webfaqt.com
German | Persian | English
 
  Tehran - Iran صفحه اول   مقالات   وبلاگ    
 
آگهی

سالگرد حمله آمریکا به هیروشیما و ناکازاکی: پیام رهبر معظم انقلاب

صدهزار کشته هیروشیما، نشانه طبیعت ارتش استکباری، بی‌دین و بی‌اخلاق آمریکا است.


عکس دبروز: فلفل‌سبزهای تند و شیرین



از میان نامه‌ها و پیام‌های قدیمی: نامه دستخط شادروان استاد فریدون مشیری، ۱۵ مرداد ۱۳۷۷

تصویری از متن نامه سراسر لطف و مهر و تشویق با دستخط شادروان استاد فریدون مشیری شاعر برجسته معاصر به تابان خواجه‌نصیری در پانزدهم مرداد ۱۳۷۷ (۲۲ سال پیش در یک چنین روزی)


دونالد ترامپ، بزرگترین فاجعه بر سر آمریکاست، او باید دوباره انتخاب شود

  تابان خواجه‌نصیری - دستخط یک سیاست‌مداران ایران اگر واقعا «سیاست» را اموخته باشند باید تاکنون این را فهمیده باشند که ترامپ بزرگترین دشمن آمریکایی‌هاست. خروج از برجام، تدابیر مختلف برای مقایله با مهاجران مکزیکی و مسافران از سایر کشورها، خروج از پیمان‌های مختلف نظامی و بین‌المللی و محیط زیستی، حمایت آشکار لجستیکی از داعش، ترور و قتل آشکار سردار شهید حاج قاسم سلیمانی (بزرگترین دشمن داعش) و اکنون همین گسترش غیرقابل کنترل کرونا در سطح آمریکای شمالی و همین سرکوب شدید و اخیر معترضان به نژادپرستی در شهرهای مختلف آمریکا، همه و همه نشان می‌دهد که ادامه ترامپ فاجعه‌ای مضاعف برای آمریکا و البته متاسفانه برای سایر نقاط دنیاست. سیاستمداران ایرانی اگر این را فهمیده باشند با توجه به ماهیت ضد آمریکایی که (ظاهرا) از خود نشان می‌دهند باید از این فرصت استثنای نهایتی استفاده را برده با این «بزرگترین فاجعه» دنیا، رو در رو، هر چه سریعتر پای میز مذاکره‌ای تلخ و دوباره بنشینند تا ببینند که همین دونالد ترامپ خود حاضر است بیشترین امتیازات را به ایران بدهد تا روند حضور فاجعه‌آمیزش برای آمریکا مدتی بیشتر دوام یابد.

نگاه کنید به روسیه و چین که چقدر خونسرد با این پدیده شوم قرن حاضر تعامل می‌کنند. دونالد ترامپ بهترین گزینه برای ریاست جمهوری آینده در آمریکاست و مردمان عادی امریکا هم حتی بخوبی این را فهمیده‌اند، آنان با همین تظاهرات‌ ضدآمریکایی و ضدنژادپرستی و آتش زدن پرچم آمریکا در دل آمریکا است که دارند نشان می‌دهند، حتما او را برای بار دوم انتخاب می‌کنند! نشستن پای میز مذاکره با آمریکا پیش از انتخابات نهایی آمریکا به مراتب بهتر از نشستن پای میز ... بعد از انتخابات است. اگر بایدن انتخاب شود هم آمریکا هرگز به تعهدات برجام باز نمی‌گردد و خود دمکرات‌ها هم این را گفته‌اند و قطعا مواضع سخت‌تر و شدیدتری نسبت به ایران اتخاذ خواهند کرد ایرانی که به شدت در اثر اقدامات ضدبرجامی ترامپ آسیب دیده و همه چیزش نسبت به چهار سال قبل ضعیف‌تر و شکننده‌تر شده است. آمریکایی‌ها استاد بوکس حرفه‌ای و سنگین وزن جهان هستند، همه مشت‌های سنگین‌شان را با یک دست نمی‌زنند که آن دست از خستگی شدید کلا از کار بیافتد. با روی کار آوردن ترامپ، سیاست‌های سخت و شدیدشان بر علیه ایران را پیش بردند به طوری که ایران اساسا و به کل از لحاظ اقتصادی از نفس بیافتد تا هر آنچه گفتند را دربست بپذیرید. - این را پیش‌بینی کرده بودم و برای همین معتقد بودم ما باید در جایگاه قوه مجریه فردی را انتخاب کنیم که کارآمد، قدرتی و آشنا به حرکت با دنده سنگین از سربالایی‌ها باشد. - ایران، اما با پذیرش مذاکره با آمریکا در شرایط کنونی به دنیا نشان می‌دهد که از حریف امریکایی و مشت‌هایش از چپ و راست هیچ هراس و ترسی به دل ندارد و از این کله‌پوک هم می‌تواند امتیاز بگیرد. با این سیاست، هم ایران و اقتصاد و ارزش پول ملی به سرعت قوی‌تر می‌شود و هم این که پاسخ دندان‌شکنی به اروپایی‌های بزدل و بی‌عمل و حراف داده خواهد شد. در عین حال، سیاستمداران ایرانی، یک بار دیگر فرصتی استثنایی برای چانه‌زنی با ابرقدرت پوشالی آمریکا خواهند یافت که همین باعث مضاعف شدن قدرت سیاسی‌ ایران در منطقه خاورمیانه و جهان خواهد شد.


بیگانه‌های فضایی از نزدیک کره زمین را زیر نظر دارند

تابان خواجه‌نصیری - دستخط یک

یادداشت | ۳۰ آوریل ۲۰۲۰:

زمین از فاصله ۱۰۰ هزار کیلومتری       



سریعترین سرعتی که بشر با موتور جت هواپیماهای جنگی به آن دست یافته و رکورد آن را به ثبت رسانده سرعتی معادل ۷۲۰۰ کیلومتر در ساعت است، این یعنی ۱۲۰ کیلومتر در دقیقه، ۲ کیلومتر در ثانیه.

جت‌های معمولی و مسافری معمولا بین ۴۰۰ کیلومتر در ساعت تا ۱۲۰۰ کیلومتر در ساعت سرعت دارند. در فضا و اکنون ( نه ۱۳ سال پیش) سرعت سریعترین فضاپیماهای ساخت بشر (فضاپیمای کاوشگر پارکر متعلق به ناسا آمریکا) ۱۵۳۴۵۴ مایل در ساعت یا ۲۴۵۵۲۶ کیلومتر در ساعت است. این یعنی ۶۸ کیلومتر بر ثانیه.

تصور کنید که کسی بیاید بگوید که من دارم اشتباه می‌کنم و آنچه که من دیده‌ام احتمالا یک شهابسنگ در حال گذر از کنار زمین یا در حال سقوط و یا چیز دیگری چون یکی از همین سریعترین فضاپیماهای ساخت بشر در سال ۲۰۰۳ بوده است. در مورد شهابسنگ همین قدر کافی است بگویم، صدها بار حرکت شهابسنگ‌ها را دیده‌ام، قدر و روشنایی و سرعت‌ آنها را بخوبی می‌شناسم، سرعت شهابسنگ‌ها کمی بیشتر از سرعت حرکت جت‌های کوچک و مسافری حدود ۸ کیلومتر بر ثانیه است.

در مورد فضاپیما و ساخت بشر بودن آنچه دیدم خوب است اشاره کنم سریعترین فضاپیمای آمریکا در آن دهه، نیوهورایزن است که تازه سه سال بعد از آن یعنی در ۲۰۰۶ پرتاب شد. سرعت کاوشگر نیوهورایزن آمریکا هم در حدود ۵۸۵۰۰ کیلومتر بر ساعت (حدود ۱۶/۲۶ کیلومتر بر ثانیه) است. (این یعنی حدود دو برابر سرعت شهابسنگ‌ها) فرض کنیم آنچه که من دیده‌ام نمونه‌ای از فضاپیمای نیوهورایزن در حال تست بوده که در ارتفاع ۴۰۰ کیلومتری زمین در حال اوج گرفتن به سمت قطب شمال باشد. اگر چنین باشد، من قطعا توجهم جلب نمی‌شد، چرا که این فضاپیمای سریع پس از ۱۰ ثانیه (بعد از مشاهده) ۱۶۰ کیلومتر را طی کرده بود، پس از ۲۰ ثانیه ۳۲۰ کیلومتر، بعد از ۳۰ ثانیه ۴۸۰ کیلومتر، بعد از ۳۰ ثانیه دیگر ۹۶۰ کیلومتر (شما بگویید ۱۰۰۰ کیلومتر) را طی کرده بود. در حالی که من دارم می‌گویم حرکت و سرعتی در فضا مشاهده کردم که با توجه به مقیاس‌هایی که امروز به صورت عمومی و تقریبا قابل فهم برای همه (نه فقط نخبگان هوا-فضا و اخترشناسان) در اختیار ما قرار دارد در حدود ۱۰٫۰۰۰ کیلومتر بر ثانیه بود.

حال اجازه دهید گوگل مپ را باز کنیم و از این ابزار به گونه‌ای حرفه‌ای تر استفاده کنیم. این نقشه‌ها پیکسل به پیکسل بسیار دقیق و استاندارد تهیه شده است، وقتی مقیاس نقشه را در شرایطی قرار دهید که حدودا ۲۵۰ مایل از زمین فاصله دارید، یعنی ماهواره یا شی ناشناخته شما در فاصله ۴۰۰ کیلومتری زمین قرار دارد. روی نقشه، هر سانتی‌متر (حدودا) ۵۰۰ متر است، بنابر این وقتی که از یک متر فلزی استفاده کنید و ۲۰ سانتی‌متر را باز کنید و دست خود را رو به آسمان دراز کنید، با همان مقیاس (۲۰ سانتی‌متری) دارید ۱۰ هزار کیلومتر را به چشم خودتان می‌بینید. حالا فقط یک لحظه تصور و تجسم کنید، چطور این شی پرنده ناشناس، در هر ثانیه (می‌توانید به صدای تک تک یک ساعت گوش کنید تا دقیق‌تر متوجه عرایضم شوید) ده هزار کیلومتر را طی کرد.

با همین مقیاس، ۱۰ سانتی متر، یعنی پنج هزار متر، روی صفحه موبایل نقشه را به گونه‌ای تنظیم کنید و بچرخانید که تهران در گوشه سمت راست پایین دیده شود، کلن یا دوسلدورف در گوشه بالا سمت چپ، این فاصله الان روی نقشه شما پنج هزار کیلومتر فاصله دارد و روی متر فلزی شما دقیقا ده سانتی متر است، حالا وقتی متر فلزی را به سمت آسمان بگیرید، هر شی، مثل ماهواره یا یوفو که ببینید در مدار ۴۰۰ کیلومتری از زمین قرار دارد، قدر ظاهری و روشنایی‌اش در شب یک نقطه درخشان و نورانی کاملا مشخص است. قدر ایستگاه فضایی بین‌المللی ISS چیزی شبیه سیاره زهره (ونوس) یا ژوپیتر (مشتری) به ترتیب بین (۴-) تا (۳-) است. آن نقطه نورانی که به چشم و دید من در هر ثانیه ده هزار کیلومتر را طی می‌کرد یعنی حدودا از تهران تا مانیل (فیلیپین) یا سئول (کره جنوبی)، ابتدا قطعا در مدار ۲۵۰ مایلی (۴۰۰ کیلومتری) از زمین قرار داشت، اندازه‌اش در حد و اندازه ایستگاه فضایی (یعنی حدود ۱۱۰ تا ۱۲۰ متر).

شما وقتی در سفینه‌ای باشید که در ده ثانیه می‌تواند تا ۱۰۰ هزار کیلومتر اوج بگیرد، کل کره زمین را می‌بینید و از اینجا باید از ابزاری چون گوگل ارث یا برنامه‌های مشابه استفاده کنید تا متوجه شوید چه نمایی از کره زمین را می‌بینید. گوگل مپ این سطح از ارتفاع را نشان نمی‌دهد ‌

حالا برگردیم به زمین فوتبال‌ استانداردمان، روی کل زمین چمن را پر کنید با لامپ‌های ۴۰ وات روشن، در فواصلی معین شما می‌توانید ۲۵۰ تا ۲۷۰ لامپ ۴۰ وات روشن کنید. حال، ۲۵۰ مایل (۴۰۰ کیلومتر) که از زمین دور شوید در یک شب صاف و بی ابر، زمین فوتبال کاملا روشن شما، به شکل یک نقطه روشن دیده می‌شود، مساحت زمین چمن را بخاطر دارید؟ ۱۰۸۰۰ مترمربع، از دور با این لامپ‌ها مثل یک لامپ ۱۰۰۰ وات روشن در نظر بگیرید با هر ۱۰۰۰ مایل (۱۶۰۰ کیلومتر) که اوج می‌گیرید و دور می شوید، مثل ان است که به اندازه چهار لامپ از چهار طرف زمین فوتبال خاموش کرده باشید، یعنی از قدر و روشنایی زمین فوتبال‌تان همینطور کم می‌شود، وقتی به اندازه ۱۰۰ هزارکیلومتری (حدود ۶۲۰۰۰ مایل) از زمین اوج می‌‌گیرید، شما کاملا در فضا هستید و از فضاپیما، زمین فوتبال به اندازه یک لامپ ۴۰ وات ضعیف از دور است و از روی زمین، فضاپیمای شما هم به اندازه یک لامپ ۴۰ وات دیده می‌شود. آنچه من دیدم و ثبت کردم این بود که روشنایی شی‌ناشناس از قدری در حد و اندازه ونوس یا ژوپیتر (و ایستگاه فضایی که چند سال بعد رسما مورد بهره‌برداری قرار گرفت) به سرعت تنها ظرف شش ثانیه به قدری نزدیک به قدر ستاره ویگا (۰/۰۳ که در اخترشناسی تقریبا مبدا است) کاهش یافت و این نشان می‌دهد که شی پرنده ناشناخته در حال اوج گرفتن بود که من آن را در آسمان دیدم و دنبال کردم. یکی دو ثانیه بعد دو سفینه کوچکتر با همان قدر نزدیک به روشنایی ستاره ویگا (کمی کم نورتر چون کوچکتر بودند) از یوفوی مادر و در یک زمان به جهات مخالف هم یکی به سمت شرق و دیگری سمت غرب جدا شدند و در یک فاصله یکسان و یک اندازه از سفینه مادر به آنی متوقف شدند. فاصله هر کدام از یوفوهای کوچک از سفینه مادر، ۵ هزار کیلومتر بود.

یادداشت‌های دیگر و پیشتر را بخوانید ...

یادداشت | ۲۹ آوریل ۲۰۲۰:

معتقدم «بیگانگان فضایی» وجود دارند چون با همین چشمان خودم انها را ۱۷ سال پیش، در اول فوریه ۲۰۰۳ در آسمان شب تهران دیدم، این موجودات در سفینه‌هایشان درست بالای ایران در نیمکره شمالی کره زمین بودند. ۱۷ سال مطالعه و پژوهش کردم و صبر کردم تا تجهیزات و تکنولوژی ماهواره‌ها و ابزارهایی چون گوگل‌مپ و اطلاعات بیشتر در اختیارم قرار گیرد تا کسی نتواند بگوید چرا این بیگانگان فضایی خودشان را به مشتی خل و چل نشان می‌دهند! (استفان هاوکینگ) اگر وجود دارند، چرا خودشان را به تمام مردم دنیا نشان نمی‌دهند و چرا رسما اعلام نمی‌کنند؟! بلی، آنها وجود دارند و خیلی ساده، خیلی خیلی خیلی پیشرفته‌تر از ما هستند. آنها نشان دادند که به راحتی می‌توانند با سرعتی معادل ۳۶ میلیون کیلومتر در ساعت و حتی تا دو برابر این سرعت در فضا حرکت کنند. این سرعت واقعا عجیب و وحشتناک است و تکان دهنده است وقتی با چشمان خودتان ببینید که اینها با سفینه‌هایشان می‌توانند با این سرعت حرکت کنند و در یک لحظه و یک نقطه مشخص از فضا متوقف شوند.

در یادداشت قبلی شرح مختصری از این مشاهده نوشتم. آنجا اعداد و ارقامی مطرح شد و دوستی گرامی و قدیمی از من در مورد این اعداد و ارقام پرسید. از من پرسید که این مسافت ۶۰۰۰۰ کیلومتر را من از کجا اورده‌ام و چگونه به این عدد رسیده‌ام.

سوال بسیار خوب و دقیقی است. ببینید، لازم است تا توضیحات بیشتری ارائه دهم. آن شب که من این ماجرا را در آسمان تهران دیدم، به حیاط خانه امده بودم، سرم را بالا گرفتم، کمی عقب تر از سرم، یعنی درست از بالای سرم متوجه حرکت فوق‌العاده سریع آن شی مرموز و ناشناس شدم، - فکر نکنید که ارتفاع شی پرنده ناشناس مثل فیلم‌های فضایی از زمین کم است، این شی پرنده ناشناس یا اصطلاحا یوفو بسیار بالا بود، ۱۷ سال پیش من هیچ دیدی از این که این فاصله تا زمین چقدر است نداشتم، نه ابزاری در دسترس داشتم و نه دوربینی که بتوانم این مشاهده را ثبت کنم، من شاهد یک حرکت غیر عادی و یک سرعت عجیب در آسمان صاف و پر ستاره آن شب تهران بودم. بلافاصله، شروع کردم به شمردن یک هزار و یک، یک هزار دو، شی رفت پشت ساختمان، اینجا من در عین حال خودم را رسانده بودم روی پله‌ها که دیدم شی رفت پشت ساختمان، شمارش را همینطور ادامه دادم، آمدم داخل منزل، خیلی سریع سالن را طی کردم، در ورودی آپارتمان را باز کردم و در بالکن حیاط شمالی خانه ادامه حرکت شی را از بالای ساختمان دنبال کردم، شماره ثانیه‌ها به پنج رسیده بود، روی ثانیه ششم، شی در نقطه‌ای از آسمان، به چشم و از زاویه دید من، در شمال تهران، بالای کوه‌های البرز، یا احتمالا دریای مازندران به آنی و در یک لحظه متوقف شد. توقفی کاملا ناگهانی، ایستاد، یکی دو ثانیه بعد، آن دو شی دیگر- که شرح‌شان در یادداشت قبل نیز امده است - از یوفوی مادر جدا شدند به جهت‌های مخالف هم رفتند، با سرعتی عجیب زیاد (دو یا چند برابر سرعت حرکت یوفوی مادر) و آنها هم در نقطه‌هایی در دو طرف سفینه مادر ناگهان و به آنی متوقف شدند.

بعدا من خیلی سعی کردم که راهی پیدا کنم برای محاسبه این فاصله ۶ ثانیه‌ای که دیده بودم‌. ببینید آن سالها، هنوز تلفن‌ها و موبایل‌ها هوشمند در اختیار و در دسترس نبود، سرویس‌هایی چون گوگل مپ و گوگل ارث وجود نداشت (تازه دو سال بعد از آن تاریخ، در هشتم فوریه ۲۰۰۵ گوگل مپ روی اینترنت قرار گرفت) و خیلی چیزهای دیگر، از جمله بسیاری مطالب و مقالات و کتب لازم بود که اینها حتی ساده‌ترین اطلاعات مثل امروز روی اینترنت به این مقدار حجم و دقت وجود نداشت. من هم دانش لازم و اطلاعات و ابزاری نداشتم که بتوانم با اتکا به آن اطلاعات بفهمم دقیقا چه خبر است.  از این قضیه، تنها یک سری یادداشت‌های کوتاه برداشتم که مشاهدات و موارد فراموشم نشود. لازم بود که این ۱۷ سال بگذرد و من هم بیشتر مطالعه کنم.

اکنون فکر می‌کنم اطلاعات و دانشم از قضایا به آن حدی هست که بتوانم با اتکا به آن ابزارها و محاسبات مشاهدات را با دقت بیشتری بررسی و مطالعه و اینجا به صورت این یادداشت‌ها ارائه کنم.

آن ۶۰۰۰۰ کیلومتر که گفتم، در فضاست، قطعا در مکانی که بالای سر ما، دقیقا بالای نیم کره شمالی زمین واقع شده است که من از اینجا، این نقطه دارم این رویداد را مشاهده می‌کنم. اکنون است که ما با اطلاعاتی که داریم و با ابزارهایی که داریم می‌توانیم قاطعانه بگوییم که شی ناشناس در آسمان بالای کره زمین حدودا در چه فاصله‌ای از زمین قرار داشته و با توجه به اندازه‌ای که از آن می‌دیدم و با توجه به مسیر و مسافت، چقدر راه را در آسمان طی کرده است. در بررسی‌هایم به دو عدد رسیدم، یک عدد فاصله شی پرنده ناشناس از زمین است که من فکر می‌کنم ابتدا در یک فاصله ۲۵۰ مایلی بود چون بسیار درخشان‌تر و نورانی‌تر بود و بعد با توجه به این که خیلی ریزتر و کم نورتر شده بود معلوم بود که اوج گرفته و حدودا به ۱۵۰ یا ۲۵۰ برابر یا حتی تا ۳۰۰ برابر فاصله‌ای که از زمین اوج گرفته بود، یعنی ابتدا درست در فاصله ۴۰۰ تا ۵۰۰ کیلومتری زمین بود و بعد تا ۱۵۰ یا ۲۵۰ برابر اوج گرفت. آن شب، ابتدا سرعت عجیب و غریب شی پرنده ناشناس توجه مرا جلب کرد، بعد توقف ناگهانی آن در فضا و بعد کم نور شدن ان نسبت به نقطه نورانی که ابتدا (در حیاط جنوبی خانه) دیده بودم. ارتفاع یا مدار ۴۰۰ کیلومتری، مداری است که از آن به عنوان لئو یا مدار پایین (Low Earth Orbit) یاد می‌شود، جایی که الان ایستگاه فضایی ISS در آن قرار دارد. عدد دیگر، فاصله‌ای است که شی پرنده ناشناس در یک مسیر مستقیم، از جنوب به سمت شمال حرکت کرد و اوج گرفت که من ۶ ثانیه آن و توقف ناگهانی آن را مشاهده کردم. شی ناشناس، ممکن است پیش از این شش ثانیه هم در حرکت بوده باشد من واقعا این را در خاطرم ندارم، حرکت فوق‌العاده سریع را دیدم و متوجه قبل آن نشدم. جز این که شی ابتدا درخشان‌تر بود و بعد در انتهای مسیر بسیار بسیار کم نورتر شده بود و این نشان می‌داد که اوج گرفته است. برای من همین شش ثانیه کافی است که اکنون با توجه به گوگل ارث و تصاویر و مقیاس‌های نقشه‌های ماهواره‌ای می‌توانم بگویم فکر می‌کنم دارم قضایا را بهتر و درست‌تر از ۱۷ سال پیش می‌بینم و آن رویداد و مشاهده را با توجه به این اطلاعات و ابزارهای کنونی می‌توانم مقایسه و تجزیه و تحلیل می‌کنم. با توجه به اندازه‌ایی که اکنون از یک ماهواره در مدار ژئو در فاصله ۳۶ هزار کیلومتری می‌بینم و اندازه‌ای که از ایستگاه فضایی در ذهن داریم و می‌بینم و با توجه به اندازه‌ای که از آن شی ناشناس دیدم و اینهاست و البته یک سری محاسبات دیگر که به این عدد ۶۰ هزار کیلومتر مسافت طی شده رسیدم. بحث مقایسه ها و روش‌های محاسباتی‌ام مفصل و کمی پیچیده است. اما خوب است که بخشی از ان را اینجا اضافه کنم. اما ابتدا همانطور که در متن‌ یادداشت قبلی هم نوشته بودم، پیش از این بارها حرکت و سرعت حرکت جت‌های مسافری یا جنگی را از زمین دیده‌ بودم و این یک تجربه مهم است، نهایت سرعت آنها یک دهم آن چیزی بود که از یوفو می‌دیدم، برای همین هم شدیدا و به سرعت تکان خوردم، دقت کردم و آن را دنبال کردم وگرنه اگر سرعتش غیرعادی نبود با یک نگاه می‌فهمیدم که این یک هواپیمای معمولی و مسافری یا نهایتا جت جنگی است که دارد این مسیر را طی می‌کند و نیازی به توجه خاص و بیشتری نیست و ندارد. اما سرعت حرکت آنقدر زیاد بود که من در همان ثانیه اول متوجه شدم و به سمت پله‌ها خیز برداشتم چون می‌دانستم و فهمیده بودم که حرکت شی ناشناس غیر عادی بسیار زیاد است، نکته دوم توقف ناگهانی‌اش بود که مرا واقعا شوکه کرد و مطمئن شدم که دارم یک یوفو می‌بینم که هوشمندانه توقف کرده است.

اما محاسبات، این محاسبات خیلی ساده و قابل فهم است و با توجه به اطلاعات و ابزارهایی که امروز و اکنون در اختیار داریم کار چندان پیچیده‌ای نیست. برای این که بتوانید شرح و توضیحات مرا بهتر متوجه شوید لازم است که یک دید و اطلاعات کلی به شما بدهم. شما اکنون به راحتی با ابزارهایی چون گوگل‌مپ و گوگل ارث به راحتی می‌توانید بیشتر تحقیق کنید و اطلاعات لازم را جمع اوری کنید. فواصل را به چشم خودتان ببینید و محاسبات لازم را انجام دهید. یک زمین فوتبال استاندارد وسط یک استادیوم ورزشی، ابعاد و طول و عرض مشخصی دارد (۱۲۰ در ۹۰ متر) این یعنی ۱۰۸۰۰ مترمربع. تقریبا می‌شود گفت که ایستگاه فضایی بین‌المللی ISS با ۱۰۸ متر طول براحتی درون یک زمین فوتبال استاندارد قرار می‌گیرد. حال شما با گوگل مپ می‌توانید خودتان تصاویر ماهواره‌ای که از یک استادیوم ورزشی مثلا استادیوم آزادی در غرب تهران است را ببینید، حال زوم اوت کنید، تا جایی که زمین فوتبال تقریبا به اندازه یک i کوچک شود، سمت راست پایین صفحه نمایش، شما می‌توانید ارتفاع کنونی را ببینید، گوگل به شما اطلاع می‌دهد که این دید یک مایلی از زمین است. یک مایل برابر است با ۱/۶۰۹ کیلومتر، ایستگاه فضایی در فاصله کمی بیش از ۲۵۰ مایلی از زمین قرار دارد، (دقیقا ۴۰۸ کیلومتری از زمین) در یک آسمان شب صاف و بی ابر و آلودگی، این i کوچک ۲۵۰ برابر کوچک‌تر و کم‌نور تر و دورتر دیده می‌شود، به اندازه یک نقطه، اما کاملا روشن و واضح که چون به زمین نزدیک است از ستارگان دوردست و ... کاملا قابل تشخیص است. یوفو یا شی پرنده ناشناخته‌یی که دیده بودم، ابتدا در این فاصله از زمین قرار داشت، یعنی مدار پایین، یعنی حدودا همان ۴۰۰ کیلومتر از زمین. حال بین تهران تا باکو را روی گوگل مپ نگاه کنید، به سادگی می‌توانید ببینید که حدود همین حدود ۴۰۰ کیلومتر فاصله است، شما فرض کنید سفینه پر سرعتی دارید که در هر ثانیه می‌تواند ده هزار کیلومتر برود، با آن سفینه بزرگ اگر بخواهید ۴۰۰ کیلومتر بروید بالا باکو بایستید، چاره‌ای ندارید که اوج بگیرد و کلا از زمین دور شوید تا در نقطه مورد نظر دقیقا بالای باکو توقف کنید، سفینه شما در فاصله ۴۰۰ کیلومتری از نقطه‌ای بالای ایران یا عربستان است، فرمانده سفینه می‌گوید برای این که به سرعت بالای باکو باشیم، با حداکثر سرعت ۲۵۰ برابر همین فاصله که از زمین هستیم به سمت باکو اوج می‌گیریم، روی باکو توقف می‌کنیم، باقی محاسبات را خودتان انجام دهید، شکلش را بکشید تا متوجه شوید که من چه می‌گویم و چه می‌نویسم و آن شب چه دیدم و یوفوی بیگانه ‌های فضایی چه سرعت عجیبی داشتند، آنها ممکن است ده ثانیه اوج گرفتند، می‌شود ۱۰۰ هزار کیلومتر از زمین دور شدند، اما درست بالای باکو بودند، به چشم من ناظر، آنها یک خط و یک مسیر را طی کردند، برای من که شاهد حرکت‌شان بودم بسیار کم نورتر از اول شدند و ناگهان متوقف شدند. من شش ثانیه این مسیر را به چشم خودم دیدم و این حرکت فوق‌العاده سریع سفینه یا یوفوی مادر را دیدم که چگونه و با چه سرعت عجیب و باورنکردنی اوج گرفت و در آسمان شمال ایران ناگهان توقف کرد. شما با یک محاسبه ساده مثلث قائم‌الزاویه‌ای دارید که زاویه قائمه آن درست بالای باکوست، زاویه روبروی زاویه قائمه محل قرار گرفتن یوفو (احتمالا در ۴۰۰ کیلومتری بالای تهران یا اصفهان یا از نقطه‌یی دیگر در خاورمیانه)، وتر این مثلث، مسیری است که یوفو برای اوج گرفتن طی کرد و من ۶ ثانیه آن را مشاهده کردم، وتر این مثلث اگر ده ثانیه طول کشیده باشد، -یعنی برای اینکه به یک نقطه اوج ۲۵۰ برابری از یک فاصله ۴۰۰ کیلومتری از زمین اگر بخواهند برسند، یعنی همان اتفاقی که افتاد - یکصدهزار کیلومتر است که در ده ثانیه طی شده است و من فقط ۶ ثانیه آن را مشاهده و به این ترتیب ثبت کردم و می‌کنم. بعنی ۶۰۰۰۰ کیلومترش را دیدم و اوج گرفتن و کم نور شدن و توقف ناگهانی‌اش را دیدم.

فاصله زمین تا ماه ۳۸۴۴۰۰ کیلومتر است، یعنی این یوفوها می‌توانند ظرف ۳۸/۴۴ ثانیه از زمین به ماه بروند و با یوفوهای کوچکترشان حتی در خیلی کمتر از این زمان ...

یادداشت | ۲۷ آوریل ۲۰۲۰:

حدود یک ماه پیش می‌خواستم این یادداشت را بنویسم و روی سایت قرار بدهم که شیوع بیماری عجیب و غریب کووید۱۹ در چین و بعد از ان در سرتاسر کره زمین همه برنامه‌ها را بهم ریخت و همه چیز را تحت کنترل خودش درآورد. درعین حال باید بگویم که در حقیقت بایستی حداقل بخشی از این یادداشت را ۱۷ سال پیش می‌نوشتم، اما آن زمان هما به دلایل متعددی و از جمله شیوع بیماری سارس و توجه و تمرکز بیشترم روی مباحث مرتبط با اینترنت و بازاریابی اینترنت مانع از آن شد که این یادداشت خیلی زودتر از اینها نوشته و بر روی وب سایتم منتشر شود. اول فوریه سال ۲۰۰۳ سالگرد یک تراژدی در برنامه‌های فضایی ناساست. در این تاریخ شاتل فضاپیمای کلمبیا در راه بازگشت از یک ماموریت فضایی پس از ورود به جو کره زمین، منفجر شد و هر هفت فضانوردی که سرنشینان این فضاپیما بودند، به آنی، همگی جان خودشان را از دست دادند و هیچ چیزی از آنان باقی نماند که به زمین برسد. این حادثه‌ی تلخ و وحشتناک خیلی چیزها را تغییر داد و حتی ناسا بسیاری از برنامه‌های مرتبط با سفرهای شاتل‌ها را لغو کرد و به بعد یا زمانی دیگر موکول کرد.

آنچه که بعد از ۱۷ سال می‌خواهم در این یادداشت ثبت شود یک نظر مهم شخصی در کنار ثبت خاطره‌ای است که در طول این سالها و هر سال در سالگرد این تراژدی بزرگ برای بشر در یادم تازه و زنده می‌شود و تا زنده‌ام با من همیشه و همواره همراه خواهد بود.

روی علاقه خاصی که به فضا، کهکشان راه شیری و منظومه شمسی و اساسا مطالب علمی و فضایی دارم، مشاهده آسمان شب، بخصوص اگر هوا صاف و بدون ابر باشد، یکی از علاقمندی‌هایم بوده و هست. دیدن صورت فلکی‌ها بخصوص صورت فلکی شکارچی و ... همیشه یادآور خاطره آشنایی با آسمان شب و برخی مفاهیمش از مرحوم پدرم است که برای اولین بار راه شیری و دب‌ها را نشانم داد و... گاهی اوقات هنوز هم نیمه شب‌ها که هوا صاف و بی ابر باشد، به پشت بام یا حیاط خانه می‌روم برای کمی سر به هوا شدن.

۱۷ سال پیش، شب اول فوریه ۲۰۰۳ تهران هوای فوق‌العاده صاف و بی‌ابری داشت، آن شب الودگی نوری هم بسیار کم بود و شب از نیمه گذشته بود که برای دیدن آسمان به حیاط رفتم. منظره آسمان شب، آن زمان و ساعت در دل شبی از شب‌های تهران فوق‌العاده زیبا بود. منظره‌ای که معمولا شما انتظار دارید وسط کویر مرکزی ایران ببینید نه در تهران. با این فکرها و غرق در اندیشه‌های مرتبط با خوانده‌ها و دانسته‌هایم در حال مشاهده هزاران و یا شاید بهتر است بگویم میلیون ستاره از ستارگان شب در آسمان تهران بودم که ناگهان متوجه حرکت‌های عجیب و غریبی در میان ستارگان آسمان شدم. آنچه که می‌دیدم هرگز پیشتر از آن ندیده بودم، نقطه‌ای درشت به رنگ آبی (در حد و اندازه‌ای کمی کوچکتر از آنچه از ستاره شباهنگ در آسمان می‌بینیم و می‌شناسیم، با سرعتی بسیار بالا از سمت جنوب به سمت شمال آسمان در حرکت بود، به طوری که این نقطه در کسری از ثانیه پشت ساختمان رفت و من برای دنبال کردن آن به سرعت از حیاط جنوبی خانه به حیاط شمالی دویدم و توانستم حرکت آن نقطه روشن را در دل آسمان شب تهران تا بالا کوه‌های البرز دنبال کنم. سرعت حرکت این شی پرنده ناشناخته، فوق‌العاده بالا بود و فاصله‌ی آن از زمین هم زیاد بود، پیشتر حرکت جت‌های جنگی یا مسافری را بارها در آسمان دیده بودم و این تجربه کاملا متفاوت بود چرا که سرعتی که می‌دیدم دهها برابر سرعت حرکت جت‌ها بود، نمی‌توانم بگویم دقیقا شاهد چه صحنه عجیبی بودم، تعریف و حتی واقعا نگارش و ثبت این مشاهده واقعا سخت است. شی پرنده ناشناخته، با سرعتی عجیب در حرکت بود و من در اولین ثانیه‌ها فکر می‌کردم شاید دارم شهابی را دنبال می‌کنم که با سرعت از مقابل زمین عبور می‌کند، یا به زمین نزدیک می‌شود، اما درست در همان لحظه، انفاق دیگری روی داد که به راستی میخکوب شدم. شی پرنده ناشناخته با آن سرعت عجیب زیاد که در حرکت بود، به ناگاه در شمال آسمان (بالای رشته کوه البرز یا نقطه‌ای بالای دریای مازندران به دید من که ناظر ان بودم متوقف شد. یک توقف کامل و ناگهانی سریع که تصور نمی‌کنم هیچ بشری بتواند آن را در فضا تحمل کند. شی ناشناس به آنی متوقف شد و هیچ حرکتی نکرد. با آن توقف آنی مطمئن شدم که شاهد یک شی ناشناس بیگانه هستم که بعید است منشا بشری داشته باشد، خیلی زود، اتفاق دیگری افتاد که ان نیز مهر تاییدی بر این نظر بود، در فاصله یکی دو ثانیه بعد از توقف کامل، از درون شی پرنده ناشناس اول که بزرگتر بود، دو شی پرنده ناشناخته که به صورت دو نقطه آبی رنگ اما کمی کوچک‌تر از شی اول از آن جدا شدند و با سرعتی عجیب و باورنکردنی در دو سمت مخالف یکدیگر (یکی به سمت شرق و دیگری به سمت غرب) در یک لحظه و با یک سرعت از هم جدا شدند و احتمالا می‌شود گفت از سفینه مادر فاصله گرفتند، زمانی که به دید یک ناظر از زمین یک تا سه میلی ثانیه باشد آن دو سفینه کوچکتر با هم و در یک فاصله کاملا برابر از سفینه یا یوفوی مادر به آنی ناگهان متوقف شدند. نمایش این سه نقطه روشن در آسمان گویای یک حقیقت غیر قابل انکار بود که این یک نمایش قدرت فرازمینی است و خیلی سریع و خودمانی این پیام را به ناظرش می‌رساند که حواستان را جمع کنید ببینید با کی طرف هستید! آنچه که من در شب اول فوریه ۲۰۰۳ در آسمان شب دیدم را هیچگاه فراموش نمی‌کنم و اکنون ۱۷ سال است که این مشاهده و رویداد و خاطره همواره با من است. درباره این مشاهده گاه در فاصله این سالها این طرف و آن طرف صحبت کرده‌ام اما این اولین بار است که آن را به این ترتیب مکتوب به ثبت می‌رسانم.

هرگز نتوانستم بفهمم که فاصله این یوفوها از زمین دقیقا چقدر است اما سرعت بالا در حرکت و توقف ناگهانی آنها در فضا می‌تواند گویای این باشد که یک) موجودات یا بیگانه‌های فضایی وجود دارند و قطعا و عملا بسیار پیشرفته تر از ما هستند. دو) با توجه به این نمایش قدرت، می‌توان حدس زد که نمایش یک جور آرایش یا مانوور یا واکنش جنگی است در مقابل نوعی کنش، سه) در همان لحظه با توجه به حرکت سریع و توقف ناگهانی فکر کردم هر اتفاقی که دارد می‌افتد، در فضای آسمان بالای تهران نیست، بلکه در فاصله ای دورتر اما در درون منظومه شمسی است. چهار) در همان زمان یاد شاتل فضاپیمای کلمبیا افتادم که در ماموریت است و قرار بود همان شب به زمین بازگردد. همان موقع، پیش خودم گفتم اگر آنچه که من دیده‌ام را آنان نیز دیده باشند، باید منتظر تعاریف، عکس‌ها یا فیلم‌های این رویارویی باشیم. چه بازگشتی!

بعدها ناسا علت انفجار فضاپیمای کلمبیا را مشکلی در جدا شدن یکی از عایق‌های حرارتی از بدنه سفینه عنوان کردند. هفت فضانورد شاتل کلمبیا درجا کشته شدند.

می‌خواستم یادداشت جداگانه‌ای بنویسم و توضیح دهم که چرا معتقدم این نقاط نورانی بیگانه‌های فضایی بودند.

ابتدا شاید لازم باشد که شما یک سری اطلاعات تازه و به روز داشته باشید. البته توجه داشته باشید که مشاهداتم مربوط به ۱۷ سال پیش است و اطلاعاتی که الان و اینجا قرار می‌گیرد، اطلاعات به روز است. در حال حاضر، سریعترین فضاپیمای ناسا، فضاپیمای پارکر است که در حال حرکت به سوی خورشید است، سرعت این فضاپیما حدود ۹۶۰۰۰ کیلومتر در ساعت است. آنچه که من مشاهده کردم و یک سری محاسبات ساده حاکی از آن است که بیگانه‌های فضایی با سفینه‌هایشان می‌توانستند حدود ۱۰۰۰۰ کیلومتر را در یک ثانیه بروند و بعد ناگهان با آن سرعت، بایستند و کاملا متوقف شوند. آنچه که من ۱۷ سال پیش مشاهده کردم این بود که آنها چیزی حدود ۶۰۰۰۰ کیلومتر را در حدود ۵ ثانیه در راه بودند. با چنین سرعت وحشتناکی یک واحد نجومی (حدود ۱۵۰ میلیون کیلومتر) را می توانند در کمی بیش از چهار ساعت طی کنند. نور این فاصله را در ۸ دقیقه طی می‌کند. خدا از سر تقصیرات و اشتباهاتم بگذرد، یعنی این بیگانه‌های فضایی از سرعتی معادل یک سی‌ام سرعت نور برای فضاپیماهای سنگین و حدود دو برابر ان یعنی یک پانزدهم سرعت نور برای فضاپیماهای سبک خود برخوردارند.

ببینید آنچه که من ۱۷ سال پیش از زمین مشاهده کردم یک نقطه روشن در آسمان بود، در قد و قواره و در حد و اندازه‌ای که ما یک ماهواره مدار پایین یا متوسط را از زمین ببینیم. مثلا همین ماهواره نظامی که ایران اخیرا به مدار ۴۲۵ کیلومتری فرستاد. این ماهواره خیلی کوچک است ولی ایستگاه فضایی در مداری تقریبا در همین اندازه از سطح زمین قرار دارد.

فاصله سطح زمین تا ایستگاه بین‌المللی فضایی ۴۰۸ کیلومتر است. برای یک سفر معمولی، حدود دو روز راه است برای بشر امروزی، اما روس‌ها توانسته‌اند ۶ ساعته این مسیر را طی کنند.

ما از روی زمین کل این ایستگاه فضایی را مثل یک نقطه می‌بینیم. حال آن که طول ایستگاه فضایی حدود ۱۰۸ متر است.

حال تصور کنید به چشم خودمان ببینیم یک موجودی با سفینه‌اش فرضا در همان ابعاد ایستگاه بین‌المللی فضایی که ما آن را مثل یک نقطه می‌بینیم نمایش دهد که می‌تواند ۱۵۰ برابر این فاصله (۴۰۰کیلومتری) را (در فضا) فقط در ۵ ثانیه طی کند. با جداسازی سفینه‌های کوچکتر در جهات مخالف هم نشان دهد که توانایی حرکت‌های سریعتر و پیچیده‌تر را هم دارد به طوری که یک ششم آن فاصله که در پنج ثانیه طی کرده است را می‌تواند در چند میلی ثانیه برود، آن هم با هم و همزمان و در جهات مختلف از دید حریف، شاید در چهار جهت. بر این باورم که این یک نمایش قدرت خیلی ساده بوده است فقط و فقط برای رو کم کنی از بشر و آنها قدرت خود را فقط در سرعت نشان داده‌اند و نه توان نظامی‌شان را!

چنانچه مایلید پاسخ به سوالات یا موضوعات مشابه در شماره آینده روزنامه یا مجله تان منعکس شود؛ کافی است از طریق فرم تماس بالا درخواست خود را ارسال کنید. همچنین می توانید با آدرس پست الکترونیک journalist@webfaqt.com به صورت مستقیم مکاتبه کنید و درخواست برای نگارش مقاله را ارسال کنید.

متونی که به این ترتیب اینجا در سایت قرار می گیرند «کپی رایت» دارند. لطفا بدون اجازه کتبی و هماهنگی قبلی در نشریه چاپی و یا سایت یا وبلاگ آنلاین خود منتشر نکنید.




🔹 معتقدم که می شود جلوی زلزله را گرفت با چی؟ با وزنه ها

تابان خواجه‌نصیری - دستخط یک

یادداشت | ۶ ژوئیه ۲۰۱۸

بیش از پانزده سال گذشته در زمینه زلزله مشغول مطالعه و پژوهش های علمی فوق العاده جدی بوده ام و در این مسیر توفیق هایی حاصل شد و به تئوری هایی رسیدم و راه حل هایی برای مقابله با زلزله یا کاهش اثرات مخرب زلزله را ارائه دادم. آنچه در ادامه می آید شرح مختصری از ارائه ام به سازمان زمین شناسی و پاسخ غیرحرفه ای و شفاهی سازمان زمین شناسی مبنی بر این است که مطالعات و پژوهش ها را در دستور کار سازمان خود ندیدند و نیافتند.

در خصوص پیشنهادم برای مقابله با زلزله طرحی را ارائه دادم که در جلسه ای مقدماتی در سازمان زمین شناسی ظاهرا مربوط به دستور کار آن سازمان ندانستند. لذا جهت اطلاع و قضاوت شما قسمتی که مربوط به طرح مقابله با زلزله است را به صورت مختصر اینجا شرح می دهم.

پس از سالها (بیش از پانزده سال) مطالعه و تحقیق در رابطه با زلزله و علت و عوامل آن، بررسی تئوری های مختلف به یک جمع بندی تقریبا نهایی رسیدم که آن را در قالب چهار باکس تئوریک برای ارائه آماده کردم. در پنج سال اخیر، با پیگیری های مداوم در سازمانها و نهادهای علمی وپژوهشی مختلف و صحبت با اساتید و کارشناسان برجسته با توجه به مطالعات و مستنداتی که در اختیار داشتم و بخشی از آن را به سازمان محترم زمین شناسی و تقریبا کل آن را در یک جلسه دو ساعته خدمت استاد گرانقدر جناب آقای دکتر بهرام عکاشه پدر علم زمین شناسی و زلزله شناسی ایران ارائه دادم به این معنا و مفهوم که پس از این مطالعات به تعریفی تازه از زلزله دست یافته ام.

بر اساس این تعریف تازه معتقدم که زلزله در اثر آزاد شدن انبوهی از انرژی ذخیره شده در توده ای پلاستیک فلزی عظیم (ماده ای که در لایه نرم کره (asthenosphere) وجود دارد و بر اثر گرمایش زمین از منافذی بالا می آید و با خنک شدن پایین می رود و کشیده می شود و در نهایت در زمانی پاره می شود درست به مانند سیم پلاستیکی فلزی یک ساز موسیقی مثل گیتار یا ویلن که وقتی شدیدا و بیش از حد کشیده می شود بریده شده به صورت یک نوع پلاستیک ریباند در اعماق زمین ضربه ی حاصل از این پارگی ناگهانی و برخورد به سطح زیرین پوسته موجب ایجاد زلزله می شود. با توجه به این تعریف است که قاطعانه می گویم و معتقدم گسل ها موجب بروز زلزله های بزرگ نمی شوند بلکه این زلزله ها هستند که موجب بروز شکست هایی در بافت بالایی سست کره یعنی سخت کره و پوسته زمین می شوند که این هم امری طبیعی است. گسل های فعال یازده هزار و پانصد سال فعال هستند و قدرت ایجاد تکانهایشان در سطح زمین و عمق محدود لغزش های مختصر با بزرگی تا حد درجه ٣ است. معتقدم زلزله ها با بزرگی ٤ به بالا عوامل و علل دیگری دارد که یک به یک آنها را در چهار باکس تئوریک تبیین شده است. آنچه در سازمان زمین شناسی ارائه دادم شرح مختصری بود از طرح تئوری باکس چهار که باکس نهایی تعاریفم از بحث زلزله است. جلسه ارایه ام در سازمان زمین شناسی مورخ ٢٦ اسفند ٩٦ برگزار شد. ابتدا می خواستند فقط ٥ دقیقه فرصت ارائه بدهند! (یعنی می خواستند پس از پنج سال پیگیری و مکاتبات مختلف با اساتید و سازمانها و پژوهشکده های مختلف فقط ٥ دقیقه از وقت فوق العاده با ارزش و عزیزشان را در اختیارم قرار دهند به عبارتی شاید می خواستند کاری کنند تا من خودم از این ارائه منصرف شوم که نشدم و قبول کردم) ارائه ام بدون توقف از همان ورودم به جلسه آغاز شد در پایان به من گفتند کتبی نتیجه را به من اطلاع می دهند که پس از گذشت سه ماه بیشتر و پیگیری های مجدد من، شفاهی و به صورت تلفنی گفتند که ضمن تشکر از ارائه تان، این موضوع در دستور کار سازمان نیست! در مکاتباتی، از ریاست محترم سازمان محترم زمین شناسی و همینطور با ارسال پیامک خواستار پاسخ کتبی آن سازمان شدم که هنوز هیچ پاسخی دریافت نکرده ام.

اکنون در اینجا می خواهم پرسش مهمی را از سازمان زمین شناسی بپرسم و آن این است که دقیقا کدام بخش از ارائه دقیقا بیست دقیقه یی من خارج از دستور سازمان زمین شناسی بوده است؟ تا پیش از آن جلسه اساتید محترم هرجا که مکاتبه ای و دیدار و همایشی بود ندیده و نخوانده و نشنیده به طرح هایم مارک شبه علم و غیر علمی می زدند، حال با ارائه علمی و تئوریک آن می گویند در دستور کار سازمان زمین شناسی نیست!

بسیار هم عالی ... در دستور کار این سازمان نیست کاش کتبا راهنمایی می فرمودید در دستور کدام سازمان یا پژوهشگاه و دانشگاه است که مراجعه کنم به آنجا.

بگذریم. حال من تصمیم دیگری گرفته ام و آن این است که دیدگاه هایم را به مرور بنویسم و آنلاین در اختیار سایر عزیزان و کارشناسان و متخصصان قرار دهم.

معتقدم که می شود جلوی زلزله را گرفت و حتی می شود به نوعی آن را پیش بینی کرد. اصلا کار علم پیش بینی است.

معتقدم که ما برای مقابله با زلزله لازم نیست که خیلی کارهای سخت و پیچیده انجام دهیم و از دستگاه های فوق العاده پیچیده استفاده کنیم. ما کافی است هوشمندانه دقیق شویم و دقت کنیم و زیر نظر داشته باشیم و مطالعه کنیم و تحقیق کنیم و یاد بگیریم و مباحثه کنیم و بیشتر بفهمیم، به مرور زمان پازل ما قطعاتش کنار هم چیده می شود بعد از مدتی تصویری تقریبا گویا ایجاد می شود که به نوعی به شما این پیام را می دهد که تصویر کلی این پازل چیست و چه قطعاتی کم است و کجا به چه چیزی نیاز داریم و ...

در فاصله بیش از پانزده سال مطالعه و تحقیق این اتفاق روی داد که ما می توانیم با بروز و رخداد زلزله به نوعی مقابله کنیم آن هم با ساختن وزنه ها و سازه های سنگین. امروز جزئیات و مثالهایی را در توئیت هایی بیان کردم که اینجا و در آینده مثال های دیگری را ارائه می کنم.

یکی از مهمترین مثال هایم حاصل یکسری از مطالعات و تحقیقاتم در مباحث مرتبط با باستان شناسی و تاریخ مصر باستان بود. نکته ای که مدت ها ذهنم را به خودش مشغول کرده بود همین بود که در نهایت به پاسخ هایی برای آنها دست یافتم.

اهرام ثلاثه و بزرگترین آنها هرم گیزا (خوفو) با بیش از دو میلیون و پانصدهزار مترمکعب حجم و بیش از سی میلیون تن وزن - برخی معتقدند ۶ میلیون، تن - از جنس سنگ آهک و گرانیت یکی از آن موارد و مثال هایی است که اکنون با قدرت می‌توانم بگویم به عنوان وزنه‌ای بسیار سنگین برای جلوگیری از لرزش زمین و جلوگیری از زلزله یا کاهش اثرات آن ساخته شده است. این اهرام متعدد بر روی صفحه ی افریقا وزنی بیش از یکصد میلیون تن روی کره زمین قرار داده اند. که احتمالا لرزش های زمین در دو هزار تا سه هزار سال پیش را یا به کلی خنثی کرده یا این که اثرات مخرب آن زلزله ها را به شکل قابل توجهی تا زمان حاضر کاسته است.

با توجه به این تحقیقات و یافته ها پیشنهادم برای ایران ساختن سازه هایی با وزنی در همین حدود در نقاطی محکم و ضخیم از لحاظ زمین ساخت و پوسته در مناطق مختلف کشور است. معتقدم با این کار به شکلی قابل توجه، می توانیم مانع از بروز یا تخفیف اثرات زلزله شویم.

سازمان محترم زمین شناسی! آیا ارائه این طرح هم در دستور کار آن سازمان محترم نبود و نیست؟ لابد این هم شبه علمی است؟ یا این هم غیر علمی است؟





اعلاميه کپی رايت سايت وب اف ای کيو تی دات کام

  • كليه حقوق مادي و معنوي مطالب منتشر شده در سايت وب اف ای کيو تی دات کام و وبلاگ های گرداب گسترده گيتی متعلق به آقای تابان خواجه‌نصيری است.
  • هرگونه توليد مجدد، تكثير، توزيع و انتشار مطالب ومقالات مندرج در اين سايت به منظور استفاده تجاري به هر شكل، اعم از الكترونيكي، چاپي و غيره ممنوع ، و متخلفين تحت پيگرد قانونی قرار خواهند گرفت.
  • استفاده از مطالب اين سايت در ساير رسانه‌ها اعم از الكترونيكي، چاپي ، صوتی و تصويری و غيره با ذكر منبع به صورت كامل و واضح (ذکر کامل نام و آدرس اينترنتی «سايت وب اف ای کيو تی دات کام» و نام نويسنده) آزاد است.
  • سايت‌ها و وبلاگهای اينترنتي فقط مي توانند با ذکر شرح مختصری از موضوع مقاله يا مقالات مندرج در اين سايت به صفحه مقاله يا مقالات مورد نظر لينك بدهند و درج کامل مقالات و مطالب اين سايت در سايت ها و وبلاگها و انجمن های متفرقه نقض صريح کپی رايت و ممنوع است.

 
 

© Copyright 1998 - 2019, Taban Khajeh Nassiri. All rights reserved.

اعلاميه کپي رايت ما