webfaqt.com
German | Persian | English
 
  Tehran - Iran صفحه اول   مقالات   وبلاگ    
 
آگهی

هیچ زلزله‌یی که طبیعی باشد تهران را تهدید نمی‌کند، زلزله دماوند هم سفارشی بود

  تابان خواجه‌نصیری - دستخط یک از آقایانی که خود را استاد تمام زمین‌شناسی و زلزله‌شناسی ایران و جهان می‌دانند، تمام فعالیت‌ها و مقالات و پژوهش‌های گسلی خود را شایان تقدیر و تشکر و توجه می‌دانند، مدام مردم را از زلزله‌یی بزرگ در تهران می‌ترسانند و بخصوص افراد متخصصی که علت زلزله اخیر دماوند و تهران را گسل مشا و فعالیت‌های اخیر آن می‌دانند و معرفی می‌کنند، آنان که بعد از عمری آموزش و پژوهش تازه یادشان افتاده درون زمین گرم است و این گرما و حرارت یعنی حرکت! به جای سوالات کلیشه‌ای و همیشگی یکبار و برای همیشه سوال کنید و از آنها بخواهید برای خودشان، شاگردان و علاقمندان به علم زمین‌شناسی و اساسا، مردم توضیح دهند که چرا در بریتانیا و بخصوص در خود خود این جزیره به لحاظ تکتونیک صفحه‌ای مثلا چرا در لندن هیچ زلزله‌یی نمی‌آید، چرا نیویورک یا واشنگتن با بزرگی ۵ ، ۶ یا ۷ نمی‌لرزد، بپرسید، چرا گسلی که خود معلول یک علت اصلی دیگر است را به مردم، بخصوص مردم ایران به عنوان «علت» رخداد زلزله معرفی می‌کنند؟

بر اساس بیش از سی سال مطالعه و پژوهش معتقدم «هیچ زلزله‌یی که به صورت طبیعی باشد تهران را تهدید نمی‌کند.» معتقدم زلزله دماوند هم مثل زلزله ملارد سفارشی برخی از همین استاد تمام‌هایمان بود که اعتبارشان بخصوص و به شدت بخاطر یادداشت‌های اخیر نویسنده این متن - تابان خواجه‌نصیری، سایت رسمی www.webfaqt.com - زیر سوال رفته است. برای این بیان و ادعا قطعا دلایلی روشن و کاملا میتنی بر علم و فیزیک رو و درون زمین دارم. خیلی ساده فقط این را می‌گویم که دشت وسیع تهران امروز، تهران ۱۵۰، ۳۰۰ یا ۴۵۰ و ۶۰۰ سال پیش نیست. شدت گرمایشی که ما امروز در کره زمین شاهدش هستیم امری تازه و مربوط به ۷۰ سال گذشته است.

مردم از آقایان دکتر! و اساتید تمام زمین‌شناس و زلزله‌شناس انتظار دارند که با همین امکانات موجود و با همین تجهیزات موجود که در بخش‌های آی سی یوی پژوهشگاه‌های زمین‌شناسی و زلزله‌شناسی بومی و داخلی خودمان داریم شرحی واقعی و علمی از زلزله به مردم و مسوولان تصمیم‌گیری‌های کلان مملکت بدهند، نه این که تا جایی لرزید، بگویند آهان، این گسل که لرزید، فلان گسل کشک بود... مردم این داستان‌های کلیشه‌ای و حرف‌های مزخرف را در عصر دیجیتال، عصر اطلاعات و ارتباطات ماهواره‌ای، عصر فضا و پارکر و نیوهورایزن و لیزرش به این راحتی‌ها نمی‌پذیرند. مردم انتظار ندارند که اساتید تمام‌های زمین‌شناسی و زلزله‌شناسی کشور، زلزله‌ها را پیش‌بینی یا پیش‌یابی کنند، مردم آگاه و هوشمند ایران انتظار دارند ببینند آقایان و خانم‌های اساتید تمام رشته‌های مرتبط با زمین و زمین‌شناسی چه تکنولوژی و تجهیزات نوین، چه طرح‌ها و ابتکاراتی دارند برای جلوگیری از بروز رخداد زلزله یا کاستن از شدت و بزرگی آن. نگویید چنین چیزی و چنین کاری امکان‌پذیر نیست. ممکن است کسی که این متن را دارد می‌نویسد مدرک فوق‌لیسانس و دکترا در رشته زمین‌شناسی و زلزله‌شناسی و هوا و فضا و ... نداشته‌ باشد، اما تمام ان زمان‌ها که شما اساتید تمام‌های محترم و دانا در ترافیک و تردد برای شرکت در جلسات و سمینارهای متعدد گسل‌شناسی و حرف‌های صدمن یک غاز و تکراری‌تان بودید، به لطف اینترنت و آزمایشگاه‌های آنلاین و ماهواره و همین تلفن‌های همراه هوشمند به شدت در حال مطالعه و پژوهش بوده‌ام. برای همین است که قاطعانه می‌گویم زلزله نیازی به پیشیابی و پیشگویی ندارد، زلزله یک حرکت و حاصل یک کنش و واکنش طبیعی زمین است که اگر نباشد حرکتی برای زمین وجود ندارد، بارها در جلساتی حتی برای برخی از اساتید تمام‌هایمان این را گفته‌ام، کسر شان‌شان می‌آید که اعتباری به این بیان بدهند چون فکر می‌کنند هم ترازشان از لحاظ علمی نیستم، قطعا هم تراز نیستیم، «زمین درست مثل یک باتری قابل شارژ بسیار بزرگ دارد عمل می‌کند، نیکل و آهن در هسته‌ی درون زمین و مواد و حرکت اینها در منتل و تا پوسته و حتی تا لایه‌های بالاتر و پوسته، نفت و گاز و آب دریاها و اقیانوس‌ها و تا خود خورشید، در یک جریان الکتریکی مداوم است. شما شاهد مشابه همان چیزی هستید که مثلا برای باتری موبایل‌تان رخ می‌دهد وقتی که مدام ضعیف و ضعیف‌تر می‌شود، و آرام آرام باد می‌کند، ورم می‌کند و یک جایی می‌رسد که دیگر کار نمی‌کند و شما مجبور می‌شوید ان را عوض کنید. درون باتری، پوسته پوسته می‌شود، درون زمین و حتی درون خورشید هم همین فعل و انفعالات است و شما می‌دانید که روزی خواهد رسید که خورشید تا مدار زمین، مریخ یا حتی برخی معتقدند تا مدار مشتری بزرگ می‌شود و تبدیل به ستاره‌ای سرخ می‌شود. این طبیعی است و طبیعت اینهاست. اگر آن استاد محترم در هر مصاحبه‌ای که دارد به بالا امدن و افزایش ارتفاع کوه‌ها اشاره می‌کند، همین است، اما نه الزاما بخاطر گرما و حرکت، بلکه بخاطر همین مدام ضعیف شدن این باتری قابل شارژ درونی، بخاطر استفاده بیش از حد بشر از ذخایر نفت و گاز و آلودگی‌هایی که حرکت و انتقال ایزوتوپ ‌ها و الکترون‌ها و مواد الکترولیتی درون زمین را با چالشی جدی روبرو ساخته است.

مردم انتظار ندارند که شما پیش‌یابی و پیش‌گویی کنید، انتظار ندارند که شما با دست‌گاه و تجهیزات دقیق گزارش لحظه به لحظه و دقیق از حرکت گسل‌های بی‌بخار ده یازده هزارساله تهران یا دیگر نقاط ایران و جهان بدهید، مردم اما انتظار دارند که با علم و دانش و تجهیزات نوین جریان طبیعی استنوسفر (نرم کره) در زیر فلات ایران را آرام کنید. نگویید که چنین چیزی و چنین کاری امکان‌پذیر نیست، ما نمی‌توانیم بر عمق ده، بیست یا سی کیلومتری زمین اثر بگذاریم. با اتکا به همین بیست سی سال مطالعه و پژوهشم قاطعانه می‌گویم و نشان می‌دهم که چگونه امکان‌پذیر است و آنان که گسل گسل نمی‌کنند، سالهاست هوشمندانه و زیرکانه و حتی می‌شود گفت ... برای کشورهای خودشان این کار را انجام داده‌اند و دارند انجام می‌دهند، برای ما هم مشتی مزدور گذاشته‌اند که به دانشجوها درس گسل کوفت و زهرمار بدهند تا در جهل مرکب‌مان دست و پا بزنیم. دانشجویی؟ دنبال علمی؟ استادت را به چالش بکش؟ ازش سوال کن، مدام بپرس! بپرس چرا از میان این همه کشور وسیع و فراخ ایالات متحده صحرای نوادا، به بزرگی بیش از ۶ لرزید، چرا بوستون یا فیلادلفیا یا کارولینای شمالی و جنوبی و فلوریدا نمی‌لرزند! بپرس! چهار تا استاد زمین‌شناسی و زلزله‌شناسی دانشگاه‌های آمریکا را زیر نظر بگیر ببین بسامد استفاده از واژه «گسل» در زبانش در طول سال چقدر است، بعد از طریق همین اینترنت و ایمیل از انها بخواه که نام و شرح تک تک گسل‌های مهم آمریکا را برایت بگویند، بفهم که نمی‌دانند، بفهم که به لکنت می‌افتند یعنی چه، بفهم که وقتی می‌گویم زلزله دماوند سفارشی همان مزدورانی بود که برای کسب اعتبارات گسلی شان وقتی یکی دو ماه هیچ رسانه‌ای سراغشان نرفت مجبور شدند دست به دامان ارباب شوند برای یکی دو تکان ضروری. سوال کن و در عین حال رسانه‌های خبری آنلاین مزدور آمریکا را هم بشناس که فوری دستور می‌گیرند، اجرا و مصاحبه می‌کنند: آقای دکتر! آقای دکتر! می‌کنند. آقای دکتر پاسخ شما به آنهایی که شما را کاسب زلزله می‌دانند چیست؟! اینها سوالاتی مزخرف است. آقای دکتر وقت جلسه‌ی پرسش و پاسخ علمی ندارند اما وقت مصاحبه و اظهارنظرهای گسلی، تا دلتان بخواهد دارند! بدبخت و مزدور امریکا! آن آقای دکتر هم مثل تو مزدور است، کاسب زلزله در واقع تو و رسانه‌ی جعلی‌ات هستید که باید برای گرفتن آگهی و جذب خواننده در بحبوحه بحران کرونا سفارش زلزله بدهید تا برایت جایی را بلرزانند تا تو و استادتمامت بنشینید سر فرصت از قصه و افسانه گسل کوفت و زهرمار برای مردم از همه جا بی‌خبر داستان‌سرایی کنی!



بامداد جمعه ۱۹ اردیبهشت تهران لرزید

زلزله‌ای به بزرگی ۵,۱ ساعت ۴۸ دقیقه بامداد امروز جمعه، ۱۹ اردیبهشت تهران را لرزاند. مرکز این زلزله ۶ تا ۸ کیلومتری دماوند در شمال ایران و عمق آن در ۷ کیلومتری زمین گزارش شده است. این زمین لرزه در تهران و استان‌های البرز، قم و قزوین نیز احساس شده است. ۵ تیم ارزیاب به محل اعزام شدند. این زلزله دو قربانی و تعدادی مصدوم داشت.


در تازه‌ترین تصاویر باکیفیت ناسا از مریخ: تیوب خالی ضدعفونی‌کننده دست چه کار می‌کند

  تابان خواجه‌نصیری - دستخط یک یادداشت | ۲ می ۲۰۲۰:



حدود دو ماه پیش در چهارم مارس ۲۰۲۰ ناسا، سازمان فضایی ایالات متحده آمریکا در اقدامی تکان‌دهنده با کیفیت‌ترین تصاویر دریافتی از «کنجکاوی» ربات سیار فرستاده شده به کره مریخ را به صورت تصاویری پانوراما (تصاویری از یک چشم‌انداز یا منظره به صورت وسیع) در بخش JPL سایت ناسا بر روی اینترنت قرار داد. کیفیت این تصاویر فوق‌العاده بود، به طوری که می‌شد چیزهای بسیاری در سطح مریخ ناسا دید: بطری نوشابه، تیوب خالی ضدعفونی کننده دست (درست در بحبوحه‌ی بحران کرونا در چین و جهان، انوع و اقسام لامپ، رژلب، شیشه‌های کوچک و بزرگ دارو، انواع تایر و لاستیک‌های فرسوده در سایز‌های کوچک، متوسط و بزرگ کامیونی... براستی اینها در کره مریخ و کنار ربات سیار کنجکاوی ناسا چه کار می‌کند؟



یادداشت | ۳۰ آوریل ۲۰۲۰:



در تازه‌ترین تصاویر باکیفیتی که ناسا از سطح مریخ منتشر کرده است این قسمت تصویر فوق‌العاده جالب به نظر می‌آید، گویی مثل آن است که شاهد یک محوطه باستانی باشیم، شاهد نمایی از کلبه‌یی زیرزمین که در مقابلش راهرویی باریک قرار دارد با سقف ضربی به شکل یک کمان کامل، کل محوطه دایره‌ای شکل است و سقف کلبه کاملا کروی که دورش سنگچین شده است. با دقت که به همین عکس نگاه کنید در اطراف محوطه پر است از حفره‌ها دوتایی و سه‌تایی، سقف‌های کروی سوراخ‌دار که با دقت دور آنها صاف و حلقه کامل است. اینجا یا یک شهر باستانی بوده یا گورستان و یا مخازنی برای جمع آوری آب باران.

فلش دوم از سمت راست را با دقت نگاه کنید، لبه‌ی حفره کاملا صاف شده است و با بقیه قسمت‌ها تفاوت دارد، روبروی آن هم قطعه‌ی مقابل همین قطعه به همین شکل صاف و رنگش روشن‌تر است.

کل محوطه زیر سه فلش اول در سمت چپ تصویر را با دقت ببینید، چهار حفره به همین ترتیب در کنار هم قرار دارد، تمام محوطه پر از این سقف‌های حفره‌دار است، شاید مثل نورگیر بازارهای شرقی روی کره زمین، نمونه‌هایش را در بازارهای خودمان در ایران بسیار داریم.

اما هیجان‌انگیزترین قسمت، فلش پایین است که اشاره دارد به یک کانال و سقف یا طاق ضربی آن، با دقت زیر فلش را نگاه کنید، سمت چپ فلش، تصویری از سر مجسمه یا تصویر یک آدم فضایی را می‌بینید که دور تا دور آن قلوه سنگ‌های ریز چیده شده است.

زیبا بود نه؟ باور کردید؟! واقعا باید به ناسا تبریک گفت. من حالا شما را دعوت می‌کنم تا هر چه زودتر به سایت ناسا بروید و این شاهکار هالیوودی ناسا را برای خودتان و نسل‌های آینده دانلود کنید و به بچه‌هایتان نشان دهید. برایشان تعریف کنید که چطور یک سازمان فضایی کشوری که ادعای بزرگ بودن و آزاد بودن و ابرقدرت بودن دارد، جمعیت عظیمی از مردم دنیا را اینطور با دروغ‌هایش سرکار گذاشته است. سفر به مریخ و آخرین تصاویر با کیفیت از مریخ ... هاه! میلیون‌ها پیکسل از یک زباله‌دانی بزرگ... واقعا شاهکار است. واقعا ناسا با چه رویی این فیلم‌ها را می‌سازد؟ کاری به فیلم‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی ایران به اشتراک گذاشته شده ندارم. به سایت خود ناسا بروید و از آنجا فیلم پانوراما را دریافت کنید. لینک برای دانلود فیلم در پایین صفحه است. تا آن را برنداشته‌اند بروید دانلود کنید. باید سر فرصت، وقت بگذارید و بعضی از صحنه‌ها را فریم به فریم نگه دارید و خودتان زوم کنید در این دشتی که به شما نشان می‌دهند، انجا که دوردست‌ها را نشان می‌دهند و بخصوص انجا که کمی خاکستری مایل به آبی است. تمام بک زباله‌دانی در نقطه‌ای نامعلوم است. کوهی از زباله است که رویش را رنگ یا موادی تیره کننده پاشیده‌اند که معلوم نشود، اما شما هر چی دل‌تان بخواهد در میان زباله‌های امریکایی‌ها خواهید یافت، کیسه جاروبرقی، بطری کچاپ و آب‌جو، رژلب، فیلم‌های دوربین عکاسی قدیمی و فاسد، دکور فیلم‌های مریخی محبوب من و آشغال‌های دیگر از جمله تا دل‌تان بخواهد سر‌ها و جمجمه‌های انسان و ادم فضایی‌های قلابی، تیوپ نو ضدعفونی کنند یا کرم دست و ... که تصاویری از آن را در یادداشت‌های بعدی قرار خواهم داد. واقعا باورتان شد؟ چرا ناسا این تصاویر را می‌سازد و به دنیا دروغ می‌گوید؟ و واقعا چرا پنتاگون فیلم‌های یوفوها را الان و از این زاویه پخش می‌کند که هواپیماها و خلبانانش را در حالی و حالتی خونسرد نشان می‌دهد که دارند یوفویی که معلوم نیست ان هم قلابی باشد را ردگیری و دنبال می‌کنند؟ یادداشت‌های بعدی مرا بخوانید.

این اصل تصویری است که ناسا در بخش برنامه JPL خودش قرار داده است. عکس را دانلود و ذخیره کنید و خودتان زوم کنید در بالا سمت چپ تصویر، کوهی از زباله می‌بینید. لاستیک و تایرهای مستعمل تلنبار شده‌اند روی هم. این را بخصوص گذاشته‌ام برای انها که بچه‌هایشان را می‌فرستند آمریکا تحصیل کنند!

واقعا باورش سخت است نه؟ به این تصویر با دقت نگاه کنید و تایرها را خودتان با چشم خودتان در مریخ ببینید.


بیگانه‌های فضایی از نزدیک کره زمین را زیر نظر دارند

تابان خواجه‌نصیری - دستخط یک

یادداشت | ۳۰ آوریل ۲۰۲۰:

زمین از فاصله ۱۰۰ هزار کیلومتری       



سریعترین سرعتی که بشر با موتور جت هواپیماهای جنگی به آن دست یافته و رکورد آن را به ثبت رسانده سرعتی معادل ۷۲۰۰ کیلومتر در ساعت است، این یعنی ۱۲۰ کیلومتر در دقیقه، ۲ کیلومتر در ثانیه.

جت‌های معمولی و مسافری معمولا بین ۴۰۰ کیلومتر در ساعت تا ۱۲۰۰ کیلومتر در ساعت سرعت دارند. در فضا و اکنون ( نه ۱۳ سال پیش) سرعت سریعترین فضاپیماهای ساخت بشر (فضاپیمای کاوشگر پارکر متعلق به ناسا آمریکا) ۱۵۳۴۵۴ مایل در ساعت یا ۲۴۵۵۲۶ کیلومتر در ساعت است. این یعنی ۶۸ کیلومتر بر ثانیه.

تصور کنید که کسی بیاید بگوید که من دارم اشتباه می‌کنم و آنچه که من دیده‌ام احتمالا یک شهابسنگ در حال گذر از کنار زمین یا در حال سقوط و یا چیز دیگری چون یکی از همین سریعترین فضاپیماهای ساخت بشر در سال ۲۰۰۳ بوده است. در مورد شهابسنگ همین قدر کافی است بگویم، صدها بار حرکت شهابسنگ‌ها را دیده‌ام، قدر و روشنایی و سرعت‌ آنها را بخوبی می‌شناسم، سرعت شهابسنگ‌ها کمی بیشتر از سرعت حرکت جت‌های کوچک و مسافری حدود ۸ کیلومتر بر ثانیه است.

در مورد فضاپیما و ساخت بشر بودن آنچه دیدم خوب است اشاره کنم سریعترین فضاپیمای آمریکا در آن دهه، نیوهورایزن است که تازه سه سال بعد از آن یعنی در ۲۰۰۶ پرتاب شد. سرعت کاوشگر نیوهورایزن آمریکا هم در حدود ۵۸۵۰۰ کیلومتر بر ساعت (حدود ۱۶/۲۶ کیلومتر بر ثانیه) است. (این یعنی حدود دو برابر سرعت شهابسنگ‌ها) فرض کنیم آنچه که من دیده‌ام نمونه‌ای از فضاپیمای نیوهورایزن در حال تست بوده که در ارتفاع ۴۰۰ کیلومتری زمین در حال اوج گرفتن به سمت قطب شمال باشد. اگر چنین باشد، من قطعا توجهم جلب نمی‌شد، چرا که این فضاپیمای سریع پس از ۱۰ ثانیه (بعد از مشاهده) ۱۶۰ کیلومتر را طی کرده بود، پس از ۲۰ ثانیه ۳۲۰ کیلومتر، بعد از ۳۰ ثانیه ۴۸۰ کیلومتر، بعد از ۳۰ ثانیه دیگر ۹۶۰ کیلومتر (شما بگویید ۱۰۰۰ کیلومتر) را طی کرده بود. در حالی که من دارم می‌گویم حرکت و سرعتی در فضا مشاهده کردم که با توجه به مقیاس‌هایی که امروز به صورت عمومی و تقریبا قابل فهم برای همه (نه فقط نخبگان هوا-فضا و اخترشناسان) در اختیار ما قرار دارد در حدود ۱۰٫۰۰۰ کیلومتر بر ثانیه بود.

حال اجازه دهید گوگل مپ را باز کنیم و از این ابزار به گونه‌ای حرفه‌ای تر استفاده کنیم. این نقشه‌ها پیکسل به پیکسل بسیار دقیق و استاندارد تهیه شده است، وقتی مقیاس نقشه را در شرایطی قرار دهید که حدودا ۲۵۰ مایل از زمین فاصله دارید، یعنی ماهواره یا شی ناشناخته شما در فاصله ۴۰۰ کیلومتری زمین قرار دارد. روی نقشه، هر سانتی‌متر (حدودا) ۵۰۰ متر است، بنابر این وقتی که از یک متر فلزی استفاده کنید و ۲۰ سانتی‌متر را باز کنید و دست خود را رو به آسمان دراز کنید، با همان مقیاس (۲۰ سانتی‌متری) دارید ۱۰ هزار کیلومتر را به چشم خودتان می‌بینید. حالا فقط یک لحظه تصور و تجسم کنید، چطور این شی پرنده ناشناس، در هر ثانیه (می‌توانید به صدای تک تک یک ساعت گوش کنید تا دقیق‌تر متوجه عرایضم شوید) ده هزار کیلومتر را طی کرد.

با همین مقیاس، ۱۰ سانتی متر، یعنی پنج هزار متر، روی صفحه موبایل نقشه را به گونه‌ای تنظیم کنید و بچرخانید که تهران در گوشه سمت راست پایین دیده شود، کلن یا دوسلدورف در گوشه بالا سمت چپ، این فاصله الان روی نقشه شما پنج هزار کیلومتر فاصله دارد و روی متر فلزی شما دقیقا ده سانتی متر است، حالا وقتی متر فلزی را به سمت آسمان بگیرید، هر شی، مثل ماهواره یا یوفو که ببینید در مدار ۴۰۰ کیلومتری از زمین قرار دارد، قدر ظاهری و روشنایی‌اش در شب یک نقطه درخشان و نورانی کاملا مشخص است. قدر ایستگاه فضایی بین‌المللی ISS چیزی شبیه سیاره زهره (ونوس) یا ژوپیتر (مشتری) به ترتیب بین (۴-) تا (۳-) است. آن نقطه نورانی که به چشم و دید من در هر ثانیه ده هزار کیلومتر را طی می‌کرد یعنی حدودا از تهران تا مانیل (فیلیپین) یا سئول (کره جنوبی)، ابتدا قطعا در مدار ۲۵۰ مایلی (۴۰۰ کیلومتری) از زمین قرار داشت، اندازه‌اش در حد و اندازه ایستگاه فضایی (یعنی حدود ۱۱۰ تا ۱۲۰ متر).

شما وقتی در سفینه‌ای باشید که در ده ثانیه می‌تواند تا ۱۰۰ هزار کیلومتر اوج بگیرد، کل کره زمین را می‌بینید و از اینجا باید از ابزاری چون گوگل ارث یا برنامه‌های مشابه استفاده کنید تا متوجه شوید چه نمایی از کره زمین را می‌بینید. گوگل مپ این سطح از ارتفاع را نشان نمی‌دهد ‌

حالا برگردیم به زمین فوتبال‌ استانداردمان، روی کل زمین چمن را پر کنید با لامپ‌های ۴۰ وات روشن، در فواصلی معین شما می‌توانید ۲۵۰ تا ۲۷۰ لامپ ۴۰ وات روشن کنید. حال، ۲۵۰ مایل (۴۰۰ کیلومتر) که از زمین دور شوید در یک شب صاف و بی ابر، زمین فوتبال کاملا روشن شما، به شکل یک نقطه روشن دیده می‌شود، مساحت زمین چمن را بخاطر دارید؟ ۱۰۸۰۰ مترمربع، از دور با این لامپ‌ها مثل یک لامپ ۱۰۰۰ وات روشن در نظر بگیرید با هر ۱۰۰۰ مایل (۱۶۰۰ کیلومتر) که اوج می‌گیرید و دور می شوید، مثل ان است که به اندازه چهار لامپ از چهار طرف زمین فوتبال خاموش کرده باشید، یعنی از قدر و روشنایی زمین فوتبال‌تان همینطور کم می‌شود، وقتی به اندازه ۱۰۰ هزارکیلومتری (حدود ۶۲۰۰۰ مایل) از زمین اوج می‌‌گیرید، شما کاملا در فضا هستید و از فضاپیما، زمین فوتبال به اندازه یک لامپ ۴۰ وات ضعیف از دور است و از روی زمین، فضاپیمای شما هم به اندازه یک لامپ ۴۰ وات دیده می‌شود. آنچه من دیدم و ثبت کردم این بود که روشنایی شی‌ناشناس از قدری در حد و اندازه ونوس یا ژوپیتر (و ایستگاه فضایی که چند سال بعد رسما مورد بهره‌برداری قرار گرفت) به سرعت تنها ظرف شش ثانیه به قدری نزدیک به قدر ستاره ویگا (۰/۰۳ که در اخترشناسی تقریبا مبدا است) کاهش یافت و این نشان می‌دهد که شی پرنده ناشناخته در حال اوج گرفتن بود که من آن را در آسمان دیدم و دنبال کردم. یکی دو ثانیه بعد دو سفینه کوچکتر با همان قدر نزدیک به روشنایی ستاره ویگا (کمی کم نورتر چون کوچکتر بودند) از یوفوی مادر و در یک زمان به جهات مخالف هم یکی به سمت شرق و دیگری سمت غرب جدا شدند و در یک فاصله یکسان و یک اندازه از سفینه مادر به آنی متوقف شدند. فاصله هر کدام از یوفوهای کوچک از سفینه مادر، ۵ هزار کیلومتر بود.

یادداشت‌های دیگر و پیشتر را بخوانید ...

یادداشت | ۲۹ آوریل ۲۰۲۰:

معتقدم «بیگانگان فضایی» وجود دارند چون با همین چشمان خودم انها را ۱۷ سال پیش، در اول فوریه ۲۰۰۳ در آسمان شب تهران دیدم، این موجودات در سفینه‌هایشان درست بالای ایران در نیمکره شمالی کره زمین بودند. ۱۷ سال مطالعه و پژوهش کردم و صبر کردم تا تجهیزات و تکنولوژی ماهواره‌ها و ابزارهایی چون گوگل‌مپ و اطلاعات بیشتر در اختیارم قرار گیرد تا کسی نتواند بگوید چرا این بیگانگان فضایی خودشان را به مشتی خل و چل نشان می‌دهند! (استفان هاوکینگ) اگر وجود دارند، چرا خودشان را به تمام مردم دنیا نشان نمی‌دهند و چرا رسما اعلام نمی‌کنند؟! بلی، آنها وجود دارند و خیلی ساده، خیلی خیلی خیلی پیشرفته‌تر از ما هستند. آنها نشان دادند که به راحتی می‌توانند با سرعتی معادل ۳۶ میلیون کیلومتر در ساعت و حتی تا دو برابر این سرعت در فضا حرکت کنند. این سرعت واقعا عجیب و وحشتناک است و تکان دهنده است وقتی با چشمان خودتان ببینید که اینها با سفینه‌هایشان می‌توانند با این سرعت حرکت کنند و در یک لحظه و یک نقطه مشخص از فضا متوقف شوند.

در یادداشت قبلی شرح مختصری از این مشاهده نوشتم. آنجا اعداد و ارقامی مطرح شد و دوستی گرامی و قدیمی از من در مورد این اعداد و ارقام پرسید. از من پرسید که این مسافت ۶۰۰۰۰ کیلومتر را من از کجا اورده‌ام و چگونه به این عدد رسیده‌ام.

سوال بسیار خوب و دقیقی است. ببینید، لازم است تا توضیحات بیشتری ارائه دهم. آن شب که من این ماجرا را در آسمان تهران دیدم، به حیاط خانه امده بودم، سرم را بالا گرفتم، کمی عقب تر از سرم، یعنی درست از بالای سرم متوجه حرکت فوق‌العاده سریع آن شی مرموز و ناشناس شدم، - فکر نکنید که ارتفاع شی پرنده ناشناس مثل فیلم‌های فضایی از زمین کم است، این شی پرنده ناشناس یا اصطلاحا یوفو بسیار بالا بود، ۱۷ سال پیش من هیچ دیدی از این که این فاصله تا زمین چقدر است نداشتم، نه ابزاری در دسترس داشتم و نه دوربینی که بتوانم این مشاهده را ثبت کنم، من شاهد یک حرکت غیر عادی و یک سرعت عجیب در آسمان صاف و پر ستاره آن شب تهران بودم. بلافاصله، شروع کردم به شمردن یک هزار و یک، یک هزار دو، شی رفت پشت ساختمان، اینجا من در عین حال خودم را رسانده بودم روی پله‌ها که دیدم شی رفت پشت ساختمان، شمارش را همینطور ادامه دادم، آمدم داخل منزل، خیلی سریع سالن را طی کردم، در ورودی آپارتمان را باز کردم و در بالکن حیاط شمالی خانه ادامه حرکت شی را از بالای ساختمان دنبال کردم، شماره ثانیه‌ها به پنج رسیده بود، روی ثانیه ششم، شی در نقطه‌ای از آسمان، به چشم و از زاویه دید من، در شمال تهران، بالای کوه‌های البرز، یا احتمالا دریای مازندران به آنی و در یک لحظه متوقف شد. توقفی کاملا ناگهانی، ایستاد، یکی دو ثانیه بعد، آن دو شی دیگر- که شرح‌شان در یادداشت قبل نیز امده است - از یوفوی مادر جدا شدند به جهت‌های مخالف هم رفتند، با سرعتی عجیب زیاد (دو یا چند برابر سرعت حرکت یوفوی مادر) و آنها هم در نقطه‌هایی در دو طرف سفینه مادر ناگهان و به آنی متوقف شدند.

بعدا من خیلی سعی کردم که راهی پیدا کنم برای محاسبه این فاصله ۶ ثانیه‌ای که دیده بودم‌. ببینید آن سالها، هنوز تلفن‌ها و موبایل‌ها هوشمند در اختیار و در دسترس نبود، سرویس‌هایی چون گوگل مپ و گوگل ارث وجود نداشت (تازه دو سال بعد از آن تاریخ، در هشتم فوریه ۲۰۰۵ گوگل مپ روی اینترنت قرار گرفت) و خیلی چیزهای دیگر، از جمله بسیاری مطالب و مقالات و کتب لازم بود که اینها حتی ساده‌ترین اطلاعات مثل امروز روی اینترنت به این مقدار حجم و دقت وجود نداشت. من هم دانش لازم و اطلاعات و ابزاری نداشتم که بتوانم با اتکا به آن اطلاعات بفهمم دقیقا چه خبر است.  از این قضیه، تنها یک سری یادداشت‌های کوتاه برداشتم که مشاهدات و موارد فراموشم نشود. لازم بود که این ۱۷ سال بگذرد و من هم بیشتر مطالعه کنم.

اکنون فکر می‌کنم اطلاعات و دانشم از قضایا به آن حدی هست که بتوانم با اتکا به آن ابزارها و محاسبات مشاهدات را با دقت بیشتری بررسی و مطالعه و اینجا به صورت این یادداشت‌ها ارائه کنم.

آن ۶۰۰۰۰ کیلومتر که گفتم، در فضاست، قطعا در مکانی که بالای سر ما، دقیقا بالای نیم کره شمالی زمین واقع شده است که من از اینجا، این نقطه دارم این رویداد را مشاهده می‌کنم. اکنون است که ما با اطلاعاتی که داریم و با ابزارهایی که داریم می‌توانیم قاطعانه بگوییم که شی ناشناس در آسمان بالای کره زمین حدودا در چه فاصله‌ای از زمین قرار داشته و با توجه به اندازه‌ای که از آن می‌دیدم و با توجه به مسیر و مسافت، چقدر راه را در آسمان طی کرده است. در بررسی‌هایم به دو عدد رسیدم، یک عدد فاصله شی پرنده ناشناس از زمین است که من فکر می‌کنم ابتدا در یک فاصله ۲۵۰ مایلی بود چون بسیار درخشان‌تر و نورانی‌تر بود و بعد با توجه به این که خیلی ریزتر و کم نورتر شده بود معلوم بود که اوج گرفته و حدودا به ۱۵۰ یا ۲۵۰ برابر یا حتی تا ۳۰۰ برابر فاصله‌ای که از زمین اوج گرفته بود، یعنی ابتدا درست در فاصله ۴۰۰ تا ۵۰۰ کیلومتری زمین بود و بعد تا ۱۵۰ یا ۲۵۰ برابر اوج گرفت. آن شب، ابتدا سرعت عجیب و غریب شی پرنده ناشناس توجه مرا جلب کرد، بعد توقف ناگهانی آن در فضا و بعد کم نور شدن ان نسبت به نقطه نورانی که ابتدا (در حیاط جنوبی خانه) دیده بودم. ارتفاع یا مدار ۴۰۰ کیلومتری، مداری است که از آن به عنوان لئو یا مدار پایین (Low Earth Orbit) یاد می‌شود، جایی که الان ایستگاه فضایی ISS در آن قرار دارد. عدد دیگر، فاصله‌ای است که شی پرنده ناشناس در یک مسیر مستقیم، از جنوب به سمت شمال حرکت کرد و اوج گرفت که من ۶ ثانیه آن و توقف ناگهانی آن را مشاهده کردم. شی ناشناس، ممکن است پیش از این شش ثانیه هم در حرکت بوده باشد من واقعا این را در خاطرم ندارم، حرکت فوق‌العاده سریع را دیدم و متوجه قبل آن نشدم. جز این که شی ابتدا درخشان‌تر بود و بعد در انتهای مسیر بسیار بسیار کم نورتر شده بود و این نشان می‌داد که اوج گرفته است. برای من همین شش ثانیه کافی است که اکنون با توجه به گوگل ارث و تصاویر و مقیاس‌های نقشه‌های ماهواره‌ای می‌توانم بگویم فکر می‌کنم دارم قضایا را بهتر و درست‌تر از ۱۷ سال پیش می‌بینم و آن رویداد و مشاهده را با توجه به این اطلاعات و ابزارهای کنونی می‌توانم مقایسه و تجزیه و تحلیل می‌کنم. با توجه به اندازه‌ایی که اکنون از یک ماهواره در مدار ژئو در فاصله ۳۶ هزار کیلومتری می‌بینم و اندازه‌ای که از ایستگاه فضایی در ذهن داریم و می‌بینم و با توجه به اندازه‌ای که از آن شی ناشناس دیدم و اینهاست و البته یک سری محاسبات دیگر که به این عدد ۶۰ هزار کیلومتر مسافت طی شده رسیدم. بحث مقایسه ها و روش‌های محاسباتی‌ام مفصل و کمی پیچیده است. اما خوب است که بخشی از ان را اینجا اضافه کنم. اما ابتدا همانطور که در متن‌ یادداشت قبلی هم نوشته بودم، پیش از این بارها حرکت و سرعت حرکت جت‌های مسافری یا جنگی را از زمین دیده‌ بودم و این یک تجربه مهم است، نهایت سرعت آنها یک دهم آن چیزی بود که از یوفو می‌دیدم، برای همین هم شدیدا و به سرعت تکان خوردم، دقت کردم و آن را دنبال کردم وگرنه اگر سرعتش غیرعادی نبود با یک نگاه می‌فهمیدم که این یک هواپیمای معمولی و مسافری یا نهایتا جت جنگی است که دارد این مسیر را طی می‌کند و نیازی به توجه خاص و بیشتری نیست و ندارد. اما سرعت حرکت آنقدر زیاد بود که من در همان ثانیه اول متوجه شدم و به سمت پله‌ها خیز برداشتم چون می‌دانستم و فهمیده بودم که حرکت شی ناشناس غیر عادی بسیار زیاد است، نکته دوم توقف ناگهانی‌اش بود که مرا واقعا شوکه کرد و مطمئن شدم که دارم یک یوفو می‌بینم که هوشمندانه توقف کرده است.

اما محاسبات، این محاسبات خیلی ساده و قابل فهم است و با توجه به اطلاعات و ابزارهایی که امروز و اکنون در اختیار داریم کار چندان پیچیده‌ای نیست. برای این که بتوانید شرح و توضیحات مرا بهتر متوجه شوید لازم است که یک دید و اطلاعات کلی به شما بدهم. شما اکنون به راحتی با ابزارهایی چون گوگل‌مپ و گوگل ارث به راحتی می‌توانید بیشتر تحقیق کنید و اطلاعات لازم را جمع اوری کنید. فواصل را به چشم خودتان ببینید و محاسبات لازم را انجام دهید. یک زمین فوتبال استاندارد وسط یک استادیوم ورزشی، ابعاد و طول و عرض مشخصی دارد (۱۲۰ در ۹۰ متر) این یعنی ۱۰۸۰۰ مترمربع. تقریبا می‌شود گفت که ایستگاه فضایی بین‌المللی ISS با ۱۰۸ متر طول براحتی درون یک زمین فوتبال استاندارد قرار می‌گیرد. حال شما با گوگل مپ می‌توانید خودتان تصاویر ماهواره‌ای که از یک استادیوم ورزشی مثلا استادیوم آزادی در غرب تهران است را ببینید، حال زوم اوت کنید، تا جایی که زمین فوتبال تقریبا به اندازه یک i کوچک شود، سمت راست پایین صفحه نمایش، شما می‌توانید ارتفاع کنونی را ببینید، گوگل به شما اطلاع می‌دهد که این دید یک مایلی از زمین است. یک مایل برابر است با ۱/۶۰۹ کیلومتر، ایستگاه فضایی در فاصله کمی بیش از ۲۵۰ مایلی از زمین قرار دارد، (دقیقا ۴۰۸ کیلومتری از زمین) در یک آسمان شب صاف و بی ابر و آلودگی، این i کوچک ۲۵۰ برابر کوچک‌تر و کم‌نور تر و دورتر دیده می‌شود، به اندازه یک نقطه، اما کاملا روشن و واضح که چون به زمین نزدیک است از ستارگان دوردست و ... کاملا قابل تشخیص است. یوفو یا شی پرنده ناشناخته‌یی که دیده بودم، ابتدا در این فاصله از زمین قرار داشت، یعنی مدار پایین، یعنی حدودا همان ۴۰۰ کیلومتر از زمین. حال بین تهران تا باکو را روی گوگل مپ نگاه کنید، به سادگی می‌توانید ببینید که حدود همین حدود ۴۰۰ کیلومتر فاصله است، شما فرض کنید سفینه پر سرعتی دارید که در هر ثانیه می‌تواند ده هزار کیلومتر برود، با آن سفینه بزرگ اگر بخواهید ۴۰۰ کیلومتر بروید بالا باکو بایستید، چاره‌ای ندارید که اوج بگیرد و کلا از زمین دور شوید تا در نقطه مورد نظر دقیقا بالای باکو توقف کنید، سفینه شما در فاصله ۴۰۰ کیلومتری از نقطه‌ای بالای ایران یا عربستان است، فرمانده سفینه می‌گوید برای این که به سرعت بالای باکو باشیم، با حداکثر سرعت ۲۵۰ برابر همین فاصله که از زمین هستیم به سمت باکو اوج می‌گیریم، روی باکو توقف می‌کنیم، باقی محاسبات را خودتان انجام دهید، شکلش را بکشید تا متوجه شوید که من چه می‌گویم و چه می‌نویسم و آن شب چه دیدم و یوفوی بیگانه ‌های فضایی چه سرعت عجیبی داشتند، آنها ممکن است ده ثانیه اوج گرفتند، می‌شود ۱۰۰ هزار کیلومتر از زمین دور شدند، اما درست بالای باکو بودند، به چشم من ناظر، آنها یک خط و یک مسیر را طی کردند، برای من که شاهد حرکت‌شان بودم بسیار کم نورتر از اول شدند و ناگهان متوقف شدند. من شش ثانیه این مسیر را به چشم خودم دیدم و این حرکت فوق‌العاده سریع سفینه یا یوفوی مادر را دیدم که چگونه و با چه سرعت عجیب و باورنکردنی اوج گرفت و در آسمان شمال ایران ناگهان توقف کرد. شما با یک محاسبه ساده مثلث قائم‌الزاویه‌ای دارید که زاویه قائمه آن درست بالای باکوست، زاویه روبروی زاویه قائمه محل قرار گرفتن یوفو (احتمالا در ۴۰۰ کیلومتری بالای تهران یا اصفهان یا از نقطه‌یی دیگر در خاورمیانه)، وتر این مثلث، مسیری است که یوفو برای اوج گرفتن طی کرد و من ۶ ثانیه آن را مشاهده کردم، وتر این مثلث اگر ده ثانیه طول کشیده باشد، -یعنی برای اینکه به یک نقطه اوج ۲۵۰ برابری از یک فاصله ۴۰۰ کیلومتری از زمین اگر بخواهند برسند، یعنی همان اتفاقی که افتاد - یکصدهزار کیلومتر است که در ده ثانیه طی شده است و من فقط ۶ ثانیه آن را مشاهده و به این ترتیب ثبت کردم و می‌کنم. بعنی ۶۰۰۰۰ کیلومترش را دیدم و اوج گرفتن و کم نور شدن و توقف ناگهانی‌اش را دیدم.

فاصله زمین تا ماه ۳۸۴۴۰۰ کیلومتر است، یعنی این یوفوها می‌توانند ظرف ۳۸/۴۴ ثانیه از زمین به ماه بروند و با یوفوهای کوچکترشان حتی در خیلی کمتر از این زمان ...

یادداشت | ۲۷ آوریل ۲۰۲۰:

حدود یک ماه پیش می‌خواستم این یادداشت را بنویسم و روی سایت قرار بدهم که شیوع بیماری عجیب و غریب کووید۱۹ در چین و بعد از ان در سرتاسر کره زمین همه برنامه‌ها را بهم ریخت و همه چیز را تحت کنترل خودش درآورد. درعین حال باید بگویم که در حقیقت بایستی حداقل بخشی از این یادداشت را ۱۷ سال پیش می‌نوشتم، اما آن زمان هما به دلایل متعددی و از جمله شیوع بیماری سارس و توجه و تمرکز بیشترم روی مباحث مرتبط با اینترنت و بازاریابی اینترنت مانع از آن شد که این یادداشت خیلی زودتر از اینها نوشته و بر روی وب سایتم منتشر شود. اول فوریه سال ۲۰۰۳ سالگرد یک تراژدی در برنامه‌های فضایی ناساست. در این تاریخ شاتل فضاپیمای کلمبیا در راه بازگشت از یک ماموریت فضایی پس از ورود به جو کره زمین، منفجر شد و هر هفت فضانوردی که سرنشینان این فضاپیما بودند، به آنی، همگی جان خودشان را از دست دادند و هیچ چیزی از آنان باقی نماند که به زمین برسد. این حادثه‌ی تلخ و وحشتناک خیلی چیزها را تغییر داد و حتی ناسا بسیاری از برنامه‌های مرتبط با سفرهای شاتل‌ها را لغو کرد و به بعد یا زمانی دیگر موکول کرد.

آنچه که بعد از ۱۷ سال می‌خواهم در این یادداشت ثبت شود یک نظر مهم شخصی در کنار ثبت خاطره‌ای است که در طول این سالها و هر سال در سالگرد این تراژدی بزرگ برای بشر در یادم تازه و زنده می‌شود و تا زنده‌ام با من همیشه و همواره همراه خواهد بود.

روی علاقه خاصی که به فضا، کهکشان راه شیری و منظومه شمسی و اساسا مطالب علمی و فضایی دارم، مشاهده آسمان شب، بخصوص اگر هوا صاف و بدون ابر باشد، یکی از علاقمندی‌هایم بوده و هست. دیدن صورت فلکی‌ها بخصوص صورت فلکی شکارچی و ... همیشه یادآور خاطره آشنایی با آسمان شب و برخی مفاهیمش از مرحوم پدرم است که برای اولین بار راه شیری و دب‌ها را نشانم داد و... گاهی اوقات هنوز هم نیمه شب‌ها که هوا صاف و بی ابر باشد، به پشت بام یا حیاط خانه می‌روم برای کمی سر به هوا شدن.

۱۷ سال پیش، شب اول فوریه ۲۰۰۳ تهران هوای فوق‌العاده صاف و بی‌ابری داشت، آن شب الودگی نوری هم بسیار کم بود و شب از نیمه گذشته بود که برای دیدن آسمان به حیاط رفتم. منظره آسمان شب، آن زمان و ساعت در دل شبی از شب‌های تهران فوق‌العاده زیبا بود. منظره‌ای که معمولا شما انتظار دارید وسط کویر مرکزی ایران ببینید نه در تهران. با این فکرها و غرق در اندیشه‌های مرتبط با خوانده‌ها و دانسته‌هایم در حال مشاهده هزاران و یا شاید بهتر است بگویم میلیون ستاره از ستارگان شب در آسمان تهران بودم که ناگهان متوجه حرکت‌های عجیب و غریبی در میان ستارگان آسمان شدم. آنچه که می‌دیدم هرگز پیشتر از آن ندیده بودم، نقطه‌ای درشت به رنگ آبی (در حد و اندازه‌ای کمی کوچکتر از آنچه از ستاره شباهنگ در آسمان می‌بینیم و می‌شناسیم، با سرعتی بسیار بالا از سمت جنوب به سمت شمال آسمان در حرکت بود، به طوری که این نقطه در کسری از ثانیه پشت ساختمان رفت و من برای دنبال کردن آن به سرعت از حیاط جنوبی خانه به حیاط شمالی دویدم و توانستم حرکت آن نقطه روشن را در دل آسمان شب تهران تا بالا کوه‌های البرز دنبال کنم. سرعت حرکت این شی پرنده ناشناخته، فوق‌العاده بالا بود و فاصله‌ی آن از زمین هم زیاد بود، پیشتر حرکت جت‌های جنگی یا مسافری را بارها در آسمان دیده بودم و این تجربه کاملا متفاوت بود چرا که سرعتی که می‌دیدم دهها برابر سرعت حرکت جت‌ها بود، نمی‌توانم بگویم دقیقا شاهد چه صحنه عجیبی بودم، تعریف و حتی واقعا نگارش و ثبت این مشاهده واقعا سخت است. شی پرنده ناشناخته، با سرعتی عجیب در حرکت بود و من در اولین ثانیه‌ها فکر می‌کردم شاید دارم شهابی را دنبال می‌کنم که با سرعت از مقابل زمین عبور می‌کند، یا به زمین نزدیک می‌شود، اما درست در همان لحظه، انفاق دیگری روی داد که به راستی میخکوب شدم. شی پرنده ناشناخته با آن سرعت عجیب زیاد که در حرکت بود، به ناگاه در شمال آسمان (بالای رشته کوه البرز یا نقطه‌ای بالای دریای مازندران به دید من که ناظر ان بودم متوقف شد. یک توقف کامل و ناگهانی سریع که تصور نمی‌کنم هیچ بشری بتواند آن را در فضا تحمل کند. شی ناشناس به آنی متوقف شد و هیچ حرکتی نکرد. با آن توقف آنی مطمئن شدم که شاهد یک شی ناشناس بیگانه هستم که بعید است منشا بشری داشته باشد، خیلی زود، اتفاق دیگری افتاد که ان نیز مهر تاییدی بر این نظر بود، در فاصله یکی دو ثانیه بعد از توقف کامل، از درون شی پرنده ناشناس اول که بزرگتر بود، دو شی پرنده ناشناخته که به صورت دو نقطه آبی رنگ اما کمی کوچک‌تر از شی اول از آن جدا شدند و با سرعتی عجیب و باورنکردنی در دو سمت مخالف یکدیگر (یکی به سمت شرق و دیگری به سمت غرب) در یک لحظه و با یک سرعت از هم جدا شدند و احتمالا می‌شود گفت از سفینه مادر فاصله گرفتند، زمانی که به دید یک ناظر از زمین یک تا سه میلی ثانیه باشد آن دو سفینه کوچکتر با هم و در یک فاصله کاملا برابر از سفینه یا یوفوی مادر به آنی ناگهان متوقف شدند. نمایش این سه نقطه روشن در آسمان گویای یک حقیقت غیر قابل انکار بود که این یک نمایش قدرت فرازمینی است و خیلی سریع و خودمانی این پیام را به ناظرش می‌رساند که حواستان را جمع کنید ببینید با کی طرف هستید! آنچه که من در شب اول فوریه ۲۰۰۳ در آسمان شب دیدم را هیچگاه فراموش نمی‌کنم و اکنون ۱۷ سال است که این مشاهده و رویداد و خاطره همواره با من است. درباره این مشاهده گاه در فاصله این سالها این طرف و آن طرف صحبت کرده‌ام اما این اولین بار است که آن را به این ترتیب مکتوب به ثبت می‌رسانم.

هرگز نتوانستم بفهمم که فاصله این یوفوها از زمین دقیقا چقدر است اما سرعت بالا در حرکت و توقف ناگهانی آنها در فضا می‌تواند گویای این باشد که یک) موجودات یا بیگانه‌های فضایی وجود دارند و قطعا و عملا بسیار پیشرفته تر از ما هستند. دو) با توجه به این نمایش قدرت، می‌توان حدس زد که نمایش یک جور آرایش یا مانوور یا واکنش جنگی است در مقابل نوعی کنش، سه) در همان لحظه با توجه به حرکت سریع و توقف ناگهانی فکر کردم هر اتفاقی که دارد می‌افتد، در فضای آسمان بالای تهران نیست، بلکه در فاصله ای دورتر اما در درون منظومه شمسی است. چهار) در همان زمان یاد شاتل فضاپیمای کلمبیا افتادم که در ماموریت است و قرار بود همان شب به زمین بازگردد. همان موقع، پیش خودم گفتم اگر آنچه که من دیده‌ام را آنان نیز دیده باشند، باید منتظر تعاریف، عکس‌ها یا فیلم‌های این رویارویی باشیم. چه بازگشتی!

بعدها ناسا علت انفجار فضاپیمای کلمبیا را مشکلی در جدا شدن یکی از عایق‌های حرارتی از بدنه سفینه عنوان کردند. هفت فضانورد شاتل کلمبیا درجا کشته شدند.

می‌خواستم یادداشت جداگانه‌ای بنویسم و توضیح دهم که چرا معتقدم این نقاط نورانی بیگانه‌های فضایی بودند.

ابتدا شاید لازم باشد که شما یک سری اطلاعات تازه و به روز داشته باشید. البته توجه داشته باشید که مشاهداتم مربوط به ۱۷ سال پیش است و اطلاعاتی که الان و اینجا قرار می‌گیرد، اطلاعات به روز است. در حال حاضر، سریعترین فضاپیمای ناسا، فضاپیمای پارکر است که در حال حرکت به سوی خورشید است، سرعت این فضاپیما حدود ۹۶۰۰۰ کیلومتر در ساعت است. آنچه که من مشاهده کردم و یک سری محاسبات ساده حاکی از آن است که بیگانه‌های فضایی با سفینه‌هایشان می‌توانستند حدود ۱۰۰۰۰ کیلومتر را در یک ثانیه بروند و بعد ناگهان با آن سرعت، بایستند و کاملا متوقف شوند. آنچه که من ۱۷ سال پیش مشاهده کردم این بود که آنها چیزی حدود ۶۰۰۰۰ کیلومتر را در حدود ۵ ثانیه در راه بودند. با چنین سرعت وحشتناکی یک واحد نجومی (حدود ۱۵۰ میلیون کیلومتر) را می توانند در کمی بیش از چهار ساعت طی کنند. نور این فاصله را در ۸ دقیقه طی می‌کند. خدا از سر تقصیرات و اشتباهاتم بگذرد، یعنی این بیگانه‌های فضایی از سرعتی معادل یک سی‌ام سرعت نور برای فضاپیماهای سنگین و حدود دو برابر ان یعنی یک پانزدهم سرعت نور برای فضاپیماهای سبک خود برخوردارند.

ببینید آنچه که من ۱۷ سال پیش از زمین مشاهده کردم یک نقطه روشن در آسمان بود، در قد و قواره و در حد و اندازه‌ای که ما یک ماهواره مدار پایین یا متوسط را از زمین ببینیم. مثلا همین ماهواره نظامی که ایران اخیرا به مدار ۴۲۵ کیلومتری فرستاد. این ماهواره خیلی کوچک است ولی ایستگاه فضایی در مداری تقریبا در همین اندازه از سطح زمین قرار دارد.

فاصله سطح زمین تا ایستگاه بین‌المللی فضایی ۴۰۸ کیلومتر است. برای یک سفر معمولی، حدود دو روز راه است برای بشر امروزی، اما روس‌ها توانسته‌اند ۶ ساعته این مسیر را طی کنند.

ما از روی زمین کل این ایستگاه فضایی را مثل یک نقطه می‌بینیم. حال آن که طول ایستگاه فضایی حدود ۱۰۸ متر است.

حال تصور کنید به چشم خودمان ببینیم یک موجودی با سفینه‌اش فرضا در همان ابعاد ایستگاه بین‌المللی فضایی که ما آن را مثل یک نقطه می‌بینیم نمایش دهد که می‌تواند ۱۵۰ برابر این فاصله (۴۰۰کیلومتری) را (در فضا) فقط در ۵ ثانیه طی کند. با جداسازی سفینه‌های کوچکتر در جهات مخالف هم نشان دهد که توانایی حرکت‌های سریعتر و پیچیده‌تر را هم دارد به طوری که یک ششم آن فاصله که در پنج ثانیه طی کرده است را می‌تواند در چند میلی ثانیه برود، آن هم با هم و همزمان و در جهات مختلف از دید حریف، شاید در چهار جهت. بر این باورم که این یک نمایش قدرت خیلی ساده بوده است فقط و فقط برای رو کم کنی از بشر و آنها قدرت خود را فقط در سرعت نشان داده‌اند و نه توان نظامی‌شان را!

چنانچه مایلید پاسخ به سوالات یا موضوعات مشابه در شماره آینده روزنامه یا مجله تان منعکس شود؛ کافی است از طریق فرم تماس بالا درخواست خود را ارسال کنید. همچنین می توانید با آدرس پست الکترونیک journalist@webfaqt.com به صورت مستقیم مکاتبه کنید و درخواست برای نگارش مقاله را ارسال کنید.

متونی که به این ترتیب اینجا در سایت قرار می گیرند «کپی رایت» دارند. لطفا بدون اجازه کتبی و هماهنگی قبلی در نشریه چاپی و یا سایت یا وبلاگ آنلاین خود منتشر نکنید.




وضعیت کنونی آمریکا، کار گرافیکی فوق‌العاده در اشپیگل

بر اساس آخرین گزارش‌ها تا امروز، بیش از ۲۰ هزار نفر در آمریکا جان خودشان را بخاطر ابتلا به بیماری کووید۱۹ از دست داده‌اند. اشپیگل یک گزارش مفصل دارد از وضع کنونی این بیماری در آمریکا که این طرح گرافیکی فوق‌العاده تصویر مرتبط با ان گزارش و مطلب است.در این گزارش به نقل از یک بررسی که توسط بانک فدرال رزرو انجام شده است تا ماه ژوئن ۴۷ میلیون آمریکایی شغل خودشان را از دست خواهند داد.

کار گرافیک از: میشائیل مایسنر و مونا آینش، اشپیگل

Illustration: Michael Meissner & Mona Eing / DER SPIEGEL


نیوهورایزن ناسا فعالیت‌های مشکوک خود روی خورشید را از سرگرفته است

  تابان خواجه‌نصیری - دستخط یک

یادداشت | ۴ آوریل ۲۰۲۰:

همانطور که در این نمودار اشعه ایکس از زبانه‌ها و فعالیت‌های خورشید ملاحظه می‌کنید، سه تماس خیلی کوتاه بر لایه کرونای خورشید به صورت ریتمیک (هر شش ساعت یکبار) در فاصله روزهای اول (ساعت ۲۰) و دوم آوریل (ساعت ۲ و ۸) ثبت شده است. این زبانه‌های کوتاه از فاصله‌ای دور به خورشید پرتاب شده است که ۶ ساعت در راه بوده است تا پرتوهای لیزری به خورشید برسد و بر روی لایه کرونای خورشید اثر بگذارد، یک محاسبه ساده نشان می‌دهد که نیوهورایزن (تنها سفینه و تجهیزات ساخت بشر حدودا در همین فاصله از خورشید و کمی بیشتر از زمین قرار دارد) از فاصله ۶,۵ میلیارد کیلومتری (۴۳,۲ واحد نجومی) از خورشید قرار دارد. همانطور که می‌دانید ماموریت نیوهورایزون تا سال ۲۰۲۱ برای اکتشافات بیشتر در عمق کمربند کوئیپر تمدید شده است.

زبانه مشکوک راس ساعت یک بامداد یو تی سی پس از این پرتوهای ریتمیک به سمت خورشید، امروز (۴ آوریل) یک زبانه درست راس ساعت یک بامداد به وقت استاندارد زمین بر روی لایه کرونای خورشید ثبت شد که تصویر آن نیز در اینجا آمده است و ملاحظه می‌کنید.

زلزله مشکوک در پورتوریکو - ایندوس، دریای کارائیب  درست ۸ دقیقه و ۱۳ ثانیه بعد زلزله‌یی به بزرگی ۲.۹ در پورتوریکو، ایندیوس، دریای کارائیب ثبت شده است، زلزله‌یی که در عمق ۱۵ کیلومتری زمین رخ داده است. فاصله زمانی رسیدن بیم‌های لیزری از خورشید به زمین کمی‌ کمتر از ۸ دقیقه در راه است تا به زمین برسد. این که دقیقا چه اتفاقی افتاده یا می‌افتد را نمی‌توانید از اساتید مسلم زمین‌شناسی در ایران جویا شوید، چرا که اساتید تمام‌هایمان برای تعریف و توضیح زلزله دنبال حرکت و فعالیت گسل‌هایی هستند که بیش از ۱۱ هزار سال است در پوسته زمین جایی روی زمین افتاده‌اند بی آنکه فعالیتی داشته باشند. آنچه که اتفاق می‌افتد که باعث زلزله می‌شود نه در پوسته زمین بلکه در عمق و در لایه استانسفر - asthenosphere - (سست‌کره / نرم‌کره است) که من بر این باورم عامل اصلی زلزله‌ها آنجاست و نه در اثر حرکت و فعالیت گسل‌ها بلکه در اثر ضربه‌ی رخ می‌دهد که آن ضربه در عمق ۱۵ کیلومتری روی می‌دهد، به زیر پوسته زمین می‌خورد. برای ایجاد این زلزله‌ها نیاز به هیچ انفجاری هم در عمق زمین نیست که بخواهد موج آن با امواج ثبت شده در اثر زلزله‌های دیگر متفاوت باشد. زلزله‌یی که رخ می‌دهد کاملا مشابه زلزله‌های طبیعی و نرمال دیگر نقاط زمین است. این که دقیقا چه اتفاق می‌افتد را من در جلسات متعدد (از جمله جلسه‌یی در سازمان زمین‌شناسی، در ژئوفیزیک و در نزد برخی از اساتید زمین‌شناسی ایران) شرح، توضیح و نشان داده‌ام، اما هیچکس در خارج از ناسا و در کشورهای دیگر دقیقا نمی‌تواند توضیح دهد که آمریکایی‌ها در درون این پروژه‌ها دارند چه هدفی را دنبال می‌کنند. ما تنها می‌توانیم با توجه به قطعات پازل‌هایی که در اختیار داریم و بخصوص وقتی که تعداد اینها زیاد شد، گمانه‌هایی بزنیم و یا به قول برخی از عزیزان، تئوری‌هایی ارایه کنیم، اما این تئوری‌ها بر اساس یک سری شواهد و اسناد و مدارک و توضیحاتی کاملا علمی است. تعداد این شواهد و اسناد و مدارک دایما در حال افزایش است و روزی خواهد رسید که از داخل مراکز فرماندهی نیوهورایزن ناسا افرادی بیرون خواهند آمد با دست پر، پر از کاغذ، پر از فلش دیسک، تصویر و نمودار و نقشه و این افراد به دنیا خواهند گفت که نیوهورایزن نه برای تصویربرداری از سیارک دورافتاده پلوتو و ماه‌هایش و نیز کشف سیارک‌های دیگر در کمربند کوئیپر، بلکه برای مطالعه و اثرگذاری بر خورشید و زمین، کشف رازهای درون آنها و در نهایت استفاده از خورشید و اتمسفر زمین به عنوان سلاحی ژئوفیزیکی، هیدرولوژیکی، میتئورولوژیکی، کلایمتولوژیکی و یا حتی بیولوژیکی و در راستای کشف، تجهیز و چینش سلاح و نیرو برای اهداف ارتش و نیروهای نظامی آمریکا در فضاست.


عکس هفته در اشپیگل، بحران کرونا یا بحران دستمال‌توالت



سه سوال اساسی از ویروس‌شناسان ایرانی

تابان خواجه‌نصیری - دستخط یک

سه سؤال اساسی وجود دارد که در سه ماه گذشته ذهن تمام ویروس‌شناسان برجسته‌ی دنیا در اغلب کشورها را به شدت به خود مشغول ساخته است: یک) چه چیزی باعث می‌شود تا کروناویروس جدید اینقدر خوب و سریع افراد را مبتلا کند؟ دو) این ویروس چگونه اینقدر سریع تکثیر می‌شود آن هم به محض اینکه داخل بدن و بعد داخل سلول‌های بدن انسان می‌شود؟ سه) چرا ویروس بلافاصله پس از ورود باعث ایجاد علائمی نمی‌شود و این امکان را می‌دهد تا همانطور کشف نشده و پنهانی شیوع و گسترش یابد؟

چنانچه در ایران هستید و ویروس‌شناس و پاسخ‌هایی برای این سه سوال دارید، نام ، نام‌خانوادگی، آدرس پست الکترونیک، شماره‌های تماس (همراه و ثابت) و نام دانشگاه محل و تاریخ اخذ مدرک‌تحصیلی و محل کنونی کار، عنوان شغلی و فعالیت‌های پژوهشی خود را همراه با پاسخ‌هایتان از طریق فرم تماس (در صفحه اول ورود به سایت از طریق وب، دسکتاپ) برایم ارسال کنید. پاسخ‌های شما به نام خودتان اینجا بر روی وب منتشر می‌شود. سعی کنید، پاسخ‌هایتان کاملا گویا، صریح و مختصر باشد، به طوری که برای خوانندگان براحتی قابل درک باشد.


الکل اتانول، وایتکس، آب اکسیژنه و بتادین چقدر زمان لازم دارند تا ویروس‌ها رو نابود کنند؟



بدون سلامت روان هیچ بهداشت و سلامتی‌یی وجود ندارد

                           © Nicolás Muñoz/​EyeEm.com

  تابان خواجه‌نصیری - دستخط یک سالهاست که اخبار، مطالعات و مباحث مرتبط با روانشناسی را به صورت روزانه و جدی دنبال می‌کنم و در فاصله‌ی سی سال گذشته تقریبا می‌توانم بگویم روزی نبوده که مطلب یا مقاله‌ای در رابطه با روانشناسی نخوانده‌ باشم. از میان علوم و بخصوص علوم انسانی، روانشناسی شاخه و رشته علمی فوق‌العاده جالبی است که ... حتی مطالعه روزانه ان مرا هیچگاه سیراب نکرده و همیشه تشنه‌ی درک و فهم و دانستن بیشتر در این شاخه مهم از علوم بوده‌ام. آنچه که در فاصله این سالها از روانشناسی و ارتباط ان با زبان‌شناسی و علوم دیگری چون بازاریابی و یا حتی هوش مصنوعی اموخته‌ام بسیار هیجان‌انگیز بوده است.

متاسفانه مطالعات روانشناختی در ساختار نظام‌های آموزشی و اقتصادی یا به عبارت دیگر در فضاهای آموزشی در مقاطع تحصیلی مختلف تا دانشگاه‌ها و همینطور فضاها و محیط‌های کاری در ایران بسیار ضعیف است به طوری که قاطعانه می‌توانم بگویم در فاصله این سالها دریغ از یک بررسی و مطالعه قابل توجه از سوی مراکز معتبر علمی و پژوهشی ایران در این زمینه ندیده و نخوانده‌ام که جایی مثل اینجا بتوانم به ان مطالعات و بررسی‌ها اشاره و استناد کنم. اما در همین رابطه با بحث روانشناسی و علی‌الخصوص بیماریهای روانی، تقریبا هر روز مطالبی از آخرین و تازه‌ترین مطالعات و پژوهش‌ها در مراکز و پژوهشگاه‌های خارج از کشور و بخصوص در آمریکا و برخی کشورهای اروپایی از جمله آلمان و بریتانیا به دستم می‌رسد و مطالعه می‌کنم که فوق‌العاده است و بسیار از آنها در صحبت‌ها و نوشته‌هایم استفاده کرده‌ام.

در اروپا و بخصوص آلمان اخیرا متوجه شده‌ام که در سالهای اخیر توجه بیشتری به بحث مطالعات روانشناسی در مراکز آموزشی‌شان، در مدارس و دانشگاه‌ها داشته‌اند و اساسا مراکزی مطالعاتی برای این بررسی‌ها ایجاد کرده‌اند که رسانه‌ها بخصوص رادیوتلویزیون‌ها، مطبوعات و سایت‌های خبری ‌شان با انعکاس مقالات و انجام مصاحبه‌ها موضوعات مرتبط با مطالعات روانشناختی را بخوبی پوشش داده نتایج را از طریق گزارش‌ها به اطلاع پژوهشگران و کلا علاقمندان می‌رسانند.

مصاحبه‌ای که به تازگی در این رابطه خوانده‌ام، مصاحبه سایت زایت‌آنلاین با «مانوئلا ریشتر-ورلینگ» - Manuela Richter-Werling - روزنامه‌نگار و اکنون مدیر «ایرسینیش منشلیش» - Irrsinnig Menschlich e. V. - یکی از همین مراکز تحقیقاتی در لایپزیگ است که پیشتر به آن اشاره کرده‌ام. لینک مطلب اصلی که به زبان آلمانی است را هم اینجا در بخش فارسی و هم در بخش آلمانی جهت اطلاع و مراجعات بعدی آورده‌ام.

به طور خیلی خلاصه از جمله نکات مهمی که در این مصاحبه به آن اشاره شده است می‌توانم به این موارد اشاره کنم که مطالعات روانشناختی و بررسی وضعیت روحی و روانی دانش‌اموزان و دانشجویان در مدارس -بخصوص دبیرستان‌ها - و دانشگاه‌های آلمان بویژه در سالهای اخیر از اهمیت و توجه بالایی برخوردار بوده است و بر همین اساس مراکز آموزشی تشویق شده‌ و می‌شوند به برگزاری جلساتی با دانش‌آموزان و دانشجویان که بیایند و خیلی راحت در مورد مشکلات و مسایل روحی و روانی‌شان با متخصصین صحبت کنند چرا که نوجوانان و جوانان در شرایط سنی حساسی قرار دارند و آنچه که در دوران کودکی در محیط خانواده سپری کرده‌اند با توجه به شرایطی که در دوران تحصیلات بعدی شان می‌گذرانند به گونه مرتبط بوده می‌تواند تشدید شود و منجر به بیماری‌های روحی و روانی حاد چون شیزوفرنی و ... شود. در این مصاحبه متوجه می‌شویم که اکنون در میان دانش‌آموزان و دانشجویان از هر ۱۷ درصد‌شان یک نفر مبتلا به یکی از انواع بیماری‌های روانی است و مطالعات اخیر در سال ۲۰۱۸ نشان داده است که نرخ ابتلا به بیماری‌های روانی در آلمان نسبت به دهه‌های گذشته افزایش نداشته و به نوعی می‌توان گفت که آلمانی‌ها توانسته‌اند این روند را کنترل کنند.

متن اصلی مصاحبه را اینجا در زایت آنلاین به زبان آلمانی بخوانید ...

چنانچه مایلید پاسخ به سوالات یا موضوعات مشابه در شماره آینده روزنامه یا مجله تان منعکس شود؛ کافی است از طریق فرم تماس بالا درخواست خود را ارسال کنید. همچنین می توانید با آدرس پست الکترونیک journalist@webfaqt.com به صورت مستقیم مکاتبه کنید و درخواست برای نگارش مقاله را ارسال کنید.

متونی که به این ترتیب اینجا در سایت قرار می گیرند «کپی رایت» دارند. لطفا بدون اجازه کتبی و هماهنگی قبلی در نشریه چاپی و یا سایت یا وبلاگ آنلاین خود منتشر نکنید.






اعلاميه کپی رايت سايت وب اف ای کيو تی دات کام

  • كليه حقوق مادي و معنوي مطالب منتشر شده در سايت وب اف ای کيو تی دات کام و وبلاگ های گرداب گسترده گيتی متعلق به آقای تابان خواجه‌نصيری است.
  • هرگونه توليد مجدد، تكثير، توزيع و انتشار مطالب ومقالات مندرج در اين سايت به منظور استفاده تجاري به هر شكل، اعم از الكترونيكي، چاپي و غيره ممنوع ، و متخلفين تحت پيگرد قانونی قرار خواهند گرفت.
  • استفاده از مطالب اين سايت در ساير رسانه‌ها اعم از الكترونيكي، چاپي ، صوتی و تصويری و غيره با ذكر منبع به صورت كامل و واضح (ذکر کامل نام و آدرس اينترنتی «سايت وب اف ای کيو تی دات کام» و نام نويسنده) آزاد است.
  • سايت‌ها و وبلاگهای اينترنتي فقط مي توانند با ذکر شرح مختصری از موضوع مقاله يا مقالات مندرج در اين سايت به صفحه مقاله يا مقالات مورد نظر لينك بدهند و درج کامل مقالات و مطالب اين سايت در سايت ها و وبلاگها و انجمن های متفرقه نقض صريح کپی رايت و ممنوع است.

 
 

© Copyright 1998 - 2019, Taban Khajeh Nassiri. All rights reserved.

اعلاميه کپي رايت ما