webfaqt.com
German | Persian | English
 
  Tehran - Iran صفحه اول   مقالات   وبلاگ    
 
آگهی

عکس دیروز: پاکی و زیبایی و دمی را غنودن در طبیعت



رهبر معظم انقلاب: غالب پیشنهادهای امریکایی‌‌ها حتی قابل نگاه کردن هم نیست

رهبر معظم انقلاب فرمودند: «تشخیص مسئولان این است که بروند مذاکره کنند تا همین سیاست را اِعمال کنند که در این زمینه بحثی نداریم اما باید مراقبت شود که مذاکره فراسایشی نشود چرا که برای کشور ضرر دارد.»


عکس‌های تاریخی: Sofa-Gate: تحقیر جنسیتی اتحادیه اروپا در آنکارا (۲۰۲۱)

اورسولا فون‌درلاین رئیس کمیسیون اروپایی در حضور و دیدار با رجب طیب اردوغان رئیس جمهور و چاووش‌اوغلو وزیر امورخارجه ترکیه مجبور می‌شود روی «کاناپه» بنشیند. چاووش‌اوغلو می‌گوید «هیچ تحقیری در کار نبوده و این چیدمان مبل و صندلی‌ها به پیشنهاد خود کمیسیون اروپا بوده است.» کمیسیون اروپایی سطح پروتکل رئیس خوذ، خانم فون‌درلاین را هم‌سطح و برابر با رئیس‌جمهور می‌داند! در همین رابطه نخست‌وزیر ایتالیا اردوغان را دیکتاتور خوانده و برخی رؤسای احزاب اروپایی خواستار توضیحات بیشتر از سوی اورسولا فون‌درلاین و چارلز میشل در پارلمان اروپا شده‌اند.


کرونا: بیش از یکصد میلیون مبتلا در سراسر جهان، وقتی وارد بدن شود، همه جا هست

بر اساس تازه‌ترین تحقیقات محققین دانشگاه ینا، ویروس کرونا وقتی وارد بدن شود، همه جا هست. این محققین با بررسی کالبد ۱۱ متوفی بر اثر بیماری کووید ۱۹ به این نتیجه رسیدند که در صورت ابتلای افراد، این فقط ریه‌ها نیستند که درگیر ویروس می‌شوند، بلکه ویروس تمام بدن را آلوده می‌کند. این تحقیق که در نشریه‌ی eLife منتشر شده است به طور خلاصه می‌گوید، ویروس کرونا، ریه‌ها را مورد حمله قرار می‌دهد و به بافت ریه‌ها اسیب جدی می‌زند، اما RNA خود را به تمام بدن و بخصوص در بافت سیستم گوارش، کلیه‌ها و عروق قلب مشاهده شده است. این واقعیت که فقط بافت ریه آسیب دیده است ، اما RNA ویروس در سراسر بدن توزیع می‌شود، نکته‌ای است که این فرض را تأیید می کند که سیستم ایمنی بدن ما نمی‌تواند واکنش مناسبی به وجود ویروس در خون نشان دهد. این مشکل واقعی ویروس کرونا و بیماری Covid-19 است. علاوه بر این، نشانگرهای التهاب و فاکتورهای انعقادی بررسی شده در هر یازده بیمار افزایش یافته است. محققان دانشگاه ینا چگونگی ارتباط ویروس Sars-CoV-2 و آسیب بافتی در بیماران Covid 19 را با یکدیگر بررسی کرده اند. اشتفانی داینهارت-امر Stefanie Deinhardt-Emmer - که در این تحقیقات شرکت کرده است توضیح می‌دهد: "مشاهدات بالینی، به ویژه تجربه سندرم پس از کوید، نشان می‌دهد که Covid-19 یک بیماری سیستمیک است که نه تنها ریه‌ها بلکه کل بدن را تحت تأثیر قرار می دهد.


در روایتی از تاریخ شفاهی و فولکلور اینترنتی: داستانک: «شب»

دوستی از من پرسید ماجرای این «بوی فرش خیس» چیست؟ من باید داستان «شب» را برایش می‌گفتم تا متوجه شود!

این موجودات دوست‌داشتنی و بی‌گناه شهری، ما را از دنیای شناخته شده خودمان جدا می‌کنند. - تابان‌‌ خواجه‌نصیری


___________ تابان خواجه‌نصیری ___________

همه چیز از یک صبح زود زمستانی شروع شد. برای خریدن نان از خانه بیرون آمدم و کنار سطل زباله دیدم یکی از همسایه‌ها، سبد تر و تمیز و تقریبا سالمی که پیش از این گهواره‌ی نوزادشان بوده است را کنار سطل زباله گذاشته تا رفتگرها با خود ببرند. کمی دور و بر خودم را نگاه کردم و تند و تیز سبد را برداشتم و آوردم خانه. پیش خودم گفتم این سبد حالا تبدیل می‌شود به هتل رایگان گربه‌های محله ... سبد کار خودش را کرد و به سرعت اسمی در میان گربه‌های محله در کرد. همه‌ی گربه‌های محله برای دیدن هتل جدید و رایگان‌شان سری به خانه‌ی ما می‌زدند، سبد را بازرسی می‌کردند، یکی دو ساعتی در آن استراحت کوتاهی می‌کردند و آوازخوان (شاید برای تشکر و بخاطر هتل و وعده غذایی که احتمالا برایشان گذاشته می‌شد) حیاط را ترک می‌کردند. چند سالی، سبد خانه‌ی گرم و نرم، ملول و خواهرش بود، بعد هم یکی از بچه‌های ملول، گاه گاهی «بنجی برنج‌فروش» می‌آمد و گاه گاهی گربه‌ی سانچز، هر کدام از این گربه‌ها برای خودشان داستانی دارند و ماجراهایی، من، اما، از میان همه‌ی اینها، عاشق یک گربه سیاه و براق شده بودم که نامش را گذاشته بودم «شب»، اوایل به او می‌گفتم «شب، کلاهبردار سریالی!» این گربه‌ی باهوش و زیرک، پاک من و همه‌ی گربه‌های محله را گذاشته بود سر کار. او اولین گربه‌ای بود که با من خیلی جدی معامله‌ای کرد و داستان همین معامله بین ما زندگی مرا به کل تغییر داد. داستان از این قرار است که یک روز عصر، «شب» به حیاط خانه‌ی ‌‌ما آمد و درست روبروی من نشست و همینطور یکراست و مستقیم، بر و بر نگاهم کرد و بعد با من به زبان فارسی خودمان صحبت کرد و گفت: «بیا با هم یک معامله‌ای بکنیم!» من که کاملا جا خورده بودم با دست‌پاچگی گفتم: «شماها از کی تا حالا فارسی یاد گرفته‌اید؟! چه خوب و راحت و با لهجه‌ی تهرانی هم صحبت می‌کنید؟!» کاملا شوکه شده بودم چون سالها بود که با گربه‌ها سر و کار داشتم، اما هیچیک با من به فارسی صحبت نکرده بود. بعد ادامه دادم «یعنی بگو ببینم حالا دقیقا چه معامله‌ای؟!»

«شب» دست‌هایش را به حالتی که گربه‌ها رو به سمت جلو دراز می‌کنند تا خستگی در کنند و بعد خمیازه‌ای بکشند رو به من دراز کرد، سرش را پایین آورد و آهسته گفت: «معامله این است، هتل سبدی مال من، در عوض من به تو نشان می‌دهم که چطور می‌توانم در یک لحظه غیب شوم و تو این را با چشم خودت ببینی!» خندیدم و گفتم، غیب شدن و نامرئی شدن‌تان را قبلا دیده‌ام؛ «بنجی برنج‌فروش» عصر یک روز گرم تابستانی اینجا بود، یک میلیارد از من گرفت تا این حقه را نشانم بدهد، من خر هم با کمال میل قبول کردم، با این شرط که غیب شدن و نامرئی شدن کاملا با قصد و نیت قبلی باشد و من بتوانم فیلمش را هم بگیرم، اما بنجی برنج‌فروش قبول نکرد. بنجی، انگلیسی صحبت می‌کرد، آیا تو او را می‌شناسی؟!» - «شب» دمش را لیس زد و گفت، «چیزهایی درباره‌اش شنیده‌ام، پدربزرگم چیزهایی از او برایم تعریف کرده است ... بگذریم، پس معامله‌ای نداریم.» گفتم «چرا! هتل سبدی مال تو، تا آخر عمرت، در عوض به من دو چیز را یاد بده ...»

چشم‌هایش برقی زد و دستش را به طرف دهانش برد، همانطور که داشت دستش را لیس می‌زد هیجان زده پرسید «می‌خواهی کدام رمز و راز ما را بدانی و یادبگیری؟!» گفتم «به من یاد بده چطور خودم را نامرئی کنم، چطور از در و دیوارها عبور می‌کنید!؟ آیا این رواست؟

«شب» فوری قبول کرد و من هم کلید طلایی هتل سبدی را به او دادم. همان شب، «شب» با نوه‌ی سانچز به حیاط خانه‌مان آمدند و او در مقابل سانچز، برای من استخوان کوچکی به یادگار آورد و در مقابلم گذاشت! سانچز شاهد بود و من استخوان کوچک مرغ را برداشتم. «شب» گفت «این استخوان کوچک برای یادگاری بین من و توست، من جلوی نوه‌ی سانچز، به تو وردی را یاد می‌دهم که فقط کافی است سه بار زیر لب و آهسته آن را تکرار کنی، بعد از خواندن این ورد، هر کاری که بخواهی می‌توانی انجام بدهی، می‌توانی به مکانی دور یا نزدیک که می‌خواهی بروی، ناگهان غیب شوی، از در و دیوار خانه‌ها عبور کنی و این که حتی به مکان‌های خیلی خیلی دور سفر کنی، می‌توانی یک راست به سفینه‌ی ما که در مدار «مشتری» است وارد شوی، می‌توانی به دنیاهای موازی با این دنیا بروی و خیلی کارهای دیگر، بقیه‌ی کارها را این نوه‌ی سانچز، حتی بعد از مرگ من به تو خواهد آموخت، او الان کوچک است و کسی را ندارد، مادرش شب گذشته در یک تصادف اتومبیل وقتی داشت از این طرف خیابان به آن طرف می‌رفت یکراست به سفینه‌مان برگشت. سانچز کوچک بی‌قرار پرسید «عمو جان مادرم کی از سفینه باز می‌گردد؟!» «شب» نگاه غمگینی کرد و رو به سانچز کوچک گفت «به زودی، خیلی زود!» بعد رو به من کرد و ادامه داد «اگر تو پس از من کلید طلایی هتل سبدی را به این سانچز کوچک بدهی، خودش به تو رمز و رازهای بیشتری که از گربه‌های دیگر خواهد آموخت به تو یاد می‌دهد!» من که از این همه دست و دل‌بازی «شب» شگفت‌زده و به هیجان آمده بودم فوری گفتم: «قبول! آن ورد چیست و راه و روش استفاده از آن چیست و چگونه است. ؟ همه چیز را زود زود یادم بده! لطفا»

«شب» خمیازه‌ای کشید و گفت : «آبودا بودا راباد بادا» و بعد بلافاصله دو بار دیگر ورد را تکرار کرد و ناگهان غیبش زد. سانچز کوچک از جایش بلند شد و جایی که «شب» آنجا نشسته بود را بو کرد، کمی دور و بر را نگاه کرد و با همان صدای ریز گربه‌ای و کودکانه‌اش پرسید «کجا رفت؟»

دستی به سر و روی نوه‌ی سانچز کشیدم و گفتم، جای دوری نرفته است، صدای «شب» را در ذهنم شنیدم که گفت «من اینجا هستم، درون هتل سبدی، کنار کلید طلایی سبد!» با سانچز کوچک راه افتادیم و رفتیم کنار هتل سبدی گربه‌ها و با چشم‌های خودمان دیدیم که «شب» آنجا کنار کلید طلایی دراز کشیده است دستش را لیس می‌زند و به گوشش می‌کشد. ...

سه بار زیر لب تکرار کردم «آبودا بودا راباد بادا» ... سانچز کوچک جلو آمد و جایی که من ایستاده بودم را بو کرد و با خنده گفت «عمو! اینجا بوی فرش خیس می‌‌آید، عمو دوپا کو؟! «شب» گفت او همین جاست،، جای دوری نرفته، فقط نامرئی شده است. من همه چیز را می‌دیدم و می‌شنیدم، من همان‌جا بودم پیش آنها، اما نامرئی شده بودم، به طوری که «سانچز کوچک» و «شب» هم مرا نمی‌دیدند. فوق‌العاده بود. سه بار گفتن و بر زبان آوردن یک ورد ساده، چه کارها که نمی‌‌کند! ... «شب» با بی حوصلگی گفت به همین راحتی است، دیدی؟ سه بار همین ورد را که تکرار کنی، برمی‌گردی و مرئی می‌شوی، اگر در و دیواری در مقابلت بود، کافی است وردها را که گفتی بعد بگویی این در یا این دیوار یا این مانع که در مقابل من است. می‌خواهی بروی کجا؟ هر جایی که می‌خواهی بروی، همین ورد را سه بار بگو، جایی که می‌خواهی بروی را در ذهنت تجسم کن، خیلی ساده است. «شب» ادامه داد، این سانچز کوچک خیلی کوچک و ضعیف است، از او مراقبت کن، این ورد و فرمول را او زود از یاد می‌برد، چون هیچکس را ندارد، تو باید بعدا دوباره و دوباره این وردها را به او یاد بدهی تا بعد از خودش بتواند مراقبت کند، یک روز بعد از مرگ من، هر دو با هم به سغینه‌ی ما بیایید، من آنجا هستم و وردهای بیشتری به تو و سانچز کوچک یاد می‌دهم. آنجا در سفینه‌ی ملول بزرگ، تو به پاس دوستی چندین و چندساله با گربه‌های این شهر و محله، بخصوص بانو ملول و همه‌ی نسل اندر نسل فرزندانش که همگی در خانه‌ی شما به دنیا آمدند، سرنشین افتخاری سفینه‌ی فضایی ما خواهید بود و ما همگی با هم به آندرومدا، نزدیک‌ترین کهکشان به کهکشان راه شیری شما خواهیم رفت، از آنجا و از دور شما را با خودمان به جهانی موازی با این جهان می‌برم و آنجا وردهای دیگری خواهید آموخت. «شب» این‌ها را گفت و سرش را روی دست‌هایش گذاشت و خوابید. سانچز کوچک هم داخل سبد شد، خودش را پیش «شب» لوس کرد و چسبید کنارش، سرش را به زیر بازوی دست راست «شب» فرو کرد و او هم خوابید. اما سانچز کوچک، پیش از این که بخواهد چشم‌هایش را ببندد و بخوابد، سرش را خواب‌الوده و کمی گیج و منگ به طرف من گرداند و گفت: «شب بخیر عموجان دوپا، صبح اگر غیب نشده بودید می‌بینمتون!» اینها را گفت و خوابید.

سه بار ورد را تکرار کردم و گفتم «درون خانه»، درون خانه را در ذهنم تجسم کردم، در چشم بر هم زدنی، داخل خانه بودم. سه بار ورد را خواندم و مرئی شدم، خدای من! عجب رمز و رازی، چقدر شگفت انگیز، من به آنی نامرئی و به آنی می‌توانستم مرئی شوم، هزاران کیلومتر این طرف و آن طرف بروم، فقط و فقط با در اختیار قرار دادن یک کلید طلایی سمبولیک برای هتل سبدی به «شب» گربه‌ی یک دست سیاه محله ... صدای «شب» را در ذهنم شنیدم: «تو و همسر سابقت با گربه‌ها مهربان بودید و هستید، این کمترین پاداشی است که ما گربه‌ها می‌توانیم به شما بدهیم. از این ورد و رمز و رازهای آن خوب مراقبت کنید و در موقعیت‌هایی که مجاز و روا هستید از آن‌ها استفاده کنید. راستی یادم رفت بگویم، گاهی اوقات ممکن است به هنگام عبور از در و پنجره ‌و دیوارها، بخاطر مواد و مصالح ساختمانی اندک جراحت‌هایی روی دست و صورتت بوجود آید، این واقعا چندان مساله‌ای نیست. اینها خیلی زود خوب می‌شوند.

صبح روز بعد، «شب» و «سانچز کوچک» با هم و آوازخوانان پشت سر هم حیاط خانه را ترک کردند، من پیش از ترک حیاط، این عکس را از «شب» به یادگار گرفتم و در دفتر یادداشت‌های روزانه‌ام زیر این عکس نوشتم «این موجودات دوست‌داشتنی و بی‌گناه شهری، ما را از دنیای شناخته شده خودمان جدا می‌کنند.» بعد همین مضمون را برای گربه‌ی شرودینگر به آلمانی نوشتم و برایش پست کردم «Sie distanzieren dich von deiner bekannten Welt.» ...

متاسفانه شما مشترک دیجیتالی ما نیستید ...

برای یکسال آبونمان دریافت یادداشت‌های تابان خواجه‌نصیری کافی است با آدرس پست الکترونیک tkhnassiri@gmail.com به صورت مستقیم مکاتبه کنید و درخواست برای دریافت مقالات را ارسال کنید.


متونی که به این ترتیب اینجا در سایت قرار می‌گیرد و یا در ایمیل‌ها برایتان ارسال می‌شود «کپی‌رایت» دارند. لطفا بدون اجازه کتبی و هماهنگی قبلی در نشریه چاپی و یا سایت یا وبلاگ آنلاین خود منتشر نکنید.






در روایتی از روزنامه‌نگاری: یک استاد فیزیک نانو در هامبورگ آلمان معتقد است ویروس کرونا یک کار آزمایشگاهی است

دکتر رولند ویسندانگر Roland Wiesendanger یک پروفسور فیزیک نانو در هامبورگ آلمان معتقد است ویروس کرونا کاری آزمایشگاهی است که به بیرون درز کرده است. ظاهرا این پروفسور آلمانی با این اظهارنظر جنجالی باعث ناراحتی بسیاری از همکارانش شده است؟!


حفاظت از محیط‌زیست: پرنده سال ۲۰۲۱: رابین یا همان سینه‌سرخ

در رقابت با ۹ حریف دیگر، پرنده‌ی زیبا و محبوب من، «رابین» یا «سینه‌سرخ» خودمان پیروز شد و عنوان پرنده سال ۲۰۲۱ را از آن خود ساخت. عرب‌ها به این پرنده زیبا می‌گویند «ابوالحناء»، انگلیسی‌ها «رابین» و آلمانی‌ها به ان روتکیلشن یا «Rotkehlchen» می‌گویند و نام علمی‌اش «Erithacus Rubecula» ...

تقریبا فکر می‌کنم که دیگر همه می‌دانند که چرا من عاشق پرندگان خانگی مثل گنجشک‌ها و سینه‌سرخ‌ها هستم. می‌دانید؟ آخر، یک رابطه‌ی خیلی خوب و خاصی بین ما هست، آسمانی، بهشتی. خورشیدی. وقتی در دلم رو به آنها می‌گویم «من هم یک گنجشکم، من هم یک سینه‌سرخ‌ هستم،» از من فرار نمی‌کنند، آرام می‌گیرند، با دقت نگاهم می‌کنند و خیلی خیلی آهسته طوری که فقط خودمان می‌شنویم می‌گویند «سلام! چه خوب که تو هم اینجا هستی، با ما، پیش ما» - از کتیبه‌ی گنجشک - تابان‌‌ خواجه‌نصیری


___________ تابان خواجه‌نصیری ___________

و به همین منظور، شما امسال بیشتر تصاویر سینه‌سرخ‌ها را در سایتم خواهید دید.

متونی که به این ترتیب اینجا در سایت قرار می‌گیرد و یا در ایمیل‌ها برایتان ارسال می‌شود «کپی‌رایت» دارند. لطفا بدون اجازه کتبی و هماهنگی قبلی در نشریه چاپی و یا سایت یا وبلاگ آنلاین خود منتشر نکنید.






از میان عکس‌های تاریخی: «کلارا زتکین» پایه‌گذار روز جهانی زن



درخواست از بازدیدکنندگان سایت: به دنبال رگه‌هایی شاخص از اندیشه‌هایی نو

از این که بازدیدکننده و خواننده مطالبم هستید، بسیار سپاسگزارم. برای همین هم، یک زحمتی برایتان دارم و آن این است که هر وقت مطالبی از من را جایی یا در سایتم ‌خواندید، اگر به مطلب، موضوع یا جمله‌ای برخورد کردید که فکر کردید لازم است تا در موردش توضیح بیشتری بنویسم برایم بگویید و بنویسید. هر جمله‌ای هم که فکر کردید خوب و جذاب و مهم و به یادماندنی است به طوری که خوب است تا از متن جدا شود و به صورت نقل قول یا سوتیتر جایی در متن یا سایت قرار گیرد، آن جمله را هم کپی پیست کنید برام اینجا یا روی ایمیل بفرستید. بسیار از توجه‌تان سپاسگزارم.


در روایتی از علم و فن‌آوری: گزارش کوتاه: یک زیست‌شناس آلمانی: این بسیار خطرناک است اگر بخواهیم بخاطر ویروس کرونا بیشتر از این از طبیعت فاصله بگیریم

Dr_Katrin_Boehning_Gaese دکتر کاترین بوهنینگ گزه «Katrin Boehning-Gaese» یک زیست شناس است. او که مدیر مرکز تنوع زیستی و تحقیقات اقلیمی سنکنبرگ «Senckenberg» در فرانکفورت است درباره پرندگان - و کلا در مورد رابطه بین انسان و طبیعت تحقیق می‌کند. سایت خبری زایت آنلاین بتازگی با این زیست‌شناس ارشد مصاحبه‌ای داشته است. دکتر گزه در این مصاحبه می‌گوید که اخیراً یک تیم تحقیقاتی به سرپرستی وی در دهه‌های اخیر - در کشورهای گرمسیری و اروپا و در نقاطی چون کنیا و کلیمانجارو - در مورد نحوه تغییر انسان توسط انسان مطالعه کرده است. دکتر «بوهنینگ گزه» قصد دارد بفهمد که اساسا پرندگان چقدر برای حفظ اکوسیستم ها مهم هستند و برای حفظ تنوع زیستی در آلمان چه کارهایی باید انجام شود. در این مصاحبه، دکتر «بوهنینگ گزه» در کل خوش‌بین است: رودخانه های بزرگ امروز تمیزتر از همیشه هستند، باران‌های اسیدی از گذشته کمتر است و تیم او به این نتیجه رسیده‌ است که در جاهایی که در آنجا متفاوت از سایر مناطق، گونه‌های مختلفی از پرندگان وجود دارد، مردم خوشحال‌ترند. دکتر گزه معتقد است که این بسیار خطرناک است اگر بخواهیم بخاطر ویروس کرونا بیشتر از این از طبیعت فاصله بگیریم.

___________ تابان خواجه‌نصیری ___________
بیشتر از یک سال از پاندمی کرونا در سرتاسر جهان می‌گذرد و مردم در شهرها و کشورهای مختلف، حتی‌الامکان در خانه هستند و رفت و امدها و سفرها به شکل قابل توجهی کاهش داشته است. از سوی دیگر، قطع کامل ارتباط انسان از طبیعت نیز خطرات و مشکلاتی در پی دارد. به کوتاه سخن این که ما نمی‌توانیم ارتباط خود با طبیعت را به کل قطع کنیم. این هم برای ما انسان ها خطرناک است و هم برای طبیعت. در شهرها، بین مردم و حیوانات و بخصوص پرندگان مناطق و اطراف یک رابطه بسیار قوی از دیرباز وجود دارد که به هر نحوی شده مردم باید این رابطه را با محیط زیست خود و سایر گیاهان و جانوران حفظ کنند. بسیاری از مردم به این موضوع اهمیت می‌دهند و این خیلی خوب است که در همان محیط‌های شهری و روستایی خود بخصوص در فصول پاییز و زمستان برای حیوانات محلی و پرندگان غذا می‌گذارند و دانه می‌ریزند.

انسان به این ارتباط با محیط زیست بسیار نیاز دارد چرا که همانطور که در این نوع تحقیقات می‌بینیم این ارتباط روی روح و روان انسان اثرات مثبتی دارد. از سوی دیگر، شاهد آن هستیم که بخصوص در دو دهه‌ی گذشته، آنفولانزای پرندگان گونه‌های بسیاری از این پرندگان آلوده ساخته و از تعداد آنها به شکل قابل توجهی کاسته است. ترس از ابتلای به این ویروس‌ها و انتقال این بیماری‌ها از پرندگان به انسان باعث کاهش ارتباط انسان با پرندگان و سایر جانداران دیگر و در کل کاهش ارتباط با محیط زیست شده است. در این مصاحبه، خانم دکتر گزه اشاره می‌کند که جنگل‌ها به شکلی فزاینده رو به زوال هستند و طبیعت دارد به عقب رانده می‌شود. از چهار دهه پیش ما شاهد نابودی جنگل‌ها و درختان با چوب های متراکم هستیم. بسیاری از حیوانات و جانوران و به خصوص پرندگان به بذر این درختان به عنوان ماده غذایی نیازمند هستند و چون نمی‌توانند غذای خود را به دست آورند از بین می‌روند. هم جانوران از بین می‌روند و هم درختان، چرا که پرندگان هستند که بذر این درختان را در جنگل پخش می‌کنند و روئیدن درختان تازه دهه‌ها طول می‌کشد‌. دکتر گزه می‌گوید « در کاکامگا در کنیا، جایی که ما مدتهاست در مورد آن تحقیق می‌کنیم: آنجا، میوه‌های درختان با دانه‌های بزرگ به طور عمده توسط پرندگان بزرگ، مانند توراکوها خورده و مصرف می‌شوند، در صورتی که این پرندگان از بین بروند و ناپدید شوند، بذر این درختان هم ضعیف پخش شده، گونه‌های درخت‌ها به سختی رشد می‌کنند و در نتیجه این در بازسازی جنگل‌ها اثر می‌گذارد.»


چنانچه مایلید پاسخ به سوالات یا موضوعات مشابه در شماره آینده روزنامه یا مجله تان منعکس شود؛ کافی است با آدرس پست الکترونیک journalist@webfaqt.com به صورت مستقیم مکاتبه کنید و درخواست برای نگارش مقاله را ارسال کنید.

متونی که به این ترتیب اینجا در سایت قرار می گیرند «کپی رایت» دارند. لطفا بدون اجازه کتبی و هماهنگی قبلی در نشریه چاپی و یا سایت یا وبلاگ آنلاین خود منتشر نکنید.






ارتباطات غیرکلامی - زبان بدن: جو ناوارو

اگر تا به حال از حضور افراد در جلسات حضوری آن هم در عصر رایانه، پیام کوتاه، ایمیل، تلفن و کنفرانس ویدیویی تعجب کرده‌اید، این به دلیل نیاز به بیان و مشاهده حضوری ارتباطات غیرکلامی افراد در این جلسات است. هیچ چیز قدرتمندتر از این نیست که از نزدیک و به صورت حضوری حرکات غیرکلامی افراد را ببینیم. چرا؟ زیرا ارتباطات غیرکلامی ارتباطات قدرتمندی هستند و معنی دارند. - (جو ناوارو - ۲۰۰۸)


در روایتی از موفقیت: ارتباطات غیرکلامی؛ زبان بدن - دانیل گلمن ۱۹۹۵

محققان به خوبی ثابت کرده‌اند کسانی که می‌توانند ارتباطات غیرکلامی را به طور موثر بخوانند و تفسیر کنند و نحوه درک دیگران از آنها را مدیریت کنند، از موفقیت بیشتری در زندگی برخوردار خواهند شد نسبت به افرادی که فاقد این مهارت هستند. (گلمن، هوش هیجانی ۱۹۹۵، ۱۳-۹۲).


ایندیده‌آمیا: جهان‌های موازی: مفهوم بلاکچین در سخنرانی فراتر در جمع دانشجویان



ممکن است جهان‌های موازی به شکل بلاکچین، زنجیره‌هایی از بلوک‌هایی به هم مرتبط باشند برای شناسایی، شکل‌دادن یا تشخیص هویت واقعی ما.- تابان‌‌ خواجه‌نصیری


___________ تابان خواجه‌نصیری ___________

مجری: سلام بینندگان عزیز. در جلسه‌ای دیگر در حضور حضار گرامی، بینندگان برنامه‌ی تلویزیونی‌مان و همینطور شنوندگان برنامه‌ی رادیویی مان در این لحظه به صورت زنده، در خدمت استاد فراتر، تابان‌‌ خواجه‌نصیری. آقای خواجه‌نصیری، گرامیداشت خواجه‌نصیرالدین طوسی نزدیک است و به همین مناسبت روز دانشجو، تبریک به شما و به همه‌ی دانشمندان و مهندسان در این سرزمین پهناور و دنیا. آقای خواجه‌نصیری، سوالات متعددی برای ما و به دست‌مان رسیده است که قصد داریم تا در این جلسات، پاسخی از شما برای انها داشته باشیم. می‌پرسند آیا در «ایندیده‌آمیا» شما همیشه در فضاهای بسته هستید یا اینکه نه در فضاهای باز؟ می‌پرسند با توجه به این تجربیات شما جهان‌های موازی را چگونه می‌بینید و چطور ان را تعریف می‌کنید؟

فراتر: سپاسگزارم از شما و همه دوستان و عزیزان. بله. این سوال بسیار جالبی است و من باید بگویم که «ایندیده‌آمیا» فقط محدود به فضاهای بسته نیست و ما پس از ورود به این فضا، ابتدا وارد یک دالان‌هایی می‌شویم که خیلی سریع منتقل می‌شویم به ایندیده‌امیای بعدی، یعنی واقعا به کسری از ثانیه، شما فلش می‌زند و انجا هستید. بعد شما خودتان را در یک فضا و زمان دیگر حس می‌کنید و می‌بینید.گاهی این فضا، یک فضای بسته است و گاهی یک فضای باز مثلا کنار دریا، در کوه و جنگل، در صحرا، کوچه‌ها و خیابان‌های ناشناخته. برای من، معمولا صدای یک راوی به وضوح وجود دارد که مرا در طول مسیر یا زمانی که سپری و تجربه می‌شود هدایت می‌کند و به پیش می‌برد.

در مورد سوال دوم که به نظرم خیلی مهم است لازم است یک مقدمه‌ی خیلی مهم‌تر را اینجا داشته باشیم. هر دو موضوع جهان‌های موازی و مفهوم تکنولوژی بلاکچین، مفاهیم بسیار نو و تازه‌ای هستند دانش و اطلاعات من در حد خیلی زیادی نیست، شاید بتوان گفت جمع چندین کتاب و صدها مطلب و مقاله. در فاصله‌ی ۴۲ سال گذشته، من یک بار حساب و کتابی کردم، حدود ۳۰۰ هزار ساعت مطالعه مداوم و مستمر و پژوهش و نگارش در بیشتر از سی رشته‌ی مشخص و معین تحصیلی، برخی این را که می‌گویم، می‌آیند و سوال می‌کنند که مثلا فلان رمان را خوانده‌اید یا فلان داستان، فلان نقد و ... را چی؟! آیا خوانده‌اید؟ اینها با روش و منش من سازگار نیست. من برای سیر مطالعات و پژوهش‌هایم به یک طرح یا پلن اصلی رسیده‌ام، مساله و سوالی مطرح می‌شود یا این که خودم مطرح می‌کنم، بعد برای درک بهتر سوال و یا پاسخ به آن وارد فاز جستجو و مطالعه و پژوهش می‌شوم. حالا ممکن است این وسط یک رمان یا داستان یا شعری هم بخوانم، اما سیر مطالعاتی من اغلب برای یافتن پاسخ به سوالات متداول خودم و دیگران است. در این مسیر هر انچه که بتوانم بیابم، مطالعه می‌کنم و تنها از مهمترین دانشمندان و پژوهشگران و نویسندگان، نام و یادداشتی برمی‌دارم برای مراجعات بعدی، شما در سایتم با برخی از این یادداشت‌ها مواجه شده یا می‌شوید که به عنوان یکی از صدها یادداشت، آنلاین می‌شود. مطلب دیگر این است که برخی از این مطالب که عنوان می‌شود، فقط از من است و پیش از آن ندیده‌ام کسی چنین مطلبی گفته باشد یا نوشته باشد. البته الان در فضای اینترنت، با این تعداد سایت و وبلاگ و شبکه‌ها و رسانه‌های اجتماعی تقریبا همه چیز ممکن است و با این تعداد از افرادی که امروز به اینترنت متصل می‌شوند و استفاده می‌کنند، واقعا به سختی می‌توانیم از افکار و اندیشه‌ها و ایده‌هایمان محافظت کنیم.با همین سطح از دانشی که دارم با قدرت می‌توانم بگویم که تکنولوژی بلاکچین در حال و آینده ما نقش بسیار اساسی خواهد یافت و ایفا خواهد کرد.

اجازه دهید که ابتدا یک تعریف خیلی مختصر از این فن‌آوری داشته باشیم به این مفهوم برسیم که بلاکچین چیست. شما تصور کنید، جعبه‌هایی پیش روی خودتان دارید‌ این باکس‌ها و بلوک‌ها هر کدام مملو از تمام دانش و اطلاعات ما در یک زمینه یا زمینه‌های مختلف است. یک سوال مطرح می‌شود، یا این که یک مساله مطرح می‌شود. این سوال یا مساله را به جعبه‌ی اول می‌دهیم و درون این جعبه، فعل و انفعالاتی انجام می‌شود، حساب و محاسبه‌هایی انجام می‌شود که بر اساس آن تفکرات و اندیشه‌ها، بر اساس آن دانش منحصربفرد، آن اطلاعات، آن فرمول ریاضی، ان معادلات، جعبه، پاسخ را می‌یابد و مساله را حل می‌کند. حاصل یافته‌ها در زنجیره‌ای از بلوک‌ها ثبت و منتقل می‌شود، حال بگذارید یک مثال بزنم، پاداش ۱۴۰ بلوک یا باکس مطالعاتی می‌شود یک بیت‌کوین، که کلی برای ان برق مصرف شده است تا به دست آید. این بیت‌کوین یک مایملک یا دارایی است که منحصربفرد و قابل انتقال است به صورت دیجیتالی. ما پیش از این، یعنی دقیق‌تر بگویم پیش از ۲۰۰۸ میلادی در فضای اینترنت، فقط می‌توانستیم داده‌ها و اطلاعات دیجیتالی را روی این فضا و بستر منتقل کنیم، اما از بعد از ۲۰۰۸ میلادی و ارائه‌ی مفهوم تکنولوژی بلاکچین، انسان توانست به صورت برخط یا آنلاین «ارزش» تولید کند و آن را با امنیتی فوق‌العاده بالا و غیر قابل هک منتقل کند. این خلاصه‌ای ساده برای درک مفهوم بلاکچین است. اکنون از این فن‌آوری منحصربفرد برای تشخیص هویت، برای تولید رمزدارایی‌ها، رمزارزها، و حتی برای رای دادن و ...‌ استفاده می‌شود.

از سوی دیگر ما یک بحث دیگر داشتیم که من در جلسات گذشته به ان پرداختم و شرح دادم که برخی از فیزیکدانان الان بحث جهان‌های بسیار یا جهان‌های موازی را با مکانیک کوانتومی بخوبی و به نوعی اثبات می‌کنند. یعنی شرح می‌دهند که مکانیک کوانتومی می‌تواند این بحث را مورد حمایت قرار دهد که یعنی بنابر این در همین لحظه، نسخه‌های بیشماری از من «فراتر» وجود دارد که در جهان هستی پخش هستند. حال من چه می‌گویم؟! معتقدم و می‌گویم «ممکن است جهان‌های موازی به شکل بلاکچین، زنجیره‌هایی از بلوک‌هایی به هم مرتبط باشند برای شناسایی، شکل‌دادن یا تشخیص هویت واقعی ما.- تابان‌‌ خواجه‌نصیری - ۲۰۲۱» بر اساس مکانیک کوانتومی ما می‌توانیم در بیشمار جهان موازی وجود داشته باشیم. در «بلوک آفرینش» ما ابتدا به ساکن، یک سوال یا مساله برای ما و یا آن بلوک مطرح می‌شود، بلوک اول که موفق به حل مساله شود، حاصل را به عنوان پاداش در اختیار بلوک (یا جهان موازی) بعدی قرار می‌دهد، پس از تعداد مشخصی از بلوک‌ها، ما به یک «ارزش» بسیار گرانبها دست می‌یابیم که این می‌تواند شناخت یا درک بهتر ما از خودمان و جهان پیرامون‌مان باشد. به عبارت دیگر ...

متاسفانه شما مشترک دیجیتالی ما نیستید ... برای یکسال آبونمان دریافت یادداشت‌های تابان خواجه‌نصیری کافی است با آدرس پست الکترونیک tkhnassiri@gmail.com به صورت مستقیم مکاتبه کنید و درخواست برای دریافت مقالات را ارسال کنید.


متونی که به این ترتیب اینجا در سایت قرار می‌گیرد و یا در ایمیل‌ها برایتان ارسال می‌شود «کپی‌رایت» دارند. لطفا بدون اجازه کتبی و هماهنگی قبلی در نشریه چاپی و یا سایت یا وبلاگ آنلاین خود منتشر نکنید.






در روایتی از کار از راه دور: در آلمان از هر چهار نفر یک نفر دورکاری می‌کند

به گزارش سایت صدای آلمان (16Feb2021) :بر پایه تحقیقی تازه تقریبا یک چهارم شاغلین در آلمان در ماه ژانویه دورکاری کرده‌اند. آیین‌نامه جدید کار از خانه به تدریج در آلمان تأثیرات خود را نشان می‌دهد. کارشناسان اما در دورکاری پتانسیل بیشتری می‌بینند. «اینجا»


آینده‌پژوهی: ابرپیش‌بین‌ها: هربرت الكساندر سایمون

بحرالعلوم (Polymath) هربرت الكساندر سایمون (Herbert A. Simon) اقتصاددان، دانشمند علوم سیاسی و روانشناس شناختی آمریكایی كه علاقه و فعالیت‌های اصلی وی در حوزه‌ی مطالعه و تحقیق در زمینه‌ی تصمیم‌گیری در درون سازمان‌ها بود و بیشتر به دلیل نظریه های "عقلانیت محدود" و "جلب رضایت" شناخته می‌شود، در سال ۱۹۶۵ بر این باور بود که ما تنها بیست سال با دنیایی فاصله داریم که ماشین‌ها بتوانند "هر کاری را که انسان می‌تواند انجام دهد" انجام دهند، در آن سال‌ها، مردم این را نوعی خوش‌بینی ساده‌لوحانه می‌پنداشتند! اکنون اما وضع واقعا تفاوت کرده است چرا که ما کارشناسانی داریم که سی سال است دارند روی هوش مصنوعی کار می‌کنند.


آینده‌پژوهی: ابرپیش‌بین‌ها: «کارشناسان آگاه نتایج را پیش‌بینی می‌کنند» پُل میل

سال ۱۹۵۴، یک روانشناس برجسته، پل اوِرِت میل (Paul Everett Meehl) کتاب کوچکی نوشت که سر و صدای زیادی به پا کرد. (پیش‌بینی بالینی در مقابل پیش‌بینی آماری (مینیاپولیس: انتشارات دانشگاه مینه سوتا ، ۱۹۵۴) در این کتاب این روانشناس سرشناس بیست مورد پرونده را مورد مطالعه و بررسی قرار داد که حاصل این مطالعات نشان می‌داد «کارشناسان آگاه نتایج را پیش‌بینی می‌کنند».


آینده‌پژوهی: ابرپیش‌بین‌ها: فیلیپ ای. تتلاک: آینده‌نگری امری واقعی است

آینده‌نگری امری واقعی و امکان‌پذیر است. ... آینده‌نگری محصول روشهای خاص تفکر، جمع‌آوری اطلاعات، به روزرسانی باورها است و هر فرد باهوش، متفکر و مصممی می‌تواند این عادات‌ فکری را یاد بگیرد و پرورش دهد. ... به طور کلی، ابرپیش‌بینی به تفکری با ذهن باز، دقیق، کنجکاو و مهمتر از همه - به خودانتقادی و تمرکز نیاز دارد. - فیلیپ ای. تتلاك

فیلیپ ای. تتلاك (Philip E. Tetlock) نویسنده علوم سیاسی كانادایی - آمریكایی، در حال حاضر استاد دانشگاه آننبرگ در دانشگاه پنسیلوانیا است. وی در سال ۲۰۱۹ به عضویت انجمن فلسفی آمریکا انتخاب شد.


از میان عکس‌های تاریخی: عکسی قدیمی اما رنگی شده از نیکولا تسلا



آشنایی با خیریه مردم‌ نهاد «آبشار عاطفه‌ها»

  تابان خواجه‌نصیری در حالی که شما مشغول استفاده از اینترنت و خواندن این متن‌ها و مطالب این سایت بودید، درست زمانی که من داشتم این پژوهش‌ها را انجام می‌دادم و این متن‌ها و مقالات و نوشته‌ها را می‌نوشتم، حتی درست زمانی که در حال نوشتن همین متن بودم، بسیاری از ایتام و نیازمندان و عزیزان هموطن‌مان که مبتلا به بیماریهای خاص و صعب‌العلاج، در حال گذران همین روزهای زندگی با درد و رنجی فراوان و چه بسیار ناله‌های شبگیر مداوم و بی وقفه‌ بوده‌اند. این عزیزان نیاز مبرم به توجه و مراقبت‌های دائم، ویژه و پرهزینه دارند.

از هر فرصت و از هر امکانی که در اختیار دارید برای کمک به بیماران خاص دریغ نکنید. اگر توانایی مادی و معنوی‌اش را دارید و دست‌تان می‌رسد، برای کمک و یاری رساندن، فردا دیر است، همین حالا، همین امروز اقدام کنید!

خیریه آبشار عاطفه‌ها
آدرس دفتر مرکزی : مشهد - خیابان ابوطالب - بین ابوطالب ۱۷ و ۱۹

تلفن تماس ۳۷۱۳۷۲۹۲-۰۵۱

برای مطالعه و کسب اطلاعات بیشتر در مورد این خیریه و جهت کمک‌های مادی و معنوی‌تان همین حالا اقدام کنید.




اعلاميه کپی رايت سايت وب اف ای کيو تی دات کام

  • كليه حقوق مادي و معنوي مطالب منتشر شده در سايت وب اف ای کيو تی دات کام و وبلاگ های گرداب گسترده گيتی متعلق به آقای تابان خواجه‌نصيری است.
  • هرگونه توليد مجدد، تكثير، توزيع و انتشار مطالب ومقالات مندرج در اين سايت به منظور استفاده تجاري به هر شكل، اعم از الكترونيكي، چاپي و غيره ممنوع ، و متخلفين تحت پيگرد قانونی قرار خواهند گرفت.
  • استفاده از مطالب اين سايت در ساير رسانه‌ها اعم از الكترونيكي، چاپي ، صوتی و تصويری و غيره با ذكر منبع به صورت كامل و واضح (ذکر کامل نام و آدرس اينترنتی «سايت وب اف ای کيو تی دات کام» و نام نويسنده) آزاد است.
  • سايت‌ها و وبلاگهای اينترنتي فقط مي توانند با ذکر شرح مختصری از موضوع مقاله يا مقالات مندرج در اين سايت به صفحه مقاله يا مقالات مورد نظر لينك بدهند و درج کامل مقالات و مطالب اين سايت در سايت ها و وبلاگها و انجمن های متفرقه نقض صريح کپی رايت و ممنوع است.

 
 

© Copyright 1998 - 2019, Taban Khajeh Nassiri. All rights reserved.

اعلاميه کپي رايت ما