- www.webfaqt.com -
                                 خوش آمديد
                              به سايت رسمي 
                            تابان خواجه نصيري  
   نويسنده، مترجم، روزنامه نگار، پژوهشگر و سخنران  
            در زمينه هاي بازاريابي، بازاريابي اينترنتي   
                 بازاريابي از طريق پست الكترونيك 
  تجارت الكترونيك، مهارت هاي عصر اطلاعات و ارتباطات
  taban Khajehnassiri on Facebook    Tehran - Iran صفحه اول   درباره ما   مقالات   سمینارها   نظرات شما   تماس   وبلاگ    
 
آگهی


آگهی ها
ترجمه کلیه متون، فنی و تخصصی

انگلیسی و فارسی



تلفن :

۰۹۱۰-۹۷۵۹۸۶۹





آگهی
هيچ تصور مي‌كرديد كه يك صدف كوچك بتواند يكي از بزرگترين آموزگاران مدرسه‌ی زندگي ما باشد؟ مي‌پرسيد چطور؟
كتاب «به خودت كمك كن، چون هيچ كس اين كار را نخواهد كرد»، نوشته پرفسور كورت تپرواين پاسخ اين سوال را مي‌دهد. تمرينها و تمركزهايي كه در اين كتاب آمده نشان مي‌دهند كه چگونه به اعماق درون خود نفوذ كرده، هر لحظه از زندگي مان را به ثمر برسانيم و هرگز نگذاريم ترس يا عصبانيت بر وجود ما چيره شود. كتاب موجود، افق‌هاي جديدي در پيش روي ما مي‌گستراند و نشان مي‌دهد چگونه از كمترين‌ها ، بيشترين‌ها را به دست آوريم.

مي‌خواهيد از يك صدف كوچك درس‌ها بگيريد؟ اين كتاب را بخوانيد!

Taban Khajehnassiri on Facebook  Taban Khajehnassiri on Twitter 

برای تماس با ما، عضویت در خبرنامه‌های رایگان سایت و طرح سوالات و نظرات ‌تان می‌توانید از این فرم و دیگر فرم‌های سایت استفاده کنید : 

نام شما :          

پست الکترونیک شما:
نظرات و سوالات شما:


كدي را كه در تصوير ملاحظه مي‌كنيد با دقت وارد نماييد
(دقت كنيد كه گزينه پذيرش كوكي در مرورگر شما از قبل فعال باشد)

Code Image - Please contact webmaster if you have problems seeing this image code Load New Code
Powered by Web Wiz CAPTCHA version 2.01
Copyright ©2005-2006 Web Wiz Guide



مجموعه مقالات

آگهی
«هنر رابطه» نوشته پروفسور كورت تپرواين، كتابی است كه با خواندن آن اگر به مرور زمان، رهنمودهای آن را بپذيريد و بكار گيريد می‌توانيد از ايجاد علل بسياری از ناهماهنگی‌ها و اختلافات با يارتان پيشگيری كنيد. چرا كه در می‌يابيد دست‌يابی به عشق واقعی يك روزه ممكن نيست بلكه پروسه‌ای است كه رسيدن به آن تلاش و ممارست می‌طلبد. با خواندن اين كتاب كه به زبانی ساده و ملموس نوشته شده است خواهيد ديد كه همه‌ی ما انسان ها در روابط‌مان دچار مشكلاتی كمابيش مشابه‌ می‌شويم كه دارای راه‌حل‌هايی كمابيش مشابه هستند!

تعلل نكنيد! اين كتاب تجدید چاپ شده است و هم اكنون انتشارات نسل نو انديش آن را به قيمت 3800 تومان به بازار عرضه داشته است. براي سفارش آن همين امروز اقدام كنيد!




وقتي مي گوييم مقالات كپي رايت دارند يعني چه؟
تابان خواجه نصيري

اخيراً مطلع شديم كه برخي از سايت ها خصوصاً سايت هاي ايراني، عليرغم تذكرات متعدد ما مبني بر رعايت كامل حقوق مولفين و مترجمين و همينطور كپي رايت سايت هاي وبي كه بر روي اينترنت قرار دارند، اقدام به درج مقالات من بر روي سايت هاي خودشان نموده اند. اين گونه اقدامات غيراخلاقي است و دامن زدن است به بي قانوني شايع و تخلف از حقوق حقه نويسندگان و مترجمين در ايران و اينك در فضاي گسترده اينترنت. اگر از همين ابتدا در مقابل اينگونه حركات از خود واكنش نشان ندهيم و سكوت كنيم ما نيز به آن كمك كرده ايم.


عكس ها، تصاوير، آيكون ها و كلاً همه مطالب و مقالاتي كه بر روي اينترنت قرار مي گيرند كپي رايت دارند. وقتي مي گوييم كپي رايت دارند، يعني چه؟ ما براي قشنگي صفحات وب مان در انتها و پايين هر صفحه ننوشته ايم :
© Copyright 1998 - 2003, Taban Khajeh Nassiri. All rights reserved.

اين عبارات، اگر چه به زبان انگليسي است، اما معني و مفهومي دقيق و كاربردي دارد. آنان كه حد و مرز و دامنه اي براي رعايت حق و حقوق افراد خصوصاً نويسندگان بر روي اينترنت نمي دانند چگونه مي خواهند روزي از حق و حقوق خودشان دفاع كنند. اگر ما آمده ايم و مقالات و نوشتته هايمان را بر روي اين فضاي گسترده الكترونيكي قرار داده ايم، اگر وقت گذاشته ايم و گزارشي را تهيه كرده ايم و آن را بر روي اينترنت قرار داده ايم،‌ اگر حتي با متن هايمان صراحتاً نوشته ايم كه «مقالات رايگان» قطعاً منظورمان اين نبوده است كه شما مي توانيد هر كاري كه دلتان خواست با مقالات و نوشته هايمان بكنيد! نوشته ها و مقالات و كلاً هر چيزي كه بر روي اينترنت قرار مي گيرد الزاماً Public Domain يا رايگان براي همه نيست. آنچه مسلم است اين است كه اين مطالب و مقالات براي صاحب اثر محترم است و حق و حقوق آن نيز متعلق به صاحب اثر، يا نويسنده است، قطعاً چنين است و بايستي كه چنين باشد، اما آن مقاله يا مقالات براي درج در يك سايت مشخص و معلوم نوشته شده است و اگر قرار باشد در جاي ديگري - كتاب يا مجله و يا بر روي اينترنت نيز قرار گيرد، اولاً بايستي بي كم و كاست و تغيير (يا سانسور) و حتماً با كسب اجازه از نويسنده يا صاحب اثر باشد - و حقوق مادي اثر به صاحب اثر پرداخت شود - ثانياً بايستي قواعد و الزامات درج، چاپ و انتشار آن مطلب يا مقاله يا تصوير يا فيلم، به صورت كامل رعايت شود، ثالثاً نام نويسنده (byline) و آدرس اينترنتي (پست الكترونيك و آدرس سايت منبع) بايستي به صورت لينكي فعال قرار گيرد و اگر مقاله اي داراي Resource Box است كه معمولاً در انتهاي مقالات آمده است، بايستي به طور كامل درج شود. هر نويسنده اي براي مقاله يا مطلب و گزارشي كه تاليف يا تهيه و تنظيم كرده است شرايطي براي چاپ يا چاپ مجدد آن به صورت الكترونيكي يا غير الكترونيكي دارد كه بايستي محترم شمرده شود و رعايت گردد.

اخيراً مطلع شديم كه برخي از سايت ها خصوصاً سايت هاي ايراني، عليرغم تذكرات متعدد ما مبني بر رعايت كامل حقوق مولفين و مترجمين و همينطور كپي رايت سايت هاي وبي كه بر روي اينترنت فعاليت دارند، با ناديده گرفتن شرايط و الزامات اصلي و اساسي من به عنوان نويسنده، حذف بخش هايي از مقاله، عدم لينك به سايت منبع (همين سايت - webfaqt.com ) و ناديده گرفتن Resource Box در انتهاي مقالات، اقدام به درج مقالاتي از من بر روي سايت هاي خودشان نموده اند. از نظر من، اين گونه اقدامات غيراخلاقي است حتي اگر نام مرا زير مقاله آورده باشند، اين گونه اقدامات غير مسئولانه است و دامن زدن است به بي قانوني شايع و تخلف از حقوق حقه نويسندگان و مترجمين در ايران و اينك در فضاي گسترده اينترنت. مسلماً اگر از همين ابتدا در مقابل اينگونه حركات از خود واكنش نشان ندهيم و سكوت كنيم ما نيز به رواج آن بي قانوني كمك كرده ايم.

آنچه در بالا به آن اشاره شد اولين و تنها تجربه من در رابطه با زير پا گذاشته شدن حق و حقوق من به عنوان خالق يك اثر نبوده است.

17 سال پيش، اشعار و ترانه هايي را ساختم و آنها را براي اجراي گيتار تنظيم كردم و به صورت آماتوري خواندم و ضبط كردم، در آن سالها، به دليل اينكه موسيقي پاپ در ايران ممنوع بود، هيچ راهي براي ضبط حرفه اي و ثبت و كسب مجوز براي انتشار آن وجود نداشت، چند سال پيش كه رفته رفته قوانين حاكم بر موسيقي پاپ متحول شد، براي دريافت مجوز به اداره ارشاد مراجعه كردم و در دو مرحله به من - صاحب اثر -مجوز ندادند و پرونده ما با شماره اي ثبت در بايگاني شد. چندي بعد شنيديم كه در كيش آن ترانه و ترانه ها را مي خوانند بي آنكه نامي از صاحب اثر ببرند، آقاي هومن بختياري در پارك شفق و فرهنگسراي ابن سينا آن ترانه را اجرا مي كند و اخيراً خواننده ديگري به نام «وحيد حاجي تبار» آن ترانه (به نامي ديگر - «توي مهتاب») را با دست بردن در شعر و كلام و تغيير دادن ريتم آهنگ در كاستي به نام «عشق هاي دروغين» روانه بازار كرده است. در نامه اي سرگشاده - كه رونوشت آن براي روزنامه همشهري و خبرگزاري جمهوري اسلامي ارسال شد) به مدير وقت مركز موسيقي نوشتم كه آيا پس از گذشت 17 سال وقت آن نرسيده كه صاحب اثر مجوز اين ترانه و ترانه هاي ديگرش را داشته باشد؟ - وقتي از «وحيد» پرسيدم كه آيا مي داني شعر اصلي و آهنگ اصلي اين ترانه را كه «بازخواني! كرده اي» چه كسي سروده و ساخته است، او با اطمينان به گفت كه «بلي... اين ترانه از آرتوش - خواننده ي سالها پيش از انقلاب - است.»! - حالا بگرديد آرتوش را پيدا كنيد! - اين ها همگي ترفند هايي است كه بخوبي مي شناسيمش. «بازخواني» از «اثري كه هيچگاه مجوز انتشار نگرفت» يعني ناديده گرفتن «صاحب اثر» يعني پايمال كردن حق صاحب اثر وقتي از او نامي نبرند! براي اينكه حق و حقوقي را پرداخت نكنند، براي اينكه اعتباري را ناديده بگيرند، براي اينكه راحت تر به عوام فريبي خودشان ادامه دهند چنين مي كنند و خوب مسلماً اين خرجش كمتر است. - بار ديگر، براي سومين بار، مجموعه اي از اشعار و ترانه هايم را براي گرفتن مجوز تسليم وزارت ارشاد كرده ام. اگر روزي بتوانم كاستي از آهنگ هايم را منتشر كنم، مسلماً خوانندگانم، اولين كساني خواهند بود كه خبرش را خواهند شنيد.

در عين ناباوري، واقعاً جاي شكرش باقي است كه در اين روزگار «گرداب گسترده گيتي» اگر چه اسمي از سايت اينترنتي ام نبرده اند، اگر چه نگفته اند كه كيستم و چيستم و چه كرده ام، حداقل نام مرا زير مقاله ام نوشته اند! خدايا شكر.





در فكر حضوري موفق بر روي اينترنت هستيد اما هيچ از بازاريابي و ابزارهاي اينترنتي نمي دانيد، وبلاگ يا سايتي داريد كه مدتهاست فقط داريد براي آن هزينه مي‌كنيد خلاصه اينكه آن درآمدي كه انتظارش را داشته‌ايد را هنوز نتوانسته ‌ايد به دست آوريد. ما مي‌توانيم به شما كمك كنيم. براي شركت در سمينارهاي خصوصي / گروهي بازاريابي اينترنتي و دريافت خبرنامه‌هاي رايگان تابان خواجه نصيري همين امروز با شماره تلفن / فكس 44104518 در تهران و يا از طريق فرمهاي سايت تماس بگيريد.

 
 

© Copyright 1998 - 2015, Taban Khajeh Nassiri. All rights reserved.

اعلاميه کپي رايت ما