webfaqt.com
German | Persian | English
 
  Tehran - Iran صفحه اول   مقالات   وبلاگ    
 
آگهی

فعالیت‌های مشکوک و تند و تیز روی سطح کرونای خورشید



عکس امروز: Abyss



کرونا دکتر اکبر عالمی را هم از ما گرفت

دکتر اکبر عالمی نویسنده و مترجم، منتقد، مستندساز و کارگردان سینمای ایران پس از چند روز بستری در بیمارستان ساعاتی پیش در بامداد امروز (سه‌شنبه ۲۲ مهر ۹۹) بر اثر ابتلا به کروناویروس و بیماری کووید ۱۹ درگذشت. وی دارای مدرک دکترای سینما از انگلستان بود، با اجرا و ساخت برنامه‌ «هنر هفتم» در تلویزیون به شهرت رسید. روحش شاد. نام و یاد و خاطره‌اش همیشه زنده.


گفته‌های ماندنی: «ارتباط» از دید «برنه براون» نویسنده امریکایی

“I define connection as the energy that exists between people when they feel seen, heard, and valued; when they can give and receive without judgment; and when they derive sustenance and strength from the relationship. ” -

Brené Brown, The Gifts of Imperfection, 2010



«ارتباط» را این‌گونه تعریف می‌کنم که ارتباط، انرژی است که بین افراد وجود دارد، وقتی احساس می‌شوند، وقتی دیده و شنیده می‌شوند و ارزش می‌یابند، وقتی آنان می‌توانند بدون قضاوت بدهند و بگیرند و وقتی که آنان از این روابط، قدرت می‌گیرند و رزق و روزی‌شان را کسب می‌کنند.
ترجمه: تابان خواجه‌نصیری



گفته‌های ماندنی: حس کنترل، کاتلین تیلور

We suffer when our sense of control is troubled, and we readily act to defend it.

by KATHLEEN TAYLOR, Author



وقتی حس کنترل‌مان خدشه‌دار می‌شود رنج می‌بریم رنج، برای همین است که برای دفاع از آن خیلی زود دست به کار می‌شویم. - کاتلین تیلور، نویسنده
ترجمه: تابان خواجه‌نصیری



تعداد قربانیان بیماری کووید۱۹ در سراسر جهان در حال حاضر نزدیک به یک میلیون و یکصدهزار نفر



تعداد مبتلایان به بیماری کووید۱۹ در سراسر جهان نزدیک به ۴۰ میلیون نفر



آلفرد آدلر: ممکن است زمانی فرا برسد که دیگر کسی نامم را به یاد نیاورد.

“There might come a time, when one will not any more remember my name; one might even have forgotten that our school ever existed. But this does not matter because everybody working in our field will act as if he had studied with us!”

- Alfred Adler, Austrian Psychiatrist



ممکن است زمانی فرا برسد که دیگر کسی نامم را به یاد نیاورد. حتی ممکن است فراموش کنند مکتب (علمی) ما همیشه وجود داشته است. اما این اصلا مهم نیست چرا که (یقین دارم) همه آن کسانی که در زمینه و رشته‌ی ما کار می‌کنند (در نهایت) به گونه‌ای عمل خواهند کرد که گویی با ما و در مکتب ما بوده‌اند! - آلفرد آدلر، روانپزشک اطریشی
ترجمه: تابان خواجه‌نصیری



رومن یاکوبسون : صحبت کردن و شنیده شدن

When I speak it is in order to be heard.

Roman Jakobson - Russian , American Linguist



وقتی صحبت می‌کنم برای این است که شنیده شود.
ترجمه: تابان خواجه‌نصیری



هلن کلر: بدبینی ...

No pessimist ever discovered the secret of the stars, or sailed to an uncharted land, or opened a new doorway for the human spirit. — HELEN KELLER



هیچ بدبینی هرگز راز ستارگان را کشف نکرد، یا به سرزمینی ناشناخته با قایقی پارو نزد، یا دریچه‌یی نو رو به سوی روح انسان باز نکرد.
- هلن کلر، نویسنده فقید آمریکایی
ترجمه: تابان خواجه‌نصیری



ویلیام وردزورث: گرد و غباری هستیم ... در یک جامعه ...

Dust as we are,
the immortal spirit grows
Like harmony in music;
there is a dark
Inscrutable workmanship that reconciles
Discordant elements, makes them cling together
In one society.

William Wordsworth



گرد و غباری هستیم
روحی جاودانه با ما رشد می‌کند
درست مثل هارمونی در موسیقی
(در زندگی‌هایمان نیز)
تاریکی‌هایی هست
(اما) مهارتی نفوذناپذیر و بی‌نظیر
تمام عناصر ناسازگار را
در هم می‌آمیزد،
در یک جامعه.

ویلیام وردزورث
ترجمه: تابان خواجه‌نصیری



از میان یادداشت‌های قدیمی: آمریکا به دنیا پاسخ دهد: ناسا و کاوشگر نیوهورایزن در لبه منظومه شمسی دقیقا دارند چه کار می‌کنند؟!

تابان خواجه‌نصیری - دستخط یک

یادداشت | ۸ مارس ۲۰۲۰:

از حدود ده سال پیش تا به امروز مطالبی گفته‌ام و یادداشت‌هایی نوشته‌ام که بلافاصله به آن مطالب و نظرات مارک «تئوری توطئه» زده‌اند. این یادداشت را از این روی می‌نویسم که توجه خوانندگان و گویندگان و برچسب‌زنندگان را به چند نکته جلب کنم. ... یک) اگر در متن‌هایی که می‌نویسید روی سخن‌تان دقیقا من هستم، رک و روراست نام ببرید و از کنایه و در لفافه سخن گفتن پرهیز کنید، پیام‌تان را مستقیما برایم ارسال کنید که مستقیما فیدبک بگیریم و اطلاع داشته باشم. دو) برای هر آن چیزی که بخصوص از ده سال پیش به این طرف، در رابطه با موضوعات مختلف صحبت کرده یا نوشته‌ام، صحبت‌ها و نوشته‌هایم بر اساس پژوهش‌ها و مطالعاتی بوده است، اسناد و مدارکی برای حمایت از آن گفته‌ها و نوشته‌ها داشته‌ام که بیان کرده، جایی به ثبت رسانده‌ام. اگر علم و دانشی مستقیما در رابطه با موضوعات مطرح شده داشتید، آن نظرات مرا با ذکر دلایل علمی حاصل از مطالعات و پژوهش‌های شخصی خودتان و یا مقالات و کتب علمی رد کنید. مارک زدن و برچسب زدن که این سخنان و این نوشته‌ها شایعه‌سازی یا فیک‌نیوز و تئوری توطئه و توهم توطئه و ... است، ساده‌ترین کاری است که می‌توانید برای بی اعتبار کردن افراد یا زیر سوال بردن مطالعات و تحقیقات آنان انجام دهید که با این کار قطعا و ابتدا خودتان را زیر سوال برده‌اید. یا شما علم و دانش مرتبط با موضوع مطرح شده دارید یا ندارید. اگر علم و دانش‌تان به قدری هست که می‌توانید تمام ابعاد موضوع یا موضوعات مطرح شده را بخوبی درک کنید، آنگاه قطعا می‌توانید آن موضوع را از زوایای مختلف مورد نقد و بررسی و کنکاش و سوال قرار دهید، موضوع و مرا به چالش بکشید. در غیر اینصورت، بهتر است به جای برچسب زدن، سعی کنید از منابع مختلف خودتان دست به مطالعات و پژوهش‌هایی بزنید و بعد از مدت زمانی، نظرات خود را به اطلاع من یا سایر خوانندگان و علاقمندان برسانید. سه) موضوعات را با هم قاطی نکنید، اگر من اینجا مطلبی گفتم یا نوشتم که در مورد موضوعات علمی است، دقیقا همان خط و مسیر را بگیرید، آن را به سیاست یا اقتصاد یا مسایل جامعه‌شناختی و روان‌شناختی و ... ربط ندهید. در مورد دلایل و استدلال‌هایم بحث کنید و اینها را به نقد بکشید. فقط در مورد موضوع مورد بحث نقد کنید و نظرات خود را بنویسید. برای من این هیچ اهمیتی ندارد که دیگران بیست یا سی سال پیش یا صد سال پیش درباره چه موضوعاتی که اکثرا به صحبت‌ها یا نوشته‌هایم هیچ ربطی ندارند چه فکر کرده‌، چه گفته یا نوشته‌اند. قطعا اگر موضوعات و مطالب‌تان مرتبط با اصل موضوع باشد به دقت مد نظر قرار می‌دهم و استفاده خواهم کرد.

خیلی سریع چند اشاره می‌کنم به طرح‌هایی که در فاصله یک دهه گذشته مطرح کرده‌ام. برای طرح هریک از این مطالب و موضوعات شخصا سالها تحقیق و مطالعه کرده‌ام و نظرات ارائه شده بر اساس اسناد و مدارک معتبری است که در اختیار دارم. روش طرح هریک از موضوعات، ارائه نظر یا نظریه نیست، بلکه طرح «سوال» است. می‌توانید ان سوالات را با ذکر دلایل علمی خود «پاسخ» دهید، این گوی و این میدان، پاسخ‌هایتان را برایم ارسال کنید عینا نظرات‌تان را در همین سایت منعکس می‌کنم.

یکی از مهمترین مطالعات و تحقیقات و یافته‌هایم در رابطه با فعالیت‌های مشکوک «ناسا» آمریکا در لبه‌ی منظومه‌ی شمسی، بخصوص در فاصله‌ سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۶ و حتی تاکنون است. از سال ۲۰۰۰ به طور روزانه نگارنده این متن (تابان خواجه‌نصیری - سایت رسمی www.webfaqt.com) در حال تحقیق و مطالعه در زمینه رخداد‌های زلزله در نقاط مختلف دنیا و بویژه ایران بوده‌ام. این مطالعات حدودا از سال ۲۰۰۶ معطوف به مطالعه در مورد خورشید و بعد از آن در مورد هسته و لایه‌های درون زمین شد. در سال ۲۰۱۳ متوجه فعالیت‌های مشکوکی روی سطح کرونای خورشید شدم. در شرایطی که گفته می‌شد خورشید در دوره‌ای که فعالیتی ندارد و زبانه نمی‌کشد و تعداد لکه‌های سیاه کم شده است، متوجه شدم که روی خورشید اتفاقا مدام و هر روز زبانه‌هایی ثبت می‌شود. نکته‌ی جالب این بود که این زبانه‌های خورشیدی اولا کاملا منطبق بر ساعات استاندارد کره زمین بود، ثانیا زبانه‌ها از هم یک فاصله‌های زمانی ثابت و مشخص داشتند، به طوری که می‌شد دقیقا گفت هر چهار ساعت به چهارساعت بودند، این موضوعی نبود که یک بار اتفاق بیافتد بلکه دایما و تقریبا هر روز این رویدادها و زبانه‌های ریتمیک روی خورشید مشاهده و ثبت می‌شد. در فاصله سال ۲۰۱۳ - ۲۰۱۴ متوجه شدم که ارتباطی عجیب نزدیک بین این زبانه‌ها موسوم به CME (فوران توده‌ای از سطح کرونای خورشید) و برخی رخدادها در جو کره زمین به صورت توفان‌ها و تندبادها و ... و نیز خود کره زمین به صورت بروز زلزله‌هایی کوچک، متوسط و بزرگ متناسب با زبانه‌های خورشیدی (دقیقا با همین طبقه بندی کلاس C، کلاس M و کلاس X) بود. با ارائه دلایلی کاملا مشخص بود که بشر در این کار دست دارد و این زبانه‌ها با استفاده از پرتوهای لیزری/میزری روی خورشید انجام می‌شود، ان دسته از زبانه‌های ریتمیک با فواصل زمانی چهارساعت به چهار ساعت کاملا مشخص و قابل تفکیک بود و با توجه به سرعت لیزر که همان سرعت نور است، مشخص شد که این پرتوها باید از فاصله‌یی دور به خورشید برسد، با توجه به فاصله زمانی چهار ساعت به چهار ساعت، با یک محاسبه ساده می‌شد گفت که این پرتوها باید از فاصله‌ای دقیقا معادل ۲۸/۸ واحد نجومی (هر واحد نجومی AU تقریبا معادل است با ۱۵۰ میلیون کیلومتر) به سمت خورشید پرتاب شود. مطالعات و تحقیقات بعدی نگارنده (تابان خواجه‌نصیری - سایت رسمی www.webfaqt.com) حاکی از آن بود که این بیم‌های لیزری از جایی در لبه‌ی منظومه شمسی ارسال می‌شود. تحقیقات و مطالعات را ادامه دادم که ببینم آیا بشر یا ساخته‌ای از بشر در این فاصله از خورشید قرار دارد که با کمی جستجو متوجه شدم بلی دقیقا سفینه‌ی نیوهورایزن ناسای آمریکا در آن زمان (۲۰۱۳) دقیقا در فاصله ۲۸/۸ واحد نجومی قرار دارد. در همان زمان ناسا خود اعلام کرده بود که هر نوع ارتباط با سفینه کاوشگر نیوهورایزن دقیقا چهار ساعت طول می‌کشد با ادامه مطالعات شبانه‌روزی، متوجه شدم که این در سفینه‌ی نیوهورایزن که برای کشف و عکس‌برداری‌های بیشتر از سیاره پلوتو اعزام شده است، دستگاه‌ها و ابزارهای دقیق تحلیل پلاسما در سطح کرونای خورشید و پرتابگر بیم‌های لیزری با قدرت بالا قرار دارد. به مدتی حدود یکسال به دقت فعالیت‌های مشکوک و بی‌سر و صدای نیوهورایزن را زیر نظر داشتم. پرتاب بیم‌های لیزری به سمت خورشید و بلافاصله پس از حدود ۸ دقیقه برخورد آن به لایه‌های بالایی جو کره زمین و بعد هم زمین. بعد از مدتی، فعالیت‌های مشکوک به گونه‌ای بود که با کمی محاسبات می‌توانستم بگویم کجا زلزله می‌آید. از همان زمان، تقریبا شروع کردم در این رابطه گزارش‌های مختصری نوشتن به شرح مشاهدات و از همان زمان به سرعت عده ای از اساتید تمام‌های رشته زمین‌شناسی و زلزله‌شناسی در رسانه‌های مختلف حضور بهم رسانده، بگونه‌ای مشخص اما بدون اشاره مستقیم یافته‌ها را غیرعلمی و شبه‌علمی و طبق معمول «تئوری توطئه» نامیدند. در یادداشت‌هایی دیگر نگارنده این متن (تابان خواجه‌نصیری) توضیح داد که ما اکنون اسناد و مدارکی در اختیار داریم که بر اساس آن مدارک می‌توان گفت که این موضوع فراتر از تئوری و توهم توطئه است. همان زمان، در سال ۲۰۱۴ برخی از اساتید تمام‌هایمان در رسانه‌ها بدون اشاره مستقیم به من و این یافته‌ها به شکلی فعال و منسجم و هدفمند شروع کردند به طرح این مساله که امکان ندارد از بیرون از زمین یا از سطح زمین باعث ایجاد انفجار و ایجاد زلزله‌ در اعماق زمین شویم و به همین دلیل این تفکر و نظریه را رد می‌کردند که کسی بتواند از بیرون و از فضا در عمق زمین زلزله ایجاد کند.

با توجه به این سخنان و نظرات، مطالعاتم را از ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶ اختصاص دادم به باز بررسی تعاریف و مفاهیم رخداد زلزله، از ابتدا و این بار برای یافتن حقایق. یک سال بعد در سال ۲۰۱۵، در مطالعه لایه‌های درون زمین، توجهم به لایه سست کره / نرم‌کره / (استنسفر Asthenosphere) جلب شد. بررسی ماهیت و فیزیک ماده‌ای که در این لایه از زمین قرار دارد مرا به کلی به وجد آورد، بر اساس آخرین مطالعات زمین‌شناسان و زلزله‌شناسان در کشورهای مختلف از جمله آمریکا (که تماما با استفاده از مطالعه امواج زلزله و عبور آن امواج از لایه‌های مختلف زمین میسر می‌شوذ) ماده‌ای شدیدا ویسکوز و نرم با ترکیبات فلزی خاص در این لایه از زمین قرار دارد. ماده غلیظ و کشدار، در اثر گرمای هسته‌ی درون زمین (۶ تا ۹ هزار درجه سانتی گراد) باعث می‌شود تا این ماده در میان درزها و رگه‌های بالایی خودش بالا بیاید. منابع مختلف را برای اطلاعات بیشتر چک کردم و به شکلی بسیار عجیب و جالب، نظرات دانشمندان آمریکایی ناگهان تا اینجا می‌امد و از اینجا به بعد شما مواجه می‌شوید با یک سکوت ... بعد چه اتفاقی می‌افتد. هیچ توضیحی وجود نداشت و ندارد. نشریه‌ی معتبر دیسکاور، یک مقاله علمی فوق‌العاده در این زمینه داشت، درست به همین جا که رسید، دیگر هیچ توضیح بیشتری ارائه نمی‌دهد. متوجه شدم در حالی که در ایران اساتید تمام‌های ما در رشته زمین‌شناسی خودشان و دانشجویانشان را مشغول حفظ کردن نام گسل‌ها کرده‌اند، زمین‌شناسان آمریکایی سازمان زمین‌شناسی آمریکا حتی گسل‌های نزدیک سن آندریاس‌شان در کالیفرنیا را هم به درستی نمی‌شناسند وقتی مورد سوال قرار می‌گیرند به لکنت می‌افتند و در واقع بین خودشان اصلا بررسی گسل‌ها یک موضوع پیش‌پا افتاده است! بله، پیش پا افتاده و مزخرف! یک عمر است که ما را سرگرم کرده‌اند به بررسی گسل کوفت و زهرمار در شمال و جنوب تهران و شهرستان‌ها و ... آقایان اساتید مسلم، اساتید تمام ... و این در حالی است که خودشان با ایجاد زلزله‌های مداوم در نقاط مختلف دنیا (البته غیر از اروپا و آمریکای شمالی) خودشان! سرگرم بررسی امواج و مطالعه هسته و لایه‌های درونی زمین هستند. پس از مطالعه و پژوهش‌های فراوان، در جلسه‌ای از یکی از اساتید تمام‌های زلزله‌شناسی ایران در جمع سوال کردم آقای دکتر آیا ما در پژوهشگاه زلزله‌شناسی واحد، اداره یا تشکیلاتی برای مطالعه درون زمین، هسته و لایه‌های زمین داریم؟ ایشان صراحتا جواب دادند «خیر» پرسیدم آقای دکتر آیا ما در پژوهشگاه زلزله تشکیلات و سازمانی برای مطالعه خورشید داریم؟ ایشان صریح و واضح پاسخ دادند :«خیر» (تابان خواجه‌نصیری -۲۰۱۶) پس ما در سازمان‌های زلزله‌شناسی ‌مان اگر خدا بخواهد چه کار داریم می‌کنم؟: پاسخ این سوال واضح است، بررسی گسل‌هایی که ۱۱ هزار سال است وجود دارند! پس از مکاتبات فراوان، با سازمان زمین‌شناسی، موفق شدم جلسه‌یی با اساتید مسلم زمین‌شناسی داشته باشم. این جلسه البته یکی دو بار کنسل شد و در نهایت خیلی با اکراه تصمیم گرفتند به من «پنج دقیقه» برای طرح نظرات و سخنانم وقت بدهند. فکر می‌کردند خودم از خیر و شر این جلسه بگذرم. پذیرفتم و حضور یافتم و به سرعت با ذکر رئوس مطالب، شرحی را گفتم که نزدیک به ۲۰ دقیقه از وقت اساتید مسلم را گرفت. رئیس این جلسه به من -تابان خواجه‌نصیری ۲۰۱۶- گفتند که کتبا پاسخ خواهند داد. اکنون چهار سال از ان زمان گذشته و ۲۰۲۰ است و هیچ نامه یا یادداشتی و پاسخی دریافت نکرده‌ام! حدود دو ماه بعد از این جلسه، شرح مطالعات و یافته‌های خودم را در یک جلسه سه ساعته در محضر استاد بهرام عکاشه پدر علم زمین‌شناسی ایران- ارائه دادم با طرح این سوال در انتهای ارایه که آیا شما این مطالعات و پژوهش‌ها را غیر علمی یا شبه علمی می‌بینید، استاد صراحتا به من گفتند که کاملا علمی و دقیق بود. از آن دیدار، کتابی که بتازگی چاپ کرده بودند را نیز برایم نوشتند و امضا کردند که به یادگار از پدر زمین‌شناسی ایران نزد من باقی می‌ماند!

در فاصله سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۰ (شش سال اخیر) پس از افشاگری در زمینه فعالیت‌های مشکوک ناسا در لبه منظومه شمسی در فاصله ۲۸/۸ واحد نجومی تا ۳۰ واحد نجومی از خورشید، به ناگاه، تمام زبانه‌های خورشیدی متوقف شد. خورشید ساکت شد و آرام گرفت. کلیه این فعالیت‌ها را از طریق آزمایشگاه فضایی بررسی ایکس ری زبانه‌های خورشیدی تسیس لبدف روسیه و چند سایت دیگر به صورت انلاین انجام می‌دادم. پس از در کنار هم قرار دادن تمامی پازل‌های این تحقیق در کنار هم به چندین و چند طرح و نظریه رسیده‌ام که سند و مدرک نشان می‌دهد، ایالات متحده آمریکا و مستقیما ناسا در کار استفاده از خورشید به عنوان سلاحی ژئوفیزیکی، هیدرولوژیکی، میتئورولوژیکی، کلایمتولوژیکی و حتی بیولوژیکی است. پس از طرح این ادعا همراه با نمایش برخی از اسناد و مدارک، تصاویر و نمودارها و ... و صحبت در مورد ان در جمع برخی از اساتید ... به سرعت چندین اتفاق افتاد. یکی از مهمترین آنها این بود که دونالد ترامپ اعلام کرد که معاهده آب و هوایی پاریس خارج می‌شود که شد. بعد اعلام کرد که آمریکا صاحب قدرت و نیروی نظامی فضایی می‌شود که این را هم عملی کردند. برای آنچه می‌گویم صدها صفحه مطلب نوشته‌ام و اسناد و مدارکی وجود دارد که اساتید تمام‌هایمان حتی حاضر به دیدن و صحبت در مورد آن نیستند. نگویید این تئوری توطئه است! این خود خود توطیه است. تئوری نیست. تئوری زمانی تئوری است که مدرکی وجود ندارد. - در تصویر بالا، هم‌اکنون پالس‌ها و بیم‌های ریتمیک روی سطح لایه کرونای خورشید را در تصویری از نمودار پرتوهای ایکس‌ری از زبانه‌های خورشیدی ملاحظه می‌کنید!»

چنانچه مایلید پاسخ به سوالات یا موضوعات مشابه در شماره آینده روزنامه یا مجله تان منعکس شود؛ کافی است از طریق فرم تماس بالا درخواست خود را ارسال کنید. همچنین می توانید با آدرس پست الکترونیک journalist@webfaqt.com به صورت مستقیم مکاتبه کنید و درخواست برای نگارش مقاله را ارسال کنید.

متونی که به این ترتیب اینجا در سایت قرار می گیرند «کپی رایت» دارند. لطفا بدون اجازه کتبی و هماهنگی قبلی در نشریه چاپی و یا سایت یا وبلاگ آنلاین خود منتشر نکنید.




از میان عکس‌های قدیمی: رویداد درس آموخته‌های زلزله سر پل ذهاب با رویکرد مدیریت بحران زلزله تهران

  تابان خواجه‌نصیری - دستخط یک عکس یادگاری شرکت‌کنندگان با آقای دکتر استاد مهدی زارع - استاد زمین‌شناسی پژوهشگاه بین‌المللی زلزله - پایان رویداد (درس آموخته‌های زلزله سر پل ذهاب با رویکرد مدیریت بحران زلزله تهران).گوش چپ عکس ایستاده ام، راه راه .

مرکز علوم و ستاره شناسی شهرداری تهران. - ۲۰۱۶


از میان گزارش‌های ویژه قدیمی - تابان خواجه‌نصیری: دکتر یونس شکرخواه را «پدر روزنامه‌نگاری آنلاین ایران» نمی‌دانم!

روزنامه ایران شهریور ۱۳۸۰ - شماره ۱۹۰۴ صفحه ۷

  تابان خواجه‌نصیری - دستخط یک تابان خواجه‌نصیری: با تمام احترامی که برای آقای دکتر یونس شکرخواه به عنوان یک «استاد روزنامه‌نگاری» قایل هستم اما ببخشید، با ارائه شرح منحصربفردی که به عنوان تاریخ شفاهی در اختیار دارم و بنابر «دلایل و مستنداتی» که ارائه می‌کنم او را «پدر روزنامه‌نگاری آنلاین ایران» نمی‌دانم!

... در تاریخچه روزنامه همشهری آنلاین آمده است که این روزنامه اولین روزنامه‌ای بود که نسخه الکترونیکی خودش را ارائه داد. این صحت ندارد و من بعید می‌دانم درست باشد. آنچه که روزنامه‌ همشهری به صورت الکترونیکی ارائه می‌داد از همان حدود سال های۷۶ یا ۷۷ به بعد بود و ابتدا گزیده‌ای از مطالب و مقالات و اخبار فقط در سایت ندارایانه به صورت الکترونیکی قرار می‌گرفت که فقط اعضای ندارایانه به آن دسترسی داشتند. در همان تاریخچه همشهری آنلاین آمده است که روزنامه جام جم اولین نسخه الکترونیکی روزنامه را فراتر از نسخه چاپی پیش از همشهری آنلاین ارائه کرده است. خود روزنامه جام جم آنلاین ۱۰ اردیبهشت سال ۱۳۷۹ چاپ شد و نسخه آنلاین آن در سال ۱۳۸۱ شکل گرفت.

حال آن که شما در تصویر بالا، تصویر روزنامه ایران را دارید که مورخ سه شنبه ۲۰ شهریور ۱۳۸۰ - شماره ۱۹۰۴ - صفحه ۷ روزنامه را نشان می‌دهد.



در این مطلب خبری آمده است خوانندگان روزنامه با سایت رسمی شادروان فریدون مشیری در آن زمان (سال ۱۹۹۹) آشنا می‌شوند که در آن زمان در زیرمجموعه سایت webfaqt.com و با طراحی و مدیریت این حقیر و تحت نظارت مستقیم خانواده مشیری بر روی اینترنت قرار گرفته بود و ما اخبار فعالیت‌ها و رویدادهای پس از فوت استاد مشیری را در آن زمان به صورت روزانه و با روشی استثنایی که در آن نیازی به دریافت فونت فارسی هم نبود برای کاربران و جهت مطالعه آماده می‌کردیم. همان زمان ما خبرنامه الکترونیکی سایت «استاد مشیری» را داشتیم. منظور، یعنی این که ما پیش از روزنامه جام جم، فعالیت‌های روزنامه‌نگاری آنلاین یا سایبرژورنالیسم داشتیم و همین گونه بود برای سایت شادروان احمد شاملو و چند تن دیگر از شعرا و نویسندگان مطرح که دوستان دیگر زحمت می کشیدند که متاسفانه هیچگاه جدی گرفته نشدیم و هیچگاه نامی از ما به عنوان «اولین استارتاپ‌های آن زمان» برده نشد و هیچ حمایتی هم از ما نشد ... در متن خبر روزنامه ایران آمده است که در طراحی سایت شادروان مشیری از «یونیکد» استفاده شده است. در صورتی که خیر این طور نبود. آن زمان کمپانی مایکروسافت امکان استفاده از «یونیکد» را به کل بر روی کاربران ایرانی ویندوز بسته بود و چنین امکانی وجود نداشت و من با یک ابتکار منحصربفرد و ترفند خاص برای اولین بار از پاراگراف‌ها تصاویری کم حجمی می‌ساختم و روی وب قرار می‌دادم - روشی که بعدا به خیلی ها آموزش دادم برای فارسی سازی سایت‌ها. این تصاویر آنقدر کم حجم بود که حتی با سرعت پایین اینترنت ایران در آن زمان، صفحات به سرعت لود (بارگیری) می‌شد و به راحتی متون فارسی قابل استفاده و مطالعه بود. همان زمان همین کار را برای سایت‌ها مختلف دیگر از جمله «سایت هادی سیستم» که تولید کننده سی دی های آموزشی نرم‌افزارهای کامپیوتری بود انجام دادم که پس از ارائه این طرح ابتکاری، مایکروسافت آمریکا عملا خود را شکست خورده یافت و کمی بعد «یونیکد» را به روی ایرانیان باز کرد.

یک نکته‌ی مهم در رابطه با یونیکد همین جا هست که تا اواسط یا اواخر سال ۲۰۰۱ امکان استفاده از یونیکد برای زبان فارسی وجود نداشت. بنابر این عملا این امکان وجود نداشت که از بانک‌ داده‌ها به راحتی استفاده کنیم و بک اند و فرانت اند سایت‌ها را به هم متصل داشته باشیم. در رابطه با زبان عربی هم محدودیت‌هایی وجود داشت بنابر این روزنامه‌نگاری سایبر و آنلاین عملا به زبان فارسی از اوایل و اواسط ۲۰۰۲ تازه شروع شد که می شود اواخر ۸۱ ما. در آن سالها من با شرکت‌های نرم‌افزاری متعددی در ارتباط بودم و همه کارشناسان و مهندسین و برنامه‌نویسان بر سر آنلاین کردن آمارها، اخبار و گزارش‌ها و مقالات و مطالب به زبان فارسی و اتصال صفحات وب با دیتابیس‌ها مشکل داشتند و چنین امکانی از لحاظ نرم‌افزاری به راحتی وجود نداشت برای همین هم روزنامه‌ها بعد از سال ۸۱ بود که آرام آرام نسخه آنلاین واقعی خودشان را ارائه دادند، بعد از وقتی که یونیکد از سوی مایکروسافت باز شد. پیش از آن، محدودیت‌ها بسیار بود، فونت فارسی سپهر یا یکان و ... باید دانلود می‌شد، صفحات به هم می ریخت و ...

تاریخ مندرج در تصویر بالا نشان می دهد که ما به مدت ۲ سال پیش از این تاریخ مشغول فعالیت‌های سایبرژورنالیسم بودیم و ما اطلاعات و اخبار نشر واحدهای مختلف بنگاه‌های نشر کتاب و مطبوعات را نیز به همین ترتیب بر روی اینترنت پوشش می دادیم و اخبار ورود سایت‌های وب ایرانی به روی وب را نیز در IranQ.com تا مدت دو سال منعکس می‌ساختیم.

آنچه که در این تصویر ملاحظه می‌کنید نمایی از صفحه ورودی سایت نشریه وزین (و در آن زمان ۲۰ ساله‌) علم الکترونیک و کامپیوتر بر روی اینترنت است. آن زمان که تعداد سایت‌های تجاری روی اینترنت از داخل ایران به تعداد انگشت‌های یک دست هم نمی‌رسید و اساسا اینترنت آنقدر نو و تازه بود که حتی اساتید دانشگاه‌ها که به اجبار به آنها آدرس پست الکترونیک داده بودند از آن استفاده نمی کردند به دو دلیل عمده یک لازم بود تسلط به زبان انگلیسی داشته باشند، دو برای اتصال و امکان استفاده از امکانات اینترنت دو سیستم عامل اضافه بر داس و ویندوز بدانند، سیستم عامل های یونیکس و وکس ... همین باعث شده بود تا اینترنتی که مبتنی بر متن بود و گرافیکی نبود خواهانی نداشته باشد.

اواخر دهه شصت با پایان یافتن جنگ هشت ساله تحمیلی ایران و عراق، شرکت‌های کامپیوتری متعددی تشکیل شدند و واردات اولین کامپیوترهای شخصی سازگار با آی بی ام و مونیتورهای تک رنگ و رنگی و سایر وسایل و تجهیزات جانبی از همان زمان به صورت رسمی و کاملا تجاری آغاز شد.

آن زمان من در نیمه راه تحصیلات دانشگاهی‌ام در رشته مترجمی زبان انگلیسی دانشگاه آزاد بودم و همزمان در شرکتی که برادرم به همراه گروهی از دوستانش راه‌اندازی کرده بود در زمینه کامپیوتر و ارتباطات مشغول به کار بودم. کار با کامپیوتر، فراگرفتن سیستم عامل داس و بعدها ویندوز و انواع و اقسام نرم‌افزارهای مورد نیاز کارهای بازرگانی و تجاری و در نهایت کشیده شدن به کارهای روابط عمومی و تهیه و تنظیم نامه‌ها و مکاتبات تجاری و اخبار و رویدادها و بازاریابی و ... مرا در مسیر فراگیری دائمی و مستمر و در شاخه‌های بسیار متعدد و گسترده قرار داد.

اوایل دهه هفتاد از دانشگاه در رشته کلیدی زبان انگلیسی به عنوان مترجم فارغ التحصیل شدم و همان سال به امور بین‌الملل سازمان صدا و سیما رفتم. با عشق به کار در کارهای خبری، ابتدا برای دفتر «واحد خبر آسیاویژن» اقدام کردم اما نهایتا به دفتر دیگری از آن اداره کل - بین الملل - یعنی دفتر «اتحادیه‌ها» ختم شد. آن زمان، به مدت دو سال در خدمت صدا و سیما بودم، در امور مختلف مرتبط با امور بین‌الملل و برگزاری نشست‌ها و همایش‌های بین‌المللی و ارتباطات ماهواره‌ای و گروه ورزش و ...

پیش از آن که ایران به صورت رسمی و از طریق مرکزی علمی و پژوهشی به اینترنت متصل شود، من در صدا و سیما و در امور بین‌الملل در اوایل دهه ۷۰ بود که بواسطه نشریات متعددی که از خارج از کشور به ما می‌رسید با موضوع شکل‌گیری اینترنت و راه‌اندازی آزمایشی و کاربردی آن در سطح وسیعی از مراکز علمی و پژوهشی دنیا آشنا شدم و ما این اطلاعات و اخبار تازه را به سرعت ترجمه،‌ تهیه و تنظیم و یا حتی تالیف می‌کردیم و در اختیار واحدها مختلف سازمان و از جمله نشریه وزین سروش قرار می‌دادیم. اولین یادداشت‌ها و مقالاتم در مورد اینترنت و ارتباطات ماهواره‌ای در اوایل دهه هفتاد در بولتن‌های مدیریتی سازمان صدا و سیما و گزارش‌های خبری سروش منتشر شد و آن زمان چون اطلاع نداشتم، ابتدا نامی از من در پای مطالب و مقالات برده نمی‌شد و من این را خیلی بعدتر مطلع و متوجه شدم که تقریبا خیلی دیر شده بود. اما بعد از این که از صدا و سیما بیرون آمدم، از همان زمان در فکر اینترنت و حضور در آن و رویاپردازی برای آینده‌ی آن بودم. سال ۷۳، ۷۴ اولین مودم‌های ارتباط الکترونیکی به بازار آمده بود، اولین کامپیوتر شخصی‌ام را در سال ۷۰ همزمان با ورود به صدا و سیما خریداری کرده بودم که سرعت پروسسور آن ۲۵ مگاهرتز بود و یک هارد ۴۰ مگابایتی روی آن وجود داشت که برای زمان خودش خیلی پیشرفته و مدرن بود، شرکتی از شرکت‌های دوستان، سه نمونه سی دی درایو وارد کرده بود و من خریدار یکی از آنها بودم، یک دستگاه مجهز به سی دی درایو در آن زمان برای کارهای روزنامه‌نگاری و خبری که من دیوانه‌وار عاشق‌اش بودم فوق العاده بود.

روی جلد مجله علم الکترونیک آنچه در تصویر مشاهده می‌کنید، تصویر روی جلد مجله وزین علم الکترونیک و کامپیوتر است به شماره ۲۶۷ آبانماه سال ۱۳۷۷ (نوامبر ۱۹۹۸) - اعلام خبر حضور سایت رسمی مجله بر روی اینترنت، با طراحی و مدیریت من روی اینترنت قرار گرفت، یک سال و نیم، دو سال پیشتر از این تاریخ، زمانی که هنوز ایران به طور رسمی در اینترنت قرار نداشت، ما (من با همکاری با دوستان تحریریه مجله) نخستین اخبار و مقالات و مطالب مجله را تهیه و آماده و بر روی شبکه‌های اطلاع‌رسانی الکترونیکی آن زمان مثل شارع، ماورا، خانه‌ملت و عابدی و پژوهشگاه صنعت نفت ... قرار می دادیم. زمانی بود که همشهری آنلاینی وجود نداشت. همان زمان من و دوستانم در قالب فعالیت های الکترونیکی یک بنگاه انتشاراتی، اولین سایت مجله‌ی طنز «پشه» را راه‌انداخته بودیم و صفحات وب آن را روی شبکه الکترونیکی (بی بی اس) ماورا گذاشته بودیم و بعد از یکی دو ماه آن را روی اینترنتی قرار دادیم که هنوز هیچکس از داخل ایران در آن حضور هم نداشت ... و ما پیش خودمان می خندیدیم و می گفتیم ما داریم تاریخ را می‌سازیم. تاریخ حضور ایران در فضای وب. صفحه سایت طنز «پشه» با نوشته‌های «پشه ریزه» هنگام بالا آمدن و لود شدن روی صفحه اولین مرورگرهای آن زمان، قطعه موزیکالی را پخش می کرد که به درخواست من، دوست عزیز و گرامی‌ام «آریا عظیمی‌نژاد» آن را ساخته بود و فایل فرمت MIDI آن را در اختیارم گذاشته بود که در آن زمان از سوی کاربران بسیار جالب بود و مورد استقبال قرار گرفته بود. این کارها همه و همه آن زمانی بود که وب برای ایران فرمت «تکست» داشت و ما باید «یونیکس» و «وکس» می دانستیم تا می‌توانستیم از مطالبی که در وب جهانی بود با اولین مرورگرهایی که گرافیکی نبودند می دیدیم و اخبار و مطالب را برای استفاده سریع مردم آماده می‌کردیم.

از سال‌هایی صحبت می‌کنم که اولین خبرنامه الکترونیکی به نام «شناسه» را در شبکه اطلاع‌رسانی ماورا راه‌اندازی کردم و آن را در کتابخانه‌ی فایل‌ها قرار می دادیم. بعدها همان اولین خبرنامه‌ها (از اواسط دهه ۷۰) به صورت خبرنامه‌های سایت Webfaqt روی اینترنت آمد (اواخر دهه ۷۰)

روزنامه‌نگاری آنلاین چیست؟ روزنامه‌نگاری دیجیتال یا همان روزنامه‌نگاری آنلاین یک نوع تازه و نوین از روزنامه‌نگاری معاصر است، به این معنا که محتوای تولید شده توسط تحریریه‌ها - گروهی از روزنامه‌نگاران و مترجمین و ویراستاران و دبیران واحدهای خبری و گزارشگران و عکاسان - زیر نظر سردبیر یا شورای تحریریه به جای چاپ و نشر مکتوب روی کاغذ یا چاپ و نشر از طریق رسانه‌های صوتی و تصویری مثل کانال های رادیو - تلویزیونی، از طریق اینترنت توزیع و منتشر شود.

کارهایی که ما در آن زمان انجام می‌دادیم به هیچوجه در هیچ رشته‌ی دانشگاهی به عنوان متن درسی گنجانده نشده بود و دانشجویان رشته‌های علوم مرتبط با کامپیوتر و ارتباطات و الکترونیک و سایر علوم دیگر مثل علوم انسانی مرتبط با روزنامه‌نگاری و فتوژورنالیسم هیچ منبعی در رابطه با این «ابزار یا رسانه یا مدیای تازه» نداشتند و ما جز اولین گروه‌هایی بودیم که برای پر کردن این گپ - فاصله و شکاف دیجیتالی - باید خودمان آستین‌ها را بالا و دست به اقدام می‌زدیم. در سال ۷۷ سردبیر محترم نشریه‌ای که کاملا تخصصی در زمینه کامپیوتر و الکترونیک منتشر می‌شد - آقای مهندس بهمن‌دژی - از طریق اخبار، مقالات، یادداشت‌ها و کلا نوشته‌هایم روی شبکه‌های بی بی اس (تابلوهای اعلانات الکترونیکی) آن زمان مثل «ماورا» با من و فعالیت‌هایم آشنا شدند و ما در اولین دیدارهایمان متوجه شدیم که فضای رسانه‌های چاپی مان به شدت از فضای ژورنالیسم آنلاین آن روزها و آن زمان در جهان بسیار عقب و افراد عملا بی‌اطلاع هستند و ما باید تازه شروع می‌کردیم به نوشتن درباره وب و اینترنت تا اخبار و گزارش‌های آن را منعکس کنیم. یک حرکتی واقعا در نوع خودش انقلابی، انقلابی در تولید سریع محتوای به روز از آنچه در فضای اینترنت و وب مبتنی بر تکست و متن که در آن زمان وجود داشت.

توجه مخاطبینم را به این نکته جلب می کنم که اکنون دارم از زمانی صحبت می‌کنم که «وبلاگ» و علی الخصوص وبلاگ «دات» آقای دکتر شکرخواه اصلا هنوز وجود نداشت و ما برای این که مطالب مان را روی اینترنت قرار دهیم در یک دوره‌ای حتی امکان آنلاین کردن مطالب با استفاده از فونت فارسی وجود نداشت. ایرانیان در خارج از کشور با استفاده از حروف و خطوط در هم و بر هم اسکی، فارسی نویسی می‌کردند و چیزهایی درست کرده بودند مثل «گردسوز» که متون را برای قرار گرفتن روی وب به آن شکل و شمایل در می‌آورد که می‌توانستند متن فارسی روی صفحه نمایشی که یونیکس و وکس سیستم عاملش بود نمایش دهند. آن زمان آقای دکتر شکرخواه کجا بودند و چه می کردند برای روزنامه‌نگاری آنلاین.

من از زمانی صحبت می کنم که جمعیت کاربران ایرانی اینترنت از داخل ایران به سیصد چهارصد نفر هم نمی‌رسید. همین تعداد استفاده‌کننده از اینترنت هم نه خودشان سایت داشتند و نه حتی یک صفحه برای معرفی خودشان و فعالیت هایشان به عنوان روزنامه‌نگار یا مترجم یا ادیتور و سردبیر و ... من از زمانی صحبت می‌کنم که ارتباط با تحریریه‌ها فقط از طریق تلفن بود و فکس و کسی نه می‌دانست که ایمیل (پست الکترونیکی) چیست و چگونه باید یکی از جایی روی «هات میل» یا بعدها «یاهو» که تازه راه افتاده بود یک ایمیل مجانی برایش درست می‌کرد. از زمانی صحبت می‌کنم که کسی در ایران «هات میل» را نمی‌شناخت و حتی «پروژه گوتنبرگ» را نمی‌شناخت و من اولین کسی بودم که اینها را در خبرنامه‌هایم معرفی می‌کردم و یا در مورد اینها و رویدادهای تازه‌شان می‌نوشتم.

توجه کنید که نمی‌خواهم بگویم من «پدر» یا «پدر بزرگ» روزنامه‌نگاری آنلاین در آن دوره بودم، شدیدا با این جور عناوین و تعارفات چندش‌آور که متاسفانه فقط در فضای آکادمیک و دانشگاهی‌ ما دیده می‌شود مخالفم و از آن به شدت دوری می‌کنم. می‌خواهم حقیقت تند، تلخ و محکمی را اینجا ثبت کنم که در همان روزهای نخست اینترنت در ایران، بودند بسیاری از همکاران روزنامه‌نگار و فعالان مطبوعات، افرادی که در مورد وب و اینترنت، در مورد اخبار و رویدادهای جاری، در مورد روزنامه‌نگاری و حتی روزنامه‌نگاری آنلاین و در مورد بسیاری از شاخه‌ها و رشته‌های علمی دیگر روی وب و اینترنت می‌نوشتند که هرکدامشان می‌توانند «پدر»، «پدربزرگ» یا «مادر» و «مادر بزرگ» این شاخه‌ی علمی در فضای وب ایران باشند.

اساسا بر این عقیده و باورم که جریانی مافیایی بر بخش وسیعی از رسانه‌های ایران تسلط دارد که همه را غیر از اعضای باند خودش را به مرور حذف کرده و می کند تا در نبود «مردمان عادی» که در میانشان ممکن است ستارگان و نخبگانی هم حضور داشته باشند مجالی برای نمایش قدرت رسانه‌ای داشته باشد. برای این که بخوبی متوجه عرایضم شوید اجازه می خواهم یک مثال خیلی ساده و روشن بزنم و آن این است که آقای دکتر شکرخواه از سال ۶۱ تا ۷۷ در کیهان در شورای تیتر بوده اند، یعنی از سال ۶۱ درگیر کارهای خبری و مطبوعاتی بوده‌اند، از اولین روزهای چاپ جام جم و سایت جام جم آنلاین از ۸۱ تا ۸۴ با این روزنامه بوده اند و از سال ۸۵ تا ۹۸ سردبیر همشهری آنلاین در رزومه و کارنامه‌شان دیده می‌شود. در هریک از پست های مدیریتی دهها نفر زیر نظر ایشان کار روزنامه‌نگاری می‌کردند. نمی گویم از سال ۶۱ اما از سال ۷۷ تا ۹۸ به مدت ۲۱ سال حتی یک نفر از زیر مجموعه‌شان به دفتر من نفرستادند که بگویند آهان تو هم اینجا هستی و داری یک کارهایی انجام می‌دهی بیا و داستانت را بگو! ایشان به مدت بیست و یک سال فعالیت‌های مرا در حوزه روزنامه‌نگاری آنلاین، بازاریابی با پست الکترونیک، بازاریابی اینترنتی، بازاریابی از طریق رسانه‌های اجتماعی و ... بسیاری دیگر از طیف وسیعی از فعالیت‌های مرا در حوزه نشر الکترونیک و اینترنت به کل نادیده گرفتند واقعا باید به این سردبیر محشر و منحصربفرد و عالی جایزه نوبل روزنامه‌نگاری بدهند، عنوان «پدر» واقعا کم است. من سوال می‌کنم از ایشان که نه، از آنهایی که این عنوان را برای آقای دکتر ساخته و پرداخته کرده‌اند که ایشان «پدر» روزنامه‌نگاری آنلاین ایران هستند. سوال من این است که چطور می‌شود با این کارنامه‌یی که من دارم، یک بار، حتی یکبار از طرف جام جم آنلاین یا همشهری آنلاین برای کسب اطلاعات بیشتر از فعالیت‌های من در فضای سایبر یکی از زیر مجموعه‌شان را نفرستادند برای یک هم نه نیم صفحه مصاحبه یا یک لینک ناقابل به سایت من ... نمی‌خواهم گله و گله گذاری کنم، وقت و فرصتی برای این حرف ها نیست، می‌خواهم به صورت مستقیم مدیریت و سردبیری ایشان را زیر سوال ببرم، خیلی رک و پوست کنده و می‌دانم که اصلا خوششان نخواهد آمد. خوانندگان شاید بگویند که دکتر شکرخواه آنقدر سرش شلوغ است با آدم‌های سرشناس و مهم که تو را ممکن است اصلا نشناسند! برای این عزیزان یک خاطره کافی است که تعریف کنم که فکر جواب خوبی است: آقای دکتر شکرخواه سال ۲۰۰۰ یا ۲۰۰۱ مدیر/مشاور امور رسانه‌یی و مطبوعاتی محمدرضا شجریان بودند. سر ماجرای زلزله‌ی بم، با برادرم - فرداد - که اولین طراح پروژه باغ هنر بم بود آشنا می‌شوند و اولین سوالی که از برادرم می‌پرسند همین بود که یک «تابان خواجه‌نصیری» هست که در اینترنت فعالیت‌هایی می کند و چیزهایی می نویسد ... برادرم هم آن زمان می‌گوید بله، او برادرم است و همین می‌شود که حتی آقای دکتر یک ایمیل هم به من می‌زنند و ماجرا را خیلی کوتاه برایم شرح می‌دهند و می‌گویند، حالا اما خاطرم نیست که ما تلفنی هم صحبت کردیم یا نه ... یعنی آقای دکتر، خیلی هم خوب مرا می‌شناختند و در تمام طول این سالها (احتمالا ۲۱ سال) از سال ۷۷ بواسطه نوشته‌هایم در مجلات علم الکترونیک و شبکه و کامیاب و فرهنگ مردم و ... یا اساسا روی اینترنت و برخی رسانه‌های دیگر چون صدا و سیما و جام جم و ... خیلی هم خوب می شناسند ... اما حتی یک بار، حتی یک صفحه، یک مطلب کوتاه خبری، یک جمله در طول این بیست و یک سال از زیر مجموعه خود نخواستند که در مورد فعالیت های خبری،‌ مقالات یا فعالیت‌های آنلاین من خبری یا مصاحبه ای منعکس شود - خیر، ارزش‌اش را نداشته است ... برای من اصلا مهم نیست و اگر این مورد را دارم اینجا ذکر می کنم فقط به عنوان ذکر یک مثال است و یک سوال از آقایانی که راه افتاده‌اند از این مدیر و سردبیر نمونه و شایسته تقدیر و تشکر می‌کنند و دنبال ایشان راه افتاده اند «بابا» ... «بابا» می کنند. شما بگویید! شما بروید بپرسید چرا؟ از «همشهری آنلاین» یا «جام جام آنلاین» حتی یک مطلب در مورد «تابان خواجه‌نصیری» و فعالیت هایش نیست؟ بپرسید چرا هیچ لینکی به سایت من یا مقالاتم نیست! مهم نبودم! کارهایم بی اهمیت و خرد بوده است؟! در حالی که برخی شاگردان ایشان به سرعت معرفی می‌شوند و ... این باندهای مافیایی که فقط خودشان و دور و اطرافی‌های رسانه‌ای خودشان را می‌بینند «آفت» و «فتنه» همین رسانه‌ها هستند و نه سرآمد و کاملا هم مشخص است از کجا دستور می گیرند، که مشخص است چرا برخی به اینها عناوینی چون «بابا» می‌دهند! آقای دکتر! در نبود رسانه‌های آزاد، مستقل و رسانه‌های اجتماعی، در فضایی که فیلترینگ گسترده‌ای را بر فضای وب و رسانه‌های اجتماعی - رسانه هایی چون توئیتر، فیسبوک و یوتوب و ... حاکم کرده‌اند، ناگهان در «روز - گرامی‌داشت - رسانه‌های اجتماعی» فیلشان یاد هندوستان و یاد این روز می‌افتد و جشن می‌گیرند و پایکوبی می‌کنند، روز رسانه‌های اجتماعی را به هم تبریک می گویند! آقایان در آن زمان ظاهرا فراموش کرده‌اند که خودشان یا دوستان شان، «مردمان عادی جامعه» را از حضور در فضای رسانه‌های اجتماعی عملا با برخی نشست‌ها و مصوبه‌هایشان به کل محروم ساخته‌اند! چنین افرادی که دبیر چنین نشست‌ها و همایش‌های مشمئزکننده‌ای می‌شوند به هیچوجه صلاحیت هیچ عنوانی از عناوینی چون «پدر» و «مادر» و «پدر بزرگ» و «مادر بزرگ» و ... در هیچ رشته‌ی علمی و غیرعلمی و شبه‌علمی را ندارند.

به اینها فقط می توانید بگویید: پدرخوانده!

چنانچه مایلید پاسخ به سوالات یا موضوعات مشابه در شماره آینده روزنامه یا مجله تان منعکس شود؛ کافی است از طریق فرم تماس بالا درخواست خود را ارسال کنید. همچنین می توانید با آدرس پست الکترونیک journalist@webfaqt.com به صورت مستقیم مکاتبه کنید و درخواست برای نگارش مقاله را ارسال کنید.

متونی که به این ترتیب اینجا در سایت قرار می گیرند «کپی رایت» دارند. لطفا بدون اجازه کتبی و هماهنگی قبلی در نشریه چاپی و یا سایت یا وبلاگ آنلاین خود منتشر نکنید.


 




اعلاميه کپی رايت سايت وب اف ای کيو تی دات کام

  • كليه حقوق مادي و معنوي مطالب منتشر شده در سايت وب اف ای کيو تی دات کام و وبلاگ های گرداب گسترده گيتی متعلق به آقای تابان خواجه‌نصيری است.
  • هرگونه توليد مجدد، تكثير، توزيع و انتشار مطالب ومقالات مندرج در اين سايت به منظور استفاده تجاري به هر شكل، اعم از الكترونيكي، چاپي و غيره ممنوع ، و متخلفين تحت پيگرد قانونی قرار خواهند گرفت.
  • استفاده از مطالب اين سايت در ساير رسانه‌ها اعم از الكترونيكي، چاپي ، صوتی و تصويری و غيره با ذكر منبع به صورت كامل و واضح (ذکر کامل نام و آدرس اينترنتی «سايت وب اف ای کيو تی دات کام» و نام نويسنده) آزاد است.
  • سايت‌ها و وبلاگهای اينترنتي فقط مي توانند با ذکر شرح مختصری از موضوع مقاله يا مقالات مندرج در اين سايت به صفحه مقاله يا مقالات مورد نظر لينك بدهند و درج کامل مقالات و مطالب اين سايت در سايت ها و وبلاگها و انجمن های متفرقه نقض صريح کپی رايت و ممنوع است.

 
 

© Copyright 1998 - 2019, Taban Khajeh Nassiri. All rights reserved.

اعلاميه کپي رايت ما