ گوگل مپ روی اینترنت قرار گرفت) و خیلی چیزهای دیگر، از جمله بسیاری مطالب و مقالات و کتب لازم بود که اینها حتی ساده‌ترین اطلاعات مثل امروز روی اینترنت به این مقدار حجم و دقت وجود نداشت. من هم دانش لازم و اطلاعات و ابزاری نداشتم که بتوانم با اتکا به آن اطلاعات بفهمم دقیقا چه خبر است.  از این قضیه، تنها یک سری یادداشت‌های کوتاه برداشتم که مشاهدات و موارد فراموشم نشود. لازم بود که این ۱۷ سال بگذرد و من هم بیشتر مطالعه کنم.

اکنون فکر می‌کنم اطلاعات و دانشم از قضایا به آن حدی هست که بتوانم با اتکا به آن ابزارها و محاسبات مشاهدات را با دقت بیشتری بررسی و مطالعه و اینجا به صورت این یادداشت‌ها ارائه کنم.

آن ۶۰۰۰۰ کیلومتر که گفتم، در فضاست، قطعا در مکانی که بالای سر ما، دقیقا بالای نیم کره شمالی زمین واقع شده است که من از اینجا، این نقطه دارم این رویداد را مشاهده می‌کنم. اکنون است که ما با اطلاعاتی که داریم و با ابزارهایی که داریم می‌توانیم قاطعانه بگوییم که شی ناشناس در آسمان بالای کره زمین حدودا در چه فاصله‌ای از زمین قرار داشته و با توجه به اندازه‌ای که از آن می‌دیدم و با توجه به مسیر و مسافت، چقدر راه را در آسمان طی کرده است. در بررسی‌هایم به دو عدد رسیدم، یک عدد فاصله شی پرنده ناشناس از زمین است که من فکر می‌کنم ابتدا در یک فاصله ۲۵۰ مایلی بود چون بسیار درخشان‌تر و نورانی‌تر بود و بعد با توجه به این که خیلی ریزتر و کم نورتر شده بود معلوم بود که اوج گرفته و حدودا به ۱۵۰ یا ۲۵۰ برابر یا حتی تا ۳۰۰ برابر فاصله‌ای که از زمین اوج گرفته بود، یعنی ابتدا درست در فاصله ۴۰۰ تا ۵۰۰ کیلومتری زمین بود و بعد تا ۱۵۰ یا ۲۵۰ برابر اوج گرفت. آن شب، ابتدا سرعت عجیب و غریب شی پرنده ناشناس توجه مرا جلب کرد، بعد توقف ناگهانی آن در فضا و بعد کم نور شدن ان نسبت به نقطه نورانی که ابتدا (در حیاط جنوبی خانه) دیده بودم. ارتفاع یا مدار ۴۰۰ کیلومتری، مداری است که از آن به عنوان لئو یا مدار پایین (Low Earth Orbit) یاد می‌شود، جایی که الان ایستگاه فضایی ISS در آن قرار دارد. عدد دیگر، فاصله‌ای است که شی پرنده ناشناس در یک مسیر مستقیم، از جنوب به سمت شمال حرکت کرد و اوج گرفت که من ۶ ثانیه آن و توقف ناگهانی آن را مشاهده کردم. شی ناشناس، ممکن است پیش از این شش ثانیه هم در حرکت بوده باشد من واقعا این را در خاطرم ندارم، حرکت فوق‌العاده سریع را دیدم و متوجه قبل آن نشدم. جز این که شی ابتدا درخشان‌تر بود و بعد در انتهای مسیر بسیار بسیار کم نورتر شده بود و این نشان می‌داد که اوج گرفته است. برای من همین شش ثانیه کافی است که اکنون با توجه به گوگل ارث و تصاویر و مقیاس‌های نقشه‌های ماهواره‌ای می‌توانم بگویم فکر می‌کنم دارم قضایا را بهتر و درست‌تر از ۱۷ سال پیش می‌بینم و آن رویداد و مشاهده را با توجه به این اطلاعات و ابزارهای کنونی می‌توانم مقایسه و تجزیه و تحلیل می‌کنم. با توجه به اندازه‌ایی که اکنون از یک ماهواره در مدار ژئو در فاصله ۳۶ هزار کیلومتری می‌بینم و اندازه‌ای که از ایستگاه فضایی در ذهن داریم و می‌بینم و با توجه به اندازه‌ای که از آن شی ناشناس دیدم و اینهاست و البته یک سری محاسبات دیگر که به این عدد ۶۰ هزار کیلومتر مسافت طی شده رسیدم. بحث مقایسه ها و روش‌های محاسباتی‌ام مفصل و کمی پیچیده است. اما خوب است که بخشی از ان را اینجا اضافه کنم. اما ابتدا همانطور که در متن‌ یادداشت قبلی هم نوشته بودم، پیش از این بارها حرکت و سرعت حرکت جت‌های مسافری یا جنگی را از زمین دیده‌ بودم و این یک تجربه مهم است، نهایت سرعت آنها یک دهم آن چیزی بود که از یوفو می‌دیدم، برای همین هم شدیدا و به سرعت تکان خوردم، دقت کردم و آن را دنبال کردم وگرنه اگر سرعتش غیرعادی نبود با یک نگاه می‌فهمیدم که این یک هواپیمای معمولی و مسافری یا نهایتا جت جنگی است که دارد این مسیر را طی می‌کند و نیازی به توجه خاص و بیشتری نیست و ندارد. اما سرعت حرکت آنقدر زیاد بود که من در همان ثانیه اول متوجه شدم و به سمت پله‌ها خیز برداشتم چون می‌دانستم و فهمیده بودم که حرکت شی ناشناس غیر عادی بسیار زیاد است، نکته دوم توقف ناگهانی‌اش بود که مرا واقعا شوکه کرد و مطمئن شدم که دارم یک یوفو می‌بینم که هوشمندانه توقف کرده است.

اما محاسبات، این محاسبات خیلی ساده و قابل فهم است و با توجه به اطلاعات و ابزارهایی که امروز و اکنون در اختیار داریم کار چندان پیچیده‌ای نیست. برای این که بتوانید شرح و توضیحات مرا بهتر متوجه شوید لازم است که یک دید و اطلاعات کلی به شما بدهم. شما اکنون به راحتی با ابزارهایی چون گوگل‌مپ و گوگل ارث به راحتی می‌توانید بیشتر تحقیق کنید و اطلاعات لازم را جمع اوری کنید. فواصل را به چشم خودتان ببینید و محاسبات لازم را انجام دهید. یک زمین فوتبال استاندارد وسط یک استادیوم ورزشی، ابعاد و طول و عرض مشخصی دارد (۱۲۰ در ۹۰ متر) این یعنی ۱۰۸۰۰ مترمربع. تقریبا می‌شود گفت که ایستگاه فضایی بین‌المللی ISS با ۱۰۸ متر طول براحتی درون یک زمین فوتبال استاندارد قرار می‌گیرد. حال شما با گوگل مپ می‌توانید خودتان تصاویر ماهواره‌ای که از یک استادیوم ورزشی مثلا استادیوم آزادی در غرب تهران است را ببینید، حال زوم اوت کنید، تا جایی که زمین فوتبال تقریبا به اندازه یک i کوچک شود، سمت راست پایین صفحه نمایش، شما می‌توانید ارتفاع کنونی را ببینید، گوگل به شما اطلاع می‌دهد که این دید یک مایلی از زمین است. یک مایل برابر است با ۱/۶۰۹ کیلومتر، ایستگاه فضایی در فاصله کمی بیش از ۲۵۰ مایلی از زمین قرار دارد، (دقیقا ۴۰۸ کیلومتری از زمین) در یک آسمان شب صاف و بی ابر و آلودگی، این i کوچک ۲۵۰ برابر کوچک‌تر و کم‌نور تر و دورتر دیده می‌شود، به اندازه یک نقطه، اما کاملا روشن و واضح که چون به زمین نزدیک است از ستارگان دوردست و ... کاملا قابل تشخیص است. یوفو یا شی پرنده ناشناخته‌یی که دیده بودم، ابتدا در این فاصله از زمین قرار داشت، یعنی مدار پایین، یعنی حدودا همان ۴۰۰ کیلومتر از زمین. حال بین تهران تا باکو را روی گوگل مپ نگاه کنید، به سادگی می‌توانید ببینید که حدود همین حدود ۴۰۰ کیلومتر فاصله است، شما فرض کنید سفینه پر سرعتی دارید که در هر ثانیه می‌تواند ده هزار کیلومتر برود، با آن سفینه بزرگ اگر بخواهید ۴۰۰ کیلومتر بروید بالا باکو بایستید، چاره‌ای ندارید که اوج بگیرد و کلا از زمین دور شوید تا در نقطه مورد نظر دقیقا بالای باکو توقف کنید، سفینه شما در فاصله ۴۰۰ کیلومتری از نقطه‌ای بالای ایران یا عربستان است، فرمانده سفینه می‌گوید برای این که به سرعت بالای باکو باشیم، با حداکثر سرعت ۲۵۰ برابر همین فاصله که از زمین هستیم به سمت باکو اوج می‌گیریم، روی باکو توقف می‌کنیم، باقی محاسبات را خودتان انجام دهید، شکلش را بکشید تا متوجه شوید که من چه می‌گویم و چه می‌نویسم و آن شب چه دیدم و یوفوی بیگانه ‌های فضایی چه سرعت عجیبی داشتند، آنها ممکن است ده ثانیه اوج گرفتند، می‌شود ۱۰۰ هزار کیلومتر از زمین دور شدند، اما درست بالای باکو بودند، به چشم من ناظر، آنها یک خط و یک مسیر را طی کردند، برای من که شاهد حرکت‌شان بودم بسیار کم نورتر از اول شدند و ناگهان متوقف شدند. من شش ثانیه این مسیر را به چشم خودم دیدم و این حرکت فوق‌العاده سریع سفینه یا یوفوی مادر را دیدم که چگونه و با چه سرعت عجیب و باورنکردنی اوج گرفت و در آسمان شمال ایران ناگهان توقف کرد. شما با یک محاسبه ساده مثلث قائم‌الزاویه‌ای دارید که زاویه قائمه آن درست بالای باکوست، زاویه روبروی زاویه قائمه محل قرار گرفتن یوفو (احتمالا در ۴۰۰ کیلومتری بالای تهران یا اصفهان یا از نقطه‌یی دیگر در خاورمیانه)، وتر این مثلث، مسیری است که یوفو برای اوج گرفتن طی کرد و من ۶ ثانیه آن را مشاهده کردم، وتر این مثلث اگر ده ثانیه طول کشیده باشد، -یعنی برای اینکه به یک نقطه اوج ۲۵۰ برابری از یک فاصله ۴۰۰ کیلومتری از زمین اگر بخواهند برسند، یعنی همان اتفاقی که افتاد - یکصدهزار کیلومتر است که در ده ثانیه طی شده است و من فقط ۶ ثانیه آن را مشاهده و به این ترتیب ثبت کردم و می‌کنم. بعنی ۶۰۰۰۰ کیلومترش را دیدم و اوج گرفتن و کم نور شدن و توقف ناگهانی‌اش را دیدم.

فاصله زمین تا ماه ۳۸۴۴۰۰ کیلومتر است، یعنی این یوفوها می‌توانند ظرف ۳۸/۴۴ ثانیه از زمین به ماه بروند و با یوفوهای کوچکترشان حتی در خیلی کمتر از این زمان ...

یادداشت | ۲۷ آوریل ۲۰۲۰:

حدود یک ماه پیش می‌خواستم این یادداشت را بنویسم و روی سایت قرار بدهم که شیوع بیماری عجیب و غریب کووید۱۹ در چین و بعد از ان در سرتاسر کره زمین همه برنامه‌ها را بهم ریخت و همه چیز را تحت کنترل خودش درآورد. درعین حال باید بگویم که در حقیقت بایستی حداقل بخشی از این یادداشت را ۱۷ سال پیش می‌نوشتم، اما آن زمان هما به دلایل متعددی و از جمله شیوع بیماری سارس و توجه و تمرکز بیشترم روی مباحث مرتبط با اینترنت و بازاریابی اینترنت مانع از آن شد که این یادداشت خیلی زودتر از اینها نوشته و بر روی وب سایتم منتشر شود. اول فوریه سال ۲۰۰۳ سالگرد یک تراژدی در برنامه‌های فضایی ناساست. در این تاریخ شاتل فضاپیمای کلمبیا در راه بازگشت از یک ماموریت فضایی پس از ورود به جو کره زمین، منفجر شد و هر هفت فضانوردی که سرنشینان این فضاپیما بودند، به آنی، همگی جان خودشان را از دست دادند و هیچ چیزی از آنان باقی نماند که به زمین برسد. این حادثه‌ی تلخ و وحشتناک خیلی چیزها را تغییر داد و حتی ناسا بسیاری از برنامه‌های مرتبط با سفرهای شاتل‌ها را لغو کرد و به بعد یا زمانی دیگر موکول کرد.

آنچه که بعد از ۱۷ سال می‌خواهم در این یادداشت ثبت شود یک نظر مهم شخصی در کنار ثبت خاطره‌ای است که در طول این سالها و هر سال در سالگرد این تراژدی بزرگ برای بشر در یادم تازه و زنده می‌شود و تا زنده‌ام با من همیشه و همواره همراه خواهد بود.

روی علاقه خاصی که به فضا، کهکشان راه شیری و منظومه شمسی و اساسا مطالب علمی و فضایی دارم، مشاهده آسمان شب، بخصوص اگر هوا صاف و بدون ابر باشد، یکی از علاقمندی‌هایم بوده و هست. دیدن صورت فلکی‌ها بخصوص صورت فلکی شکارچی و ... همیشه یادآور خاطره آشنایی با آسمان شب و برخی مفاهیمش از مرحوم پدرم است که برای اولین بار راه شیری و دب‌ها را نشانم داد و... گاهی اوقات هنوز هم نیمه شب‌ها که هوا صاف و بی ابر باشد، به پشت بام یا حیاط خانه می‌روم برای کمی سر به هوا شدن.

۱۷ سال پیش، شب اول فوریه ۲۰۰۳ تهران هوای فوق‌العاده صاف و بی‌ابری داشت، آن شب الودگی نوری هم بسیار کم بود و شب از نیمه گذشته بود که برای دیدن آسمان به حیاط رفتم. منظره آسمان شب، آن زمان و ساعت در دل شبی از شب‌های تهران فوق‌العاده زیبا بود. منظره‌ای که معمولا شما انتظار دارید وسط کویر مرکزی ایران ببینید نه در تهران. با این فکرها و غرق در اندیشه‌های مرتبط با خوانده‌ها و دانسته‌هایم در حال مشاهده هزاران و یا شاید بهتر است بگویم میلیون ستاره از ستارگان شب در آسمان تهران بودم که ناگهان متوجه حرکت‌های عجیب و غریبی در میان ستارگان آسمان شدم. آنچه که می‌دیدم هرگز پیشتر از آن ندیده بودم، نقطه‌ای درشت به رنگ آبی (در حد و اندازه‌ای کمی کوچکتر از آنچه از ستاره شباهنگ در آسمان می‌بینیم و می‌شناسیم، با سرعتی بسیار بالا از سمت جنوب به سمت شمال آسمان در حرکت بود، به طوری که این نقطه در کسری از ثانیه پشت ساختمان رفت و من برای دنبال کردن آن به سرعت از حیاط جنوبی خانه به حیاط شمالی دویدم و توانستم حرکت آن نقطه روشن را در دل آسمان شب تهران تا بالا کوه‌های البرز دنبال کنم. سرعت حرکت این شی پرنده ناشناخته، فوق‌العاده بالا بود و فاصله‌ی آن از زمین هم زیاد بود، پیشتر حرکت جت‌های جنگی یا مسافری را بارها در آسمان دیده بودم و این تجربه کاملا متفاوت بود چرا که سرعتی که می‌دیدم دهها برابر سرعت حرکت جت‌ها بود، نمی‌توانم بگویم دقیقا شاهد چه صحنه عجیبی بودم، تعریف و حتی واقعا نگارش و ثبت این مشاهده واقعا سخت است. شی پرنده ناشناخته، با سرعتی عجیب در حرکت بود و من در اولین ثانیه‌ها فکر می‌کردم شاید دارم شهابی را دنبال می‌کنم که با سرعت از مقابل زمین عبور می‌کند، یا به زمین نزدیک می‌شود، اما درست در همان لحظه، انفاق دیگری روی داد که به راستی میخکوب شدم. شی پرنده ناشناخته با آن سرعت عجیب زیاد که در حرکت بود، به ناگاه در شمال آسمان (بالای رشته کوه البرز یا نقطه‌ای بالای دریای مازندران به دید من که ناظر ان بودم متوقف شد. یک توقف کامل و ناگهانی سریع که تصور نمی‌کنم هیچ بشری بتواند آن را در فضا تحمل کند. شی ناشناس به آنی متوقف شد و هیچ حرکتی نکرد. با آن توقف آنی مطمئن شدم که شاهد یک شی ناشناس بیگانه هستم که بعید است منشا بشری داشته باشد، خیلی زود، اتفاق دیگری افتاد که ان نیز مهر تاییدی بر این نظر بود، در فاصله یکی دو ثانیه بعد از توقف کامل، از درون شی پرنده ناشناس اول که بزرگتر بود، دو شی پرنده ناشناخته که به صورت دو نقطه آبی رنگ اما کمی کوچک‌تر از شی اول از آن جدا شدند و با سرعتی عجیب و باورنکردنی در دو سمت مخالف یکدیگر (یکی به سمت شرق و دیگری به سمت غرب) در یک لحظه و با یک سرعت از هم جدا شدند و احتمالا می‌شود گفت از سفینه مادر فاصله گرفتند، زمانی که به دید یک ناظر از زمین یک تا سه میلی ثانیه باشد آن دو سفینه کوچکتر با هم و در یک فاصله کاملا برابر از سفینه یا یوفوی مادر به آنی ناگهان متوقف شدند. نمایش این سه نقطه روشن در آسمان گویای یک حقیقت غیر قابل انکار بود که این یک نمایش قدرت فرازمینی است و خیلی سریع و خودمانی این پیام را به ناظرش می‌رساند که حواستان را جمع کنید ببینید با کی طرف هستید! آنچه که من در شب اول فوریه ۲۰۰۳ در آسمان شب دیدم را هیچگاه فراموش نمی‌کنم و اکنون ۱۷ سال است که این مشاهده و رویداد و خاطره همواره با من است. درباره این مشاهده گاه در فاصله این سالها این طرف و آن طرف صحبت کرده‌ام اما این اولین بار است که آن را به این ترتیب مکتوب به ثبت می‌رسانم.

هرگز نتوانستم بفهمم که فاصله این یوفوها از زمین دقیقا چقدر است اما سرعت بالا در حرکت و توقف ناگهانی آنها در فضا می‌تواند گویای این باشد که یک) موجودات یا بیگانه‌های فضایی وجود دارند و قطعا و عملا بسیار پیشرفته تر از ما هستند. دو) با توجه به این نمایش قدرت، می‌توان حدس زد که نمایش یک جور آرایش یا مانوور یا واکنش جنگی است در مقابل نوعی کنش، سه) در همان لحظه با توجه به حرکت سریع و توقف ناگهانی فکر کردم هر اتفاقی که دارد می‌افتد، در فضای آسمان بالای تهران نیست، بلکه در فاصله ای دورتر اما در درون منظومه شمسی است. چهار) در همان زمان یاد شاتل فضاپیمای کلمبیا افتادم که در ماموریت است و قرار بود همان شب به زمین بازگردد. همان موقع، پیش خودم گفتم اگر آنچه که من دیده‌ام را آنان نیز دیده باشند، باید منتظر تعاریف، عکس‌ها یا فیلم‌های این رویارویی باشیم. چه بازگشتی!

بعدها ناسا علت انفجار فضاپیمای کلمبیا را مشکلی در جدا شدن یکی از عایق‌های حرارتی از بدنه سفینه عنوان کردند. هفت فضانورد شاتل کلمبیا درجا کشته شدند.

می‌خواستم یادداشت جداگانه‌ای بنویسم و توضیح دهم که چرا معتقدم این نقاط نورانی بیگانه‌های فضایی بودند.

ابتدا شاید لازم باشد که شما یک سری اطلاعات تازه و به روز داشته باشید. البته توجه داشته باشید که مشاهداتم مربوط به ۱۷ سال پیش است و اطلاعاتی که الان و اینجا قرار می‌گیرد، اطلاعات به روز است. در حال حاضر، سریعترین فضاپیمای ناسا، فضاپیمای پارکر است که در حال حرکت به سوی خورشید است، سرعت این فضاپیما حدود ۹۶۰۰۰ کیلومتر در ساعت است. آنچه که من مشاهده کردم و یک سری محاسبات ساده حاکی از آن است که بیگانه‌های فضایی با سفینه‌هایشان می‌توانستند حدود ۱۰۰۰۰ کیلومتر را در یک ثانیه بروند و بعد ناگهان با آن سرعت، بایستند و کاملا متوقف شوند. آنچه که من ۱۷ سال پیش مشاهده کردم این بود که آنها چیزی حدود ۶۰۰۰۰ کیلومتر را در حدود ۵ ثانیه در راه بودند. با چنین سرعت وحشتناکی یک واحد نجومی (حدود ۱۵۰ میلیون کیلومتر) را می توانند در کمی بیش از چهار ساعت طی کنند. نور این فاصله را در ۸ دقیقه طی می‌کند. خدا از سر تقصیرات و اشتباهاتم بگذرد، یعنی این بیگانه‌های فضایی از سرعتی معادل یک سی‌ام سرعت نور برای فضاپیماهای سنگین و حدود دو برابر ان یعنی یک پانزدهم سرعت نور برای فضاپیماهای سبک خود برخوردارند.

ببینید آنچه که من ۱۷ سال پیش از زمین مشاهده کردم یک نقطه روشن در آسمان بود، در قد و قواره و در حد و اندازه‌ای که ما یک ماهواره مدار پایین یا متوسط را از زمین ببینیم. مثلا همین ماهواره نظامی که ایران اخیرا به مدار ۴۲۵ کیلومتری فرستاد. این ماهواره خیلی کوچک است ولی ایستگاه فضایی در مداری تقریبا در همین اندازه از سطح زمین قرار دارد.

فاصله سطح زمین تا ایستگاه بین‌المللی فضایی ۴۰۸ کیلومتر است. برای یک سفر معمولی، حدود دو روز راه است برای بشر امروزی، اما روس‌ها توانسته‌اند ۶ ساعته این مسیر را طی کنند.

ما از روی زمین کل این ایستگاه فضایی را مثل یک نقطه می‌بینیم. حال آن که طول ایستگاه فضایی حدود ۱۰۸ متر است.

حال تصور کنید به چشم خودمان ببینیم یک موجودی با سفینه‌اش فرضا در همان ابعاد ایستگاه بین‌المللی فضایی که ما آن را مثل یک نقطه می‌بینیم نمایش دهد که می‌تواند ۱۵۰ برابر این فاصله (۴۰۰کیلومتری) را (در فضا) فقط در ۵ ثانیه طی کند. با جداسازی سفینه‌های کوچکتر در جهات مخالف هم نشان دهد که توانایی حرکت‌های سریعتر و پیچیده‌تر را هم دارد به طوری که یک ششم آن فاصله که در پنج ثانیه طی کرده است را می‌تواند در چند میلی ثانیه برود، آن هم با هم و همزمان و در جهات مختلف از دید حریف، شاید در چهار جهت. بر این باورم که این یک نمایش قدرت خیلی ساده بوده است فقط و فقط برای رو کم کنی از بشر و آنها قدرت خود را فقط در سرعت نشان داده‌اند و نه توان نظامی‌شان را!

چنانچه مایلید پاسخ به سوالات یا موضوعات مشابه در شماره آینده روزنامه یا مجله تان منعکس شود؛ کافی است از طریق فرم تماس بالا درخواست خود را ارسال کنید. همچنین می توانید با آدرس پست الکترونیک journalist@webfaqt.com به صورت مستقیم مکاتبه کنید و درخواست برای نگارش مقاله را ارسال کنید.

متونی که به این ترتیب اینجا در سایت قرار می گیرند «کپی رایت» دارند. لطفا بدون اجازه کتبی و هماهنگی قبلی در نشریه چاپی و یا سایت یا وبلاگ آنلاین خود منتشر نکنید.






درباره «روایتی از علم و فن‌آوری»


روایتی از علم و فن‌آوری علم نوعی فعالیت فکری و عملی است که شامل مطالعه سیستماتیک ساختارها و رفتارهای فیزیکی و طبیعی جهان از طریق مشاهده و آزمایش است. بنابر این تعریف، هر گونه فعالیت فکری و عملی که پروسه و مسیری غیر از این را دنبال کند، فعالیتی غیرعلمی یا شبه علمی است. ...

  فن‌آوری تکنولوژی یا فن‌آوری (واژه‌ای از ریشه‌ی یونانی است به معنی "علم هنر و صنعت"، ۱) Techne به معنی "هنر، مهارت، تردستی" و ۲) -logia به معنی -شناسی - به عبارتی دیگر به مجموع تکنیک‌ها، مهارت‌ها، روش‌ها و فرآیندهای مورد استفاده در «تولید» گفته می‌شود. تولید کالا و عرضه خدمات برای تحقق یافتن اهداف مشخص و مورد نظری است تا به واسطه‌ی آن انسان زندگی بهتر و راحت تری داشته باشد، در این مسیر تحقیقات علمی و فن‌آوری می‌تواند مجموعه‌ای از دانش و فنون، فرآیندها و موارد مشابه را دربر بگیرد، یا می‌تواند در ماشین‌ها جاسازی شود تا به این ترتیب امکان بهره‌برداری از آنها حتی برای افرادی که هیچ اطلاع دقیقی از کارکرد یا کارکردن با آنها را ندارد نیز فراهم شود. در این فرایند سیستم‌ها (به عنوان مثال ماشین‌آلات) با استفاده از فن‌آوری، شیوه‌های انجام کار را تغییر می‌دهند و مطابق با استفاده از سیستم، آن را به گونه‌ای تغییر می‌دهند که در نهایت نتیجه مورد نظر حاصل می‌شود. در حالی که در حال نوشتن این متن بودم چندین و چند مثال به ذهنم رسید که شما می‌توانید با تجسم آن مثال‌ها مفهوم تکنولوژی را بهتر درک کنید. مثلا ماشین‌های بزرگی که برای حفر تونل طراحی شده‌اند (TBM) این ماشین‌ها ترکیبی از فن‌آوری‌های مختلف هستند که در کنار هم قرار گرفته‌اند برای انجام و اجرای سریعتر و دقیق‌تر کارهای بسیار بزرگ و شگرف. یا مثلا توربین‌های بخار بسیار بزرگ که با آنها برق تولید می‌شود. ساده‌ترین شکل فن‌آوری ، توسعه و استفاده از ابزارهای اساسی است. کشف ماقبل تاریخ چگونگی کنترل آتش و انقلاب نوسنگی بعد از آن، خیلی چیزها را تغییر داد و متحول کرد، کشاورزی را متحول کرد، منابع غذایی موجود را افزایش داد و همه ی اینها به سرعت باعث شد تا انسان با پختن خوراک خود به مرور باهوش‌تر شود. اختراع «چرخ» که حاصل همین هوشمندی است باعث شد تا انسان به مسافرت و کنترل محیط خود بپردازد. تحولات در زمانهای تاریخی مختلف، از جمله دستگاه‌های چاپ، دستیابی به برق و تلگراف و تلفن و اینترنت ، بسیاری از موانع فیزیکی که در مقابل «ارتباطات» بین انسان‌ها بود را به سرعت كاهش داده به ما انسانها این اجازه را داد كه در مقیاس جهانی آزادانه‌تر در تعامل باشیم. همه اینها مانند معجزه‌ یا معجزه‌هایی است که پشت هم برای انسان رخ دادند و با آنها انسان به مقطع کنونی از تاریخ حیات خود بر کره زمین رسید که به فضا و به لبه‌ی منظومه شمسی سفر کرده است، از دورترین کرات عکس برداری می‌کند و به سفرهایی طولانی تر و مهیج‌تر می‌اندیشد.

فلاسفه یونان باستان حدود سیصدوشصت تا ششصد سال قبل از میلاد مسیح، اولین تفکرات و اندیشه‌های فلسفی بشر توسط یونانی‌ها پایه‌ها و مبانی اصلی «علم» را بنیان نهاد. در فاصله همین ۲۵ قرن مباحثات فلسفی مختلفی در مورد استفاده از علم و فناوری بوجود آمده است و اختلاف نظرها در مورد اینکه آیا فناوری وضعیت انسان را بهتر کرده، بهبود بخشیده یا نه، وضع آن را بدتر کرده است، اختلاف نظرهایی وجود دارد. که از میان اینها می‌توان به تفکراتی چون نئودوديسم، آناركوبدويسم و جنبش‌هاي ارتجاعي مشابه اینها اشاره کرد که با انتقاد از توسعه و فراگيري تكنولوژي، اظهار مي‌كنند كه اين مسیر و این امر رو به انحطاط است و در نهایت به محيط زيست صدمه زده و می زند و افراد و انسان‌ها را به کلی با هم بيگانه کرده و مي كند. از طرف دیگر طرفداران ایدئولوژی‌هایی مانند transhumanism (تراانسان گرایی) و techno-progressivism (پیشروگرایان فن‌آوری)، پیشرفت تکنولوژی را به نفع جامعه و شرایط انسانی می‌دانند.

تراانسان‌گرایی یا Transhumanism (که از آن به اختصار H+ یا h+ نیز یاد می شود) یک جنبش فلسفی بین‌المللی است که با توسعه و ایجاد فن‌آوری‌های پیشرفته، پیچیده و گسترده‌ برای تقویت حافظه، عقل و فیزیولوژی انسان موافق است و از آن حمایت می‌کند و بر همین اساس با اعمال تغییراتی در ژنوم انسان با مقاصدی مانند شبیه‌سازی و یا ترکیب با تجهیزات و روبات‌های هوشمند موافقت دارد. در این فضا به این موضوع و بحث ربات‌ها و اساسا هوش مصنوعی بیشتر پرداخته می‌شود.

فنجان‌های روبرو، تابان خواجه‌نصیری - ۲۰۱۹ در فاصله‌ی سی سال گذشته، با کنجکاوی، عشق و علاقه‌یی عجیب به حال و آینده بشر و آینده علم و تکنولوژی اندیشیده‌ام و از هر فرصتی برای آموختن و آموزش بیشتر استفاده کرده‌ام. در این مسیر، مقالات و یادداشت‌های متعددی نوشتم که برخی از آنها را شما در صفحاتی که قبلا در فیسبوک داشتم ملاحظه کرده‌اید اکنون، اینجا در این فضا دنبال می‌کنید. از اوایل دهه هشتاد تا حال حاضر مقالات و مطالب و ترجمه‌هایم اکثرا در همین سایت و در وبلاگ‌های مرتبط و یا سایت‌های مرتبط و بعد چاپ و نشر آنها در مطبوعات و نشریات متعدد بوده است که برخی از آنها را به مرور برای دریافت به صورت فایل «پی دی اف» یا لینک فعال به منبع روی سایت یا اینترنت اینجا قرار می‌گیرد.

فنجان‌های روبرو - تابان خواجه‌نصیری - ۲۰۱۹



نسخه پی دی اف آماده  دریافت










روایتی از کپی‌رایت

یک تذکر جدی و مهم به خوانندگان و بازدیدکنندگان این سایت


کپی یا رونوشت‌برداری، تولید به قصد کسب درآمد، تکثیر و توزیع هیچ بخشی از این تارنما (وب‌سایت www.webfaqt.com) به هر شکل چاپی یا الکترونیکی بدون اجازه کتبی از آینده‌پژوه، نویسنده، مترجم، پژوهشگر و سخنران «تابان خواجه‌نصیری» مجاز نیست. لطفاً با نقض حقوق این نویسنده، مترجم و پژوهشگر، در سرقت ادبی و/یا هنری از مواد، متریال، ادبیات (انتخاب واژگان نو و تازه خلق شده) و موضوعاتی که دارای حق چاپ و انتشار هستند مشارکت نکنید و یا افراد و شرکت‌هایی که امورات غیراخلاقی و غیرفانونی‌شان با چاپ و انتشار مجدد یا بازتولید آثار دیگران و به گونه‌ای علنی، با سرقت گفته‌ها و نوشته‌ها، افکار و ایده‌های نوین دیگران می‌گذرد تشویق، ترغیب و تبلیغ نفرمایید.



درباره «روایتی از کپی رایت»


تلاش‌ها و کارهای روزنامه‌نگاری برای احقاق حق شخصی و گروهی حدود چهل سال پیش همزمان با آغاز انقلاب شروع کردم به آموختن موسیقی و ساز گیتار را به عنوان ساز اصلی و موسیقی پاپ و بعدها جز و بلوز را به عنوان سبک یا ژانر موسیقی‌های مورد علاقه‌ام انتخاب کردم. آن زمان هیچ دیدی از آینده این نوع موسیقی وجود نداشت و حتی حمل و نقل ساز تا حدود یک دهه بعد از انقلاب ممنوع بود. ...

کپی‌رایت هفت هشت سال بعد شروع کردم به آهنگسازی و ترانه‌سرایی، اولین ترانه‌هایم را سی و دو سال پیش ساختم و برخی از آنها را در آلبومی گردآوردم تا در موقعیتی مناسب برای دریافت مجوز اقدام کنم. اوایل دهه هفتاد صدا و سیما برای اولین بار اقدام به پخش برخی از آثار نزدیک به موسیقی پاپ کرد و اواسط دهه هفتاد مجموعه‌ای از حدود ده ترانه را برای دریافت مجوز به وزارت ارشاد بردم. در اولین بررسی‌ها شورای شعر و موسیقی وزارت ارشاد به کارهای من در حوزه ترانه و موسیقی مجوز نداد و روی تمام بندهای اشعار و کلام ترانه‌هایم خط قرمز کشیدند. سرنوشتی که از آن می‌توانم به عنوان اولین شکست زندگی‌ام در دوران جوانی یاد کنم.

انعکاس نامه سرگشاده ام به ارشاد در طیف وسیعی از مطبوعات چون خبرگزاری جمهوری اسلامی و روزنامه سرمایه و نشریه های نامه و حافظ اواخر دهه هفتاد دوستانی با من تماس گرفتند که تابان چه نشسته‌ای که فردی به نام هومن بختیاری در فرهنگسرای شفق به همراه گروهش دارد چند تا از ترانه‌های تو را با نام بردن از افراد دیگری به عنوان شاعر و آهنگساز می ‌خواند و اجرا می‌کند. بلافاصله اقدام به پیگیری کردم و با این فرد تماس گرفتم او را از ادامه این حرکت منع کردم. در شرایطی که وزارت ارشاد به صاحب اصلی اثر مجوز نداده بود داشتند ترانه‌هایم را می‌خواندند و اجرا می کردند و با آن پول در می‌اوردند. خبرهایی می‌رسید که برخی از خوانندگان در کیش دارند ترانه هایم را می‌خوانند در حالی که من در کش و قوس و درگیر امور بروکراتیک (کاغذبازیهای اداری مربوط به دریافت مجوز) بودم.

تابان‌خواجه‌نصیری - دهه ۷۰ همین باعث شد تا من بحث کپی‌رایت را به صورت خیلی جدی از همان زمان دنبال کنم. اوایل دهه هشتاد مطلع شدم که فردی به نام وحید حاجی‌تبار یکی از ترانه‌هایم را با عنوان «توی مهتاب» در آلبومی به نام «عشق‌های دروغین» ضبط و منتشر کرده است با مجوز وزارت ارشاد اسلامی، تمامی آن بندهایی که برای من خط قرمز کشیده بودند را حاجی تبار موفق به دریافت مجوز شده بود! چند وقت بعد از آن در شبکه ماهواه ای ام آی تی وی فرشید نوابی در برنامه زنده - گیتار شکسته - (که حتی نام برنامه‌شان را هم از روی ترانه‌ام برداشته بودند) ادعا کرد که سازنده این اثر یعنی ترانه «شعر کوچه» است. این قطعه تضمینی از شعر کوچه شادروان فریدون مشیری است که با اجازه خود ایشان در سال ۶۶ ساخته بودم. بلافاصله با این افراد تماس گرفتم و آنها را از اجرای ترانه‌ام منع کردم و شرح این ماجراها را در نامه ای سرگشاده برای وزارت ارشاد و مطبوعات آن زمان نوشتم و ارسال کردم.

حضور در دفتر نشریه وزین هنر موسیقی و گفتگو با استاد مهدی ستایشگر صاحب امتیاز و سردبیر محترم نشریه و چاپ مقاله در شماره ۷۳ مرداد ۸۵ بخش «روایتی از کپی رایت» اساسا اختصاص دارد به بیش از بیست سال تمام دوندگی‌ها و فعالیت‌هایم برای احقاق یک حق ساده از دست رفته و پامال شده ام به عنوان شاعر، آهنگساز، خواننده و نوازنده گیتار و پدیدآورنده این ترانه‌ها در ایران. وزارت ارشاد اسلامی هیچگاه به تابان خواجه‌نصیری برای اجرا و ضبط آثارش تاکنون هیچ مجوزی نداده است.

نسخه پی دی اف آماده  دریافت برداشت ادبی! در موسیقی پاپ ایران
نوشته: تابان خواجه‌نصیری
هنر موسیقی - مرداد ۸۵
لینک دانلود فایل پی دی اف

https://tinyurl.com/ycw7zjmd




روایتی از فرهنگ و هنر

در روایتی از فرهنگ و هنر: یادبود: چارلز رید نویسنده انگلیسی ، قرن ۱۹



“Sow an act, and you reap a habit. Sow a habit, and you reap a character. Sow a character, and you reap a destiny”

Charles Reade


«عملی بکارید، و شما عادتی درو می‌کنید. عادتی بکارید و شما شخصیتی درو می‌کنید. شخصیتی بکارید، و شما سرنوشتی درو می‌کنید.» - چارلز رید، نویسنده انگلیسی ، قرن ۱۹



درباره «روایتی از فرهنگ و هنر»


تلاش‌ها و فعالیت‌های روزنامه‌نگاری برای اعتلای فرهنگ و هنر کشور فرهنگ و هنر يكی ديگر از علاقمند‌ی‌های من است. در اين يادداشت‌ها از فرهنگ و هنر، ادبيات، شعر، داستان و موسيقی و كتاب خواهم نوشت. از هفت هشت سالگي شعر و شاعری را دوست داشتم، يادم مي‌آيد كه تازه خواندن و نوشتن را شروع كرده بودم كه دلم مي‌خواست كتابچه شعری هم برای خودم درست كنم و بالاخره هم اين كار را كردم و پراكنده، اولين نوشته‌هايی را كه در آن زمان فكر می‌كردم چيزي جز شعر نيست در دفترچه‌ی كوچكي گرد آوردم. شاهدم از اين ماجرا کسی است كه شايد تنها چند روز بعد از تهيه‌ی دفترچه آن را به نفع آيندگان مصادره كرد! . ...

 ادبیات با نگاهی تازه نمي‌دانم، شايد هنوز آن دفترچه كوچك را پهلوي خودش نگاه داشته باشد. روزی مي‌گفت، اين را نگاه داشته‌ام كه يك روزی اگر براي خودت كسي شدی، آن را چاپ كنم تا همه بدانند كه اوايل، چه شعرهاي مزخرفی می‌گفتی! فکر می‌کرد با این کار منصرف می‌شوم و شعر و شاعری را به کل کنار می گذارم. بعد از آن، شعر گفتن و داستان نوشتن را كنار نگذاشتم، اينها علاقه‌های من بود، چطور مي‌توانستم آنها را كنار بگذارم.

برخی از نوشته‌ها یا ترجمه‌هایم از مقالات فرهنگی و هنری در نشریات گوناگون چون فرهنگ مردم و ... به چاپ رسیده است برايم مهم نبود كه ديگران درباره چيز‌هايی كه می‌نوشتم بخصوص اشعارم برای خرگوش‌ها و گربه‌ها و گنجشک‌ها چه فكری می‌كنند، فكر می‌كردم كه وقتی آدم احساسی دارد يا وقتی فكری و انديشه‌ای در سرش دارد که چرخ می زند، وقتی مي‌تواند بخواند، می‌تواند بنويسد و خوب خيلي حيف است كه ننويسد. پس برای همین نوشتم، اما برای خودم و ديگر دفترچه‌ای هم برای نوشته‌هايم درست نكردم، حالا كه سنم از پنجاه گذر کرده دارم خودم را برای دور افتخار با پرچم آماده می کنم.

تابان‌خواجه‌نصیری - اواخر دهه ۷۰ فرهنگسرای هنر حالا که دور تا دورم را كاغذ و نوشته‌هايی فراگرفته كه فکر می کنم تنها راه باقی‌ماندنشان در اين است كه آنها را به صورت اين يادداشت‌ها در اين سایت بياورم. نمي‌دانم تا چه حد موفق مي‌شوم كه اين يادداشتها را جمع‌اوری كنم، اما هر چه باشد، سعی مي‌كنم، آنهایی را در اينجا قرار دهم كه نه فقط خودم، كه ديگرانی هم كه آنها را خوانده يا شنيده‌اند پسنديده‌ باشند. شايد اين از دل نوشته‌هايم به دلتان بنشيند كه اگر اين چنين شد، نظراتتان را برايم بنويسيد، خوشحال مي‌شوم آنها را بخوانم و بدانم.

بیگانه - اواخر دهه ۷۰ در فاصله‌ی سی چهل سال اخیر برخی از یادداشت‌ها، اشعار و یا داستان‌ها یا ترجمه‌هایم و یا حتی برخی از طرح‌ها و کاریکاتورهایم در نشریات یا سایت‌های مختلف منتشر شده است که شما در این قسمت به مرور با آن‌ها آشنا می‌شوید و در این بخش یا تحت همین عنوان فرهنگ و هنر آن مطالب را برای مطالعه خواهید یافت.

نسخه پی دی اف آماده  دریافت وبلاگ نماد تاریخ شفاهی و فولکلور اینترنتی
نوشته: تابان خواجه‌نصیری
نشریه فرهنگ مردم -
لینک دانلود فایل پی دی اف

مقاله قدیمی وبلاگ نماد تاریخ شفاهی و فولکلور اینترنتی




روایتی از ترجمه متون فنی و واژگان تخصصی

درباره «روایتی از ترجمه فنی و واژگان تخصصی»


ترجمان علوم و فنون مختلف اولین سنگ بنای توسعه رشته‌ی تحصیلی و دانشگاهی ‌ام در اصل زبان انگلیسی و ترجمه است و الان در حدود سی سال است که هر روز درگیر کارهای مرتبط با زبان و ادبیات انگلیسی، زبان‌شناسی، فرهنگ نویسی، ترجمه و ترمینولوژی رشته‌های مختلف علوم و ترجمه متون فنی و تخصصی هستم. شما برای این که بتوانید ترجمه خوب و قابل قبولی از یک متن تخصصی ارائه دهید لازم است که آشنایی و حتی تسلط خوبی نسبت به موضوع و رشته ی اصلی زبان مبدا داشته باشید و این امر نیازمند مطالعه دقیق و بسیار در آن رشته ‌ی تخصصی است. تصویری که اینجا ملاحظه می‌کنید کتیبه ی معروف رزتاست،کتیبه ای که در مصر باستان یافت شده و (با قدمتی حدود ۴۰۰۰ سال) کهن‌ترین کتیبه‌ای است که روی آن یک متن به سه زبان نوشته شده است و در حقیقت قدیمی ترین و معروف ترین نماد ترجمه است. ...

کپی‌رایت بار دیگر در بحث ترجمه ما با موضوع بسیار مهم کپی رایت روبرو هستیم و لازم است که مترجمین و مراکز نشر ایران به این موضوع توجه ویژه ای داشته باشند. در جهان، صنعت چاپ و نشر ایران را جدی نمی گیرند چرا که ما کپی رایت نداریم و این قانون و حقوق بسیار مهم در کشور ما جدی گرفته نشده است برای همین رویکرد من در رابطه با بحث ترجمه، بیشتر یک رویکرد تحقیقی و پژوهشی است به این معنا که در فاصله سی سال گذشته ترمینولوژی و بحث واژگان تخصصی و ترجمه‌های فنی بخصوص در رابطه با صنایع و رشته ‌های مرتبط با رایانه‌ها، شبکه و وب و اینترنت و برنامه‌نویسی یا اساسا فن آوری اطلاعات بسیار حائز اهمیت بوده است.

در فاصله بیست و پنج سال گذشته مقالات منتشر شده در رابطه با واژگان تخصصی پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی در مقطع کارشناسی (لیسانس) به سازمان صدا و سیما رفتم و در آنجا به مدت دو سال در اداره بین الملل و نیز برای گروه ورزش در تولید مشغول به کار شدم. ترجمه متون بسیار متعدد و مهمی در آن سازمان بر عهده ام قرار گرفته که دو اساسنامه‌ی اتحادیه‌های سازمانهای رادیوتلویزیونی آسیا و اقیانوسیه موسوم به ABU ‌و سازمانهای رادیوتلویزیونی کشورهای اروپایی موسوم به EBU از جمله مهمترین ترجمه‌های تخصصی ام در آن سازمان بود. همچنین ترجمه اپیزودهای برخی برنامه های ورزشی متعددی که در آن مقطع زمانی در جدول پخش برنامه های ورزشی تلویزیون قرار داشت بر عهده ام بود.

تابان‌خواجه‌نصیری - اواخر  دهه ۷۰ همان زمان در اوایل دهه ۷۰ برخی از کارها و اخبار علم و فن‌اوری های مهم ارتباطات و نیز مقالات متعددی در رابطه با رویدادهای ورزشی همچون المپیک و یا تجهیزات پخش رادیوتلویزیونی و ارتباطات ماهواره ای و ... در هفته‌نامه سروش منتشر می‌شد. در اوایل دهه ۷۰ نگارش و ترجمه برخی از متون سخنرانی مدیران رده بالای صدا و سیما و از جمله مهمترین آنها متن برخی از سخنرانی های ریاست وقت آن سازمان را انجام داده بودم. از اواسط دهه ۷۰ همکاری با سازمان‌های فرهنگی و هنری، چاپ و نشر کتاب و ناشرین به صورت جدی آغاز شد و اولین ترجمه‌هایم در نشریاتی چون علم الکترونیک و کامپیوتر، شبکه و ... و بعدها در نشریات دیگری چون «کامیاب» و «فرهنگ مردم» و ... منتشر شد.

حضور در میان اعضای تحریریه نشریاتی چون شبکه، کامیاب و ... از اوایل دهه هشتاد تا حال حاضر مقالات و مطالب و ترجمه‌هایم اکثرا در همین سایت و در وبلاگ‌های مرتبط و یا سایت‌های مرتبط و بعد چاپ و نشر آنها در مطبوعات و نشریات متعدد بوده است که برخی از آنها به مرور به عنوان نوع یا نمونه ای از کارهای ترجمه‌ام برای دریافت به صورت فایل پی دی اف یا لینک فعال به منبع روی سایت یا اینترنت قرار می گیرد

نسخه پی دی اف آماده  دریافت









روایتی از کار از راه دور



روایتی از هرزنامه ها



روایتی از جستجوی ما



روایتی از بازاریابی اینترنتی



روایتی از تبلیغات و اینترنت

در روایتی از اینترنت و تبلیغات: یکی دیگر از آدرس‌های پست الکترونیکی ما: marketing@webfaqt.com


این آدرس پست الکترونیکی برای دریافت سوالات شما پیرامون کلیه خدماتی است که این مجموعه به شما ارائه می‌ذهد. (به عنوان مثال، روزنامه‌نگاری، تهیه گزارش، نگارش، ترجمه، تحقیق و تولید محتوا و ..‌.) شما همچنین می‌توانید از طریق این آدرس پست الکترونیکی پیام‌های تبلیغاتی خود را نیز برای ما ارسال کنید و ما پس از بررسی پیام شما، پیشنهادات و پروپوزال‌های تبلیغاتی و بازاریابی خود را در رابطه روش‌های تبلیغاتی‌ مورد نظر و مناسب برای کالا یا خدمات شما برای شما ارسال خواهیم کرد.



روایتی از موفقییت

 
 

© Copyright 1998 - 2022, webfaqt.com - Taban Khajehnassiri. All rights reserved.

اعلاميه کپي رايت ما